در حال پالایش مطالب میباشیم تا اطلاع ثانوی مطلب قرار نخواهد گرفت.
    توجه : تمامی مطالب این سایت از سایت های دیگر جمع آوری شده است. در صورت مشاهده مطالب مغایر قوانین جمهوری اسلامی ایران یا عدم رضایت مدیر سایت مطالب کپی شده توسط ایدی موجود در بخش تماس با ما بالای سایت یا ساماندهی به ما اطلاع داده تا مطلب و سایت شما کاملا از لیست و سایت حذف شود. به امید ظهور مهدی (ع).

    واژه صبا در ادبیات فارسی نماد چیست

    1 بازدید

    واژه صبا در ادبیات فارسی نماد چیست را از سایت پست روزانه دریافت کنید.

    باد صبا در شعر فارسی ( سوم راهنمایی )

    باد صبا  در شعر فارسی

    «  باد صبا » به خصوص از دوره ی سبک عراقی به بعد در ادبیات فارسی جایگاه ممتازی پیدا کرد .او قاصد عاشقان و هد هد خوش خبر دل سوختگان است . در فرهنگ لغت دکتر معین در ذیل باد صبا چنین آمده است ؛

    بادی که از جانب شمال شرقی وزد و آن بادی خنک و لطیف است ، یکی از شعب بیست و چها رگانه ی موسیقی قدیم و ان پنج نغمه  است . اما در کتاب حافظ نامه از خرمشاهی  چنین می خواهیم :

    صبا بادی است که در صبح در وقت طلوع افتاب از مشرق می وزد .لطیف و خنک است ،نسیمی خوش دارد و گل ها از ان بشکفد و عاشقان راز با او گویند و در اصطلاح  عرفی  نفحات رحمانیه است که از مشرق روحانیات می اید .باد صبا از قرمانان و موجودات شعری دیوان حافظ است ،و همگام  و مخاطب  یار ، گل و ساقی است .

    غزل های حافظ که با ذکر خیر او ( صبا ) افتتاح بسیار است . نمونه :

    نفس باد صبا مشک فشان خواهد شد

    ای هدهد صبا به سبا می فرستمت

    صبا با باد می گوید حدیث آرزومندی

    ای نسیم سحر ارامگه یار کجاست

    مژده ای دل که دگر باد صبا بازآمد  ...

    صبا نقش های بسیاری بازی می کند :

    1- صبا خوش خبر چون هدهد سلیمان است .

    2- قاصد میان عاشق و معشوق است .

    3- شمیمی خوش و معطر دارد .

    4- غماّز است . یعنی با پراکندن عطر خود پرده از وجود پنهان معشوق ( هر چه مثل گل ) بر می دارد .

    ترا صبا و مرا اب دیده شد غماز                           و گر نه عاشق و معشوق راز دارنند .

    5- صبا علیل و بیمار و بی طاقت است .

    6 - چون انسان بیماری که در هر چند قدم می ایستد و نفس تازه می کند .

    با ضعف و ناتوانی همچون نسیم خوش باش              بیماری اندرین ره بهتر ز تن درستی

    این شخصیت محبوب« صبا » از جمله ی بزرگ ترین و مهم ترین قهرمانان عرصه ی عشق بازی است .

    او سراسر شعر فارسی را میدان تاخت و تاز خود قرار داده و شمیم روح بخشش در لابه لای ادبیات نهفته است .

    او پیک مشتاقان است و وظیفه ی خطیر پیام رسانی عشاق را بر عهده دارد البته به پاس چنین خدمتی مورد مهر ومحبت این جماعت قرار دارد .

    عشاّق هر سحر ،  بعد از آن که شبی را با خیال یار پیوسته ، صبح گاه به انتظار نشسته تا با دیگر عطر روح بخش معشوق را از صبا بشنوند ، همان پیام محبت و مهر را .

    صبا بر هم زد آن زلف و دلم بر گرد آن گردد       چو آن مرغی که ویران کرده باشند آشیانش را

    7-بحث مهم دیگر «  صبا » و رابطه ی او با«  گل  » است .

    او قاصد و پیام بر میان عاشق و معشوق می باشد .

    این شخصّـیت محبوب( باد صبا )  ازجمله ی بزرگ ترین ومهم ترین قهرمانان عرصه ی عــشق بازی است .او سراسر شعر فارسی را میدان تاخت و تاز خود قرار داده و شمیم روح بخشش در لابه لای ادبیات نهفته است .

    عشّاق هر سحر، بعد از آن که شبی را با خیال یار به سر برده،صبحگاه به انتظار نشسته تا بار دیگر عطر روح بخش معشوق را از صبا بشنود ، ( همان پیام محبت و مهر را . )

    صبا بر هم زد آن زلف ودلم بر گرد آن گردد          چوآن مرغی که ویران کرده باشند آشیانش را

     صبا و رابطه ی او با  گل : 

    از وظایف مهم صبا ،شکوفا کردن گل ها درهنگام حرکت و وزش است .عطرافشان و مشکین بودن صبا نیز معلول همین عمل است .صبا ،همین طور که اجازه ی لمس کردن و نوازش زلف یار را دارد و گره از زلف پر چین معشوق می گشاید ، اجازه دارد تا برگ های درهم و پیچیده ی گل ها را نیز باز کند .

