در حال پالایش مطالب میباشیم تا اطلاع ثانوی مطلب قرار نخواهد گرفت.
    توجه : تمامی مطالب این سایت از سایت های دیگر جمع آوری شده است. در صورت مشاهده مطالب مغایر قوانین جمهوری اسلامی ایران یا عدم رضایت مدیر سایت مطالب کپی شده توسط ایدی موجود در بخش تماس با ما بالای سایت یا ساماندهی به ما اطلاع داده تا مطلب و سایت شما کاملا از لیست و سایت حذف شود. به امید ظهور مهدی (ع).

    معنی کلمات روان خوانی کژال فارسی هفتم

    1 بازدید

    معنی کلمات روان خوانی کژال فارسی هفتم را از سایت پست روزانه دریافت کنید.

    معنی کلمات درس کژال کلاس هفتم - صفحه 23 کتاب فارسی - ایران پخت

    معنی کلمات درس کژال کلاس هفتم - صفحه 23 کتاب فارسی - ایران پخت

    معنی کلمات درس کژال کلاس هفتم برای شما دانش آموزان عزیز قرار داده شده ست.

    کژال در صفحه 23 کتاب فارسی هفتم قرار دارد.

    زبان <<کُردی >> یکی از زبان های ایرانی به شمار می آید. کردها که از اقوام دیرینه و نژادة

    اصیلِ ایرانی اند، به این زبان سخن می گویند. در داستان <<کژال >> که در دهکده ای از مناطق

    کردنشین کشورمان می گذرد، کاربردِ برخی از واژه های کردی را می توان دید

    معنی کلمات درس کژال کلاس هفتم

    آرایه های ادبی درس کژال

    منبع مطلب : iranpokht.ir

    مدیر محترم سایت iranpokht.ir لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

    فارسی هفتم، روان خوانی، کژال

    بغل زد: بغل کرد

    دهکده: منظور مردم دهکده

    لپ: گونه

    قنداقه: پارچه ای که نوزاد را در آن می پیچند.

    روله: فرزند، عزیز

    گالش: کفش

    پی: به دنبال

    خیز: پریدن

    تن کژال مثل علفی در باد می لرزید: تشبیه

    خیز کرد: پرید

    گرگ دستهایش را مثل تیغه داس در هوا می چرخاند: تشبیه

    تیرک: ستون

    خاکم به سر: ضمیر میم در اینجا بخاطر نوع گویش جابجا شده است، خاک به سرم

    خیش: گاوآهن

    خیش می کشید: شخم می زد، می خراشید

    مویه: شیون، ناله، زاری

    روناک مثل بره ای دست هایش را در هوا تکان می داد: تشبیه

    کوبیدند: ضربه زدند، زخمی کردند

    معطل نماند: صبر نکرد

    درهم پیچید: گلاویز شد

    بدَرد: پاره کند

    مجال: مهلت

    قوه: توان، نیرو

    تقلا: دست و پا زدن

    منبع مطلب : madreseyeonline.blogfa.com

    مدیر محترم سایت madreseyeonline.blogfa.com لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

    ادبیات فارسی متوسطه دوره اول (عارفی) - روان خوانی : کژال

    روان خوانیکژال

    کژال، داستان کوتاهی است از خانم طاهره ایبد. درون مایهٔ این داستان بر مقاومت و ایستادگی
    در برابر تهاجم بدخواهان و جان فشانی کردن برای حفظ خانه و همنوع و سرزمین و دفاع از هستی
    انسان، تأکید دارد. زاویهٔ دید این داستان، روایت به شیوهٔ سوم شخص مفرد است.

