در حال پالایش مطالب میباشیم تا اطلاع ثانوی مطلب قرار نخواهد گرفت.
    توجه : تمامی مطالب این سایت از سایت های دیگر جمع آوری شده است. در صورت مشاهده مطالب مغایر قوانین جمهوری اسلامی ایران یا عدم رضایت مدیر سایت مطالب کپی شده توسط ایدی موجود در بخش تماس با ما بالای سایت یا ساماندهی به ما اطلاع داده تا مطلب و سایت شما کاملا از لیست و سایت حذف شود. به امید ظهور مهدی (ع).

    معنی عربی الغواصون الذین ذهبوا الی اعماق المحیط لیلا

    1 بازدید

    معنی عربی الغواصون الذین ذهبوا الی اعماق المحیط لیلا را از سایت پست روزانه دریافت کنید.

    ترجمه درس پنج - دهم انسانی - آموزش عربی متوسطه

    ترجمه درس پنج - دهم انسانی - آموزش عربی متوسطه

    (هذا خلق الله) – لقمان ۱۱

    این آفرینش خداست

    اَلْغَوّاصونَ الَّذینَ ذَهَبوا إلَی أَعماقِ الْمُحیطِ لَیلاً،شاهَدوا مِئاتِ الْمَصابیحِ الْکَهرَبائیَّةِ ذاتَ أَلوانٍ مُتَعَدِّدَةٍ الَّتی ینَبعِثُ ضَوؤُها مِنَ الْاسَماکِ الْمُضیئَةِ،

    غواص هایی که شبانه به أعماق اقیانوس رفتند ، صدها چراغ  برقی با رنگ های مختلف (رنگارنگ ) را مشاهده کردند که نورشان از ماهی های نورانی فرستاده می شود

    وَ تحوِّلُ ظلَام الْبَحرِ إلَی نَهارٍ مُضیءٍ یَستَطیعُ فیهِ الْغَوّاصونَ الْتِقاطَ صُوَرٍفی أَضواءِ هذهِ الْاسَماکِ.

    و تاریکی دریا را به روزی روشن تبدیل می کند که غواص ها در آن می توانند در نور این ماهی ها عکس بگیرند.

    اِکْتَشَفَ الْعُلَماءُ أنَّ هذهِ الْضَواء تنَبعَثُ مِن نوَع مِنَ الْبَکتیریا الْمُضیئَةِ الَّتی تَعیشُ تَحتَ عُیونِ تِلْکَ الْاسَماکِ.

    دانشمندان کشف کردند که این نورها از نوعی باکتری نورانی فرستاده می شود که زیر چشمان آن ماهی ها زندگی می کند .

    هَل یُمکِنُ أَن یَستَفیدَ الْبَشَرُ یَوما مِنْ تِلْکَ الْمُعجِزَةِ الْبَحریَّةِ،وَ یَستَعینَ بالْبَکتیریا الْمُضیئَةِ لِإنارَةِ الْمُدُنِ؟

    آیا امکان دارد که بشر روزی از این معجزه ی دریایی استفاده کند. و از باکتری نورانی برای روشن کردن شهرها کمک بگیرد.

    رُبَّما یسَتطَیعُ ذلٰکِ، لِانَّهُ (مَنْ طلَبَ شَیئا وَ جَدَّ وَجَدَ)

    چه بسا بتواند ، زیرا ” هر کس چیزی را  خواست ( بخواهد ) و تلاش کرد ، یافت . (زیرا ” هر کس چیزی را  بخواهد و تلاش کند ، می یابد . )

    إنَّ لِسانَ الْقِطِّ سلاحٌ طِبّیٌّ دائِمٌ،لِاَنَّهُ مَملوءٌ بغُدَدٍ تُفْرِزُ سائِلاً مُطَهِّراً،فَیَلْعَقُ القْطُّ جُرْحَهُ عِدَّةَ مَرّاتٍ حَتیَّ یَلتَئمَ.

