توجه : تمامی مطالب این سایت از سایت های دیگر جمع آوری شده است. در صورت مشاهده مطالب مغایر قوانین جمهوری اسلامی ایران یا عدم رضایت مدیر سایت مطالب کپی شده توسط ایدی موجود در بخش تماس با ما بالای سایت یا ساماندهی به ما اطلاع داده تا مطلب و سایت شما کاملا از لیست و سایت حذف شود. به امید ظهور مهدی (ع).

    مثال برای تصور و تصدیق در منطق دهم

    1 بازدید

    مثال برای تصور و تصدیق در منطق دهم را از سایت پست روزانه دریافت کنید.

    نکات مبحث «تصور و تصدیق» منطق دهم

    نکات مبحث «تصور و تصدیق» منطق دهم

    نکات مشاوره ای مبحث «تصور و تصدیق» منطق دهم

    یکی از مباحث سوال خیز و چالش برانگیز در درس منطق مربوط به مبحث «تصور و تصدیق، تعریف و استدلال»است که دانش آموزان اغلب به علت ظاهر ساده آن با پیچیدن یک نسخه کلی از کنار آن عبور می کنند و در نهایت در دام طراحان سوال می افتند.

    در مبحث تصور و تصدیق، وجود حکم و قضاوت مطرح میشود به این صورت که می گوییم اگر عبارتی حکم و قضاوت داشت آن عبارت تصور، و در غیر این صورت تصدیق است.

    اما معیار وجود داشتن یا نداشتن این حکم و قضاوت چیست؟

    دانش آموزان اغلب به غلط برای تشخیص حکم و قضاوت نسخه می پیچند و «طولانی بودن یک عبارت» یا «داشتن و نداشتن فعل» را دلیل بر وجود حکم و قضاوت می دانند.

    بگذارید موضوع را کمی شفاف تر بیان کنیم به مثال های زیر توجه کنید:

    -کشور ایران

    -کشور سربلند ایران

    -کشور مقتدر، سربلند و پرشکوه ایران

    -کشور مقتدر، سربلند و پرشکوه ایران که هشت سال درگیر جنگ با کشور عراق بود.

    -کشور مقتدر، سربلند و پرشکوه ایران که هشت سال درگیر جنگ با کشور عراق بود اما شکست را نپذیرفت.

    شاید عجیب به نظر برسد اما همه این عبارات تصور هستند ضمن داشتن فعل و طولانی بودن!!!

    هیچ حکم و قضاوتی در آن ها دیده نمیشود، حتی در آخرین عبارت هم هیچ حکم و قضاوتی وجود ندارد زیرا لفظ «که» مارا منتظر حکم گذاشته است

    (کشوری با این اوصاف و ویزگی ها..........) و هنوز جمله ما کامل نیست و واقعیتی بیان نشده و صرفا کشوری با این اوصاف و مشخصات به ذهن

    می آید نه حکم و قضاوتی در مورد آن.

    در نتیجه داشتن فعل یا طولانی بودن عبارت، معیار درستی برای تشخیص تصور یا تصور یا تصدیق بودن یک عبارت نیست.

    مثال تستی:

    چه تعداد از عبارات زیر تصور هستند؟

    -دوش از مسجد سوی میخانه آمد پیر ما

    -دی پیر می فروش که ذکرش یه یاد باد

    -آنکه از سنبل او غالیه تابی دارد

    -هر که شد محرم دل

    -عشقبازی و جوانی و شراب لعل یار

    ۱) ۱               ۲) ۳                ۳) ۲               ۴) ۴

    پاسخ : گزینه ۴

    همانطور که گفتیم باید در عبارت حکم و قضاوت وجود داشته باشد تا بتوانیم نام تصدیق بر آن بگذاریم که فقط عبارت اول شامل این موضوع میشود در 

    سه عبارت بعدی لفظ «که» مارا منتظر باقی جمله گذاشته است و در عبارت آخر هم فقط مفهومی را به ذهن آورده ایم.

    نویسنده:کوثر دستورانی، رتبه ۹ منطقه ۳ کنکور۹۷

    دانشجوی رشته روان شناسی دانشگاه تهران

    ما را در اینستاگرام مقطع دهم و یازدهم انسانی دنبال کنید.

