توجه : تمامی مطالب این سایت از سایت های دیگر جمع آوری شده است. در صورت مشاهده مطالب مغایر قوانین جمهوری اسلامی ایران یا عدم رضایت مدیر سایت مطالب کپی شده توسط ایدی موجود در بخش تماس با ما بالای سایت یا ساماندهی به ما اطلاع داده تا مطلب و سایت شما کاملا از لیست و سایت حذف شود. به امید ظهور مهدی (ع).

    چرا آثار باستانی با ارزش هستند

    1 بازدید

    چرا آثار باستانی با ارزش هستند را از سایت پست روزانه دریافت کنید.

    چرا میراث فرهنگی مهم است؟

    چرا میراث فرهنگی مهم است؟

    انسان ایرانی از گذشته‌های بسیار دور تا یکصد سال پیش آثاری خلق کرده و مورد استفاده قرار داده که آنها را میراث فرهنگی می‌نامند. میراث فرهنگی، هم ارزش‌های ذاتی دارند و هم ارزش‌هایی که حاصل نگرش و رویکرد جامعه هستند و با زیرساخت‌های سیاسی و اقتصادی جامعه ارتباط دارند. بنابر تعریفی که در قوانین و بخشنامه‌های مربوط وجود دارد عبرت‌آموزی مهم‌ترین بهره‌ای است که می‌توان از بازدید آثار فرهنگی ـ تاریخی حاصل کرد. اما بدیهی است این نوع بهره‌برداری تمام قابلیت‌های میراث متنوع ایران را آشکار نمی‌کند. در جهان کنونی که صنعت گردشگری از کارآمدترین و پویاترین فعالیت‌های فرهنگی و اقتصادی محسوب می‌شود بایسته است درهای میراث فرهنگی به روی جامعه داخلی و گردشگران خارجی باز شود و این‌گونه آثار را از حاشیه ایستای زندگی به متن پویا و پرتحرک آن وارد کرد، بویژه در روزهایی که پرهیز از خام فروشی نفت توصیه می‌شده، صنایع کم ضرر اما بیش بازده به‌عنوان صنایع جایگزین جستجو می‌شود. اما باید مراقب بود سوءمدیریت به توسعه نامطلوب یا حتی تخریب یک اثر فرهنگی ـ تاریخی منجر نشود. این مورد غالبا زمانی به وقوع می‌پیوندد که به جای استفاده از یک رهیافت گروهی مناسب‌تر هزینه ـ سود، ارزش سود به اشتباه محاسبه شود و کیست که نداند اشتباه در مورد میراث فرهنگی بدون جایگزین، فاجعه‌آمیز است.

    رضا نوری شادمهانی / باستان‌شناس

    منبع مطلب : jamejamonline.ir

    مدیر محترم سایت jamejamonline.ir لطفا اعلامیه بالای سایت را مطالعه کنید.

    آثار تاریخی، شناسنامه ای برای یک ملت

    به گزارش خبرنگار  گروه استان های باشگاه خبرنگاران جوان از اصفهان، انسان ها از روزی که در کره خاکی پا به عرصه وجود می نهد تا روزی که حیات را بدرود می گویند، پیوسته در حال تاثیرگزاری و تاثیر پذیری از جهان پیرامون خویش هستند! بشر همواره در ادوار مختلف تاریخ از زمان انسان های اولیه گرفته تا دوران معاصر در صدد است که نسل های بعد را از فرهنگ، آداب و رسوم و سبک زندگی خویش آگاه کند و ردی از خویش در دنیا به یادگار بگذارد، این امر به راحتی با توجه به سنگ نوشته ها و انواع آثار  به جا مانده  از دوران انسان های اولیه مشهود است.   

    گذر زمان همواره، پیشرفت، اختراع و نوآوری هایِ بشر را به همراه داشته و با مشاهده آثار تاریخی ادوار مختلف به راحتی می توان دریافت که به مرور، نوعِ آثار به جامانده از انسان دارای سبک و ابتکاری نو شده است.

    آثار و ابنیه تاریخی به وضوح، هویت، معماری، فرهنگ و سبک زندگی مردمِ یک دوره از تاریخ را  به تصویر می کشد و به عنوان گنجینه ای گران بها در اختیار نسل های بعد قرار می گیرد. 