    قطعاً زبان گربه سلاح دائمی است ؛ زیرا آن پر از غده هایی است که مایعی پاک کننده ترشح می کند ،پس گربه چندین مرتبه زخمش را می لیسد تا زخمش بهبود یابد

    إنَّ بَعضَ الطُّیورِ وَالْحَیَواناتِ تَعْرِفُ بغَریزَتِها الْاَعشابَ الطِّبّیَّةَ وَ تَعلَمُ کَیفَ تَستَعمِلُ الْعُشبَ الْمُناسبَ لِلْوِقایَةِ مِنَ الْامَراضِ المْختلَفِةِ؛وَ قدَ دَلَّتْ هٰذهِ الْحَیَواناتُ الإنسانَ عَلَی الْخَواصِّ الطِّبّیَّةِ لِکَثیرٍ مِنَ النَّباتاتِ الْبَرّیَّةِ وَ غَیرِها.

    قطعا بعضی از پرنده ها و حیوانات بنا به طبیعتشان گیاهان دارویی را می شناسند . و می دانند چگونه گیاه مناسب را برای پیشگیری از بیماری های مختلف بکار گیرند ؛ و این حیوانات انسان را به خواص درمانی بسیاری از گیاهان صحرایی و مانند آن راهنمایی کرده اند .

    إنَّ أَغلَبَ الْحَیَواناتِ إضافَةً إلَی امْتِلاکِها لِلُغَةٍ خاصَّةٍ بها،تَمْلکِ لُغَةً عامَّةً تَستَطیعُ مِنْ خِلالِها أَن تَتَفاهَمَ مَعَ بَعضِها،

    قطعا اغلب حیوانات علاوه بر داشتن زبانی مخصوص به خود ؛ زبان عمومی دیگری دارند که به واسطه آن می توانند با همدیگر به تفاهم برسند،

    فَلِلْغُراب صَوتٌ یُحَذِّرُبهِ بَقیَّةَ الْحَیَواناتِ حَتَّی تَبتَعِدَ سَریعاً عَنْ مِنطَقَةِ الْخَطَرِ،فَهوَ بمَنزَ لَةِ جاسوسٍ مِنْ جَواسیس الْغابَةِ.

    پس کلاغ صدایی دارد که به وسیله آن به سایر حیوانات هشدار می دهد تا به سرعت از منطقه خطر دور شوند . پس آن مانند جاسوسی از جاسوس های جنگل است .

    للِبَطِّ خِزاناتٌ طَبیعیَّةٌ بالْقُرب مِنْ أَذنابها تحَتوَی زَیتاً خاصّاً یَنتَشر عَلَی أَجسادها فَلا تَتَأَثَّرُ بالْماءِ.

    اردک نزدیک دم هایش انبارهای طبیعی دارد که روغن خاصی را در بر دارد که بر بدنهایشان(اجسامشان) پخش می شود پس تحت تأثیر آب قرار نمی گیرد .

    تَستَطیعُ الْحِرباءُ أنَ تُدیرَ عَینَیها فی اتِّجاهاتٍ مخُتلَفِةَ دونَ أنَ تحُرِّکَ رَأْسَها وَ هیَ تَستَطیعُ أَنْ تَرَی فِی اتِّجاهَینِ فی وَقتٍ واحِدٍ.

    آقتاب پرست می تواند چشمانش را به جهت های مختلف بچرخاند بدون آنکه سرش راحرکت دهد  وآن می تواند همزمان دوطرف را ببیند.

    لا تتَحَرَّ کُ عَینُ الْبومَةِ،فَإِنَّها ثابتَةٌ، وَلٰکِنَّها تُعَوِّضُ هٰذَا النَّقصَ بتَحریکِ رَأسها فی کُلِّ ناحیَةٍ وَتَستَطیعُ أَنْ تُدیرَرَأسَها دائِرَةً کامِلَةً دونَ أَنْ تُحَرِّکَ جِسمَها.

    چشم جغد حرکت نمی کند ، وآن ثابت است ، اما اواین نقص را با حرکت دادن سرش به هر جهتی جبران می کند و می تواند که سرش را کاملا بچرخاند بدون این که جسمش را حرکت دهد .

    منبع مطلب : arabii.ir

    مدیر محترم سایت arabii.ir لطفا اعلامیه بالای سایت را مطالعه کنید.