    منبع مطلب : www.kanoon.ir

    مدیر محترم سایت www.kanoon.ir لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

    تصور و تصدیق در منطق به چه معنی است؟ تصور و تصدیق به چه تعلق می گیرد؟

    تصور و تصدیق در منطق به چه معنی است؟ تصور و تصدیق به چه تعلق می گیرد؟

    در این مقاله آموزشی قصد داریم به تعریف تصور و تصدیق بپردازیم. از آنجایی که ما دو صورت مفردات و جملات در زبان داریم، تصور و تصدیق در هر یک نیز خواهیم داشت. لفظ مفردی که حاوی هیچ حکمی نباشد، تصور است و همچنین جمله‌ای که کامل باشد (تمام اجزایش بیان شود و نیاز به تکمیل در لفظ نداشته باشد) اما جمله ناقص، جزء تصورات است چون هیچ حکمی را در پی ندارد. به طور کلی آنجایی که حکمی بیان شود، تصدیق صورت گرفته و در غیر این صورت تصور است.

    شرح با یک مثال

    هنگامی که مثلثی را روی یک صفحه کاغذ ترسیم می کنید، (بواسطه مشاهده خطوط ترسیم شده بر صفحه کاغذ) صورتی از آن در ذهن شما پدید می آید، و این صورت در واقع علم شما به آن مثلث است، و این علم «تصور» نامیده می شود. این علم یک تصور صرف و تنهاست که هیچ حکمی را در پی ندارد. و اگر به زوایای آن مثلث توجه کنید، صورتی از آن نیز در ذهن شما نقش می بندد؛ و این نیز یک «تصور مجرد» و محض است.

    اگر یک خط افقی رسم کنید و خطی را بر آن عمود سازید، دو زاویه قائمه پدید می آید، و صورت این دو خط و دو زاویه نیز در ذهن شما نقش خواهد بست. و این نیز یک «تصور مجرد» است. حال اگر بخواهید آن دو زاویه قائمه را با مجموع زوایای مثلث بسنجید، که آیا با یکدیگر بر ابرند یا نه؟ و در تساوی آن دو شک کنید، در این حالت نیز صورتی از نسبت تساوی میان آن دو در ذهن شما پدید خواهد آمد، که این نیز یک «تصور مجرد» است.

    اما هنگامی که بر تساوی آن دو، برهان اقامه کنید، حالت جدیدی، متفاوت با حالات پیشین، در شما حاصل می شود. و این حالت عبارت است از: ادراک مطابقت این نسبت با واقع، که مستلزم حکم نفس و اذعان و تصدیق آن به مطابقت است. این حالت جدید، یعنی صورت مطابقت با واقع، که آن را تعقل و ادراک کرده اید، همان علمی است که «تصدیق» نامیده می شود؛ زیرا ادراکی است که مستلزم تصدیق و اذعان نفس می باشد

    بنابراین (در فرض مسئله تصور و تصدیق ) ادراک زوایای مثلث، و ادراک دو زاویه قائمه، و ادراک نسبت تساوی میان آن دو، همه و همه «تصورات مجرد» هستند که حکم و تصدیقی را به دنبال ندارند. اما ادراک اینکه «این تساوی درست است، و تحقق دارد، و مطابق با حقیقت در نفس الامر است» یک تصدیق است.

    همچنین هنگامی که می فهمید نسبتی که در یک جمله خبریه است، با واقع مطابقت ندارد، این ادراک نیز تصدیق می باشد. مثلا وقتی ادراک می کنید قضیه «ایفل در ایتالیا قرار دارد» یک قضیه دروغ است، و با واقع مطابقت ندارد، این ادراک نیز تصدیق می باشد. از اینجا دانسته می شود که تصدیق اختصاص به ادراک مطابقت نسبت با واقع ندارد، بلکه شامل ادراک عدم مطابقت نسبت با واقع نیز می شود؛ و به طور کلی هر ادراکی که نوعی جزم و اعتقاد و حکم را به دنبال داشته باشد، تصدیق نامیده می شود.

    واژه های «تصور»، «ادراک» و «علم» همگی حاکی از یک معنا هستند و مضمون مشترکی دارند، و آن عبارت است از «حضور صُوَر اشیاء نزد عقل»

    «تصدیق» نیز در واقع «تصور» است، اما تصوری است که حکم، تصدیق و قانع شدن نفس را به دنبال دارد. و در واقع برای آنکه تصور مجرد، یعنی تصوری که حکمی در پی ندارد، از تصوری که مستلزم حکم است، جدا گردد، اولی را «تصور» نامیدند. چرا که تصور ساده محض و تنها است، و لذا سزاوار آن است که واژه «تصور» بدون هیچ قیدی بر آن اطلاق شود. و بر دومی نام «تصدیق» نهادند؛ چراکه حکم و تصدیق را به دنبال دارد.

