توجه : تمامی مطالب این سایت از سایت های دیگر جمع آوری شده است. در صورت مشاهده مطالب مغایر قوانین جمهوری اسلامی ایران یا عدم رضایت مدیر سایت مطالب کپی شده توسط ایدی موجود در بخش تماس با ما بالای سایت یا ساماندهی به ما اطلاع داده تا مطلب و سایت شما کاملا از لیست و سایت حذف شود. به امید ظهور مهدی (ع).

    معنی لا خیر فی قول الا مع الفعل

    1 بازدید

    معنی لا خیر فی قول الا مع الفعل را از سایت پست روزانه دریافت کنید.

    آموزش 3

    سوال و جواب رایگان تمام فعالیت های عربی نهم درس اول(۱) -حل همه ی تمرینات عربی نهم-ترجمه احادیث -فنّ ترجمه-قواعد درس اول-درست و نادرست به صورت تصویری با ویرایش جدید ۹۷-۹۸ با فرمت pdf (پی دی اف)

    اَلدَّرْسُ الْأوَّلُ : مُراجعَةُ دُروس الصَّفِّ السّابعِ وَ الثّامِنِ
    أَهْلاً وَ سَهْلاً
    یَبْتَدئُ الْعامُ الدِّراسیُّ الْجَدیدُ یَذْهَبُ الطُّلّبُ وَ الطّالِباتُ إِلَی الْمَدرَسَةِ بفَرَحٍ؛ هُمْ یَحْمِلونَ حَقائِبَهُم؛ الشَّوارِعُ مَمْلوءَةٌ
    بالْبَنینَ وَ الْبَناتِ یَبْتَدئُ فَصْلُ الدِّراسَةِ وَ الْقِراءَةِ وَ الْکِتابَةِ وَ فَصلُ الصَّداقَةِ بَینَ التَّلامیذ
    بسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیم
    أَبْدَأُ اِسْمِ اللّهِ هب کَلامی أَذْکُرُ رَبّی عِندَ قیامی
    أَبْدَأُ باسْمِ اللّهِ دُروسی أَذْکُرُ رَبّی عِندَ جُلوسی
    أَقْرَأُ باسْمِ اللّهِ کِتابی أَسْأَلُ رَبّی حَلَّ صِعابی
    مَکْتَبُنا نورٌ وَ حَیاةُ فیهِ دُعاءٌ، فیهِ صَلاةُ
    فیهِ عُلومٌ، فیهِ کَمالُ فیهِ کُنوزٌ، فیهِ جَمالُ
    یَتَخَرَّجُ مِنهُ الْعُلَماءُ وَ یُدَرِّسُ فیهِ الْحُکَماءُ
    ها کُتُبی أَنوارُ سَمائی مَرْحَمَةٌ، کَنْزٌ، کَدَوائی
    أَبْدَأُ باسْمِ اللّهِ أُموری فَاسْمُ لِٰهی، زاد سُروری
    ترجمه متن درس صفحه ۲
    خوش آمدید سال تحصیلی جدید شروع می شود، دانش آموزان پسر ودختر با خوشحالی به مدرسه میروند؛ آنها کیف هایشان را می برند؛ خیابان ها پر از پسران ودختران است فصل درس (تحصیل) و خواندن و نوشتن و فصل دوستی بین دانش آموزان شروع می شود به نام خداوند بخشنده و مهربان
    با نام خدا کلامم را آغاز می کنم پروردگارم را هنگام برخاستن یاد می کنم
    با نام خدا درس هایم را آغاز می کنم پروردگارم را هنگام نشستن یاد می کنم
    با نام خدا کتابم را میخوانم از پروردگار محل سختی های مرا می خواهم
    کتاب ما نور و زندگی است که در آن دعا ونماز وجود دارد
    در آن علم هایی است، درآن کمال وجود دارد درآن گنج هایی است، در آن زیبایی وجود دارد
    از آن دانشمندان فارغ التحصیل می شوند و در آن حکیمان درس می دهند
    هان! کتاب هایم نورهای آسمانیم هستند مهربانی، گنج و مانند دارو برایم هستند
    با نام خدا کارهایم را آغاز می کنم پس نام معبودم (خدایم) شادی مرا زیاد کرد
    التّمرین الأوّل صفحه ۴
    ترجمۀ احادیث زیر را کامل کنید
    ۱ خَیْرُ النّاس مَنْ نَفَعَ النّاسَ
    بهترین مردم کسی است که
    ۲ إنَّ اللهَ جَمیلٌ یُحِبُّ جَمالَ
    قطعاًخدا زیباست
    ۳ مَنْ کَتَمَ عِلْماً؛ فَکَأَنَّهُ جاهِلٌ
    هر کس دانشی را پنهان کند؛
    ۴ لا خَیْرَ فی قَوْلٍ الاْمَعَ إلفِعْلِ
    هیچ خیری در سخنی نیست
    ۵ أکْثَرُ خَطایَا ابْنِ آدَمَ فی لِسانِهِ
    بیشتر گناهانِ آدمی زاد
    ۱ بهترین مردم کسی است که به مردم سود می رساند
    ۲ قطعاً خدا زیباست و زیبایی را دوست می دارد
    ۳ هر کس دانشی را پنهان کند؛ پس گویا او نادان است
    ۴ هیچ خیری در سخنی نیست مگر همراه با عمل کردن
    ۵ بیشتر گناهانِ آدمی زاد در زبان اوست
    —————————
    التَّمْرینُ الثّانی صفحه ۲
    احادیث زیر را بخوانید سپس ترجمۀ درست را انتخاب کنید
    ۱ إِنَّ الْحَسَدَ یَأکُلُ الْحَسَناتِ کَما تَأکُلُ النّارُ الحَطَبَ
    الف) به راستی که حسادت نیکی را از بین می بَرد؛ مانند آتش که محصول را از بین می بَرد
    ب) قطعاً حسادت خوبی ها را می خورَد، همان گونه که آتش، هیزم را می خورَد
    ۲ أعْلَمُ النّاس ، مَنْ جَمَعَ عِلْمَ النّاس إِلَی عِلْمِهِ
    الف) داناترین مردم، کسی است که دانش مردم را به دانش خودش بیفزاید
    ب) عالم ترین مردم، کسی است که علمِ خودش را از علمِ مردم کمتر بداند
    ۳ اَلْکَلامُ کَالدَّواءِ قَلیلُهُ یَنْفَعُ و کَثیرُهُ قاتِلٌ
    الف) سخن مثل درمان است؛ اندک آن سریع شفا می دهد و بسیارِ آن می کُشد
    ب) سخن مانند داروست؛ اندکش سود می رسانَد و بسیارش کُشنده است
    ۴ إِنَّ حَوائِجَ النّاس إِلَیْکُم نِعمَةٌ مِنَ اللهِ
    الف) قطعاً نیازهای مردم به شما نعمتی از خداوند است
    ب) حتماً رفع نیاز مردم از نعمت های خداوند است
    ۵ اَلْغَریبُ مَنْ لَیْسَ لَهُ حَبیبٌ
    الف) غریب کسی است که دوستی ندارد
    ب) غریب آن کسی است که با دوستش رابطۀ خوبی ندارد
    ۱ ب) قطعاً حسادت خوبی ها را می خورَد، همان گونه که آتش، هیزم را می خورَد
    ۲ الف) داناترین مردم، کسی است که دانش مردم را به دانش خودش بیفزاید
    ۳ ب) سخن مانند داروست؛ اندکش سود می رسانَد و بسیارش کُشنده است
    ۴ الف) قطعاً نیازهای مردم به شما نعمتی از خداوند است
    ۵ الف) غریب کسی است که دوستی ندارد

