توجه : تمامی مطالب این سایت از سایت های دیگر جمع آوری شده است. در صورت مشاهده مطالب مغایر قوانین جمهوری اسلامی ایران یا عدم رضایت مدیر سایت مطالب کپی شده توسط ایدی موجود در بخش تماس با ما بالای سایت یا ساماندهی به ما اطلاع داده تا مطلب و سایت شما کاملا از لیست و سایت حذف شود. به امید ظهور مهدی (ع).

    وقتی گوینده یا نویسنده کنایه ای به کار میبرد مقصود او معنای

    1 بازدید

    وقتی گوینده یا نویسنده کنایه ای به کار میبرد مقصود او معنای را از سایت پست روزانه دریافت کنید.

    دوستان این کنایه یعنی چه؟؟؟ (مقصود گوینده معنای دور سخن... - ریاضی دبستان

    دوستان این کنایه یعنی چه؟؟؟

    (مقصود گوینده معنای دور سخن است )

    با تشکر

    ———————————————-

    جملات کنایه ای دو معنا دارن یه معنی دور یه معنی نزدیک که معنی دور میشه معنای کنایه ای
    مثلا اب در هاون کوبیدن معنی نزدیک یعنی اب در هاون کوبیده بشه و معنی دور یعنی کار بیهوده کردن که همین میشه معنی کنایه ایش

    ———————————————-

    الان در پاسخ این جمله باید این مطلب رو گفت ؟

    ———————————————-

    این اصلا کنایه نیست

    منبع مطلب : math.matrees.ir

    مدیر محترم سایت math.matrees.ir لطفا اعلامیه بالای سایت را مطالعه کنید.

    کنایه چیست و چه نقشی در شعر فارسی دارد؟

    کنایه چیست و چه نقشی در شعر فارسی دارد؟

    نویسنده: زهرا شریفی

    صور خیال

    بخش اول

    بخش دوم

    بخش سوم

    بخش چهارم

    انگار کشتی هات غرق شده

    آه نداره که با ناله سودا کنه

    صورتش رو با سیلی سرخ نگه داشته

    باز هم دسته‌گل به آب داده

    این جملات را همه شنیده‌ایم و گفته‌ایم. کنایه‌هایی که گاه در گفتگوی روزمره باعث رنجش خاطر هم می‌شود.

    اما برای بیان بعضی از مفهوم‌ها و تعابیر چاره‌ای جز استفاده از کنایه‌ها نداریم.

    به‌خصوص اگر بیان موضوعی به‌طور مستقیم سخت باشد.

    پیش می‌آید که به هر دلیلی آنچه را می‌خواهیم بگوییم به‌طور مستقیم به زبان نیاوریم. در عوض طوری بیان کنیم که به‌طور غیرمستقیم به حقیقتی که در ذهن داریم اشاره می‌کند.

    مثلاً برای همه راحت نیست که از فقر و نداری به‌طور مستقیم سخنی بگویند اما به‌صورت کنایی از آه در بساط نداشتن و سرخ کردن صورت با سیلی حرف می‌زنند.

    یا وقتی می‌خواهیم بگوییم فلانی خسیس است «آب از دستش نمی‌چکد» و وقتی می‌خواهیم از دهن‌لق بودن کسی یاد کنیم «نخود توی دهانش خیس نمی‌خورد» را می‌گوییم.

    اما در اصطلاح ادبی سخنی است که دو معنی حقیقی و مجازی دارد.

    به قول جلال‌الدین همایی: «کنایه در لغت به معنی پوشیده سخن گفتن است و در اصطلاح، سخنی است که دارای دو معنی قریب و بعید باشد، و این دو معنی لازم و ملزوم یکدیگر باشند. پس گوینده آن جمله را چنان ترکیب کند و به کار برد که ذهن شنونده از معنی نزدیک به معنی دور منتقل شود.»

    با این تعریف و به خاطر نزدیکی زیاد مجاز و کنایه به هم ممکن است جایی آن‌ها را از هم تشخیص ندهیم.

    بااینکه خیلی از قدما کنایه را نوعی مجاز می‌دانند اما می‌توان تفاوت‌های ظریفی برای آن‌ها پیدا کرد.

