در حال پالایش مطالب میباشیم تا اطلاع ثانوی مطلب قرار نخواهد گرفت.
    توجه : تمامی مطالب این سایت از سایت های دیگر جمع آوری شده است. در صورت مشاهده مطالب مغایر قوانین جمهوری اسلامی ایران یا عدم رضایت مدیر سایت مطالب کپی شده توسط ایدی موجود در بخش تماس با ما بالای سایت یا ساماندهی به ما اطلاع داده تا مطلب و سایت شما کاملا از لیست و سایت حذف شود. به امید ظهور مهدی (ع).

    هر که جز ماهی زآبش سیر شد معنی

    1 بازدید

    هر که جز ماهی زآبش سیر شد معنی را از سایت پست روزانه دریافت کنید.

    معنی ، مفهوم،توضیح و نمونه سوالات ادبیات فارسی پیش دانشگاهی درس اول : نی نامه

    درس اول : نی نامه

    - « نی» استعاره از مولانا یا نماد هر انسان آگاه و دور مانده از اصل خویش است .

    - بین حکایت و شکایت جناس ناقص اختلافی است

    - مقصود از جدایی : جدایی روح جزئی ( انسان ) از روح کل (خدا) است.

    -چون :  اگردر معنای « زمانی که ، هنگامی که »بکار رفته باشد؛ پیوند وابسته ساز است .

    معنی: وقتی که این نی به صدا در می آید و از درد دوری و فراق خود شکوه می کند به آن گوش فرادار

    پیام : ناله ی همه ی موجودات به خاطر دوری از حق و جدایی از عالم معناست .

                      ۲. کز نیستان تا مرا ببریده اند             از نفیرم مرد و زن نالیده اند

    - « ‌نیستان» استعاره از عالم معنا

    - « مرد وزن» مجازاً کل هستی و همه ی موجودات

    -مرا : « م  » مفول و « را » نشانه ی مفعول است . / « م » در نفیرم : مضاف الیه است .

    معنی: از زمانی که مرا از نیستان(عالم معنا) جداکره اند از سوز و ناله های عاشقانه ی من تمامی هستی با من هم نوا شده اند.

    پیام : ناله و اندوه تمام هستی به دلیل جدایی از عالم معناست.

                  ۳. سینه خواهم شرحه شرحه از فراق          تا بگویم شرح درد اشتیاق

    - « سینه » مجازاً شنونده ای درمند و درد آشنا

    - بین « شرحه » و « ‌شرح » جناس ناقص افزایشی است

    - واج آرایی (( ش‌)) / واژه ی « شرحه » تکرار است

    - « درد اشتیاق » : مفهومی پارادُکسی دارد ( متناقص نما)

    - اشتیاق : مضاف الیه درد است .

    -فِراق : جدایی( فَراغ : آسایش ، راحتی )

    معنی: برای بیان درد اشتیاق ، شنونده ای می خواهم که دوری از حق را ادراک کرده و دلش از درد و داغ فراق سوخته باشد.

    پیام : به لیاقت درک عشق اشاره دارد . با بیت 14 پیوند معنایی دارد.

                ۴. هرکسی کاو دور ماند از اصل خویش              بازجوید روزگار وصل خویش

    - بین واژه ی اصل و وصل جناس ناقص اختلافی

    - آرایه ی تلمیح در بیت مشهود است : « انالله و انا الیه راجعون» و « کل شی ءً یرجعُ الی اصله » .

    -  بین دور ماندن و وصل به نوعی تضاد وجود دارد .

    معنی: هرکسی که از جایگاه اصلی خود و مبدأ هستی خود دور مانده باشد  سرانجام روزگار وصال از دست رفته را می جوید و به اصل خود و به سوی پروردگار باز می گردد ..

    پیام : همه ی موجودات به جایگاه اصلی خود بر می گردند.

                       ۵. من به هر جمعیتی نالان شدم               جفت بد حالان و خوش حالان شدم

    - بین نالان و حالان جناس ناقص اختلافی وجود دارد و بدحالان و خوش حالان تضاد و  مجازاً همه

    ـ مقصود از بد حالان کسانی هستند که سیر و سلوک آنها به سوی حق کُند است اما خوش حالان رهروان راه حق اند که از سیر به سوی حق شادمان اند .

    --معنی: من (مولانا )ناله ی عشق به حق را برای همه سر دادم چه آنانی که از عشق کم بهره بودند و چه آنانی که در عشق به حق ،به مراتبی رسیده بودند همراه و همدم شدم

    پیام: به فراگیری ناله ی نی و انعطاف پذیری و مدارا سازگار بودن با اقشار مختلف اشاره دارد.

