در حال پالایش مطالب میباشیم تا اطلاع ثانوی مطلب قرار نخواهد گرفت.
    توجه : تمامی مطالب این سایت از سایت های دیگر جمع آوری شده است. در صورت مشاهده مطالب مغایر قوانین جمهوری اسلامی ایران یا عدم رضایت مدیر سایت مطالب کپی شده توسط ایدی موجود در بخش تماس با ما بالای سایت یا ساماندهی به ما اطلاع داده تا مطلب و سایت شما کاملا از لیست و سایت حذف شود. به امید ظهور مهدی (ع).

    نوع جمله خیز و غنیمت شمار جنبش باد ربیع چیست

    1 بازدید

    نوع جمله خیز و غنیمت شمار جنبش باد ربیع چیست را از سایت پست روزانه دریافت کنید.

    مروری بر یادآوری های فارسی ششم ابتدایی (فصل اوّل)

    جمله و انواع آن 

    جمله یک یا چند کلمه است که پیام کاملی را از گوینده به شنونده می رساند.

    توضیح: ما گاهی جمله را با فعل می شناسیم، توجّه داشته باشیم که جمله ی بی فعل نیز از اقسام جمله است. مانند: سلام ، آفرین ، صبح به خیر، شب خوش و...

    انواع جمله از نظر پیام و محتوا (موضوع):

    1- جمله ی خبری: خبری را به می رساند. در آخر جمله ی خبری (.) می گذاریم. مانند:

    نادانی گمراهی است.  

    این همه خلق را شما می بینید خالقی است که آفریدگار ایشان است.

    باد بهاری از سوی چمنزار وزید.  

    هر گل و برگی  یاد خدا می کند.

    برگ درختان سبز در نظر هوشیار    هر ورقش دفتری است معرفت کردگار

    هرگز کاروان ها ، بدون بدرقه ی تو ( بدون توجّه و عنایت تو ) به مقصد نمی رسند.

    هیچ پرنده ای در سبزه و باغ و بوستان ها بی یاد تو نیست.

    2- جمله ی پرسشی ( سوالی): جمله ای است که در آن سوالی مطرح است. در آخر جمله ی خبری ( ؟ ) می گذاریم. مانند:

    بلبل و قمری چه خواند؟

    چه چیزی سبب روشنایی دل می شود؟

    منظور از محبّت چیست؟

    چرا برخی به دام می افتند؟

    3- جمله ی امری: جمله ی است که در آن خواهشی و دعایی و دستوری است. گاهی جمله ی به نام جمله ی دعایی را نیز در نظر می گیرند، امّا در کتاب فارسی ما همه در زیر مجموعه ی فعل امری قرار می گیرند. در آخر جمله ی امری نیز (.) می گذاریم. مانند:

    خیز و غنیمت شمار جنبش باد ربیع     ناله ی موزون مرغ بوی خوش لاله زار

    ( بلند شو و وزش باد بهاری ، ناله ی موزون پرنده و بوی خوش لاله زار را غنیمت بدان.)

    این چند واژه را بخوانید و درباره اش فکر کنید.

    هیچ عجله نکنید.

    باهم گفت و گو کنید و دریافت خود را بازگو کنید.

    (خدایا) ما را ببخش.

    4- جمله ی عاطفی : جمله ای است که احساسات درونی ما نشان می دهد؛ احساساتی از قبیل: تعجّب و شگفتی، تاسّف و دریغ، تحسین و تشویق ، نفرت و بیزاری و... . در پایان جمله ی عاطفی (!) می گذاریم. مانند:

    عجب فکری!

    چه شعر دل نشینی! 

    افسوس از فرصت از دست رفته!

    آفرین بر همّت تو!

    مرگ بر بی عدالتی!


    جابه جایی اجزای جمله

    می دانیم که معمولاً فعل در پایان جمله می آید و نهاد در اوّل و این ترتیب اجزای جمله است. دو روش برای ترتیب اجزای جمله وجود دارد:

    1- روش عادی و معمولی:

    در این روش با توجّه به آن چه خوانده ایم، ترتیب جمله چنین است:

      نهاد - فعل                   باد وزید.     بچه خوابید.        دوستم رفت.