    ارزش آثار  باستانی به جا مانده از اعصار مختلف تنها معطوف به امور مادی نیست بلکه به عنوان  هویت تاریخی و میراث ارزشمند بشر تلقی می شود که حفاظت از آن بر عهده ما است.

    آثار تاریخی، شناسنامه ای برای یک ملت

    میراث فرهنگی، هویت یک جامعه

    میراث فرهنگی مهم‌ترین عامل پیوند دهنده اقوام و مردمان یک سرزمین به شمار می‌رود. معرفی آثار فرهنگی میان ملل مختلف به استحکام صلح و ثبات در میان آنان منجر خواهد شد و به همین سبب آیین نهادینه شده حفاظت از میراث فرهنگی را باید ارزشمند‌ترین مظهر تمدن و فرهنگ یک جامعه به شمار آورد.

     بنا‌ها، بافت‌ها و محوطه‌های تاریخی به عنوان تجلی گاه  الگوهای فرهنگی و اعتقادی مردمان یک سرزمین در قامت عناصر مصنوع، با هدف به سامان نمودن جریان زندگی انسان در مراتب معنوی و مادی و اعتلاء وجود انسان برپا می‌شود و با گذر زمان به عنوان شناسنامه ای برای معرفی بارزترین مشخصات یک جامعه شناخته می شود.

    امیری کارشناس میراث سازمان فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری در این باره به خبرنگار ما گفت: هر انسانی دارای دو هویت است، یکی هویت فردی که مربوط به شخصیت و ویژه گی های فردی اوست که مهم ترین خصوصیات در شناسنامه او درج شده و دیگری هویت اجتماعی است که شامل آداب و رسوم، سبک زندگی، هنر و معماری و دیگر مشخصات مردم یک جامعه در روستاهای کوچک گرفته تا مردم شهر و کشور می باشد، بدون شک آثار و ابنیه تاریخی به عنوان بخش عظیمی از میراث فرهنگی، پیکره اصلی هویت یک ملت را تشکیل می دهد.

     امیری ادامه داد: میراث فرهنگی به دوبخش میراث ملموس و ناملموس تقسیم می شود، میراث ملموس که بعد فیزیکی دارد و شامل انواع آثار و ابنیه تاریخی می شود و میراث ناملموس که در برگیرنده خالقان آثار تاریخی، هنری، علمی و دیگر زمینه ها است مانند هنرمندان، نخبگان و ... باید دانست که حفاظت از این آثار نه تنها نقش مهمی در ثبت هویت ملی ایفا می کند بلکه به عنوان عنصری درآمد زا بر اقتصاد کشور تاثیر گذار است.

    آثار تاریخی، شناسنامه ای برای یک ملت

    حفظ آثار تاریخی، تلاشی برای ماندگار شدن

    آثار باستانی هر کشور پیشینه تاریخی آن کشور محسوب می گردد و این آثار دارای ارزش و اهمیت فراوانی هستند، مردم با دیدن آنها به وحدت ارزش های انسانی پی می برند و آثار باستانی را میراثی همگانی می دانند. هر تکه ای از ایران دارای ارزش تاریخی است و تمدنی چند هزارساله است و برای حفظ و نگهداری آن باید تلاش بسیار نمود.

    کارشناس میراث سازمان فرهنگی در این باره گفت: در استان اصفهان بیش از 22 هزار اثر تاریخی شناسایی شده که از این تعداد 1860 اثر به ثبت ملی  و 7 اثر ملموس و 2 اثر ناملموس به ثبت جهانی رسیده است  که استان اصفهان در این عرصه رتبه اول کشور را  به خود اختصاص داده است.

    امیری بیان کرد: تلاش برای حفظ میراث فرهنگی باید در میان اقشار مختلف مردم و مسئولان فراگیر شود چراکه گسترش و حفظ سه حوزه میراث فرهنگی، ترویج صنایع دستی و توسعه گردشگری به طور مستقیم با اقتصاد مقاومتی ارتباط دارد.