    این عمل صبا سبب شده تا شاعران همواره در کنارنام صبا ،ازعطر و مشک و بوی خوش نیز یاد  کنند و همین رایحه است که موجبات تفریح ارواح عاشقان را مهّیا کرده و بلبلان عاشق را به وجد آورده است .

    صبا هم چنان ماموریت دارد تا درهنگام وزیدن با حرکت دادن درختان سرو در چمن ، عشاق را به یاد قامت استوار معشوق بیندازد .

    حسادت به صبا :

    صبا از معدود افرادی است که اجازه ی عبور درحریم یار را دارد .او پیوسته اجازه ی ورود به خلوت معشوق را دارد وهمین حضور، رشک و حسادت عاشقان را بر می انگیزد تا جایی که ایشان گه گاه از قصور و کوتاهی صبا درانجام وظایفش سخن می گویند و او را به خیانت در رازداری متّهم می کنند .

    ایراد این جماعت این است که صبا همدم هرکسی است و به هرجایی سر می زند ، بوی عشق را به دیار اغیار می برد و ناخودآ گاه  اسرار عشق را بر آنان عرضه می دارد .

    صبا پرده دار حرم یار است .حتّی اجازه ی برداشتن برقع ازرخسار معشوق و باز کردن گره های زلف یاررا دارد.این موضوع مایه ی رشک وحسادت عشّاق گشته است ، ایشان مصرّانه ازمعشوق می خواهند تا صبا را به حرم خود راه ندهد .

    اما با وجود این شکایت و سعایت ، صبا هم چنان تنها  پیک معشوق است و کسی جز او به چنین رسالت مهمی قادر نیست . پس عشّاق ناچارند با وی مدارا کنند ، تا به واسطه او معشوق را نظاّره کنند .

    من ذوق سوز عشق تو دانم نه مدعی                     از شمع پرس قصه ز باد صبا مپرس ...

    بیماری صبا :

    از دیگر مسائل مهم و گفتنی ، بیماری صبا است . این پیک راستان و عاشقان ، گاهی در وزیدن و انجام وظایفش دچار سستی می شود که از آن به « بیماری صبا » تعبیر می شود .

    دراین حالت دیگر صبا تمایلی به وزیدن ندارد و آن قدر دیر و آهسته می آید  که همگان را از انتظاری طولانی و سخت دچار ملال می سازد .

    امّا علت بیماری صبا چیست ؟

    عده ای معتقدند که او نیز دچار عشق شده و از این بلای بی درمان نرسته است . این عشق ، حاصل رفت و آمد های مکّرر اوست در خلوت یار . او که بار ها پیام معشوق را به عشّاق می رسانده و تغییر حالات و رفتار  ایشان را شاهد بوده ، اینک خود به غم یار دچار شده است .

    او ترجیح  می دهد که نزد معشوق بماند و لذّت بی حّد این دیدار بهره گیرد اّما  گاهی نیز  به فراق یار دچار می شود و این دوری عامل رنجوری و بیماری صباست .

    من و باد صبا مسکین ، دو سرگردان بی حاصل                        من از افسون چشمت مست و او از بوی گیسویت 

                         ( سلمان ساوجی )

     عهدی است تا نمی شنوم بویت از صبا                     از توست یا ز سستی عهد صباست این

     ( حافظ )

           نشــان بار سـفر کرده از که پرسـم باز                     که هر چه گفت برید صبا پریشان گـفت

                  

    منابع :

    1 -  فرهنگ لغات  - جلد دوم :  دکتر محّمد معین ، تهران ، چاپ نهم   1375 .

    2 -  حافظ نامه - جلد اول : بهاالدّین خرمشاهی ، تهران ، سروش ، چاپ سیزدهم ،  چاپ  ششم 1381 .

    3- مجله ی آموزش وادب فارسی : وزارت آموزش وپرورش - دفترانتشاران کمک آموزشی دوره ی نوزدهم ، شماره ی دو - زمستان 1384 . 

    4 - برسی شعر حافظ ، دکتر خطیب رهبر

    منبع مطلب : kaveh1357.blogfa.com

    مدیر محترم سایت kaveh1357.blogfa.com لطفا اعلامیه بالای سایت را مطالعه کنید.

    باد صبا

    باد صَبا (نام‌های دیگر: باد بَرین، باد پیش) در اصطلاح قدیمیان بادی را می‌گویند که از سوی شمال شرقی بوزد. باد صبا را بادی صبحگاهی، بهاری و لطیف و خنک می‌دانستند.