                    ۶. هرکسی از ظن خود شد یار من                   از درون من نجست اسرار من

    - ظّن : گمان ، عقیده ی فردی ، متضاد یقین

    اسرار : جمع سّر ، رازها ( اِصرار : پافشاری ، الحاح)

    - بین « ‌ظن» و « من» جناس ناقص اختلافی است.

    - واژه ی من تکرار شده است.

    - واج آرایی « ‌ن» محسوس است.

    معنی: هرکسی در حد فهم و ادراک خود با من (مولانا )همراه و یار شد اما حقیقت حال مرا درک نکرد .

                    ۷.  سرّ من از ناله ی من دور نیست                لیک چشم و گوش را آن نور نیست

    - بین دور و نور جناس ناقص اختلافی است ضمن این که قافیه نیز هستند.

    - « چشم و گوش»مراعات نظیر و مجازاً کل حواس ظاهری است.

    - « نور» مجازاً قدرت درک و بینایی است .

    - « من» آرایه ی تکرار دارد.

    - « نیست » در مصراع اول : فعل اسنادی و در مصراع دوم : در معنای « وجود ندارد »

    - « را » حرف اضافه در معنی « برای »

    - سّر من از ناله ی من دور نیست : مفهومی معادل « رنگ رخساره خبر می دهد از سّر ضمیر »

    معنی: اسرار من در ناله های من نهفته است اما با چشم و گوش و حواس ظاهری نمی توان به حقیقت این ناله و اسرار درون پی برد.

    پیام : ظاهر بینان از درک حقیقت عشق عاجزند .

                   ۸.  تن ز جان و جان زتن مستور نیست              لیک کس را دید جان دستور نیست

    - بین مستور و دستور جناس ناقص اختلافی است ضمن این که قافیه نیز محسوب می شوند.

    - مستور : پوشیده ، نهان  /  مسطور : نوشته شده

    - « تن زجان و جان ز تن » آرایه ی قلب و عکس دارند.

    - « تن و جان» مفهومی متضاد دارند و نیز واژه ی « جان» تکرار نیز هست.

    - در این  بیت در صامت « ن » آرایه ی واج آرایی بکار رفته است .

    - واژه ی« دید» در معنای مصدری« دیدن» آمده که به آن مصدر مرخم می گوییم / و حرف « را » به معنای  « برای» و حرف اضافه است .

    - مقصود از جان اسرار درون آدمی است .

    -معنی: اگر چه تن ( جنبه ی مادی) و جان ( جنبه ی روحانی ) انسان ، پوشیده و جدا از هم نیستند امّا به هیچ چشم ظاهر بینی ، اجازه ی دیدن جان و جنبه ی روحانی انسان داده نشده است .

    -پیام:«روح»از اموری نادیدنی است.(بیت ۷و۸با هم پیوند معنایی دارند و بیت ۸ تاکیدی بر بیت۷ است).

                    ۹.  آتش است این بانگ نای و نیست باد          هر که این آتش ندارد ، نیست باد  

    - بانگ نای به آتش تشبه شده است .

    - « نیست باد» در مصراع اول و دوم جناس تام دارد ، « نیست» در مصراع اول فعل اسنادی و در مصراع دوم صفت است به معنای « نابود باد» ، « باد » در مصراع اول به معنی « هوا »اسم است و « نیست باد »در مصراع دوم فعل دعایی استبه معنی « نابود باد » . در نتیجه « نیست باد»  در حکم قافیه است نه ردیف که قافیه ی اصلی واژه ی« باد » است یعنی بیت « ذو قافیتین» است .

    -« آتش » در مصرع دوم ، استعاره از شور و سوز و گداز عشق است .

    - در بیت بین واژه های « است و نیست / باد و آتش ، تضاد وجود دارد .

    - باد و آتش، مراعات نظیر دارند .

    - باد و باد  / نیست و نیست ، باهم جناس تام دارند .

    -معنی: این نغمه و ناله ی نی همچون آتش پر سوز و گداز است و فقط نَنَس و باد معمولی نیست .(آتش سوزان عشق عامل این ناله و فریاد است .) هرکس که این شور و هیجان و سوز و گداز عشق را ندارد ، آرزو می کنم که نابود شود .

    -پیام : عشق موجب ارزش و تعالی آدمی است.