    وی با تاکید بر اینکه ، سازمان میراث فرهنگی اصفهان سال گذشته بیش از 300 میلیارد ریال برای بازسازی و مرمت آثار تاریخی هزینه کرده است، گفت: در استان اصفهان، بیش از 1000 اثر تاریخی به طور مستقیم زیر نظر سازمان میراث فرهنگی قرار دارد و 20 هزار اثر تاریخی هم مالکیت خصوصی دارد که متاسفانه بیشتر ابنیه ای که مورد تخریب قرار می گیرند دارای مالک خصوصی هستند، سال گذشته تخریب خانه نائلی و ابتدای امسال آتش سوزی باغ سرهنگ زواره اتفاق افتاد که سازمان میراث فرهنگی قبل از تخریب این باغ برای ترمیم آن بیش از 5 میلیارد ریال هزینه کرده بود و این آتش سوزی باعث شد همه این مبلغ از بین برود و برای بازسازی مجدد دوباره هزینه در نظر گرفته شود که این امر خسارت مالی فراوانی را به دنبال دارد.

    حفظ آثار تاریخی کلیدی توسعه گردشگری

    کارشناس میراث سازمان فرهنگی با اشاره به اینکه در سال های اخیر در استان اصفهان تخریب آثار تاریخی کاهش داشته است گفت: گاهی یک اثر تاریخی به عنوان شناسنامه یک منطقه و یک جامعه شناخته می شود و تخریب آن علاوه بر بعد مادی، تاثیر مهمی بر بعد معنوی و هویتی جامعه دارد، بسیاری از آثار و ابنیه تاریخی که توجهی به آنها نمی شود و در حال تخریب هستند را می توان با نظارت میراث فرهنگی تغییر کاربری داد به نحوی که ساختار تارخی بنا حفظ شود و بیشتر مورد توجه گردشگران قرار گیرد که  این امر می تواند علاوه بر ایجاد سود اقتصادی به افزایش اشتغال هم کمک نماید.

    امیری تصریح کرد: با توجه به اینکه بیش از 80 درصد استان اصفهان با خشکسالی شدید دست و پنجه نرم می کند و بسیاری از صنایع مانند کشاورزی از رونق افتاده است، می توان با توسعه گردشگری و تغییر کاربری بسیاری از ابنیه تاریخی که مورد غفلت واقع شده اند بار دیگر رونق اقتصادی را به این مناطق بازگرداند.

    آثار تاریخی، شناسنامه ای برای یک ملت

    وی با اشاره به اینکه عاملان تخریب خانه نائلی و باغ سرهنگ زواره شناسایی و دستگیر شده اند و تا پایان خرداد حکم دادگاه درباره آنها صادر می شود افزود: طبق قانون مجازات اسلامی، تخریب کنندگان ابنیه تاریخی به یک الی 10 سال حبس و پرداخت خسارت  محکوم می شوند.

    به‌ نظر می‌رسد در عصر کنونی که سردرگمی ملت‌ها و احساس سرگشتگی و بی‌هویتی بیش از هر پدیده اجتماعی دیگری خودنمایی می‌کند، میراث فرهنگی مهم‌ترین سند هویت و گنجینه فرهنگ و تمدن کشور‌ها بوده و به همین سبب حفاظت از آن‌ها جزء مهم‌ترین وظایف و مسئولیت‌های دولت‌ها و ملت‌ها به شمار می‌رود. زیرا: این آثار مهم‌ترین اسناد موجود در زمینه فرهنگ و تمدن کشور‌ها است.

    گزارش از سولماز محمدی

    انتهای پیام/م

    منبع مطلب : www.yjc.ir

    مدیر محترم سایت www.yjc.ir لطفا اعلامیه بالای سایت را مطالعه کنید.

    از آثار باستانی کشور خویش نگهداری کنیم

    آثار باستانی هر کشور پیشینه تاریخی آن کشور محسوب می گردد و این آثار دارای ارزش و اهمیت فراوانی هستند مردم با دیدن آنها به وحدت ارزش های انسانی پی می برند و آثار باستانی را میراثی همگانی می دانند.

    هر تکه ای از ایران دارای ارزش تاریخی است و تمدنی چند هزارساله است و برای حفظ و نگهداری آن باید تلاش بسیار نمود.