    سعید جعفری

    اَلْغَوّاصونَ الَّذینَ ذَهَبوا إلَی أَعماقِ الْمُحیطِ لَیلاً، شاهَدوا مِئاتِ الْمَصابیحِ الملونه الَّتی یَنبَعِثُ ضَوؤُها مِنَ الْأسَماکِ الْمُضیئَهِ،

    ترجمه: غوّاصانی که شبانه به ژرفای اقیانوس رفته اند، صدها چراغ رنگارنگ را دیده اند که نورشان از ماهی های درخشنده فرستاده می شود.

    وَ تُحَوِّلُ ظَلامَ الْبَحرِ إلَی نَهارٍ مُضیءٍ یَستَطیعُ فیهِ الْغَوّاصونَ الْتِقاطَ صُوَرٍ فی أَضواءِ هذهِ الْأسَماکِ.

    ترجمه: و تاریکی دریا را به روز روشن تبدیل می کنند که غوّاصان در آن می توانند در نورهای این ماهی ها عکس بگیرند.

    اِکْتَشَفَ الْعُلَماءُ أَنَّ هذهِ الْأضواءَ تَنبَعِثُ مِن نَوعٍ مِنَ الْبَکتیریا الْمُضیئَهِ الَّتی تَعیشُ تَحتَ عُیونِ تِلْکَ الْأسَماکِ.

    ترجمه: دانشمندان کشف کرده اند که این روشنایی ها از گونه ای باکتری درخشانی که زیر چشمان این ماهی ها زندگی می کند فرستاده می شود.

    هَل یُمکِنُ أَن یَستَفیدَ الْبَشَر یَوماً مِنْ تِلْکَ الْمُعجِزَهِ الْبَحریَّهِ، وَ یَستَعینَ بالْبَکتیریا الْمُضیئَهِ لِإنارَهِ الْمُدُنِ؟

    ترجمه: آیا ممکن است که روزی بشر از این معجزۀ دریایی بهره ببرد و بتواند برای افروختن شهرها از باکتری درخشان یاری بجوید؟

    رُبَّما یَستَطیعُ ذٰلِکَ، لِأنَّهُ « مَنْ طَلَبَ شَیئاً وَ جَدَّ وَجَدَ ».

    ترجمه: شاید بتواند این کار را انجام دهد؛ زیرا هرکس چیزی بخواهد و کوشش کند می یابد.

    إنَّ لِسانَ الْقِطِّ سلاحٌ طِبّیٌّ دائِمٌ، لِأنَّهُ مَملوءٌ بغُدَدٍ تُفْرِزُ سائِلاً مُطَهِّراً، فَیَلْعَقُ الْقِطُّ جُرْحَهُ عِدَّهَ مَرّاتٍ حَتیَّ یلتئمَ.

    ترجمه: بی گمان زبان گربه ابزار پزشکی همیشگی است؛ زیرا پر از غدّه هایی است که مایعی پاک کننده می تراود، در نتیجه گربه زخمش را چند بار می لیسد تا بهبود یابد.

    إنَّ بَعضَ الطُّیورِ وَ الْحَیَواناتِ تَعْرِفُ بغَریزَتِها الْأعشابَ الطِّبّیَّهَ وَ تَعلَمُ کَیفَ تَستَعمِلُ الْعُشبَ الْمُناسبَ لِلْوِقایَهِ مِنَ الْأمراضِ الْمُختَلِفَهِ؛

    ترجمه: بی گمان برخی پرندگان و جانوران با غریزۀ خود گیاهان دارویی را می شناسند و می دانند چگونه گیاه مناسب را برای پیشگیری از بیماری های گوناگون به کار برند؛

    وَ قَد دَلَّتْ هٰذهِ الْحَیَواناتُ الْإنسانَ عَلَی الْخَواصِّ الطِّبّیَّهِ لِکَثیرٍ مِنَ النَّباتاتِ الْبَرّیَّهِ وَ غَیرِها.

    ترجمه: این جانوران، انسان را به خاصیت های پزشکی بسیاری از گیاهان خشک زی و غیره راهنمایی کرده اند.

