توجه : تمامی مطالب این سایت از سایت های دیگر جمع آوری شده است. در صورت مشاهده مطالب مغایر قوانین جمهوری اسلامی ایران یا عدم رضایت مدیر سایت مطالب کپی شده توسط ایدی موجود در بخش تماس با ما بالای سایت یا ساماندهی به ما اطلاع داده تا مطلب و سایت شما کاملا از لیست و سایت حذف شود. به امید ظهور مهدی (ع).

    معنی هان و هان خویشتن را خوار مدار

    1 بازدید

    معنی هان و هان خویشتن را خوار مدار را از سایت پست روزانه دریافت کنید.

    درس سوم : فارسی هشتم - ارمغان ایران

    لغات و تر کیبات درس سوم (ارمغان ایران ) صفحه 30

    آزادگان : کسانی که آزاد زاده شده اند

    آلایش : آلودگی

    ارمغان : سوغات ، ره آورد

    ارجمند : گرامی

    لیک:ولی، لیکن

    داد:عدل،برابری

    از بن جان : از عمق وجود ، از ته دل

    بخردان : خردمندان

    بسنده  : کافی

    بر می افرازیم : بالاتر می بریم

    پلشتی : نا پاکی،آلودگی

    پردل : شجاع

    پیراسته : آسته ،پاکیزه

    تبار :، نژاد ، قوم

    تیره رای : بد اندیش

    جوشان : پر تکاپو

    خامه : قلم

    خاستگاه : مبدأ، محل پیدایش

    خُرد : کوچک

    خِرد : اندیشه

    خیره روی : گستاخ ،بی شرم

    خیرگی : حیرت

    درازنای تاریخ : در طول تاریخ

    ددی : وحشی گری

    ظفرمند:پیروز

    چیره شدن: غالب شدن

    دلبند : دوست داشتنی ، محبوب

    دیری : از زمان قدیم    روان می شود : جاری می شود

    روشن رای : روشن فکر

    سپند : مخفف اسفند،پاک و مقدس

    ستوار : مخفف استوار ، ثابت

    ستبر : محکم ، کلفت

    سر فرود آوردن : تعظیم کردن ، فروتنی

      فرزانگی : دانایی

    فرّ : شکوه ، شأن و شوکت

    فروغ : روشنایی

    فرهیختگی :دانش آموختگی

    بپوی:حرکت کن

    برهان:رهاکن

    کاستی : کمبود

    کانون : مرکز

    گُرد : پهلوان ، نیرومند

    نامدار : مشهور

    ناراستی : دروغ

    نستوه : خستگی ناپذیر

    نژاده : کسی که اصل و نژاد خوبی دارد

    نهاده شده : قرار داده شده

    والایی : گرامی بودن ، بلند مرتبگی

    همگان : همگی ،

    می ستایند:ستایش می کنند

    خواهی زدود:پاک خواهی کرد

    خوارمدار:کوچک وحقیرنکن

    یلان : پهلوانان گزند: آزار، آسیب،

    معنی بعضی از جملات درس :

     صفحه 31 : ... سرزمینی است که ما بدان می نازیم و سر از همگنان بر می افرازیم

    معنی :.... سرزمینی است که ما به آن افتخار می کنیم و سرمان را بالاتر از همه بلند می کنیم .

    صفحه 32: هان و هان خویشتن را خوار مدار .

    معنی بدان و آگاه باش خود را کوچک و ناچیز نکن.

    مثال هایی برای دانش ادبی صفحه 33 . واج آرایی ( نغمه حروف )

    مثال1 :خیال خال تو با خود به خاک خواهم برد          که تا ز خال تو خاکم شود عبیر آمیز

    حافظ

    مثال 2 :

    شب است و شاهد و شمع و شراب و شیرینی           غنیمت است چنین شب که دوستان بینی

    سعدی

    مثال 3 :

    سرو چمان من چرا میل چمن نمی کند             همدم گل نمی شود یاد سمن نمی کند

    حافظ

    مثال 4 :

    جان بی جمال جانان میل جهان ندارد                هر کس که این ندارد حقا که آن ندارد.