    قدیمیان باور داشتند که آغازگاه این باد مطلع خوشه پروین است و پایانگاه آن صورت فلکی هفت اورنگ.

    در ادبیات فارسی، باد صبا باعث شکوفایی طبیعت می‌شود و عاشقان راز خود را با باد صبا می‌گویند. باد صبا بادیست که از مابین شرق و شمال وزد و باد برین همین است. (برهان) (آنندراج) (انجمن آرا). بادی که از مابین مشرق و شمال وزد. (ناظم الاطباء). بادصبا و شمال نافع است. (آنندراج: باد فرودین). باد برین. (صحاح الفرس). هیرایر [ اِ ]. اور. اَوور. قَبول، بدان جهت که ضد دبور است یا آنکه مقابل در کعبه شرفهااللّه تعالی می‌وزد یا آنکه مقبول طبایع و نفوس است.که جای وزیدن آن از مطلع ثریا تا بنات نعش است. (منتهی الارب). باد شرقی: و از بندگی شیخ واحدی محقق است که بشیراز اکثر اوقات باد صبا می‌وزد و بغایت لطیف وموافق طبایع خلایق است، چنانچه سمارا (کذا) باد دبورسبب آن صفت کرده‌اند. (شرفنامه منیری). بادی است که از مابین مشرق و شمال وزد و بعضی باد شرقی را گفته‌اند و بعضی بر آنند که بدان گل بشکفد. و در تاج می‌نویسد بادی که از پشت آید چون روی قبله آری. و در تذکرةالاولیاء مذکور است، صبا بادی است که از زیر عرش برمی‌خیزد و آن وقت صبح می‌وزد و بمعنی باد خزان هم آمده لیکن استعمال این کمتر است. (هفت قلزم). رجوع به باد برین، باد فروردین، باد فرودین، باد فوردین، باد و صبا شود. لفظ پارسی است، عبارت از باد شرقی و برخی گفته‌اند بادی که بدان گل بشکفد. و در تذکرةالاولیاء مذکور است: صبا بادیست که از زیر عرش خیزد. و آن در وقت صبح وزد. بادی لطیف و خنک است. و خوش دارد. و در اصطلاح سالکان باد صبا، اشارتست از نفحات رحمانیه که ازطرف مشرق روحانیات می‌آید. چنان‌که حضرت رسالت پناه صلی اللّه علیه و آله و سلم فرمود: انی وجدت نفس الرحمان من جانب الیمن، مراد از نفس الرحمان، بندگی خواجه اویس قرنی است، کذا فی کشف اللغات.

    بادی است که از جانب شمال به جانب جنوب وزد و صحیح آن است که بادی که مهب وی میان مطلع شمس و بنات النعش باشد. و آن حضرت صلی اللّه علیه و سلم فرمود: نصرت بالصبا و اهلکت عاد بالدبور. و قصه آن به این وجه‌است که روز خندق آن حضرت دعا کرده به این دعا: یا صریخ المکروبین یا مجیب المضطرین اکشف همی و غمی و کربی تری مانزل بی و باصحابی . پس مستجاب شد دعا و فرستاد حق تعالی جماعتی از ملائکه را تا طنابهای خیمه‌های ایشان می‌بریدند و میخها را می‌کندیدند و آتشها را می‌کشتند و ترسی و رعبی در دلهای ایشان پیدا شد که غیر از فرار چاره ندیدند پس آمد باد صبا و کندید میخها را و انداخت خیمه‌ها را و بر زمین افکند دیگها را و ریخت بر روی ایشان خاک را و انداخت سنگریزه هارا و می‌شنیدند در هر گوشه‌ای از معسکر خود تکبیر را.پس گریختند شباشب و گذاشتند بارهای گران را. و شیخ عمادالدین در تفسیر خود آورده که اگر نه آن بودی که خداوند تعالی محمد را رحمة للعالمین آفریده، آن باد صبا بر ایشان اشد بودی از باد عقیم که بر عادیان فرستاد. و ابن مردویه در تفسیر خویش از ابن عباس نکته‌ای غریب آورده که در لیلة الاحزاب باد صبا با باد شمال گفت بیا تا برویم و رسول خدا را یاری کنیم . باد شمال در جواب باد صبا گفت : ان الحرة لاتسیر باللیل؛ زن اصیل در شب سیر نمی‌کند. پس حق تعالی بر باد شمال غضب کرده وی را عقیم گردانید. پس بادی که در آن شب نصرت رسول خدا صلی اللّه علیه و سلم کرد باد صبا بود.

    منابع[ویرایش]

    منبع مطلب : fa.wikipedia.org

    مدیر محترم سایت fa.wikipedia.org لطفا اعلامیه بالای سایت را مطالعه کنید.

    جواب کاربران در نظرات پایین سایت

    مهدی : نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    مهدی 3 ماه قبل
    0

    نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    برای ارسال نظر کلیک کنید