توجه : تمامی مطالب این سایت از سایت های دیگر جمع آوری شده است. در صورت مشاهده مطالب مغایر قوانین جمهوری اسلامی ایران یا عدم رضایت مدیر سایت مطالب کپی شده توسط ایدی موجود در بخش تماس با ما بالای سایت یا ساماندهی به ما اطلاع داده تا مطلب و سایت شما کاملا از لیست و سایت حذف شود. به امید ظهور مهدی (ع).

    متن حماسی با چه حالتی خوانده می شود فارسی هشتم

    1 بازدید

    متن حماسی با چه حالتی خوانده می شود فارسی هشتم را از سایت پست روزانه دریافت کنید.

    بررسی و شناخت انواع لحن و پیوند آن با مهارت‌های خوانداری در کتاب فارسی هشتم (دوره اول متوسطه)

    محمد امامی [1]

    چکیده

    لحن در ادبیات، عبارت از نگرش و احساس گوینده یا نویسنده نسبت به محتوای پیام ادبی است که با تکیه بر دیگر عناصر شعر از قبیل قالب شعر، معنی اصلی و ضمنی واژه‌ها، عبارت‌های برجسته، ساختمان جمله‌ها، وزن، هجاهای شعر، تصاویر توصیفی و صور خیال شکل می‌گیرد. در هر اثر ادبی یک یا ترکیبی از چند لحن اصلی و تعدادی لحن جزئی یا موضعی وجود دارد که از جهت ایجاد ارتباط بین شاعر و خواننده و نقش زیباشناختی که در اثر دارد از اهمیت والایی برخوردار است، به گونه‌ای که می‌توان گفت: عدم درک صحیح لحن یک شعر یا نثر ممکن است خواننده را در درک ساختار متن و برقرار کردن رابطه بین اجزای متن یا اثر گمراه کند و از دریافت مفهوم و مضمون اثر بازدارد. در این مقاله ضمن بیان اهمیت عنصر لحن در فهم و تفسیر  فارسی هشتم، به کاربرد انواع لحن نیز پرداخته شده است. بررسی درسهای فارسی هشتم در دو محور عمودی و افقی بر اساس روش توصیفی- تحلیلی نشان می‌دهد که مؤلفان محترم این کتاب، برای پرورش مهارت خوانداری متن های مناسبی را گزینش کرده‌اند.

    کلید واژگان : مهارت خوانداری، لحن، شعر، متن، فارسی.

    1. مقدمه

    هر سخنی، اعم از نظم یا نثر را می‌توان یک واحد زبانی به حساب آورد که پیامی را از گوینده به خواننده می‌رساند اما این پیام دارای محتوای خبری نیست، بلکه ابزار انتقالِ تجربه است. حتی اگر شعر یا نثرِ ادبی نتیجه نیاز شخصی شاعر باشد و آن را در پاسخ به نیازهای درونی خود خلق کرده باشد با خوانش آن تجربه‌ای از شاعر یا نویسنده به خواننده یا مخاطب منتقل می‌شود و همین میزان و کیفیت انتقال تجربه است که یکی از ملاک‌های خوب و بدی اثر به حساب می‌آید.

    به سخن دیگر اگر پس از خواندن شعر یا یک اثر ادبی، انتقال تجربه‌ای شکل نگیرد ممکن است خواننده از دریافت آن سخن ناتوان باشد یا آن سخن از توان رسانگی کافی برخوردار نباشد؛ بنابراین برای آنکه انتقال تجربه مطابق اراده گوینده و متناسب با انتظار مخاطب صورت پذیرد و مؤثر واقع شود، شایسته است سخنگو گفته‌های خود را با انتظارات خواننده و جنبه‌های بنیادی سخن از قبیل ایجاز، اطناب، حقیقت یا مجاز و ... که بافت موقعیتی ایجاب می‌کند همسو کند. افزون بر آن، چون زبان ادبی از عنصر عاطفه نیز برخوردار است، گوینده باید با حالت و نگرش عاطفی خود را هم با آن همراه کند. مخاطب نیز باید از مهارت درست خواندن و به تبع آن، حس دریافت نیز برخوردار باشد تا بتواند پیام هنرمندانه و عاطفی گوینده را آن‌چنان که اراده کرده است، دریابد.

    بر این اساس، یکی از عوامل مهم انتقال تجربه که گوینده و خواننده باید از کاربرد بجا و درک درست آن در ساختار شعر و نثر آگاه باشند رنگ‌آمیزی عاطفی کلام است که در اصطلاح ادبیات، لحن نامیده می‌شود. بر همین مبنا مقالۀ حاضر در تلاش است تا با بررسی و شناخت انواع لحن هم زمینۀ آشنایی بیشتر دانش‌آموزان، دانشجویان معلمان را با مقولۀ لحن و انواع آن آشنا سازد و هم به مقوله لحن در کتاب فارسی پایه هشتم بپردازد و موقعیت‌هایی که از این رهگذر بوجود می‌آید مورد کنکاش و تحلیل قرار دهد.

