توجه : تمامی مطالب این سایت از سایت های دیگر جمع آوری شده است. در صورت مشاهده مطالب مغایر قوانین جمهوری اسلامی ایران یا عدم رضایت مدیر سایت مطالب کپی شده توسط ایدی موجود در بخش تماس با ما بالای سایت یا ساماندهی به ما اطلاع داده تا مطلب و سایت شما کاملا از لیست و سایت حذف شود. به امید ظهور مهدی (ع).

    معنی شعر سراچه ذهنم آماس می کرد

    1 بازدید

    معنی شعر سراچه ذهنم آماس می کرد را از سایت پست روزانه دریافت کنید.

    معنی و مفهوم سراچه ذهنم آماس می کرد صفحه 80 فارسی یازدهم

    منبع مطلب : nexload.ir

    مدیر محترم سایت nexload.ir لطفا اعلامیه بالای سایت را مطالعه کنید.

    زبان و ادبیّات فارسی پیش دانشگاهی(مربوط به نوبت اوّل )

    بخش معنی و مفهوم نثر و شعر:

    1-  سینه خواهم شرحه شرحه  از فراق                  تا  بگویم  شرح  درد اشتیاق  

    @معنی: (من برای بیان درد شوق و اشتیاق خود، شنونده ای می خواهم  که سینه اش از درد دوری وجدایی پاره پاره شده باشد.)

    2-  سرّ من ازناله ی من دور نیست                       لیک چشم و گوش را آن نور نیست

    @معنی: (رازهای من در ناله های من آشکاراست اما هیچ کس نمی تواند با این چشم و گوش ظاهری آن را درک کتد.)

    3- تن زجان و جان زتن مستور نیست                  لیک کس را دید جان دستور نیست

    @ (جسم و روح ازهم پوشیده و پنهان نیستند اما هیچ کس اجازه ی دیدن روح را  ندارد.)

    4- آتش است این بانگ نای و نیست باد             هر که این آتش ندارد نیست باد

    @ (این صدای نی(سخن مولانا) ، آتش عشق است و هوی و هوس نیست هرکس این عشق را نداشته باشد نابود باشد.)

    5-  نی  حریف  هر که از  یاری برید                     پرده هایش، پرده های ما درید

    @ (نی همدم هر انسانی است که از دوستش جدا شده است ، آهنگ و نغمه ی نی ، رازهای ما را فاش می کند.)

    6- همچو نی زهری و تریاقی که دید                     همچو نی دمساز و مشتاقی که دید

    @ (نی هم درد است وهم درمان؛ نی هم همدم و نزدیک است وهم ازدوری وجدایی سخن می گوید.)

    7-  نی حدیث راه پرخون می کند                          قصّه های عشق مجنون می کند

    @ (نی از راه پرخطر عشق، سخن می گوید، و داستان های عاشقان راستین را بیان می کند.)   

    8- محرم این هوش جزبی هوش نیست                    مر زبان را  مشتری جز گوش نیست

    @ (تنها عاشق، محرم عشق است همان گونه که تنها گوش، خریدار سخن زبان است.)

    9- هرکه جز ماهی زآبش سیر شد                            هرکه بی روزی است روزش دیر شد

    @(عاشق از عشق سیر نمی شود همان گونه که ماهی از آب سیر نمی شود هرکس از عشق الهی بی بهره باشد زود خسته و ملول می شود.)

    10- در نیابد حال پخته هیچ خام                               پس  سخن کوتاه  باید والسلام

    @ (حال انسان عارف و کامل را هیچ انسان غیرعارف درک نمی کند پس سخن را بایدکوتاه و تمام کرد.)

    11- همه درگاه توجویم همه از فضل تو پویم           همه توحید تو گویم که به توحید سزایی

    @ (خدایا تنها درگاه تو را می جویم و تنها در پی فضل و بخشش تو هستم تنها تو را به یگانگی می ستایم زیرا تنها تو شایسته ی یگانگی هستی.)

    12- پروردگارا مگذار که صولت خشم، حصار بردباری مرا درهم بشکند و حمله ی حسد ، مناعت فطرت مرا به خفّت و مذلّت فروکشاند .

    @ (پروردگارا مگذار که شدّت خشم ، صبر مرا از بین ببرد و حسادت ، مرا از بلند نظری به مرتبه ی پست بکشاند و مرا خوار و ذلیل کند.)

    13- پروردگارا ازخصلت طمع که دنائت آورد و آبرو ببرد به تو پناه می آورم.

    @ (پروردگارا ازحرص وطمع که پستی آورد وآبروی انسان را می برد به تو پناه می آورم.)

    14- الهی از حمیّت های جاهلانه و عصبیت های نا هنجار به تو پناه می آورم .

    @ (خدایا ازغیرت و مردانگی جاهلانه و ازتعصّب و جانبداری بی جا به تو پناه می آورم.)

    15- پروردگارا ، مگذار نسبت به ملاهی و مناهی بی پروا باشم.

    @ (پروردگارا مگذار که نسبت به کارهای زشت و ناپسند گستاخ و بی پروا باشم .)

    16- روا مدار که به خاطرهوس خویش ، پای بطلان برعنوان حق گذارم .

    @ (مگذار که به خاطر هوس و نفس خود ، حق را باطل و ضایع کنم.)

    17- چه گفت آن سخن گوی با فرّ و هوش            چو خسرو شدی بندگی را بکوش

    @ (یک سخنور بزرگ و باهوش چه زیبا گفته است ،وقتی پادشاه شدی برای بندگی بیشتر تلاش کن.)

    18- به یزدان هر آن کس که شد ناسپاس               به دلش اندر آید ز هر سو هراس

    @ (هرکس به خدا ناسپاسی کند و تکبّر ورزد، ترس و وحشت همه ی وجودش را فرا می گیرد.)

    19- به جمشید بر، تیره گون گشت روز                همی کاست زو فرّ گیتی فروز

    @ (جمشید بدبخت و بیچاره شد و هر روز از شکوه و عظمت جهانی او کاسته شد)

    20-  نهان گشت آیین فرزانگان                        پراگنده شد نام دیوانگان

    @ (راه و رسم دانایان از بین رفت و بی خردان در همه جا مشهور شدند.)

    21- هنر خوار شد، جادویی ارجمند                 نهان راستی ، آشکارا گزند

    @ (علم و هنر  بی ارزش شد و جادوگری ارزش یافت.راستی وصداقت از میان رفت وکجی و ناراستی درهمه جا آشکار شد.)

    22- یکی  بی زیان مرد آهنگرم                       ز شاه آتش آید  همی بر سرم

    @ (من یک مرد آهنگر و بی زیانی هستم اما همواره از شاه ، ظلم و ستم می بینم.)

    23- تو شاهی و گر اژدها پیکری                      بباید  بدین داستان  داوری

    @ (تواگر شاه هستی و یا مرد قوی و قدرتمند هستی باید درباره ی من درست داوری کنی.)

    24– شماریت  با من بباید گرفت                      بدان  تا  جهان ماند اندر  شگفت

    @ (تو باید به من حساب پس بدهی تا مردم جهان شگفت زده شوند.)

    25- خروشید کای  پایمردان دیو                      بریده دل از ترس گیهان خدیو

    @ (فریاد زد ای طرفداران ضحاک و ای کسانی که از خدای جهان نمی ترسید)

    26- نباشم  بدین محضر اندر گوا                       نه هرگز  براندیشم  از پادشا

    @ (من این استشهاد نامه را تأیید و گواهی نمی کنم و هرگز از پادشاه نمی ترسم.)

    27- خروشید و برجست لرزان زجای                بدرّید و بسپَرد محضر به پای

    @ (کاوه فریاد زد و درحالی که می لرزید از جای برخاست ، استشهاد نامه را پاره کرد و زیر پا انداخت.)

    28- همی بر خروشید و فریاد خواند                         جهان را سراسر سوی داد  خواند

    @ (کاوه فریاد زد و کمک خواست و مردم را به عدل و داد دعوت کرد)

    29- از آن چرم ، کاهنگران  پشت پای                   بپوشند  هنگام   زخم  درای

    @ (آن چرمی را که آهنگران هنگام زدن پتک روی پا می اندازند )...

    30- بپویید کاین مهتر آهرمن  است                       جهان آفرین را به دل دشمن است

    @ ( برخیزید و قیام کنید زیرا ضحاک شیطان است و خدا را در دل خود دشمن می داند)

    31- بدان بی بها  ناسزاوار  پوست                        پدید آمد آوای دشمن ز دوست

    @ (با آن چرم بی ارزش و نالایق ، دوست و دشمن ازهم شناخته شدند.)

    32- همی رفت پیش اندرون مرد گُرد                  سپاهی  بر او انجمن شد  نه خُرد

    @ (آن مرد دلیر و پهلوان ( کاوه ) درپیش مردم حرکت می کرد درمسیر حرکت او ، سپاه بزرگی دور او جمع شد.)

    33-  بدانست  خود کآفریدون کجاست                    سر اندر کشید و همی رفت راست

    @ ( کاوه می دانست که فریدون کجاست سرش را پایین انداخت و مستقیم به سوی او رفت)

    34- به هر  بام و در، مردم شهر بود                     کسی کش ز جنگاوری  بهر  بود

    @ (همه جای شهر از مردم پرشده بود مردمی که دلاور و جنگجو بودند و فنون جنگ را می دانستند.)

    35- عشق او  باز  اندر آوردم  به بند                        کوشش  بسیار  نامد  سودمند

    @ ( عشق او دوباره مرا گرفتار کرد و تلاش و کوشش من برای رهایی از عشق سودی نداشت)

    36- عشق ، دریایی  کرانه  ناپدید                             کی توان کردن  شنا ای هوشمند

    @ ( عشق مانند دریایی است که ساحل ندارد پس ای انسان  خردمند و باهوش در این دریا شنا مکن)

    37- توسنی کردم  ندانستنم همی                          کز کشیدن  تنگ تر  گردد کمند

    @ (من سرکشی کردم و نمی دانستم که عشق مانند کمندی است که هرچه از آن دوری کنی بیشتر گرفتار می شوی.)

    38- یکی آواز داد که این پیر زندیق آمد.  @ (یکی فریاد زد که این پیر بی دین آمد.)      

    39- آن مرید چون آن سخن بشنید ازغیرت ارادت خود ، قصد رجم آن مرد کرد و اهل بازار جمله بشوریدند .

    @ (آن شاگرد وقتی آن سخن را شنید به خاطر شدّت ارادت خود به شیخ، خواست آن مرد را سنگسار کند و همه ی مردم بازار نیز اعتراض کردند.)

     40- اگر خاموش باشی من تو را چیزی آموزم که از این مِحَن باز رهی .

    @ (اگر ساکت باشی من چیزهایی به تو می آموزم که ازاین رنج و سختی رها شوی.)

     41- شیخ درزه هایی بیرون گرفت و پیش وی افکند . @ (شیخ بسته های کاغذ بیرون آورد و پیش او گذاشت.)

    42- این همه خصومت چرا انگیختی؟ @ ( چرا این قدر دشمنی کردی؟)      

    43- بگفتا عشق شیرین برتوچون است ؟              بگفت  از جان شیرینم  فزون است

    @ (خسرو گفت: عشق شیرین درنظر تو چگونه است؟  فرهاد گفت: از جان شیرین و عزیزم ، عزیزتر است.)

