توجه : تمامی مطالب این سایت از سایت های دیگر جمع آوری شده است. در صورت مشاهده مطالب مغایر قوانین جمهوری اسلامی ایران یا عدم رضایت مدیر سایت مطالب کپی شده توسط ایدی موجود در بخش تماس با ما بالای سایت یا ساماندهی به ما اطلاع داده تا مطلب و سایت شما کاملا از لیست و سایت حذف شود. به امید ظهور مهدی (ع).

    یک بند در مورد فصل پاییز کلاس سوم

    1 بازدید

    یک بند در مورد فصل پاییز کلاس سوم را از سایت پست روزانه دریافت کنید.

    انشا درباره پاییز برای کلاس سوم و چهارم ابتدایی

    .

    فلسفه نوشتن انشاء کمک به برقرار ارتباط، اندیشیدن، مطالعه و درست نویسی است، اما نوع موضوعات باعث می شود گاهی فرزندانمان نیاز به کمک داشته باشند

    با کمک به فرزندانمان و نه گفتن به نوشتن انشاء آنها، او را برای یادگیری درست راهنمایی کنیم، گرچه می توانید بصورت نمونه از این انشاء نیز کمک لازی برای او داشته باشید

    این مطلب انشاء در مورد پاییز برای پایه سوم و چهارم است

    انشاء در مورد پاییز برای پایه سوم و چهارم

    بنام خدا

    پاییز فصل زیبایی است که سه ماه مهر، آبان و آذر دارد

    در پاییز ما به مدرسه می رویم و مدرسه ها باز می شود، همه بچه ها شاد و خوشحال هستند و در حیاط مدرسه بازی می کنند

    در پاییز برگ درختان می ریزد و باد و باران زیاد است.

    من فصل پاییز را خیلی دوست دارم چون با شروع مدرسه دوباره دوستانم رو می بینم و خیلی خوشحال می شوم.

    در پاییز رنگ برگ های درختان قرمز، زرد و نارنجی است که کم کم باد آنها را از شاخه ها می کند.

    در پاییز دوباره کتاب و لباس های نو می پوشیم و این خیلی خوب است اما من امسال کیف نخریدم چون کیفم نو بود، به جای آن پولش را به جشن عاطفه ها دادم تا دانش اموزانی که کیف ندارند بتوانند برای خودشان کیف بخرند و خوشحال شوند.

    بیشتر میوه های پاییزی سیب و انار است که من خیلی انار دوست دارم مامانم می گوید این میوه ها میوه های بهشتی هستند و خواص زیادی دارند.

    پدرم هم می گوید پاییز زیبا ترین فصل هاست و در پاییز درختان آماده خواب زمستانی می شوند تا برای بهار نیرومند شوند و دوباره گل و میوه بدهند.

    روزهای پاییز کمی سرد است که باید مواظب خودمان باشیم تا سرما نخوریم.

    معلممان می گوید که در پاییز پرنده ها به جاهای گرم تر مهاجرت می کنند تا برای بهار دوباره برگردند

    امسال مدرسه ما نو شده بود و دیوارهای آن رارنگ کرده بودند و تخته سیاه و نیمکت ها تازه بودند و ما خیلی خوشحال شدیم.

    انشا درباره فصل پاییز برای پایه سوم و چهارم | سایت فتوکده

    منبع مطلب : photokade.com

    مدیر محترم سایت photokade.com لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

    انشا در مورد فصل پاییز + 7 انشای زیبا در مورد پاییز و زیبایی های آن

    انشا در مورد فصل پاییز + 7 انشای زیبا در مورد پاییز و زیبایی های آن

    انشا در مورد فصل پاییز

    7 انشای زیبا در مورد پاییز

    در این بخش بیش از 7 انشا در مورد فصل پاییز و زیبایی های آن را آماده کرده ایم و امیدواریم که برای دانش آموزان مفید واقع شود. اگر می خواهید انشای شما متفاوت باشید، می توانید قسمتی از انشا را تغییر دهید.

    موضوع انشا : فصل پاییز را توصیف کنید (متن توصیفی- توضیحی در مورد پاییز و ویژگی هایش به زبان ساده)

    شاخه هایت پر از کلاغ شدند*ای چنار قشنگ پاییزی

    عکس خود را ببین در آیینه*واقعا که شگفت انگیزی

    وقت تاریک و روشنای غروب*از کلاغان خسته سرشاری

    توی فصلی که فصل بی برگیست*برگ دادی دوباره انگاری

    می نشینم دوباره در ایوان*خسته و سرد و خواب آلودم

    خوب می شد کلاغ من هم از*برگ های کلاغی ات بودم

    پاییز فصل قشنگی است. در پاییز برگ درختان زرد می‌شود.

    در روز اول پاییز که اول مهر ماه است ما به مدرسه می‌رویم و همکلاسی‌های خود را می‌بینیم.

    پاییز فصل تلاش بیشتر دانش‌آموزان است. در پاییز روزها کوتاه‌تر و شب‌ها بلندتر می‌شود. از میوه‌های پاییز انار و نارنگی است.

    در پاییز برگ درختان می‌ریزد و هنگامی که ما بر روی آنها راه می‌رویم صدای خش‌خش می‌دهند.

    در پاییز هوا سرد می‌شود و اگر مراقب نباشیم سرما می‌خوریم. در پاییز باد میوزد و باران می‌بارد. ماه‌های پاییز مهر، آبان و آذر هستند.

    پاییز فصلی است که در آن برگ‌های درختان به زردی می‌گرایند اما بعضی از برگ‌ها هم در راه زرد شدن گاه قرمز و قهوه‌ای می‌شوند.

    بسیاری از میوه‌ها در فصل پاییز می‌رسند. اناره ساوه، خربزه، سیب، پرتقال، به، سنجد و…

    همه فصل های خدا زیبا هستند و هر کدام زیبایی های خود را دارند پاییز هم فصل بسیار زیبایی و دوست داشتنی است .

    انشا در مورد فصل پاییز

    انشاء خاص فصل پاییز

    گر تو بینی پاییز زیبا سرسری غم بخور،زیرا که خیری نبری آیینه جمال است این فصل خزان بی تامل از فصل ثالث مگذری فصل خزان در نزد کائنات مظهر غم و اندوه بوده و  حتی شاعران نیز برای نمایش دادن اندوه در اشعار خود از نام پاییز یاد می نمایند.لیکن این فصل،فصل زیبایی است.

    فصل ریزش نعمت های آسمانی می باشد و همان قطرات ریز باران است که به تهذیب زمین می پردازد.

    نمایان شدن قوس قزح پس از باران نیز جلوه ای از جمال این فصل می باشد. کلمه برگ ریزان تنها مختص پاییز است.