                   ۱۰.آتش عشق است کاندر نی فتاد              جوشش عشق است کاندر می فتاد

    - آتش عشق: عشق به آتش تشبیه شده است .

    - نی و می : جناس ناقص اختلافی و قافیه نیز هستند. همچنین مقصود از« نی» و « می» کل عالم هستی است پس مجاز نیز محسوب می شود.

    - واج آرایی« ش» در بیت محسوس است و واژه ی عشق نیز تکرار .

    - «جوشش عشق» اضافه ی استعاری است.

    - چون کلمات دو مصراع در قرینه ی هم در وزن و حروف آخر یکسان و هماهنگ هستند پس می گوئیم که بیت آرایه ی ترصیع ( موازنه ) دارد.

    - کاندر : مخفف که اندر به معنای که در است .

    -معنی: آنچه نی را به ناله و فریاد وا داشته عشق است که همچون آتش به جان او افتاده است و آنچه که « می » را به جوش و خروش وا داشته نیز عشق است .

    پیام : عشق در همه ی هستی جاری است . و محرک هستی و موجب کمال و ارزشمندی است .

                         ۱۱. نی ، حریف هر که از یاری برید                پرده هایش پرده های ما درید

    - حریف : همدم ، همراه ، مونس

    - بریدن کنایه از جدا شدن و دور ماندن است.

    - بین دو واژه ی« پرده » و « پرده » جناس تام است پرده ی اول، حجاب یا پوششی است که راز ما را پنهان می کند اما پرده ی دوم صدا و نغمه ی نی است.

    - « پرده های ما درید» کنایه از فاش کردن راز است.

    -معنی: نی همدم کسانی است که از معشوق خود جدا مانده اند. آواز نی، راز عاشقان را آشکار می سازد و برای کسی که جویای معرفت است پرده ها و حجاب ها را از مقابل چشم برمی دارد تا معشوق حقیقی را ببیند.

    -پیام : عشق افشاگر است.

                   ۱۲.همچو نی زهری و تریاقی که دید ؟         همچو نی دمساز و مشتاقی که دید؟

    - تریاق : پادزهر ، ضدّ زهر

    - زهر و تریاق تضاد و نیز مصراع اول پارادوکس محسوب می شود چون دو مفهوم متضاد به یک چیز اطلاق شده است.

    - بیت موازنه دارد. / مشتاق : آرزومند .

    - همچو : از ادات تشبیه ، حرف اضافه ( چو ، چون ، همچو در معنای « مثل و مانند » حرف اضافه است )

    - واژه ی « دمساز» را می توان ایهام گرفت « الف» همدم ، یار موافق « ب » دمساز به صورت مقلوب؛ ساز دم

    - هر دو مصراع استفهام انکاری دارد، حرف « که » ضمیر پرسشی است.

    -معنی: هیچ کس زهر و پادزهری مثل نی ندیده است که جمع اضداد باشد و در عین درد آفرینی، در مان بخش نیز باشد و هیچ کس همدم و آرزومند ی مثل نی ندیده است . ( ناله ی نی و کلام مولانا به ظرفیت وجودی افراد بستگی دارد برای آنان که درد اشتیاق ندارند مثل زهر ، درد آور و کشنده و برای آنان که آتش عشق در وجودشان شعله ور است مثل تریاق درمان بخش و تسکین دهنده است .( به تأثیر دو گانه ی نی اشاره دارد .

    -پیام : نی در عین درد آفرینی درمان بخش است .

                     ۱۳.    نی ، حدیث راه پر خون می کند              قصه های عشق مجنون می کند

    - راه پرخون کنایه از سیر و سلوک دشوار راه عشق و فنا شدن عاشقان در راه معشوق است.

    - مصرع دوم تلمیح دارد به داستان عاشقانه ی لیلی و مجنون

    -معنی: نی ، داستان پر خطر عشق را بیان می کند و از قصه ی عشق عاشقانی چون مجنون - که سراسر درد و رنج است - سخن به میان می آورد .

    -پیام : نی ماجرای عشق های ناکام  را بیان می کند . )

                ۱۴. محرم این هوش جز بی هوش نیست                مر زبان را مشتری جز گوش نیست

    - مصراع اول پارادوکس دارد- محرم هوش بودن بی هوش .

    -  واج آرای صامت « ش» دارد. /  زبان و گوش مراعات النظیر است.

    - بین هوش و گوش جناس ناقص اختلافی است و نیز قافیه هستند.

    - مصراع دوم  ضرب المثل و آرایه ی اسلوب معادله به کار رفته است .