     حافظ

    مثال 5 :

    «رشته ی تسبیح اگر بگسست معذورم بدار            دستم اندر ساعد ساقی سیمین ساق بود

      حافظ

     مثال6 :

    روزی در هوای سرد وسنگین زمستانی در دوردست های بی کسی ،بغضی بی صدا به سراغمان می آید.

    منبع مطلب : adabyar.blogfa.com

    مدیر محترم سایت adabyar.blogfa.com لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

    ادبیات پایه هشتم ( درس سوم ارمغان ایران )

    معنی روان متن : ای فرزند من ! باهوش  و محبوب من ایران سرزمین ما سرزمینی است بسیار قدیمی  که در طول تاریخ خود بزرگترین و آباد ترین کشور جهان بوده است ؛ ولی آنچه ایران ما را از دیگر کشورهای نیرومند جهان جدا می کند و بالا می برد این است که کشور ماهمواره سرزمین مقدس و با شکوه و خردمندانه و علم آموزی بوده است . 

    دانش ادبی : فرزندم ( منادا ) حرف ندا محذوف است ( ای ) / سرزمین ما ( بدل ) برای ایران / بزرگترین ، آباد ترین ( صفت عالی ) / سپند و فر  و فروغ و فرزانگی و فرهیختگی ( مراعات النظیر )  و واج آرای حرف ( و) 

    دانش زبانی : فرزندم ، دلبندم ( مضاف و مضاف الیه ) ترکیب اضافی /سرزمین ما ترکیب اضافی /بوده است ( ماضی نقلی ) 

    معنی روان متن : ایرانیان با دیگر مردمان همواره به مرد بودن و عدالت و  خردمندی رفتار می کرده است ؛ بیهوده نیست که سرزمین ما را ( ایران ) می نامند که به معنی سرزمین جوان مردان  است و جوان مردانی که آزاد به دنیا آمده اند . 

    دانش ادبی : داد و دانایی ( مراعات النظیر ) و واج آرایی حرف ( د) / آزادگان است ( مسند و فعل اسنادی ) آزاد زادگان است که فعل است حذف شده و مسند و فعل اسنادی است/

    دانش زبانی :ایرانیان ( مشتق ) / داد به معنی عدالت هم خانواده عدل و هم معنی دادگری / آزادگان ( مشتق ) /آزاد زادگان ( مشتق مرکب ) 

    معنی روان متن : دشمنان بدخواه  و بداندیش و گستاخ  ما نیز به ناچار این سرزمین را به این نام مقدس و ارجمند می نامند و ایرانیان را به علت آزاد مردیشان  ستایش می کنند . به ا ین شکل بهترین و عالی ترین سوغات ایران به دیگر سرزمین ها ، علم و خرد و فرهنگ بوده است . 

    دانش ادبی  : دشمنان تیره رای ( موصوف و صفت ) خیره روی ( صفت دوم ) بواسطه ( و) حرف ربط نقش قبل خود را می گیرد /سپند و ارجمند ( مراعات النظیر و مترادف ) /برترین و گرمی ترین ( صفت عالی ) / اندیشه و خرد و فرهنگ ( مراعات النظیر ) 

    دانش زبانی : تیره رای و خیره روی ( مرکب ) / سپند ( ساده ) / ارجمند ( مشتق ) / می ستایند (مضارع اخباری ) برترین و گرامی ترین ارمغان ایران ( گروه اسمی و ارمغان هسته همراه با وابسته پیشین که صفت عالی است و وابسته پسین که مضاف ا لیه می باشد )/بوده است (ماضی نقلی ) 

     

    معنی روان متن : ای فرزند گرامی من  می دانی که بهترین و پابرجا ترین ستایش آن است که بر زابن و قلم  دشمن جاری می شود  ؛ زیار مدحی است که از هر آلودگی دور شده باشد . دشمنی که به جز زشتی و نا پاکی و کم کاری و نا درستی و وحشی گری و بدی نمی خواهد و نمی خواهد ببیند؛ هنگامی که ایران و ایرانی را تقدیری می کند  از روی ناچاری این کار را انجام می دهد که در برابر بزرگی و ارجمندی این دو سر تعظیم فرود می آورد و اقرار به ستایش می کند . 

