توجه : تمامی مطالب این سایت از سایت های دیگر جمع آوری شده است. در صورت مشاهده مطالب مغایر قوانین جمهوری اسلامی ایران یا عدم رضایت مدیر سایت مطالب کپی شده توسط ایدی موجود در بخش تماس با ما بالای سایت یا ساماندهی به ما اطلاع داده تا مطلب و سایت شما کاملا از لیست و سایت حذف شود. به امید ظهور مهدی (ع).

    مرجع تقلید باید چه ویژگی هایی داشته باشد

    1 بازدید

    مرجع تقلید باید چه ویژگی هایی داشته باشد را از سایت پست روزانه دریافت کنید.

    خبرگزاری حوزه

    خبرگزاری حوزه

    خبرگزاری «حوزه»در ادامه بحث احکام استدلالی و تبیین صفات  و ویژگیهای  یک مرجع تقلید را منتشر می کند.

    تقلید در احکام، عمل کردن به دستور مجتهد است (1)، و از مجتهدی باید تقلید کرد که مرد ، بالغ ،عاقل ، شیعۀ دوازده امامی ، حلال‌زاده ، زنده و عادل باشد (2). (و نیز بنا بر احتیاط واجب (3) باید از مجتهدی تقلید کرد که حریص به دنیا نباشد) (4) و از مجتهدین دیگر اعلم باشد (5)، یعنی در فهمیدن حکم خدا از تمام مجتهدین زمان خود استادتر باشد (6). { توضیح المسائل امام علیه الرحمه مساله 2}

    *از چه کسی باید تقلید کرد ؟

    گفته شد فردی که نمی داند خواسته خدای متعال چیست برای فراگیری  احکام الهی و عمل به آن به فرموده قرآن واهل بیت علیهم السلام و عقل و نیز با توجه به روش و سیره عاقلان جامعه باید مراجعه به دین شناس نماید که در اصطلاح روز به آن مجتهد ومرجع تقلید گفته می شود .

    *  صفات  و ویژگی های مرجع تقلید چیست ؟

    مسئله بالا در صدد بیان این موارد است، مرحوم امام علیه الرحمه نه  شرط، برای مرجع تقلید ذکر می نماید  که برخی ازاین شروط روشن است امابرخی نیاز به توضیح دارد : امام حسن عسکری در حدیثی فرمود:

    فَأَمَّا مَنْ کَانَ مِنَ الْفُقَهَاءِ صَائِناً لِنَفْسهِ- حَافِظاً لِدینِهِ مُخَالِفاً عَلَی هَوَاهُ- مُطِیعاً لِأَمْرِ مَوْلَاهُ- فَلِلْعَوَامِّ أَنْ یُقَلِّدُوهُ- وَ ذَلِکَ لَا یَکُونُ إِلَّا بَعْضَ فُقَهَاءِ الشِّیعَةِ لَا کُلَّهُم ..(وسائل الشیعة؛ ج‌27، ص: 131)

    پس هر فقیهی که مراقب نفسش بوده و حافظ دین خود است ونیز مخالف هوای نفس و مطیع امر مولایش باشد عوام حق تقلید از او را خواهند داشت ، و این شرائط تنها مشمول برخی از فقهای شیعی می‏گردد نه تمامشان.

    *بنابر این مجتهد بایدآرسته به زینت تقوی بوده تاازمسیر  عدالت  خارج نگردد ودر فتوا آنچه را که فهمید حکم الهی است  ، بیان کند . وچون مزین به لباس مرجعیت شده الگوی جامعه درعلم وعمل می گردد وبرای آنکه جامعه از مسیر هدایت خارج نشود باید دارای ملکه عدالت باشد