    متعلق تصدیق نسبت واقع در جمله خبری هنگام حکم و اذعان به مطابقت و یا عدم مطابقت آن با واقع است. اما تصور ممکن است به یکی از امور چهارگانه ذیل تعلق گیرد:

    تصدیق بر دو قسم است: یقین و ظن؛ زیرا تصدیق عبارت است از رجحان دادن به یکی از دو طرف خبر، یعنی وقوع و عدم وقوع، خواه طرف دیگر محتمل باشد یا نباشد. پس اگر این رجحان دادن همراه با نفی احتمال طرف دیگر باشد، یقین است و اگر همراه با وجود احتمال ضعیف طرف دیگر باشد، ظن خواهد بود.

    وقتی خبری بر انسان عرضه می شود، یکی از این حالات چهارگانه برای او حادث می شود: یا فقط یک طرف خبر، وقوع و یا عدم وقوع آن، را محتمل می شمارد؛ و یا احتمال هر دو طرف آن را می دهد. حالت نخست یقین نام دارد.

    حالت دوم، خود سه صورت دارد؛ زیرا یا هر دو طرف را به یک میزان احتمال می دهد، و یا یکی را بر دیگری ترجیح می دهد. پس اگر هر دو طرف را به یک اندازه احتمال دهد، این حالت «شک» نامیده می شود؛ و اگر یکی را بر دیگری ترجیح دهد، در صورتی که راجح، مضمون خبر و وقوع آن باشد، «ظن» نامیده می شود که از اقسام تصدیق است. و اگر راجح، طرف دیگر خبر، [یعنی عدم وقوع آن باشد، «وهم» نامیده می شود که از اقسام جهل است، و عکس «ظن» می باشد. بنابراین، حالاتی که هنگام مواجهه با یک خبر ممکن است برای انسان روی دهد، یکی از چهار حالت زیر است، و حالت پنجمی برای آن متصور نیست

    وهم و شک از اقسام تصدیق نیستند؛ بلکه از اقسام جهل به شمار می روند.

    ظن و وهم همیشه عکس یکدیگرند. اگر انسان نسبت به مضمون خبر وهم داشته باشد، نسبت به عدم آن ظن خواهد داشت. و اگر نسبت به عدم وقوع خبر و هم داشته باشد، نسبت به وقوع آن ظن خواهد داشت. بنابراین، ظن به یک طرف، توهم طرف دیگر خواهد بود.

    بحث تصور و تصدیق بسیار مفصل تر است. پیشنهاد می کنیم برای شرکت در کلاس های حضوری آموزش منطق اینجا بزنید.

    منبع مطلب : philosophyar.net

    مدیر محترم سایت philosophyar.net لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

    راهنمای منطق درس2

    53

    علم هر گاه صرف حصول صورت شی ء در ذهن باشد آن را تصور می گویند. در مقابل، تصدیق

    عبارت است از نسبت دادن چیزی به چیزی به ایجاب مانند «هوا گرم است » یا به سلب مانند «هوا گرم

    نیست ». )همان ص 17 ( تصورات سه گانه از نظر منطقیون شرایط حصول تصدیق را فراهم می آورد

    وگرنه تصدیق خود امر واحدی است؛ یعنی در تصدیق «هوا گرم است » تصور جزء اول )هوا( «موضوع »

    و تصور جزء دوم )گرم( «محمول » و تصور جزء سوم یعنی «است » با اعتقاد به نسبت، تصدیق حاصل

    می گردد.

    تعریف

    تعریف دارای انواع گوناگونی است بنابراین تعریفِ تعریف نیز گوناگون و متعدد م یباشد. اما

    به طور کلی می توان گفت «تعریف یعنی شناساندن یک چیز که می تواند متعلق به عالم زبان یا عالم ذهن یا

    عالم خارج باشد. » به انواع تعریف در ضمن مثا لهای زیر توجه کنید:

    تعریف یک لفظ غریب مانند: «هکذا » یعنی همچنین؛

    تعریف یک مفهوم، مانند: «مدیریت » به معنای ساماندهی امکانات و نیروی انسانی برای رسیدن

    به یک هدف مطلوب؛

    تعریف یک شیء خارجی، مانند: «زمزم » به معنای چشمه ای نزدیک کعبه.

    در مثال های بالا، «هکذا « ،» مدیریت » و «زمزم » اموری هستند که درصدد تعریف و شناساندن

    آن ها می باشیم. به این امور اصطلاحاً «معرَّف » و به کلمه یا عبارتی که برای شناساندن آن ها بیان شده

    «معرِّف » می گویند و عمل شناساندن را «تعریف » می نامند.)خندان ص 64 (

    استدلال

    انسان وقتی بخواهد بر اساس دانش و اطلاعات قبلی خود به دانش جدید نایل شود می تواند

    از طریق استدلال به این مهم نایل گردد. هر گاه بتوانیم از تصدیقات و قضایای معلوم در دانش خود به

    تصدیقات جدید یا به فهم و آشنایی دقیق تصدیقات دیگر نایل گردیم عمل استدلال را انجام داده ایم.

