در حال پالایش مطالب میباشیم تا اطلاع ثانوی مطلب قرار نخواهد گرفت.
    توجه : تمامی مطالب این سایت از سایت های دیگر جمع آوری شده است. در صورت مشاهده مطالب مغایر قوانین جمهوری اسلامی ایران یا عدم رضایت مدیر سایت مطالب کپی شده توسط ایدی موجود در بخش تماس با ما بالای سایت یا ساماندهی به ما اطلاع داده تا مطلب و سایت شما کاملا از لیست و سایت حذف شود. به امید ظهور مهدی (ع).

    معنی حسن الادب یستر قبح النسب عربی نهم

    1 بازدید

    معنی حسن الادب یستر قبح النسب عربی نهم را از سایت پست روزانه دریافت کنید.

    آزمون پایانی درس دوم عربی نهم

    1)نام هر تصویررااز میان کلمات داده شده پیداکرده سپس درزیرش بنویسید( رَصیف، مُستَشفی،أُسرَة، شُرطی)1

    ............... .................. ................... ..................

    2)جملات داده شده رازیر تصاویر مربوط به خود بنویسید.

    (اَلعُمّالُ یَعمَلونَ ، اَ لدَّوَرانُ عَلی الیَسارِ مَمنوعٌ ، تَقتَرِبُ مِنَ المَطعَمِ ، اَلسَّیرُ فِی هَذا الطَّریقِ مَمنوعٌ)1

    ........................... ........................ ........................... .................................

    3)ریشه ( حروف اصلی) کلمات زیررا پیدا کرده سپس وزن آن ها را بنویسید .1

    إِستَخدَمَ : ریشه= ............. وزن= ..................... یَتَعامَلُ : ریشه = ............... وزن = ...................

    4)کدام کلمه ناهماهنگ است؟1

    الف) أَب جَدّ سَماء أُمّ ب) رَأی شاهَدَ أَکَلَ نَظَرَ

    5)کدام یک از گزینه های زیر مربوط به کلمه{ اَلبُکاء} می باشد؟5/0

    الف)مَکانٌ مُجَهَّزٌ لِفَحصِ المَرضَی ب) جَریانُ الدُّموعِ مِنَ الحُزنِ

    ج)جانِبٌ مِنَ الشّارِعِ لِمُرورِالنّاس د) أَوراقٌ فیهَا أَخبارٌ

    6)در جملات زیر کلمه هایی که بر وزن { یَفعُلُ ، فاعِل ، فُعلَ ، فُعلُ }هستند را بیابید و زیرش بنویسید.1

    الف) إنَّ اللهَ عالِمُ غَیب السَّماواتِ وَالأَرضِ . ب) حُسنُ الأَدَب یَستُرُ قَبحَ النَّسَب .

    7)در جاهای خالی از کلمات داده شده به کار گیری کنید . (جِداریَّةٍ ، اَلسَّیّارَتانِ ، تِلمیذٌ )1

    الف) .............. تَصادَمَتا أَمامَ باب المَصنَعِ . ب)اَلتَّلامیذُ مَشغولونَ بتَهیئَةِصَحیفَةٍ ............... .

    8)کلماتی که زیرشان خط دارد را ترجمه کنید .1

    الف) إنَّ أَحَبَّ عِباداللهِ إلَی اللهِ أَنْصَحُهُمْ لِعِبادهِ . ب) قَواعِدُ السَّیْرِوَالْمُرورِ فِی الشَّوارِعِ وَالطُّرُقِ .

    9)متن زیررا بخوانید وبه پرسش های آن پاسخ دهید .5/1

    أَنا تِلْمیذَةٌ فِی الصَّفِّ التّاسعِ . إسْمی فاطِمَةُ .لی أُختانِ مَریَمُ وَ نَرجِسُ . هُما صَغیرَتانِ فَلا تَذْهَبانِ إلَی الْمَدْرَسَةِ وَعِندی أَخَوانِ :عَلِیٌّ وَ حَسَنٌ . عَلِِیٌّ أَکْبَرُ أَولاد الأُسْرَة .

    الف) کَم أُختاً لِفاطِمَةِ ؟

    ب) مَا اسْمُ أَکْبَرِ الْبَنینَ فِی هَذهِ الأُسْرَةِ؟

    ج) فِی أَیِّ صَفٍّ فاطِمَةُ ؟

    10) ترجمه کنید .

