توجه : تمامی مطالب این سایت از سایت های دیگر جمع آوری شده است. در صورت مشاهده مطالب مغایر قوانین جمهوری اسلامی ایران یا عدم رضایت مدیر سایت مطالب کپی شده توسط ایدی موجود در بخش تماس با ما بالای سایت یا ساماندهی به ما اطلاع داده تا مطلب و سایت شما کاملا از لیست و سایت حذف شود. به امید ظهور مهدی (ع).

    متن زیبا پاییزی برای اینستاگرام

    1 بازدید

    متن زیبا پاییزی برای اینستاگرام را از سایت پست روزانه دریافت کنید.

    آشپزی، سبک زندگی،دانستنی ها

    اینستاگرام در فصل رنگ رنگ پاییز حال و هوای پاییزی دارد و اکثر پست ها و استوری هایی که در پاییز منتشر می شوند به همراه یک متن پاییزی زیبا رنگ و بوی پاییزی بیشتری به خود می گیرند. در این نوشته قصد داریم متن های پاییزی زیبا و خاص تقدیمتان کنیم که می توانید از آن ها به عنوان کپشن اینستاگرام پاییزی استفاده کنید. عکس های پاییزی شما در اینستاگرام بدون یک متن زیبا درباره پاییز لطف چندانی ندارد پس با ما همراه باشید.

    مجموعه متن پاییزی برای اینستاگرام

    متن پاییزی قشنگ برای اینستاگرام:

    پاییز که می‌شود؛ حواستان به آدم‌های زندگیِ‌تان باشد... کمی بهانه‌گیر می‌شوند، حساس می‌شوند، "توجه" می‌خواهند! دستِ خودشان که نیست، این خاصیتِ پاییز است؛ آدم‌ها را از همیشه عاشق‌تر می‌کند... مگر می‌شود پاییز باشد و دلت هوای قربان صدقه‌های از تهِ دلِ کسی را نکند؟! مگر می‌شود پاییز باشد و دلت هوس نکند، عاشق باشی؟! که عاشقت باشند؟! باد باشد، باران باشد و یک خیابان پر از برگ های خشک و نارنجی... تو باشی و تو، تو باشی و او... فرقی ندارد! قدم زدن در بساطِ دلبرانه‌ی پاییز، همه جوره می‌چسبد...

    **************

    متن پاییزی عاشقانه

    ‏تو آخر تابستون و من آخر پاییز، یه قصه‌ی پر از عشق و روزای خاطره انگیز..

    متن پاییزی کوتاه برای اینستاگرام:

    سینه‌ام دکان عطاری‌ست، دردت چیست؟ شنبلیله، رازیانه، شاهی و گیشنیز اهل آویشن ، نبیذ سرخِ شورانگیز سینه‌ام دکانِ عطاری‌ست، دردت چیست ؟ تو اگر جسمت بهاران است، اما جان تو پاییز راه را گم کرده‌ای

    **************

    متن پاییزی زیبا:

    و من از طعم لطیف خرمالوهای نارنجی رنگ ، یک گرم مبهم ترم

     از گم شدن یک دختربچه در راه برگشت مدرسه یک کوچه پاییز ترم

     من از فریاد های خسته ی باد در رقص درخت های آلوچه ، یک وجب سکوت تر

    و از خانه های کاهگلی پهن شده در زیر آفتاب ظهر های تابستانی ، یک پله بی حوصله ترم

    من تا رسیدن سایه ابرها بر شانه های پنجره ی تمام معشوقه ها، یک قدم تا رسیدن دور ترم ....

    **************

    متن پاییزی کوتاه و خاص برای کپشن اینستاگرام:

    یلدا منم که در آخرین نفس های پاییز آمدنت را به انتظار نشسته ام

    متن پاییزی عاشقانه:

    حتی در آخر پاییز هم من را بشمارند باز بی تو یک نفر هستم!

    **************

    متن پاییزی قشنگ برای کپشن اینستاگرام:

    کاش آدم ها شبیه درختهای خرمالو بودند که در پاییز برگ هایشان را از دست میدهند ولی در پایان زیبایی می آفریدند....

    **************

    متن پاییزی برای اینستاگرام:

    آذر یعنی سی تا پاییز هر روز پشتِ هم...

    متن پاییزی برای اینستاگرام جدید:

    پاییز همچون خانه ی پدری می ماند آدم را به گذشته های دور میبرد به روزی که عاشق شدی .. به روزی که تنها شدی .. تو را میبرد به خاطرات تلخ و شیرینت .. پاییز حتی بادش هم که در گوشت بوزد نجواگر خاطراتت میشود .. حال درختان و بارانش بماند ...

    **************

    شعر پاییزی زیبا از فروغ فرخزاد:

    پاییز، ای مسافر خاک آلوده در دامنت چه چیز نهان داری؟ جز برگ های مرده و خشکیده دیگر چه ثروتی به جهان داری؟ فروغ_فرخزاد

    **************

    متن پاییزی عاشقانه جدید:

    پاییز کوتاه است جانم مهرش رفت، آبان هم رفت... و یک آذر بیشتر نمانده جیب‌های لباسم را برای دست‌های تو بزرگ دوخته ام! از من گفتن چندوقت دیگر صدای خش‌خش برگ‌ها میخوابد هنوز هم قصد برگشتن نداری؟ صبور_زارع

    **************

    متن پاییزی قشنگ برای ماه آبان:

    آبان ، ماهِ خوب من ، تمام نشو ! تویی که مفهوم حقیقی پاییزی ... تویی که بیشتر از هر ماه و هر فصل و هر زمان ، خاطره انگیزی !

    بعد از تو هیچ خیابانی راه و رسمِ دلبری را بلد نیست ، و نبضِ تمامِ خاطره ها بدونِ عطرِ حضورِ تو ، می ایستد !

    تو می روی ... من می مانم و زمستانی ترین پاییز ، من می مانم و بارانی ترین ابرها ! من می مانم و سرمایِ نحسی ؛ که هیچ حرفی برایِ گفتن ندارد !

    تو می روی و من جا می مانم ... دلم برایِ ثانیه هایِ خاطره انگیزت ، دلم برایِ حال و هوایِ بی نظیرِ تو ، تنگ می شود ، ماهِ من !

    متن پاییزی عاشقانه جدید:

    چشم هایم را می بندم، به شاخه های پر شکوفه گیلاس فکر می کنم، و تو را نفس می کشم بیا و پاییز را تمام کن...

    **************

    متن پاییزی قشنگ برای کپشن:

    امروز همه‌ی نیاز من این است که تو را به "نام" بخوانم و مشتاق حرف حرفِ نام تو باشم مثل کودکی که مشتاق تکه‌ای حلواست .. مدت‌هاست نامت بر روی نامه‌هایم نیست و از گرمی آن گرم نمی‌شوم اما امروز در محاصره پنجره‌های "پاییز" می‌خواهم تو را به نام بخوانم آتش کوچکی روشن کنم، چیزی بپوشم و تو را ای پیراهن بافته از گل پرتقال و شکوفه‌های شب بو، صدا کنم ...

    نزار قربانی

    متن پاییزی کوتاه برای اینستاگرام:

    ‏دست های تو صبحی روشن اند صبح جمعه پاییز که زیر ملافه سردی به موسیقی دوری گوش می کنم. شمس_لنگرودی

    **************

    شعر پاییزی زیبا:

    صبح است و هوای سرد پاییز سرماست ولی خوش و دل‌انگیز گرم است دل از محبت و مهر وز شور و نشاط و عشق لبریز

    **************

    **************

    متن پاییزی جدید:

    قسم به پاییزی که در راه است و به پچ پچ های عاشقانه ی برگ ها در حال افتادن ... قسم به بوسه های آخر و به باران های گاه و بی گاه و به آغوش های خالی ؛ قسم به عشق که من پاییز به پاییز باران به باران آغوش به آغوش دل تنگ توام ...