    - حرف « مر» معنی خاصی ندارد، غالبا ً با حرف « را » می آید از مختصات سبکی است.

    - هوش : استعاره از عشق ازلی است . / بی هوش : استعاره از عارف  واصل و عاشق حق است .

    -معنی:حقیقت عشق را هرکسی درک نمی کند فقط شوریدگان ( عاشقان ) حقیقت عشق را در می یابند . همانگونه که فقط گوش ابزار مناسبی برای درک سخنان زبان است عاشق نیز تنها محرم و خریدار سخنان عاشقان الهی است .

    -پیام : به لیاقت درک عشق اشاره دارد.

                   ۱۵.در غم ما روزها بی گاه شد                   روزها با سوزها همراه شد

    - « روزها» مجازاً طول عمر / بی گاه : غروب ، دیر ، شبانگاه

    - بی گاه شدن روزها : سپری شدن و به پایان رسیدن روزها ی زندگی است .

    - بین روزها و سوزها جناس ناقص اختلافی برقرار است. / واج آرایی در حروف : «ر»  و  «ز»  محسوس است.

    معنی: روزهای بسیاری را در غم عشق گذراندیم ( عمرمان در غم عشق سپری شد ) روزهایی که با سوز دل و غم عشق همراه بود .

    پیام : عمر عاشق با اندوه عشق توام است.

            ۱۶. روزها گر رفت، گو رو ، باک نیست              تو بمان ، ای آن که چون تو پاک نیست

    - مصراع اول تشخیص دارد ( گفتگو با روز )  /  روزها مجازاً طول عمر  /  تو : منظور « عشق » است .

    - بین پاک و باک جناس ناقص اختلافی است . قافیه نیز محسوب می شوند.

    - بیت 6 جمله دارد. توجه شود ( که ) در مصرع دوم حرف ربط نیست. به معنی (کسی) می باشد.

    - معنی:اگر روزگار ما در غم عشق گذشت ، بگو ؛ بگذرد ترسی نیست ای عشق تو پایدار باش و با من بمان  ، زیرا غیر از تو برای ما هدفی پاک وجود ندارد.

    پیام : تنها عشق ارزش جاودانگی دارد.

             ۱۷.هرکه جز ماهی ، زآبش سیر شد            هر که بی روزی است ، روزش دیر شد

    - بی روزی : بی نوا و درویش ، بی نصیب /  ماهی استعاره از عاشق واقعی یا عارف واصل است .

    - آب استعاره از عشق و معرفت است .  /  بیت آرایه ی تمثیل دارد

    - ماهی و آب : مراعات نظیر دارد .  /  دیر شدن روز : کنایه از تباه و بیهوده شدن روزگار است .

    - بین سیر و دیر جناس ناقص اختلافی برقرار است و  قافیه نیز هستند .

    - روز ، روزی : جناس ناقص افزایشی  /  « ش » روزش : مضاف الیه

    - معنی: ماهی از غوطه خوردن در آب خسته و سیر نمی شود،عاشق نیز از عشق و معرفت سیر نمی شود (حیات عاشقان به عشق وابسته است)و هرکس که از عشق بی نصیب باشد روزگارش تباه و بیهوده می شود.

    پیام : لیاقت و قابلیت  درک عشق

                   ۱۸. در نیابد حال پخته هیچ خام              پس سخن کوتاه باید ، والسّلام

    - پخته کنایه از عارف واصل   /   خام کنایه از انسان بی بهره از عشق

    - بین پخته و خام تضاد برقرار است.

    -معنی: کس که عاشق نباشد حال عارف واصل را درک نمی کند پس بهتر است سخن را کوتاه کنم و به پایان برسانم.

    -پیام : لیاقت و قابلیت درک عشق است .

    - مفهوم بیت معادل است با : هر که در آتش نرفت بی خبر از سوز ماست .

                  خودآزمایی :

    ۱.مقصود شاعر از « جدایی » ، « نی» و « نیستان» چیست ؟

    پاسخ : جدایی:جدا ماندن روح از عالم معنا و حقیقت هستی و گرفتار شدن در این جهان مادی است.

    نی: انسان آگاه ( مولوی)

    نیستان: عالم معنا

    ۲. بیت: « ما زدریاییم و دریا می رویم      ما زبالاییم و بالا می رویم»

    با کدام بیت از شعر درس ارتباط معنایی نزدیک دارد؟

    پاسخ : بیت۴ . هرکسی کاو دور ماند از اصل خویش         باز جوید روزگار وصل خویش

    ۳.بیت پنجم ناظر به کدام ویژگی نی است؟

    پاسخ : همراهی و همدلی  با همه ؛ ( هم برای خوش حالان و هم برای بد حالان می نوازد .)  