    بدین معنا که دراین سه ماه درختان خودرا می تکانند و برگ های زرد و سرخ خودرا رها کرده و بر دامان زمین به امانت می گذارند وشاخه های خشک شان نیز لخت وار منتظر می مانند تا در فصل دیگر الماس های آسمانی در ماتم کمبود مکان نمانند و بر شاخه های آنان قرار گیرند.

    این فصل را بانام خش خش نیز می شناسیم. همان گونه که پا بر روی خاک های ترک برداشته قدم می گذارد و موزیک زیبا می سازد صدای خش خش برگ ها نیز همین احساس را در دل ما می نهد.این صدا پس از شنیدن به ماورای درون ما می رود و روح ما را تا آسمان ها به بالا می کشاند.

    پاییز را می توان فصل مهاجرت قلم داد کرد .بدین معنا که پرندگان دراین فصل از کاشانه خود رهایی جسته ودر کرانه های آسمان به جست و خیز می پردازند تا لانه مناسب پیدا کنند.

    نظاره بر حرکات پرندگان در آسمان پاییز احساسی وصف ناشدنی در دل ایجاد می نماید.نکته اصلی این است که پاییز در مقابل این همه ی زیبایی که در اختیار ما می گذارد از ما چیزی نمی خواهد جز این که به تفکر بنشینیم و به خدا نزدیک شویم

    انشا در مورد فصل پاییز

    موضوع انشا : من فصل پاییز را دوست دارم ( متن ادبی کودگانه در مورد پاییز)

    به نام خداوند مهربانی که این همه زیبایی برای آفریده است ، انشای خود را آغاز میکنم .

    من خیلی فصل پاییز را دوست دارم .

    هم چون مدرسه ها در پاییز شروع میشوند و دوباره دوستانم را میبینم و با آنها بازی میکنم و شروع به درس خواندن و تلاش برای ساختن آینده خود میکنم . البته شاید بعضی ها از شروع شدن مدرسه خوشحال نشوند و دلشان بخواند همیشه بازی کنند و در خانه استراحت کنند. ولی بعد از مدتی حوصله شان سر میرود و دوست دارند دوباره به مدرسه بیایند و دوستان و معلمان مهربان را ببینند.

    یک دلیل دیگر هم که من پاییز را خیلی دوست داریم این است که فصل پاییز خیلی زبیا است . همه برگ ها که در بهار و تابستان سبز بوده اند به رنگ های زرد و نارنجی و قرمز و قهوه ای در میایند و انگار همه جا رنگارنگ و زیبا و چشم نواز میشود. وقتی به پارک میرویم هر درختی به یک رنگ در آمده است و همه جا بخصوص جنگل ها و پارک ها خیلی قشنگ شده است .

    در پاییز خرمالو ها میرسد و لیمو شیرین و پرتقال و انار به بازار می آید .  بعضی وقتی ها مادرم انار ها را دان میکند و به آنها گلپر و نمک میزند و در کاسه های کوچک میریزد و به ما میدهد که من خیلی خوشم می آید. در پاییز لبو فروش ها در روی گاری های قدیمی لبو های شیرین و قرمز میپزند و به ما می فروشند من گاهی با دوست هایم از آنها لبو داغ میرخر مو در راه رفتن به خانه با هم میخوریم که خیلی کیف دارد .

    من به خاطر باران هم خیلی پاییز را دوست دارم ، چون عاشق باران هستم و روزهای بارانی دوست دارم زیر باران بروم و بازی کنم . البته باید مراقتب باشیم در زیر باران سرما نخوریم . ولی حتی اگر سرما بخوریم ماردمان برای ما سوپ خوشمزه و شلغمی میپزد . ما کنار بخاری می خوابیم تا خوب شویم . تازه پاییز خیلی هوا خوب است نه خیلی گرم است نه خیلی سرد به خاطر همین میتوانیم به راحتی در خیابان و حیات و پارک بازی کنیم و تا خسته شویم .

    پاییز خیلی خوبی ها و قشنگی ها و خوراکی های خوشمزه دارد ، که من آنها را خیلی دوست دارم و همیشه دوست دارم زودتر پاییز شود .

    من در فصل پاییز خدا را به خاطر این همه قشنگ و زیبایی که برای ما آفریده است شکر میکنم . این بود انشای من .

    انشاء فصل پاییز

    پاییزی دیگر از راه رسید پاییزی با همه ی ابرهای تیره اش که کشیده میشود روی آبی آسمان در بیشتر روزها شاید پاییزی پر از باران هایی که یادت می آورند هزاران خاطره ایی راکه نباید یا شاید هم می بارند که یادت بیاورند تمامشان را …

    من اما نمی‌دانم چرا این فصل بی نظیر دلم رابا خودش نمیبرد ؛ چرا انتظارش را نمیکشم هیچوقت ؛ چرا آمدنش دلم را تیره میکند؛ چرا این فصل پر از تحول حتی با تمام رنگ های‌ برگ هایش هم نمی‌تواند دلم رابا خودش ببرد ؛ نمی‌دانم چرا دوست ندارم بدون چتر زیر باران راه بروم

    نمیدانم …

    نمی‌دانم چرا صدای خش خش برگ ها زیباترین موسیقی این روزهای من نمی‌شود ؛ آری پاییز که می‌آید خورشید از من رو برمی گرداند ؛ گرمایش دیگر نوازشگر صورتم نیست ؛ چشم هایم سبزی برگ های‌ درختان را هرروز بهانه میگیرند ؛ آغوشم درختان خفته را نمی‌خواهد ؛ پاییز انگار می‌آید تا بسراید دلتنگی را ؛ پاییز انگار می‌آید تا تمام شادمانی ها و آرزوهای لحظه سال تحویلت رابا باران هایش بشوید و تحویل بادهای پاییزیش دهد

    پاییز انگار می‌آید تا …پاییز که می آمد اما یک چیز مسلم بود ؛ و من همیشه مبهوت بودم چرا برای دبیران من تعداد صفحات مهم تر بود تا کلمات …

    پاییز خود انبوهی است از حرف ها، حس ها و …پاییز که بر زبانت جاری میشود دل مخاطبت ضعف میرود برای حال و هوایش ؛ اصلا بدون ان که حرفی زده باشی او زیر باران های‌ پاییزی خیس خواهد شد و غم غریبی بر دلش خواهد نشست ؛ برگ های‌ ریخته بر زمین زیر پاهایش خرد خواهد شد جوری که تو میتوانی صدای خش خش برگ ها رابه وضوح بشنوی ؛ شاید نام پاییز راکه بیاوری او دیگر هیچ، هیچ چیز نشنود جز صدای نم نم باران که بوسه میزند بر بی رنگی شیشه، بر چتر هایی که دو عاشق زیر ان ها پناه گرفته اند

    بر مو های شاعری که میـــخواهد زیر باران بدون چتر قدم بردارد ؛ نام پاییز راکه بیاوری نا خود آگاه کیف های‌ رنگارنگ مدرسه که بر دوش دانش آموزان سوار شده اند، مقابل دیدگانت صف می‌کشند ؛ نام پاییز راکه بیاوری چشم های‌ پر از اشتیاق دانش آموزانی را تصور خواهی کرد که سال‌ها به انتظار چنین روزی روز شماری کرده بودند  ؛ فصلی دل انگیز که با آغازش درخت یادگیری جوانه می‌زند و عطر کتاب های‌ جلد شده، مداد و پاک کن های‌ نو فضا را پر خواهد کرد.