    44- بگفتا دل ز مهرش کی کنی پاک؟                بگفت آن گه که باشم خفته درخاک

    @ (خسرو گفت : کی مهر و محبّت او را فراموش می کنی؟  فرهاد گفت:آنگاه که بمیرم و در زیر خاک بخوابم.)

    45-  بگفتا گر خرامی در  سرایش؟                         بگفت اندازم این سر زیر پایش

    @ ( خسرو گفت اگر به خانه ی او راه یابی چه می کنی ؟ فرهاد گفت این سرم را فدایش می کنم)

    46- بگفتا گر کند چشم تو را ریش ؟                  بگفت این چشم دیگر دارمش پیش

    @ (خسرو گفت : اگر شیرین چشم تو را درآورد چه می کنی؟ فرهاد گفت: چشم دیگرم را نیز تقدیم می کنم.) 

    47- بگفتا گرکسیش آرد فرا چنگ؟                  بگفت آهن خورد ورخود بود سنگ

    @ (خسرو گفت: اگرکسی، شیرین را تصاحب کند چه می کنی؟ فرهاد گفت: اگر او مثل سنگ، سخت هم باشد با این تیشه از پای در می آورم.) 

    48- بگفتا دوری از مه  نیست  درخور                 بگفت آشفته از مه دور  بهتر

    @ (خسرو گفت: دوری ازماه شایسته نیست. فرهاد گفت: ماه را از دور دیدن  بهتراست.)

    49- بگفتا گر به  سر یابیش خشنود ؟                     بگفت از گردن این وام افکنم زود

    @ (خسرو گفت: اگر شیرین به گرفتن سر تو خشنود شود، چه می کنی؟ فرهاد گفت : سرم را زود فدایش می کنم.)

    50- بگفتا رو صبوری کن در این درد                  بگفت از جان صبوری چون توان کرد؟

    @ (خسروگفت: برو به این درد عشق صبرکن. فرهادگفت: نمی توانم به دوری معشوق صبر کنم.)

    51- بگفت ازدل جداکن عشق شیرین                   بگفتا چون زیم  بی جان شیرین؟

    @ (خسرو گفت : عشق شیرین را از دلت بیرون کن.فرهاد گفت: بدون معشوق عزیزم(شیرین) یک لحظه هم نمی توانم زندگی کنم.)

    52-گوشم به راه، تا که خبرمی رسد زدوست         صاحب خبر بیامد و من بی خبر شدم

    @ (من، منتظر و گوش به راه بودم تا چه کسی از محبوب، خبر می آورد خود معشوق آمد و من با دیدن او بی هوش شدم.)

    53- چون شبنم اوفتاده بُدم پیش آفتاب                  مِهرم به جان رسید و به عیّوق برشدم

    @ (من همچون قطره ای ناچیز دربرابر آفتاب وجود معشوق افتاده بودم ، گرمای عشق او به جان من رسید و من به بالاترین مرتبه رسیدم.)

    54- دستم نداد قوّت رفتن به پیش دوست               چندی به پای رفتم و چندی به سرشدم

    @ (امکان رسیدن به نزد یار برایم میسّر نشد از این جهت این مسیر را گاهی با پایم پیمودم وگاهی با سرم ( یعنی با شوق زیاد رفتم )

    55- تا رفتنتش ببینم و گفتنش بشنوم                       از پای تا به سرهمه سمع و بصر شدم

    @ (برای اینکه راه رفتن محبوب را ببینم و گفتارش را بشنوم با تما م وجود ، چشم و گوش شدم.)

    56- من چشم از او چگونه توانم نگاه داشت            کاوّل نظر به دیدن او دیده ور شدم

    @ (من نمی توانم به او نگاه نکنم زیرا نخستین بار که چشمم را باز کردم  او را دیدم.)

    57-  بیزارم از وفای تو ، یک روز و یک زمان               مجموع اگر نشستم و خرسند اگر شدم

    @ (نسبت به تو وفادار نیستم اگر یک روز، آسوده بنشینم و از خود راضی و خشنود باشم)

    58- او را  خود التفات نبودی به صید من                    من خویشتن  اسیر کمند نظر  شدم

    @ (خودمعشوق هیچ توجهی به صید من نداشت من خود اسیرنگاه همچون کمند او شدم .)

    59- گویند روی سرخ تو سعدی که زرد کرد ؟           اکسیر عشق بر مسم افتاد و زرشدم

    @(به من می گویند: ای سعدی، چه کسی چهره ی سرخ و شاداب تو را این چنین زرد و بیمارکرده است؟می گویم: کیمیا ی عشق بر وجود بی ارزش من افتاده و وجود بی ارزش مرا مانند طلا با ارزش نموده است.)

    60- ای خرّم  از  فروغ  رُخَت ، لاله زار  عمر                       باز آ ، که ریخت بی گل رویت ، بهار عمر

    @( ای کسی که از نور چهره ی تو، لاله زار عمر من، خوش و سرسبز شده است، برگَرد که شکوفه ی عمر من بدون گل روی تو پژمرده شده است)

    61- از دیده گر سرشک  چو باران چکد ، رواست             کاندر غمت  چو  برق  بشد روزگار عمر

    @ (اگر اشک از چشمان من مثل باران ببارد شایسته است زیرا عمر من در غم و اندوه تو مثل برق باسرعت گذشت.)

    62- تا کی می صبوح  و شکر خواب  بامداد؟                   هشیار گرد، هان که گذشت اختیار عمر

    @ ( تا کی می خواهی شراب صبحگاهی بنوشی و به خواب خوش صبحگاهی بروی؟ هوشیار باش که عمرجوانی از دست ما می رود)

    63- دی در گذار بود  و  نظر  سوی  ما  نکرد                          بی چاره دل ، که هیچ ندید از گذار عمر

    @ ( دیروز یارگذشت و به ما نگاه نکرد  دل بیچاره ی من از گذر عمر هیچ سودی نبرده است) 

    64-  در هر طرف ز خیل حوادث ، کمین گهی ست        زان رو ، عنان گسسته  دواند  سوار عمر

    @ (در هر طرف حوادث زیادی کمین کرده است از این جهت عمرمثل اسب افسار گسیخته با سرعت زیاد می گذرد)

    65- که لیلی گرچه درچشم تو حوری است                   به هر جزئی زحُسن او قصوری است

    @ (اگر چه لیلی درنظر تو مانند یک حوری(زن بهشتی) است اما در هریک از اعضای او عیب و نقصی وجود دارد.)

    66- توکی دانی که لیلی چون نکویی است                 کزو چشمت همین برزلف و روی است

    @ (تو نمی توانی بدانی که لیلی چگونه زیبارویی است زیرا تو ظاهر بین هستی و چشم تو فقط ظاهر او را می بیند.)

    67- تو  قد بینی و  مجنون  جلوه ی  ناز                          تو  چشم و او  نگاه  ناوک انداز

     @ (تو فقط قد وقامت ظاهری لیلی را می بینی درحالی که مجنون ، کمالات معنوی او را می بیند.تو چشم او را می بینی درحالی که مجنون نگاه تیر انداز و عاشق کُش او را می بیند.)

    68- تو مو  بینی و مجنون  پیچش مو                         تو ابرو ، او اشارت های  ابرو

    @ (تو ظاهر زلف و موی او را می بینی درحالی که مجنون درچین و شکن زلف و موی او سیر می کند توظاهر ابروی او را می بینی درحالی که مجنون به اشاره هایی که با ابرو می کند توجّه دارد.)

    69- دل مجنون ز شکّر خنده ، خون است         تو لب می بینی و دندان که چون است

    @ ( دل مجنون از خنده های شیرین او پر ازخون ( پر از غم و اندوه ) است درحالی که تو فقط به ظاهر لب و دندان او نگاه می کنی.)

    70- همه تالیان قرآن و سحرکوشان درعبادت بودند

    @ (همه تلاوت کنندگان (یا پیروان ) قرآن و شب زنده دار و اهل عبادت بودند.)

    71- دیشب پس از امضای طومار عشق و فداکاری ، میان خیمه ها درتهجّد و نیایش فرو رفتند .

    @ ( دیشب(= شب عاشورا) پس از امضای نامه ی عشق و فداکاری ، درخیمه ها به شب زنده داری و دعا و نیایش پرداختند.)

     72- مگر اشک سیه روزان به استحکام کاخ پوشالی جبّاران به سُخره نمی نگرند؟

    @ (مگر انسانهای بدبخت و رنج کشیده به محکم بودن کاخ های توخالی ستمگران به مسخره نگاه نمی کنند ؟)

     73- ستارگان، فجایع بشریّت رامی نگریستند ومی خواستند حضیضی بیابند وخود را درآن افکنند.

    @ (ستارگان به کارهای زشت و ناپسند انسانها نگاه می کردند و می خواستند جای پستی پیدا کنند و خود را در آن بیفکنند.)

    74- هرکجا بیندم از دور ، کند              چهره پرچین و جبین پر آژنگ

    @ (هر کجا مرا می بیند از دور چهره و پیشانی اش را پرچین و چروک می کند و ناراحت و عصبانی می شود.)

    75- از در خانه مرا طرد کند               همچو سنگ ازدهن قلماسنگ

    @ (مرا از درِ خانه دور می کند مانند سنگی که از فلاخن و سنگ انداز پرت می کنند.)

    76- مادر سنگ دلت تا زنده است                            شهد در کام من و توست شرنگ

    @ ( تا زمانی که مادر نامهربان تو زنده است زندگی شیرین ما تلخ خواهد شد)

    77- نشوم یک دل و یک رنگ تو را                  تا نسازی دل او از خون رنگ

    @ (تا مادرت را نکُشی من با تو یکدل و یک رنگ و صمیمی و مهربان نخواهم شد.)

    78- گرم و خونین به منش باز آری                       تا بَرَد ز آینه ی قلبم زنگ

    @ (آن قلب را همان طور گرم و خونین پیش من بیاور تا کینه و دشمنی از قلب من بیرون رود.)

    79- پرستش به مستی است درکیش مهر              برون اند زین جرگه هشیارها

    @ ( در آیین عشق و عرفان ، پرستش درحالت مستی و بی خبری ممکن است ؛ عاقلان و هوشیاران از گروه عاشقان واقعی دور هستند.)

    80-کشیدند در کوی دل دادگان                         میان دل و کام، دیوارها

    @ (درعالم عاشقان،میان عشق و دلدادگی و کامجویی دیواری کشیده اند یعنی عاشقان راستین هرگز عشق پاک را با کامجویی و هوس نیالوده اند.)

    81- ولی راد مردان و  وارستگان                           نبازند هرگز  به مردارها

    @ (ولی جوانمردان و آزادگان  هرگز  به تعلّقات دنیوی توجّهی نمی کنند.)

    82- ِمهین مهرورزان که آزاده اند                          بریزند از دام جان، تارها

    @ (عاشقان بزرگی که آزاد منش هستند از جسم خاکی بیرون می آیند و جان و روحشان را پرواز می دهند.)