    2. بحث

    12. لحن از نظر لغوی و اصطلاحی

    لحن در لغت به معانی مختلفی به کار رفته است، از جمله سربسته سخن گفتن، تعریض کردن در سخن، خطا کردن در خواندن، آواز خواندن و میل کردن به کسی؛ اما امروزه این واژه در اصطلاح ادبی معادل واژه انگلیسی tone به کار می‌رود و عبارت از «حالتی است که توسط گوینده به مخاطب القا می‌شود و از نوع ترکیب و واژگانی که گوینده به کار می‌برد ساخته می‌شود (گری، 1383: 331).

    به عبارت دیگر «لحن همان گرایش و حالت راوی است به سوی درونمایه شعر یا به سوی مخاطبان خودش؛ رنگ‌آمیزی عاطفی یا معنای عاطفی اثر است یا شیوه سرشار کردن شخصیت راوی است در سراسر شعر (پاشایی، 1379: 30). بنابراین لحن بیشتر با عواطف سر و کار دارد و مخاطبان از طریق لحن کلام گوینده متوجه می‌شوند که او چه رفتارِ احساسی نسبت به آنان دارد.

    ای.ریچاردز لحن را چنین تعریف کرده است: «حالتی که در یک متن ادبی، نظرش را برای شنونده بیان می‌کند. لحنِ سخن او احساسش را نسبت به خواننده بیان می‌کند (ابرمز، 1384: 265).

    ابرمز همچنین از قول باختین می‌نویسد:

    «لحن یا آهنگ صدا به دو جهت گرایش پیدا می‌کند؛ از طرف خواننده به مثابه یک همراه یا شاهد است و از طرف موضوع سخن همانند یک عضو سوم یا زنده است که آهنگ سخن او را سرزنش یا تلطیف می‌کند، بی اعتبار یا بزرگتر جلوه دهد (همان، 266). در جایی دیگر می‌گوید: «نشانه‌های ظریفی که در سیاق سخن وجود دارند دریافت و نظرمان را نسبت به چیزهایی که درباره آنها صحبت می‌کنیم نشان می‌دهد (همان).

    اهمیت لحن در دریافت معانی باطنی سخن تا آنجا اهمیت دارد که وین سی. بوث به جای لحن عنوان «مؤلف مستتر» را برمی‌گزیند و معتقد است: «مؤلف که ارزش‌ها، باورها و بینش اخلاقیش در سراسر اثر همانند عوامل مسلط عمل می کند، خواننده را وادار می‌کند که به آن تأیید ذهنی بلند نظرانه که شعر یا رمان بدون آن فقط بازی با کلمات پیچیده بود، تن دردهد (همان، 267).

    با توجه به آنچه گفته شد می‌توان چنین برداشت کرد که در حقیقت لحن تظاهر لفظی و بیانی احساس و عاطفه گوینده است یا می‌توان گفت لحن برچسبی از احساس و عاطفه است که گوینده بر کلام خود می‌زند؛ مثلاً کلام خود را به گونه‌ای بیان می‌کند که از نوع واژه‌ها و ترکیب عبارات و جمله‌ها، آن حالت عاطفی یا تأیید بلندنظرانه که هنگام شکل گرفتن آن کلام بر گوینده عارض شده، همراه با آن به مخاطب منتقل شود. براین اساس لحن، سلوک شاعر است برای توصیف و برجسته‌نمایی موضوع و حس و حالی که توسط همۀ عناصر در شعر آفریده شده است (ارشد‌نژاد، 1377: 75).

    می‌توان زیباترین جلوه‌های رعایت لحن را چه در آثار گذشته ادب فارسی و چه در شعر معاصر مشاهده کرد؛ مانند لحن آمیخته با تحسر و اندوه در شعر زیر از رودکی-پدر شعر فارسی- که یکی از زیباترین و مناسب‌ترین کاربردهای لحن است:

                           مرا بسود و فروریخت هر چه دندان بـود           نبود دنـدان، لا بـل چــراغ تـابــان بود

                           سـپید سـیم زده بود و درّ و مرجان بـود           ستـاره سـحری بـود و قـطـره باران بود

                          یکی نمانده کنون زان همه، بسود و بریخت        چه نحس بود همانا که نحس کیهان بود

                                                                                                                     (رودکی، 1387: 22).

    22. عوامل ایجاد لحن

    گاه نویسنده یا گوینده در نوشتار خود برای هدایت خواننده به لحن مورد نظر، لحن‌های غیر قابل نمایش را با یک عبارت توضیحی از قبیل «با لحنی متواضعانه گفت» یا «با لحنی غرورآمیز گفت» همراه می کند تا خواننده مفهوم کلام را بهتر دریابد. این اقدام مؤلف چندان پسندیده نیست و می‌توان گفت در مواردی نشانه ضعف او نیز هست. «نویسندگان و گویندگان زبردست لحن شخصیت‌های داستان را باید با پدید آوردن زمینه‌های مناسب، با تصویر کردن حالات عینی شخصیت و از همه مهم‌تر، با گزینش کلمات و درک نقش‌مندی آواهای ذهنی این کلمات که هنرمندانه و به جا جاندار شده‌اند، ایجاد می‌کنند (مندنی‌پور، 1383: 146).

