در حال پالایش مطالب میباشیم تا اطلاع ثانوی مطلب قرار نخواهد گرفت.
    توجه : تمامی مطالب این سایت از سایت های دیگر جمع آوری شده است. در صورت مشاهده مطالب مغایر قوانین جمهوری اسلامی ایران یا عدم رضایت مدیر سایت مطالب کپی شده توسط ایدی موجود در بخش تماس با ما بالای سایت یا ساماندهی به ما اطلاع داده تا مطلب و سایت شما کاملا از لیست و سایت حذف شود. به امید ظهور مهدی (ع).

    معنی گرت هواست که معشوق نگسلد پیمان نگاه دار سر رشته تا نگه دارد

    1 بازدید

    معنی گرت هواست که معشوق نگسلد پیمان نگاه دار سر رشته تا نگه دارد را از سایت پست روزانه دریافت کنید.

    معنی شعر مهر و وفا (حافظ)

    معنی و مفهوم شعر مهر و وفا فارسی پایه دهم از حافظ


    در این پست، معنی و مفهوم شعر مهر و وفا از حافظ را برای شما دوستان عزیز آماده کرده ایم. با دانشچی همراه باشید.

    معنی شعر مهر و وفا

    ۱- هر آن که جانب اهل وفا نگه دارد
    خداش در همه حال از بلا نگه دارد

    معنی: هرکس که از عارفان حقیقی و متقین حمایت کند، خداوند نیز در همه حالات و احوالش از او نگهبانی کرده و او را از خطر بلاها حفظ می کند.

    ۲- حدیث دوست نگویم مگر به حضرت دوست
    که آشنا سخن آشنا نگه دارد

    معنی: سخن عشق را به کسی جز دوستحقیقی نمیگویم زیرا فقط کسانی که به اسرار عشق آگاهند می توانند رازدار باشند.

    ۳- دلا معاش چنان کن که گر بلغزد پای
    فرشته‌ات به دو دست دعا نگه دارد

    معنی: ای دل! طوری (عاشقانه و بدون گناه) زندگیکن که اگر روزی پایت لغزید و مرتکب اشتباه شدی، فرشته ها هوادارات باشند و برای آمرزش گناه تو در نزد خدا دعا کنند.

    ۴- گرت هواست که معشوق نگسلد پیمان
    نگاه دار سر رشته تا نگه دارد

    معنی: اگر میخواهی که معشوقت، رشته دوستی و پیمانی که بین شما شکل گرفته را نشکند، تو نیز باید حواست را جمع کنی که مرتکب گناه و خطا نشوی .
    گرت هواست: اگر آرزو داری

    * وفاداری باید دوطرفه باشد. عاشق اگر میخواهد معشوقش وفادار بماند، خود نیز باید حواسش را جمع کند که عهدشکنی نکند.

    ۵- صبا بر آن سر زلف ار دل مرا بینی
    ز روی لطف بگویش که جا نگه دارد

    معنی: ای باد صبا! اگر گذرت به پیچ و خم زلف یارم افتاد و دل من را میان زلف او دیدی (دل من را عاشق و شیفته او دیدی) ، به او از روی لطف و مهربانی بگو که جای من را محفوظ نگه دارد و مبادا فراموشم کند (یا مبادا بی وفایی کند.)

    دل را سر زلف یار دیدن: عاشق یار بودن
    جا نگه داشتن: وفادار ماندن

    ۶- چو گفتمش که دلم را نگاه دار چه گفت
    ز دست بنده چه خیزد خدا نگه دارد

    معنی: وقتی به معشوقم گفتم که از دل من محافظت کن، میدانی چه گفت؟ گفت: از دست من کاری برنمی آید! دلت را به خدا بسپار که خدا نگهبانی می کند.

    ۷- سر و زر و دل و جانم فدای آن یاری
    که حق صحبت مهر و وفا نگه دارد

    معنی: سر و مال و جانم (همه بود و نبودم) فدای یاری که حق دوستی را حفظ می کند و هیچ گاه پیمان شکنی نمی کند.

    ۸- غبار راهگذارت کجاست تا حافظ
    به یادگار نسیم صبا نگه دارد

    معنی: ای یار! غبار مسیری که از آن رد شده ای، کجاست؟ تا آن را به عنوان یادگاری از طرف باد صبا نگهش دارم.

    * گویا معشوق چنان سریع رفته است که حافظ بر گرد و غبار مسیر او هم نرسیده است.

    شعر از : حافظ

    اختصاصی-دانشچی

    منبع مطلب : www.daneshchi.ir

    مدیر محترم سایت www.daneshchi.ir لطفا اعلامیه بالای سایت را مطالعه کنید.