    **************

    متن کوتاه پاییزی عاشقانه:

    کاش می توانستم از هفت روز هفته نام پنج شنبه را بگذارم "پنج شنبه دلبر" آخر میدانی .... پنج شنبه که می شود آهسته به آغوش باد میروم و نگاهم دلتنگیش را مانند برگ های پاییز فرش میکرد بر روی پیاده رو فرشی با رایحه عطر وجودت.... کسی چه میداند شاید این پنج شنبه از این خیابان گذشتی...

    **************

    متن پاییزی غمگین برای اینستاگرام:

    وای از ما نه جوجه هایمان شمردیم نه نبض برگهای پاییز را گرفتیم و نه کافه گردی کردیم چه زود پاییزمان به سکانس پایانیِ یلدایش رسید! حیفِ پاییز نبود؟

    **************

    متن پاییزی برای ماه آذر:

    آذر آمد که روی لبهای پاییز انار بگذارد و او را به دستهای یلدا بسپارد..

    متن پاییزی عاشقانه جدید برای اینستاگرام:

    و پاییز هر شب بوسه ی سرخی می نشاند روی گونه های زردم

    و من عاشقانه و آرام در نارنجیِ رویای تو غرق میشوم ...

    **************

    متن پاییزی عاشقانه جدید:

    یخ زدنم بهانه بود...! دلم... آغوش و دستان گرمت را میخواست... وگرنه پاییز... و این همه سرما

    **************

    متن پاییزی قشنگ:

    وقتی عطر پرتقال پیچیده همه جا، لا به لای تازگی و عطر گل ها ، تو رنگی ترین لحظه های زندگی ، تو لحظه های سرد پاییز ، یادت باشه هر چقدر هم خسته باشی و نا امید و تنها ،

    بازم باید صدای پای #امید رو بشنویم و تکرارش کنیم.

    متن پاییزی برای اینستاگرام:

    زندگی زیباتر می شود... اگر به اندازه تمام برگ های پاییز برای یکدیگر آرزوی خوب داشته باشیم...

    **************

    متن پاییزی زیبا:

    پاییز یک دختر ناشی بیشتر نیست که نمی داند چطور باید عاشق باشد!

    سردی و گرمی اش را پنهان می کند که غافلگیر شوی بی هوا می زند زیر گریه که نازش را بکشی و کاری می کند که همیشه بگویی: چه زود غروب شد. پاییز سیندرلایی ست که باید کفش های نارنجی اش را تا قبل از رفتن خورشید در بیاورد.

    نمی بینی که شب هایش چقدر شبیه زمستان هاست؟ پاییز اگر آدم بود زن تنهایی می شد که اگر سایه ی زیر گونه های استخوانی اش را نمی دیدی، دیگر هیچ وقت برایت روشن نمی پوشید ... به خیالت این فصل چرا اینقدر زود می گذرد؟

    **************

    متن پاییزی جدید برای اینستاگرام:

    پاییز... یک نوار کاست قدیمی است که یک طرفش با صدای باران پر شده یک طرفش با صدای تو ...

    **************

    متن پاییزی قشنگ:

    به پاییز می مانی!

    آدم نمی داند چه بپوشد وقت دیدنت !

    **************

    متن پاییزی غمگین جدید:

    منطقِ پاییز؛ مثلِ بی منطقیِ زنی ست، که وقتی دارد از زندگی مردی می رود؛ موهایش را رنگ می کند!

    متن پاییزی جدید:

    عطسه هایم عرصهٔ پاییز را پر کرده است حرف رفتن می زنی هی صبر می آید فقط

    متن های پاییزی،  جملات زیبا درباره پاییز هستند که می توانند متن پاییزی عاشقانه، متن پاییزی غمگین، متن پاییزی قشنگ و ... باشند که مطابق حال و هوای خودتان می توانید از این متن های پاییزی زیبا برای کپشن اینستاگرام خود استفاده کنید.

    منبع مطلب : 1danesh.ir

    مدیر محترم سایت 1danesh.ir لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

    متن پاییزی | ۱۰۰ متن و کپشن زیبا عاشقانه پاییزی

    متن پاییزی | ۱۰۰ متن و کپشن زیبا عاشقانه پاییزی

    متن پاییزی | ۱۰۰ کپشن زیبا و عاشقانه پاییزی برای اینستاگرام

    کم کم صدای قدم های پاییز به گوش میرسد و ما اینجا ۱۰۰ متن پاییزی عاشقانه و کپشن های زیبای پاییزی برای اینستاگرام را برای شما گرد آوری کرده ایم این نوشته های مفهومی و خاص و ناب را به مناسبت ورود پاییزی زیبا از ما بپذیرید . امیدوارم دوست داشته باشید و برایتان جالب و مفید باشد.

    بسم الله الرحمان الرحیم 

    کپشن پاییزی (۱)

    ******************************************

    متن پاییزی

    اگر هنوز عاشقی نکرده‌اید، در این
    برگریزانِ پاییز،
    دست محبوبتان را بگیرید،
    و دور شوید از هیاهوی جهان!
    خلوتی کنید…
    به آغوش بکِشیدَش…
    تمام عاشقانه‌هایی که از بَر هستید
    را، در گوشش نجوا کنید….
    و بوسه‌بارانش کنید، این تندیس شیدایی را…
    وقت کم است…!
    دست بجُنبانید…!

    ******************************************

    پاییز می رسد که مرا مبتلا کند
    با رنگ های تازه مرا آشنا کند
    پاییز می رسد که همانند سال پیش
    خود را در دل قالیچه جا کند
    او می رسد که باز هم عاشق کند مرا
    او قول داده است به قولش وفا کند
    خش خش…صدای پای خزان است ،
    یک نفر در را به روی حضرت پاییز باز کند

    پاییز عاشق است
    پاییز عاشق است
    علیرضا بدیع

    ******************************************

    رو راست و بخشنده
    فکر میکند اگر تمام داشته هایش را زیر پای آدم ها بریزد
    روزی جایی از خوبی هایش یاد میکنند

    تنها یادگاری که برایش میگذارند
    صدای خش خش برگ هایش بعد از رفتن آنهاست

    ******************************************

    هوالمحبوب

    عجیب است پاییز
    سبزتر میکند اندوهت را…

    ******************************************

    متن پاییزی برای اینستاگرام

    در انتظار، وفادارم
    خانه نشین می شوم و پرده پنجره را کنار نمیزنم تا مبادا چشمم به برگی سبز بیفتد
    انتظار برای برگ های زردی که به نشانه
    تواضع سر خم کرده و فرو ریخته اند، ارزشمندتر است

    ******************************************

    پاییز

    تو آغوش گرمت

    بهاره

    ******************************************

    می بینی پاییز چقدر شبیه زنهاست؟
    حوصله اش که سر می رود, بند اصلاح را بر می دارد
    می کَند علف های هرز را, بلوند می کند موهایش را
    گرم می شود, سرد می شود, طاقت ندارد, تعادل ندارد
    همه چیز را به هم می ریزد.. باد می وزد..
    در آخر اما… آرام… آرام… می بارد.
    زن, پاییز است با موهای بلوند
    صورتی اصلاح شده و نم نمِ اشک

    ******************************************

    صدای خش خش برگی که از درخت افتاده
    و جانش را زیر قدم هایمان تسلیم کرده،
    صدای بی رمَقی‌ست که با زبان بی زبانی میخواهد بگوید
    که روزی بهترین جایگاه را داشته است.

    ******************************************

    کپشن پاییزی (۲)

    ******************************************

    زندگی زیباتر میشود
    به شرطی که به اندازه تمام برگ های پاییز
    برای یکدیگر آرزوی خوب داشته باشیم… .

