توجه : تمامی مطالب این سایت از سایت های دیگر جمع آوری شده است. در صورت مشاهده مطالب مغایر قوانین جمهوری اسلامی ایران یا عدم رضایت مدیر سایت مطالب کپی شده توسط ایدی موجود در بخش تماس با ما بالای سایت یا ساماندهی به ما اطلاع داده تا مطلب و سایت شما کاملا از لیست و سایت حذف شود. به امید ظهور مهدی (ع).

    یک داستان تخیلی با موضوع رنگین کمان

    1 بازدید

    یک داستان تخیلی با موضوع رنگین کمان را از سایت پست روزانه دریافت کنید.

    انشا درباره رنگین کمان

    انشا درباره رنگین کمان

    انشا درباره رنگین کمان

    انشا درباره رنگین کمان

    تحقیق مقاله یا انشا درباره رنگین کمان

    تا به حال به هفت رنگی که خداوند پس از باران بر آسمان بوم نقاشی دنیا می نگارد؛ توجه کرده اید؟!

    ر نگین کمان جلوه شگفت آوری از طبیعت است که موقع بارش نم نم و یا پس از بارندگی دیده می‌شود.

    در قدیم مردم خرافی رنگین کمان را نشانی از شور بختی می‌پنداشتند.

    و خیال می‌کردند، رنگین کمان پلی است برای بالا رفتن ارواح و زمانی که آنرا می‌دیدند گمان می‌کردند شخصی در آستانه مرگ است…!

    این منظره زیبا از شکستن نوری که از میان قطرات باران گذشته است، پدید می‌آید.

    در اینجا قطرات باران هر کدام نقش منشوری را دارند. که نور خورشید را تجزیه و بازتاب می کند و باعث تفکیک رنگها بصورت مرتب و شکل هندسی زیبایی می‌شوند.

    می‌دانیم که نور سفید ترکیبی از هفت رنگ است که بوسیله منشور و … تجزیه می‌شود

    همان طوری که در منشور ، نوری که کمترین طول موج را دارد (بنفش) بیشتر منحرف می‌شود

    لذا رنگ بنفش با حداکثر انحراف در پایین طیف قرار می گیرد و رنگ قرمز که بیشترین طول موج را دارد، در بالای کمان دیده می‌شود.

    ترتیب رنگها بصورت زیر است: قرمز ، نارنجی ، زرد ، سبز ، آبی ، نیلی ، بنفش

    طیف به گونه ای می باشد که نمی توان مرز بین دو ناحیه رنگی را مشخص کرد.

    در ترتیب رنگی فوق ضریب شکست و زاویه انحراف رفته رفته زیادتر شده و طول موج بتدریج کاهش می‌یابد.

    انشا درباره رنگین کمان

    اغلب رنگین کمان موقعی دیده می شود که هم باران می‌بارد، و نیز از سوی دیگر خورشید می‌تابد و ما نیز بین این دو قرار گرفته‌ایم.

    یعنی خورشید باید از پشت سر ما بتابد و باران هم در جلوی روی ما ببارد.

    در این حالت نور خورشید از پشت سر ما به قطرات باران می‌رسد، این قطرات نور را تجزیه کرده و آنرا به شکل نوارهای رنگین درمی‌آورند(تجزیه نور).

    برای وقوع این پدیده ، خورشید ، چشم ناظر و وسط قوس رنگین کمان باید هر سه در یک امتداد مستقیم قرار گرفته باشندوخورشید باید بدرخشد.

    پس اگر خورشید در آسمان خیلی بالا باشد، هرگز چنین خط مستقیمی درست نمی‌شود، از اینرو رنگین کمان را تنها در صبح زود و یا موقع عصر می‌توان دید.

    و خورشیدبایدپشت سر ما باشد و سوم این که باید قطرات آب در هوا، در جلوی ما باشد.

    به این ترتیب نور خورشید به قطرات آب می تابد، قطرات آب که مثل منشور ریزی عمل می کنند

    نور را خم می کنند یا می شکنند و به رنگ هایش تجزیه می کنند.

    در واقع شعاع های نور دو بار خم می شود.

    یک بار هنگامی که شعاع های نور وارد قطرات آب می شوند خم می شوند.

    سپس در پشت قطرات منعکس می شوند و دوباره خم می شوند. این در شرایطی است

    که قطرات آب وجود دارد.

