در حال پالایش مطالب میباشیم تا اطلاع ثانوی مطلب قرار نخواهد گرفت.
    توجه : تمامی مطالب این سایت از سایت های دیگر جمع آوری شده است. در صورت مشاهده مطالب مغایر قوانین جمهوری اسلامی ایران یا عدم رضایت مدیر سایت مطالب کپی شده توسط ایدی موجود در بخش تماس با ما بالای سایت یا ساماندهی به ما اطلاع داده تا مطلب و سایت شما کاملا از لیست و سایت حذف شود. به امید ظهور مهدی (ع).

    نامه ای به امام حسین از زبان بچه ها

    1 بازدید

    نامه ای به امام حسین از زبان بچه ها را از سایت پست روزانه دریافت کنید.

    رشدشکوفه ها

    داستان زندگی امام حسین (ع) برای کودکان

    داستان زندگی امام حسین (ع) برای کودکان

     زندگینامه امام حسین برای کوکان,زندگی نامه امام حسین به زبان کودکانه
    زندگینامه امام حسین (ع):
    نام : حسین (سومین امام که به امر خداوند تعیین شده است )
    کنیه :ابو عبد اللّه
    لقب : خامس آل عبا، سبط، شهید، وفى ، زکى
    پدر : حضرت على بن ابى طالب (ع )
    مادر: حضرت فاطمه (س )
    تاریخ ولادت : شنبه سوم شعبان ، سال چهارم هجرى
    مکان ولادت : مدینه
    مدت عمر : 57 سال
    علت شهادت: پس از روى کار آمدن یزید، امام که او را نالایق  میدانست تن به ذلت بیعت و سازش با او را نداد و براى افشاى او به فرمان خدا از مدینه به مکه و سپس به طرف کوفه و کربلا حرکت کردند و همراه با یاران خود با لب تشنه توسط دشمنان اسلام شهید شدند.
    قاتل : صالح بن وهب مزنى ، سنان بن انس و شمر بن ذى الجوشن ، (لعنت خدا بر آنها)
    زمان شهادت : جمعه دهم محرم ، سال 61 هجرى
    مکان شهادت و دفن : کربلا

    زندگینامه کامل امام حسین (ع):

    امام حسین(ع) در سوم شعبان سال چهارم هجرت در شهر مدينه به دنيا آمد. پدر بزرگوار ايشان امير المؤمنين على(عليه السلام) و مادر ايشان حضرت فاطمه(عليها السلام) سيد زنان اهل عالم است.

    در روز میلاد امام حسین (ع)، ایشان را به محضر رسول اکرم (ص) آوردند. پیامبر (ص) هم به امر الهی او را به نام فرزند هارون، «حسین» خواند؛ نامی که معرب نام عبری «شَبیر»، نام پسر کوچک‌تر هارون، جانشین موسی (ع) بود.

    سالیان خوش کودکی حسین (ع) به زودی به پایان رسید. حدوداً هفت ساله بود که رسول خدا (ص) از دنیا رفت.

    هنوز مراسم دفن پیامبر (ص) انجام نشده بود که فتنه‌ها برای دستبرد به «ولایت امر»، ظهور کرد. حتی فدک به وسیله حکومت وقت به زور گرفته شد.

    امام حسین (ع) همچنین هفت ساله بود که مادر خود را نیز بر اثر جراحات و صدمات وارده از غائله بیعت، از دست داد. این دوران مصادف با زمان حکومت خلفای سه گانه بود.

    امام حسین شجاعترین امت حضرت محمد (ص) بود و شجاعت حضرت محمد (ص) و حضرت على (ع) در ایشان جمع بود.

    پس از شهادت امام حسن (ع) در سال 50 هجرى، امام حسین (ع) عهده دار امر امامت گردید. معاویه پس از بیست سال حکومت ظالمانه و قتل و کشتار شیعیان به ویژه، در سال 60 هجرى مرد و بر خلاف قرارداد صلح با امام حسن(ع)، پسرش یزید را به جاى خود قرار داد. یزید فردى فاسد و شرابخوار و مخالف با اسلام بود. او علناً مقدسات اسلامى را  زیر پا مى گذاشت و آشکارا شراب مى خورد. امام حسین علیه السلام از همان آغاز کار با او به مخالفت برخاست.