    ۴ شاعر برای بی خبران از عالم عشق چه سرانجامی آرزو می کند ؟

    پاسخ :  مرگ و نیستی

    ۵. در مصراع « پرده هایش، پرده های ما درید» تفاوت معنایی پرده را بیان کنید :

    پاسخ : پرده ی اول به معنی «  نغمه و آهنگ »  و پرده ی دوم به معنی «  حجاب و حایل » است و    « پرده دریدن » کنایه از فاش کردن راز است .

    ۶.در مصراع « تو بمان، ای آن که چون تو پاک نیست» منظور شاعر از «تو» کیست ؟

    پاسخ : عشق. در عرفان، میان عشق، عاشق و معشوق تفاوتی نیست و کلمه ی تو به همه دلالت دارد.

    ۷.چرا « نی نامه» مولانا به رغم آن که به نیایش های متداول و مرسوم شبیه نیست، نوعی نیایش تلقی شده است ؟

    پاسخ : زیرا روح نیایش و توجه به حق در تار و پود آن نهفته است.

    منبع مطلب : adabeyatfarsi54.blogfa.com

    مدیر محترم سایت adabeyatfarsi54.blogfa.com لطفا اعلامیه بالای سایت را مطالعه کنید.

    شرح درس اول - نی نامه

    ۳- سینه خواهم شرحه شرحه از فراق 

    تا بگویم شرح درد اشتیاق

    - سینه: مَجازاً انسان         

     شَرحه شَرحه: پاره پاره، تکه تکه ( پاره گوشتی که از درازا بریده باشند )

    - شَرحه، شرح: جناس ناقص افزایشی                  فراق: جدایی

    - اشتیاق: میل قلب است به دیدار محبوب کشش روح کمال­طلب و خداجو در راه شناخت پروردگار و ادراکِ حقیقتِ هستی.

    فراق، اشتیاق: واژه­های قافیه                   واج­آرایی واج « ش »

    معنی بیت: برای بیان درد اشتیاق، شنونده­ای می­خواهم که در دوری از حق را ادراک کرده و دلش از درد و داغ فراق سوخته باشد تا بتواند سوز و گداز مرا درک کند.

    ارتباط معنایی با:

    - مَن لَم یَذُق لَم یَدرک

    - پرسید یکی که عاشقی چیست             گفتم که چو ما شوی بدانی

    - چندت کنم حکایت، شرح این­قدر کفایت       باقی نمی­توان گفت الّا به غمگساران

     

    ۴- هر کسی کاو دور ماند از اصل خویش      

        باز جوید روزگار وصل خویش

    - خویش، خویش: ردیف               اصل، وصل: قافیه و جناس ناقص اختلافی              دورماندن، وصل: تضاد

    - اصل خویش، در اینجا: بازگشت به خداست. 

    - تلمیح به آیه­ی انّا للّه و انّا الیه راجعون                  

     بیت اشاره به این سخن مشهور است: کلّ شی­ءٍ یَرجعُ الی اصله ( هر چیزی به اصل و مبدا خود بازمی­گردد )

    معنی بیت: هر کسی که از عالم معنا و بارگاه الهی ( اصل و مبدا خود ) دور مانده باشد، در جستجوی راه بازگشت به مبدا و روزگار وصال خویش است.

    ارتباط معنایی با ابیات زیر:

    - ما ز دریاییم و دریا می­رویم  /  ما ز بالاییم و بالا می­رویم

    - ما ز فلک بوده­ایم، یار ملک بوده­ایم / باز همان جا رویم جمله، که آن شهر ماست

    - به اصل خویش راجع گشت اشیا / همه یک چیز شد پنهان و پیدا

    - خلق چو مرغابیان، زاده ز دریای جان / کی کند این­جا مُقام، مرغ کزان بحر خاست

     

    ۵- من به هر جمعیّتی نالان شدم        

        جفت بدحالان و خوش­حالان شدم

     شدم، شدم: ردیف        نالان، خوش­حالان: واژه­های قافیه 

       بدحالان، خوش­حالان: تضاد           نالان، حالان: جناس ناقص اختلافی

     بدحالان: کسانی هستند که سیر و سلوک آن­ها به سوی حق، کند است.