      نهاد - مفعول - فعل        محسن درسش را خواند.      من فیلم را دیدم.

      

    با توجّه به آن چه که خوانده ایم به اشکال جمله اشاره کردم امّا شکل های دیگری هم وجود دارد:

    نهاد - مسند - فعل        آرش خوشحال شد.           کلاس تمیز بود.

    نهاد - متمم - فعل         رضا به باغ می نگرد.          او از امتحان نمی ترسد.

    نهاد - مفعول - متمم - فعل          اکبر کتاب را به کتاب خانه داد.

    و...

    1- روش بلاغی و ادبی:

    گاهی ممکن است ترتیب اجزای جمله بر هم خورد. البتّه این امر به خاطر وزن شعر، قافیه و ردیف ،  زیبایی سخن و... است. مانند:

    باد بهاری وزید از طرف مرغزار    ( باد بهاری از طرف مرغزار وزید. )

    به بیت زیر توجّه کنید:

    برگ درختان سبز در نظر هوشیار       هر ورقش دفتری است معرفت کردگار

    در این بیت چون کلمه ی قافیه در مصراع اوّل ( هوشیار ) است. به همین خاطر شاعر مجبور است در مصراع دوم کلمه ای هم قافیه با آن بیاورد که در این صورت به دلیل آهنگین و زیبا شدن وزن شعر، ترتیب اجزای جمله بر هم می خورد.

    ترتیب عادی جمله:

    برگ درختان سبز در نظر هوشیار هر ورقش دفتری برای معرفت کردگار است.


      یادآوری صفحه ی 16


    واژه های هم خانواده

    واژه ها باهم ارتباط متفاوتی دارند. به نمونه های زیر دقّت کنیم:

    1- ( علم، علوم ، عالم )   از یک ریشه هستند؛ یعنی ، از ریشه ی « ع ، ل ، م )

    2- ( تلاش، سعی ، کوشش ) از نظر معنی باهم ارتباط دارند.

    3- ( رنج، دنج) ، ( محبّت ، نفرت ) از نظر معنی، مخالف هستند.

    4- ( خار ، خوار ) ، ( حیات ، حیاط) در تلفّظ شبیه هم هستند

    و...

    نمونه 1 « هم خانواده » ، نمونه ی 2 « مترادف » ، نمونه ی 3 « متضاد» و نمونه 4 « متشابه یا هم آوا » هست.

    واژه های هم خانواده

    کلماتی که از یک ریشه یا خانواده باشند.

    توضیح: از آن جایی که بسیاری از واژه های وارد شده در زبان فارسی عربی هستند، ممکن است در این کلمات از نظر ریشه یا حروف اصلی هم خانواده باشند، امّا در زبان فارسی، گاهی از نظر ریشه ی فعلی یا بُن فعلی ، هم خانواده هستند:

    ( ظالم، مظلوم ، ظلمت ، ظلم) از یک ریشه ی عربی هستند: « ظ، ل ، م»

    ( دید، دیدار، باز دید ، دیدنی ) در زبان فارسی از خانواده ی « دید » هستند، که همین خانواده می تواند در زمان حال یا بن مضارع چنین باشد:

    ( بینش، بینا، تیز بین ، بیننده ) که از همان ریشه « دید » هست، اما در زمان حا « بین »

    فایده ی شناخت کلمات هم خانواده

    ما اگر واژه های هم خانواده را خوب بشاسیم ، به هنگام نوشتن ( املا ) یا به هنگام به کار بردن آن واژه ها ( انشا ) زود تشخیص می دهیم و شکل درست را می نویسیم.


    با تشکر از راهنمایی های بابام












    منبع مطلب : asadimahdi79.blogfa.com

    مدیر محترم سایت asadimahdi79.blogfa.com لطفا اعلامیه بالای سایت را مطالعه کنید.

    جواب کاربران در نظرات پایین سایت

    مهدی : نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    شنا 17 روز قبل
    0

    بر

    مهدی 4 ماه قبل
    0

    نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    برای ارسال نظر کلیک کنید