    ******************************************

    پاییز من،
    موسم هزار رنگ برگها،
    رفیق  عصرهای بارانی و
    دلتنگی های بی پایان؛ سفرت به خیر…
    به تلاقی یلدا که رسیدی سلام مرا به زمستان برسان…
    از موسم ِ نو برایم طلب مهربانی کن؛

    طلب ِ روزگاری به سپیدیِ برف سنگین ِ میانه های بهمن،
    و به گرمای دل انگیز زیر کرسی چوبی کنج هشتیِ خانه ی مادر بزرگ…
    سفرت بخیر خزان مهربان؛
    رفیق ِ دلتنگ به آخر رسیده…

    وعده ی مان باشد انتهای کوچه ی شهریور؛
    همانجا که درختان خسته ی به تنگ آمده،
    به انتظار نوازشی از دستان بارانی ات به آسمان شهر چشم بدوزند.

    ******************************************

    آخرین روز پاییـز
    عشق بی دلیل اسـت ….
    دل دلیل وجـودعشق است ….
    ومن بی هیچ بهانه ای عاشق پاییزم…
    پاییز دوسـت داشتنی است بخاطرغریب وبی صـداآمدنش …
    بخاطرصدای نم نم باران های عاشقانه اش ..
    بخاطربوی خاک باران خوردۀ کوچه هاکه دیوانه کننده اند…
    و به خاطربغض های سنگین انتظار…
    نمیدانم چراخش خش برگ هازیباترین موسیقی روزهای من است..

    ******************************************

    پاییززیباست ..
    صدای نم نم باران که بوسه میزند به بی رنگی شیشه ها ….
    جدایی سخت است چطوری پاییزی رافراموش کنم وقتی کلی باهاش خاطره دارم …
    حال هم من هرچقدرغصه بخورم تاثیری نداردپاییزدیگرکوله بارش را بسته است
    چمدان هایی که پرازپرازبرگ های قرمز،زرد ونارنجـی است

    ******************************************

     متن پاییزی زیبا  

    باران که می‌بارد،
    زمین پر می‌شود از عطر حضور تو،
    و خیالت بار دیگر به سرم میزند.
    زیبا نیست!؟
    پاییز باشد،
    باران بی‌امان ببارد
    و تو را ببینم که آنسوی خیابان در انتظارم ایستاده‌ای!؟
    همه جا می‌توان بوی تو را احساس کرد!
    حتی خیابانی که هرگز قدم نزده‌ایم…

    مهران رمضانیان

    ******************************************

    پاییز جان، دلتنگ بوی خاک و قطرات نشسته روی برگ درختان می‌شویم.

    چه روز ها که باران بارید

    و ما دست در دست معشوق تمام این خیابان‌ها را راه رفتیم

    و عطر بوهای پیچیده در فضا را وارد ریه‌هایمان کردیم.

    پاییز جان رنگ‌هایت را فراموش نخواهیم کرد.

    ******************************************

    پاییز!
    شبیه مسافره!
    اصلا خوده مسافره!
    مسافری که شروع سفرش،
    رسیدنه و یه کوله بار پر از حس ناب خوشبختی و خوشحالی…
    میانه سفرش،
    دلهره و اضطراب دلتنگی نزدیک شدن پایانش!
    و امان از پایانش!
    چمدونی که آماده میشه برای…
    حس تلخ خدافظی،
    دیدن دستهایی که بجای تنگ در آغوش گرفتن!
    برای وداعی ناپیدا شروع،
    تو آسمون تکون داده میشن…

    آره پاییز همون مسافره،
    مسافری که همیشه دلتنگش میمونی،
    پاییز که بره،
    سنگفرشای رنگ رنگی خیابونا،
    ساکت میشن،
    میشن بازتاب شاخه های دلتنگ سیاه شبانه!
    دیگه خبری از نجوای عاشقانه هرروزه،
    هم آغوشی برگای قشنگش و قدمهای عاشق!
    رهگذران خوشحال!
    نیست…

    خش خش شادمانه برگای قشنگ و رنگ رنگی،
    میشن یه دنیا سردی و سکوت!
    میشن یه خیابون، پر از غوغای سکوت!
    درخت رویاهای هر روز مسیر شادمانه،
    خالی میشه،
    دلتنگ و سرد میشه …
    دیگه خبری از رنگای گرمش و حس رسیدنش نیست!
    آره پاییز!
    یک،
    همیشه مسافره!
    مسافری که همیشه دلتنگشی…

    ******************************************

     متن درباره پاییز  

    پاییز …
    هر قدر هم که دلبر باشد و گیسو طلا
    هر قدر هم که طناز باشد و رعنا
    گلوی تمام غروب‌هایش را بغض گرفته و… ته چشم‌های عسلی‌اش را غم.
    انگار دست‌هایش
    پنج انگشت دوست داشتنی میخواهد و … قدم‌هایش هم پایی دیوانه.
    پاییز را بگذارید برای حرف های قشنگ،
    برای چشم در چشم شدن،
    برای عاشق شدن…
    شما را به خدا
    یک وقت هوس رفتن به سرتان نزند
    آنوقت نبودنتان میشود درد بی‌درمان،
    میشود بغض، میشود اشک.

    آذین قانع

    ******************************************

    کپشن پاییزی (۳)

    ******************************************

     متن پاییزی عاشقانه 

    چقدر پاییز می خواهد دلم.
    این دلتنگی
    این دوری
    این تنفس های بلند،
    کمی برگریزان می خواهد
    کمی بارندگی
    کمی قدم زدن تا آخر دنیا.

    ******************************************

    پاییز…
    شعری ست که
    دست های من و ” تو ”
    قافیه ی
    آخر آن می شود
    سخت و محکم و گرم عاشقانه…

    ******************************************

    بیچاره پاییز …
    دستش نمک ندارد…
    این همه باران به آدم ها میبخشد، اما همین آدم ها تهمت ناروای خزان را به او میزنند.
    خودمانیم …
    تقصیر خودش است ؛
    بلد نیست مثل ” بهار” خودگیر باشد
    تا شب عیدی زیر لفظی بگیرد و
    با هزار ناز و کرشمه سال تحویلی را هدیه دهد …
    سیاست ” تابستان ” را هم ندارد
    که در ظاهر با آدم ها گرم و صمیمی باشد
    ولی از پشت خنجری سوزناک بزند
    بیچاره ….

    ******************************************

    خورشید پاییز را دوست دارم. آفتاب پاییزی بیشتراز هر آفتابی مرا گرم میکند.

    اصلا تا سوز، باد و سرمایی نباشد تا تو را بلرزاند گرما به چه کارت می آید.

    تو را مانند آفتاب پاییزی دوست دارم.

    سایه ات که پس ذهنم پیدا میشود سوزهای ناامیدی راهشان را گم میکنند.

    گرم میشوم به بودنت…

    ******************************************

    دوست ندارم
    در فصل دیگری عاشق شوم
    ” پاییز “حال وهوای دیگری دارد
    پر از شعرهای عاشقانه است
    حتی دلتنگی هایش شیرین تر است
    با بوی زردترین برگ هایش
    می شود زندگی کرد
    عاشقی در ” پاییز ” شعری ست همیشه شنیدنی

    ******************************************

    پاییز جانم!
    قشنگ ترین فصل پر عشق خدا!
    پر لذت ترین آرامش دوست داشتنی!
    رفیق ترین محرم خش خش های،
    نجوای ملاقات های عاشقانه عابران غریب إ آشنا،
    با برگ های هزار رنگ،
    این معشوقه های بی قرار!

    هفده روز و پنج ساعت و سی دقیقه و ده ثانیه!
    به وقت زمین!
    مانده به ن ماندن ماندنت…
    لحظه را باهم قدم زدیم،
    نوشتیم،
    ثبت کردیم،
    آنچه را که میان من و تو،
    راز است و خواهد بود !