    * و نیز معلوم است که حب الدنیا راس کل خطیئه یعنی کسی که دنیا را برای دنیا بخواهد  وتاریخ، گواه این قضیه است که چه بسیار افرادی که دم ازولایت اهل بیت (علیهم السلام)می زدند واما حرص دنیا موجب گمراهی نه تنها خود بلکه گروه کثیری گردید مانند واقفیه که شیخ الطائفه جناب شیخ طوسی، علت توقف در امامت  حضرت کاظم علیه السلام  را فریفته شدن به اموال و ثروت‏‌های فراوانی دانسته است که در نزد آنان جمع شده بود. چنانکه در الغیبة للحجة نوشته، اولین کسانی که بر امامت امام هفتم شیعیان توقف کردند، علی بن ابی حمزه بطائنی، زیاد بن مروان قندی و عثمان بن عیسی رواسی بوده‌اند که «در مال دنیا طمع کردند و به حطام آن دل بستند»( الغیبة للحجة ؛ ص63 ).

    البته  روشن است که دنیا  مزرعه آخرت وتجارتکده مومن است  وممارزقناهم ینفقون واموالی که خدا روزی آنان می کند را در راه خدا صرف می کند وازاین طرق محبوب رب العالمین می گردد .

    * از آنجایی که مرجعیت نوعی ریاست عمومی بر مردم است به حسب عادت محل آمد وشد مردم قرار می گیرد وخواسته خدای متعال این است که زنان  به صورت عادی کمتر درمعرض توجه باشند ،لذا این مسئولیت بزرگ را از دوش آنان برداشته است هر چند زن می تواند مجتهد گردد.( موسوعة الإمام الخوئی؛ ج‌1، ص: 187)

    * مجتهد باید اعلم باشد زیرا مکلف در صدد یافتن حکم الهی هست وعقل او می فهمد اگر اعلم مشخص بود  کلام او حجت است واگربین او و مجتهد دیگر اختلاف فتوا بود اگر بنا باشد که تقلید از دیگری جایز باشد ودر واقع به کسی که حجیت کلام او درمقابل مجتهد اعلم مشکوک است مراجعه نموده ایم  وعقل می گوید دراین صورت احتمال مخالفت با حکم الهی  وجود دارد پس دفع ضرر محتمل لازم است( موسوعة الإمام الخوئی؛ ج‌1، ص: 107)

    *درمورد زنده بودن مرجع تقلید سه صورت فرض  شده است

    * تقلید از میت جایز است چه در زمان حیاتش از او تقلید کرده باشیم  یا خیر 

    * تقلید از میت در هیچ شرایطی جایز نیست

    * تقلید از میت جایز نیست  مگر اینکه در زمان حیات وی از او تقلید کرده باشیم 

    آنچه مراجع بزرگوار در زمان ما به آن قائل هستند  فرض سوم است  

    ودر این زمینه علاوه بر ادعای اجماع وبرخی روایات  به آیه شریفه نفر وَ لِیُنْذرُوا قَوْمَهُمْ إِذٰا رَجَعُوا إِلَیْهِمْ  توبه /122 استناد شده  نظرمرحوم آیه الله العظمی خوئی این است که ظاهر این آیه بر انذار، توسط منذر زنده می باشد(موسوعة الإمام الخوئی؛ ج‌1، ص: 81)

    اما از آن جائی که مسئله تقلید یک مساله عقلی نیز می باشد با استناد به حکم  عقل به این بحث خاتمه می دهیم 

    مرحوم آیه الله العظمی حکیم دراین زمینه چنین می نویسد ما دراین زمینه شک داریم که اگر از میت تقلید کنیم

     آیا به وظیفه خود عمل کرده ایم  یا خیر. با مراجعه  به اصل عقلی به هنگام دوران و شک بین تعیین و تخییر، می فهمیم   تقلید از مجتهد زنده جایز است و حجیت این تقلید  برای ما معلوم است  ولی  درمورد تقلید از میت شک داریم که دراین صورت به همان چه معلوم است اکتفا می کنیم و این موافق احتیاط نیز می باشد.(مستمسک العروة الوثقی؛ ج‌1، ص: 22).

    منبع مطلب : www.hawzahnews.com

    مدیر محترم سایت www.hawzahnews.com لطفا اعلامیه بالای سایت را مطالعه کنید.