    إنَّ أَغلَبَ الْحَیَواناتِ إضافَهً إلَی امْتِلاکِها لِلُغَهٍ خاصَّهٍ بها، تَمْلِکُ لُغَهً عامَّهً تَستَطیعُ مِنْ خِلالِها أَن تَتَفاهَمَ مَعَ بَعضِها،

    ترجمه: بی گمان بیشتر جانوران افزون بر داشتن زبان ویژۀ خود زبانی همگانی دارند که با آن می توانند [سخن] یکدیگر را بفهمند،

    فَلِلْغُراب صَوتٌ یُحَذّرُ بهِ بَقیَّهَ الْحَیَواناتِ حَتَّی تَبتَعِدَ سَریعاً عَنْ مِنطَقَهِ الْخَطَرِ،

    ترجمه: کلاغ صدایی دارد که با آن به بقیۀ جانوران هشدار می دهد تا زود از منطقۀ خطر دور شوند،

    فَهوَ بمَنزَلَهِ جاسوسٍ مِنْ جَواسیس الْغابَهِ.

    ترجمه: او به مانند خبرچینی از خبرچینان جنگل است.

    لِلْبَطِّ غده طَبیعیَّهٌ بالْقُرب مِنْ ذنبها تَحتَوی زَیتاً خاصّاً یَنتَشر عَلَی جسمها فَلا تَتَأَثَّرُ بالْماءِ.

    ترجمه: اردک نزدیک دمش غده طبیعی دارد که دارای روغنی ویژه است که روی بدنش پخش می شود؛ در نتیجه تحت تأثیر آب قرار نمی گیرند.

    تَستَطیعُ الْحِرباءُ أَنْ تُدیرَ عَینَیها فی اتِّجاهاتٍ مُختَلِفَهٍ دونَ أَنْ تُحَرِّکَ رَأْسَها وَ هیَ تَستَطیعُ أَنْ تَرَی فِی اتِّجاهَینِ فی وَقتٍ واحِدٍ.

    ترجمه: آفتاب پرست می تواند بی آنکه سرش را تکان بدهد چشمانش را در جهت های مختلف بچرخاند و می تواند در یک لحظه در دو جهت ببیند.

    لا تَتَحَرَّکُ عَینُ الْبومَهِ، فَإِنَّها ثابتَهٌ، وَلٰکِنَّها تُعَوِّضُ هٰذَا النَّقصَ بتَحریکِ رَأسها فی کُلِّ جهه

    ترجمه: چشم جغد حرکت نمی کند، چشم ها ثابت اند، ولی این نقص را با حرکت دادن سرش در هر جهتی جبران می کند.

    وَ تَستَطیعُ أَنْ تُدیرَ رَأسَها مئتین و سبعین درجه دونَ أَنْ تُحَرِّکَ جِسمَها.

    ترجمه: و می تواند بی آنکه بدنش را حرکت دهد سرش را دویست و هفتاد درجه بچرخاند.

    الجمله الإسمیه و الجمله الفعلیه

    فعل: کلمه ای است که بر انجام کاری یا داشتن حالتی در گذشته، حال یا آینده دلالت دارد.

    جملۀ فعلیّه: به جمله ای گفته می شود که با فعل آغاز شود. جمله فعلیه دارای دو جزء فعل، فاعل و گاهی مفعول است.

    فاعل: انجام دهندهٔ کار یا دارندهٔ حالت است. معمولا در پاسخ «چه کسی و چه چیزی» می آید.

    مفعول: اسمی است که در زبان عربی معمولاً پس از فاعل می آید و کار بر آن انجام می شود. معمولا در پاسخ «چه کسی را و چه چیزی را» می آید.

    جملۀ اسمیّه: به جمله ای گفته می شود که با اسم آغاز شود. جملۀ اسمیّه دارای دو جزء مبتدا و خبر است.

    مبتدا: اسمی است که در ابتدای جمله می آید و دربارهٔ آن خبری گفته می شود.

    خبر: بخش دوم جملهٔ اسمیّه است و دربارهٔ مبتدا خبری می دهد.

    صفت: اسم پیش از خود را توصیف می کند؛ مانند: الباب الکبیر

    مضاف الیه: هر گاه دو اسم کنار هم باشند و کلمه نخست به کلمه دوم اضاف شده باشد به کلمه دوم مضاف إلیه می گویند؛ مانند: باب البیت.