    لحظه به لحظه بودنت را،
    عاشقانه در آغوش می کشم،
    چون می دانم ماندنت!
    ماندنی نیست…
    پاییز جانم!
    تو چون مسافری عزیزی که
    بود ن بودش را تاب نیست…
    تو جان منی…

    ******************************************

     آنقدر نیامدی که از چهره ام بهار ،

    برگ به برگ ریخت…؛

    پاییز شدم…!

    ******************************************

    تو مثل دلبری های پاییز میمانی

    ادم نمیداند نگاهت کند یا کوچه ب کوچه عاشقانه دراغوش بگیرد

    ******************************************

    کپشن پاییزی (۴)

    ******************************************

    متن پاییزی کوتاه 

    ندارمت و پاییز

    از گلویم پایین نمی‌رود..

    محمد رمضان نیا

    ******************************************

    من از دلتنگی “پاییز”

    بیزارم بدون تو…

    من از سرمستی “باران”

    بیمارم بدون تو…

    ******************************************

    دوستت دارم …
    باید در چشمان نگریست،
    یا در گوش‌ها گفت؟
    جنبش انگشتانت که به روی هم انباشته شده بود
    و مروارید چشمانت
    دلیل بود؟
    در عصر یک پاییز
    در اتوبوس بودیم
    دورمان دیوار شیشه‌ای سبز…
    سبزی شیشه‌ها، زرد پاییز را
    سبز خرم کرده بود.
    از سبزی برگ‌ها بهار به اتوبوس نشست. .

    بیرون خزان در کار بود.
    نمی‌دانستم در بهار درون باید گفت؟
    یا در خزان بیرون؟
    من و بهار پیاده شدیم
    بهار در خیابان محو شد
    پاییز در کنارم راه می‌آمد. . .

    احمدرضااحمدی

    ******************************************

    یک نفر در را برای حضرت پاییز وا کند..

    #پاییز_عاشق_است

    ******************************************

    متن پاییزی غمگین 

    تو نیستی
    و من هرروزم پاییز است
    همانقدر دلتنگ
    همانقدر بارانی..
    بگذار مردم از پاییز سخن ها بگویند
    از حرف تا عمل فرسنگها فاصله است…

    هانیه خوانساری

    ******************************************

    پاییز می رسد که مرا مبتلا کند

    او می رسد که باز هم عاشق کند مرا

    او قول داده است به قولش وفا کند

    ******************************************

    و من دختر پاییز
    رسم عاشقی را از پاییز آموخته ام
    پر از رنگ
    پر از خش خش
    پر از نم نم بارون
    و پر از گرمای دستان عاشق
    پاییز معشوق است
    با لباسی اطلسی
    غرق در رنگ و دلبری
    من عاشقم
    عاشق پاییز و دلبری هایش…

    ******************************************

    به جز تو
    با هیچ کسی ….
    تقسیم نخواهم کرد ….
    خیابان گردی پاییزی ام را……

    ******************************************

    کپشن پاییزی (۶)

    ******************************************

    به خاطر انارها برگرد
    زیرا ما
    زیر آن شکوفه های درخشان
    وعده کرده بودیم
    با انارهای رسیده ملاقات کنیم

    هوا در این شب پاییز
    ایستاده است
    روی قول خودش
    ما از هوا کمتریم؟

    پونه ندایی

    ******************************************

    کنارم باش، این پاییز،
    کنارم باش، می‌ترسم…
    خزان را دوست دارم من، ولی بی تو؛
    خیابان، کوچه ها، این شهر، این پاییز؛
    تو را بدجور کم دارد!

    بدونِ تو؛ گلوی آسمان ها درد می‌بارد،
    صدای خش خش این برگ ها بی تو؛
    صدای نابهنجاریست باور کن؛ به بانگِ مرگ می‌مانَد!

    اگر باشی، اگر همراهِ من باشی؛
    خزان زیباترین فصل است، می‌دانم…
    کنارت چای می‌چسبد؛
    به وقتِ شامگاهان، در هوای سرد و بارانی…
    کنارت کوچه ها زیبا، درختان، آسمان، گنجشک ها زیبا،

    کنارت بازهم دیوانه ی باران و پاییزم… کنارم باش ماهِ من، که با تو چای می‌چسبد،
    که با تو عاشقی کردن، دویدن، شهر در پاییز را دیدن؛
    که با تو کافه گردی، شعر خواندن، مبتلا بودن؛
    در این پاییز می چسبد، عجب پاییز می‌چسبد!

    کنارِ تو ؛ خزان زیباترین فصل است، میدانی؟!

    نرگس صرافیان طوفان

    ******************************************

    کپشن پاییزی 

    این پاییز هم به “یلدایش” رسید!

    اما من

    هنوز هم در پاییز خود،

    “تو” را انتظار می‌کشم… #مهران_رمضانیان

    ******************************************

    و پاییز!

    تنها فصلی که با مهر و محبت آغاز می شود
    و با آذرِ عشق پایان می یابد
    تنها فصلی که شبیهِ من است
    شبیهِ برگ ریزانِ دلم و باران ریزان چشمم
    و بادهای سرد و خشک و سوزانِ قفسه سینه ام!

    شبهای بیداری که هر شب طولانی تر از دیشب هستند
    و روزهای خاموشی که هر روز کوتاه تر از دیروزند
    دردهایی که عمیقند و نیمکت هایی که خالی مانده اند
    فصلِ نرگس های نجیب و انارهای غریب
    طعمِ گس خرمالوهای باغچه همسایه
    با بوی گلپرِ دل که دانه های غم انار را زینتِ بودن می بخشد
    من پاییز را به یُمن آمدن تو دوست می دارم…

    ******************************************

    پاییز همچون خانه پدری می ماند

    آدم را به گذشته‌های دور می برد

    ******************************************

    پاییز نامِ دختری ست زادهِ مهر
    با موهایِ نارنجیِ بافته..
    باران که ببارد موهایش فر میشود
    و از تمامِ مردهایِ شهر دلبری میکند..

    امید صباغ نو

    ******************************************

    کپشن پاییزی عاشقانه 

    پاییز دوست داشتنی من
    می بوسم و می بویم برگ های زرد و قرمزت را
    نفس می کشم در هوایت
    بوی باران داری
    بوی خاک و برگ

    من بوی خدا میفهمم از تو

    ******************************************

    بی صبرانه منتظر دیدنت هستم
    بهترین سمفونی…
    نقاشی زیبای خداوند…
    فصل خرمالو و انار…
    پاییز عزیزم

    ******************************************

    کپشن پاییزی (۵)

    ******************************************

    زنان عاشق پاییز را بهانه
    می کنند

    مردان عاشق باران را … آذر که می رسد شهر به یکباره
    شاعر می شود

    باران و پاییز و عاشقانه ها

    دلت را گرم میکند تا آخر زمستان… .

    ******************************************

    چه شاعرانه است فریادشان زیر پاهایمان!

    برگ هایی که روزی برای آرامش

    به سکوتشان پناه میبریم…

    ******************************************

    پاییز شروع شد با مهر آمد و مهر خود نمایی کرد
    عاشقی کردیم
    دل دادیم و دل بریم میان خش خش برگ هایش
    دلتنگ شدیم در دقیقه هایش
    دقیقه به دقیقه و ثانیه به ثانیه پاییز را زندگی کردیم
    تا رسیدیم به نفس های آخر پاییز
    تا رسیدیم به دقیقه آخر پاییز “یک دقیقه بیشتر”

    فرصت داشتیم برای دلتنگی و عاشقی و دوست داشتن یکدیگر
    یلدا همان فرصت دوباره زندگی بود
    یلدا بود همان دختر آفتاب و مهتاب ندیده
    همان دردانه پاییز که همه را مست تماشایش کرده
    همان که نوید آمدن زمستان را می دهد
    و من از پاییز آموختم که مهر ، آبان ، آذر، یلدا
    همه و همه بهانه برای “یک دقیقه بیشتر دوست داشتن تو”

    فاطمه دلیلی

    ******************************************

    پاییز تمام شد، آذر چمدانش را بسته قصد سفر
    در انتظار آمدن پسر ننه سرما در انتهای کوچه انتظار می کشد
    سالهاست که دل دادگی شان زبان زد مردم شهر شده، همه از عشقشان می گویند
    اما امان از فراغ که هیچ گاه به وصالشان منجر نشد
    اما آذر هنوز،هر سال ، انتظار آمدن پسر ننه سرنا را می کشد تا شاید یکی از همین شب های پاییزی از کوچه پاییز گذر کند.
    آذر سالهاست انتظار آمدن معشوقه اش رد میکشد او امید دارد به یک دقیقه بیشتر بودن پاییز تا برسد و از عاشقانه های سال های فراغ برایش تعریف کند.