    برای دانلود گام به گام عربی نهم pdf اینجا کلیک کنید.

    التَّمْرینُ الثّالِثُ صفحه ۵
    به فارسی ترجمه کنید
    ۱ یَسْجُدُ لَهُ مَنْ فِی السَّماواتِ وَ مَنْ فِی الارضِ وَ الشَّمسُ وَ الْقَمَرُ وَ النُّجومُ وَ الجِبال وَ الشجَرُ
    ۲ إِنّی رَأیْتُ أحَدَ عَشَرَ کَوْکَباً وَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ رَأیْتُهُم لی ساجِدینَ
    ۳ إِنَّ اللهَ لا یَظْلِمُ النّاسَ شَیْئاً وَلکِنَّ النّاسَ أنْفُسَهُم یَظْلِمونَ
    ۴ اَلْعِلْمُ خَیْرٌ مِنَ الْمالِ اَلْعِلْمُ یَحْرُسُکَ وَ أنتَ تَحْرُسُ الْمالَ
    ۵ لِکُلِّ شیءٍ طَریقٌ وَ طَریقُ الْجَنَّةِ الْعِلْمُ
    ۱ هرکس در آسمان ها و زمین، خورشید، ماه، ستارگان، کوهها ودرخت بر او سجده می کنند
    ۲ قطعاً من یازده ستاره وخورشید وماه را دیدم که بر من سجده می کنند
    ۳ قطعاً خدا هیچ ظلمی به مردم نمی کند، ولی مردم به خودشان ظلم میکنند
    ۴ علم بهتر از مال است علم از تو نگهداری می کند و تو از مال نگداری می کنی
    ۵ برای همه چیز راهی است و راه بهشت دانایی است
    التَّمْرینُ الرّابعُ صفحه ۶
    فعل های ماضی و مضارع را در آیات زیر معلوم کنید
    ۱ إِنَّ اللهَ یَغْفِرُ الذُّنوبَ جَمیعاً
    ۲ ما ظَلَمْناهُم وَلکِنْ ظَلَموا أنْفُسَهُم
    ۳ ضَرَبْنا لِلنّاس فی هذَا القُرآنِ مِنْ کُلِّ مَثَلٍ
    ۴ ألا إِنَّ وَعْدَ اللهِ حَقٌّ وَلکِنَّ أکثَرَهُم لا یَعْلَمونَ
    ۵ لا یَعْلَمُ مَنْ فِی السَّماواتِ وَ الْأرضِ الْغَیب إِلَّا اللهُ
    ۱ قطعاً خداوند همه گناهان را می آمرزد
    فعل مضارع یَغقِرُ
    ۲ ما به آن ها ستم نکردیم اما آنها به خودشان ظلم کردند
    فعل ماضی ظَلَمْناهُم، ظَلَموا
    ۳ در این قرآن از هر مثالی برای مردم زدیم
    فعل ماضی ضَرَبْنا
    ۴ آگاه باش که وعده خداوند حق است اما بیشتر آن ها نمی دانند
    فعل مضارع یَعْلَمونَ
    ۵ هیچ کس جز خداوند اسرار آسمان ها و زمین را نمی داند
    فعل مضارع یَعْلَمُ

    التَّمْرینُ الْخامِسُ صفحه ۷

    ترجمۀ ناقص را کامل کنید
    ۱ لَکُم فیها فَواکِهُ کَثیرَةٌ وَ مِنْها تَأ کُلونَ
    برای شما در آن بسیاری هست و از آن
    ۲ یَضْرِبُ اللهُ الْأمثالَ لِلنّاس وَ اللهُ بکُلِّ شَیءٍ عَلیمٌ
    خداوند برای مردم مثل ها و خداوند به هر چیزی است
    ۳ ألا إِنَّ أولیاءَ اللهِ لا خَوْفٌ عَلَیهِم وَ لا هُم یَحْزَنونَ
    هان، قطعاً خدا نه ترسی بر ایشان هست و نه
    ۴ اَلَّذینَ یَجْعَلونَ مَعَ اللهِ إِلهاً آخَرَ فَسَوْفَ یَعْلَمونَ
    کسانی که همراهِ خدا خدایی دیگر قرار می دهند
    ۱ برای شما در آن میوه های بسیاری هست و از آن میخوریم
    ۲ خداوند برای مردم مثل ها می زندو خداوند به هر چیزی آگاه است
    ۳ هان، قطعاً یاران خدا نه ترسی بر ایشان هست و نه آن ها می ترسند
    ۴ کسانی که همراهِ خدا خدایی دیگر قرار می دهند پس خواهند دانست

    التَّمْرینُ السّادسُ صفحه ۷

    کدام فعل از نظر زمان با بقیّۀ فعل ها (ناهماهنگ) است؟
    ۱ جَعَلَتا یَسْمَحانِ تَقْطَعانِ نَهْرُبُ
    ۲ أَخَذْتُم أَسْمَعُ أمَروا أَکَلْنا
    ۳ جَلَبْتُ یَجْمَعُ کَتَما جَلسَوا
    ۴ نَحْرُسُ حَصَدْتِ تَخْدمینَ یَخْلُقُ
    ۵ تَطْرُقْنَ شَرَحا صَنَعْتُنَّ صَعِدْنَ