    یزید نامه اى به حاکم مدینه نوشت و به او دستور داد که از امام حسین (ع) براى یزید بیعت بگیرد و اگر حاضر نشد او را به قتل برساند. امام (ع ) که حاضر به بیعت کردن با یزید نبود با خانواده خود از مدینه به مکه رفتند. در این هنگام مردم کوفه که از مرگ معاویه با خبر شده بودند نامه هاى زیادى براى امام حسین (ع ) نوشتند و از او خواستند تا به عراق و کوفه بیاید. امام حسین (ع ) نیز مسلم بن عقیل را به کوفه فرستاد. ابتدا هزاران نفر از مردم کوفه با مسلم بن عقیل همراه شدند. اما با ورود عبیداللّه بن زیاد که از طرف یزید به حکومت کوفه گمارده شده بود و بسیار حیله گر و بى رحم بود، مردم کوفه فریب اقدامات او را خورده و پیمان شکنى کردند و مسلم را تنها گذاشتند.


    در نتیجه عبیداللّه، مسلم بن عقیل را دستگیر نموده و به شهادت رسانید. هنگامى که در ابتدا مردم کوفه با مسلم بیعت کردند، مسلم نامه اى به امام حسین (ع) نوشت و به ایشان اطلاع داد که به کوفه بیاید. امام حسین (ع) با خانواده و یاران خود به طرف کوفه حرکت کرد و در نزدیکى کوفه بود که خبر پیمان شکنى مردم کوفه و شهادت مسلم را آوردند. عبیداللّه بن زیاد که با شهادت مسلم بر اوضاع کوفه تسلط پیدا کرده بود حر بن یزید ریاحى را براى زیر نظر گرفتن امام حسین (ع ) و همراهانش فرستاد. و سپس عمر بن سعد را با سى هزار نفر به کربلا اعزام نمود. او به عمر بن سعد وعده داده بود که اگر امام حسین (ع ) را به شهادت برساند او را حاکم رى خواهد کرد.


    عمر بن سعد که به طمع حکومت رى به کربلا آمده بود از هیچ ستمى فروگذار نکرد. دستور داد امام حسین (ع ) و یارانش را محاصره کنند و آب را بر روى آنان ببندند. یاران امام حسین (ع) که از شجاع ترین افراد بودند روز دهم محرم (عاشورا) در حالى که بیش از 72 تن نبودند یکى پس از دیگرى در دفاع از امام زمان خود یعنى امام حسین (ع ) با عزت و آزادگى به شهادت رسیدند. حر بن یزید ریاحى نیز که ستمگرى سپاه عمر سعد و حقانیت امام حسین (ع ) را مشاهده کرد به سپاه امام پیوست و به شهادت رسید.


    واقعه کربلا گرچه از نظر زمان کوتاه بود و تنها یکروز از صبح تا عصر به طول انجامید اما لحظه لحظه آن درس شهامت و ایثار و فدا کارى، ایمان و اعتقاد و اخلاص بود. واقعه کربلا دانشگاهى است که از طفل شیرخوار تا پیرمرد محاسن سفیدش به بشریت درس آزادگى مى آموزد. خون هاى مطهر امام حسین (ع ) و یارانش به اسلام حیات تازه بخشید و زمینه سرنگون شدن دودمان فاسد اموى را فراهم آورد.


    امام حسین علیه السلام روز دهم محرم سال 61 هجرى ، در سن 57 سالگى در کربلا به شهادت رسید. مرقد ایشان و برادر فداکارش ابوالفضل و فرزندان و یارانش در شهر کربلا در عراق قرار دارد.


    خداوند در تربت ایشان شفا، و در داخل حرم امام حسین (ع) استجابت دعا را قرار داده است. پیامبر (ص ) در حقش فرمود: احب اللّه مَن احب حسینا یعنى: خداوند دوست میدارد کسى را که حسین را دوست بدارد. پیامبر(ص ) در حق او و برادر گرامى اش امام حسن (ع ) فرمود: دو فرزند من حسن و حسین پیشوایان امت مى باشند خواه زمام امور به دست بگیرند و یا نگیرند.