    فاطمه دلیلی

    ******************************************

    پاییزهم میرود!
    حساب کن!
    با مهربانی دل چند نفر را بدست آوردی
    وباغرور شیشه چنددل را شکستی؟
    مهربان باش
    عاشقی کن
    که جوجه های آخرپاییزت مهربانی باشدوعشق و محبت

    ******************************************

    پایان قصه دوست داشتن تو تلخ بود
    من ماندم
    منی تنها که خنده هایش را سپر غم هایی میکند که تو با رفتنت در دلم کاشتی…
    خیابان ماند و عطر تنت…
    شهر ماند و یادت…
    پاییز ماند و یاد عاشقانه هایم…
    و صدایت که در کالبد جانم می پیچد…
    و آن طرف قصه تو هستی تویی که فراموش کردی؛روزی روزگاری دختری تورا دوست داشت که با هر تپش قلبت دوباره متولد می‌شد.

    فاطمه دلیلی

    ******************************************

    تو نمی دانی که کنار تو بودن چه عالمی دارد
    وقتی دستانم را گره می کنم در دستانت
    وقتی خیابان های پاییزی لمس می کنند حس عاشقی ما را…
    وقتی هم قدمت می شوم و شانه های مردانه ات امن ترین جای جهانم میشود…
    میدانی جان دل پاییز فقط و فقط با کنار تو بودن می چسب
    تو باش
    نه پاییز دلگیر است،نه باران هایش،نه غروب هایش…
    تو که باشی پاییز می شود موسم شدید دلدادگی و عاشقی
    تو فقط باش حضرت یار….

    فاطمه دلیلی

    ******************************************

    پاییز یعنی فصل عاشقی
    دستان معشوقه ات را بگیری ،فاصله بگیری از هرچه نامهربانی است و خودت را غرق کنی در آغوش کسی که زندگی را برایت معنا می کند
    همانی که خیالش شیرین تر از هر چیز و چشمانش زیباترین خلقت خداست.
    و چه لذتی دارد زیر سقف آسمان خدا و بر روی زمین عاشقان دلبری و عاشقی کنی
    میدانی جان دلم پاییز هفت رنگ و بهار رنگارنگ برای من بدون حضورت معنا ندارد تو باش دلم در آذر و خزان و سرما شکوفه می دهد همچون گیاهان در بهاران.
    تو فقط باش جان دل….

    فاطمه دلیلی

    ******************************************

    کپشن پاییزی (۷)

    ******************************************

     متن زیبای پاییزی  

    پاییز بُد، آبان و هوا ابری و مست
    یک روز تو را دیدم و دل رفت ز دست

    قلبم که چو زلزله به لرزش افتاد
    عقل از سر من پرید و جانم بگسست

    بودند اگرچه عاشقانم بسیار
    دل،دیده به هر که بود غیر ازتو ببست

    اما چه کنم که هر چه کوشیدم من
    رفتی ز برم چونان که تیری از شست

    افتاد گره به زلف و پشت شانه
    خم گشته و از شدت این بار شکست

    آنجا که خیال کردم از یاد برفت
    هر آنچه میان من و تو بوده و هست

    پاییز شد و دوباره باران گرفت
    یاد تو به دل آمد و در جان بنشست

    گر نیستی و وصال ما قسمت نیست
    از دوری تو هنوز چشمم به ره است

    این عشق که پابند تو کرده ست مرا
    گویی که به نامت شده از روز الست

    مریم خدامی

    ******************************************

    کپشن پاییزی کوتاه

    قسم به پاییز…
    قسم به پچ پچ های عاشقانه ی برگ های….
    در حالِ افتادن!
    قسم به بارانهای گاه و بی گاه
    قسم به آغوشهای خالی
    قسم به عشق
    که من….
    پاییز به پاییز…
    باران به باران…
    آغوش به آغوش دلتنگِ توام!

    ******************************************

    دوست دارم در میان کوچه باغ پاییزی راه برم
    کوچه باغی که پر از درختان سر به فلک کشیده است
    شب کوچه باغ زیباتر از آن است که بتوان تفسیر کرد سکوت سرد پاییزی
    در میان عبور رهگذر چه غوغا می کند
    رقص ریزش برگها
    لالایی درختان
    صدای خش خش برگ ها
    صدای پرواز پرندگان
    طلوعی صمیمانه تر از دیروز
    نگاه حسرت انگیز شاپرک ها
    رقص قاصدک درباد
    غروبی دل انگیز
    عشق من،زندگی ادامه دارد

    ******************************************

    .
    ‏دلم میخواد بعدا از خدا بپرسم چجوری ایده پاییز به ذهنش رسیده!
    بعد هم بگم خدایا تو خارق العاده‌ای و همدیگه رو بغل کنیم!

    ******************************************

    پاییر عارفی است…

    که برگ زرد باورهایش را تکانده

    و عزم رفتن و رسیدن تا خدا را دارد…

    ******************************************

    عاشق که باشی، پاییز که باشد

    باران که ببارد انار که هیچ

    سنگ هم اگر باشی

    دلت ترک می‌خورد.

    ******************************************

    پاییز،
    فصل مناسبی‌است…
    جان می‌دهد برای عشق‌های بی‌فرجام…
    فقط کافی‌است،
    پنجره‌ای باشد،
    و خیالی آسوده‌تر از
    چرخ‌فلکی در باران…

    مهم نیست کجا…
    فرض بگیر،
    در اتاق انتظار همین دندانپزشک،
    و زیر نگاه عبوس همین منشی‌ جوان،
    که صندلی‌ها و مجلات را
    کهنه می‌کند.

    هوای بیرون،
    ما بین بیست تا سی درجه بالای صفر…
    خیابان،
    غرق در نور طلایی صبح…
    و رهگذر،
    زنی بلند بالا مثل سرو،
    که تازه از یک تابلوی مینیاتور،
    ریشه‌کن شده باشد.

    چیز دیگری لازم نیست…
    حالا می‌توانی دیوانه‌وار دوست‌بداری…
    زن را،
    خیابان را،
    و زندگی را…
    حتی می‌توانی از صمیم قلب
    عاشق شوی…
    در حد ده دقیقه تا ابدیت…
    این دیگر به نگاهی بستگی دارد،
    که رو به خیابان قاب کرده‌ای…
    و این که زن تنها،
    در پیچ کدام خیابان
    محو شود.

    ******************************************

    دلم بودنت را می خواهد…؛

    پاییز هم آمد اما تو…

    دلم به اندازه ی تمامِ برگ های افتاده ی خیابان ها،

    بودنت را می خواهد…

    ******************************************

    کپشن پاییزی (۸)

    ******************************************

    دست و دل بازیِ پاییز مرا ترسانده؛

    هر چه برگ است به پای قدمت می ریزد… !