    الف) یَرْفَعُ اللهُ الَّذینَ آمَنوا مِنْکُمْ .1 ب) مَاذا حَدَثَ لَهُ ؟ هُوَ رَقَدَ فِی الْمُستَشْفَی ؟5/1

    ج)وَرَسَمُوا فیهَا عَلاماتِ الْمُرورِ وَشَرَحُوا مَعانیهَا .5/1

    11) ترجمه کلمات را پیدا کرده وزیرش بنویسید .1

    {مَمَرُّ مُشاة ، رَصیف ، قُبْح ، لِمَ} { پیاده رو، برای چه ، باهوش ، زشتی ، گذر گاه پیاده }

    12)ترجمه ناقص را کامل کنید .1

    الف) عِندَما جَلَسَ عَلَی الْمائِدَةِ ، مَا أَکَلَتْ الطَّعامَ. هنگاهی که روی(کنار) ............ نشست، ........... را نخورد.

    آزمون چهار گزینه ای

    عربی نهم

    درس دوم

    1- معنای کدام فعل نادرست می‌باشد؟

    الف) آمَنَ: ایمان می آورد ب) صَدَم: برخورد کرد ™     ج) سَتَرَ: پوشاند ™        د) رَسَمَ: نقّاشی کرد ™     

    2- کدام فعل عبارت «هُوَ .................... فی المُسْتَشفی» را کامل می‌کند.

    الف) بَدَأ ™                 ب) رَقَدَ ™          ج) حَدَثَ ™                 د) طَلَبَ ™

    3- کلمه‌ی «فَجْأةً» در عبارت «بَدَأ الطّالِبُ بالبُکاءِ فَجْأةً . » به چه معناست؟

    الف) شدید ™                ب) ناگهان ™             ج) آرام ™          د) قطعاً ™

    4- جای خالی را با فعل مناسب کامل کنید: «السَّیّارتانِ ........................ أمامَ باب المَصْنَعِ» 

    الف) تَصادَما ™           ب) تَصادَمُوا ™    ج) تَصادَمَتا ™     د) تَصادَمْنَ ™

    5- عبارت «مَکانٌ مُجَهَّزٌ لِفَحصِ المَرضَی» با کدام کلمه هم معناست؟

    الف) البُکاء ™              ب) الرّصیف ™   ج) قوانین المُرور ™     د) اَلْمُسْتشفی™

    6- کدام گزینه از نظر معنا با سایر کلمه‌ها «ناهماهنگ» است؟

    الف) شارِع ™                     ب) خاتَم ™                         ج) ساحَة ™                د) رَصِیف ™

    7- کدام گزینه بر وزن «فاعل» نمی باشد؟

    الف) ضارِب ™           ب) عارِف ™              ج) رَفیع ™                 د) ناظِر ™

    8- در عبارت «رَجَعَ سَجادٌ إلی منزلِهِ مسروراً» کلمه‌ی «مَسرور» بر چه وزنی است؟

    الف) فاعل ™              ب) مُفاعَلَة ™      ج) فعیل ™         د) مفعول ™

    9- سه حرف اصلی کلمات «رافع – مرفوع – رفیع» کدام است؟

    الف) ف – ر – ع ™             ب) ع – ر – ف ™       ج) ر – ف – ع ™        د) ف – ر – غ ™

    10- در کدام مجموعه همه‌ی کلمات هم خانواده نیستند؟

    الف) ناظِر – مَنظُور – نَظِیر ™                       ب) مَعلُوم – عَلِیم – عامِل ™

    ج) قادر – مَقدُور – قَدیر ™                             د) عارِف – مَعروف – تَعریف ™

    11- کدام کلمه درست معنا نشده است؟

    الف) کاتِب: نویسنده ™ ب) مَعبُود: عبادت شده ™ ج) حامِد: ستاینده ™      د) مَصنُوع: سازنده ™

    12- وزن کدام کلمه نادرست است؟

    الف) سَلَّمَ: فَعَّلَ ™ ب) سافَرَ: فاعَلَ ™        ج) یَشْتَغِلُ: یَفْتَعِلُ ™      د) یُخْرِجُ: یَفْعَلُ ™