    آری پاییز خود انبوهی است از واژه ها و من همیشه می ترسیدم به او بر بخورد که توصیفش می‌کنیم که ان چه راکه باید با گوشت و پوست و احساس خود حس کنیم دیگر گفتنی نخواهد بود اصلا رسمش نیست که تو بگویی و دیگران بشنوند

    پاییز را باید نفس کشید؛ پاییز را باید لمس کرد

    پاییز …

    آه

    پاییز که می آمد یک چیز مسلم بودو من همیشه مبهوت بودم چرا برای دبیران من تعداد صفحات مهم تر بود تا کلمات …

    انشا در مورد فصل پاییز

    موضوع انشا : پاییز زیبا و دوست داشتنی ( متن ادبی در مورد پاییز)

    با نام خداوند هستی بخش زیبایی آفرین انشایم را در مورد پاییز آغاز میکنم .

    چطور میتوان پاییز را دوست نداشت ؟؟

    با این این همه مهر و زیبایی و زلالی که این فصل مظلوم و مهربان دارد.

    انگار خود پاییز هم عاشق است . ، عاشق ما !

    مگر نه چه دلیلی داشت در برابر سرما مقاومت کند و برای ما بهشتی از رنگ های شگفت انگیز بسازد.

    که هر چه نگاه کنی سر نشوی از دیدن زیبایی هایش !

    پاییز فصل سرد و گرمی در کنار هم است ،

    سردی هوا در کنار گرمی رنگ های برگ ها ( زرد و نارنجی و قرمز.. )

    مگر میتوان پاییز را دوست نداشت ،

    فصل قدم زدن روی برگی های خشک  با آن نغمه دل انگیز خش خسش کردن زیر برگ ها .

    مگر میتوان پاییز را دوست نداشت ن، تنها به این گناه که سرد است ؟!!

    سرما که علاجش یک بسته قرص سرماخورگی است و سوپ های پر مهر مادرم که انگار تک تک اجزایش طعم عشق میدهند.

    اصلا من پاییز را دوست دارک که سرما بخورم !!!

    بعد مادرم بیاید دست بگذارد روی پیشانی ام

    و برایم شلغم درست کند و با غرغر تکه تکه در دهانم بگذارد .

    اصلا من پایی را دوست دارم که برویم زیر بارن بستنی بخورم !!

    که شال گردن های رنگی ام را از چمدان بیرون بیاورن و آن رو دور گردنم ببندازم و همه پارک های شهر را با قدم بزنم ، یخ کنم و لی خسته نشوم !

    بعد برگردم خانه و دستانم را با چای گرمی که مادرم دم کرده گرم کنم .

    پاییز سرد است اما به مهربانی های ما گرم میشود.

    و من عاشق مهربانی پاییزم .

    انشا در مورد فصل پاییز

    موضوع انشا : پاییز را دوست دارم ( متن ادبی در مورد پاییز)

    پاییز را دوست دارم…

    بخاطر غریب و بی صدا آمدنش

    بخاطر رنگ زرد زیبا و دیوانه کننده اش

    بخاطر خش خش گوش نواز برگ هایش

    بخاطر صدای نم نم باران های عاشقانه اش

    بخاطر رفتن و رفتن… و خیس شدن زیر باران های پاییزی

    بخاطر بوی مست کننده خاک باران خورده کوچه ها

    بخاطر غروب های نارنجی و دلگیرش

    بخاطر شب های سرد و طولانی اش

    بخاطر تنهایی و دلتنگی های پاییزی ام

    بخاطر بغض های سنگین انتظار

    بخاطر اشک های بی صدایم

    بخاطر سالها خاطرات پاییزی ام

    بخاطر غریبانه و بی صدا رفتنش

    پاییز را دوست دارم، بخاطر خود پاییز

    بدون دلیل دوست داشته باش ، عاشق شو وچون پاییز رنگارنگ و رها زندگی کن .

    موضوع انشا : پاییز فصل نزدیک شدن به خدا (متن توصیفی- ادبی و اعتقادی در مورد پاییز)

    دلم چون برگهای زرد پاییزی پر از درد است

              صدای خش خش برگها…

    به همراه تپیدنهای قلبم می شود آغاز و…

    فصل خزان در نزد کائنات مظهر غم و اندوه بوده و  حتی شاعران نیز برای نمایش دادن اندوه در اشعار خود از نام پاییز یاد می نمایند.

    لیکن این فصل،فصل زیبایی است.

    فصل ریزش نعمت های آسمانی می باشد و همان قطرات ریز باران است که به تهذیب زمین می پردازد.

    نمایان شدن قوس قزح پس از باران نیز جلوه ای از جمال این فصل می باشد. کلمه برگ ریزان تنها مختص پاییز است.

    بدین معنا که در این سه ماه درختان خود را می تکانند و برگ های زرد و سرخ خود را رها کرده

    و بر دامان زمین به امانت می گذارند وشاخه های خشک شان نیز برهنه وار منتظر می مانند

    تا در فصل دیگر الماس های آسمانی در ماتم کمبود مکان نمانند و بر شاخه های آنان قرار گیرند.

    این فصل را بانام خش خش نیز می شناسیم. همان گونه که پا بر روی خاک های ترک برداشته قدم می گذارد

    و آهنگ زیبا می سازد صدای خش خش برگ ها نیز همین احساس را در دل ما می نهد.

    این صدا پس از شنیدن به ماورای درون ما می رود و روح ما را تا آسمان ها به بالا می کشاند.

    پاییز را می توان فصل مهاجرت قلم داد کرد .

    بدین معنا که پرندگان در این فصل از کاشانه خود رهایی جسته و در کرانه های آسمان به جست و خیز می پردازند تا لانه مناسب پیدا کنند.

    نظاره بر حرکات پرندگان در آسمان پاییز احساسی وصف ناشدنی در دل ایجاد می نماید.