    خوشبختانه برنامه وسیع ودامنه داری همانند یک جهاد ملی برای حفظ و نگهداری آثار معماری باستانی در کشور در حال انجام می باشد بنابراین شاید بررسی انچه در زمینه نگاهداری ومرمت آثار باستانی در پاره ای کشورهای اروپائی معمول گشته از نظر آگاهی مردم سرزمین ما بی فایده نباشد وتوجه به بهره گیری از تجربیات بیشماری که در این باره بعمل آمده است بتواند ما را در این راه یاری نماید.

    نخستین نکته ای که در امر تعمیر بناهای باستانی پیش می آید آنست که ازنظر اسلوب و شیوه چه رویه ای را باید پیش گرفت آیا هنگام تعمیر یک اثر تاریخی باید در نظر داشت که آنچه در معرض انهدام قرار گرفته است درست همانند آنچه بهنگام آبادانی در آن بنا به چشم می خورده است دوباره زنده کرد یا آنکه در ترمیم خرابی ها باید به بهتر ساختن بنا توجه نمود. در حدود یک قرن پیش کشورهای اروپایی پذیرفته بودند که هنگام تعمیر یک بنای تاریخی باید همه بخش های آن را به شیوه معماری و زینت های قرون میانه در آورد و این طرزتفکر چنان میان باستان شناسان ومعماران وهنرمندان طرفدار پیدا کرده بود که حتی پاره ای بناها راهم که نیازمند به مرمت نبود به این شیوه درآوردند به این ترتیب بسیاری از ساختمانها ی باشکوه رنسانس از میان رفت. اینگونه تغییرات بر آن نظر استوار بود که معمولا" یک ساختمان تاریخی دردوره های گوناگون پدیدار گشته وبخش های مختلف آن به شیوه های متنوع بوجود آمده است از اینرو لازمست برای بخشیدن هماهنگی بیشتر به تمامی اثر همه قسمتهای آنرا به شیوه واحد در آورد.

    ولی کم کم در مقابل این گروه عده دیگری پیدا شدند که نه تنها این رویه را نمی پسندیدند بلکه اعتقاد آنها بر آن بود که مجموعه یک بنای تاریخی هر چه باشد خود یک حقیقت تاریخی است و باید آنچنان که هست به آن احترام گذاشت و این گروه بر مبنای یک عکس العمل طبیعی آنچنان در عقاید خود جلو رفتند که اگر بر حسب مثال در یک بنای باستانی بخش بسیار زشت و ناپسندی هم که بهیچوجه نه ارزش هنری داشت نه ازنظر شیوه در خور اهمیت بود فرو می ریخت بر آن بودندکه باید آن بخش را بی کم و کسر به حال اول در آورد در هر حال چنین بنظر می رسد که در امر تعمیر ومرمت بناهای باستانی نمی توان یکباره ذوق و سلیقه را کنار گذاشت و کورکورانه از تاریخ پیروی کردهمچنین نمی توان یکباره سلیقه شخصی را جایگزین یک واقعیت تاریخی وباستانی نمود. ما در ایران بناهایی چون مسجد جامع کهنه اصفهان را داریم که خود گویای ده قرن بلکه بیشتر تاریخ معماری در ایران است بخش های گوناگون آن هر یک به شیوه زمان خود ساخته شده و تزیین گردیده است وهمه آنها به سهم خود دلپسند وزیباست و به علت همبستگی شیوه در معماری ایرانی ضمن قرون متمادی تعادل هماهنگی هم در این بنا از میان نرفته است و ما هرگز نمی توانیم به خود اجازه دهیم درتعمیر این بنا شیوه سلجوقی را برصفوی یا صفوی را برتیموری رجحان دهیم ولی اگر درهمین بنا کاشی از کاشیکاریها بکلی از میان رفته باشد وهیچگونه سندی هم در دست نباشدکه از روی آن بتوان به نقش اولیه آن تزیین پی برد در آنحال شاید روا باشد هنگام پدید کردن آن بخش به حفظ هماهنگی در تمامی بنا وکیفیت ممتاز آن به هر حال بیشتر سلجوقی است تا صفوی آن قسمت را به شیوه عالی در آوریم واز کاشی خشتی که در دوره های بعد متداول گشت صرفنظر نمائیم.