    دانش ادبی : گرامیم ( منادا ) / زبان و خامه ( مراعات النظیر ) / زشتی و پلشتی و کاستی و ناراستی و ددی و بدی ( مترادف و مراعات النظیر ) واج آرایی حرف ( ی ) و ( -ُ ) / سر فرود آوردن ( کنایه از تعظیم کردن ) / زبان به ستایش بگشاید ( کنایه از اقرار کردن ) 

    دانش زبانی : برترین و استوار ترین ( صفت عالی ) / می دانی ( مضارع  اخباری ) / آلایش ( مشتق )

    معنی روان متنبله میهن با شکوه ما این محل پیدایش خردمندان و عالمان و نیک اندیشان  و این مرکز نور و درستی ، این کشور مردان پهلوان و پهلوانان شجاع  و دلیرانی که مانند شیر هستند و پهلوانان مشهور سرزمینی است که ما به آن افتخار می کنیم  و سرمان رابالا نگه می داریم . 

    دانش ادبی : بخردان و دانایان و روشن رایان ( مراعات النظیر و مترادف ) /مردان گرد ، یلان پر دل ، دلیران و شیران ، پهلوانانی نامدار ( مراعات النظیر و مترادف ) / 

    دانش زبانی : شکوهمند ( مشتق ) /آری ( شبه جمله ) /روشن رایان ( صفت جانشین اسم ) / مردان گرد ، یلان پردل ( موصوف و صفت ) / همگنان ( مشتق ) / بر می افرازیم ( فعل پیشوندی ) 

    معنی روان متن:ای فرزندمن ، من می دانم و شکی ندارم  که تو ایران  را از ته قلبم دوست دارم زیرا  تو از ایرانیان اصیل و بانژاد و جوانمرد هستی ؛ از آن پاک نهادان که روح و روانشان از مهر ایران روشن است و دلشان به نام و یاد ایران می تپد و عاشق ایران هستند ؛ از آن آدم های عاقل و دانا که اکنون ایران را به گذشته ی روشن آن متصل می کند. تو از آن روشن فکران هستی که استوار و خستگی ناپذیر مانند کوه می کوشند که آن گروه از ایرانیان را که از خود بیگانه شده اند به خود باز گردانند و اصالت خود را بشناسند . 

    دانش ادبی : فرزندم ( منادا ) / نژاده و آزاده ( مترادف و مراعات النظیر ) / یاد ایران می تپد ( کنایه از عاشق شدن ) / تو استوار چون کوه ( تشبیه ) / 

    دانش زبانی : دوست می داری (مضارع اخباری ) /باز آورند ( فعل پیشوندی ) تابناک است ( مسند و فعل اسنادی ) / نژاده و آزاده ( صفت نسبی ) 

    معنی روان متنای فرزند من ، در من کمترین شکی هم وجودندارد که تو ایران را دوست داری ولی دوست داشتن کافی نیست بلکه ایران را باید شناخت تا بتوانی آن را آنگونه که شایسته است بر دیگران معرفی کنی . این مسئولیتی است  که بر عهده تو قرار داده اند . 