    نکته اصلی در مورد پاییز این است که پاییز در مقابل این همه زیبایی که در اختیار ما می گذارد از ما چیزی نمی خواهد جز این که به تفکر بنشینیم و به خدا نزدیک شویم . به تعبیر زیبای حافظ

    مراد دل ز تماشای باغ عالم چیست؟ به دست مردم چشم، از رخ تو گل چیدن.

    انشا در مورد فصل پاییز

    موضوع انشا : چرا پاییز ار دوست دارم

    به نام خداوند آفریننده زیبایی ها . راستش را بخواهید از زمانی که یادم می آید پاییز فصل مورد علاقه من بوده است شاید یه این خاطر که خودم در فصل پاییز به دنیا آمده ام . اما این موضوع دلایل دیگری هم دارد . امروز میخوام در این انشا به شما بگویم چرا عاشق فصل پاییز هستم.

    فصل پاییز برای من یک فصل جادویی است . همه چیز از آب و هوا گرفته تا رنگ ها برای من زیبا و خیره کننده هستند . با این که همه مناظر و زیبایی ها هر سال و هر سال تکرار میشوند ولی برای من تازگی دارند و انگار هر سال با دیدن زیبایی ها و رنگارنگی فصل پاییز دوباره جادو میشوم .

    اما قبل از هر چیز پاییز برای من حسی از بندگی خداوند دارد خداوندی که در بهار همه جا را سبز و تازه و درخشان میکند در تابستان پر از گرما و نور و انواع میوه ها می نماید و در پاییز درختان را خشک میکند . اما نه یک خشک شدن ترسناک و سرد و زشت. برعکس خداوند زیبایی آفرین حتی فصل خشک شدن و خواب زمستانی زمین را نیز به بهترین و قشنگ ترین صورت رنگ آمیزی میکند و در نهایت در زمستان با پوشاندن زمین با برف پاک و سفید هنر نمایی اش را به اتمام میرساند.

    به این خاطر است که پاییز حس میکنم به خدا نزدیک ترم و دیدن برگ های رنگارنگ و باران حسی از سپاس گذاری و شکر نعمت را گاهی در هیاهوی زمانه فراموش میکنم در من زنده میکند.

    همه چیز فصل پاییز برای من زیبا و دوست داشتنی است از جمله میوه های خاص و شگفت انگیزش … چه کسی باور میکند وقتی همه درخت ها کم کم به خواب زمستانی میروند و درختان خشک شده و برگ هایشان را زمین هدیه میکنند . طبیعت بتوانید این میوه های درخشان و خوشمزه را به ما هدیه کند. میوه هایی مثل انار، خرمالو ، پرتغال ، لیمو شیرین و نارنگی های آبدار… من عاشق انار و خرمالو های رسیده هستم. انقدر که دوست دارم همه سال خرمال بخورم و پرتغال ها را با آن رنگ نارنجی زیبایشان در دست بگیرم و از ته دل بو کنم و به خودم بگویم چه کسی گفته میوه های خوشمزه فقط متعلق به بهار و تابستان هستند؟

    همه این موارد از زیبایی های طبیعت هوای خنک و لطیف ، باران دوست داشتنی و میوه های خوشمزه باعث میشود من عاشق فصل پاییز باشم و خداوند را بابت این زیبایی شگفت انگیز شکر کنم. خداوند مهربان دوستت دارم.

    انشا پاییز

    موضوع انشا : فصل پاییز چه خوب های و بدی هایی دارد ؟

    (متن توصیفی- توضیحی در مورد پاییز خوبی ها و بدی های آن/ در فصل پاییز ما باید چه کار هایی انجام دهیم ؟)

    برای پایه تحصیلی :کودکان

    مقدمه :

    به نام آنکه هست کننده و نیست کننده ماست! انشا کوتاه خود در مورد فصل پاییز را آغاز میکنم .

    متن انشا:

    فصل فصل پاییز است

    و هوا دارن سرد میشوند گویا فصل سرد زمستان نزدیک شده است.

    برگها رو به زردی شده و مانند گلهای که در فصل بهار از درختان به زمین پروازکنان حرکت میکند،

    به سوی زمین میپرد و این بار این درختان دیگر جز شاخه خشک و ساقه چیزی دیگری در آن نخواهد ماند.

    درختانیکه قبلا ً دارای برگهای سبز بودند، شاخچه های گل که دارای شگوفه های زیبا بودند و طبیعت را با خود آراسته نموده بودند.

    ماه قبل طبیعت را همه سبزه پوشانیده بودند و هر طرف را که چشم می انداختیم، لذت خاصی داشت؛

    اما اکنون دیگر آن لذت ها باقی نمانده،

    بل زردی علفها، گیاهان، درختان، سردی هوا، کم شدن زمان نورانی طبیعت

    و افزایش مدت زمان تاریکی ( کوتاه شدن روز ) همه جاگزین آن خوبیهای فصل بهاری شده

    که همه آن خوبی ها را از طبیعت گرفته اند.

    این فصل پاییزی برای ما درس میدهد که لباسهای گرم خودرا بدوزیم و یا آنرا از بازار خریداری نماییم

    تا در فصل سردتر از این ( زمستان ) که به دنبال پاییز آمدنی است بتوانیم خودرا از سرما حفاظت نماییم.

    این فصل مارا وا میدارد که هیزم های زمستانی را آماده سازیم که در روزهای برفباری با سوختاندن آن خانه مارا گرم سازد.

    بیایید ای هموطنان که درسهای این فصل را بیاموزیم

    و به سخنان آن گوش دهیم و مواد لازمه که برای فصل زمستان نیاز است آماده سازیم

    تا بتوانیم از سرمای بیش از حد آن خودرا حفاظت کنیم.

    منبع مطلب : roozaneh.net

    مدیر محترم سایت roozaneh.net لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

    انشا با موضوع فصل پاییز | 8 انشا در مورد پاییز | انشا درباره فصل پاییزی

    انشا با موضوع فصل پاییز | 8 انشا در مورد پاییز | انشا درباره فصل پاییزی

    انشا با موضوع فصل پاییز | 8 انشا در مورد پاییز 

    در اینبخش 8 انشای زیبا در مورد پاییز و فصل پاییز را برای شـما جمع آوری کرده ایم. انشا با موضوع پاییز در انواع مختلفی وجوددارد کـه بسته بـه سفارش معلمان و دبیران توسط دانش آموزان نوشته می شود، از توصیف فصل پاییز گرفته تا نوشتن داستان و خاطرات شخصی در مورد این فصل رنگارنگ، چند انشای زیبا را در ادامه بـه همراه هم مرور میکنیم. با زنگ انشا مجله پارس ناز همراه باشید.