    ۱ جَعَلَتا
    ۲ أَخَذْتُم
    ۳ یَجْمَعُ
    ۴ حَصَدْتِ
    ۵ تَطْرُقْنَ

    التَّمْرینُ السّابعُ صفحه ۸

    کدام فعل مناسب ضمیر داده شده است؟
    ۱ هُم صَبَرْتُم عَبَرْتُنَّ عَرَفوا عَلِمْنا
    ۲ أنتُم یَعیشونَ تَظْلِمونَ یَطْبُخْنَ تَضْحَکینَ
    ۳ نَحْنُ نَغْسلُ یَغْفِرونَ أَفْتَحُ تَفْتَحْنَ
    ۴ هُما قَبلْتُما قَرُبَتْ قَدَرْنا فَعَلَتا
    ۵ هیَ تَکْتُمْنَ تَقْذفُ یَکْذبانِ نَلْبَسُ

    ۱ هُم عَرَفوا
    ۲ أنتُم تَظْلِمونَ
    ۳ نَحْنُ نَغْسلُ
    ۴ هُما فَعَلَتا
    ۵ هیَ تَقْذفُ

    التَّمْرینُ الثّامِنُ صفحه ۸

    فعل های زیر را ترجمه کنید
    فعل های زیر را بصورت زیر ترجمه می کنیم

    جواب تمرین درس اول عربی نهم

    برای دانلود pdf کامل جواب تمرینات درس اول عربی نهم اینجا کلیک کنید.

    برای مشاهده کامل و دانلود گام به گام پایه نهم اینجا کلیک کنید.

    منبع مطلب : amoozesh3.ir

    مدیر محترم سایت amoozesh3.ir لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

    عربی ترم اول نهم

    ترجم بالفارسیة :

    الف) هُم یَحمِلون َ حَقا ئِبَهُم بفَرَح ٍ . انها حمل میکنند کیفهایشان را با شادی.
    ب) با لتَأ کید ِ؛عِندی مُشکِلة ٌ وَحَلُها بیدک َ . البته مشکلی دارم وحلش به دست توست.
    ت) اِعمَل لِدنیا کَ کأ نَّک َ تَعیشُ أبَدَ اً .    کارکن برای دنیایت گویا همشه زندگی میکنی.
    -----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
           اَیّ جُملة صَحِح وَاَیّ خطا

    ث) یَبتَد ئُ فَصل ُالدِّرا سَة ِ وَ الکِتا بَة ِ :   فصل تحصیلی ونوشتن شروع می شود.  (     غ   )
    ج) أذکُر ُ رَبّی عِندَ جُلوسی :  پروردگارم را هنگام برخاستنم یاد می کنم .             (    غ  )
    ح) هُو وَلَدٌ ذَکیٌّ وَ ها دئٌ :  او پسری باهوش وآرامی است .                           (  ص  )
    خ) قَول ُ لَا أعلَم ُ نِصف ُ العِلم ِ : گفتن نمی دانم نیمی از دانش است .                  (  ص)       
    ----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
               اُکتُب مَعنَی الکلمات مَعلوم فقط

    د)  مَا نَظَرَ إلَی الیَسار ِ وَالیَمین ِ.   نگاه نکرد    ر) رَأینَا دُخا نَا ً مِن بَعید ٍ.   دودی

    ذ) رَجاءً؛ إصنَع جِدارَا ً خَشَبیا ً.  بساز            ز) أنت ِ تَقدرینَ ،لَا تَیأ سی.   ناامید نشو
    ----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
               اَکمِل  تَرجمة جُملة ذیل

    السَّفینَة ُ اِنکَسَرت قَلیلَاً وَ لکِنَّها مَا غَرِقَت :   کشتی کمی شکسته شد.ولی آن غرق نشد
    -----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
    مَعنَی اَیّ مُعجَم  صَحح
    س) نَقَصَ : اشتباه شد     ش) ثَعلب : گرگ         ص) اَبحاث : پژوهش ها       ض) نَبات : گیا هان
    -----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
      مَعنَی اَیّ خَطا
    ط) آخِرین : آیندگان     ظ) قَسَّمَ : مسا وی       ع) تَخَرَّجَ: فارغ التحصیل شد     غ) یَجِدُّ : می کوشد
    ----------------------------------------------------------------------------------------------------------------  اُکتُب اِسم صُور ذیل     کلب - جسر- مُستَشفی  .
       
                                  
    ---------------------------------------------------------------------------------------------------------------
      اَیّ خَلاف

    س)  لَا تَیأ سی                  ش) مَا ظَنَّ                   ص) لَا أعرِف ُ               ض) سَوفَ تَقدرُ
    ----------------------------------------------------------------------------------------------------------------

     إجعَل فِی الفَراغ کَلِمَة مُناسبة « واحد اضافة »          ( عُقلاء- مصابیح-الفعل)
    ط) لَا خیرَ فی قَول ٍ إلّا مَعَ الفعل                        ظ) العُلماء مصابیح الأرض.
    ----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
    أکمل مثل نموذج

    .......................................................................................................................................
      اَیّ صَحح، اَیّ خطا، وَ اُکتب صَحیحها

    ع) فعل نهی، تَقدرینَ :    لَا تقدرینَ              «   غ    » لا تقدری.
    غ) سَوفَ یَشهشدان ِ: گواهی خواهید داد    «   غ     » .گواهی خواهند داد- سوف تشهدان ......
    ف) فعل نفی، تَفعلان ِ : لَا تَفعلان ِ                «     ص »......
    ----------------------------------------------------------------------------------------------------------------

    عَن فعل أمر، اَیّ خطا
    ق) تَذکرون َ :      اُذکروا                                       گ) تَصعدنَ :  اِصعد
    ک) تَنزلان ِ :         اُنزلا                                       ل) ک و گ
    ----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
    أکمل الجدول

     ----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
           وَصِّل    « واحد إضافة »

    الف                                                                ب

    شَیء ٌ لِحفظِ صِحَّة الأسنان  فرشاة                          اُسکتی
    الَّذی لَا یَسمعُ جَیِّداً   ثقیل السمع                              فِرشاة
    فَإذا غَضبت ِ     اُسکتی                                       ثقیل السمع
                                                                           حَسن السمع 
    ---------------------------------------------------------------------------------------------------------------
      اَیّ کلمة خلاف وزن
    م) انسحاب (انفعال)           ن) أغنام(افعال)          و) اِستراق( افتعال)             ه) مُسخَّر(مُفعل)
    ----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
      اَیّ کلمات صحح
    1- اشتغال- ابتکار-انکسار-ابتعاد                             3- اکتساب-اشتباه-افتتاح-ابتسام
    2- انتقام-انقلاب-انبساط-انفجار                               4- انقطاع-انتظار-انتساب-انحراف
    ----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
      مترادف سَعی، سَکتَت
    ه) حاوَلَ- خافت                                             ی) حاولَ- مَا قالَ کلاماً
    -----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
      إنتخب عبارت صَحح
    .............. الصِّدق ُ بالکذب ِأیُّها الناس.
    الف) لَا تَلبسُوا            ب) لَا تَلبَسُوا            ت) لَا تَلبَس                ث) لَا تَلبس
    ---------------------------------------------------------------------------------------------------------------
      فعل جملة ذیل خطا ، إنتخِب فعل صَحح
    یَا إخوتی اِقنطنَ فی الإمتحان ِ
    ج) لَا تَقنطنَ         ح) إقنط                     خ) لَا تَقنَطوا                     د) إقنَطُوا
       