    دانش ادبی : ای فرزندم ( ندا و منادا ) /می باید ( قید تاکید ) / شایسته و سزاوار ( مترادف ) بردوش نهادن ( کنایه از دادن مسئولیت به کسی ) 

    دانش زبانی : نیست ( وجود ندارد ) فعل غیر ربطی  / مرا ( برای من ) که ( من ) متمم است 

     معنی روان متن : مسئولیتی به سنگینی کوه دماوند که هر پشتی را خم می کند و درهم می شکند ، مگر کمر محکم و استوار و نیرومند فرزند ایران که تو هستی . 

    دانش ادبی : پشت خرد کردن ( کنایه از شکست خوردن ) / باری به گرانی دماوند ( تشبیه  گرانی وجه شبه و باری مشبه  و دماوند مشبه به  ) / باری کنایه از سنگینی /ستبر و ستوار ( مترادف ) 

    دانش زبانی : فرزند ایران  ( ترکیب اضافی ) / تویی ( تو هستی ) مسند و فعل اسنادی 

    معنی روان متن :به هر حال می دانم که هر کس ایران را به خوبی بشناسد به آن علاقمند خواهد شد و با جوش و خروش کوشش خواهد کرد که در آبادی و آزادی  و شکوفایی و توانمندی و پیروزی و خوشبختی آن  از هیچ تلاشی کوتاهی نکند و کوتاهی نکند . 

    دانش ادبی : جوشان و پر توان ( مترادف و مراعات النظیر ) / آبادی و آزادی ( مراعات النظیر ) و جناس / شکوفایی ، توانایی ، پیروزی و بهروزی  ( واج آرایی حرف ( و) ) /تلاش و تکاپو ( مراعات النظیر  و مترادف ) / 

    دانش زبانی : می دانم ( مضارع اخباری ) / خواهد کوشید ( مستقبل ) 

    معنی روان متن :این را بدان و آگاه باش که آنچه من به تو می گویم از روی اگاهی است و از اعتقادات محکم ایجاد شده است به آنچه که تو باید بدانی و باید انجام بدهی . تو هستی که بر شکوه و روشنایی ایران خواهی افزود و چشم تمام جهان را خیره خواهی کرد و و تاریکی که از عدم شناخت وطنت  و از خود بیگانگی را از خود پاک خواهی کرد . 

    دانش ادبی : فر و فروغ ( مراعات النظیر ) 

    دانش زبانی : بدان و آگاه باش ( فعل امر ) / آگاهی است ( مسند و فعل اسنادی ) / بر آمده ( ایجاد شده ) / می باید بکنی  (  فعل امر ) /جهانیان را ( مفعول ) 

    معنی روان متن :آگاه باش ! خود را خوار و ذلیل نکن !زیرا در این روزگار تو چشم و چراغ ایران هستی و درجهان با ارزش ترین هستی ؛ پس دل خود را از هر آلودگی و شک در باره خود و وطنت پاک کن و دور کن و به این سخن اعتقاد داشته باش که فرزند ایران و سرزمین فرهنگ و ادب و اندیشه را مانند شیران شجاع و قدرتمند هستی . 

    دانش ادبی : هان و هان ( اصوات ) / چشم و چراغ ایران ( کنایه از اینکه عزیز ایران هستی ) / جهان ( مجاز از مردم ) / گرامی ترین ( صفت عالی ) / شیر شیران ( تشبیه ) فرزند ایران مشبه ، شیر بیشه مشبه به  و وجه شبه  دلیری و شجاعت داشتن  ( تشبیه بلیغ ) 

    دانش زبانی : پاک ساز ( فعل امر ) / خوار مدار ( فعل امر ) 

    معنی روان متن :بخوان و جست و جو  کن  و ایران و خود را بشناس  و خداوند پاک را ستایش کن به خاطر اینکه تو را فرزند ایران انتخاب کرده است . 

    دانش زبانی : بخوان و بدان  و بپوی (فعل امر ) / بشناس ( فعل امر ) / بگزار ( فعل ا مر ) 

    معنی روان متن :بله تو هستی که آینده میهن را درخشان و نورانی خواهی کرد . 