    ازجمله اینکه در مجاز همیشه قرینه‌ای وجود دارد که ما را به سمت معنای حقیقی می‌برد.

    و اینکه مجاز در واژه خودش را نشان می‌دهد و کنایه در ساختار کلام.

    به‌این‌ترتیب شاعر هم زمانی که نخواهد یا به هر دلیلی نتواند منظور خودش را صریح بیان کند از کنایه استفاده می‌کند.

    برای مثال در این شعر شهریار:

    شب است و چشم‌به‌راه ستارهٔ سحرم

    که تا سپیده‌دم امشب ستاره می‌شمرم

    چشم‌به‌راه بودن کنایه‌ای است از انتظار.

    می‌توانیم بگوییم کنایه بیانی غیرمستقیم و قابل‌تأمل است که خیال‌انگیزی و جنبه‌های هنری شعر را بالا می‌برد.

    مثل استعاره یا دیگر صنایع ادبی به ساده کردن مفاهیم سخت و دشوار کمک می‌کند.

    شاعران همیشه با بیان غیرمستقیم ذهن خواننده را به چالش می‌کشند.

    اصولاً آنچه برای خواننده لذت و شگفتی ایجاد می‌کند همین تلاش برای فهمیدن منظور و مقصود شاعر است.

    شاعر با استفاده از کنایه علاوه بر ایجاد ابهام و نقاشی زبان به قول سنچولی عواطف خود را هنرمندانه‌تر و مؤثرتر بیان کند.

    کنایه‌هایی که در شعر به کار می‌رود ممکن است برای همه ما آشنا نبوده و شاعر با ذوق و هنر خود آن‌ها را ساخته باشد.

    با هم نمونه‌هایی از کنایه در شعر فارسی را مرور کنیم:

    چرا تا شکفتم

    چرا تا تو را داغ بودم نگفتم

    چرا بی‌هوا سرد شد باد

    چرا از دهن حرف‌های من افتاد؟

    قیصر امین پور

    از دهن افتادن کنایه از بی‌فایده و بی‌خاصیت شدن است.

    از پای فتادیم چو آمد غم هجران

    در درد بمردیم چو از دست دوا رفت

    حافظ

    از پا افتادن کنایه از ناتوان شدن است.

    یکایک از او بخت برگشته شد

    به دست یکی بنده، بر کشته شد

    فردوسی

    برگشتن بخت کنایه از روبرو شدن با اتفاقات ناگوار است که به کسی که به این حال دچار است هم بخت‌برگشته می‌گویند.

    بگفتا دل ز مهرش کی کنی پاک

    بگفت آنگه که باشم خفته در خاک

    نظامی

    خفتن در خاک کنایه از مردن.

    خداوندا به‌حق هشت و چارت

    ز مو بگذر شتر دیدی ندیدی

    باباطاهر

    شتر دیدی ندیدی کنایه از اینکه وانمود به ندانستن کن.

    بینوایان را به برگ سبز گاهی یاد کن

    چون ز نیرنگ جهان خرج خزان خواهی شدن

    صائب تبریزی

    برگ سبز کنایه از چیز کم و کم‌بها.

    در آن اجاق کهن آتشی نمی‌سوزد

    در آن اتاق تهی پر نمی‌زند مگسی

    نادر نادرپور

    پر نمی‌زند مگسی کنایه از خالی و تهی بودن و عدم رفت و آمد هیچ جنبنده‌ای.

    در ابیات زیر کنایه‌ها را مشخص کنید.

    نصیحت همه عالم چو باد در قفس است

    به گوش مردم نادان، چو آب در غربال

    سعدی

    ترسم نرسی به کعبه‌ای اعرابی

    کاین ره که تو می‌روی به ترکستان است

    سعدی

    خبرت هست که در باغ کنون شاخ درخت

    مژده تو بشنید از گل و دست‌افشان شد

    مولوی

    گشاده‌ابروست و بسته کیسه

    مشو غره که او را سیم و رخت است

    مولوی

    ما سیه‌بختان حباب گریه نومیدی‌ایم

    خانه بر آب است یکسر مردم بنگاله را

    بیدل دهلوی

    در میان زمین و فلک بود

    اختلاط صداهای سنگین

    نیما یوشیج

    کلاس آنلاین نویسندگی | بزرگ‌ترین دورۀ نویسندگی در ایران

    منبع مطلب : madresenevisandegi.com

    مدیر محترم سایت madresenevisandegi.com لطفا اعلامیه بالای سایت را مطالعه کنید.