    ماضی منفی تَترُکن َ

    الف) مَا تَرکتُنَّ           ب) لَا یَترُکنَ                      ج) لَا تَرکنَ                       د) مَا تَرکنَ  
    ---------------------------------------------------------------------------------------------------------------          

     فعل نهی   «إحملا»
    الف) لَا تحملان ِ           ب) لَا إحملا                      ج) لَا تَحملا                د) لَا احملُوا
    --------------------------------------------------------------------------------------------------------------
    اَیّ     صَحح   « لَا نَهربُ »

    الف) هُو          ب) اُم شیماء                        ج) اَنَا وَأبی                   د) هُم
    ---------------------------------------------------------------------------------------------------------------
       إقرَأ نَص ذیل ، وَأجِب بُسُؤالات

    اللهُ انَزَلَ القُرآنَ لِسَعادة ِالبَشَر. الاُمة ُ الإسلامیة ُ لَا تَقَدّم إلّا بشُعب (ملتی) سلیم بعیدٍ عَن الأمراض الفِکریة وَ النفسیبة

    وَالجِسیة ِ. والقُرآن طَریقٌ لِسعادة ِ الإنسانِ وَعقیدةٌ لِلحیاة . فی بَعض الآیات یُشَجِّعُ القرآن ُ النّاس َ عَلی الإستفادة

    مِن الطّیبات (خوردنی های پاک ) اَلّتی تَضمنُ سَلامة البَدن وَسبب نشاط الاُمة وَتَقدمها .

    ا-  اُنزلَ القرآنُ ؟    لِسعادة البشَر
    2- ماذا تَضمنُ الطّیبات ؟  سلامة البدن وسبب نشاط الامة
    3- بمَ یُشجِّعُ القرآن الناسَ؟   الإستفادة من الطیبات
    4- کَیفَ تَتَقّدم الاُمة ُ الإسلامیة ُ؟  الاُمة ُ الإسلامیة ُ لَا تَقَدّم إلّا بشُعب (ملتی) سلیم بعیدٍ عَن الأمراض الفِکریة وَ النفسیبة
    -------------------------------------------------------------------------------------------------------------






                                                     

    منبع مطلب : shirooye.blogfa.com

    مدیر محترم سایت shirooye.blogfa.com لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

    سعید جعفری

    سعید جعفری

    ﴿فَأَقِمْ وَجْهَکَ لِلدّینِ حَنِیفًا و لا تکوننّ من المشرکین﴾

    ترجمه: با یکتاپرستی به دین روی آور و هرگز از مشرکان نباش.

    اَلتَّدَیُّنُ فِطریٌّ فِی الإنسانِ وَ التّاریخُ یَقولُ لَنا:

    ترجمه: دین داری در انسان فطری است و تاریخ به ما می گوید:

    لا شَعْبَ مِن شُعوب الأَرضِ إلّا و کانَ لَهُ دینٌ و طَریقهٌ لِلعِبادَهِ.

    ترجمه: هیچ ملتی از ملت های روی زمین نیست مگر این که دین و روشی برای عبادت داشته است.

    فَالآثارُ القَدیمَهُ الَّتی اکْتَشَفَهَ الإنسانُ، وَ الحَضاراتُ الَّتی عَرَفَها مِنْ خِلالِ الکِتاباتِ وَ النُّقوش وَ الرُّسومِ و التماثیل، یؤکد اهتمام الإنسانِ بالدّینِ وَ تَدُلُّ عَلَی أَنَّهُ فِطریٌّ فی وُجودهِ؛

    ترجمه: آثار کهنی که انسان آن ر ا کشف کرده و تمدن هایی که آن را از خلال نوشته ها، کنده کاری ها، نقاشی ها و تندیس ها شناخته است، بر توجه انسان به دین تأکید دارد و بر اینکه دین داری در وجود او فطری است دلالت می کند.

    وَلٰکِنَّ عِباداتِهِ وَ شَعائِرَهُ کانَتْ خُرافیَّهً؛ مثلِ، تَعَدُّد الْآلِهَهِ وَ تَقدیمِ الْقَرابینِ لَها لِکَسْب رِضاها وَ تَجَنُّب شَرِّها.

    ترجمه: اما عبادت ها و آیین های او خرافی بوده است؛ مانند: چندخدایی و پیش کش کردن قربانی ها برای به دست آوردن خرسندی خدایان و دوری از بدی ایشان.

    وَ ازْدادَت هذهِ الْخُرافاتُ فی أَدیانِ النّاس عَلَی مَرِّ العُصور.

    ترجمه: در گذر زمان این خرافات در دین های مردم افزایش یافت.

    وَلٰکِنَّ للهَّ تَبارَک وَ تَعالی لَمْ یَترُکِ النّاسَ عَلَی هذهِ الْحالَهِ؛ فَقَد قالَ فی کِتابهِ الْکَریمِ:

    ترجمه: اما خداوند – پربرکت و بلندمرتبه بادا نام او – مردم را در این حالت رها نکرده؛ قطعا او در کتاب ارزشمندش گفته است:

    ﴿أَیَحْسَبُ الْإِنسَانُ أَن یُتْرَکَ سُدًی

    ترجمه: آیا انسان می پندارد که بیهوده و پوچ رها می شود؟

    لِذلکَ أَرْسَلَ إلَیهِمُ الأَنبیاءَ لِیُبَیِّنوا الصِّراطَ الْمُستَقیمَ وَ الدّینَ الْحَقَّ

    ترجمه: از این رو خداوند به سوی ایشان پیامبران را گسیل داشت تا راه راست و دین حق را [برای ایشان] آشکار گردانند.

    و قد حَدَّثنَا القُرآنُ الْکَریمُ عَنْ سیرَهِ الأَنبیاء: وَ صِراعِهِم مَعَ أَقوامِهِمِ الْکافِرینَ.

    ترجمه: قرآن ارزشمند از روش پیامبران و کشمکش ایشان با قوم های کافرشان سخن گفته است.