    هر قطره تنها یک رنگ نور را منعکس می کند.

    بنابراین باید قطرات آب خیلی زیادی وجود داشته باشد تا یک رنگین کمان کامل تشکیل شود.

    شما واضح ترین رنگین کمان ها را موقعی می بینید که قطرات آب بزرگ هستند

    که معمولاً درست بعد از یک رگبار باران است.

    موضوع جالب توجه ، این است

    که اگر دو نفر کنار هم ایستاده باشند، یک رنگین کمان واحد را نخواهند دید.

    این قوس هفت رنگ ، کمان دایره‌ای می‌باشد، که سایه سر ناظر مرکز آن دایره است.

    پس بسته به جای هر فرد و فاصله او تا قطرات باران ، کمانهای متفاوتی خواهیم داشت

    و هر کس رنگین کمان مخصوص خودش را خواهد دید.

    منبع مطلب : enshasara.ir

    مدیر محترم سایت enshasara.ir لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

    رنگین کمان خیالی

    رنگین کمان خیالی

    «نیگی و رویاهای رنگی»

    نویسنده: بنیامین سومر هولدر

    مترجم: شیما الهی

    ناشر: نیستان، چاپ اول

    24 صفحه؛ 9000 تومان

    *****

    کودکان در سنین قبل از دبستان علاقه بسیار زیادی به بازی‌ها و موضوعات تخیلی دارند. زندگی یک کودک در سن قبل از مدرسه، از محدودیت‌های بسیار تشکیل شده، او بر‌اساس نظر والدین خود زندگی می‌کند. در واقع کودک به بازی‌های خیالی علاقه دارد، زیرا می‌تواند آن‌طور که می‌خواهد باشد و زندگی کند؛ خارج از قید و بندها و محدودیت‌هایی که والدین برای او تعیین کرده‌اند.

    خیال‌پردازی در هر سنی، ممکن است وجود داشته باشد اما معمولاً از خردسالی و سنین قبل از دبستان آغاز می‌شود. هنگام خیال‌پردازی، کودک به صورت موقتی از دنیای اطراف جدا می‌شود و درگیر تخیل‌هایی می‌شود که شامل آرزوها و احساسات خوب است. نمی‌توان گفت خیال‌پردازی، رفتاری بیمارگونه است بلکه برعکس کودکانی که خلاق‌ترند یعنی تفکر تصویری بهتری دارند، خیال‌پردازی بیشتری می‌کنند.

    همین‌طور عادت به مطالعه و تاثیر آن در کودکی و نوجوانی پایدار است. بسیاری از دانشمندان و روان‌شناسان معتقدند که اساس و زیربنای شخصیت انسان در سال‌های اول زندگی پایه‌گذاری می‌شود و آموخته‌های این دوران، تاثیر عمیقی بر آینده زندگی فرد دارد. بنابراین اگر مطالب خواندنی مفید و سازنده در اختیار کودکان و نوجوانان قرار گیرد و آن‌ها از همان سنین کودکی به مطالعه عادت کنند، راه و رسم زندگی را خواهند آموخت و تحت تاثیر داستان‌ها و کتاب‌های آموزنده، به رشد و تعالی خواهند رسید و در آینده نیز برای حل مشکلات خود از کتاب کمک خواهند گرفت.

    در نتیجه هم خیال‌پردازی و هم کتاب‌خوانی در کودکان تاثیر بسزایی در رشد و شکل‌دهی شخصیت کودک دارد.

    «نیگی و رویاهای رنگی» نوشته‌ی «بنیامین سومر هالدر»، ترجمه‌ی «شیما الهی» و مناسب گروه سنی «ب» است. این کتاب، داستان بچه‌شبح کوچکی است که دوست دارد مثل بچه‌‌ آدم‌ها خواندن و نوشتن بیاموزد و اما برای خواندن دچار مشکلاتی می‌شود. این کتاب برنده‌ی جایزه‌ی زیباترین کتاب سوئیس در سال ۲۰۱۱ شده است. نیگی، بچه شبح کوچولو، شب تولدش یک کتاب از خاله آبل هدیه گرفت. وقتی خاله کتاب را به نیگی داد، فقط گفت: «امیدوارم از خوندنش لذت ببری! نیگی هنوز خیلی کوچک بود، اما بچه آدم‌ها از همین سن خواندن را یاد می‌گیرند، بچه شبح‌ها هم همین‌طور. نیگی فکر کرد: اما یه مشکل هست! کتاب، از صفحه اول تا صفحه آخر یک دست سفید بود.