     خوش­حالان: رهروانِ حقّ­اند که از سیر به سوی حق شادمانند.

     اشاره به ویژگی نمادینِ « انعطاف » نی.             واج­آرایی مصوت آ

    مفهوم: مولانا ناله­ی عشق به حق را برای همه سر می­دهد.

    معنی بیت: من با ناله­ی زار خود وارد هر جمعیتی از مردم شدم و مدتی همنشین بدحالان و گاه همدمِ رهروانِ راهِ حق شدم. ( مولانا با همه سخن می­گوید زیرا می­پندارد که از هر دلی راهی به سوی حق می­توان یافت. )

     

    ۶- هر کسی از ظنِّ خود شد یار من        

         از درون من نجُست اسرار من

     من، من: ردیف                    یار، اسرار: واژه­های قافیه   

      ظنّ: گمان، دانش و فهم ( در اینجا )

     تکرار واژه­ی « من » سه بار: آرایه­ی تکرار              

      ( بیت به برداشت سطحی از اسرار عشق اشاره دارد )

    معنی بیت: هرکسی در حدّ فهم و درک خود با من همراه و یار شد اما هیچ کس حقیقتِ حال و گفتارِ مرا درنیافت.

    بیت، ارتباط معنایی دارد با ابیات زیر:

    - تو را چنان که تویی، هرکسی کجا بیند  /  به قدر دانش خود هرکسی کند ادراک

    - از او هرچه بگفتند از کم و بیش  /  نشانی داده­اند از دیده­ی خویش

     

    ۷- سرّ من از ناله­ی من دور نیست     

        لیک چشم و گوش را آن نور نیست

     سرّ: راز               نیست، نیست: ردیف  

       دور، نور: واژه­های قافیه، جناس ناقص

     چشم و گوش: تناسب و مجاز از کلّ وجود       نور برای گوش: حس­آمیزی دارد

    معنی بیت: اسرار من در ناله­های من نهفته است اما چشم و گوش ظاهر نمی­توانند راز و حقیقت آن ناله را دریابند ( تنها با چشم و گوش دل می­توان آن را ادراک کرد )

    ارتباط معنایی دارد با:

    - رنگین سخنان در سخن خویش نهانند  /  از نکهت خود نیست به هر حال جدا گل

    - تن ز جان و جان ز تن مستور نیست  /  لیک کس را دید جان دستور نیست

     

    ۸- تن ز جان و جان ز تن مستور نیست 

        لیک کس را دید جان، دستور نیست

     این بیت، تمثیل برای بیت قبل است.

     نیست، نیست: ردیف 

       مستور، دستور: واژه­های قافیه و جناس ناقص اختلافی

     تن ز جان و جان ز تن: آرایه­ی عکس یا قلب   

      « را » در « کس را »: به معنیِ « به »

     کس را: به کسی                        دید: مصدر مرخّم ( بدونِ ن )

    دستور: اجازه و فرمان      جان و تن: تناسب       آرایه­ی تکرار: تکرارِ جان سه بار

    جان 1 : متمم                جان 2 : نهاد               جان 3 : مضاف الیه

    واج­آرایی حروف « س » ، « ت » ، « ن »

    معنی بیت: جسم و جان به هم پیوسته­اند و برهم پوشیده نیستند، اما هیچ کس اجازه­ی دیدن جان ( روح ) را ندارد و برای ادراک آن به حسّی غیر از حسّ ظاهری نیازمندیم.

    بیت ارتباط معنایی دارد با:

    - تن به جان جنبد نمی­بینی تو جان  /  لیک از جنبیدن تن، جان بدان

     

    ۹- آتش است این بانگ نای و نیست باد  

          هرکه این آتش ندارد نیست باد

    نیست ( در مصراع اول ): فعل ربطی ( اسنادی )         

        نیست ( در مصراع دوم ): نابود

    باد ( در مصراع اول ): هوا، دَم ، هوی و هوس            باد ( در مصراع دوم ): فعل دعایی

    نیست باد، نیست باد: جناس تام         

     بیت، ذوقافیتین است ( دارای دو قافیه ) نیست، نیست، باد ، باد

    است، نیست: تضاد                     تشبیه: بانگ نای مانند آتش است.