     وَ لْنَذکُرْ مَثَلاً إبراهیمَ الْخَلیلَ الَّذی حاوَلَ أَن یُنقِذَ قَومَهُ مِن عِبادَهِ الأَصنام.

    ترجمه: باید داستان ابراهیم خلیل را که کوشید قومش را از عبادت بت ها نجات دهد یاد کنیم.

    فَفی أَحَد الأَعیاد لمَّا خَرَجَ قَومُهُ مِنْ مَدینَتِهِم،

    ترجمه: در یکی از عیدها هنگامی که قوم ابراهیم از شهرشان بیرون رفتند،

    بَقِیَ إبراهیمُ وَحیداً، فَحَمَلَ فَأْسا، وَ کَسَّرَ جَمیعَ الأصَنامِ فی الْمَعبَد إلَّا الصَّنَمَ الکَبیر،

    ترجمه: حضرت ابراهیم تنها ماند؛ تبری را [با خود] برداشت و همۀ بت ها را در پرستشگاه شکست مگر بت بزرگ را.

    ثُمَّ عَلَّقَ الفَأْسَ عَلی کَتِفِهِ و تَرَکَ المَعبَد.

    ترجمه: سپس تبر را بر شانۀ آن [بت] آویخت و پرستشگاه را وانهاد.

    و لمّا رَجَعَ النّاسُ، شاهَدوا أَصْنامَهُم مُکَسَّرَهً، وَ ظَنّوا أَنَّ إبراهیم هوَ الْفاعِلُ، فَأَحضَروهُ لِلمُحاکَمَهِ و سَأَلوهُ:

    ترجمه: هنگامی که مردم برگشتند؛ بت هایشان را شکسته دیدند. گمان بردند که ابراهیم کنندۀ [این کار] است. بنابر این او را برای دادرسی، احضار کردند و از او پرسیدند:

    أَأَنتَ فَعَلْتَ هَٰذَا بآلِهَتِنَا یَا إِبْرَاهِیمُ

    ترجمه: آیا تو این [کار] را با خدایان ما انجام دادی، ای ابراهیم.

    فَأَجابَهُم: لِمَ تَسأَلونَنی؟ اِسأَلوا الصَّنَمَ الْکَبیرَ.

    ترجمه: او به ایشان پاسخ داد: چرا از من می پرسید؟ از بت بزرگ بپرسید.

    بَدَأَ الْقَومُ یَتَهامَسون: إنَّ الصَّنَمَ لا یَتَکَلَّمُ؛ إنَّما یقصُدُ إبراهیمُ الِاستِهزاءَ بأَصْنامِنا

    ترجمه: قوم آغاز به پچ پچ کردند: همانا بت سخن نمی گوید، ابراهیم تنها می خواهد بت هایمان را به ریشخند گیرد.

    وَ هُنا ﴿قَالُوا حَرِّقُوهُ وَانصُرُوا آلِهَتَکُمْ

    ترجمه: اینجا بود که گفتند او را بسوزانید و خدایانتان را یاری کنید.

    فَقَذَفوهُ فی النّارِ، فأَنقَذَهُ اللهُ مِنها.

    ترجمه: در نتیجه او را در آتش انداختند. خدا نیز او را از آتش نجات داد.

    واژگان درون متنی

    الشَعْبَ: ملت                             الحَضاره: تمدن                                           الرسم: آیین

    التمثال: تندیس                          أکّد: تأکید کرد، استوار داشت                                     دلّ: راهنمایی کرد

    إله: خدا مطلق                          ازْداد: افزایش یافت                                           عَلیٰ مَرِّ الْعُصورِ: در گذر زمان

    حسب: پنداشت                          بیّن: آشکار کرد                                           حدَّث: سخن گفت

    حاوَلَ: تلاش کرد                        أنقذ: نجات داد                                           الوَحید: تنها

    المُکَسَّرَ: شکسته                        تَکَلَمَّ: صحبت کرد                                           الأستهزاء: مسخره کردن

    قَذَف: انداخت                            أضاع: تباه کرد                                           التُراب: خاک

    الکَنْز: گنج                              الأجْمَل: زیباتر                                           سبَّ: دشنام داد

    دعا: فراخواند، دعا کرد، دعوت کرد  مِن دونِ: به غیر                                           استوی: برابر شد

    الخشَب: چوب                           السنٍّ: دندان                                           الحدید: آهن

    وقع: واقع شد، اتفاق افتاد، افتاد (مضارع: یقع)                                           الجِذْعِ: تنه

    الفِضَّه: نقره                             النُّحاس: مس                                           الذّهَب: طلا

    غَفَرَ: آمرزید

    عیّن الصَّحیحَ وَ الْخَطَأَ حَسَبَ نَصِّ الدَّرس. (ترجمه: درست و نادرست را بر حسب متن درس مشخص کنید.)

    ۱- کانَ الْهَدَفُ مِن تَقدیمِ القرابین لِلْآلِهَهِ کَسْبَ رِضاها وَ تَجَنُّب شَرِّها.   

    (ترجمه: هدف از پیش کش کردن قربانی ها برای خدایان به دست آوردن خرسندی آنها و دوری کردن از بدی آنها بود.)

    ۲- عَلَّقَ إبراهیمُ الْفَأسَ عَلَی کَتِفِ أَصْغَرِ الأصَنام. 

    (ترجمه: ابراهیم تبر را بر شانه کوچکترین بت آویخت.)

    ۳- لَم یَکُنْ لِبَعضِ الشُّعوب دینٌ أَوْ طَریقَهٌ لِلعِبادَه. 

    (ترجمه: برخی از ملتها دین یا روشی برای نیایش نداشته اند.)

    ۴- اَلآثارُ القَدیمَهُ تُؤَکِّدُ إهتمام الإنسانِ بالدّین.   

    (ترجمه: آثار کهن توجه انسان به دین را تأکید می کند.)

    ۵- إنَّ التدَیُّنَ فِطْریٌّ فِی الإنسان. 

    (ترجمه: دین داری در انسان فطری است.)

    ۶- لایَترُکُ اللهُّ الإنسانَ سُدی.

    (ترجمه: خداوند انسان را بیهوده و پوچ رها نمی کند.)

    معانی الحروف المُشَبَّهَه بالفعل و لا النّافیَه للجنس

    با معانی دقیق حروف پرکاربرد «إنَّ، أَنَّ، کَأَنَّ، لکِنَّ، لَیْتَ، لَعَلَّ» آشنا شوید:

    ■ إنَّ: جمل. پس از خود را تأکید می کند و به معنای «قطعاً، همانا، به درستی که، بی گمان» است؛ مثال:

    ۱)﴿ إنَّ اللهَ لا یُضیعُ أجرَ المُحسنینَ﴾  (ترجمه: بی گمان خدا پاداش نیکوکاران را تباه نمی کند.)