    شخصیتها
    ١ کژال : مادری که کودک شیرخواره در آغوش دارد و برای دیدن عمه کابوک روانه می گردد.
    یادآوری: کژال در زبان کُردی به فتح «ک » تلفظ می شود و به معنای دختر زیبا و رعنا و چشم
    عسلی است؛ گویا با واژهٔ غزل و غزال از دید ریشه شناسی، پیوندی دارد.
    ٢ روناک : کودک شیرخوار و دختر قنداقه ای کژال.
    ٣ گرگ : که بر سر راه کژال نمایان می شود و کودک قنداقه ای کژال را م یرباید.
    ٤ هه ژار : شوهر کژال که در داستان حضور ندارد و فقط این کژال است که در برابر گرگ
    فریاد م یزند و او را به کمک می طلبد.
    ٥ آزاد : جوان کشاورز روستایی که به کمک کژال م یآید و پنجه در چنگال گرگ می افکند و
    با او درگیر م یشود و پس از مدتی درگیری با آن، سرانجام گرگ را از پا درم یآورد، هرچند که خود نیز
    زخم فراوان دارد و نف سهایش به شماره م یافتد اما روناک را نجات می دهد.
    نثر داستان، یک دست و روان است. نویسنده در چند مورد از گویش کردی بهره گرفته و افزون
    بر انتخاب نام، برخی از ترکیب و جمل هها را به همان گویش آورده و ضمن قرار دادن داستان در فضایی
    پاک و سرشار از جوانمردی و عطوفت و صفا، رنگ بومی   محلی خاصی به آن بخشیده است و اتفاقاً
    همین عامل، گیرایی و جذابیت داستان را افزوده است.

    --------------------------------------------------

    زبان «کُردی » یکی از زبان های ایرانی به شمار می آید. کردها که از اقوام دیرینه و نژادة

    اصیلِ ایرانی اند، به این زبان سخن می گویند. در داستان «کژال » که در دهکده ای از مناطق

    کردنشین کشورمان می گذرد، کاربردِ برخی از واژه های کردی را می توان دید؛ از جمله:

    روان خوانی کژال

    کَژال: همان غزال است، که در داستان، نام مادرِ روناک است.

    روناک بر وزنِ «خوبان : روشن؛ در داستان، نام دخترِ کژال است.

    کابوک: کبوتر؛ در داستان، نام یکی از خویشاوندان کژال است.

    روله: فرزند

    هه ژار: هَژار خوانده می شود: بیچاره، تهیدست؛ در اینجا، نام قهرمان

    داستان است.

    دایه: مادر

    منبع مطلب : adabiiate3.mihanblog.com

    مدیر محترم سایت adabiiate3.mihanblog.com لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

    جواب کاربران در نظرات پایین سایت

    مهدی : نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    نفیسه خانم 🌹اکبری 7 روز قبل
    1

    عالی بود اما برای من که خیلی کلمه لازم داشتم کم بود

    مرسی از تون که به م- کمک میکنید و امید وارم همواره بیشتر کلمه بزارین😉😉😉😉😉

    F 3 ماه قبل
    1

    ممنون عالـــــی بود

    امیرکیان 3 ماه قبل
    1

    راستشو بخواین عالی بود امّا...ولی خوب بود متاسفانه برای یکی مثل من معناها به شدت کم بود ولی درکل چیز خوبی بود دربیابان کفش کهنه هم غنیمت است

    Amir 3 ماه قبل
    1

    عالی‌بود‌حرف‌نداره👌👌👌👌

    ستایش اعتباری 3 ماه قبل
    1

    سلام خیلی خیلی خوب بود

    مری الن 3 ماه قبل
    1

    معانی کم بود

    درسا رخسد زاده 4 ماه قبل
    1

    ممنون بابت معنی ها دمتون گرم🤓🤓🤓

    ناشناس 4 ماه قبل
    1

    عالی بود

    سودا 4 ماه قبل
    2

    معنی گروه رو من نمیدونم کسی میدونه

    سودا 4 ماه قبل
    3

    عالی بود

    ناشناس 5 ماه قبل
    3

    خخخ

    مهدی 6 ماه قبل
    1

    نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    برای ارسال نظر کلیک کنید