    دانش زبانی : تو هستی ( مسند و فعل اسنادی ) / خواهی ساخت ( فعل مستقبل ) 

    معنی روان متن :خدای بزرگ پشت و پناه تو و میهن باشد و تن و جانت از گزند دشمنان در امان باشد و میهن تو آبادان باشد 

    دانش زبانی : فعل باد که دعایی است بعد از ( میهن ) و ( بی گزند )به قرینیه لفظی که در پایان جمله آمده حذف شده است .  هر سه جمله دعایی  هستند . 

    منبع مطلب : kelas-majazi.blogfa.com

    مدیر محترم سایت kelas-majazi.blogfa.com لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

    معانی متون واشعار سخت درس 1 تا5 فارسی پایه هشتم

    (به نام خدا)

    ستایش

    به نام خدایی که جان افرید

    1_به نام خدایی که جان افرید            سخن گفتن اندر زبان افرید

    معنی:به نام خداوندی که که انسان ها را افرید وبه آنها روح وروان دادوبه او توانایی داد که بتواند با زبانش صحبت کند.

    2_پرستار امرش همه چیز وکس        بنی آدم ومرغ ومور ومگس

    معنی:خداوندی که همه موجودات از انسان گرفته تا مرغ ومور ومگس از او اطاعت می کنند وفرمان او را می برند

    3_جهان متفق بر الهیتش              فرو مانده از کنه ماهیتش

    معنی:همه انسانهای جهان درباره یکتایی خداوند نظرشان یکی است ولی هیچ کدامشان درباره ماهیت وچیستی خداوندنمی توانند پاسخی بدهند ودرمانده اند

    4_بشر ماورای جلالش نیافت         بصرمنتهای جمالش نیافت

    معنی:انسان با همه تلاش ها و بررسی  هایی که انجام داده است نتوانسته کسی را با شکوه تر از خداوند پیدا کنند وچشم ها هر چقدر که زیبایی در طبیعت ببیند باز هم به زیبایی خداوند دست پیدا کند .

    درس اول : پسش از این ها

    1_ رعد و برق شب طنین خنده اش            سیل و طوفان نعره توفنده اش

    معنی: رعد و برق هایی که در شب می زند صدای خنده های اوست و سیل و طوفان فریادی از خشم او ست.

    2_ نیت من در نمازو در دعا                   ترس بود و وحشت از خشم خداست

    معنی : قصد من از نماز خواندن و دعا کردن فقط از روی ترس بود و در امان ماندن از خشم خدا.

    3_مهربان وساده وبی کینه است               مثل نوری در ایینه است

    معنی: خداوند مهربان و ساده است و از ما هیچ کینه ای ندارد و مانند نوری است که در ایینه پیدا میشود و باعث میشود که ما خودمان را ایینه ببینیم.

    حکایت:به خدا چه بگویم

    1-گوسفندان از ان من نیست

    معنی: گوسفندان مال من نیست

    2_خداوندش را بگوی که گرگ ببرد

    معنی:به صاحب گوسفند بگو  که  گوسفندانش را گرگ برده است

    درس دوم:خوب جهان را ببین

     1-اگر در تماشای  یکی از پر های طاووس دقت کنی لحظه ای به سرخی گل و لحظه ای دیگر به سبزی و گاهی به زردی زر ناب جلوه میکند.

    معنی:اگر به یکی از پر های طاووس خوب نگاه کنی میبینی که گاهی مانند گل سرخ است و گاهی سبز و گاهی هم مانند طلای خالص زرد رنگ است .

    2_ در اطراف گردنش گویا چادری سیاه افکنده پنداری با رنگ سبز تندی در هم امیخته که در شکاف گوشش جلوه خاصی دارد.

    معنی:دور تا دور گردنش سیاه رنگ است مانند چادری سیاه که به نظر میرسد با رنگ سبز پر رنگ با هم ترکیب شده است و در کنار گوشش زیبایی خاصی دارد.