    83- به خون خود آغشته و رفته اند                       چه گل های رنگین  به  جوبارها

    @ (عاشقان زیادی در جویبار زندگی به خون خود غلتیده اند و از دنیا رفته اند.)

    84- بهاران که  شاباش  ریزد سپهر                       به  دامان  گلشن ز   رگبارها

    @ (هنگام بهارکه آسمان قطره های باران را مانند شاباش به دامن گلزار می ریزد.)

    85- کشد رخت ، سبزه  به هامون و دشت                   زند  بارگه ، گل  به گلزارها

    @ (سبزه و چمن در دشت و صحرا می روید و گل در گلزارها  خیمه می زند و همه جا را پر می کند)

    86- درَد  پرده ی غنچه را  باد بام                         هَزار آورد  نغز گفتارها

    @ (باد بامدادی ، غنچه ها را شکوفا می کند و بلبل، نغمه های خوش سر می دهد.)

    87- به یاد خم ابروی گل رخان                          بکش جام در بزم می خوارها

    @ (به یاد زیبایی زیبا رویان ، درمجلس عاشقان ، شراب عشق بنوش.)

    88- فریب جهان را مخور زینهار                         که درپای این گُل بود خارها

    @ (آگاه باش که فریب جهان را نخوری زیرا درکنار شادی های این جهان ، رنج و سختی های زیادی وجود دارد.)

    89- پیاپی بکش جام و سرگرم باش                      بهل گر بگیرند ،  بیکارها

    @ (پیوسته شراب عشق بنوش و شاد باش و اگر بی خبران از عشق ، بر تو خُرده بگیرند توجّه نکن.)

    90- پا بر سرسبزه تا به خواری ننهی                      کان سبزه ز خاک لاله رویی رسته است

    @مواظب باش که پایت را با ذلت و خواری بر روی سبزه نگذاری زیرا ممکن است آن سبزه از خاک لاله رویی رسته باشد.

    91- مکن کاری که بر پا سنگت آیو                     جهان  با این فراخی تنگت آیو

    @ (کاری مکن که دچاررنج وسختی شوی وجهان به این بزرگی برای توتنگ وغیر قابل تحمل شود.)

    92- بیا گم کرده ی دیرین خود را                        سراغ  از  لاله ی  پرپر  بگیریم

    @ (بیا راه رسیدن  به معشوق ازلی ( خدا ) را از شهیدان  خونین کفن  بپرسیم.)

    93-کس چون تو طریق پاک بازی نگرفت             با زخم نشان سر افرازی نگرفت

    @ (ای دلاور(ای جانباز) هیچ کس مثل تو جانبازی نکرده است و هیچ کس مثل تو با زخم هایش، نشان ومدال افتخار نگرفته است.)

    94- زین پیش دلاورا کسی چون تو شگفت               حیثیت مرگ را  به بازی نگرفت

    @ (ای دلاور ، پیش از این ، هیچ کس مثل تو این چنین مرگ را  ناچیز نشمرده است.)

    95 -   بی خویشتن نشسته بود خواجه وار و پای به گِرد کرده . @ (آزاد و گستاخ وار ، با غرور و چهار زانو نشسته بود.)

    96-  شیخ با کسی خُلقی بکرد درمیان مجلس و سخنی نیکو بگفت[email protected]   ( شیخ درمیان مجلس باکسی شوخی کرد وسخنی خوب گفت.)

    97- شیخ بو عبداللّه بشکست و با خویش رسید . @ (شیخ بوعبدالله  خوار شد و به خود آمد)

    98- دانست که ترکی عظیم از وی در وجود آمد. @ (دانست که بی ادبی بزرگی از او سر زده است)

    99- جمع متصوّفه ، بیش از صد و پنجاه کس بازو به هم. @ (جمعی از صوفیان ، بیش از صد و پنجاه نفر با او همراه بودند.)

    100- شیخ فارغ بود و هیچ متأثّر نگشت@ ( شیخ آسوده بود و هیچ ناراحت نشد)

    101- جمع در اضطراب آمدندوگفتند: این سرای باز کنیم . @( همگی  ناراحت  شدند وگفتند: این خانه را ویرا ن کنیم)

    102- معنی «چغزی -  زغن-  صعوه» چیست؟ قورباغه- موش گیر– پرنده ی کوچک آبی

    103-کسی که مستوجب آتش باشد به خاکستر بازو قناعت کنند بسیار شکر واجب آید.  @ ( کسی که شایسته ی آتش باشد به خاکستر  با او قناعت کنند یا  برسر او خاکستر بریزند باید بسیار شکر گزار باشد.)

    104-گفت: سهل است چغزی و صعوه ای نیز بر روی آب می رود@(گفت:آسان است قورباغه و پرنده ی کوچک صعوه نیز بر روی آب راه می رود)

    105- چنان که انگشت نمای شده بود.  @ (چنان که مشهور شده بود)

    106-  به قول مردمان خطی بر وی فرو نتوان کشید.   @ ( به قول مردم  نمی توان به او بر چسب زد  یا تهمت زد)

    107-  این گمان  در حق  خویش برم ، بهتر. @ ( به خودم  بدگمان  باشم  بهتر است.)

    108- در  نوع خود متمکّن به شمار می رفت. @ ( در نوع خود ثروتمند به حساب می آمد)

    109- هر عصب و فکر به منبع بی شائبه ی ایمان وصل بود که خوب و بد را به عنوان مشیّت الهی می پذیرفت. @ ( هر فکر و اندیشه به منبع پاک ایمان وصل بود که سرنوشت خوب و بد را به عنوان خواست و اراده ی الهی می پذیرفت)

    110- در کنار پنجره ی کذا می نشستیم.)@ در کنار پنجره ی ذکر شده و توصیف شده می نشستیم)

    111- این شیخ همیشه شابّ @ ( این شیخ همیشه جوان)

    112-  سراچه ی ذهنم آماس می کرد : @گنجایش ذهنم بیشتر می شد یا معلوماتم افزایش می یافت.

    113- قوز می کردم و از فرط هیجان  لکّه می دویدم : @خمیده  راه می رفتم و از شدت هیجان جَست و خیز کنان می رفتم.

    114- از همین آموختن سر خود و ره نوردی تنها وش بود. @ ( از همین خود سرانه وتک و تنها و بدون کمک دیگران آموختن بود)

    115- به حرص ار شربتی خوردم مگیر از من که بد کردم           بیابان بود تابستان و آب سرد و استسقا

    @ ( اگر من به سبب طمع، آب گوارایی خوردم بر من عیب مگیر زیرا من  مانندآدم بسیار تشنه ای هستم که در فصل تابستان در بیابانی گرم قرار گرفته باشد و آب سرد در مقابلش باشد ناچار از آن می خورد.)

    بخش خود آزمایی نوبت اوّل :

    1- مقصود از«جدایی» ، « نی»و « نیستان» چیست؟@ جدایی: دوری از عالم معنا /  نی : مولانا، یا هرانسان عاشق و عارف وکامل دیگر  / نیستان: عالم معنا .

    2-  بیت «ما ز دریاییم و دریا می رویم     /       ما ز بالاییم و بالا می رویم» با کدام بیت از شعر درس ارتباط معنایی نزدیکی دارد؟

     @هر کسی کاو دور ماند از اصل خویش     /       باز جوید روزگار وصل خویش

    3-  بیت «من به هر جمعیتی نالان شدم / جفتِ بد حالان و خوش حالان شدم » ناظر به کدام ویژگی نی است ؟@ تاثیر مثبت و منفی نی بر افراد ، نی هم درشادی نواخته می شود و هم درغم.

    4-  با توجه به بیت «آتش است این بانگ نای و نیست باد  /  هر که این آتش ندارد نیست باد» شاعر برای بی خبران از عالم عشق چه سرانجامی آرزو می کند؟@ نیستی و نابودی

    5- در مصراع « پرده هایش ، پرده های ما درید » تفاوت معنایی پرده را بیان کنید. 

    @پرده ی اول : نغمه و آهنگ موسیقی /  پرده ی دوم : حجاب و مانع ( بین این دو واژه جناس تام وجود دارد)

    6- در مصراع « تو بمان ، ای آن که چون تو پاک نیست » منظور شاعر از « تو» چیست؟ @عشق الهی..

    7- مفهوم آیه « تعزّ من تشاء و تذلّ من تشاء» در کدام بیت آمده است؟

    @همه غیبی تو بدانی ، همه عیبی تو بپوشی /  همه بیشی تو بکاهی، همه کمی تو فزایی

    8- حماسه های ایرانی بر چه ارزش هایی مبتنی هستند ؟@ ستایش داد پیشگی و تاکید بر دادگری

    9-  چرا شاعر می گوید: « به جمشید بر ، تیره گون گشت روز/  همی کاست زو فرّگیتی فروز » @ چون به خدا ناسپاسی کرد و دچار غرور شد و گفت من خدا هستم.

    10- مارانی که بر دوش ضحاک روییدند ، مظهر چه خصلتی بودند؟  @خوهای اهریمنی و بیداد و منش خبیث.

    11- نخستین چاره اندیشی مردم در مقابل بیداد ضحاک چه بود؟ @دو تن مرد پارسا به آشپز خانه ی ضحاک راه یافتند و هر روز یکی از جوانان را از مرگ نجات دادند.

    12- پرورش یافتن فریدون در غار به هنگام کودکی شبیه پرورش یافتن کدام پیامبر بزرگ الهی است؟@ حضرت ابراهیم ( ع)

    13- در مصراع « سپردید دل ها به گفتار اوی » مرجع ضمیر«او»کیست ؟ @ضحاک

    14- مصراع دوم این بیت کدام ضرب المثل را به یاد می آورد ؟ « ببارید چون ژاله ز ابر سیاه  /   کسی را نبُد بر زمین جایگاه

    »  @ضرب المثل جای سوزن انداختن نبود .

     15- چرا شعر غنایی دارای گسترده ترین افق معنوی مجموعه ی شعر فارسی است ؟ @چون انسان ها ، دارای عواطف و احساسات هستند و آن ها را درهر زمان ، در قالب شعر غنایی بیان می کنند.

    16- این بیت حافظ «در بیابان گر به شوق کعبه خواهی زد قدم /  سرزنش ها گر کند خار مغیلان غم مخور» با کدام بیت از شعر درس ، ارتباط معنایی نزدیک تری دارد؟ @عشق را خواهی که تا پایان بری  /  بس که بپسندید باید ناپسند

    17- بیت « توسنی کردم ندانستم همی/  کز کشیدن تنگ تر گردد کمند » کدام خصوصیت عشق را نشان می دهد؟ @سرکشی عاشق ازعشق، او را به معشوق نزدیک تر می کند و فرار از دام عشق ممکن نیست. ( یا جذبه ی عشق)

    18- کدام مصراع از شعر درس ضرب المثل است؟@ مصراع « کز کشیدن تنگ تر گردد کمند»

    19- منظور شیخ ابوطاهر از عبارت «من این همه نیستم» چیست؟ @یعنی من شایسته ی این لقب ها نیستم.