    13- برای عبارت «جانبٌ مِن الشارع لِمُرورِ النّاس» کدام گزینه مناسب است؟

    الف) رَصِیف ™   ب) إشارات المُرور ™           ج) اَلْیَسار™              د) قَوانین المُرور™

    ‌ 

    14- در عبارت «حُسنُ الأدَب یَسْتُرُ قُبَح النَسَب» فعل « یَسْتُرُ » به چه معناست؟

    الف) پنهان کرد ™        ب) پنهان شد ™   ج) پنهان می‌کند ™        د) پنهان می‌شود ™

    15- معنای آیه‌ی شریفه‌ی «یَرفَعُ اللهُ الّذینَ آمَنوا مِنکُمْ » کدام است؟

    الف) خداوند ایمان آورندگان را بالا ‌برده است . ™                       

    ب) کسانی که ایمان آوردند خداوند را بالا می برند™  

    ج) خدا کسانی از شما را که ایمان آوردند بالا می برد . ™

    د) هر که ایمان می آورد خدا را گرامی می دارد . ™

    16- در عبارت «شَرَف اَلْمَرء بالعِلْمِ و الأدَب لا بالأَصل و النَسَب» کدام وزن وجود ندارد؟

    الف) فَعْل ™                        ب) فِعْل ™          ج) فَعَل ™          د) فُعْل ™

    17- کدام عبارت پاسخ سؤال «مَن تَخَرَّجَ مِن المَدرَسة ؟ » است؟

    الف) مساءً ™              ب) الطالِب ™      ج) الآن ™          د) الصفّ التاسع ™

    18- عبارت « الرّجُل الذی یَشرَح أشارات المُرور لِلتلامیذ . » برای کدام مورد است ؟

    الف) شُرطیّ المرور™           ب) مُدیر المَدرسة ™     ج) السّائِق  ™          د) المُدرّس

    19- کدام گزینه براساس متن درس درست می باشد؟

    الف) کَتَبَ التّلامیذُ صحیفةً جداریّةً .™                        ب) رَقَدَ سجّاد فی المستشفی . ™

    ج) المُدیر شَرَحَ إشارات المُرور .™                          د) بَدَأ حُسَینٌ بالبکاء.  ™

    20- مطابق متن جای خالی با کدام گزینه کامل می‌شود؟

    « عَبَرَ حُسینٌ الشّارِعَ ...................... و ما نَظَر إلی الیَسارِ و الیَمین»

    الف) التَّصادُم ™           ب) الرَّصیف ™   ج) فَجأةً ™          د) قَلیلَةً ™

    منبع مطلب : zare1390.blogfa.com

    مدیر محترم سایت zare1390.blogfa.com لطفا اعلامیه بالای سایت را مطالعه کنید.

    رابطۀ ادب با حَسب و نَسب در روایات

    رابطۀ ادب با

    حَسب و نَسب

    در روایات

    مرحوم حضرت آیت اله مجتبی تهرانی(ره)

    در روایات بسیاری معیار ارزشی انسان، ادب اوست. این روایات همۀ معیارهای اعتباری، ظاهری و پیوندهای نژادی و خانوادگی را کنار ‎می‌گذارند و می‎فرمایند ادب که یک پیوند روحانی است، موجب ارزش انسان می‎شود و بر جمیع این معیارها تقدّم دارد.

    حُسن ادب، موجب زیبایی پیوندهای خانوادگی می‏گردد

    حتّی پیوندهای نژادی و خانوادگی که از امور واقعی و شریف محسوب می‏شوند، آن‌گاه بروز، ظهور، برجستگی و زینت پیدا می‌کنند که همراه با معیار ارزشی ادب باشند، لذا در روایات آمده است که ادب، موجب زیبایی حسب و نسب می‏گردد: «عَلَیْکَ بالْأَدَب فَإِنَّهُ زَیْنُ‏ الْحَسَب‏»؛(۲) یا «طَلَبُ الْأَدَب جَمَالُ الْحَسَب»؛(۳) کسی که به‏دنبال ادب می‏رود و آن را به ‏دست می‏آورد، به پیوند شرافتمند خانوادگی‎اش چهره‏ای زیبا می‎بخشد.