    خلاصه کتاب فارسی ششم ابتدایی ( بخش پنجم )

      بخش پنجم : فارسی ششم

      انواع جمله از نظر محتوا :

      جمله خبری : خبری را بیان می کند. جمله پرسشی :  در آن پرسشی وجود دارد. جمله امری : در آن خواهش یا فرمانی بیان می شود. جمله عاطفی : بیانگر احساس شگفتی و عاطفه است. « چه گل زیبایی»

       برای زیبا و آهنگین شدن شعر معمولا جای اجزای جمله تغییر می کند. برای نمونه گاهی فعل به جای اینکه در اخر قرار بگیرد در وسط یا در اغاز جمله می آید.

      بررسی بیت و ترتیب اجزای آن : هرگز نرسد به منزل عشق/ بی بدرقه تو کاروان ها :کاروان ها (مسافران راه حق) بدون بدرقه لطف تو هرگز به مقصد نمی رسند./ یک جمله است /کاروان ها نهاد و بقیه جمله گزاره است./ نرسد فعل و مهم ترین بخش گزاره است.

       زبان چند شکل یا چهره دارد که عبارت اند از : آوا و صدا، خط و اشاره. یادگیری خط، دشواری بیشتری دارد؛ زیرا نوشتن در اصل به کار گرفتن قواعد و قراردادهای تعیین شده در هر جامعه است.

    در زبان فارسی برخی کلمات ممکن است به دو شکل نوشته شوند که هر دو صورت آن صحیح است :   مهربان تر – مهربانتر

       مبالغه : گاه شاعران و نویسندگان برای افزودن بر تاثیر و قدرت سخن خود رویدادها را بسیار بیشتر و بزرگتر از آنچه هست توصیف می کنند؛ به اینگونه بزرگ نمایی در بیان حوادث مبالغه می گویند. مانند :

       خروشید و جوشید و برکند خاک / ز سمش زمین شد همه چاک چاک

       بزد تیغ و بنداخت از تن سرش / فرو ریخت چون رود خون از برش

       کنایه :  وقتی درباره مطلبی به طور غیر مستقیم صحبت می کنیم، به آن کنایه می گوییم. کنایه سخنی است که دومفهوم دور و نزدیک دارد و مقصود گوینده معنای دور آن است. زمانی که درباره شخصی می گوییم « در خانه او همیشه باز است » معنای نزدیک و آشکار جمله این است که درِ خانه او همواره گشوده است و قفل و بندی ندارد اما مقصود گوینده بیان صفت بخشش و مهمان نوازی آن شخص است ؛ بنایراین معنای دوم یا دور این جمله آن است که « او شخص مهمان نوازی است » به همین سبب باز بودن درِ خانه فلانی کنایه از بخشندگی است. از هفت خان(خوان) رستم گذشته است : مراحل دشواری را پشت سر گذاشته و به موفقیت رسیده است. به تنگ آمد : خسته شد.

       تشبیه : مانندکردن کسی یا چیزی به کسی یا چیز دیگر را تشبیه می گویند. تشبیه یکی از ابزارهایی است که نوشته را زیبا و گیرا و اثرگذار می کند و ذهن را به پویایی و آفرینش نزدیک می سازد. جمله تشبیهی : شهید مثل یک نمره بیست است.

       شخصیت بخشی : گاهی شاعر یا نویسنده برای اثر بخشی بیشتر، زیباتر ساختن و ساده تر کردن مفاهیم شعر و نوشته خود از زبان موجودات و اشیا سخن می گوید و اعمال انسانی را به آنها نسبت می دهد. مانند : غنچه با دل گرفته گفت/ گل به خنده گفت/

       مناظره : گاهی در یک نوشته یا شعر، شخصیت های انسانی و یا غیر انسانی به صورت پرسش و پاسخ و یا بحث و مجادله به گفت و گو می پردازند. به این کار مناظره می گویند.