    ******************************************

    قرارِ ما باشد نیمه‌ی آبان ماه،
    درست در مرکز پاییز،
    کنارِ ناروَنِ پیرِ بن‌بستِ ”پرستو“…
    همانجا که عشــــق،
    از دست خدا رویِ زمین افتاد و
    تا ابَــد در دل آبان جا ماند…
    ساعتت را کوک کن به وقتِ ملاقــات…
    دیر نکنی جانم…
    من منتظــرم…

    فریبا مقدم

    ******************************************

    شاهکاریست
    سمفونی پاییز
    شرشر باران
    خش خش برگها
    وصدای فریاد سکوت

    اصلا
    آدم سرش درد میکند
    برای عاشق شدن…

    ******************************************

    پاییز
    تفسیر زیبایی ست
    وقتی که
    تو
    درکنارم قدم میزنی

    ******************************************

    گوش کن…صدای نفسهای پاییز را میشنوی؟
    واین زیباترین فصل خدا می آید
    غم و اندوهت را به برگهای درختان آویزان کن
    چند روز دیگر میریزند

    صدای پای پائیز می آید …

    ******************************************

    پاییز را دوست دارم…

    ﭘﺎﯾﯿﺰ، ﺯﻣﺴﺘﺎﻧﯽ ﺍﺳﺖ؛ ﮐﻪ ﺗﺐ ﮐﺮﺩﻩ!

    ﺗﺎﺑﺴﺘﺎﻧﯽ ﺍﺳﺖ؛ ﮐﻪ ﻟﺮﺯ ﮐﺮﺩﻩ!

    ﺑﻐﻀﯽ ﺍﺳﺖ؛ ﮐﻪ ﺭﺳﻮﺏ ﮐﺮﺩﻩ!

    ﺣﺮﻓﯽ ﺍﺳﺖ؛ ﮐﻪ ﺳﮑﻮﺕ ﮐﺮﺩﻩ !

    ﻣﻦ، ﺳﮑﻮﺕ ﺭﺳﻮﺏ ﮐﺮﺩﻩ ﺩﺭ ﺗﺐ ﻭ ﻟﺮﺯ ﭘﺎﯾﯿﺰ ﺭﺍ ﻣﯿﭙﺮﺳﺘﻢ!

    ﭘﺎﯾﯿﺰ، ﻋﺮﻭﺱ ﺗﻤﺎﻡ ﻓﺼﻞ ﻫﺎﯼ ﻣﻦ ﺍﺳﺖ .

    ﯾﺎﺩﻡ ﺑﺎﺷﺪ؛ ﭘﺎﯾﯿﺰ ﮐﻪ ﺭﺳﯿﺪ؛ ﻟﻪ ﻧﮑﻨﻢ؛

    ﺑﺮﮔﻬﺎﯾﯽ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺭﻭﺯﯼ ﻫﺰﺍﺭﺍﻥ ﺑﺎﺭ ﻧﻔﺲ ﺍﺭﺯﺍﻧﯽ ﺍﻡ ﻣﯽ ﻛﺮﺩﻧﺪ …!!!

    ******************************************

    نَم نمَک به پایان تابستان میرویم
    پاییز عطرش را پخش کرده و بویش شعرِ خبردار میخواند
    بوی مدرسه ، شوق خریدهایِ اول مهر
    بوی باران و خاکِ خیس
    وَ شبهایی که روزهایمان را به درازای خود میدُزدند
    بوی عـشـق، بوی غم انگیز جدایی ها
    وَ شکست هایی که با خِش خِش برگ های طلایی جان میگیرند و بوی رفتن….

    بین این همه گذر، من بازهم نگران کودکی ام که در این سرما بی خانه است و خیابان های خیس مأمَن امنی برایش ندارد و چه شباهتی است بین کودک و دلِ بیقرارم
    وَ چقدر قبل از آمدنِ این فصل دلتنگم!
    دلتنگِ آنهایی که رهایشان کردم و آنهایی که به نشانه بدرود دستم را فشردند

    میخواهم با قلمم همچون مادری با آغوش وسیع در بَر بگیرَمشان و به تک تکِ آنها یادآوری کنم روزهایی که در کنارشان گذشت هرچند شاد ، شاید تلخ ؛
    اما چقدر زیبا بود
    و بگویم ‘رفتن’ پایان نیست
    وَ میخواهم فریاد کنم : “إی مَردم ، این روزهای شهریور که آخرین نفس هایش را میکِشد دریابید؛ که غروب های پاییز نزدیک است.”

    ******************************************

    آمدم عاشق شوم پاییز دستم را گرفت

    آنقدر ناز و ادا آمد که عشق از یاد رفت

    ******************************************

    متن زیبا در مورد پاییز برای اینستاگرام (۱)

    ******************************************

    دفتر نقاشی خدا همیشه زیباست
    اما فصل پاییز را برای دل خودت
    آرام تر ورق بزن و تمامی رنگ ها را به خاطر بسپار…
    که عشق لابلای همین برگ های اخرایی زیباست..

    ******************************************

    پاییز عزیز دُردانه ی فصل هاست…
    سوگُلی دل های عاشق…
    فصل باران های زود به زود…
    و چترهایی که ….
    عشق را خوب می فهمند..

    ******************************************

    مهر می آید
    ولی
    با بی مهری هایی که کنج دلمان چمباته زده اند چه کنیم
    راستش را بخواهی
    من فکر می کنم
    یک جای ابراز احساساتمان نشتی دارد…

    وگرنه
    این همه واژه و جمله ی عاشقانه
    چرا گره از کار هیچکس باز نمی کند

    ولی
    حالا باید امیدوار باشیم
    تا دختر بزرگ پاییز
    پادرمیانی کند
    جدایی ها،دوری ها و دلتنگی هامان را…

    زهره خمری

    ******************************************

    پاییز داستانش فرق میکند.
    باید دست خودت را بگیری و از خانه بیرون بزنی. روی همان نیمکت همیشگی بنشینی و زل بزنی به گربه ی سفید و #نارنجی پارک سر خیابان.
    پاییز را باید قدم بزنی. باید دلگیری عصرهایش را تاب بیاوری به شوق شنیدن عطر برگهای #باران خورده.
    مگر از تمام روزهای عمرت چند روزش پاییزی است؟

    ******************************************

    ابر تیره سرش را به شانه ی پاییز تکیه زده.
    پر از بغض، دلتنگی اش را به زبان می آورد. خش صدایش دل باد را هم می لرزاند.
    دلتنگی یک ساله اش، شبنم می شود و با اولین پلک زدن روی گونه ی آسمان می ریزد.

    می داند این با هم بودن، چندان هم طولانی نیست.
    کمی بعد، می رود و او دوباره تنها می ماند.
    با این فکر گریه اش شدت می گیرد و زمینِ خزان زده، خیس می شود.

    چشم می چرخاند، غصه هایش که یکی دوتا نیست.
    نمی داند برای رفتن پاییز بگرید یا برای کودکی که زیر این باران چتری ندارد؟
    باد می وزد.
    از جایش تکانی می خورد.

    انگار مهلت ماندنی نمانده، باید برود و جایش را به رنگین کمانی بدهد که آسمان با لبخند رنگی اش، زیبا تر است.

    ******************************************

    هنوز هم نمی‌فهمم رسالت پاییز چیست و چگونه است که وقتی در راه است، بی تاب آمدنش هستی و نالانِ رفتنش !
    وقتی که میرسد آنقدر تو را سرگرم رنگ و بویش میکند که گویی هزارسال است در جانِ پاییز بوده ای …
    اما یک دلهره ی همیشگی در دلت هست!