    امّا پیوند خانوادگی در صورت نبود ادب، هر چقدر هم شریف باشد، بالآخره فاسد می‏گردد: «فَسَدَ حَسَبُ‏ مَنْ‏ لَیْسَ‏ لَهُ‏ أَدَب»؛(۴) یعنی پیوند خانوادگیِ کسی که ادب ندارد فاسد و پوچ است. «مَنْ وَضَعَتهُ دَنَائةُ أَدَبهِ لَمْ یَرْفَعْهُ شَرَفُ‏ حَسَبهِ‏»؛(۵) کسی که زشتی ادبش او را زمین بزند، هیچ‎گاه شرافت خانوادگی‎اش نمی‎تواند او را بلند کند و سرافراز نماید.

    حُسن ادب، زشتی پیوندهای خانوادگی را می‏پوشاند

    امّا اگر کسی ادب داشته باشد، این پیوند روحانی، پیوند جسمانیِ به‌ظاهر زشت او را پوشش می‎دهد؛ یعنی اگر انسان از نظر روحی دارای پیوندی زیبا بود، ولی از نظر جسمانی پیوندی زشت داشت، این زیباییِ پیوند روحانی، زشتیِ پیوند جسمانی او را می‎پوشاند. در روایتی آمده است که: «حُسْنُ‏ الْأَدَب‏ یَسْتُرُ قُبْحَ النَّسَب‏»؛(۶) یعنی ادبی که زیبا باشد، زشتی نسَب را می‎پوشاند.(۷)

    در روایات، تعبیرات گوناگونی در این ‌باره وجود دارند. پیغمبر اکرم«ص» می‎فرمایند: «کسی که از نظر روحی به من نزدیک باشد، به من انتساب دارد». در این انتساب به‏ هیچ‏وجه مسئلۀ جسمانی یعنی پیوند خانوادگی مطرح نیست، بلکه قرب به پیغمبراکرم، یک قرب روحانی است. معیار تنها این است که شخص از نظر روحانی به آن حضرت نزدیک باشد، لذا ایشان روی این پیوند تأکید می‌کنند.  نسب و حسب شریفی که در کنارش حسن ادب قرار دارد، نورانی و درخشان می‌شود.

    زشتی‎هایی که از یک شخص شریف صادر می‏شود، از زشتی‎هایی که از شخص غیرشریف صادر می‌شود، زشت‎تر است. یعنی اگر شخصی که شرافت حسب و نسب دارد، سوء ادب داشته باشد، افعال زشتی که از او صادر می‏شود بسیار زشت‌تر از ارتکاب همان کارها توسط غیر اوست.

    بزرگی می‌فرمود: «خطای مرد بزرگ، بزرگ است. به بزرگی و کوچکی خطا نگاه نکن، ببین این خطا از چه کسی صادر شده است».  در روایات هم آمده است که: «أَفْضَلُ الشَّرَفِ الْأَدَبُ»؛(۸) با فضیلت‏ترین شرافت‎ها ادب است. «لَا زینَه کَالْأَدَب‏»؛(۹) هیچ زیوری مانند ادب، انسان را نمی‎آراید.

     در روایات ادب به ‏عنوان یکی از بزرگ‌ترین معیارهای ارزشی انسان مطرح شده است. اگر بخواهیم ارزش و بهای انسان را بسنجیم، باید بر اساس میزان ادبش او را ارزیابی کنیم. ارزش هرکس، از ادب او شناخته می‌شود.

    معنای لغوی ادب

    ادب یعنی «روش رفتاری»

    در علم لغت، معانی مختلفی برای ادب مطرح شده‌اند. برخی می‏گویند: ادب به معنای «حُسن‏ خلق» است. عده‎ای هم آن را به معنای «تربیت» گرفته‏اند. ولی به اعتقاد من ادب مفهوم عامی است که می‌تواند جمیع این معانی و قالب‏هایی را که در آنها ریخته شده است در بر بگیرد. اگر ما ادب را به «روش رفتاری» معنا کنیم، شامل تمام این موارد خواهد شد.(۱۰)

    با توجه به این معنا، تأدّب به معنی آموختن روش رفتاری و تأدیب به معنای آموزش دادن روش رفتاری است. رعایت یک سری از قواعد هنگام سخن گفتن، یک نوع روش گفتاری است و یا رعایت قوانینی خاص به هنگام نوشتن، یک نوع روش نوشتاری محسوب است که به آن «ادبیات» می‌گویند. ادب به این معنا نیز یک نوع روش رفتاری به ‌شمار می‌آید.(۱۱)