    ■ أنَّ: به معنای «که» است و دو جمله را به هم پیوند می دهد؛ مثال:

    ۲)﴿ قالَ أعلَمُ أنَّ اللهَ عَلَی کُلِّ شَیءٍ قَدیرٌ﴾   (ترجمه: گفت می دانم که خدا بر هر چیزی تواناست.)

    معمولاً «لِأَنَّ» به معنای «زیرا، برای اینکه» است؛ مثال:

    پرسش: لِماذا ماسافَرْتَ بالطّائِرَهِ؟ (ترجمه: چرا با هواپیما سفر نکردی.) – پاسخ: لِأَنَّ بطاقَهَ الطّائِرَهِ غالیَهٌ. (ترجمه: زیرا بلیت هواپیما گران است.)

    ■ کَأَنَّ: به معنای «گویی» و «مانند» است؛ مثال:

    ۳)﴿ کَأنَّهُنَّ الیاقوتُ وَ المَرجانُ﴾    (ترجمه: آنان مانند یاقوت و مرجان اند.)

    ﴿کَأنَّ إرضاءَ جَمیعِ النّاس غایَهٌ لا تُدرَک﴾ (ترجمه: گویی خشنود ساختن هم. مردم، هدفی است که به دست آورده نمی شود.)

    لکِنَّ: به معنای «ولی» و برای کامل کردن پیام و بر طرف کردن ابهام جمل. قبل از خودش است؛ مثال:

    ۴) ﴿… إنَّ اللهَ لَذو فَضلٍ عَلَی النّاس وَ لکنَّ أکثَرَ النّاس لا یَشکُرونَ﴾   (ترجمه: بی گمان خدا دارای بخشش بر مردم است، ولی بیشتر مردم سپاسگزاری نمی کنند.)

    ■ لَیْتَ: به معنای «کاش» و بیانگر آرزوست و به صورت «یا لَیتَ» هم به کار می رود؛ مثال:

    ۵) ﴿ وَ یَقولُ الکافِرُ یا لَیتَنی کُنتُ تُراباً﴾   (ترجمه: و کافر می گوید: ای کاش من خاک بودم!)

    ■ لَعَلَّ: یعنی «شاید» و «امید است»؛ مثال:

    ۶) ﴿ إنّا جَعَلناهُ قُرآناً عَرَبیّاً لَعَلَّکُم تَعقِلونَ﴾    (ترجمه: بی گمان ما قرآن را به زبان عربی قرار دادیم امید است شما خردورزی کنید.)

    ۱- الَقُرآن: خواندن ۲- عقَلَ: خردورزی کرد

    اِختَبر نَفسَکَ (۱) تَرجِم هاتَینِ الآیَتَینِ الکَریمَتَینِ. (ترجمه: خودت را بیازما: این دو آیه کریمه را به فارسی برگردان.)

    (ترجمه: بیگمان خدا کسانی را که صف در صف در راهِ او می جنگند دوست می دارد؛ گویی که ایشان ساختمانی استوارند.)

    لا النافیه للجنس:

    تاکنون با سه معنای حرف «لا» آشنا شده اید:

    و به معنای «نباید» بر سر فعل مضارع اوّل و سوم شخص؛ مانند لا یَذْهَبْ: نباید برود.

    ۴- نفی جنس: «هیچ نیست»   

    ﴿لا عِلمَ لَنا إلاّ ما عَلَّمتَنا﴾ (جز آنچه به ما آموخته ای، هیچ دانشی نداریم. (برای ما نیست)

    لا کَنزَ أغنَی مِنَ القَناعَهِ. (هیچ گنجی بی نیازکننده تر از قناعت نیست.)

    ۱- الَبْعْث: رستاخیز ۲- اَلْبُنیانُ الْمَرصوصُ: ساختمان استوار

    اِختَبر نَفسَکَ (۲) تَرجِم هذهِ الْأحَادیثَ حَسَبَ قَواعِد الدَّرس. (ترجمه: خودت را بیازما؛ این حدیثها را بر حسب قواعد درس ترجمه کن.)

    اِختَبر نَفسَکَ (۳) اِملَأِ الفَراغَ فی ما یَلی ثُمَّ عَیِّن نَوعَ «لا» فیهِ. (ترجمه: خودت را بیازما؛ جای خالی را در آنچه می آید پر کن؛ سپس نوع لا را در آن مشخص کن.)

    ۱- ما یَلی: آنچه می آید ۲- حَمَّلَ: تحمیل کرد

    التَّمارین

    التمرین الأول: أیُّ کلمهٍ مِن کلماتِ مُعجَمِ الدّرس تُناسبُ التَّوضیحاتِ التّالیهَ؟ (ترجمه: چه واژه ای از کلمه های لغتنامه درس با توضیحات زیر متناسب است.

    آلَهٌ ذاتُ یَدٍ مِنَ الخَشَب وَ سنٍّ عَریًضَهٍ مِنَ الحَدید یُقطَعُ بها.  (الفأس)

    (ترجمه: ابزاری دارای دسته ای از چوب و دندانه ای [سری] پهن از آهن که با آن می برند.)

    تِمثالٌ مِن حَجَرٍ أو خَشَبٍ أو حدیدٍ یُعبَدُ مِن دونِ الله.  (الصنم)

    (ترجمه: تندیسی از سنگ یا چوب یا آهن که به جای خدا پرستیده می شود.)

    عُضوٌ مِن أعضاءِ الجِسمِ یَقَعُ فَوقَ الجِذعِ.   (الکتف)

    (ترجمه: اندامی از اندامهای بدن که بالای تن واقع می شود.)

    التّارِکُ لِلباطِلِ وَ المُتَمایِلُ إلَی الدّینِ الحَقِّ. (الحنیف)

    (ترجمه: رهاکننده باطل و متمایل به دین حق.)

    إنَّهُم بَدَؤوا یَتَکَلَّمونَ بکَلامٍ خَفیٍّ.   (یتهامسون)

    (ترجمه: ایشان با زبانی پنهان شروع به سخن کردند.)

    ۲) تَرجِمَ العباراتِ التّالیَهَ ثُمَّ عَیِّنِ الحَرفَ المُشَبَّهَ بالفِعلِ وَ لا النّافیَهَ لِلجِنس. (ترجمه: عبارتهای زیر را ترجمه کن سپس حرف مشبهه بالفعل و لای نفی جنس را مشخص کن.)