    آرامِ آرام نیستی وقتی که هست … در حالی که صدای گوش نواز موسیقی برگ های زیر پایت تو را از خود بیخود کرده ، آنقدر دستانت را محکم میفشارد و تو را میچرخاند و میچرخاند که نفس کشیدن از یاد میبری …

    پاییز هیچگاه دستانش را از دستانمان جدا نمیکند او با وفاتر از این حرفاست که ما را گیج و مست رها کند و تنها عطر تنش بماند و چندتکه برگ …
    ” اشتباه نکنید، پاییز بیش از یک فصل است! پاییز شهریست که تمام عاشقان را برای همیشه نگه میدارد …!”
    این را پیرمردی به من گفت که در آخرین کوچه ی پاییز تمام وجودش را به خاک سپرده بود …
    او گیسوانش را در همان کوچه پس کوچه ها سپید کرده بود …
    او ماندنی بود!

    ******************************************

     کپشن پاییز

    تا زمستان
    فرصتی نمانده است
    و من بجای جوجه ها
    دوستت دارم هایی را خواهم شمرد
    که در حوالی لبهایت
    آشیانه کرده اند

    ساناز تیرخون

    ******************************************

    هرچه خاطره ی پاییز
    در صندوقچه
    هرچه شعرِ پاییز
    در دفترچه ی خاطرات
    و هرچه صدای خش خش
    در گوش باد
    پاییز میرود
    و آنچه می ماند
    تکه های شعر من است
    کنار هم که بنشینند
    عشق غوغا خواهد کرد

    ساناز تیرخون

    ******************************************

    متن زیبا در مورد پاییز برای اینستاگرام (۲)

    ******************************************

    من
    ادامه ی قصه ای عاشقانه ام
    که هرچه به آخرِ پاییز می رسد
    عاشقانه تر میشود…

    ساناز تیرخون

    ******************************************

    پاییز فصل بی‌آزاری است. نه خیلی گرم نه سرد. اجازه می‌دهد خودت باشی، شبیه خودت لباس بپوشی، فرصت می‌دهد به بهانه سرما بلمی در آغوش او یا حتی کت را سردوش کنی. پاییز فرصت می‌دهد بلد شوی لبخندهای کش‌دار تحویل دهی و در بخار حرف‌هایت پنهانی زمان معامله کنی. شاید به همین دلیل است که همه عاشق پاییزند و با شروعش سهم عمده‌ای از مردم می‌گیرد. اما من پاییز را طور دیگری دوست دارم. پاییز را به خاطر شال‌گر‌دن‌های مسئولیت‌پذیر، کفش‌های تا ساق آمده، بادهای موسمی بازیگوشش، من پاییز را به دلیل سخاوت بیش از حدش در رسیدن دست‌ها به هم و فرش کردن زمین از برگ یا حتی شیشه‌های دم کرده ماشین‌های در ترافیک ، دوست دارم. پاییز فصل بی‌آزاری است مثل خود درستِ عشق.

    مارال دوستی

    ******************************************

    پاییز جان م
    هر رنگی بر تن ت می نشیند!
    بس که خوش قواره ای

    ******************************************

    پاییز عجیب است!
    یک دلتنگی و هیجان عجیبی دارد..
    مثلا با اینکه دوست داری سرسبز باشد و درخت ها پربار
    اما حسی ته دلت می گوید..نه!
    زرد و نارنجی اش قشنگتر است..
    یا مثلا وقتی دوست داری هوا آفتابی و گرم باشد
    اما ته دلت هوای ابری و بارانی را بیشتر می خواهد!
    همین که دوست داری زود بگذرد و از شر دلتنگی هایش خلاص شوی
    اما به آبان که می رسد حس سرازیری به زمستان دلتنگی ات را بیشتر می کند..
    پاییز فصل دل است..
    فصلی برای دلخواهی یا دلتنگی
    که حتی دلت هم راهی برای انتخاب ندارد!

    محسن صفری

    ******************************************

    آفتاب سر میخوره توی خونه،سرم اونقدر سبکه که میتونم پرواز کنم!
    با صدای گرفته از ته چاه میگه:بُغض داره خفه ام میکنه،کاش پاییز باشه،کاش بارون بباره!
    دلتنگی از صورتم،به دستهام،به گونه هام،به صدات که میگفتی؛هی ببین دنیا که تموم نشده!
    با پلکهای نیمه بازش میگه:تموم شده،دنیا تموم شده…
    میخندم،و خنده هام مثل یک درد که گوشه استخونهات کمرت همیشه هست میریزه توی خونه،دوست مثل یه درده،که اگه نباشه هم دردش شادت میکنه،حالا چه خاطره بازی بکنید یا نه این مسیر سبزتر از اونیه که،خزون بگیرتش!
    وسط دود سیگارو سرفه میگه:کاش بارون بزنه!
    میگم این آفتاب بی جون که سر خورده رو سرامیکا یعنی پاییزه،خزون زده….

    راحیل حسینی

    ******************************************

    پاییز جان م
    درست شما یی!
    که قول ت، قول ست.
    مهر ت به نیمه نرسیده، انبانِ شعر م پر ست.
    دم ت گرم بماند!

    ******************************************

    پاییز جان من
    تنها یک رگبار ت کافی ست،
    تا ته مانده ی خاطرِ تلخ م را بشوید، بشوم
    زلال، شیرین
    مثل قبل.
    پاییز جان م
    دل م هوای رگبار ت را دارد!

    ******************************************

    پاییز
    رنگِ بلوط است؛
    عطرِ بلوط، طعمِ بلوط دارد.
    ساتِ سورِ خیال م، جورست.
    پاییزهاست که گمانِ خوشبختی دارم!

    پاییز نوشت

    ******************************************

    پاییز

    چقدر فصلِ فهمیده ای ست؛ اصلا یک پارچه آقا ست!

    شما بگو یک بار تنهایی ام را به رخ م کشیده، نکشیده.

    ******************************************

    متن زیبا در مورد پاییز برای اینستاگرام (۳)

    ******************************************

     جملات پاییزی 

    نه بهار با هیچ اردیبهشتی
    نه تابستان با هیچ شهریوری
    نه زمستان با هیچ اسفندی
    به اندازه ی پاییز به مذاق خیابان ها خوش نمی آید
    پاییز مهری دارد ک بر دل هر خیابانی می نشیند
    آومدن پاییز مبارکتون

    ******************************************

    پاییز
    دختری ست با موهای نارنجیِ بافته
    ‌باران که ببارد
    موهایش فِر می شود!
    و از تمام مرد های شهر
    دلبری می کند …

    امید صباغ نو

    ******************************************

    پاییز را اینگونه فهمیدم

    پاییز پسرکی بود….
    پسرکی با موهایی خرمایی شاید کمی تیره تر …
    پسرکی گاهی خجالتی و گوشه نشین…گاهی اما سرکش و افسار ناپذیر….

    پاییز را با رنگ رنگش دوست دارم ….
    که همان پسری است، با لباسی به رنگهای درهم فرورفته ی ملایم و سرد و تند و گرم.

    گاهی سرخ و گاهی زرد گاهی کمی آبی آسمان… پاییز را فصل آب و آتش میدانم
    مثل جوانکی با قلبی از جنس آتش پرشور و گرم و عاشق.
    …..و با چشم هایی ابری و گاهی هوای بارانی
    پاییز را من میدانم…

    آری پاییز من است
    او خود من است …..
    من که همان پسرک پاییزم
    و پاییز مادری است برایم
    مادری که مرا وارث آتش جانش کرد…
    و من پاییزم ….
    پاییز من است…

     سردار میثاقی

    ******************************************

    حالا فقط مانده یک نفر بیاید زیر سایه‌ی پاییز
    سایه‌ی پاهایش را دراز کند
    رو به راهی که چشم‌انتظار عبور توست
    در آفتاب بی‌رمقِ پهن‌شده روی سایه‌ها
    دلش را کمی گرم کند
    آن‌گاه برخیزد
    آه بکشد
    و ادامه‌ی پاییز را
    تنها قدم بزند… .
    می‌بینی؟!
    همه چیز برای رفتن مهیاست
    فقط مانده یک نفر بیاید…
    اما پاهای من دیگر سایه ندارند
    تو برگرد!