    مرجع تقلید

    مرجع تقلید

    مرجع تقلید در مذهب فقهی امامیه به مجتهد جامع‌الشرایطی گفته می‌شود که توضیح المسائل (رساله عملیه) یا کتاب استفتائات داشته باشد و دارای پیروانی باشد که در فروع دین و احکام فقهی اسلامی از وی پیروی کنند. بنا به عقیده مشهور در میان فقهای شیعه مفتی و مرجع تقلید باید‌ زنده باشد. (شیخ انصاری ادعای اجماع کرده‌است).[۱]

    معنای لغوی و اصطلاحی مرجع[ویرایش]

    کلمه «مرجع» در لغت، اسم مکان به معنای محل رجوع است. ازاین‌رو، در اصطلاح، به مجتهدی که نسبت به دیگران اعلم باشد و شرایط دیگری مانند پارسایی و آگاهی لازم از مسائل جهان اسلام و تشیع را داشته باشد، «مرجع» می‌گویند؛ زیرا شیعیان در احکام شرعی به وی رجوع می‌کنند.
    همچنین، منظور از واژهٔ تقلید در اینجا، پیروی از مجتهد جامع‌الشرایط است، و این امر، از باب رجوع به اهل خبره و متخصصین می‌باشد.

    معنای لغوی و اصطلاحی تقلید[ویرایش]

    تقلید در لغت به معنای قلاده بر گردن انداختن است.[۲] در اصطلاح فقه نیز به همین معناست و وقتی می‌گویند عامی از مجتهد تقلید می‌کند، یعنی گفتار او را همچون قلاده‌ای بر گردن خود می‌اندازد. عامی مقلِد و مجتهد مقلَد نامیده می‌شوند.[۳]

    در دورهٔ صدر اسلام، تقلید مفهومی منفی داشته و از آن در مقام انتقاد از غیر مسلمانان استفاده می‌شد، انتقاد از آنانی که می‌خواستند بر آئین پدرانشان بمانند. اما از قرن دوم به‌تدریج بار معنایی مثبتی پیدا می‌کند و به پیروی از احادیث و گفته‌های صحابه اطلاق می‌شود.[۴]

    نقد تقلید[ویرایش]

    جریان حدیث گرای اخباریون نظریه تقلید و مرجعیت را رد می‌کنند. آنها مدعی اند تقلید و اجتهاد در روایات امری مذموم است. آن‌ها به حدیثی از جعفر صادق استناد می‌کنند مبنی بر اینکه: از تقلید بپرهیزید که هرکس در دینش تقلید کرد هلاک شد.[۵]

    تاریخچه[ویرایش]

    تقلید در مذهب شیعه از عصر امامان آغاز شد. آنان پیروانشان را به راویان حدیث یا یاران نزدیک خود، ارجاع می‌دادند و گاهی یاران خود را به حضور در مساجد و مراکز عمومی برای فتوا دادن و ارشاد مردم تشویق می‌نمودند. ظهور تقلید در عصر امامان و تشویق آنان به این امر، بعلت فاصله زیاد میان شهرها، فراهم نبودن امکانات ضروری برای مسافرت مردم و در نتیجه دشواری دسترسی به امام یا دسترسی نداشتن به وی، عاملِ تقیه در بسیاری موارد و بالاخره پدید آمدن مشکلات شخصی و عسر و حرج برای امامان در صورت مراجعه مستقیم مردم به آنها بود. در عصر غیبت صغرا نیاز به تقلید در احکام شرعی بیشتر احساس شد و بنا بر توقیعی که از آخرین امام دوازدهم شیعه نقل شده‌است، مرجع شناخت احکام در موضوعات جدید را فقیهانی معرفی کرده که دارای شرایطی هستند و مردم باید از آنها تقلید کنند.[۶]