    نکته دیگری که درامر تعمیر وتجدید بناهای باستانی پیش می آید آنست که پاره ای اوقات یک اثر تاریخی بکلی ویران گشته وهنگامی در صدد تعمیر آن بر می آیند که فقط چند پی باقی مانده وتوده ای به هم انباشته بیشتر از بنا به جای نمانده است در اینگونه موارد با توجه به مدارک واسناد این بنا را همانند آنچه در گذشته بوده است برپا کرد یا آنکه لازمست در ساختن مجدد آن ذوق وسلیقه تازه ای به کار برد ومهر قرن حاضر را برآن زد؟ البته اهل فن درهمه موارد بادوباره سازی بناها با همان مصالح وصد درصد با همان اسلوب پبشین موافق نیستند و در اینگونه موقعیت ها گذاشته از رعایت احترام عقیده مردمان شهری که اثر تاریخی به آن تعلق داشته است سنجش هنری وباستانشناسی را نیز به میان می کشند وفقط درصورت تشخیص ارزش فوق العاده آن ساختمان وباتوجه به هماهنگی احتمالی آن به بناهایی که در روزگاران بعد گرداگرد آن پدید شده است ساختن مجدد آنرا آنچنانکه تاریخ نشان می دهد تصویب می نمایند.

    از میان کشورهای اروپائی انگلیسی ها در امر تعمیر بناهای تاریخی وکلیساهای کشور خویش سلیقه خاصی دارند و آن اینست که معتقدند یک بنای باستانی را باید همچنان مخروبه بحال خویش گذاشت و سعی کرداطراف انرا با چمن کاری و هنر باغ آرائی زینت دادو منظره تاریخی زیبا و لطیفی که بیننده را به دنیای رویایی قرون ببرد پدید کرد ولی این نظر با آنکه خالی از پاره ای ملاحظات شاعرانه نیست در بسیاری موارد مشکلاتی پدید می کند که حل آنها ساده نیست. بر حسب مثال اگر طاق یک بنای باستانی فرو ریخته باشد و در عین حال دیوارهای این بنا گچ بری ها و نقاشیهائی داشته باشد آیا میتوان اجازه داد که برف و باران ودیگر عوامل طبیعی اندک اندک این آثار هنری را نابود سازد تا ما شاهد یک کهنگی طبیعی وفرسایش و انهدام باشیم که بدانوسیله شعر زمان را دریافت کنیم. حقیقت آنست که بسیاری از اینگونه بناها را درانگلستان با دست کاری بسیار اندک بحال خویش گذاشته اند کلیساهائی هستند که فاقد تزیینات بوده و در عین حال از سنگ وساروج ساخته شده اند بنحوی که میتوان احتمال داد این آثار که بیشتر آنها فاقدپوشش و سقف هستند بهمین گونه قرنها نیز بجای بمانند.

    البته ما در ایران در بسیاری از بناهای خویش نمی توانیم این رویه را پیش گیریم بویژه آنکه بخش بزرگی از بناهای باستانی ما از آجر وحتی خشت ساخته شده است و اگر کهنگی ناشی از زمان به پاره ای مصالح ساختمانی چون سنگ عظمت تازه ای بدهد بی شک ویرانی بناهائیکه از مصالح ظریف تر ساخته شده است جز برانگیختن حس تاثرزیبایی دیگری در برندارد وما در کشورخویش جز درتخت جمشید وپاسارگاد وصفه مسجد سلیمان و دیگر بناهائی از این نوع در دیگر جاها نمی توانیم از این شیوه پیروی کنیم. یکی دیگر از نکات بسیار مهم که در روزگار ما بعلت هجوم سیاحان وبازدید کنندگان به بناهای تاریخی پیش آمده است ویرانی وخرابی سریع تر اینگونه آثار بعلت فرسایش است .