    20- امروزه به جای افعال زیر چه معادل هایی به کار می رود؟

    @الف) باز رفتند: برگشتند       ب) بشوریدند : اعتراض کردند      ج) بیرون گرفت: بیرون آورد      د) آواز داد : فریاد زد

    21- معنی کدام گروه از کلمات با هم فرق می کند آن ها را توضیح دهید.  @  جواب : گروه ب

          الف) عقیدت – عقیده /  اشارت – اشاره /  بقیت - بقیه ( معنی دو شکل این کلمات با هم فرق ندارد)

    @ ب) ارادت-  اراده   /  مصاحبت – مصاحبه / اقامت -  اقامه (معنی دو شکل این کلمات با هم فرق دارد)

    22- معنی کلمات زیر را بنویسید.

    @ ارادت : دوست داشتن-  اراده : قصد ، تصمیم  /  مصاحبت: دوستی، هم نشینی – مصاحبه: گفت وگو / اقامت: سکونت  -  اقامه: بر پا داشتن

    23- به نظر شما ، هدف خسرو از طرح پرسش های پی در پی چه بوده است ؟@ شناختن شخصیت و هدف فرهاد و منصرف کردن او ازعشق شیرین.

    24-کدام بیت شعر ، به باورهای عامیانه اشاره دارد ؟  @بگفتا دوری از مه نیست در خور  /   بگفت آشفته از مه دور بهتر

    25- دربیت زیر، مرجع « این » چیست ؟ @ یاد نکردن از او

              بگفت او آن ِ من شد زو مکن یاد  /  بگفت این کی کند بیچاره فرهاد   .

    26- درمصراع « بگفت ازگردن این وام افکنم زود » مقصود فرهاد از« وام »چیست؟ @   سر 

    27- در بیت «از در در آمدی و من از خود به در شدم  /  گویی کز این جهان به جهان دگر شدم» مقصود از عبارت «از خود به در شدن » چیست؟

     @از خود بی خود شدن.

    27- با توجه به مفهوم بیت «گفتم ببینمش مگَرَم درد اشتیاق /  ساکن شود بدیدم و مشتاق تر شدم» امروزه به جای کلمه ی«ساکن» چه کلمه ای به کار می رود؟ @آرام و تسکین.

    28- بیت « با صد هزار جلوه برون آمدی که من /  با صد هزار دیده تماشا کنم تو را » با کدام بیت از شعر درس ارتباط معنایی دارد؟@ با بیت زیر

     تا رفتنتش ببینم و گفتنش بشنوم    /     از پای تا  به سر همه سمع و بصر شدم

    29- در بیت «ای خرّم از فروغ رُخَت ،  لاله زار عمر /  باز آ، که ریخت بی گل رویت ،   بهار عمر» تشبیهات را پیدا کرده و ارکان آن را بنویسید.

    @  لاله زار عمر-  گل روی-   بهار عمر ( در همه ی این تشبیهات کلمات دو م مشبه و کلمات اول مشبه به است)

    30- پیام بیت «تا کی می صبوح و شکر خواب بامداد؟   /    هشیار گرد ، هان که گذشت اختیار عمر» چیست؟@ غفلت نکردن وغنیمت دانستن عمر

    31- در باره ی ارتباط واژگانی کلمه ی «خیل» با دیگرواژه ها در بیت «در هر طرف ز خیل حوادث، کمین گهی ست / زان رو ، عنان گسسته دواند سوار عمر»  توضیح دهید. @کلمه ی« خیل» به معنی گروه اسبان ، با کلمه های »عنان» و« سوار» تناسب دارد.

    32- بیت«اگردر دیده ی مجنون نشینی/ به غیر از خوبی لیلی نبینی» چه  مفهومی را در بردارد؟@ به هر چیزی عاشقانه نگاه کنی آن را زیبا خواهی دید.

    33- مقصود نویسنده از «دیشب » و «امشب» در این نوشته ی چیست؟دیشب تاریخ بشریت چنین شهدایی نداشت و امشب آنان در گذرگاهش خفته اند.

    @ ( دیشب: شب عاشورا / امشب : شب شام غریبان)

    34- جمله ی مشهور« ان ِ لَم یکن دین ٌ فکونوا اَحراراً فی دُنیاکم»یعنی چه؟@ اگر دین ندارید لااقل در دنیایتان آزاده باشید . از امام حسین (ع)

    35- در مصراع «پرستش به مستی است درکیش مهر» به نظر شاعرکمال پرستش در چیست ؟ @در سرمستی و از خود بیخود شدن.

    36- این بیت از حافظ« ناز پرورد تنعم نبرد راه  به دوست  /  عاشقی شیوه ی رندان بلا کش باشد»با کدام بیت از شعر ، قرابت معنایی دارد؟

    @ به شادی و آسایش و خواب و خور  /  ندارند  کاری  دل افگارها

    37-  در بیت «بهاران که شا باش ریزد سپهر  /  به دامان گلشن ز رگبار ها » منظور شاعر از « شاباش بهاری» چیست ؟ @قطره های باران

    38- مضمون بیت « با صبا در چمن لاله سحر می گفتم  /  که شهیدان که اند این همه خونین کفنان؟» از حافظ  یاد آور کدام بیت است؟

    @به خون خود آغشته و رفته اند  /   چه گل های رنگین  به جوبارها

    39- بیت «سرود عشق ز مرغان بوستان بشنو          جمال یار ز گل برگ سبز تابان شد » به کدام مفاهیم عرفانی اشاره دارد؟ @همه چیز خدا را تسبیح می کنند و جمال خدا را در همه ی پدیده هامی توان دید.

    40- در رباعی مولانا ، میان «غم»در مصراع اوّل و مصراع چهارم چه تفاوت معنایی وجود دارد؟@ غم اول ، غم مادی و دنیایی است/ غم دوم ، غم عشق است.

    41- شاعر در مصرا ع « با زخم نشان سرفرازی نگرفت » چه ارتباطی میان «زخم » و « نشان» ایجاد کرده است ؟@ تشبیه ، شاعر ، زخم وارد شده بر سینه ی مبارز را به مدال افتخار تشبیه کرده است.

    42- معادل امروزی « به قول مردمان خطی به وی فرو نتوان کشید » چیست ؟@ به قول مردمان نمی توان به او برچسب زد یا تهمت زد.

    43- مفهوم جمله ی « این گمان در حق خویش برم ، بهتر » چیست ؟ @به خودم  بدگمان  باشم  بهتر است.

    44-  منظور نویسنده از این عبارت چیست؟@« هر عصب و فکر ، به منبع بی شائبه ی ایمان وصل بود که خوب و بد را به عنوان مشیّت الهی می پذیرفت» یعنی هر چیز را به خاطرداشتن ایمان پاک به اراده ی الهی نسبت می داد.

    45- این جمله«سخنش به سخن همه شبیه باشدو به هیچ کس شبیه نباشد» به کدام ویژگی سخن سعدی اشاره می کند؟ @سهل ممتنع بودن شعر سعدی

    46-« لُکّه می دویدم» یعنی چه ؟@ یعنی جَست و خیز کنان می رفتم.

    47- از  بیت « به حرص ار شربتی خوردم مگیر از من که بد کردم /   بیابان بود و تابستان و آب سرد و استسقا» در چه مواردی استفاده می شود؟

    @ از این بیت در موارد عذر خواهی بر خطاهای خود استفاده می کنند. 

    تاریخ ادبیات  وسبک شناسی :

    1-  صحیفه ی سجادیه اثر کیست  و موضوع آن چیست؟ @اثر امام سجاد (ع) و موضوع آن نیایش های زیبا ، لبریز از معارف ،آموزش های اخلاقی و اجتماعی است.

    2-  مترجم صحیفه ی سجادیه کیست و چگونه ترجمه کرده است؟ @ جواد فاضل، به شیوه ی آزاد ترجمه کرده است.

    3- چرا در ادبیات فارسی اصطلاح حماسه بیشتر برای شعر به کار گرفته می شود؟@ زیرا دو عامل وزن و آهنگ که از اجزای جدایی ناپذیر منظومه های حماسی است تنها در شعر یافت می شود.

    4-  حماسه در لغت به چه معنی است؟ @به معنی دلاوری و شجاعت

    5- حماسه در اصطلاح به چه معنی است؟ @شعری است داستانی با زمینه ی قهرمانی، قومی و ملی که حوادث خارق العاده در آن جریان دارد.

    6- وجود آفریده های غیر طبیعی مانند سیمرغ،کدام یک از ویژگی های حماسه را بیان می کند ؟ @خرق عادت

    7- مجموعه ی حوادث مربوط به کدام زمینه ی حماسه است؟ @زمینه ی داستانی 

    8--  مولّفین هریک از این آثار را بنویسید.  @اخبار رستم از آزاد سرو سیستانی -  ابو مسلم نامه از ابو طاهر طرسوسی

    9- رویین تن بودن اسفندیار بیانگر کدام یک از ویژگی های چهارگانه حماسه است ؟@ خرق عادت

    10- معادل اروپایی واژه ی « غنا» چیست ؟@ لیریک

    11- لیر به چه معنی است؟@ابزار موسیقی

    12- شعر غنایی در اصطلاح به چه معنی است؟ @شعری است که گزارشگر عواطف و احساسات شخصی شاعر باشد.

    13- شعر عاشقانه در چه قرنی آغاز می شود؟ @در قرن چهارم

      14- شروع شعرعاشقانه را در تغزّلات کدام شاعران قرن چهارم می توان یافت ؟@ (رودکی ، شهید بلخی، رابعه بنت کعب)

    15- شعر عاشقانه ، در چه قرنی و به وسیله ی کدام شاعر کمال می یابد ؟@در قرن پنجم  در شعر فرخی

    16- در قرن پنجم کدام شاعران به سرودن منظومه های عاشقانه پرداخته اند؟ @عنصری ، فخرالدین اسعد گرگانی و عیّوقی

    17- کدام شاعر در قرن ششم منظومه های عاشقانه را به کمال رسانده است؟ @نظامی

    18- داستان های عاشقانه در ادب فارسی را با کدام شعر در ادب اروپایی برابر دانسته اند؟@ با  شعر نمایشی

    19- منطق الطیر عطار و مثنوی مولانا چگونه کتابی هستند؟ @عرفانی و تمثیلی

    20- مؤلّفین آثار زیر را که از نثرهای غنایی محسوب می شوند ، بنویسید.

    @سمک عیار از فرامرزبن خداداد – هزار و یک شب از عبداللطیف طسوجی – شرح زندگانی من از عبدالله مستوفی – روزها از دکتر اسلامی ندوشن

    21- رابعه شاعر قرن چندم است؟ @ قرن چهارم و معاصر سامانیان

    22- قدیم ترین و معتبرترین کتاب فارسی در تصوّف  چیست ؟ @کشف المحجوب

    23- کشف المحجوب اثر کیست؟@ ابوالحسن هجویری

    24- نثر کشف المحجوب چگونه است؟ و مربوط به کدام دوره است؟@  روان و ساده و سلیس  مربوط به دوره ی سامانی

    25- منظومه ی خسرو و شیرین اثر کیست؟@ اثر نظامی شاعر قرن ششم

    26-  مشهورترین مقلدان نظامی در سرودن منظومه ی خسرو و شیرین چه کسانی هستند ؟@ امیر خسرو دهلوی  ، وحشی بافقی

    27- در شعر فارسی ، چه کسی را مبتکر فن مناظره دانسته اند؟@ اسدی توسی شاعر قرن پنجم

    28- زیباترین مناظره ی معاصر در ادب فارسی از کیست؟ @از پروین اعتصامی

    29- جان مایه ی شعرو ادب فارسی چیست ؟ @عشق

    30- عمده ی نوشته های « محمد رضا حکیمی » درچه زمینه ای است ؟ @مسائل دینی و اعتقادی

    31- « ادبیّات و تعهد دراسلام» و « الحیاه » اثر کیست؟ @محمدرضا حکیمی

    32- نثر محمدرضا حکیمی چه ویژگی هایی دارد؟@ از ترکیبات زیبا و تشبیهات گسترده و از جلوه های طبیعی بیشتر استفاده می کند.