       برای پیدا کردن کتاب در یک کتاب خانه می توانید از سه طریق آن را جست و جو کنید :

       روش اول : با توجه به اسم کتاب در فهرست « عناوین » ؛

       روش دوم : با توجه به پدید آورنده در فهرست « پدیدآورندگان »؛

       روش سوم : با توجه به موضوع مورد نظر خود در فهرست« موضوع » .

       شعر از نظر قالب انواع گوناگونی دارد مانند : غزل، قصیده، مثنوی؛....مولانا کتاب با ارزش خود، مثنوی معنوی را در قالب مثنوی سروده است. مثنوی به شعری گفته می شود که همه ابیات آن یک وزن و دو مصراع هر بیت، قافیه ای جداگانه دارد.

       برای خطاب کردن و مخاطب قراردادن کسی، از نشانه های ندا «ای»، «یا » و « ا » استفاده می کنیم. کلمه ای که هر یک از این نشانه ها را داشته باشد منادا نامیده می شود. گاه منادا بدون نشانه می آید.

      منظور از نشانه های نگارشی، به کار بردن علامت ها و نشانه هایی است که خواندن و در نتیجه فهم مطالب را آسان می کند. چند نمونه از نشانه های پر کاربرد عبارت است از : نقطه(.)، ویرگول یا درنگ (،)،  دو نقطه (:) ( پیش از نقل قول ، هنگام توضیح دادن، شمردن اجزای یک چیز و هنگام معنی کردن کلمه)، علامت سوال (؟) ( پایان جمله های پرسشی و یا برای نشان دادن شک و تردید یا ریشخند)، نشانه بیان عاطفه یا تعجب (!) ( در پایان جمله های تعجبی و جمله هایی که یکی از حالات عاطفی را دارد مثل : آفرین! و  برای تاکید، افسوس ، آرزو، دعا و منادا به کار می رود.)

    کلمه « آوخ » یک واژه است ولی معنای جمله کامل را بیان می کند. گاهی برای حالت هایی مانند : آرزو، اندوه، شادی و...از کلمه هایی مانند ای کاش، افسوس، آفرین و...استفاده می کنیم؛ این کلمه ها را شبه جمله می گویند. در پایان شبه جمله نشانه بیان عاطفی «!» به کار می رود. این کلمات در ظاهر مانند جمله نیستند ولی معنای یک جمله کامل را بیان می کنند؛ به همین سبب شبه جمله هستند. منادا هم شبه جمله است.

       هر داستان از قسمت های (عناصر) مختلفی تشکیل می شود :

     موضوع : فکر اولیه ای که به ذهن نویسنده می رسد و کل فضای داستان را در بر می گیرد.

     شخصیت : افراد حاضر در داستان را شخصیت های داستان می گویند.

      زاویه دید : شیوه ای که نویسنده برای بیان داستان انتخاب می کند و از زبان او سخن می گوید. زاویه دید داستان مشخص می کند که داستان از دید چه کسی بازگو شده است.

      در گذشته گاهی در جملات از حرف اضافه «را» به جای « به » استفاده شده است « برادران را وصیت کرد» : « به برادران وصیت کرد»

      هنگام نوشتن به این نکات توچه داشته باشیم : از کاربرد کلمه های گفتاری و شکسته خودداری کنیم / از تکرار کلمه ها بپرهیزیم / ساده و خوانا بنویسیم / به کوتاهی جمله ها توجه کنیم / همه چیز را خوب و دقیق ببینیم / خوب و دقیق گوش بدهیم / نسبت به بو، مزه و طعم ، حساس و دقیق باشیم /با حس لامسه پدیده ها و اشیا را بشتاسیم / مقدمۀ « خوب  نوشتن »، خوب دیدن ، خوب گوش دادن، ودقت در پدیده ها و استفاده از حس بویای، چشایی و لامسه است.

      گزارش نویسی : گزارش نوشته ای است که نویسنده در آن به توضیح و بیان ویژگی ها و جرئیات شنیده ها و دیده ها ی خود می پردازد.