    تقلید در کتابهای اصول فقه از قرن چهارم هجری به عنوان یک اصطلاح فنی تعریف می‌شود. ابتدا این مفهوم ارتباط روشنی با آنچه که بعداً مرجع خوانده می‌شود، نداشت. اولین کسی که در میان شیعیان مقام مرجع یافت، شیخ طوسی در قرن پنجم بود، علمای دیگر خود را پیرو او دانستند و حکایت کردن از او بعدها تعبیر به تقلید از او شد. این تقلید، تقلید عالم از عالم خوانده می‌شود. اما اصول تقلید عامی از مجتهد در سده دهم بود که شکل روشنی یافت.[۴]

    در ابتدا رابطه مردم و فقهای بزرگ که مرجع نامیده می‌شدند رابطه‌ای نامتمرکز بود و در منطقه یک یا چند فقیه محل رجوع مردم بودند. در دوان صفویه با حضور علمای مهاجر از جبل عامل، لبنان در دربار صفوی گرایشی به ایجاد تمرکز در روحانیت شکل گرفت و علمایی پدیدار شدند که شهرتی فراتر از منطقه خود داشتند. نقطه اوج این تمرکز در دوران اقامت آیت‌الله بروجردی در حوزه علمیه قم شکل گرفت، بروجردی مرجع تقلید بدون رقیب شیعیان شد و ثروت بزرگی در این شهر جمع شد. پس از وفات وی دوران تکثر مرجعیت دوباره فرا رسید.[۴]

    نقش مراجع تقلید شیعه[ویرایش]

    از دیدگاه فقهی، فقهای شیعه در زمان غیبت امام زمان، نایبان عام و جانشینان وی در امور شرعی و استنباط و تبیین احکام فقهی اسلامی محسوب می‌شوند.

    مراجع شیعه در طول تاریخ تشیع، نقش بارزی در امور دینی، فکری و سیاسی و اجتماعی جوامع خود داشته‌اند. مثال بارز آن فتوای تحریم تنباکو توسط میرزای شیرازی در زمان حکومت قاجار است که به الغای امتیاز تنباکو انجامید.

    مرجعیت عام[ویرایش]

    در هر زمان بخصوص دوره حاضر مجتهدین متعددی هستند که در یک ناحیه بعنوان مرجع شناخته می‌شوند اما مراجع عام تنها کسانی هستند که در اکثر بلاد شناخته شده‌اند و مقلدین متعددی دارند و در تضارب فتاوای فقهی نظرات آنها مورد توجه مراجع دیگر و علمای وقت می‌باشد. در عین حال مرجعیت عام می‌تواند متعدد نیز باشد.[نیازمند منبع]

    مرجعیت اعلی[ویرایش]

    در هر دوره‌ای مرجعی که از دیگران دانش بیشتری دارد و مردم بیشتر به او مراجعه می‌کنند، به نام مرجعیت اعلی، یا مرجعیت کل شناخته شده و مرتبه بلندتری در جامعه شیعه بر عهده دارد. چنانچه دربارهٔ مصادیق آن در دوره معاصر نظر واحدی وجود نداشته باشد نمی‌توان کسی را از مصادیق مرجعیت اعلی دانست.[نیازمند منبع]

    مراجع مشهور معاصر[ویرایش]

    برخی از فقهای شیعه که مرجعیت عام داشته و دارای رساله عملیه و توضیح المسائل هستند و پیروانی در مناطق مختلف دارند در فهرست مراجع تقلید شیعه ذکر شده‌اند.

    جستارهای وابسته[ویرایش]

    منابع[ویرایش]

    پیوند به بیرون[ویرایش]

    منبع مطلب : fa.wikipedia.org

    مدیر محترم سایت fa.wikipedia.org لطفا اعلامیه بالای سایت را مطالعه کنید.

    جواب کاربران در نظرات پایین سایت

    مهدی : نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    الناز 12 ماه قبل
    0

    مرجع تقلید باید بالغ باشدوعاقل باشد و عادل باشد و حلال زاده باشدو مجتهد باشد. من ویژگی مرجع تقلید رو گفتم....

    مهدی 2 سال قبل
    0

    نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    0
    الناز 12 ماه قبل

    جواب دادم🧚🏻‍♀️🙂

    برای ارسال نظر کلیک کنید