    انشای احساسی درباره پاییز

    پاییز همان فصلی اسـت کـه در آن برگ درختان می‌ریزند ودر زیر پای رهگذران بی‌تفاوت خش خش میکنند. پاییز شاید همان فصل غفلت اسـت و رخوت شاید هم نه فصل هوشیاری و تدبر اسـت؛ چـه فرقی میکند کـه در پاییز خواب باشی یا بیدار مهم آن اسـت کـه پاییز کار خودش را میکند.

    بـه دقت و حوصله دست بکار آراستن می شود؛ آراستن درخت‌ها، شهر‌ها، باغ‌ها و زمین بـه زرد و سرخ و قهوه‌ای برگ‌ها؛ بـه قطرات گاه نم نم و گاه شرشر باران و بـه باد کـه می‌وزد. پاییز همان فصل دل انگیزی اسـت کـه گاه رویایی‌اش می خوانند همان فصلی کـه می توانی در آن ساعت‌ها از پنجره اتاق بـه درخت روبروی خانه نگاه کنی و خسته نشوی.

    انشا با موضوع فصل پاییز | 8 انشا در مورد پاییز | انشا درباره فصل پاییزی

    پاییز همان دل انگیزانه ایست کـه گاه هوس می کنی زیر بارانش بی روسری در کوچه قدم بزنی تا موهایت خیس شوند. پاییز همان مادر رقص خرامان برگ‌هاست کـه بـه ناز و عشوه تمام چرخ زنان از آسمان بر سرت می‌بارند، و تـو سریعتر می روی تا زیر برگ‌هایش برسی و با خودت بگویی این یکی بـه افتخار مـن افتاد. پاییز همان موسیقی خوش خش خش برگ‌هاست.

    همان برگ‌های خرامان کـه اینبار هوس می کنی کفشهایت را در آوری تا موسیقی هبوط برگ‌ها پاهایت را قلقلک کند. پاییز همان فصل درختان لخت خرمالو اسـت کـه سرخی خرمالوهایش ر ا بـه همه ی عرضه می‌دارد.  همان فصل قاصدک‌های شیطون کـه برایت خبر می‌آورند، خبر‌های خوش، خبرهایی کـه هیچوقت نمیرسند وتو بازهم آنها را بر می‌داری و فوت میکنی.

    و با نگاهت تعقیبشان می کنی تا در آبی ابری آسمان پاییز گم شوند. آه عجب این پاییز برگ زیر هزار رنگ خوش می نشیند در چشم و خیال مـن …  و مـن از ورای سفیدی دیوار‌های اتاقم همه ی را، همه ی را خوب خوب می دانم؛ دیگر جاده‌های پاییز را از حفظ شده‌ام.

    انشای توصیفی در مورد پاییز

    فصل پاییز چو آغاز شود / همه ی جا مدرسه‌ها باز شود

    چون کـه پاییز بـه اتمام آید / فصل زیبای زمستان آید

    چون زمستان گذرد عید شود / فصل تابیدن خورشید شود

    پاییز فصل قشنگی اسـت. در پاییز برگ درختان زرد میشود. در روز اول پاییز که اول مهرماه اسـت مـا بـه مدرسه میرویم و همکلاسی‌های خودرا میبینیم. پاییز فصل تلاش بیشتر دانش‌آموزان اسـت. در پاییز روزها کوتاه‌تر و شب‌ها بلندتر می شود. از میوه‌های پاییز انار و نارنگی اسـت. در پاییز برگ درختان می‌ریزد و هنگامیکه مـا بر روی آنها راه میرویم صدای خش‌خش می دهند.

    در پاییز هوا سرد می شود و اگر مراقب نباشیم سرما می خوریم. در پاییز باد میوزد و باران می‌بارد. ماه‌های پاییز مهر، آبان و آذر هستند. پاییز فصلی اسـت کـه در آن برگ‌های درختان بـه زردی می‌گرایند اما بعضی از برگ‌ها هم در راه زرد شدن گاه قرمز و قهوه‌ای میشوند. تعداد زیادی از میوه‌ها در فصل پاییز می رسند.

    انشا با موضوع فصل پاییز | 8 انشا در مورد پاییز | انشا درباره فصل پاییزی

    اناره ساوه، خربزه، سیب، پرتقال، بـه، سنجد و… در فصل پاییز تعداد زیادی از پرندگان بـه مناطق گرمسیر مهاجرت می کنند. در فصل پاییز کشاورزان زمینها را شخم زده ودر آن محصولاتی مانند گندم و جو می‌کارند. در فصل پاییز روزها کوتاهتر می شود و شب ها طولانی می گردد.

    انشای داستانی در مورد پاییز

    ای نام تـو بهترین سر آغاز / بی نام تـو نامه کی کنم باز. خداوندا امروز نیز همانند دوران دبستانم پاییزت زیباست، آسمانش صاف و خورشیدش خندان اسـت، هوایش لطیف و شب‌هایش دلپذیر اسـت. در آن دوران شب‌های پاییز می‌نشستم و قصه خواندم و با ذهن خیال پرداز خود صحنه‌های داستان را در جلو چشم خود مجسم می‌ساختم و دنیای درونم را پر از شیرینی و زیبایی می‌ساختم.

    خداوندا خداوندا ای خداوند پیامبران و برگزیدگان و ای خداوند ابراهیم و اسماعیل و اسحق و یعقوب! رویم از خجلت زرد اسـت اما هرگز این زردی رویم رابا زردی پاییز تشبیه نمیکنم کـه پاییز زیباست و آن فصل خداست و زردی آن از فضل خداست کـه زردی پاییز پختگی و کمال اسـت و زردی پاییز جلوه دیگری از جمال اسـت. راستی در پاییز بود غروب سرد یکی از روزهای سرد پاییز کـه دهقان فداکار همان ریزعلی خواجوی لباسش را کند.

    انشا با موضوع فصل پاییز | 8 انشا در مورد پاییز | انشا درباره فصل پاییزی

    و آتش زد و جان مسافران را نجات داد ریزعلی هنوز زنده اسـت خداوند نگهدارش باشد ریزعلی لباسش را دوست داشت اما کند چون خطر بزرگی در پیش بود راستی وقت آن نرسیده کـه مـن و تـو نیز لباسها را بکنیم و آتش بزنیم و رهاگردیم؟

    لباس های تعلق را می گویم و تعلق غیر از داشتن اسـت و می توان دارا بود اما تعلق نداشت و میشود ندار بود اما تعلق داشت. لباس های اسارت را میگویم زمین قیطریه و اختیاریه و بطلانیه و ظلمانیه و پوچلانیه و… را می گویم.