       شرح حال نویسی : یکی از راه های تمرین در نویسندگی، نوشتن شرح حال است. در شرح حال نویسی به این نکته ها توجه شود : نام و نام خانوادگی، زمان و محل تولد، محل زندگی، ویژگی های اخلاقی و جسمی و وقایع مهم زندگی.

      خاطره نویسی ( یادداشت های روزانه) : برای پرورش توان نویسندگی و بهتر نوشتن، باید فراوان بخوانیم و بسیار بنویسیم. یادداشت کردن رویدادهای روزانه ونوشتن خاطرات، به ما کمک می کند تا نویسنده توانا بشویم.

       خلاصه نویسی : یکی از راه های رسیدن به مهارت در نویسندگی است. در خلاصه نویسی باید مطالب مهم و اصلی متن را ذکر کنیم و از نوشتن جزئیات چشم بپوشیم.

      مقایسه : یکی از راه های پرورش ذهن و تقویت توانایی نوشتن است. مقایسه، بیان تفاوت ها وشباهت های میان دو یا چند چیز است.

       روزنامه دیواری : یک کار گروهی و کسب مهارت جمعی در نوشتن است. یک روزنامه دیواری شامل داستان، شعر، گزارش، مصاحبه، اخبار مدرسه، لطیفه، معما، مطالب علمی- تخیلی و جدول کلمات متقاطع و...است.

      توصیف : یکی از راه های تمرین و تقویت نویسندگی، بهره گیری از توصیف است. توصیف بیان ویژگی های یک چیز است . در توصیف باید به رنگ، بو، نرمی، درشتی، فاصله و دیگر خصوصیات توجه کرد. توصیف دقیق سبب می شود خواننده به آسانی، شیء مورد نظر خود را در ذهن خود بازسازی کند.

      بازسازی : هرگاه موضوعی قدیمی یا مطلبی از متون گذشته را با شاخ و برگ و شکل تازه تری بنویسیم ، آن را بازسازی کرده ایم. بازسازی وقایع و رویدادها یکی از راه های تمرین و تقویت نویسندگی است. می توان رویدادهای کوچک را به صورت  یک داستان کوتاه بازسازی کرد.

       ضرب المثل : عبارتی کوتاه که در بردارنده نکته یا  لطیفه یا پندی است و در میان مردم رایج است. استفاده بجا و مناسب از ضرب المثل، برقدرت سخن و تاثیر بخشی آن می افزاید و گفتار و نوشتار را شیرین و دلپذیر می کند.

      لطیفه ادبی : یکی از چیزهایی که به زیبایی و لطف نوشته می افزاید، استفاده از لطیفه است. لطیفه سخنی است کوتاه و پر معنا که به سادگی فهمیده می شود. لطیفه ها معمولا آ میخته به طنز، حکمت و اندرز هستند و در قالب حکایت ظاهر می شوند.

      این موضوعات را نیز می خوانند : واژه های هم خانواده و مترادف و مخالف/ آشنایی با کاربرد «همی» بر سر فعل های قدیم / نمایش نامه را کار می کنند/کلمات کوتاه شده پار- دی- مه - گه / آرایه تضاد /دریافت و فهم و توضیح ضرب المثل/ قافیه/ترکیب وصفی و اضافی/مفرد و جمع و جمع مکسر/ تبدیل شعر به نوشته ساده و تبدیل نوشته به نوشته ساده تر و کوتاه تر/ توصیف تصویر/ به کارگیری واژه مناسب در جمله مثلا : صبح - بامداد- پگاه /نوشتن کلماتی مانند انشاء به صورت انشا و انشای / نوشته خیالی/

    منبع مطلب : adabiatarak2.blogfa.com

    مدیر محترم سایت adabiatarak2.blogfa.com لطفا اعلامیه بالای سایت را مطالعه کنید.

    جواب کاربران در نظرات پایین سایت

    مهدی : نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    ناشناس 16 روز قبل
    0

    وقتی

    ناشناس 2 ماه قبل
    0

    علی قول

    مهدی 1 سال قبل
    2

    نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    برای ارسال نظر کلیک کنید