    ******************************************

    خدا به طرز وحشتناکی زیباست،

    سخاوتمندانه تو بهار گل هایی رویانده

    تا تو پاییز بهش پناه ببریم.

    ******************************************

    بعد از پشت سر گذاشتن تموم ترس ها، ناامیدی ها و شکست ها به یه جایی میرسی که آرامش محضه.
    جایی که رو تموم آدم های اشتباه خط کشیدی، تموم فکرای آزاردهنده ی چسبناکو انداختی دور، جایی که حرف آدمای منفی گرای بدخواه دیگه برات هیچ اهمیتی نداره. آخرین پیچ خطرناک زندگیو که صبورانه رد کنی، به جایی میرسی که با خودت در صلحی. چون بلدی از ثانیه های زندگیت لذت ببری. از هر چی که برای بقیه، پیش پا افتاده اما برای تو مثل یه معجزه ست.

    لذت خوردن یه کاسه آش داغ کنار خیابون توو یه عصر پاییزی، لذت فرو کردن دستت توو جیب رفیقت به بهانه ی سرما، لذت خریدن یه کتاب تازه، لذت لبخند زدن به یه بچه توو خیابون، لذت خوردن یه فنجون دمنوش خوش عطر کنار شومینه با دو تا تیکه شکلات، لذت بافتن یه شال گردن خوشرنگ واسه کسی که دوسش داری، لذت پختن غذای مورد علاقه ت، لذت خریدن یه دسته گل قشنگ از یه دوره گرد و گذاشتنش یه جا جلو چشم توو یه گلدون بلور، لذت دویدن مثه بچه ها توو خش خش برگا، لذت کشف پاییز…و این جا، این نقطه به نظرم همون شهرِ پشتِ دریاهای سهرابه.

    ******************************************

     متن ادبی پاییزی 

    پاییز را دوست دارم…

    بخاطر زیبایی های بی پایان و کلکسیون رنگهایش که آدم را در آغوش می گیرند… زرد و سرخ و سبزش که صورتت را می نوازند… و ارکستر محشر برگها که اوجش، شکست سکوتشان زیر خش خش پاهای خسته است و پیچیدن نسیم در دالان شاخه های عریان…
    پاییز را دوست دارم… بخاطر عکس هایش که حتی بدون فیلتر و ادیت نیز دیدنی اند.

    ******************************************

    آدم
    یا باید عاشق باشد ،
    یا یک رفیق ناب داشته باشد …
    پاییز
    و حال و هوای جانانه اش به کنار !
    اما
    صدای خش خش برگ ها
    زیر پای دونفر که باشد ،
    معجزه می کند …

    نرگس صرافیان

    ******************************************

    متن زیبا در مورد پاییز برای اینستاگرام (۴)

    ******************************************

    موسم دلتنگی جالیز بود
    این همه از برکت پاییز بود

    صبح غزل های مرا کرده شام
    حضرت پاییز علیه السلام

    ******************************************

    همچون درخت فصل جدایی که می رسد
    مانند برگ از سر خود می تکانی ام
    .
    من با تمام سبزی خود می بهارمت
    تو با تمام #زردی خود می خزانی ام

    کالی یزدانی

    ******************************************

     پاییز همیشه صدای خش و خش برگ ها در گذر ها نیست،

    پاییز که همیشه با بوی مهر نمی آید،

    پاییز گاهی در زیر سیگاری روی میز، زیر انبوهی از خاکستر است،

    گاهی حوالی عطری تلخ پشت یقه ی لباسی تا شده،

    گاهی هم نم بارانیست که گوشه چشمانت می درخشد.

    پاییز که همیشه لای برگ های زرد و نارنجی نیست،

    گاهی در دل کاجیست میان یک کاجزار همیشه سبز،

    گاهی قهوه ایست که سر می رود، غذاییست که ته می گیرد

    و لبخندیست که بی بهانه بر لبانت می نشیند.

    ساده بگویمت،

    دلتنگ که باشی پاییز نزدیک است …

    ******************************************

    رقصان می آید
    چون طفلی بازیگوش
    در گوش برگ ها
    می خواند و
    آرام می رود
    و هیچ گاه نمی بیند
    اندوه زردی جنگل را
    پس از عبورش!

    مهتاب صمدی

    ******************************************

    به گمانم پاییز، جام سرد جدایی از معشوقش را سر کشیده و سرمای بدی را به جان خریده است!
    این را از اشکی که هر از گاهی در چشمانش جمع می شود و با همان گلوی تلخ شده از آن جام لعنتی غرشی سر می دهد فهمیده ام!
    چه کسی می داند؟
    شاید با آواره کردن هر دانه از آن برگ های خشک و زرد رنگ بیچاره، می خواهد فرو ریختنش را به معشوق بی معرفتش ثابت کند!

    نیلوفر قربانی زاده

    ******************************************

     به گمانم پاییز،
    عنصرِ ناهمگونِ فصل هاست…
    تصویری ست از زنی که به اندازه زیباییش غمگین است،
    که لبخند هم بزند،
    غم،چشم هایش را رها نمیکند.
    زنی که دم نمی زند،
    اعتراض نمیکند،
    قهر کردن بلد نیست،
    باکسی سر جنگ ندارد.
    خیلی که دلتنگ شود بغض میکند.
    پاییز زنی ست آراسته و موقر
    با صورت استخوانی،
    با موهای پریشان،
    لبخندی ملیح،
    زنی به ظاهر خوشبخت،
    به ظاهر راضی،
    به ظاهر…

    ******************************************

    باران از گونه ی پاییز سر میخورد بر سنگفرش های حیاط
    و چین های آبی حوض برای ماهی ها دلبری میکند ؛
    چترت را ببند !
    من پشت پنجره ،
    خیره به طاقچه ی یاس ها
    برای پیچش عطر تنت
    باران را ازخدا خواستم ….

    ******************************************

    آذر باید بانویی باشد با گیسوان طلایی
    که هر روز و هر شب
    دامن نارنجی اش را
    می تکاند بر زمین تشنه
    باران می بارد
    برف می بارد
    عشق می بارد

    ******************************************

    عزم رفتن دارم،بار و بُنه در دست…
    عینک دودی را از جلوی چشمانم کنار میگذارم تا آسمان را ببینند.
    تنها انار باقیمانده روی درخت، آبی آسمانی که ابرهای سفید درآن نقش خیال میبندند.
    شاخه های بی برگ درختان حیاط.
    هوا، هوای پاییز است…

    ******************************************

    متن زیبا در مورد پاییز برای اینستاگرام (۵)

    منبع instagram / گردآوری و بازنشر delbaraneh

    منبع مطلب : delbaraneh.com

    مدیر محترم سایت delbaraneh.com لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

    جواب کاربران در نظرات پایین سایت

    مهدی : نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    باران عشق 1 سال قبل
    1

    گاهی باید هیچ نگفت...

    گاهی باید هیچ نگفت و فقط نگاه کرد ،گاهی باید یک دل سیر تماشا کرد.

    اینجا همان نقطه ی تماشاییِ زمین است ،یک پاییز که چهره ی رنگارنگش را به رخِ تمامِ سال می کشد و صدای برگ های خشکِ دل کنده از شاخه ها را سنگ فرشِ زمین می کند تا عکاسهای خوش ذوق را وادار به عکاسی کند و نقاشانِ ماهر را به درون خود بکشاند ،اینجا هوای ابری و باران و عاشقی با هم به درستی هماهنگ می شوند تا لحظات زیباتری را خلق کنند و یک خاطره ی پاییزی ناب را بر دل روزگار ثبت کنند.

    ✍بقلم زیبای بانو زهرا عاشوری

    مهدی 2 سال قبل
    0

    نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    برای ارسال نظر کلیک کنید