    صورتگر ماهر

    1-    عقل ها حیران شود کز خاک تاریک نژند          چون براید این همه  گل های نغز کامکار

    معنی :عقل انسان از دیدن گل های زیبا و با طراوت که از خاک سرد و بی روح بیرون می اید و رشد میکند در تعجب است.

    2-    برق از شوق که میخندد بدین سان قاه قاه         ابر از هجر که می گرید بدین سان زار زار

    معنی: رعد و برق از شوق و عشق چه کسی اینگونه بلند بلند میخندد و ابر از دوری چه کسی این طور زار زار گریه میکند.

    درس سوم :ارمغان ایران

    1-ایران سرزمین ما سرزمینی است بس کهن که دیری در درازنای تاریخ خویش بزرگترین و اباد ترین کشور جهان بوده است.

    معنی: کشور ما ایران سرزمینی قدیمی است که در طول تاریخ گذشته خود پهناور ترین کشور جهان بوده است.

    2_ کشور ما همواره سرزمین سپند فر و فروغ و فرزانگی فرهیختگی بوده است.

    معنی: کشور ما همیشه سرزمینی مقدس و با شکوه و روشن به نور علم و دانش بوده است.

    3_ دشمنان تیره رای و خیره روی ما

    معنی: دشمنان بد اندیش و گستاخ ما 

    4_ برترین و استوار ترین ستایش ان است که بر زبان و خامه دشمن روان میشود زیرا ستایشی است پیراسته از الایش.

    معنی:بهترین و پایدار ترین تعریف از کشور ما ان است که از زبان و قلم دشمن نوشته شود و بیان گردد زیرا تعریفی است  پاک شده از هر الودگی است.

    5-تواز تبار ایرانیان نژاده و ازاده هستی.

    معنی: تو از نژاد ایرانیان اصیل و جوانمرد هستی

    6-ایران سرزمینی است که ما بدان می نازیم و سر از همگنان بر می افرازیم.

    معنی: ایران سر زمینی است که ما به ان افتخار میکنیم و از همه کشور ها سربلند تر هستیم.

    7_ هان و هان خویشتن را خوار مدار.

    معنی: اگاه باش و بدان که خودت را کوچک و ناچیز نکنی.

    حکایت :همدلی و اتحاد

    1_فرمانروایی فرزندان خود را پند می داد.

    معنی:پادشاهی فرزندان خود را نصیحت می کرد.

    2_زور آزمایان از شکست آن در ماندند .

    معنی: کسانی که مسابقه می دادند و زور خود را امتحان می کردند از شکستن چوب ها نا توان شدند

    3_ تا هنگامی که یاور و پشتیبان هم باشید دشمن نمی تواند بر شما چیره شود و سالیان دراز می توانید پیروز و ظفرمند به سر برید.

    معنی: تا زمانی که دوست و پشتیبان هم باشید و از هم حمایت کنید دشمن نمی تواند بر شما غلبه کند و سالیان سال می توانید پیروز مندانه زندگی کنید .

    درس چهارم :سفر شکفتن

    1-ماهی را هر وقت از اب بگیری تازه است .

    معنی:برای انجام هر کاری هیچ وقت دیر نیست.

    2_با قدرت خیال خود به آینده بروید.

    معنی:با اندیشه وفکر به آینده خود فکر کنید.

    3_در نوجوانی هرگز در خیال کسی نمی گنجد که در آ ینده به انسانی بی عاطفه و بد اخلاق تبدیل شود.

    معنی:در دوران نوجوانی هرگز کسی فکر نمی کند که ممکن است در اینده  به انسانی بی محبت و بد اخلاق و پرخاشگر تبدیل شود.

    4_مدت این سفر برای عده ای کم و برای عده ای دیگر طولانی و پر فراز و نشیب است .

    معنی: عمر بعضی از انسان ها در این دنیا کوتاه است و عمر بعضی دبگر بلند است و سختی ها و شیرینی های زیادی دارد .