    البته تأدیب در برخی از موارد به معنای «اصلاح شدن» نیز هست و در جایی‏ که کسی را عقوبت و کیفر می‌کنند، می‎گویند: او تأدیب شد. این معنا هم بی‏ارتباط با معنایی که گفتیم نیست، یعنی شخصی که روش رفتاری ناصحیحی داشته و براساس آن تخلفی را انجام داده است، عقوبت می‌شود تا روش رفتاری صحیح رفتاری را بیاموزد، لذا این معنای از تأدیب هم با روش رفتاری ارتباط دارد.

    ادب به معنای «علم» نیست

    ادب به معنای علم نیست و علم و ادب هرکدام مفهوم خاص خود را دارند. در کتاب روضۀ کافی روایتی از مسعده ‌بن‌‎صدقه از قول امام صادق«ع» نقل شده است: «إِنَّ‏ خَیْرَ مَا وَرَّثَ‏ الْآبَاءُ لِأَبْنَائِهِمُ الْأَدَبُ لَاالْمَالُ فَإِنَّ الْمَالَ یَذْهَبُ وَ الْأَدَبَ یَبْقی‏»: بهترین چیزی که پدران برای فرزندانشان به میراث می‎گذارند، ادب است نه مال، چون مال از بین‌رفتنی است ولی ادب، باقی و جاودانه است. «قَالَ مَسْعَدَه: یَعْنِی بالْأَدَب الْعِلْمِ»؛(۱۲) مسعده در ادامۀ روایت می‌گوید: منظور حضرت از ادب، همان علم است. البته ممکن است در این روایت، مفهوم پدر، یک مفهوم عام باشد. مطلبی که امام«ع» می‎فرمایند یک مطلب کلی است که شامل هر پدر و فرزندی می‏شود. یعنی هر جا که پدر و فرزندی وجود دارد، بهترین میراث ادب است و ما ادب را روش رفتاری می‌دانیم، نه علم و دانایی. ادبی هم که در روایت آمده به ‌معنای علم نیست.

    هر انسانی یک روش رفتاری‌ای دارد که خواه‌ ناخواه به کسانی که با او مصاحبت دارند منتقل می‌شود. پدر و فرزند با یکدیگر از نظر ظاهری رابطۀ تنگاتنگ دارند و رفتار پدر به فرزند منتقل می‌شود، چه قصد انتقال داشته باشد چه نداشته باشد. به تعبیر دیگر چه قصد تأدیب و تأدّب در میان باشد چه نباشد، روش رفتاری انتقال پیدا میک‌ند و آموزش و آموختن، محقّق می‌گردد. این یک میراث قهری است.

    بررسی گسترۀ مفهوم ادب

    اقسام ادب: حُسن ادب و سوء ادب

    ادب به ‌معنای روش رفتاری، روش صحیح و غلط، رفتار سوء و رفتار نیک را در بر می‌گیرد. ادب مفهوم گسترده‎ای دارد و به حسن ادب و سوء ادب تقسیم می‎شود. به روش رفتاری صحیح، حسن ادب و به روش رفتاری ناپسند، سوء ادب می‏گویند.

    حُسن ادب به‏‏ معنای روش رفتاری صحیح، یعنی «حفاظت از مرزهای شناخته شده در انسان» و نیازمند نوعی مرزشناسی است. یعنی انسان قبل از اینکه بتواند از مرزها و حریم‌های انسانی خود حفاظت کند، باید آنها را بشناسد و تنها پس از این شناسایی است که می‌تواند با توجّه به مرزهای شناخته شده، از گفتار و رفتار خود، مراقبت و روش رفتاری خویش را تصحیح کند.

    مناقشه در تعریف ادب به «حسن خلق»

    کسانی که ادب را «تربیت» معنا کرده‌اند، آن را به‌معنای حُسن اخلاق گرفته‌اند.(۱۳)  از آنجا که «حُسن ادب» مطلوب است، اینها نیز لفظ ادب را فقط در یکی از مقسومات آن یعنی حُسن ادب به کار برده‌اند. البته عموماً همین معنا فهمیده می‌شود و وقتی می‌گویند «ادب»، حُسن ادب به ذهن انسان می‌آید؛ نه صرف روش رفتاری، ولی چون ادب، معنای عامی دارد و هم شامل حُسن ادب و هم شامل سوء ادب می‌شود این معنا صحیح نیست.

