توجه : تمامی مطالب این سایت از سایت های دیگر جمع آوری شده است. در صورت مشاهده مطالب مغایر قوانین جمهوری اسلامی ایران یا عدم رضایت مدیر سایت مطالب کپی شده توسط ایدی موجود در بخش تماس با ما بالای سایت یا ساماندهی به ما اطلاع داده تا مطلب و سایت شما کاملا از لیست و سایت حذف شود. به امید ظهور مهدی (ع).

    گرت هواست که معشوق نگسلد پیمان

    1 بازدید

    گرت هواست که معشوق نگسلد پیمان را از سایت پست روزانه دریافت کنید.

    گنجور » حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۲

    محمود نوشته:

    دوست عزیز لطفا حافظ را آلوده عوالم لاهوتی نفرمایید!
    .
    .
    خواجه میفرمایند:
    می دو ساله و محبوب چهارده ساله
    همین بس است مرا صحبت صغیر و کبیر
    «حالا بفرمایید این محبوب چهارده ساله به کدام آیه قرآن اشاره میکند؟»
    گویا خواجه میدانسته است که بعدها کسانی می آیند که که سعی میکنند با سریشم حافظ را عارف کنند.. لذا چنین زیبا به این آیندگان پاسخ میدهد:

    من ترک عشق شاهد و ساغر نمی‌کنم
    صد بار توبه کردم و دیگر نمی‌کنم

    باغ بهشت و سایه طوبی و قصر و حور
    با خاک کوی دوست برابر نمی‌کنم!!

    پیر مغان (روحانی زرتشتی) حکایت معقول میکند
    معذورم ار محال تو (ای مبلّغ اسلام) باور نمیکنم

    👆☹

    منبع مطلب : ganjoor.net

    مدیر محترم سایت ganjoor.net لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

    مهرو وفا درس6 فارسی دهم

    1-هر آن که جانب اهل وفا نگه دارد/ خداش در همه حال از بلا نگه دارد

    قالب: غزل / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (رشته انسانی)/  جانب کسی را نگه داشت: کنایه، پشتیبانی کردن / خداش: جهش ضمیر، خدا او را / بلا: گرفتاری / نگه دارد: ردیف / اهل وفا: باوفایان، وفاداران / هر، در: جناس

    بازگردانی: هر کس که از اهل وفا و محبت حمایت کند، خداوند نیز او را در هر حالی از گرفتاری ها حفظ می کند.

    2-حدیث دوست نگویم مگر به حضرت دوست / که آشنا سخن آشنا نگه دارد

    حدیث: ماجرا، روایت، سخن / تضمین شعر سعدی / حضرت: جناب / واژه آرایی: دوست، آشنا /  که: زیرا که

    بازگردانی: ماجرای دوست را فقط به جناب دوست می گویم؛ زیرا که فقط دوست محرم راز دوستش است.

    3-دلا معاش چنان کن که گر بلغزد پای/ فرشته‌ات به دو دست دعا نگه دارد

    دلا: ای دل، جانبخشی / دل: منادا، مجاز از انسان / معاش: زندگی، زیست، زندگانی کردن / بلغزد پای: کنایه از خطا کند، دچار کژروی شود / دل، پا، دست: تناسب / فرشته ات: جهش ضمیر، فرشته تو را / واج آرایی: د /

    بازگردانی: ای دل به گونه ای زندگانی کن که اگر دچار لغزش و خطا شدی، فرشته‌ با دعا کردن در حق تو، تو را حفظ کند.

    4-گرت هواست که معشوق نگسلد پیمان / نگاه دار سر رشته تا نگه دارد

    گرت: اگر تو را، جهش ضمیر / هوا: میل و آرزو / نگسلد: نشکند (بن ماضی: گسست، بن مضارع: گسل) / سر رشته را نگه دار: کنایه از وفاداری کن / دار، دارد: همریشگی / گر، سر: جناس

    بازگردانی: اگر میل و آرزوی آن داری که معشوق پیمانش را با تو نشکند، تو نیز در حق او وفادار باشد تا او نیز با تو وفادار باشد.

    5-صبا بر آن سر زلف ار دل مرا بینی / ز روی لطف بگویش که جا نگه دارد

    صبا: بادی که از شمال شرقی می وزد، باد بهاری / ای صبا، منادا، جانبخشی / همآوا: صبا، سبا (نام یک شهر) / سر: ایهام تناسب، ۱- نوک ۲- کله (در معنای دوم با زلف و روی تناسب دارد) / ار: اگر / دل را سر زلف دیدن: کنایه از عاشق زلف یار دیدن / روی: ایهام تناسب، ۱- به خاطر ۲- چهره (در معنای دوم با زلف و سر تناسب دارد) / جا نگه دارد: وفادار باشد، حق دوستی را ادا کند / دل، زلف: تناسب / واج آرایی: ر /

    بازگردانی: ای باد صبا اگر دل مرا اسیر زلف یار دیدی، لطفاً به یارم بگو که جای خود را محفوظ دارد.

    6-چو گفتمش که دلم را نگاه دار چه گفت / ز دست بنده چه خیزد خدا نگه دارد

    چو: هنگامی که / ش: مرجع آن، دلبر است / دلم را نگاه دار: کنایه از وفادار باش، دلم را نشکن / گفتم، گفت: همریشگی / دست: مجاز از توان و نیرو / ز دست بنده چه خیزد: استفهام انکاری / خدا نگه دارد: تلمیح به توکلت علی الله / دست، دل: تناسب

    بازگردانی: هنگامی که به یارم گفتم دلم را نشکن او چه گفت؟ او گفت از دست بنده چه کاری برمی آید. خدا دلت را نشکند.

    7-سر و زر و دل و جانم فدای آن یاری / که حق صحبت مهر و وفا نگه دارد

    سر: مجاز از جان / زر: مجاز از دارایی / سر و زر و دل و جانم: مجاز از همه هستی ام / سر، زر: جناس / سر، دل، جان: تناسب / یار: دلبر / مهر: عشق، مهربانی / حق صحبت نگه دارد: کنایه، وفادار باشد /

    بازگردانی: جان و دارایی و همه هستی ام فدای آن یاری که حق دوستی را ادا کند و نسبت به من وفا باشد.

    8-غبار راهگذارت کجاست تا حافظ / به یادگار نسیم صبا نگه دارد

    راهگذار: رهگذر، محل عبور / حافظ: نام هنری، تخلص / غبار راهت کجاست: کنایه از ارزشمندی یار

    بازگردانی: غبار راهی که بر آن قدم نهاده ای کجاست تا حافظ؛آن را به عنوان یادگاری از صبا نگاه دارد.

    منبع مطلب : kelk1341.blogfa.com

    مدیر محترم سایت kelk1341.blogfa.com لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

    جواب کاربران در نظرات پایین سایت

    مهدی : نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    مهدی 1 سال قبل
    1

    نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    برای ارسال نظر کلیک کنید