    33- این توضیحات معرّف چه شخصیتی است ؟@« نوشته های او در زمینه ی مسائل دینی و اعتقادی است.کاربرد ترکیبات زیبا ،تشبیهات گسترده و استفاده ازجلوه های طبیعی از ویژگی های نثراوست.»

    @محمد رضا حکیمی

    34- عبارت زیر معرّف کدام شاعر معاصر است ؟ « شاعری با زبانی چالاک و بیانی گرم و زنده که ازگفتار روزانه ی مردم و تعبیرا ت آنها به شیوه ای هنرمندانه بهره جسته است .» @ایرج میرزا

    35-  دو اثر از علامه طباطبایی نام ببرید. @ تفسیر المیزان – اصول فلسفه و روش رئالیسم

    36- کتاب «چهل حدیث» اثر کیست؟ @اثر امام خمینی

    37- کتاب «المنقذ من الضلال» اثر کیست و چگونه کتابی است؟  @ اثر امام محمد غزالی و حسب حال اعتراف گونه است.

    38- مؤلّفین هر یک از آثار زیر را که در زمینه ی حسب حال نویسی هستند،  بنویسید.

    @بدایع الوقایع اثر محمود واصفی-  حیات یحیی از یحیی دولت آبادی -  از پاریز تا پاریس از دکتر باستانی پاریزی -  الایّام اثر طه حسین – دانشگاهای من اثر ماکسیم گورکی- شرح زندگانی من اثر عبدالله مستوفی – روز ها اثر دکتر محمد علی اسلامی ندوشن .

    39-  هر یک از آثار زیر از کدام نویسنده است؟

    سیره ی رسول الله@قاضی ابر قو    /   سیرت رسول الله @دکتر عباس زریاب خویی /    قصص الانبیا @ابواسحاق نیشابوری

    40- هر یک از تذکره های زبان فارسی اثر کیست ؟ لباب الالباب@  محمد عوفی   / تذکره الشعرا@ دولتشاه سمرقندی

    41- هر یک از آثار زیر که از دکتر عبدالحسین زرین کوب است در باره شرح حال چه کسانی است؟

    پلّه پلّه تا ملاقات خدا @شرح حال مولانا  /  پیر گنجه در جستجوی نا کجا آباد@در باره ی نظامی / فرار از مدرسه در شرح حال امام محمد غزالی

    42- اسرارالتوحید اثر کیست و موضوع آن چیست؟@ اثر محمدبن منوّر در سه باب درباره ی شرح حال ابوسعید ابوالخیرکه به شیوه ی داستانی نوشته شده است.

    43- نثر دکتر زرین کوب چگونه نثری است؟ @ زنده و گیرا و جزنثرهای تحقیقی هنری است.

    44- کتاب شرح زندگانی من اثر کیست و در چه زمینه ای است؟@ اثر عبدالله مستوفی – در زمینه ی حسب حال نویسی

    45- ادبیات معاصر شامل چه دوره ای است؟ @تحولات ادبی ایران از زمان امضای فرمان مشروطیت(1324ه. ق.)تا به امروز«ادبیات معاصر» نامیده می شود.

    درک مطلب :

    1- معنی واژه ی مشخص شده چیست؟ درزه هایی بیرون گرفت . @ ( بسته های کاغذ  ، بیرون آورد)       

    2- دربیت « پیاپی بکش جام وسرگرم باش/  بهل،گر بگیرند بیکارها » واژه های «بهل» و «بگیرند» به چه معناهستند؟@  (بگذار) ،( خُرده بگیرند)  

    3- دربیت « چو کاوه برون آمد از پیش شاه / براو انجمن گشت بازارگاه » منظور از « بازارگاه » چیست ؟   @ ( مردم بازار )

    4- مفهوم مصراع اوّل بیت « عشق او باز اندرآوردم به بند / کوشش بسیار نامد سودمند »را بنویسید . @   (عشق او دوباره مرا گرفتار کرد)

    5- معنای واژه های مشخص شده را بنویسید .

    الف ) مرید از غیرت ارادت خود ، قصد رجم آن مرد کرد. @ ( رجم : سنگ زدن )

    ب) پروردگارا ،از خصلت طمع که دنائت آورد به تو پناه می برم . @ ( دنائت : پستی یا خواری )

    6- با توجه به بیت زیر به سؤالات پاسخ دهید .

    گویند روی سرخ تو سعدی که زرد کرد؟             اکسیر عشق بر مسم افتاد و زرشدم

    الف ) شاعر علت زرد شدن خود را چه عاملی می داند ؟@ (عاشق شدن یا عشق )

    ب) یک استعاره درمصراع دوم بیابید و معنای استعاری آن را بنویسید . @ ( مس استعاره از وجود بی ارزش)

    7-  با توجه به بیت « مادر سنگ دلت تا زنده است/ شهد درکام من و توست شرنگ » مفهوم مصراع دوم را بنویسید . @ یعنی زندگی شیرین ما ، تلخ خواهد شد.

    8- درمصراع « پا بر سر سبزه تا به خواری ننهی » مفهوم واژه ی « تا » چیست ؟ @ (مواظب باش یا آگاه باش )

    9- با توجه به بیت « تو قد بینی و مجنون جلوه ی ناز/ تو چشم و او نگاه ناوک انداز» تفاوت دید مجنون و انسان عیب جو درچیست ؟@ ( مجنون حقیقت بین است درحالی که انسان عیب جو فقط ظاهر را می بیند . )

    10- با توجه به بیت « هر که جز ماهی، زآبش سیر شد / هرکه بی روزی است،روزش دیر شد» « بی روزی » و « دیر شدن روز » به ترتیب به چه معناست؟@  (بی بهره از عشق ،  ملول و خسته شدن) 

    11- حماسه های ایرانی برچه ارزش هایی مبتنی هستند؟@ ( تلاش برای داد گری،مبارزه با بیداد، ترسیم آزادی وآزادگی )

    12- مفهوم عبارت « همه تالیان قرآن و سحر کوشان درعبادت بودند » را بنویسید. @ (همه تلاوت کنندگان ( پیروان ) قرآن و عبادت کنندگان واقعی بودند.)

    13- دربیت « کز نیستان تا مرا ببریده اند / از نفیرم مرد و زن نالیده اند» مقصود از« نیستان » چیست؟@ (عالم معنا )

    14- با توجه به شعر زیر به سؤالات پاسخ دهید :

    « هر که جز ماهی ، ز آبش سیر شد        هر که بی روزی است ، روزش دیر شد

        در نیابد  حال پخته هیچ  خام                  پس سخن کوتاه باید ، والسّلام »

    الف ) منظور از« ماهی » چیست ؟ @ ( عاشق واقعی )

    ب ) مصراع اول بیت دوم به چه معنا است ؟@ ( آن که راه عشق نسپرده از حال عارفِ واصل بی خبر است )

    15- در بیت « خروشید کای پایمردان دیو /  بریده دل از ترس گیهان خدیو » منظور از « پایمردان دیو » چیست ؟

    @ ( دست یاران حکومت یا حامیان ضحاک دیو صفت )

    16- مفهوم مصراع دوم بیت زیر را بنویسید. @« بگفتا گر کسیش آرد فرا چنگ ؟/   بگفت آهن خورد ورخود بود سنگ »(مقابله با حریف و از بین بردن او )

    17- با توجه به شعر :

    «گفتم ببینمش مگَرَم درد اشتیاق        /   ساکن شود بدیدم و مشتاق تر شدم

      دستم نداد قوت رفتن به پیش دوست /  چندی به پای رفتم و چندی به سر شدم»

    الف ) نقش دستوری ضمیر « ش » درواژه ی « ببینمش » را بنویسید.( مفعول )

    ب ) عبارت « ساکن شود » به چه معناست ؟@ ( تسکین یابد یا التیام پیداکند )

    پ) عبارت های « دستم نداد» و « به سرشدم » به ترتیب کنایه ازچیست ؟@ ( برایم ممکن نشد یا میسّر نشد ، با اشتیاق فراوان رفتم )

    18- دربیت « بیا گم کرده ی دیرین خود را / سراغ ازلاله ی پرپر بگیریم» منظور شاعراز« گم کرده ی دیرین» چیست ؟@ ( عشق یا معشوق )

    19- منظورشاعرازمصراع اوّل بیت«شماریت با من بباید گرفت/ بدان تا جهان ماند اندرشگفت»چیست؟@یعنی  لازم است به خاطراقدام ظالمانه به من حساب پس بدهی .

    20- درمصراع « چو فردا نامه خوانان  نامه خوانند » مفهوم واژه ها ی « فردا » و« نامه » را به ترتیب بنویسید. @ ( روز قیامت ، اعمال انسان )

    21- معنی واژگان مشخص شده را بنویسید. الف) ستارگان می خواستند حضیضی بیابند وخود را درآن افکنند. @ (نشیب وپستی   مقابل اوج )      

     ب) شهد درکام من و توست شرنگ   ( زهر یا سم)

    22- دربیت « هرکجا بینَدَم از دورکند / چهره پرچین و جبین پرآژنگ »« جبین پر آژنگ » کنایه از چیست ؟@ ( اخم کردن و عصبانی شدن )

    23- درمصراع « هرکه جز ماهی ، ز آبش سیر شد » منظور از « ماهی » و « آب » چیست ؟@ ( ماهی نماد عاشق و آب نماد عشق )

    24- با توجه به بیت:«مکن کاری که برپا سنگیت آیو/ جهان با این فراخی تنگت آیو» مفهوم کنایی«سنگ بر پا آمدن» چیست؟@ (کنایه از دچار مشکل شدن)

    25- دربیت«من خفته بدم به ناز درکتم عدم/ حسن تو به دست خویش بیدارم کرد» ترکیب «کتم عدم »چه مفهومی دارد ؟@ ( جهان نیستی )

    26- دربیت « خروشید و برجست لرزان ز جای /  بدرید و بسپرد محضر به پای » مفهوم کنایی « بسپَرد محضر به پای » را بیان کنید.

    @ (استشهاد نامه را زیر پا انداخت)

    27- دربیت « بگفت از صبر کردن کس خجل نیست/ بگفت این، دل تواند کرد، دل نیست » مرجع ضمیر « این » درمصراع دوّم چیست؟@ ( صبر کردن)

    28- درمصراع « پیاپی بکش جام و سرگرم باش » ایهام را در ترکیب مشخص شده ، توضیح دهید. @ ( مشغول باش، سرگرم و پر نشاط با ش.)