    (ترجمه: گفته شد: داخل بهشت شو. گفت: ای کاش، قومِ من آگاهی میداشتند از اینکه پروردگارم مرا آمرزیده و از گرامیان قرار داده است.)

    ۲- ﴿ … لا تَحزَن إنَّ اللهَ مَعَنا … ﴾ (ترجمه: اندوه مدار که خدا با ماست.) حرف «لا» در «لا تَحْزَن» لای نهی است.

    ۳٫  ﴿… لا إلهَ إلاَّ اللهُ … ﴾ (ترجمه: هیچ خدایی جز خداوند نیست.) لای نفی جنس

    ۴- لا دینَ لِمَ لا عَهدَ لَهُ. (ترجمه: کسی که هیچ {وفای به} پیمانی ندارد، هیچ دینی ندارد.) لای نفی جنس

    أ) اقرأ الشّعرَ المنسوبَ إلیَ الْإمامِ عَلیٍّ، ثمّ عَیِّنْ ترَجَمَهَ الکْلَمِاتِ التَّی تحَتَها خَطٌّ. (ترجمه: شعر منسوب به امام علی را بخوان؛ سپس ترجمه کلمه هایی را که زیرشان خط است مشخص کن.)

    أَیُّهَا الْفاخِرُ جَهلاً بالنَّسَبْ / إنَّمَا النّاسُ لِأُمٍّ و لِأبْ

    ترجمه: ای که نابخردانه افتخار کننده به دودمان هستی، مردم، تنها از یک مادر و یک پدراند.

    هَل تَراهُم خُلِقوا مِن فِضَّهٍ / أَمْ حَدیدٍ أَمْ نُحاسٍ أَمْ ذَهَبْ

    ترجمه: آیا آنان را می بینی (می پنداری) که از نقره، آهن، مس یا طلا آفریده شده اند؟

    بَل تَراهُم خُلِقوا مِنْ طینَهٍ / هَل سویٰ لَحْمٍ و عَظمٍ وعَصَبْ

    ترجمه: بلکه آنان را می بینی از تکّه گِلی آفریده شده اند. آیا به جز گوشت و استخوان و پی اند؟

    إنَّمَا الْفَخْرُ لِعَقلٍ ثابتٍ / وَ حَیاءٍ وَعَفافٍ وأَدَبْ

    ترجمه: افتخار، تنها به خِردی استوار، شرم، پاکدامنی و ادب است.

    ب) اِستَخرِج مِنَ الأبیاتِ اسمَ الفاعِلِ وَ الفِعلَ المَجهولَ وَ الجارَّ وَ المَجرورَ وَ الصِّفَهَ وَ المَوصوفَ. 

    اسمَ الفاعِلِ: الْفاخِرُ، ثابتٍ / الفِعلَ المَجهول: خُلِقوا / الجارَّ وَ المَجرورَ: بالنَّسَبْ، لِأُمٍّ، لِأبْ، مِن فِضَّهٍ، مِنْ طینَهٍ، لِعَقلٍ / الصِّفَهَ وَ المَوصوفَ: عَقلٍ ثابتٍ

    ۱- اَلطّین: گِل ۲- سوی.: به جز ۳- العَظمْ: استخوان «جمع: اَلْعِظام» ۴-  اَلعَصَب: پی

    ۴) تَرجِمِ الأحادیثَ النَّبَویَّهَ ثُمَّ عَیِّنِ المَطلوبَ مِنکَ. (ترجمه: حدیثهای نبوی را ترجمه کن سپس آنچه را از تو خواسته شده مشخص کن.)

    (ترجمه: هر خوراکی که اسم خداوند بر آن یاد نشود، پس همانا آن بیماری است و برکتی در آن نیست.)

    الفعلَ المجهول: لا یُذکَرُ / نوعَ لا: لای نفی مضارع در لا یُذْکَرُ، لای نفی جنس در لا بَرَکَهَ

    لا تَغضَب فَإنَّ الغَضَبَ مَفسَدَهٌ.  (نوعَ الفعل)

    (ترجمه: خشمگین مشو؛ همانا خشم مایه تباهی است.)   لا تَغضَب: فعل نهی

    لا فَقرَ أشَدُّ مِنَ الجَهلِ وَ لا عِبادَهَ مِثلُ التَّفَکُّرِ. (المضاف إلیه و نوع لا)

    (ترجمه: هیچ تهیدستی ای سخت تر از نادانی و هیچ نیایشی مانند اندیشیدن نیست.)

    المضاف إلیه: التفکّر / نوع لا: لای نفی جنس

    لا تُطْعِمُوا الْمَساکینَ مِمّا لاتأکلون.         (نوَعَ لا، وَ مُفرَدَ «مَساکین»)

    (ترجمه: مسکینان را از آنچه نمی خورید خوراک ندهید.)

    نوَعَ لا: لای نهی، لای نفی مضارع / مُفرَدَ «مَساکین»: مسکین

    لا تسُبُّوا النّاسَ فَتَکتَسبُوا العَداوَهَ بَینَهُم. (فِعلَ النهَّیِ، وَ مُضادَّ عَداوَه)

    (ترجمه: مردم را دشنام ندهید؛ که با این کار میانشان دشمنی به دست می آورید.)

    فِعلَ النهَّیِ: لا تسُبُّوا / مُضادَّ عَداوَه: صداقه

    خُذُوا الْحَقَّ مِنْ أهْلِ البْاطِلِ و لاتأخُذُوا البْاطِلَ من أهْلِ الْحَق کونوا نقُّاد الکَلام. (اَلْمحَلَّ الْإعرابیَّ لِما تَحتَهُ خَطٌّ)

    (ترجمه: حق را از اهل باطل بگیرید و باطل را از اهل حق نگیرید؛ سخن سنج باشید.)

    البْاطِلِ: مضاف الیه / البْاطِلَ: مفعول / الْحَق:‌ مضاف الیه

    ۱- الَمَفْسَدَه: مایه تباهی ۲- خُذوا: بگیرید (أَخَذَ: گرفت) ۳- کونوا: باشید (کان: بود)

    ۵) لِلتَّرجِمَه (برای ترجمه)

    التمرین السادس: اقرأ هٰذهِ الأنشودَهَ؛ ثمّ ترَجِمْها إلیَ الفْارِسیّه. ترجمه: این سروده ها را بخوان؛ سپس آنها را به فارسی برگردان.

    یا إلٰهی، یا إلٰهی / یا مُجیبَ الدَّعَواتِ

    ترجمه: ای خدای من، ای خدای من، ای برآورنده دعاها.