    در بخشی از کتاب آمده است:

    توی مدرسه چند‌تا از شبح‌های هم‌کلاسی‌ش را دید که هر کدام کتابی زیر بغل داشتند. نیگی از دیدن آن‌ها عصبانی شد و گفت: فقط می‌خوان پز بدن!

    وقتی به خانه برگشت، تصمیم گرفت یکی از مهارت‌های قدیمی شبح‌ها را امتحان کند، تا شاید جز صفحات خالی چیزی ببیند. اسم آن مهارت خواب مصنوعی بود…

    منبع مطلب : www.alef.ir

    مدیر محترم سایت www.alef.ir لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

    داستان کودکانه: ماهی رنگین کمان و دوستانش

    داستان کودکانه: ماهی رنگین کمان و دوستانش

    قصه کودکانه,قصه برای کودکان

    ماهی رنگین کمان و دوستانش

    ماهی رنگین کمان و دوستانش توی کلاس نشسته بودند. خانم هشت پا، آموزگار ماهی ها گفت: « بچه ها امروز روز تازه ای به کلاس ما می آید که اسمش فرشته است. او و خانواده اش تازه از آب های غربی به این جا آمده اند.» ماهی پفی در حالی که باله هایش را تکان می داد، گفت: « من هم قبلاً آن جا زندگی کرده ام.»

    خانم هشت پا گفت: « چه خوب! من تا به حال آنجا را ندیده ام و خیلی دوست دارم درباره اش بیشتر بدانم. ماهی پفی ممکن است برای ما تعریف کنی؟»

    ماهی پفی گفت: « آنجا خیلی عجیب و غریب است. رنگ آب ارغوانی و پر از گیاهان خیلی بزرگی است که تا سطح آب رشد کرده اند. سنگ های خیلی بزرگی هم دارد.»

    خانم هشت پا گفت: « چه جالب! به به! دوست تازه مان هم آمد. سپس فرشته را نزدیک خود آورد و گفت: « بچه ها این فرشته است. » فرشته به همه سلام کرد.

    خانم هشت پا به او گفت: « فرشته جان اگر ممکن است از جایی که آمدی، بیشتر برای بچه ها بگو. »

     فرشته گفت: « جایی که من بودم با این جا خیلی فرق ندارد، به جز اینکه آب های آن جا سبز رنگ و رویایی است. خیلی هم شفاف و تمیز.»

     ماهی رنگین کمان به فرشته گفت: « ولی من فکر می کردم آب آن جا ارغوانی است! »

    فرشته گفت: « نه اینطور نیست. » در همین لحظه همه ماهی ها با ناراحتی به ماهی پفی برگشتند. ماهی پفی فریاد زد: « منظورم این بود که وقتی خورشید در آن جا غروب می کند، آب ارغوانی می شود.»

    خانم هشت پا با مهربانی به ماهی پفی گفت: « عیبی ندارد. من هم مثل تو، داستان های عجیب را دوست دارم. »

    بعد از ناهار همه ماهی ها به طرف کشتی غرق شده رفتند تا در کنار بازی کنند. زردک به ماهی پفی گفت: « برای فرشته تعریف کن که کشتی چه جوری غرق شده.» همه ماهی ها دور ماهی پفی جمع شدند و یک صدا با هم گفتند: « زود باش! تعریف کن.»

    ماهی پفی گفت: « شبی تاریک و طوفانی بود. کشتی بار سنگینی را با خودش می برد. برای ادامه مسیر، ناخدا می بایست از بار آن کم کند، پس فرمان داد...»

    ناگهان فرشته با هیجان گفت: « بارهای روی عرشه را به دریا بیندازید!» بعد با خجالت رو به ماهی پفی کرد: « معذرت می خواهم که حرفت را قطع کردم. آخر من اینجای داستان را دوست دارم.» ماهی رنگین کمان در حالی که تعجب کرده بود از فرشته پرسید: « یعنی تو هم این داستان را شنیده ای؟ »

    فرشته گفت: « بله، این داستان معروفی در مورد کشتی غرق شده ای است که به صخره های پروانه در دوردست برخورد کرده است.» زردک از ماهی پفی پرسید: « ولی تو گفته بودی که این داستان همین جا اتفاق افتاده !»