    29- در بیت « بپویید کاین مهتر آهرمن است / جهان آفرین را به دل دشمن است » ،« بپویید » به چه معناست و منظور از « مهتر » دراین شعر کیست؟

    @ ( حرکت کنید ، برخیزید، و منظورازمهتر ضحاک می باشد)

    30- در بیت «من به هر جمعیّتی نالان شدم  /  جفت بد حالان و خوش حالان شدم» منظور از بدحالان و خوش حالان چیست؟@ بد حالان، کسانی هستند که سیر آن ها به سوی حق کُند است و خوش حالان ، رهروان راه حق اند که از سیر به سوی حق شادمان اند.

    31- در بیت« هر کسی کو دور ماند از اصل خویش  /  باز جوید روزگار وصل خویش»

     الف) شاعر به کدام سخن مشهور اشاره(تلمیح) دارد؟@ کلُّ شیء یرجع الی اصله یعنی هر چیز به اصل خود بر می گردد.

    ب) منظور از «اصل خویش» چیست؟@ باز گشت به سوی خدا

    32- در بیت«آتش است این بانگ نای و نیست باد/هر که این آتش ندارد نیست باد» درکلمات «نیست باد» چه نوع آرایه ی ادبی وجود دارد؟@ جناس تام

    33- در مصراع « نی حریف هر که از یاری برید » ، «حریف» به چه معنی است؟ @همدم

    34- در مصراع « در نیابد حال پخته هیچ خام » منظور از پخته و خام چیست؟ @پخته : انسان عارف و واصل / خام : انسان بی بهره از عشق

    35-  معنی لغات زیر را بنویسید .

    جود: بخشش / فضل: بخشش /  بیغوله: بیراهه ، ویرانه /  ضلال: گمراهی /  دنائت: پستی /  مذلّت: خواری و پستی

    36-  چرا در ادبیّات فارسی اصطلاح حماسه بیشتر برای شعر به کار می رود؟ @زیرا دو عامل وزن و آهنگ که اجزای جدایی ناپذیر منظومه های حماسی هستند تنها در شعر یافت می شود.

    37- مولّفان هریک از آثار را بنویسید.       الف) اخبار رستم از آزاد سرو سیستانی         ب) ابومسلم نامه از ابو طاهر طرسوسی

    38- معنی لغات را بنویسید .         خوالیگر: آشپز    /  لُجّه: عمق، عمیق ترین جای دنیا  / 

    39- در بیت «هم آن گه یکایک ز در گاه شاه  /   بر آمد خروشیدن دادخواه» ، واژه ی « یکایک» به چه معنی است؟@ ناگهان، یک دفعه

    40- با توجه به بیت « چو بر خواند کاوه همه محضرش / سبک، سوی پیران آن کشورش» به سؤالات پاسخ دهید .

    الف) «محضر» به چه معنی است؟ @  نامه ، استشهاد نامه                             ب) «سبک» به چه معنی است؟@ فوراً ، زود

    41- در بیت « از آن چرم کاهنگران پشت پای /  بپوشند هنگام زخم درای» منظور از « پشت پای» و « زخم درای» چیست؟ @روی پا – ضربه ی پتک

    42- با توجه به بیت « همی بر خروشید و فریاد خواند / جهان را سراسر سوی داد خواند » به سؤالات پاسخ دهید.

    الف) « فریاد خواند » به چه معنی است؟ @کمک خواست.         ب) در کدام کلمه آرایه ی مجاز وجود دارد؟ @در کلمه ی جهان مجاز از مردم

    43- با توجه به بیت «کسی کاو هوای فریدن کند / سر از بند ضحاک بیرون کند » به سؤالات پاسخ دهید.

     الف) « هوای کسی کردن» به چه معنی است؟@ دوست داشتن

    ب) « سر از بند کسی بیرون آوردن» کنایه از چیست؟ @اطاعت نکردن

    44- در بیت « ز دیوار ها خشت و از بام سنگ / به کوی اندرون تیغ و تیر خدنگ» در کدام کلمه « ایهام» وجود دارد؟ توضیح دهید.

    @در کلمه ی « خشت»   1)آجر      2) نیزه ی کوچک

    45-  مفهوم مصراع «نه هرگز براندیشم از پادشا» چیست؟@ یعنی هرگز از پادشاه نمی ترسم.

    46- غِنا در لغت به چه معنی است؟@سرود، آواز خوش و نغمه 

    47- شعر عنایی چه نوع شعری است؟ @شعری است که گزارشگر احساسات و عواطف شخصی شاعر باشد.

    48- « لیر »  و «لیریک» به چه معنی است؟ @لیر به معنی ابزار موسیقی و لیریک به معنی شعری که با لیر یعنی ابزار موسیقی خوانده شود.

    49- نمونه ی کامل شعر غنایی چه نوع شعری است؟ @غزل

    50- معنی لغات را بنویسید.  مُرید : شاگرد /  زندیق: بی دین /  رجم: سنگسار  /  درزه : بسته ی کاغذ  

    51- با توجه به بیت « بگفتا عشق شیرین بر تو چون است /   بگفت از جان شیرینم فزون است » به سؤالات پاسخ دهید.

    الف) در مصراع اول در کدام کلمه «ایهام» وجود دارد ؟@ در کلمه ی «شیرین» 1- خوش و دلنشین   2 - نام معشوقه

    ب) واژه ی شیرین در مصراع دوم به چه معنی است؟@ عزیز و گرامی

    ج) بین وازه ی شیرین در مصراع اول و مصراع دوم چه نوع آرایه ی ادبی وجود دارد؟@ جناس تام

    52-در بیت «بگفتا رو صبوری کن در این درد  /  بگفت از جان صبوری چون توان کرد» منظور از کلمات مشخص شده چیست؟@درد عشق- معشوق

    53- لغات را معنی کنید.   حوری : زن بهشتی/  قصور: عیب و نقص /  ناوک: تیر/  جبین: پیشانی / نارنگ: نارنج / آرنگ: آرنج /  قلماسنگ: فلاخن

    54- در بیت « هر کجا بیندم از دور کند /  چهره پر چین و جبین پر آژنگ» ، « جبین پر آژنگ کردن » کنایه از چیست؟@ عصبانی شدن

    55- در بیت « پرستش به مستی است در کیش مهر/ برون اند زین جرگه هشیارها» در کدام کلمه «ایهام» وجود دارد؟

    @در کلمه ی «مهر»   1- خورشید     2- عشق و محبت

    56- در بیت « به خون خود آغشته و رفته اند /  چه گل های رنگین به جوبارها» منظور از «گل های رنگین » و «جوبارها» چیست؟ @شهیدان – زندگی

    57- در بیت « بیا گم کرده ی دیرین خود را /  سراغ از لاله ی پرپر بگیریم» منظور از « گم کرده ی دیرین» و «لاله ی پرپر» چیست ؟@ عشق یا معشوق – شهیدان

    58- در بیت «زین پیش دلاورا،کسی چون تو شگفت /  حیثیّت مرگ را به بازی نگرفت»مفهوم مصراع دوم چیست؟@یعنی هیچ کس مثل تو مرگ را ناچیز نشمرده است.

    59- - مهمترین ویژگی کتاب اسرارالتوحید چیست ؟ @کوتاهی جملات و سادگی

    60- اسرارالتوحید اثر کیست و موضوع آن چیست؟@ اثر محمدبن منوّر در سه باب درباره ی شرح حال ابوسعید ابوالخیرکه به شیوه ی داستانی نوشته شده است.

    شعر حفظی :

    1- هر یک از شعرهای زیر را کامل کنید .

    ملکا ذکر تو گویم که تو پاکیّ و خدایی  /      ........................................................................ (نروم جز به همان ره که توأم راه نمایی)

    نتوان وصف تو گفتن که تو در فهم نگنجی/  ..........................................................................( نتوان شبه تو گفتن که تو در وهم نیایی)

    همه ی عزّی و ................ همه علمی و یقینی  /  همه نوری و ................. همه جودی و جزایی ( جلالی – سروری)

    همه .............تو جویم ، همه از...............تو پویم /  همه توحید تو گویم که به توحید سزایی ( درگاه – فضل )

    لب ودندان سنایی همه توحید تو گوید     /      ....................................................................( مگر از آتش دوزخ بودش روی رهایی)

    همه بیشی تو بکاهی ،  ..............................( همه کمّی تو فزایی)

    *****

    گوشم به راه ، تا که خبر می دهد ز دوست  /    .....................................................................(صاحب خبر بیامد و من بی خبر شدم)

    چون شبنم اوفتاده بُدم پیش ........................   /       مهرم به جان رسید و به ............... بر شدم ( آفتاب- عیّوق )

    تا  رفتنش  ببینم  و  گفتنش  بشنوم      /      ................................................................. ( از پای تا به سر همه سمع و بصر شدم)

    او  را  خود  التفات  نبودی  به  صید من       /    .......................................................... (من خویشتن اسیر کمند نظر شدم )

    دستم نداد  قوّت رفتن  به  پیش دوست        /     ........................................................ ( چندی به پای رفتم و چندی به سر شدم )

    *****

    ای خرّم از  فروغ رخت ،  لاله زار عمر          / ...............................................................( بازآ، که ریخت بی گل رویت ، بهار عمر)

    از دیده گر ..........چو باران چکد رواست   /   کاندر غمت چو .........بشد روزگار عمر ( سرشک – برق)

    تا کی می.............  و شکر خواب بامداد ؟    /    هشیار گرد ، هان که گذشت ............... عمر ( صبوح  - اختیار )

    در هر طرف ز خیل حوادث ، کمین گهی ست /   ............................................................( زان رو عنان گسسته دواند سوار عمر)

    حافظ سخن بگوی که بر .........................جهان  /   این نقش ماند از ........................... یادگار عمر( صفحه – قلمت)

    «پایان نوبت اوّل»

    فصل پنجم: ادبیّات تعلیمی

    درس پانزدهم: پرورده گویی

    1-  شعر تعلیمی چه نوع شعری است؟ @شعری است که قصد گوینده و سراینده ی آن تعلیم و آموزش است.

    2-  ماده ی اصلی شعر تعلیمی چیست؟@ علم و اخلاق و هنر

    3-  چند نوع شعر تعلیمی در ادبیات ملل دیده می شود؟ @دو نوع  1-  نوعی که موضوع آن خیر و نیکی است (حوزه ی اخلاق) 2-  نوعی که موضوع آن حقیقت و زیبایی و علم است.(حوزه ی علم و ادب و هنر)

    4- کتاب « نصاب الصّبیان » اثر کیست؟ و موضوع آن چیست؟@  اثر ابونصر فراهی در تعلیم لغت

    5-  شعر های تعلیمی قدیم با شعر های تعلیمی پس از انقلاب مشروطه چه تفاوتی دارد؟ @شعرهای تعلیمی در قدیم شامل سروده های اخلاقی و مذهبی و عرفانی بوده است ولی از انقلاب مشروطیت به بعد اشعاری با درون مایه های سیاسی و اجتماعی و روانشناسی سروده شده است.

    6-  چند مورد از اشعار تعلیمی در ادب اروپا که جنبه ی غنایی دارند نام ببرید. @ بهشت گم شده اثر جان میلتون  و کمدی الهی اثر دانته.