    راه ‌شناسایی صفت و مضاف‌الیه

    ۱- صفت،«تر و ترین» می‌پذیرد؛ امّا مضاف‌الیه نمی‌پذیرد. ۲- صفت و موصوف یک پدیده‌اند؛ امّا مضاف‌ و مضاف‌الیه دو پدیده ۳- موصوف «ی» نکره می‌پذیرد؛ امّا مضاف‌ نمی‌پذیرد.  4- اگر به ترکیب، صفت دیگری را بیفزاییم، در ترکیب اضافی، صفت مضاف‌الیه را وصف می‌کند و در ترکیب وصفی موصوف را؛ مانند: در چوبی بزرگ ، در خانۀ بزرگ.  5- مضاف الیه همیشه اسم است، پس «نشانۀ جمع» می‌پذیرد؛ اما صفت نمی‌پذیرد. ۶- با افزودن «است» به ترکیب اضافی، جملۀ نامعنایی ساخته می‌شود. ۷- صفت نقش مسندی می‌پذیرد؛ امّا اسم نمی‌پذیرد.

    منبع مطلب : www.jafarisaeed.ir

    مدیر محترم سایت www.jafarisaeed.ir لطفا اعلامیه بالای سایت را مطالعه کنید.

    عربی پایه دهم مشترک: سعید جعفری

    اَلْغَوّاصونَ الَّذینَ ذَهَبوا إلَی أَعماقِ الْمُحیطِ لَیلاً، شاهَدوا مِئاتِ الْمَصابیحِ الملونة الَّتی یَنبَعِثُ ضَوؤُها مِنَ الْأسَماکِ الْمُضیئَةِ،

    ترجمه: غوّاصانی که شبانه به ژرفای اقیانوس رفته اند، صدها چراغ رنگارنگ را دیده اند که نورشان از ماهی های درخشنده فرستاده می‌شود.

    وَ تُحَوِّلُ ظَلامَ الْبَحرِ إلَی نَهارٍ مُضیءٍ یَستَطیعُ فیهِ الْغَوّاصونَ الْتِقاطَ صُوَرٍ فی أَضواءِ هذهِ الْأسَماکِ.

    ترجمه: و تاریکی دریا را به روز روشن تبدیل می‌کنند که غوّاصان در آن می‌توانند در نورهای این ماهی ها عکس بگیرند.

    اِکْتَشَفَ الْعُلَماءُ أَنَّ هذهِ الْأضواءَ تَنبَعِثُ مِن نَوعٍ مِنَ الْبَکتیریا الْمُضیئَةِ الَّتی تَعیشُ تَحتَ عُیونِ تِلْکَ الْأسَماکِ.

    ترجمه: دانشمندان کشف کرده اند که این روشنایی ها از گونه ای باکتری درخشانی که زیر چشمان این ماهی ها زندگی می‌کند فرستاده می‌شود.

    هَل یُمکِنُ أَن یَستَفیدَ الْبَشَر یَوماً مِنْ تِلْکَ الْمُعجِزَةِ الْبَحریَّةِ، وَ یَستَعینَ بالْبَکتیریا الْمُضیئَةِ لِإنارَةِ الْمُدُنِ؟

    ترجمه: آیا ممکن است که روزی بشر از این معجزۀ دریایی بهره ببرد و بتواند برای افروختن شهرها از باکتری درخشان یاری بجوید؟

    رُبَّما یَستَطیعُ ذٰلِکَ، لِأنَّهُ « مَنْ طَلَبَ شَیئاً وَ جَدَّ وَجَدَ ».

    ترجمه: شاید بتواند این کار را انجام دهد؛ زیرا هرکس چیزی بخواهد و کوشش کند می‌یابد.

    إنَّ لِسانَ الْقِطِّ سلاحٌ طِبّیٌّ دائِمٌ، لِأنَّهُ مَملوءٌ بغُدَدٍ تُفْرِزُ سائِلاً مُطَهِّراً، فَیَلْعَقُ الْقِطُّ جُرْحَهُ عِدَّةَ مَرّاتٍ حَتیَّ یلتئمَ.

    ترجمه: بی گمان زبان گربه ابزار پزشکی همیشگی است؛ زیرا پر از غدّه هایی است که مایعی پاک کننده می‌تراود، در نتیجه گربه زخمش را چند بار می‌لیسد تا بهبود یابد.