    غزل شماره ۱۲۲: هر آن که جانب اهل خدا نگه دارد

    غزل شماره ۱۲۲: هر آن که جانب اهل خدا نگه دارد

    هر آن که جانب اهل خدا نگه دارد

    خداش در همه حال از بلا نگه دارد

    حدیث دوست نگویم مگر به حضرت دوست

    که آشنا سخن آشنا نگه دارد

    دلا معاش چنان کن که گر بلغزد پای

    فرشته‌ات به دو دست دعا نگه دارد

    گرت هواست که معشوق نگسلد پیمان

    نگاه دار سر رشته تا نگه دارد

    صبا بر آن سر زلف ار دل مرا بینی

    ز روی لطف بگویش که جا نگه دارد

    چو گفتمش که دلم را نگاه دار چه گفت

    ز دست بنده چه خیزد خدا نگه دارد

    سر و زر و دل و جانم فدای آن یاری

    که حق صحبت مهر و وفا نگه دارد

    غبار راهگذارت کجاست تا حافظ

    به یادگار نسیم صبا نگه دارد

    منبع مطلب : toomar.net

    مدیر محترم سایت toomar.net لطفا اعلامیه بالای سایت را مطالعه کنید.

    سعید جعفری

    در این فصل متنهای «مهر و وفا» ،«جمال و کمال» و «بوی گل و ریحانها» را می خوانیم. موضوع این متن‌ها، بیان عواطف و احساسات شاعر یا نویسنده دربارهٔ دوستی، محبّت، عشق، شادی و برخی مفاهیم عمیق عرفانی است. به آثاری که چنین درون مایه ای دارند، «ادبیات غنایی» گفته می شود.

    ۱- هر آن که جانب اهل وفا نگه دارد/ خداش در همه حال از بلا نگه دارد

    قلمرو زبانی: اهل وفا: باوفایان، وفاداران / خداش: جهش ضمیر، خدا او را / بلا: گرفتاری / قلمرو ادبی: قالب: چامه یا غزل / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (رشته انسانی)/  جانب کسی را نگه داشتن: کنایه، پشتیبانی کردن / نگه دارد: ردیف / هر، در: جناس / واج آرایی «ا»

    بازگردانی: هر کس که از باوفایان پشتیبانی و حمایت کند، خداوند نیز او را در هر حالی از گرفتاری‌ها حفظ می‌کند.

    پیام: وفاداری

    ۲- حدیث دوست نگویم مگر به حضرت دوست / که آشنا سخن آشنا نگه دارد

    قلمرو زبانی: حدیث: ماجرا، روایت، سخن / مگر: جز / حضرت: جناب / که: زیرا / آشنا نخست: معشوق، دلبر؛ آشنای دوم: عاشق، دلشده / قلمرو ادبی: تضمین شعر سعدی / واژه آرایی: دوست، آشنا

    بازگردانی: ماجرای دوست را فقط به جناب دوست می‌گویم؛ زیرا فقط دوست محرم راز دوستش است.

    پیام: محرم بودن یار

    ۳- دلا معاش چنان کن که گر بلغزد پای/ فرشته‌ات به دو دست دعا نگه دارد

    قلمرو زبانی: معاش: زندگی، زیست، زندگانی کردن / دل: منادا / فرشته ات: جهش ضمیر، فرشته تو را / قلمرو ادبی: دلا: ای دل، جانبخشی / دل: مجاز از انسان / بلغزد پای: کنایه از خطا کند، دچار کژروی شود / دل، پا، دست: تناسب / واج آرایی: «د»  

    بازگردانی: ای دل، به گونه ای زندگانی کن که اگر دچار لغزش و خطا شدی، فرشته‌ با دعا کردن در حق تو، تو را حفظ کند.

    پیام: معاش حلال

    ۴- گرت هواست که معشوق نگسلد پیمان / نگاه دار سر رشته تا نگه دارد

    قلمرو زبانی: گرت: اگر تو را، جهش ضمیر / هوا: میل و آرزو / نگسلد: نشکند، پاره کردن (بن ماضی: گسست، بن مضارع: گسل) / رشته: ریسمان/ قلمرو ادبی: سر رشته را نگه دار: کنایه از وفاداری کن / دار، دارد: همریشگی (رشته انسانی) / گر، سر: جناس / واج آرایی: «گ»، «ر»

    بازگردانی: اگر میل و آرزوی آن داری که معشوق پیمانش را با تو نشکند، تو نیز در حق او وفادار باشد تا او نیز با تو وفادار باشد.