    در روایات می‌بینیم که لفظ ادب و مقسومات آن یعنی حُسن ادب و سوء ادب، به صورت فراوان به‌کار رفته است.(۱۴) نمونه‌های زیادی در مورد کاربرد لفظ ادب و اقسام آن آمده است. به‌عنوان مثال در روایتی آمده است: «بئْسَ‏ النَّسَبُ‏ سُوءُ الْأَدَب»:(۱۵) بدترین پیوندها، پیوند روحی‏ای است که یک روش رفتاری زشت بر آن ملکه شده باشد: «لَا شَرَفَ‏ مَعَ‏ سُوءِ أَدَب‏»؛(۱۶) با روش رفتاری زشت، هیچ شرافتی برای انسان باقی نمی‌ماند. در این روایات «ادب» مقیّد به «سوء» شده  است. در روایات دیگری هم حسن ادب آمده است. مثلاً فرمود: «حُسْنُ‏ الْأَدَب‏ یَسْتُرُ قُبْحَ النَّسَب‏»؛(۱۷) حسن ادب، یعنی ادبی که زیبا باشد، زشتی نسَب را می‎پوشاند.

    ادب از دیدگاه علمای اخلاق و اهل معرفت

    ادب ریشۀ تمام فضائل و رذائل اخلاقی

    ریشۀ تمام فضائل و رذائل اخلاقی در روش رفتاری یعنی ادب است. خصائل و ملکات نفسانی به دو دستۀ فضائل و رذائل یا  ملکات زیبا و ملکات زشت تقسیم می‏شوند. اگر خصلتی زیبا باشد، فضیلت است و اگر زشت باشد، رذیلت است. این خصلت‎ها هستند که فضیلت‎سازی و یا رذیله‎سازی می‏کنند.  

    ادب از دیدگاه علمای اخلاق

    علمای اخلاق بحث مستقلی تحت عنوان ادب ندارند زیرا مباحث اخلاقی از ابتدا تا انتها ریشه در ادب دارند، یعنی تمام مباحث اخلاقی می‌توانند تحت عنوان حُسن ادب و سوء ادب مطرح شوند، لذا علمای اخلاقی مستقلاً به بحث ادب نپرداخته‌اند و حتی برخی ادب را به حسن خلق معنا کرده‌اند.

    دلیلش هم این است که آنها از منظر و دیدگاه عقل عملی بحث می‎کنند و معتقدند که عقل عملی است که بر روش رفتاری انسان حاکم است. عقل عملی در هر انسانی وجود دارد و زیبایی و زشتی روش‎های رفتاری او را روشن می‌کند و مثلاً می‌گوید: عدل زیبا و ظلم زشت است. محصول این نوع نگاه به رفتار انسانی موجب می‌گردد که بگوییم: ادب مجموعه‌ای از روش‏های رفتاری است و دیگر نیازی نیست که جدای از اخلاق مورد بحث قرار بگیرد.

    در تأیید این نگاه باید بگوییم که یک دسته از روایات ما نیز ادب و عقل را مرتبط با یکدیگر می‌دانند و به‌ رابطۀ مستقیم اینها بر یکدیگر اشاره دارند: «لَا أَدَبَ‏ لِمَنْ‏ لَا عَقْلَ‏ لَهُ‏»؛(۱۸) کسی که عقل ندارد، ادب ندارد. «الْأَدَبُ‏ فی الْإِنْسَانِ‏ کَشَجَرَه أَصْلُهَا الْعَقْلُ»؛(۱۹) ادب در انسان مانند درختی است که ریشه‎اش عقل است.