    آتش در مصراع دوم: استعاره از عشق، معنویت و عرفان

    آتش، باد: تضاد و تناسب                      بانگ، نِی: تناسب

    معنی بیت: این فریاد نِی در واقع همان آتش عشق است و هوی و هوس و باد نیست. هرکس که از آتش عشق بهره­مند نیست، نابود باد. ( الهی نابود شود )

    ارتباط معنایی دارد با بیت:

    هرآن کسی که در این حلقه نیست زنده به عشق  /  بر او نمرده به فتوای من نماز کنید

     

    ۱۰- آتش عشق است کاندر نِی فتاد  

          جوشش عشق است کاندر مِی فتاد

    فتاد، فتاد: ردیف              نِی، مِی: واژه­های قافیه، جناس ناقص اختلافی

    آتش عشق: اضافه­ی تشبیهی       کاندر: که اندر             اندر: در 

    نِی: استعاره از مولانا                                           واج­آراییِ واج «ش»

      بیت آرایه­های« حُسن تعلیل » و « ترصیع » دارد.

    [ حکما و عرفا معتقدند که عشق در همه­ی موجودات، ساری و جاری است و محرک اشیا در عالم وجود، عشق به کمال است ]  

    معنی بیت: آن چه نِی را به صدا درمی­آورد، سوز و گداز عشق است و آنچه شراب را به جوش و خروش وامی­دارد نیز عشق است.

     

    ۱۱- نِی حریفِ هرکه از یاری بُرید    

          پرده­هـایش پرده­هـای ما درید

    برید، درید: واژه­های قافیه، جناس ناقص اختلافی        حریف: همدم، همنشین

    پرده: اصطلاحی در موسیقی            پرده: حجاب، پوشش 

        پرده، پرده: جناس تام                   نِی، پرده:تناسب

    بیت، آرایه­ی تشخیص دارد: همدم بودنِ نِی ، پرده­دری کردن           

    معنی بیت: نغمه­های نِی، همدم و رفیق هر عاشق هجران­دیده است و این نغمه­ها، رازهای درونی ما را افشا کرده­است. ( چون آواز نِی، مهیّج است و حالات درونی را برمی­انگیزد )

     

    ۱۲- همچو نِی زهری و تریاقی که دید؟ 

          همچو نِی دمساز و مشتاقی که دید؟

    که دید، که دید: ردیف           تریاقی، مشتاقی: واژه­های قافیه 

      که: ضمیر پرسشی                زهر و تریاقی مانند نِی: تشبیه 

    تریاق: پادزهر          دَمساز: همدم              زهر، تریاق: تضاد

    نِی هم زهر است و هم پادزهر: آرایه­ی تناقض                 

    دمساز و مشتاقی مانند نِی: تشبیه 

      بیت، استفهام انکاری دارد: که دید؟ = کسی ندید

    دمساز و مشتاق: تضاد         نِی هم دمساز است و هم مشتاق: آرایه­ی تناقض

    مفهوم مصرع اول: آواز نِی برای غیرِ عارفان مانند زهر است اما برای عارفان، پادزهر و درمان­بخش است.

    معنی بیت: نِی هم زهر است و هم پادزهر، در عینِ دردآفرینی، درمان­بخش نیز هست. ( به ظرفیّتِ وجودی افراد بستگی دارد ) و با این که در کنار نوازنده ( محبوب الهی ) قرار گرفته و با نَفَس و دَمِ او به صدا درمی­آید، باز هم آرزومند وصال است و ناله­ی فراق سر می­دهد.

     

    ۱۳- نِی حدیثِ راهِ پُر خون می­کند    

          قصه­های عشق مجنون می­کند

    می­کند، می­کند:ردیف             پرخون، مجنون: واژه­های قافیه

    راهِ پرخون: ترکیب وصفی ( صفت و موصوف )  

     راهِ پرخون: راهِ دشوارِ عشق، راه عرفان

    نِی حدیث می­کند ( داستان می­گوید ): آرایه­ی تشخیص 

          نِی قصه می­گوید: تشخیص                حدیث: سخن، قصه

    مصرع دوم تلمیح به داستان لیلی و مجنون دارد.     

     مجنون: مجاز از همه­ی انسان­ها و عاشقان

    معنی بیت: نِی، داستان راهِ خونین عشق را بیان می­کند و از قصه­ی عاشقانی چون مجنون - که سراسر درد و رنج است سخن به میان می­آورد.