    5_چیرگی بر احساسات و هیجانات.

    معنی: غلبه یافتن بر احساسات و عواطف خودمان.

    شعر خوانی :شوق مهدی (عج)

    1_گفتم : که روی خوبت از من چرا نهان است        گفتا: تو خود حجابی ورنه رخم عیان است

    معنی: گفتم که ای خوب رو چرا ازمن پنهان هستی و من تو را نمیبینم گفت: تو خودت با اعمالت پرده و حجابی بین من و خودت درست کرده ای وگرنه من صورتم اشکار است .

    2_گفتم: مرا غم تو خوش تر ز شادمانی                گفتا :که در ره ما غم نیز شادمان است.

    معنی: گفتم که انتظار دوری تو برای من بهترین شادمانی است گفت: غم انتظار ما خود یک نوع شادمانی است.

    3_گفتم که سوخت جانم از اتش نهانم                   گفت:انکه سوخت او را کی ناله یا فقان است .

    معنی: گفتم از شوق دیدار تو از درون دارم میسوزم گفت این نوع سوختن در راه ما خوب است و ناراحتی و اه و ناله نیست.

    درس پنجم:راه نیک بختی

    1_زین گفته سعادت تو جویم                   پس یاد بگیر هر چه گویم

    معنی: من با این سخن و پند و نصیحت در  پی خوشبختی  تو هستم پس انچه را که می گویم به خاطر بسپار .

    2_ می باش به عمر خود سحر خیز         وز خواب سحر گهان بپرهیز.

    معنی :در طول عمرت سحر خیز باش و از خوابیدن در هنگام صبح دوری کن .

    3_ می کوش که هر چه گوید استاد          گیری همه را به چابکی یاد

    معنی:تلاش کن که هرچه استاد می گوید لان را به سرعت یاد بگیر .

    4_زنهار مگو سخن به جز راست        هر چند تو را در ان ضرر هاست

    معنی:اگاه باش  که سخنی به جز راست نگویی حتی اگر به زیان تو باشد.

    5_ هر شب که روی به جامه خواب           کن نیک تامل اندر این باب

    معنی: هرشب که به رخت خواب میروی در این مورد خوب فکر کن.

    6_کان روز به علم تو چه افزود               وز کرده خود چه برده ای سود

    معنی: که ان روز چه چیزی به علم تو اضافه شده و از کار های خود چه سودی برده ای .

                                                                                  

    منبع مطلب : ssharafianfard.blogfa.com

    مدیر محترم سایت ssharafianfard.blogfa.com لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

    جواب کاربران در نظرات پایین سایت

    مهدی : نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    محمد حسن : .متن زیر از چند جمله تشکیل شده است. "هان و هان!خویش‌تن را خوار مدار.!"

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    ناشناس 19 روز قبل
    1

    معنی هان هان خویشتن را خوار مدار چیست؟

    ناشناس 11 ماه قبل
    2

    اوفففففف

    آرزو 11 ماه قبل
    2

    راستی ....

    هان و هان ینی چی

    آرزو 11 ماه قبل
    1

    بد نبود

    ولی کامل نبود

    محمد حسن 12 ماه قبل
    4

    .متن زیر از چند جمله تشکیل شده است.

    "هان و هان!خویش‌تن را خوار مدار.!"

    1
    پوچ 11 ماه قبل

    ۲ تا جمله

    هان و هان شبه جمله س

    ناشناس 2 سال قبل
    2

    معنی هان و بعد معنی علی و هان چسبیده بهم چیست؟

    حافظ 2 سال قبل
    3

    هان و هان یعنی آگاه باش و شبه جمله است

    ناشناس 2 سال قبل
    0

    اوففففففففف 😞😞😞😔😔😔😢😢

    مهدی 2 سال قبل
    0

    نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    0
    سلام 11 ماه قبل

    :|

    برای ارسال نظر کلیک کنید