    إنَّ بَعضَ الطُّیورِ وَ الْحَیَواناتِ تَعْرِفُ بغَریزَتِها الْأعشابَ الطِّبّیَّةَ وَ تَعلَمُ کَیفَ تَستَعمِلُ الْعُشبَ الْمُناسبَ لِلْوِقایَةِ مِنَ الْأمراضِ الْمُختَلِفَةِ؛

    ترجمه: بی گمان برخی پرندگان و جانوران با غریزۀ خود گیاهان دارویی را می‌شناسند و می‌دانند چگونه گیاه مناسب را برای پیشگیری از بیماری های گوناگون به کار برند؛

    وَ قَد دَلَّتْ هٰذهِ الْحَیَواناتُ الْإنسانَ عَلَی الْخَواصِّ الطِّبّیَّةِ لِکَثیرٍ مِنَ النَّباتاتِ الْبَرّیَّةِ وَ غَیرِها.

    ترجمه: این جانوران، انسان را به خاصیت های پزشکی بسیاری از گیاهان خشک زی و غیره راهنمایی کرده اند.

    إنَّ أَغلَبَ الْحَیَواناتِ إضافَةً إلَی امْتِلاکِها لِلُغَةٍ خاصَّةٍ بها، تَمْلِکُ لُغَةً عامَّةً تَستَطیعُ مِنْ خِلالِها أَن تَتَفاهَمَ مَعَ بَعضِها،

    ترجمه: بی گمان بیشتر جانوران افزون بر داشتن زبان ویژۀ خود زبانی همگانی دارند که با آن می‌توانند [سخن] یکدیگر را بفهمند،

    فَلِلْغُراب صَوتٌ یُحَذِّرُ بهِ بَقیَّةَ الْحَیَواناتِ حَتَّی تَبتَعِدَ سَریعاً عَنْ مِنطَقَةِ الْخَطَرِ،

    ترجمه: کلاغ صدایی دارد که با آن به بقیۀ جانوران هشدار می‌دهد تا زود از منطقۀ خطر دور شوند،

    فَهوَ بمَنزَلَةِ جاسوسٍ مِنْ جَواسیس الْغابَةِ.

    ترجمه: او به مانند خبرچینی از خبرچینان جنگل است.

    لِلْبَطِّ غدة طَبیعیَّةٌ بالْقُرب مِنْ ذنبها تَحتَوی زَیتاً خاصّاً یَنتَشر عَلَی جسمها فَلا تَتَأَثَّرُ بالْماءِ.

    ترجمه: اردک نزدیک دمش غده طبیعی دارد که دارای روغنی ویژه است که روی بدنش پخش می‌شود؛ در نتیجه تحت تأثیر آب قرار نمی گیرند.

    تَستَطیعُ الْحِرباءُ أَنْ تُدیرَ عَینَیها فی اتِّجاهاتٍ مُختَلِفَةٍ دونَ أَنْ تُحَرِّکَ رَأْسَها وَ هیَ تَستَطیعُ أَنْ تَرَی فِی اتِّجاهَینِ فی وَقتٍ واحِدٍ.

    ترجمه: آفتاب پرست می‌تواند بی آنکه سرش را تکان بدهد چشمانش را در جهت های مختلف بچرخاند و می‌تواند در یک لحظه در دو جهت ببیند.

    لا تَتَحَرَّکُ عَینُ الْبومَةِ، فَإِنَّها ثابتَةٌ، وَلٰکِنَّها تُعَوِّضُ هٰذَا النَّقصَ بتَحریکِ رَأسها فی کُلِّ جهة

    ترجمه: چشم جغد حرکت نمی کند، چشم ها ثابت اند، ولی این نقص را با حرکت دادن سرش در هر جهتی جبران می‌کند.

    وَ تَستَطیعُ أَنْ تُدیرَ رَأسَها مئتین و سبعین درجة دونَ أَنْ تُحَرِّکَ جِسمَها.

    ترجمه: و می‌تواند بی آنکه بدنش را حرکت دهد سرش را دویست و هفتاد درجه بچرخاند.

    منبع مطلب : arabi-1.blogfa.com

    مدیر محترم سایت arabi-1.blogfa.com لطفا اعلامیه بالای سایت را مطالعه کنید.

    جواب کاربران در نظرات پایین سایت

    مهدی : نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    مهدی 3 ماه قبل
    0

    نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    برای ارسال نظر کلیک کنید