     

    ۱۴- محرم این هوش جز بی­هوش نیست

          مر زبان را مشتری جز گوش نیست

    نیست، نیست: ردیف                             بی­هوش، گوش: واژه­های قافیه    

         هوش، گوش: جناس ناقص اختلافی

    محرم این هوش، بی­هوش است: تناقض    

     مر زبان را مشتری: یعنی مشتریِ زبان: را فکّ اضافه

    مصرع دوم، ضرب­المثل است. ( تمثیل )             گوش، زبان: تناسب        

    هوش: عشق، آگاهی­های عرفانی           بیت، آرایه­ی اسلوب معادله دارد

    معنی بیت: حقیقت عشق را هر کسی درک نمی­کند، تنها عاشق ( بی­هوش ) محرم حقیقی عشق است، همان­طور که تنها گوش برای ادراک سخنان زبان، ابزاری مناسب است.

    ارتباط معنایی دارد با ضرب­المثل:

    قدر زر زرگر شناسد، قدر گوهر گوهری.

     

    ۱۵- در غمِ ما روزها بیگاه شد       

          روزها با سوزها همراه شد

    شد، شد: ردیف         بی­­گاه، همراه: واژه­های قافیه          روزها: مَجازاً عمر

    بی­گاه: دیر                      بی­گاه شدن: کنایه از سپری شدن ، به پایان رسیدن

    روز، سوز: جناس ناقص اختلافی             واج آرایی: مصوت آ

    معنی بیت: عمر و روزگار ما با اندوه و سوز و گداز فراقِ محبوب الهی سپری شد. گذشت ایام، همواره با رنج و اضطراب همراه بود. ( عاشق عمری در غم است و روزها را با سوز دل به پایان می­بَرَد. )

     

    ۱۶- روزها گر رفت، گو رو، باک نیست 

            تو بمان ای آن که چون تو پاک نیست

    نیست، نیست: ردیف         باک، پاک: واژه­های قافیه جناس ناقص اختلافی

    روزها رفت: تشخیص         گو: بگو ، فعل امر  

     رو: برو ، فعل امر         رو، بمان: تضاد

    منظور از تو : غمِ عشق ، محبوب الهی          کسی مانند تو پاک نیست: تشبیه

    مفهوم بیت: برای عاشق گذر عمر مهم نیست، عشق، مهم است.

    معنی بیت: اگر روزهای عمر ما سپری شد، تاسّف و اهمیّتی ندارد. ای عشق ( ای محبوب الهی ) تو بمان، زیرا تنها تو پاک و منزّه از هر عیبی هستی.

     

    ۱۷- هر که جز ماهی، ز آبش سیر شد 

          هر که بی روزی است، روزش دیر شد

    شد، شد: ردیف                     سیر، دیر: واژه­های قافیه، جناس ناقص اختلافی

    ماهی: استعاره از عاشق             آب: استعاره از عشق، حقایق عرفانی              

    سیر شدن: کنایه از خسته شدن، بیزاری و بی میل شدن   

       روزی، روز: جناس ناقص افزایشی            ماهی، آب: تناسب

    بی روزی: بی نوا و درویش، بی بهره از عشق

       دیر شدن روز: کنایه از خستگی و ملال

    معنی بیت: تنها ماهی دریای حق ( عاشق ) است که از غوطه خوردن در آب عشق و معرفت، سیر نمی­شود. هر کس از عشق بی بهره باشد، در راه طلب، ملول و خسته می­شود.

    ارتباط معنایی دارد با:

    - کسی را که کاهل بود، گنج نیست.

    - نابرده رنج، گنج میسّر نمی­شود.

     

    ۱۸- درنیابد حال پخته هیچ خام  

          پس سخن کوتاه باید والسلام

    خام، والسلام: واژه­های قافیه                      پخته، خام: تضاد 

       پخته: استعاره از عارف، عاشق

    خام: استعاره از فرد بی خبر از عشق و ناآگاه به عرفان                   

    معنی بیت: آن که راه عشق نسپرده است، از حال عارفِ واصل بی خبر است، پس بهتر آن است که به سخن خود خاتمه دهیم.

    ارتباط معنایی دارد با:

    - محرم این هوش جز بی هوش نیست   /  مر زبان را مشتری جز گوش نیست

    با مدّعی نگویید اسرار عشق و مستی  /  تا بی خبر بمیرد در رنج خودپرستی

    منبع مطلب : adaberoz.blogfa.com

    مدیر محترم سایت adaberoz.blogfa.com لطفا اعلامیه بالای سایت را مطالعه کنید.

    جواب کاربران در نظرات پایین سایت

    مهدی : نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    مهدی 3 ماه قبل
    0

    نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    0
    تذذذذذذذذذذذ 12 روز قبل

    لللللللل

    برای ارسال نظر کلیک کنید