    ادب از دیدگاه اهل معرفت

    امّا اهل معرفت برخلاف علمای اخلاق، بحث مستقلی در باب ادب مطرح می‎کنند و می‎گویند: ادب یکی از منازل سلوک إلی الله‌تعالی و مقامات والای معرفتی است. اینها طبق نگاه خاصی که به مباحث معرفتی دارند، لازم می‌بینند که ادب را مستقلاً مورد بحث قرار دهند. آنان نه عقل عملی را نفی می‌کنند و نه کاری به آن دارند. بحث آنها دربارۀ «ادب الهی» است که سطح آن خیلی بالاتر از مسائلی است که در اخلاق مورد بررسی قرار می‌گیرد. آنها می‌گویند: در روش رفتاری انسان باید خدا حاکم باشد و مرزبندی‌ها را او مشخص نماید. این روش‌های رفتاری یا مرزبندی‎های الهی که از آن به دستورات شرع تعبیر می‌شود، آداب شرعیه است. اهل معرفت به ‌دنبال رعایت و حفاظت از مرزهای شناخته شده از ناحیۀ الله تعالی هستند و کاری به حکومت عقل عملی ندارند، هرچند که تضاد و تنافری میان حکم شارع و حکم عقل نیست. با این تعریف می‌توانیم ادب را از دو منظر اخلاقی و معرفتی به دو نوع انسانی و الهی تقسیم کنیم.

    پی‌نوشت‌ها

    ۱ـ جلسه 1287، شنبه هشتم مرداد ماه 1373 هـ.ش مطابق با بیستم صفرالمظفر 1415 هـ.ق.

    ۲ـ غررالحکم، ص443؛ «بر تو باد به ادب داشتن؛ چرا که ادب، زینت حَسَب نیک است».

    ۳ـ غررالحکم، ص248.

    ۴ـ تحف العقول، ص92.

    ۵ـ غررالحکم، ص 599.

    ۶ـ غررالحکم، ص248.

    ۷ـ یعنی زشتی پیوند جسمانی را می‎پوشاند.

    ۸ـ غررالحکم، ص247.

    ۹ـ غررالحکم، ص247.

    ۱۰ـ البته من این ‎را عرض می‎کنم که ادب هم راجع به گفتار است و هم راجع ‎به رفتار که من این دو را از هم جدا می‏کنم‏.

    ۱۱ـ البته این مسبوق به آن معنا که انسان نسبت به این روش آموزش ببیند.

    ۱۲ـ الکافی، ج‏15 ، ص 356.

    ۱۳ـ انشاءالله من در آینده می‎گویم که چرا این‎ها ادب را این‌گونه معنا کرده‎اند. این‎ها فقط بخشی از معنای ادب را گرفته‌اند.

    ۱۴ـ البته در روایاتی که ادب به‌ تنهایی به‌کار رفته است، منظور حسن ادب است.

    ۱۵ـ غررالحکم، ص248.

    ۱۶ـ غررالحکم، ص248.

    ۱۷ـ غررالحکم، ص248.

    ۱۸ـ بحارالأنوار، ج ‏75، ص 101.

    ۱۹ـ غررالحکم، ص247.

    سوتیترها:

    1.

    حُسن ادب به‏‏ معنای روش رفتاری صحیح، یعنی «حفاظت از مرزهای شناخته شده در انسان» و نیازمند نوعی مرزشناسی است. یعنی انسان قبل از اینکه بتواند از مرزها و حریم‌های انسانی خود حفاظت کند، باید آنها را بشناسد و تنها پس از این شناسایی است که می‌تواند با توجّه به مرزهای شناخته شده، از گفتار و رفتار خود، مراقبت و روش رفتاری خویش را تصحیح کند.

    2.

    یک دسته از روایات ما نیز ادب و عقل را مرتبط با یکدیگر می‌دانند و به‌ رابطۀ مستقیم اینها بر یکدیگر اشاره دارند: «لَا أَدَبَ‏ لِمَنْ‏ لَا عَقْلَ‏ لَهُ‏»؛(۱۸) کسی که عقل ندارد، ادب ندارد. «الْأَدَبُ‏ فی الْإِنْسَانِ‏ کَشَجَرَه أَصْلُهَا الْعَقْلُ»؛(۱۹) ادب در انسان مانند درختی است که ریشه‎اش عقل است.

    منبع مطلب : www.pasdareeslam.ir

    مدیر محترم سایت www.pasdareeslam.ir لطفا اعلامیه بالای سایت را مطالعه کنید.

    جواب کاربران در نظرات پایین سایت

    مهدی : نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    مهدی 3 ماه قبل
    1

    نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    برای ارسال نظر کلیک کنید