    در کشورهای اروپائی خیلی زود به این نکته توجه شد ونگاهدارندگان بناهای باستانی دریافتند اگر به وسیله ای توجه سیل جمعیت را در اینگونه ساختمانها به بخش های گوناگون که گاهی اوقات لازمست تصنعی بوجود آید معطوف نکنند دیری نمی پاید که نگاهداری بنا از نظر استحکام غیر قابل امکان خواهد شد وبه این منظور نه تنها به ایجاد باغهای گردشی دراطراف بناهای تاریخی و تمرکز وسائل تفریح وسرگرمی در آنها دست زدند بلکه کوشیدند باایجاد نمایشگاههای موقتی وجالب درمجاورت آثار تاریخی از هجوم سیل جمعیت به درون بناها بکاهند. در زمینه محکم کاری دربناهای باستانی گروهی برآنندکه این بخشها باید بطور وضوح مشخص باشدوسعی نگردد کارنو را کهنه جلوه داد و در این امر با توجه به احترام گذاری به خطوط اصلی بنا و هیئت اولیه آن و بی آنکه هماهنگی ساختمان از دست برود بخش های نوساز رابطور آشکارا باسادگی هر چه تمامتر کناربخش های کهنه قرار داد واز این دوگانگی نهراسید زیرا هیچ عاملی در زمینه زیباشناسی آثار هنری بیش از دریافت گول خوردگی و دروغ در بیننده ایجاد یاس نمی نماید.

    بر حسب مثال اگر یکی از پایه های یک بنای سلجوقی که برروی ملاط میان آجرها مهر مشخص خود را دارد ویران شده و نیازمند به تعمیر باشد هیچ عیبی نخواهد داشت که این بخش را با آجرهای نو تعمیر کرد وملاط را هم بحال خویش گذاشت و از تقلید مهر زمان سلجوقی خودداری کرد زیرا در اینگونه تعمیرات هدف نهائی پیش گیری از انهدام بخشهای باقیمانده بناست نه تقلید بخش کهنه که البته در زمینه هر مورد خاصی ازتعمیر خطوط برجسته گچی و ویرانی بخش های سنگی و غیر آن باید راه حل مناسبی به فراخور موقعیت بنا پیش گرفت ونمی توان یکباره یک روش را بردیگر روشها ترجیح داد. تجربیاتی که ذکر شد می تواند معماران هنرمند ومهندسان با ذوق و اندیشمند ایرانی را برانگیزد که بخشی از کوششهای خویش را به مطالعه در نگاهداری بناهای زیباوباستانی کشور بزرگ ما که از این نظر در دنیا مقام والائی دارد معطوف نمود و مردم هنر دوست ما را به بزرگی وظیفه ای که در این زمینه درمقابل تاریخ دارند توجه دهد. همچنبن مبالغ هنگفتی که مردمان کشورهای گوناگون دنیا به نگاهداری بناهای باستانی کشور خویش تخصیص می دهند گویای اعتبار واهمیتی است که برای اینگونه ساختمانها قائلند در صورتیکه در مقام مقایسه بیشتر ساختمانهای باستانی ما هم از نظر قدمت و زیبایی و ارزش هنری بر بناهای باستانی دیگر کشورها رجحان دارد و هم از نظر شمار از آنها فراتر می رود و با یادآوری این نکته که این آثار بعلت کهنه تر بودن و فرسودگی به مراقبت وصرف هزینه های بیشتر نیازمند است توجه خاصی که لازمست به این امر معطوف گردد روشن تر میشود. جای تردید نیست که هر گونه هزینه ای در این راه بمصرف برسد نه تنها از نظر حفظ حیثیت ملی در خور تحسین است بلکه به بالا بردن در آمد کشور از طریق جلب سیاح و دیگر امکانات کمک فراوان خواهد نمود.

    منبع: مجله هنر و مردم گردآورنده: سهیلا اسدی

    منبع مطلب : www.niavaranmu.ir

    مدیر محترم سایت www.niavaranmu.ir لطفا اعلامیه بالای سایت را مطالعه کنید.

    جواب کاربران در نظرات پایین سایت

    مهدی : نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    ناشناس 9 ماه قبل
    0

    چرا آثار تاریخی با ارزش هستند

    -1
    سهیل 18 روز قبل

    چرا اثارباستانی باارزش هستند

    ناشناس 9 ماه قبل
    -2

    باشه

    مهدی 1 سال قبل
    -2

    نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    برای ارسال نظر کلیک کنید