    برجهای دوقلو و سه قلو وچهارقلو و… راستی زاییدن چندقلوها چقدر سخت اسـت پس چگونه می شود از آنها دل کند! تازه گرم نوشتن شده بودم دوستم از راه رسید و نگاهی بـه نوشته ام انداخت و قاه قاه خندید و گفت دوره قطار و ریزعلی گذشته اسـت و دوره چاق و چله‌هاست و دوره فضاپیماهاست و آن جنابان راکه می گویی هرگز نه وقت این را دارند کـه این چرندیات را بخوانند و بالفرض هم بخوانند وقعی بـه آن نخواهند گذاشت.

    گفتم نمی دانم شاید حق با تـو باشد اما ذهن خیالباف مـن میگوید جوجه را آخر پاییز می‌شمارند و بعدش چله سختی در راه اسـت. اما تازه گرم نوشتن بودم سردم کردی مـن هم بـه تلافی چای داغی برات می‌ریزم تا لبت بسوزد تا درگرماگرم نوشتن ام لبت را بدوزی و از اسب اندیشه پایینم نکشی. راستی پاییز زیبا فصل قشنگم شاید دوباره با تـو حرف بزنم چون سینه ام هنوز خیلی پر اسـت و تا آن روز بـه صاحبت می‌سپارم.

    انشای ادبی در مورد پاییز

    گر تـو بینی پاییز زیبا سرسری / غم بخور زیرا که خیری نبری

    آیینه جمال اسـت این فصل خزان / بی تامل از فصل ثالث مگذری

    فصل خزان در نزد کائنات مظهر غم و اندوه بوده و حتی شاعران نیز برای نمایش دادن اندوه در اشعار خود از نام پاییز یاد می‌نمایند. لیکن این فصل،فصل زیبایی اسـت. فصل ریزش نعمت‌های آسمانی می باشد و همان قطرات ریز باران اسـت که بـه تهذیب زمین می پردازد. نمایان شدن قوس قزح پس از باران نیز جلوه ای از جمال این فصل میباشد. کلمه برگ ریزان تنها مختص پاییز اسـت.

    بدین معنا که دراین سه ماه درختان خودرا می‌تکانند و برگ‌های زرد و سرخ خودرا رها کرده و بر دامان زمین بـه امانت میگذارند و شاخه‌های خشک شان نیز لخت‌وار منتظر میمانند تا در فصل دیگر الماس‌های آسمانی در ماتم کمبود مکان نمانند و بر شاخه‌ های آنان قرار گیرند. این فصل رابا نام خش‌خش نیز می‌شناسیم. همان گونه که پا بر روی خاکهای ترک برداشته قدم میگذارد.

    انشا با موضوع فصل پاییز | 8 انشا در مورد پاییز | انشا درباره فصل پاییزی

    و موزیک زیبا می‌سازد صدای خش خش برگ‌ها نیز همین احساس را در دل مـا می‌نهد. این صدا پس از شنیدن بـه ماورای درون مـا می رود و روح مـا را تا آسمان‌ها بـه بالا می‌کشاند. پاییز را می توان فصل مهاجرت قلم داد کرد. بدین معنا که پرندگان دراین فصل از کاشانه خود رهایی جسته

    ودر کرانه‌های آسمان بـه جست و خیز می پردازند تا لانه مناسب پیدا کنند. نظاره بر حرکات پرندگان در آسمان پاییز احساسی وصف ناشدنی در دل ایجاد می نماید. نکته اصلی این اسـت که پاییز در مقابل این همه ی زیبایی که در اختیار مـا میگذارد از مـا چیزی نمی خواهد جز این که بـه تفکر بنشینیم و بـه خدا نزدیک شویم.

    پاییز را دوست دارم… بـه خاطر غریب و بی صدا آمدنش

    بـه خاطر رنگ زرد زیبا و دیوانه کننده اش

    بـه خاطر خش خش گوش نواز برگ هایش

    بـه خاطر صدای نم نم باران های عاشقانه اش

    بـه خاطر رفتن و رفتن… و خیس شدن زیر باران های پاییزی

    بـه خاطر بوی مست کننده خاک باران خورده کوچه ها

    بـه خاطر غروب های نارنجی و دلگیرش

    بـه خاطر شب های سرد و طولانی اش

    بـه خاطر تنهایی و دلتنگی های پاییزی ام

    بـه خاطر بغض های سنگین انتظار

    بـه خاطر اشک های بی صدایم

    بـه خاطر سال ها خاطرات پاییزی ام

    بـه خاطر غریبانه و بی صدا رفتنش

    پاییز را دوست دارم، بـه خاطر خود پاییز

    بدون دلیل دوست داشته باش، عاشق شو وچون پاییز رنگارنگ و رها زندگی کن.

    پاییز سرد و غمگین رابا همه ی زیبایی های اسرار آمیزش انتظار نمیکشم ، مـن عاشق نورم و گرما … ای پاییز زیبا پر از خاطرات دلتنگی مـن انتظار آمدنت را نخواهم کشید…. پاییز بار دیگر از راه رسید. پاییز با همه ی ابرهای تیره اش کـه کشیده می شود روی آبی آسمان در بیشتر روزها شاید پاییز پر از باران هایی کـه یادت می آورند هزاران خاطره ایی راکه نباید یا شاید هم می بارند کـه یادت بیاورند تمامشان را …

    مـن اما نمی دانم چرا این فصل بی نظیر دلم رابا خودش نمی‌برد. چرا انتظارش را نمی‌کشم هیچوقت چرا آمدنش دلم را تیره می کند. چرا این فصل پاییز پر از تحول حتی با تمام رنگ های برگ هایش هم نمیتواند دلم رابا خودش ببرد نمی دانم چرا دوست ندارم بدون چتر زیر باران راه بروم نمی دانم … نمی دانم چرا صدای خش خش برگ ها زیباترین موسیقی این روزهای مـن نمی‌شود.

    انشا با موضوع فصل پاییز | 8 انشا در مورد پاییز | انشا درباره فصل پاییزی

    آری پاییز کـه می‌آید خورشید از مـن رو بر می گرداند. گرمایش دیگر نوازشگر صورتم نیست چشم هایم سبزی برگ های درختان را هرروز بهانه میگیرند. آغوشم درختان خفته را نمی خواهد پاییز انگار می‌آید تا بسراید دلتنگی را. پاییز انگار می‌آید تا تمام شادمانی ها و آرزوهای لحظه سال تحویلت رابا باران هایش بشوید. و تحویل بادهای پاییزیش دهد. پاییز انگار می‌آید تا … پاییز کـه می آمد اما یک چیز مسلم بود.