    7-  نام دیگر بوستان چیست؟ @سعدی نامه

    8-  بوستان چند باب است و بر چه وزنی سروده شده است؟ @ ده باب-  بر وزن شاهنامه

    9- سعدی در بوستان چه چیزی را ترسیم می کند؟ @مدینه ی فاضله ( شهر آرمانی) را ترسیم می کند.

    10- اگر پای در دامن آری چو کوه                          سرت  زآسمان  بگذرد  در شکوه

    @ (اگر مانند کوه ، خاموشی و گوشه گیری پیشه کنی در شکوه و بزرگی به مقام بالایی می رسی و سربلند و سرافراز می شوی.)

    11- زبان درکش ای مرد بسیاردان         که فردا قلم نیست بر بی زبان

    @ (ای انسان دانا ، ساکت وکم حرف باش زیرا در روز قیامت ، آدم لال و بی زبان  بازخواست نخواهد شد.)

    12- فراوان سخن باشد آکنده گوش            نصیحت نگیرد مگر درخموش

    @ (انسان پرحرف ، گوشش سنگین است و پند و اندرز نمی پذیرد زیرا نصیحت، تنها در انسان ساکت و خاموش اثر می کند.)

    13- نباید سخن گفت ناساخته               نشاید  بریدن  نینداخته

    @ (انسان نباید اندیشه نکرده و نسنجیده، سخن بگوید ، همان طوری که نباید پارچه را پیش از اندازه گرفتن بُرید.)

    14- تأمّل کنان در خطا و صواب          به از ژاژ خایان  حاضر جواب

    @ (انسان هایی که درنیک و بد سخن ، اندیشه و تأمّل می کنند ، از بیهوده گویان حاضر جواب بهتر هستند.)

    15- کم آواز هرگز  نبینی خجل             جُوی مُشک بهتر که یک توده گِل

    @ (انسان ِ کم حرف هرگز شرمسار نمی شود همچنان که قطره ای مُشک از انبوهی گِل بهتر است.)

    16 = حذرکن ز نادان ده مَرده گوی         چو دانا یکی گوی و پرورده گوی

    @ (از نادانی که به اندازه ی ده تَن سخن می گوید دوری کن ؛ مانند انسان دانا ، کمتر بگو اما خوب و سنجیده بگو.)

    17- صد انداختی و هر صد خطا ست       اگر هوشمند ی یک انداز و راست

    @ (صد بارسخن گفتی و هرصد خطا کردی ، اگرخردمند هستی یک سخن بگو اما سنجیده و درست بگو.)

    18- چرا گوید آن چیز درخفیه ، مرد         که گر فاش گردد شود روی زرد

    @ (چرا انسان در نهان چیزی بگوید که اگر فاش وآشکار شود ، شرمنده شود.)

    19- مکن پیش دیوار غیبت بسی                بوَد کز پسش گوش دارد کسی

    @ ( درکنار دیوار از کسی غیبت و بدگویی مکن زیرا ممکن است کسی درپشت دیوار گوش دهد و بشنود.)

    20- درون دلت، شهر بند است  راز              نگر  تا نبیند درِ شهر  باز

    @ (راز ، در درون دلِ تو، اسیر و زندانی است، مواظب باش که دروازه ی دلت را باز نبیند و بیرون نرود.)

    21- از آن مرد دانا دهان دوخته است         که بیند که شمع از زبان سوخته است

    @ (از آن جهت ، انسان دانا ، سکوت و خاموشی برمی گزیند که می بیند شمع از زبان خود آتش می گیرد و می سوزد.)

    22- کدام یک از آثار سعدی ، بیانگر مدینه ی فاضله ی اوست ؟@ سعدی نامه یا بوستان  

    23- « سعدی نامه » در حوزه ی کدام نوع ادب فارسی قرار می گیرد؟@  ادبیات تعلیمی

    24-  با توجه به ابیات زیر ، به سؤالات پاسخ دهید .

    چرا گوید آن چیز درخفیه ، مرد /  که گر فاش گردد شود روی زرد ؟

    درون ِ دلت شهر بندست راز  /      نگر تا نبیند در شهر باز

    الف ) سعدی دلیل شرمندگی انسان را درچه می داند ؟@ ( آشکار شدن سخنی که در نهان گفته است یا فاش شدن غیبت )

    ب) منظور از« شهر بند» چیست ؟@  زندانی یا محبوس

    25-  با توجه به شعر زیر ،  به سؤالات پاسخ دهید.

    « کم آواز هرگز نبینی خجل            جوی مشک بهتر که یک توده گِل

      حذرکن ز نادان ده مَرده گوی         چو دانا یکی گوی و پرورده گوی

    چرا گوید آن چیز درخُفیه مرد          که گرفاش گردد شود روی زرد؟ »

    الف ) منظور از « کم آواز » دربیت اوّل چیست ؟@ انسان کم حرف 

    ب) با توجّه به بیت دوم ، شاعر تفاوت انسان نادان و دانا را درچه چیزی می داند؟

    @ انسان نادان به اندازه ی ده نفر سخن می گوید.اما انسان دانا ، کم حرف می زند اما حرف هایش با ارزش است.

    پ) دربیت سوم یک کنایه بیابید و مفهوم آن را بنویسید[email protected] روی زرد بودن کنایه از شرمنده شدن

    26- مادّه ی اصلی شعر تعلیمی چیست ؟@  علم ، اخلاق ، هنر

    27- دربیت « اگر پای دردامن آری چو کوه / سرت بگذرد زآسمان درشکوه» « پای دردامن آوردن » به چه معناست ؟

    @  کنایه ازگوشه نشینی یا ساکت و خاموش بودن

    28- در بیت مقابل کدام واژه نماد« خاموشی»است؟« اگر پای دردامن آری چو کوه / سرت زآسمان بگذرد درشکوه» @  کوه 

    29- دربیت « زبان درکش ای مرد بسیار دان / که فردا قلم نیست بر بی زبان » سعدی چه توصیه ای می کند ؟@  سکوت یا خاموشی

    30- با توجه به بیت های زیر به پرسش ها پاسخ دهید :

     زبان درکش ای مرد بسیاردان    /    که فردا قلم نیست بربی زبان

    فراوان سخن باشد آگنده گوش       /    نصیحت نگیرد مگر درخموش

    نباید سخن گفت ناساخته              /       نشاید بریدن نینداخته

    صدانداختی تیر و هر صد خطاست  /  اگر هوشمندی یک انداز و راست

    31- مفهوم کنایی « زبان درکشیدن » را بنویسید. @  کنایه از خاموش شدن 

    32- منظور سعدی ازمصراع « فراوان سخن باشد آگنده گوش» چیست ؟@ آدم پرگو  به  نصایح دیگران گوش نمی دهد.

    33- معادل مثل « گز نکرده پاره کردن » درکدام بیت دیده می شود ؟@ (نباید سخن گفت ناساخته    /       نشاید بریدن نینداخته)

    34- در بیت پایانی به نظر شاعر، هوشمند چگونه عمل می کند ؟@  یک سخن می گوید آن یک سخن هم به نتیجه می رسد.

    35- منظور از « لؤلؤ » دربیت « صدف وار گوهر شناسان راز / دهان جز به لؤلؤ  نکردند باز» چیست؟@ سخن گران بها ، سخن ارزشمند

    درس شانزدهم: ذکر حسین بن منصور (رحمه الله علیه)

    1- واقعات غرایب که خاص او را بود. @ (کارهای عجیب که مخصوص او بود.)

    2-  اغلب مشایخ درکار او ابا کردند .

    @  اکثر عرفا از تأیید کارهای او خود داری کردند.

    3- جُنید گفت : « زود باشد که سر چوب پاره سرخ کنی.» @ جنیدگفت : به زودی تو به دار آویخته شوی.

    4- حسین گفت :« آن روزکه من سرچوب پاره سرخ کنم تو جامه ی اهل صورت پوشی. »

    @ حسین گفت : « آن روز که من به دار آویخته شوم تو لباس اهل شریعت می پوشی »

    5- خط جنید باید. @  جنید باید امضا و تأیید کند.

    6- چون خلق درکار او متحیّر شدند ، منکِری بی قیاس و مقِرّ بی شمار پدید آمدند.

    @ چون مردم درکار او حیران و سرگشته ماندند هم انکار کننده ی زیاد وهم اقرارو اعتراف کننده ی بی شمار پیدا شد.

    7-  با عمرو بن عثمان مکّی افتاد و هیجده ماه با او صحبت داشت.

    @ با عمروبن عثمان مکّی ملاقات کرد و هیجده ماه با او هم صحبت شد.

    8-  به صحبت ابنای دنیا مشغول شد اما او را از آن تفاوت نبود.

    @ با مردم دنیا هم صحبت شده بود اما درحالات او تغییر ایجاد نشده بود.

    9- « یا بابکر ، دست برنِه که ما قصد کاری عظیم کردیم و سرگشته ی کاری شده ایم »

    @ (ای ابابکر ، دعای خیر ی برایم کن زیرا که کار بزرگی در پیش دارم و دریک کار بزرگی ، سرگشته و حیرا ن شده ام.)

    10-اغلب مشایخ درکار او ابا کردند و گفتند : او را در تصوّف، قدمی نیست .

    @ (اغلب عارفان ، کارهای او را انکار کردند و گفتند: او در تصوّف و عرفان ، درجه و مرتبه ای ندارد.)

    11- اگر مقبول بود،  به ردّ خلق مردود نگردد و اگر مردود بود، به قبول خلق مقبول نگردد.

    @ (اگرمورد قبول حق باشد با رد ّخلق ، مردود نمی شود و اگر مردود درگاه حق باشد با قبول کردن مردم ،مورد قبول حق واقع نمی شود.)

    12- معراج مردان سر دار است. @ (مردان خدا با به دار آویخته شدن به معراج می روند.)                                            

    13- مرد آن است که دست صفات که کلاه همّت از تارک عرش درمی کشد قطع کند.

    @ ( اگرمرد هستید ، دست صفات مرا که بلند همّت و دور پرواز است قطع کنید.)

    14-گلگونه ی مردان خون ایشان است. @ ( زیور و زینت مردان ، خون و شهادت آن ها است.)

    15-  معنی لغات را بنویسید.    قتیل: کشته شده  /  صفدر: صف شکن ، شجاع /  واقعات غرایب: کارهای شگفت آور /   اِبا کردند: خود داری کردند /  مهجور : دور افتاده /  در زیّ اهل صلاح : در لباس خیر اندیشان / مجاور بودن : معتکف و گوشه نشین بودن /  دستار : عمامه/  درّاعه: بالا پوش ، قبا  /  مرقّع: لباسی که از چند تکه دوخته شده باشد . /  خرقه : لباس صوفیان / خمّار: می فروش

    16- نام تنها اثر منثور عطار را بنویسید . @تذکره الاولیا

    17- موضوع « تذکرة الاولیا » عطار چیست؟@شرح حال هفتاد و دو تن از عارفان بزرگ

    درس هفدهم: مست و هشیار

    1- گفت: مستی زآن سبب افتان وخیزان می روی  /  گفت: جُرم راه رفتن نیست، ره هموار نیست

    @ (گفت: تومست هستی ازآن جهت لنگان و نامتعادل راه می روی. مست گفت: ای دوست، من خوب راه می روم و جُرمی ندارم ،راه (جامعه ) هموار و مساعد نیست.)