    گردآوری: بخش کودکان بیتوته

    منبع مطلب : www.beytoote.com

    مدیر محترم سایت www.beytoote.com لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

    نامه ای به امام حسین (ع)

    نامه ای به امام حسین (ع)

    به نامه خدای کربلا

    سلام، سلام به تو ای آقای من

    نمی دانی چقدر دلتنگت هستم، دلم برای صحن و سرایت، برا ی ضریح شش گوشه­ات تنگ شده است. قبل از اینکه به دیدارت بیایم از تو تنها نامی می­دانستم با گفته و شنیده­هایی که نمی­دانستم چقدر درست هستند، هیچ گاه نتوانستم کربلا و عاشورا را درک کنم و همیشه صدها سوال ذهن ناتوانم را آزار می­داد و گمان می­­کردم تا کربلا را نبینم نمی­توانم جواب سوالاتم را پیدا کنم

    (مقام حضرت علی اکبر (ع

    (مقام حضرت علی اصغر (ع

    نمی­­دانم چه شد و چرا برگه­ی عبور من به دستان پر مهرت، آن هم در عین ناباوری مهر ورود خورد. آمدم با دنیایی از سوالات و کوله باری از غمها شاید که بتوانم تو را بفهمم

    اما هر آنچه که خوانده بودم یا شنیده بودم و حتی دیده بودم، با آنچه که دیدم تفاوت می­کرد. انگار کربلای ذهنم فرو ریخت و کربلایی تازه در آن شکل گرفت. هیچ چیز آن طور که تصور می­کردم نبود، می­پنداشتم صحرایی بزرگ با فاصله­هایی که هیچ گاه کوتاه نمی­شوند زمین عاشور را تشکیل می­دهند، اما این صحرا خیلی کوچکتر ار آن بود که تصور می­کردم و فاصله­ها آنقدر نزدیک بودند که نمی­شد تصور کرد چطور در این فاصله­های کوتاه عاشورایی به این بزرگی اتفاق افتاده است و چرا این فاصله­ها اینقدر در آن روز به درازا کشیده شده­اند. فاصله میان خیمه­گاه تا تل زینبیه و گودال قتلگاه، فاصله میان فرات تا محل قطع دست چپ و دست راست ابوالفضل  و تا محل شهادتشان

    خیمه گاه

    تل زینبیه

    رودخانه فرات

    مقام دست راست ابوالفضل 

    مقام دست چپ ابوالفضل 

    در این سفر نه تنها سوالاتم پاسخ داده نشدند بلکه عمیق­تر هم شدند، آنقدر که فقط به خود گفتم چرا؟

    تا نیامده بودم دیدنت یک آرزو بود، گمان می­کردم با دیدنت به آرزویم می­رسم اما فهمیدم نه، دیدنت پایان راه نیست بلکه آغاز راه است، درست مثل مجنون زمانی که برای اولین بار لیلی را دید و عاشق شد. من هم امروز دیوانه و مجنون تو گشته­ام

    هرگاه دلم می­گیرد سخت دلتنگ می­شوم، چشمانم را می­بندم و خود را در حرمت فرض می­کنم آن لحظه­ایی که کنار شش گوشه­ات نشستم  و ساعتی آرام فقط و فقط به تو و زائرانت که در آن لحظه شاید 20 نفری بیش نبودند خیره شدم، فقط نگاه می­کردم و سکوت. آنقدر این سکوت برایم شیرین بود که دلم نمی­خواست با هیچ چیز شکسته شود، نمی­دانی حتی دلم برای کبوتری که روی ضریحت نشسته بود و بالای سرم برای خود خانه­ای ساخته بود تنگ شده است، چقدر آن لحظه دلم می­خواست من جای او بودم

    از این روزها ماهها می­گذرد و من دلتنگ دیدارت هستم و امروز آخرین آرزویم دیدن دوباره­ی تو است قبل از آنکه بمیرم، نگذار آرزو به دل بمیرم

    می­دانم بدتر از آنچه که بودم شده­ام اما شرمنده­ام، مثل همیشه از تو مدد می­خواهم و امیدم به دستان توست. می­دانم بزرگوارتر از آنی که مرا نبخشی و یاریم نکنی. دیشب به یاد حرمت و به قصد زیارتت به امامزاده شاه عبدالعظیم الحسنی رفتم به این امید که در این شب جمعه­ی اول ماه من نیز از زائرانت باشم

     هر چند از تو بسیار دورم اما با همه­­ی وجودم تو را هر جا که باشم احساس می­کنم، دستانم منتظر یاری تو هستند، یاریم کن

             یا حسین علیه السلام                             

    منبع مطلب : www.tebyan.net

    مدیر محترم سایت www.tebyan.net لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

    جواب کاربران در نظرات پایین سایت

    مهدی : نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    هدی 22 روز قبل
    1

    نامه ای به امام حسین به زبان ساده

    ستاره 1 ماه قبل
    1

    عالی ممنون از لطفتون

    مهدی 12 ماه قبل
    0

    نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    برای ارسال نظر کلیک کنید