    و مـن همیشه مبهوت بودم چرا برای دبیران مـن تعداد صفحات مهم تر بود تا کلمات … پاییز خود انبوهی اسـت از حرف ها، حس ها و … پاییز کـه بر زبانت جاری می شود دل مخاطبت ضعف می رود برای حال و هوایش اصلا بدون آن کـه حرفی زده باشی او زیر باران های پاییز خیس خواهد شد و غم غریبی بر دلش خواهد نشست. برگ های ریخته بر زمین زیر پاهایش خرد خواهد شد جوری کـه تـو می توانی صدای خش خش برگ ها رابه وضوح بشنوی.

    انشا با موضوع فصل پاییز | 8 انشا در مورد پاییز | انشا درباره فصل پاییزی

    شاید نام پاییز راکه بیاوری او دیگر هیچ، هیچ چیز نشنود جز صدای نم نم باران کـه بوسه میزند بر بی رنگی شیشه، بر چتر هایی کـه دو عاشق زیر آنها پناه گرفته اند. بر مو های شاعری کـه میـــخواهد زیر باران بدون چتر قدم بردارد. نام پاییز راکه بیاوری ناخود آگاه کیف های رنگارنگ مدرسه کـه بر دوش دانش آموزان سوار شده اند، مقابل دیدگانت صف می‌کشند.

    متن توصیفی در مورد پاییز

    تـو کوچه‌ های سرد پاییز / قدم‌ زدن چـه حالی می‌ده

    حال و هوای سرد غم رو / بـه‌ هم‌ زدن چـه حالی می‌ده

    تـو کوچه‌ های سرد پاییز / با برگ و باد می‌آم و می‌رم

    دیگه بهم گیر می‌ ده کوچه / دلم می‌خواد می‌آم و می‌رم

    تـو کوچه‌های سرد پاییز / کنار آتیش تـو گرمم

    تـو قوم و خویش آفتابی / چـه‌ قد خوشم پیش تـو گرمم

    تـو کوچه‌ ها سری بـه اشک و / بـه غم زدن چـه حالی می‌ده

    تـو کوچه‌ های سرد پاییز / قدم‌ زدن چـه حالی می‌ده

    وقتی پاییز می شود مدرسه ها باز میشوند و مـا بـه مدرسه میرویم٬ و دوستان قدیمی را میبینیم شاید دوستان جدید هم پیدا کنیم٬مـا هنوز در حال و هوای تابستان هستیم. وقتی معلم نخستین درس را می‌دهد و نخستین تکلیف رابه مـا می دهد کم کم باور میکنیم سال تحصیلی شروع شده. در پاییز هوا کم کم سرد میشود و با تغییر ساعت ناگهان روزها یک ساعت کوتاه می شوند و شب ها یک ساعت بلند تر می شوند.

    در پاییز صدای غار غار کلاغها بیشتر بـه گوش می رسد و فکر کنم بـه این دلیل باشد کـه روزها کوتاه تر شده اند و مـا در حالی بـه خانه برمیگردیم کـه نزدیک غروب اسـت و کلاغها دوست دارند دراین موقع روز غار غار کنند. هیچکس فصل پاییز را جدی نمی‌گیرد٬وقتی پاییز میشود هیچکس انتظار زمستان را نمی‌کشد٬ اما وقتی زمستان می‌آید همه ی منتظر اند کـه سرما تمام شود و عید نوروز از راه برسد.

    انشا با موضوع فصل پاییز | 8 انشا در مورد پاییز | انشا درباره فصل پاییزی

    فصل پاییز فصلی اسـت کـه برگهای درختان زرد میشود و اگر یکی یکی نریزند٬مناظر زیبایی بـه وجود می‌آید. پاییز فصل کار و تلاش رفتگرهای پارک اسـت کـه برگهای خشک را جارو می کنند. با شروع پاییز زاویه تابش آفتاب کم کم تغییر می کند و وارد خانه می شود و خیلی خوب اسـت کـه در روزهای تعطیل نزدیک ظهر توی خانه در زیر آفتاب استراحت کنیم. پاییز فصل آمپول و شلغم اسـت ٬ فصل لیمو شیرین و نارنگی.

    وقتی در پاییز بـه هندوانه نگاه میکنیم سردمان میشود. سیب قرمز و هلو پاییزه بـه مـا یاد آوری میکنند کـه لباس های زمستانی را از گوشه گنجه بیرون بیاوریم و یک تکانی بدهیم. پاییز فصل برف پاک کن و بخاری اسـت٬توی خیابان خیلی ها را میبینیم کـه لوله بخاری خریده اند و بطرف خانه در حال حرکت اند. مـن دوست ندارم در فصل پاییز زیاد از خانه بیرون بروم٬ دوست دارم درکنار خانواده تلویزیون تماشا کنم و تخمه گل آفتابگردان بشکنم.

    و باهم صحبت کنیم و لبووی داغ بخوریم تا از دلگیر بودن پاییز کم کنیم. شبهای پاییز برای شبنشینی خیلی خوب اسـت ٬ اما باید زود بـه خانه برگردیم تا فردایش بتوانیم آسان از خواب بیدار شویم. در شبهای پاییز ستاره ها کمتر در آسمان دیده میشوند چون هوا طبق معمول ابری اسـت و آلودگی تابستان هنوز در هوا اسـت٬کـه بارانهای پاییزی آنرا تمیز میکند. پاییز فصل انار اسـت٬ فصل گردو و شیره انگور نیز هست.

    در پاییز می‌توانیم برای صبحانه ارده شیره بخوریم. چون خیلی مقوی اسـت و مـا را گرم می کند. دراین فصل گندم ها جوانه می‌زنند و زمین های کشاورزی کـه در آن گندم کاشته اند سبز هستند. وقتی کـه باران پاییزی و برف زمستانی روی گندم زار ها میبارد٬آدم فکر میکند آنها از سرما یخ می زنند٬ ولی این اتفاق نمی افتد و آنها سالم می مانند ودر سال بعد خوشه های گندم می دهند.

    انشا با موضوع فصل پاییز | 8 انشا در مورد پاییز | انشا درباره فصل پاییزی

    در پاییز گنجشک ها با پر های پف کرده ودر دسته های سه تا پنج تایی روی شاخه های بید مینشینند. و همراه باد پاییزی تکان می‌خورند و سرشان توی لاک خودشان اسـت. مـا باید دراین فصل و مخصوصا فصل زمستان برای پرندگان دانه بریزیم تا آنها آسان تر بتوانند فصل سرما را سپری کنند. و با فرا رسیدن بهار جوجه های زیادی بیاورند. در پاییز باید مواظب باشیم کـه سرما نخوریم و از لباس های گرم استفاده کنیم.