    در واقع جریان فکر ما گاهی اوقات برای بدست آوردن تصدیق جدید یا فهم دقیق بعضی از تصدیقات،

    به تصدیقات مربوط در دانش خود مراجعه می کند و با پیوند بین آن ها به تصدیق جدید می رسد در این

    جریان ما می توانیم دانش قبلی را مقدمه یا مقدمات استدلال و دانش یا معرفت جدید را نتیجه استدلال

    بخوانیم. بنابراین در تعریف استدلال می توانیم بگوییم: وقتی که تصدیقاتی را کنار هم بگذاریم تا به

    54

    تصدیق و حکم دیگر برسیم این امر استدلال نامیده می شود. در واقع انسان برای پیوند بین تصدیقات

    و ارتباط بین تصدیقات، تفکر می کند و جریان تفکر از تصدیق مطلوب به تصدیقات معلوم مرتبط و

    از آن تصدیقات حرکت به سمت معلوم کردن تصدیق مجهول انجام می گیرد؛ بدینسان استدلال تحقق

    می پذیرد.

    ماهیت

    «برای فهمیدن بهتر معنای ماهیت می توان آن را با وجود مقایسه کرد زیرا گاهی از وجود و

    هستی سؤال می کنیم؛ مثلاً می گوییم: «آیا در این جعبه چیزی هست؟ » و گاهی از ماهیت و چیستی؛

    مثل ای نکه می گوییم: « در این جعبه چیست؟ » منطق دانان و فلاسفه گفته اند: «ماهیت چیزی است

    که در جواب ماهو یا چیست؟ گفته م یشود. » مثلاً در پاسخ سؤال فوق ) «در این جعبه چیست؟ »( هر

    پاسخی که گفته شود یک ماهیت خواهد بود؛ مانند کتاب، سیب، کبوتر و ... ». )خندان ص 85 (

    منبع مطلب : falsafemanteq.blogfa.com

    مدیر محترم سایت falsafemanteq.blogfa.com لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

    جواب کاربران در نظرات پایین سایت

    مهدی : نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    دهم انسانی 3 روز قبل
    -1

    سلام دوستان .....‌کتاب منطق اسان . تصدیق میشه مگه نه ؟

    1
    دهم انسانی 3 روز قبل

    کتاب منطق اسان است . *

    بالا

    الهه 2 ماه قبل
    2

    مثال برای تعریف،

    استدلال

    تضمنی

    التزامی

    مطابقی

    مهسا 2 ماه قبل
    0

    چند تا مثال بگید اینجوری متوجه نمیشیم

    ناشناس 2 ماه قبل
    -1

    زود جواب بدین

    ناشناس 2 ماه قبل
    -2

    یک مثال برای تصور یک مثال برای تصدیق یک مثال برای دلالت التزامی

    -1
    لباس 2 ماه قبل

    تصدیق واستدلال

    محمد متین زارعی 3 ماه قبل
    2

    یک مثال برای تصور

    یک مثال برای تصدق

    یک مثل برای استدلال

    یک مثال برای تعریف

    ناشناس 3 ماه قبل
    0

    ه

    طکیک 3 ماه قبل
    1

    بیشتر باشد

    نگینوک‌خاص🙂 3 ماه قبل
    0

    دخترا یکی شمارشو بده تا تصور و تصدیق برام توضیح بده

    اینجا بفرسته بعد من تو وات یا برنامه شاد بهش پیام میدم که برام بگه بی زحمت😐💋

    3
    مهسا 2 ماه قبل

    حالا چرا دختر؟

    نگینوک خاص🤨 3 ماه قبل
    2

    خوب بود😐ولی اون‌چیزی نبود که من می خواستم

    س 4 ماه قبل
    1

    هیچی نمیدونم

    ناشناس 4 ماه قبل
    1

    هیچی نمیدونم

    علیرضا 1 سال قبل
    3

    واقعا دقت کنید متن کمی اشکال داره ولی متن خوبی بود

    3
    و مطالب خیلی هم کم بوده 3 ماه قبل

    مطالب خیلی کم بوده و مثالی هم نداشته

    1
    نگین 3 ماه قبل

    واقعا موافقم

    برای ارسال نظر کلیک کنید