    2-گفت نزدیک است والی را سرای آن جا شویم  /  گفت: «والی ازکجا درخانه ی خمّار نیست»

    @ (محتسب گفت: خانه ی والی وحاکم شهر نزدیک است باید تو را به آنجا ببرم ، مست گفت : از کجا معلوم که والی ِ شهر ، خود ، درمیخانه نباشد.)

    3-گفت: «دیناری بده پنها ن و خود را وا رهان /  گفت: «کار شرع ، کار درهم و دینار  نسیت »

    @ (محتسب گفت: پنهانی به من پولی و رشوه ای بده و خودت را از این ماجرا خلاص کن. مست گفت : در شرع ودین ، رشوه دادن حرام است و من نمی توانم این کار را بکنم.) 

    4-گفت:«آگه نیستی کز سر در افتادت کلاه / گفت: «در سر عقل باید ،  بی کلاهی عار  نیست.»

    @ (محتسب گفت: خبر نداری که کلاه از سر تو افتاده است ( واین کارتو، مایه ی ننگ است و نشانه ی بی ادبی است.) مست گفت: در سرانسان باید عقل و خرد باشد نداشتن کلاه،  ننگ وعار نیست.)

    5-گفت: می بسیارخوردی زان سبب بی خود شدی/گفت: «ای بیهوده گوی، حرفِ کم و بسیار نیست»

    @ (محتسب گفت : شراب، زیاد خورده ای از این جهت بی اختیار و از خود بیخود شده ای  مست گفت : ای بیهوده گو، نوشیدن شراب چه کم باشد و چه زیاد ، حرام است.)

    6-گفت: « باید حد زند هُشیار مردم مست را   /  گفت: «هشیاری بیار، این جا کسی هشیار نیست»

    @ (محتسب گفت: باید انسان هوشیار و عاقل به مست ، حدّ (شلاق وتازیانه) بزند /  مست گفت: عاقل و خردمندی پیدا کن ، در این جا عاقلی و هوشیاری  پیدا  نمی شود.)

     7-  طنز پروین اعتصامی در شعر « مست و هشیار » یاد آور طنز کدام شاعر است ؟@ حافظ

    8-  بیت زیر به کدام مسئله ی اجتماعی اشاره دارد ؟

    گفت: مستی زان سبب افتان وخیزان می روی /   گفت : جرم راه رفتن نیست ، ره هموار نیست

      @ ( فساد و ناهنجاری های جامعه یا اوضاع نا به سامان اجتماع )

    9- در مصراع«گفت: هشیاری بیار، این جا کسی هشیار نیست» در« هشیار» اولی چه نوع آرایه ی ادبی وجود دارد؟@ایهام 1-  شراب نخورده 2- دانا و آگاه .

     فصل ششم: توصیف و تصویرگری

    درآمدی بر توصیف و تصویرگری

    درس هجدهم : گویی بطّ سفید جامه به صابون زده است....../  از منوچهری دامغانی شاعر قرن پنجم

    1- کرده گلو پر ز باد ، قمری سنجاب پوش  /  کبک فرو ریخته ، مشک به سوراخ گوش

    @(قمری خاکستری رنگ آماده ی آوازخوانی شده است و کبک ،گویا مشک به سوراخ گوش خود ریخته و آن را سیاه کرده است.)

    2-  بلبلکان با نشاط، قمریکان با خروش  /  در دهن لاله مشک ، در دهن نحل نوش

    @(بلبل های کوچک و زیبا، شاد هستند و قمری های زیبا ، آواز می خوانند. وسط گل لاله مثل مشک، سیاه و خوشبو شده است و زنبور عسل ، عسل می دهد) 

    3-  سوسن کافور بوی ، گلبن گوهر فروش  /  زمی ز اردیبهشت گشته بهشت برین

    @(گل سوسن ، سفید و خوشبوی شده است و زمین با آمدن ماه اردیبهشت ، مثل بهشت آسمانی شده است.)

    4- معنی بیت « چوک ز شاخ درخت ، خویشتن آویخته   /  زاغ سیه بر دو بال غالیه آمیخته» چیست؟

    @ (شباویز خود را از شاخه ی درخت آویزان کرده و زاغ بر بال های خود عطر سیاه زده است)

    5- معنی بیت « ابر بهاری ز دور ، اسب بر انگیخته / وز سم اسب سیاه لؤلؤ تر ریخته »چیست؟

    @( ابر بهاری از دور مانند اسب به حرکت در آمده است از زیر این ابر سیاه قطره های باران مانند مروارید می ریزد)

    6- در دهن لاله باد ، ریخته و بیخته /  بیخته مشک سیاه ، ریخته در ثمین

    @( باد ، قطره های باران را  بر روی گلبرگ های لاله مانند مشک سیاه و یا مانند مروارید گرانبها ریخته و غربال کرده است.)

    7- گویی بط سفید ، جامه به صابون زده است /  کبک دری ساق پای در قدح خون زده است

    @(گویا مرغابی سفید پر های خود را با صابون شسته و سفید کرده است.و گویا کبک دری پاهای خود را در جامی پر از خون فرو برده و سرخ کرده است)

    8-  معنی کامل بیت « بر گل تر عندلیب ، گنج فریدون زده است / لشکر چین در بهار ، خیمه به هامون زده است » کدام است ؟

     ( سراسری 75 و سراسری 82) @  بلبل بر روی گل سرخ آواز خوانی می کند و چمن درهنگام بهار همه جا را پر کرده است.

    9-  لاله سوی جویبار، خرگه بیرون زده است /  خیمه آن سبز گون ، خرگه این آتشین

    @( گل لاله کنار جوی خیمه زده است خیمه ی چمن سبز رنگ و خیمه ی گل لاله سرخ رنگ است)

    10-  دربیت « ابر بهاری ز دور ، اسب بر انگیخته / وز سم اسب سیاه لؤلؤ تر ریخته » منظور از « اسب سیاه » و « لؤلؤ تر » به ترتیب کدام است؟

     ( سراسری 75) @  ابر سیاه–  قطره های باران

    11- امیل زولا ، پیرو مکتب ادبی « ناتورالیسم» اصلی ترین شرط نویسندگی را درچه می داند ؟( سراسری 75) @ واقع گرایی به جای تخیل

    12- کدام کلمات به ترتیب برای کامل کردن عبارت زیر مناسب اند ؟ ( سنجش 76) @.( ناتورالیسم -  واقع گرایی – تخیل)

    امیل زولا که از برجسته ترین چهره های مکتب ............ است ..............  به جای..............را اصلی ترین شرط نویسندگی می داند.

    13 -  چه توصیفاتی بر « تشبیه و مقایسه » بنا نهاده شده اند؟ ( سراسری 77) @ توصیفات نمادین

    14 -  کلمه های کدام گزینه ، برای کامل کردن عبارت زیر مناسب تر است؟ ( سراسری 77)

    @ « وصف شاعرانه ، حاصل .................. شاعر است ، تو أم با .........................» @ ( احساس لطیف –  صور خیال)

    15 -  منظور از « چوک » درمصراع « چوک ز شاخ درخت خویشتن آویخته » کدام پرنده است ؟ ( سراسری 78) @ شباویز ، نوعی جغد

    16 -  معنی « بیخته » چیست ؟ ( آزاد 78 ) @ غربال شده

    17 -  نظامی در توصیف کدام یک از حالات زیر مهارت بیشتری داشته است ؟ ( سراسری 77 )

    1 ) رویارویی پهلوانان            2) شور عاشقانه         @   3) مجالس بزم           4) عناصر طبیعی

    18-  درسرودن اشعار وصفی ........ نقش مهمی درتصویر نگاری شاعر و پیدایی صور خیال او دارند. جای خالی را پر کنید.( سراسری 77 )

    1 ) طبیعیات                  @2 ) محسوسات                 3 ) تصورات             4 ) تخیلات

    19 – وصف شور عاشقانه و وجد عارفانه و لحظه های هجران و وصل در اشعار کدام دو شاعر بیشتر جلوه گراست ؟ ( سراسری 77 )

    @1) حافظ و مولانا   2) عنصری و منوچهری    3) فرخی و ملک الشعرای بهار   4) سعدی و فردوسی

    20-  « کرده گلو پر زباد » درمصراع « کرده گلو پر ز باد قمری سنجاب پوش » چه حالتی را توصیف می کند ؟ ( سنجش 82 ) @ حالت آواز خوانی

    21-  با توجه به  مصراع « بیخته مشک سیاه ، ریخته دُرّ ثمین » معنی « ثمین » چیست ؟( سراسری 77) @ گران بها

    22- دل پذیرترین توصیف وتصویر نگاری عناصر طبیعی درسروده های کدام شاعر دیده می شود ؟( آزاد 83 ) 

      1 ) هاتف                  2) نظامی               3) سعدی             @4 ) عنصری

     23- درمصراع « برگل تر عندلیب گنج فریدون زده است » مقصود از « گنج فریدون » چیست ؟ ( آزاد 80 ) @ نام آهنگی در موسیقی

    درس نوزدهم: دماوندیّه از ملک الشّعرا بهار

    1-  شهرت شاعری بهار درچه نوع قالب شعری است ؟@ در قصاید فخیم و استوار

    2- هر یک از بیت های زیر مطلع کدام دماوندیه  ی بهار است؟

    الف)ای کوه سپید سر ، درخشان شو /  مانند وزو ، شراره افشان شو @ مطلع دماوندیه ی اوّل که در سال 1300سروده است.

    ب) ای دیو سپید پای در بند  /   ای گنبد گیتی  ای دماوند@ مطلع دماوندیه ی دوم که در سال 1301 سروده است.

    3- در قصیده ی دماوندیه منظور ملک الشّعرای بهار از« دماوند» چیست ؟ @آزادی خواهان

    4- ای دیو سپید پای در بند  /  ای گنبد گیتی ای دماوند

    @(ای دماوند که مانند دیو سپید پایت بسته شده و گرفتار شده ای ، و ای دماوند که بلندترین نقطه ی جهان هستی)

    5- از سیم به سر یکی کله خود  /  ز آهن به میان یکی کمربند

    @ (ای دماوند که از برف ،کلاه آهن بر سر گذاشته ای و از صخره های سخت، کمربند آهنین بر کمر بسته ای)

    6- تا چشم بشر نبیندت روی   /  بنهفته به ابر  ،  چهر  دل بند

    @ (برای اینکه از چشم انسان ها دور باشی،  چهره ی زیبایت را پشت ابرها پنهان کرده ای.)

                                                                                                                         تهیّه کننده :  حسین   علی نژاد

                                                                                                               دبیر زبان و ادبیّات فارسی ناحیه ی 2 اردبیل


    منبع مطلب : farsi2.blogfa.com

    مدیر محترم سایت farsi2.blogfa.com لطفا اعلامیه بالای سایت را مطالعه کنید.

    جواب کاربران در نظرات پایین سایت

    مهدی : نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    مهدی 1 سال قبل
    0

    نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    برای ارسال نظر کلیک کنید