    و اگر بیمار شدیم در خانه بمانیم و استراحت کنیم تا زودتر خوب بشویم. آرزو می کنم در چهار فصل سال زندگی شـما بهاری باشد و همیشه آفتاب گرم امید در وجودتان تابستانی باشد. نتیجه گیری: در این جا انشایم را بـه اتمام می‌رسانم ودر آخر اینطور نتیجه گیری می‌کنم کـه فصل پاییز زمین را برای بهاری دیگر آماده می کند.

    پاییز را توصیف کنید

    پاییز فصلی اسـت کـه در آن برگ های درختان بـه زردی می گرایند، اما بعضی از برگ ها هم در راه زرد شدن گاه قرمز و قهوه ای می شوند. پاییز همان فصلی اسـت کـه در آن برگ درختان می ریزند ودر زیر پای رهگذران بی تفاوت خش خش می کنند. پاییز شاید همان فصل غفلت اسـت و رخوت شاید هم نه فصل هوشیاری و تدبر اسـت؛ چـه فرقی می کند کـه در پاییز خواب باشی یا بیدار مهم آن اسـت کـه پاییز کار خودش را می کند.

    بـه دقت و حوصله دست بکار آراستن می شود؛ آراستن درخت ها ، شهر ها ، باغ ها و زمین بـه زرد و سرخ و قهوه ای برگ ها  بـه قطرات گاه نم نم و گاه شر شر باران و بـه باد کـه می وزد. پاییز همان فصل دل انگیزی اسـت کـه گاه رویایی اش می خوانند همان فصلی کـه می توانی در آن ساعت ها از پنجره ی اتاق بـه درخت روبروی خانه نگاه کنی و خسته نشوی. پاییز همان دل انگیزانه ایست کـه

    انشا با موضوع فصل پاییز | 8 انشا در مورد پاییز | انشا درباره فصل پاییزی

    گاه هوس می کنی زیر بارانش بی روسری در کوچه قدم بزنی تا موهایت خیس شوند. پاییز همان مادر رقص خرامان برگ هاست کـه بـه ناز و عشوه ی تمام چرخ زنان از آسمان بر سرت می بارند، و تـو سریعتر می روی تا زیر برگ هایش برسی و با خودت بگویی این یکی بـه افتخار مـن افتاد. پاییز همان موسیقی خوش خش خش برگ هاست _همان برگ های خرامان_ کـه اینبار هوس می کنی

    کفشهایت را در آوری تا موسیقی هبوط برگ ها پاهایت را قلقلک کند. پاییز همان فصل درختان لخت خرمالو اسـت کـه سرخی خرمالوهایش ر ا بـه همه ی عرضه می دارد. همان فصل قاصدک های شیطون کـه برایت خبر می آورند ، خبر های خوش ، خبر هایی کـه هیچوقت نمی رسند وتو بازهم آنها را بر می داری و فوت می کنی

    انشا با موضوع فصل پاییز | 8 انشا در مورد پاییز | انشا درباره فصل پاییزی

    و با نگاهت تعقیبشان می کنی تا در آبی ابری آسمان پاییز گم شوند. آه عجب این پاییز برگ زیر هزار رنگ خوش می نشیند در چشم و خیال مـن … ومن از ورای سفیدی دیوار های اتاقم همه ی را ، همه ی را خوب خوب می دانم؛ دیگر جاده های پاییز را از حفظ شده ام.

    منبع مطلب : www.parsnaz.com

    مدیر محترم سایت www.parsnaz.com لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

    جواب کاربران در نظرات پایین سایت

    مهدی : نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    بیتا بورقی 4 روز قبل
    0

    چزا خوشد نیامد من که خوشم امد😊

    بیتا بورقی 4 روز قبل
    0

    عالی من کلاس سوم هستم خیلی خوشم امد ممنونم🥰🥰

    ناشناس 7 روز قبل
    0

    خیلی عالی بود

    من به این اگه بخوام ۱۰۰۰ میدم

    چون متنش عالی بود

    امیررضاترابی 10 روز قبل
    0

    سلام من امیررضاترابی هستم اقا من یک سوال داشتم سوالم اینه که چرا سه شنبه بیامدید اقا من خیلی منتظر ماندم تا شما بیاین خانه ی ما

    عالی 14 روز قبل
    0

    عالی

    حسنا 18 روز قبل
    1

    وای خیلی الی ممنون 🙏🙏🙏🙏🙏🙏🙏🙏🙏🙏

    باران گچلو 25 روز قبل
    0

    این متن ها خیلی زیبا هستند واز سازنده ممنونم من اینارو برای معلمم فرستادم خیلی خوشش اومد ممنون باران گلچلواز انزلی

    👍👍👍👍 28 روز قبل
    0

    عالی است من خیلی دوست دارم.این متن زبارو به معلم عزیزم دادم

    سلوی علیپور 1 ماه قبل
    0

    بدهههه

    0
    امیررضاترابی 10 روز قبل

    چرا

    سلوی علیپور 1 ماه قبل
    0

    نه خیلی بده

    0
    امیررضاترابی 10 روز قبل

    چرا

    مسی 1 ماه قبل
    1

    مسی

    0
    امیررضاترابی 10 روز قبل

    سلام مسی

    لاب 1 ماه قبل
    0

    ۷۷۹۹ععف۴۴۴۷۶۱۳۰۰۰۹۷۶

    بند نویس درباره ی فصل پاییز 1 ماه قبل
    0

    بند نویسی درباره ی پاییز

    ناشناس 1 ماه قبل
    0

    ۰۰۰۰۰

    0
    ۰۰۰۰۰۰۰۰ 1 ماه قبل

    ۰۰۰۰۰۰۰۰۰

    محسن 1 ماه قبل
    2

    یعنی جواب ویک متن کوتاه

    ناشناس 1 ماه قبل
    0

    متن کوتاه تر

    اسماعیلی 1 ماه قبل
    0

    عالی بود دست سازنده اش درد نکنه

    0
    امیررضاترابی 10 روز قبل

    بامن بودی

    سرنا 1 ماه قبل
    0

    عالیه

    عالیییییییییییییییی 2 ماه قبل
    0

    خیلی عالییییییییییی

    ۰۰۰ 9 ماه قبل
    0

    خیلی خوبه است

    مه لقا 9 ماه قبل
    1

    درس چهارم هدیه های آسمانی سوم

    -1
    ماهور اخلاقی 2 ماه قبل

    سلام که آقا ببخشید اینجا در مورد انشا هست تو میگی درس چهارم هدیه هی اسمانی

    الال 9 ماه قبل
    1

    لببب

    0
    فاطمه 2 ماه قبل

    خیلی خوب بود عالی

    سرنا 10 ماه قبل
    2

    اصلا خوشم نیامد می گم فصل

    برای ارسال نظر کلیک کنید