    پیام: لزوم وفاداری دلشده

    ۵- صبا بر آن سر زلف ار دل مرا بینی / ز روی لطف بگویش که جا نگه دارد

    قلمرو زبانی: صبا: بادی که از شمال شرقی می‌وزد، باد بهاری، ای صبا، منادا / هم آوا: صبا، سبا (نام یک شهر) / زلف: موی بلند جلوی سر/ ار: اگر/ از روی: به خاطر / قلمرو ادبی: ای صبا: جانبخشی / سر: ایهام تناسب، ۱- نوک ۲- کله (در معنای دوم با زلف و روی تناسب دارد) / دل را سر زلف دیدن: کنایه از عاشق زلف یار دیدن / روی: ایهام تناسب، ۱- به خاطر ۲- چهره (در معنای دوم با زلف و سر تناسب دارد) / جا نگه دارد: وفادار باشد، حق دوستی را ادا کند / دل، زلف: تناسب / واج آرایی: «ر» /

    بازگردانی: ای باد صبا، اگر دل مرا اسیر زلف یار دیدی، لطفاً به یارم بگو که نسبت به من بی مهر نباشد.

    پیام: درخواست وفاداری از دلبر

    ۶- چو گفتمش که دلم را نگاه دار چه گفت / ز دست بنده چه خیزد خدا نگه دارد

    قلمرو زبانی: چو: هنگامی که / ش: مرجع آن، دلبر است / قلمرو ادبی: دلم را نگاه دار: کنایه از وفادار باش، دلم را نشکن / گفتم، گفت: همریشگی (همریشگی) / دست: مجاز از توان و نیرو / خاستن: بلند شدن (بن ماضی: خاست؛ بن مضارع:‌ خیز) / ز دست بنده چه خیزد: پرسش انکاری/ خدا نگه دارد: تلمیح به «توکلّتُ علی الله» / دست، دل: تناسب

    بازگردانی: هنگامی که به یارم گفتم دلم را نشکن او چه گفت؟ او گفت از دست بنده چه کاری برمی آید. خدا دلت را نشکند.

    پیام: توکل بر خدا

    ۷- سر و زر و دل و جانم فدای آن یاری / که حق صحبت مهر و وفا نگه دارد

    قلمرو زبانی: زر: طلا / یار: دلبر / مهر: عشق، مهربانی / قلمرو ادبی: سر: مجاز از جان / زر: مجاز از دارایی / سر و زر و دل و جانم: مجاز از همه هستی ام / سر، زر: جناس / سر، دل، جان: تناسب / مهر: ایهام تناسب (مهر و وفا نام دو دلداده در داستان‌های عاشقانه) / حق صحبت نگه دارد: کنایه، وفادار باشد /

    بازگردانی: جان و دارایی و همه هستی ام فدای آن یاری که حق دوستی را ادا کند و نسبت به من وفا باشد.

    پیام: جانفشانی دلشده

    ۸- غبار راهگذارت کجاست تا حافظ / به یادگار نسیم صبا نگه دارد

    قلمرو زبانی: راهگذار: رهگذر، محل عبور / حافظ: نام هنری، تخلّص / قلمرو ادبی: غبار راهت کجاست: کنایه از ارزشمندی یار / واج آرایی: «ا»، «ر»

    بازگردانی: غبار رهگذر تو کجاست تا حافظ به یادگار نسیم صبا آن غبار را حفظ کند.

    پیام: ارزشمندی دلبر در چشم دلشده

    یکی: یک نفر / شیخ: پیر، منظور شیخ ابوسعید ابوالخیر / اسرار: جمع سّر، رازها (شبه هم آوا؛ اصرار: پافشاری) / با من نمایی: به من نشان دهی(بن ماضی: نمود، بن مضارع: نما) / حقّه: محفظۀ کوچکی که دری جداگانه دارد و برای نگهداری اشیای گران بها به کار می رود، جعبه، صندوق/ محکم کردند: بستند / دیگر روز: روز دیگر / باز آمد: بازگشت / زینهار: آگاه باش، مراقب باش / سودا: اندیشه، هوس، عشق؛ سودای کاری گرفتن کسی را: هوس کاری به سر کسی زدن/ هر چند صبر کرد نتوانست: حذف به قرینه / جست: جهید(بن ماضی: جست، بن مضارع: جه)  / درویش: صوفی، خانقاه رو / چگونه نگاه خواهی داشت: پرسش انکاری

    اسرار التوحیدمحمد بن منوّر(نوه شیخ ابوسعید ابوالخیر)

    منبع مطلب : www.jafarisaeed.ir

    مدیر محترم سایت www.jafarisaeed.ir لطفا اعلامیه بالای سایت را مطالعه کنید.

    جواب کاربران در نظرات پایین سایت

    مهدی : نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    مهدی 3 ماه قبل
    0

    نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    برای ارسال نظر کلیک کنید