    مروارید گفت: « اما اینجا که صخره ندارد، پس حرف فرشته درست است.»

    دم تیغی گفت: « به نظر من هم همین طور است.» ماهی رنگین کمان از ماهی پفی پرسید: « راستش را بگو، آیا داستان خیالی برای ما تعریف کرده ای؟»


    در همین لحظه زنگ کلاس زده شد و ماهی پفی، خوشحال، زودتراز همه و با عجله به طرف کلاس شنا کرد. خانم هشت پا در کلاس بعداز ظهر گفت: « بچه های من! درس امروز در مورد سرزمین صدف هاست. تا حالا کسی از شما به این سرزمین زیبا و جالب رفته؟»
    فرشته گفت: « بله، من رفتم.»

    قصه کودکانه,قصه برای کودکان

    داستان کودکانه

     
    ماهی پفی گفت: « من هم همینطور!»


    خانم هشت پا گفت: « عالیه! خب من می خواهم در مورد آن جا بیشتر بدانم. فرشته تو اول بگو.»

    فرشته گفت: « در آن جا به هر طرف که نگاه می کنی پر از صدف است. اگر حتی یک شن خیلی ریز داخل صدف بیفتد، بعد از مدتی به مروارید زیبایی تبدیل می شود. اما پیدا کردن مروارید خیلی سخت است. من حتی یک دانه هم پیدا نکردم.»


    ماهی پفی زود گفت: « اما من یکی پیدا کرده ام!»


    ماهی رنگین کمان با شیطنت گفت: « شاید هم یک دروغ بزرگ بوده!» همه ماهی ها مطمئن بودند که ماهی پفی مرواریدی پیدا نکرده و هیچ وقت به سرزمین صدف ها نرفته است.
     
     ماهی پفی با ناراحتی فریاد زد: « ملی من واقعاً به آن جا رفته ام.»

     در همین لحظه خانم هشت پا با مهربانی گفت: « بچه ها بس کنید. وقتی ماهی پفی می گوید به آن جا رفته ام، پس حتماً رفته است.»


    بعد خانم هشت پا از شاگردانش خواست تا هر کس مرواریدی دارد، فردا آن را به کلاس بیاورد.

    فردای آن روز ماهی پفی گفت: « خانم معلم، من یک مروارید آورده ام.»


    هیچ کدام از ماهی ها حرف او را باور نکردند. اما وقتی ماهی پفی مروارید را جلوی چشم آن ها گرفت، همه گفتند: « وای چه قدر می درخشد.

    قصه کودکانه,قصه برای کودکان

    قصه های کودکانه

      « خیلی هم بزرگ است»

    « تو واقعاً یک مروارید پیدا کرده ای.»

    فرشته هم به ماهی پفی گفت: « این زیباترین مرواریدی است که تا به حال دیده ام! تو تنها ماهی هستی که بیش از اندازه از چیزی تعریف می کنی!»

    ماهی پفی خندید و گفت: « بله همین طور است.»

    فرشته گفت: « من کتاب جالبی درباره داستان های دریایی دارم که می توانیم با هم بخوانیم.»

    ماهی پفی گفت: « همان کتابی که در آن، داستان کشتی غرق شده آمده؟ من آن را میلیون ها بار خوانده ام! اما با این حال دوست دارم با تو دوباره آن را بخوانم.»
     
     منبع: فصلنامه کودک بشری

    منبع مطلب : www.beytoote.com

    مدیر محترم سایت www.beytoote.com لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

    جواب کاربران در نظرات پایین سایت

    مهدی : نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    ثنا 4 روز قبل
    0

    رنگین کمان زیباست اما هیچ وقت به آن توجه کرده اید

    0
    ثنا 4 روز قبل

    😲😲😲😲😲

    تتز 7 ماه قبل
    0

    ددزپزتددبن

    ناشناس 8 ماه قبل
    0

    خیلی بد بود

    ناره 8 ماه قبل
    0

    عالی هست

    امیر 9 ماه قبل
    0

    انه

    امیر 9 ماه قبل
    0

    عالی عالی عالی عالی

    ستایش 12 ماه قبل
    0

    عالی بود

    برای ارسال نظر کلیک کنید