    اِجْعَلِ الْیَوْمَ سَعیدا / وَ کَثیرَ الْبَرَکاتِ

    ترجمه: امروز را خوش اقبال و پر برکت بگردان (قرار بده).

    وَ امْلأ الصَّدْرَ انْشراحاً / وَ فمَی باِلْبَسَماتِ

    ترجمه: و سینه ام را از شادمانی و دهانم را از لبخندها پر کن.

    وَ أعنّی فی دُروسی / وَ أَداءِ الواجِباتِ

    ترجمه: و مرا در درس هایم و انجام تکالیف یاری کن.

    وَ أَنِرْ عَقْلی وَ قَلْبی / بالْعُلومِ النّافِعاتِ

    ترجمه: و خردم و دلم را با دانشهای سودمند روشن کن(نورانی کن).

    وَ اجْعَلِ التَّوْفیقَ حَظّی / وَ نَصیبی فی الْحَیاهِ

    ترجمه: و موفقیت را بختم و بهره ام در زندگی قرار بده.

    وَ امْلَأ الدُّنیَا سَلاماً / شامِلاً کُلَّ الْجِهاتِ

    ترجمه: و دنیا را از آشتی فراگیر در همه جهت ها پر کن.

    وَ احْمِنی وَ احْمِ بلِادی / مِنْ شُرورِ الحادثاتِ

    ترجمه: و من و کشورم را (سرزمینم را) از پیشامدهای ناگوار نگه دار.

    اَلتَّمرینُ السّابعُ: ضَعْ فی الفَراغ کلَمَهً مُناسبهً. ترجمه: در جای خالی کلمه مناسب را بگذار.

    ۱- قالَ الْإمامُ الحَسَنُ: «… أحَسَن الْحسَنِ الْخُلُقُ الْحْسَن.» (أنَّ إنَّ لکِنَّ )

    ترجمه: امام حسن گفت: «بهترین نیکی، خوی نیک است.»

    ۲- سُئلَ المُدیرُ: أ فی المَدرَسَهِ طالبٌ؟ فأَجَاب: «… طالبَ هُنا.»   (لِأنَّ □ لا ■ فَإنَّ □)

    ترجمه: از مدیر پرسیده شد: آیا در مدرسه دانش آموزی هست؟ او پاسخ داد: هیچ دانش آموزی اینجا نیست.

    ۳- حَضَرَ السُّیّاحُ فی قاعَهِ الْمَطارِ؛ … الدَّلیلَ لمَ یحْضُرْ.   (أنَّ لکنَّ لعَلَّ )

    ترجمه: گردشگران در سالن فرودگاه حاضر شدند؛ ولی راهنما حاضر نشد.

    ۴- تَمَنَّی المُزارِعُ: «… الْمَطَرَ یَنزلُ کَثیراً!»  (کَأَنَّ لِأنَّ لیَتَ )

    ترجمه: کشاورز آرزو داشت: کاش باران بسیار ببارد.

    ۵- لِماذا یَبکِی الطِّفلُ؟ – … جائِعٌ.   (أنَّهُ لِأنَّهُ لیَتَ )

    ترجمه: چرا کودک می گرید؟ – زیرا او گرسنه است.

    اَلتَّمرینُ الثّامِنُ: أَکْمِلْ تَرجَمَهَ هذَا النَّصِّ؛ ثُمَّ اکْتُب الْمَحَلَّ الْإعرابیَّ لِلْکَلِماتِ الَّتی تَحْتَها خَطٌّ.

    (ترجمه: ترجمه این متن را کامل کن؛ سپس محل اعرابی کلمه هایی  را که زیر آنها خط است بنویس.)

    حینَ یَرَی «الطاّئرُ الذَّکیُّ» حَیوَانا مُفْتَرِساً قرُبَ عُشّهِ، یَتَظاهَرُ أَمامَهُ بأَنَّ جَناحَهُ مَکسْورٌ، فَیَتْبَعُ الحَیوَانُ المُفترِسُ هذهِ الفَریسَهَ، وَ یبَتْعِدُ عنَ العُشّ کَثیراً. وَ عِندَما یَتَأَکَّدُ الطاّئرُ مِنْ خِداع العَدوِّ وَ ابتْعِادهِ وَ إنِقاذ حَیاهِ فِراخِهِ، یَطیرُ بَغْتَهً.

    پرنده باهوش هنگامی که جانورِ درنده ای را نزدیکِ لانه اش می بیند، روبه رویش وانمود می کند که بالش شکسته است، در نتیجه جانورِ درنده این شکار را تعقیب می کند و از لانه بسیار دور می شود. و وقتی که این پرنده از فریب دشمن و دور شدنش و نجاتِ زندگیِ جوجه هایش مطمئن می شود، ناگهان پرواز می کند.

    الطاّئرُ: فاعل / حَیوَانا: مفعول /  مُفْتَرِساً: صفت / عُشّ: مضاف الیه / الحَیوَانُ: فاعل / المُفترِسُ: صفت / عنَ اِلعْشُّ: جارّ و مجرور / خِداع: مجرور به حرف جارّ / حَیاهِ: مضاف الیه

    ۱- تَمَنیّ: آرزو داشت «مضارع: یتَمَنیّ»  2- مَکسور: شکسته ۳- تبعَ: تعقیب کرد ۴- فَریسَه: شکار «جمع: فرَائس ۵- تَأَکَّدَ: مطمئن شد ۶- خِداع: فریب

    البَحثُ العلمیّ

    ابحثْ عَنْ وَصیّهِّ أحَد شُهَداءِ الحَرْب المَفروضَهِ أوْ ذکرَیاتِهِ أوْ أقَوالِهِ أوْ أعَمالِهِ، ثمَ اکتْبْها فی صَحیفَهٍ جِداریَّهٍ، أَوْ ضَعْها فی مُدَوَّنَتِکَ أَوْ مُدَوَّنَهِ مَدْرَسَتِکَ. ترجمه: به دنبال وصیت یکی از شهیدان جنگ تحمیلی یا خاطراتش یا گفته هایش یا کارهایش بگرد؛ سپس در روزنامه دیواری بنویس یا در وبجایت یا وبجای مدرسه ات بگذار.

    صرف فعل «کان» در عربی

    منبع مطلب : www.jafarisaeed.ir

    مدیر محترم سایت www.jafarisaeed.ir لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

    جواب کاربران در نظرات پایین سایت

    مهدی : نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    ناشناس 1 سال قبل
    -1

    لاخیرفی القول الا مع الفعل

    مهدی 1 سال قبل
    -1

    نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    برای ارسال نظر کلیک کنید