    از آنجا که لحن با همه عناصر سبکی سر و کار دارد، باید گفت تقریباً همه عناصر شعر در ایجاد لحن دخیل‌اند؛ بنابراین برای ایجاد و یا دریافت لحن شعر می‌توان از قالب شعر، معنی اصلی و ضمنی واژه‌ها، عبارت‌های برجسته، ساختمان جمله‌ها، وزن هجاهای شعر، تصاویر توصیفی و صور خیال کمک گرفت.

    32. برخی از عناصر مهم دخیل در لحن

    132. قالب

     یکی از عناصر شعر که می‌توان آن را عاملی در تعیین لحن دانست، قالب شعر است. اشعاری که در قالب «رباعی»، «قصیده» یا «مثنوی» سروده می‌شود، فرق دارد.

    لحن غزل عاشقانه، ملایم، لطیف و حسرت‌آمیز است. ولی لحن قصیده با صلابت و سنگین و حماسی است. یا در «تغزل» چون شاعر در تکاپوی آن است که خواننده را برای شنیدن مطلب دیگری آماده کند، لحنی برمی‌گزیند که جذاب و شاد باشد ولی از غزل که عموماً قالبی برای بیان درد عشق و دوری و رنج‌های فراق است، لحن شاعر برخاسته از اندوه و حسرت است. بر همین مبنا شمیسا لحن را یکی از عوامل اختلاف غزل و تغزل دانسته، می‌گوید: «لحن تغزلات، شاد و لحن غزل غمگنانه است» (شمیسا، 1378: 279).

    لحن در قالب‌های دیگر شعر فارسی نیز ویژگی خاصی دارد، همچنان که وجه قالب در رباعی با لحن فلسفی و حکمت‌آمیز است و در هنگام خواندن آن نیز لحن به گونه‌ای است که با قرائت مصراع‌های اول و دوم در خواننده حالت انتظار پدید می‌آید و می‌خواهد بداند بعد چه می‌شود تا اینکه در دو مصراع بعدی بخصوص در مصراع چهارم این انتظار به سر می‌رسد، مانند:

                  تا درنرسد وعدۀ هر کار که هسـت              سودی ندهد یاری هر یار که هسـت

                  تا زحمت سرمای زمستان نکشد                 پرگل نشود دامن هر خار که هسـت

    232. آواهای خاص

     اصوات تشکیل‌دهنده واژه‌ها مخصوصاً صامت‌های آغازین و پایانی واژه‌های کنار هم، نقش اساسی در ایجاد و کیفیت لحن دارد. ادا کردن عبارت «دار را آویختند» نشان می‌دهد که چگونه صامت «ر» در پایان و آغاز دو واژۀ «دار» و «را» موجب کندی لحن و بر عکس آن، در عبارت «دار آویخته شد»، واژه «آویخته» با امکان حذف همزه آغازین، موجب تندی لحن می‌شود. بر همین اساس گوینده، می‌تواند با همنشین کردن آواهای خاص، سرعت لحن را هماهنگ با محتوای شعر تنظیم کند (عمرانپور، 1384: 135).

    332. واژه‌ها

     واژه‌ها علاوه بر این که ابزار عینی کردن مفاهیم و تصاویر شعر هستند، در نمایش حس و حالت و ایجاد لحن نیز موثر هستند. تناسبی که لحن غم انگیز با واژه‌های «پاییز، غروب، غم، محزون، برگریزان، باد، زردی» و لحن شاد با واژه‌های «بهار، صبح، گل، نشاط و سبزی» دارد، غیر قابل انکار است. همچنین نقشی که واژه‌های خشن، کوبنده مربوط به جنگ در ایجاد لحن حماسی دارد، هیچگاه جایگاهی در لحن رمانتیک و عاشقانه ندارد.

    432. صور خیال

     صور خیال مهم‌ترین عناصر برای بیان دریافت‌های حسی شعر شاعر است. صور خیال نه تنها وسیله بیان احساس واقع‌گرایی که همچنین مهم‌ترین عامل تغییردهنده لحن شاعر به شمار می‌رود. با توجه به عکس‌العمل عاطفی شاعر و نیز با توجه به حالتی که در برخورد با موضوعات مختلف به شاعر دست می‌دهد، عناصر سازندۀ تصاویر تغییر می‌کند. وقتی موضوعی شاعر را به خشم می‌آورد و او را سرشار از نفرت می‌کند، عناصر سازندۀ تصاویر شعری نیز متناسب با آن حاکی از نفرت می‌شود تا در القای تجربه شعری بیشترین تأثیر را در خواننده بگذارد (عمرانپور136:1384).

    532. وزن

     تنوع و گوناگونی اوزان شعر فارسی ناشی از حالات گوناگون روحی و روانی شاعران است. هر یک از اوزان شعر فارسی مانند دستگاه‌های موسیقی با یکی از حالات روحی و روانی تناسب دارد. از سوی دیگر، چون لحن شعر نیز بیانگر حالت و احساس گوینده است، می‌توان گفت: وزن شعر با لحن آن رابطۀ تنگاتنگ دارد. به دلایل روشن و فیزیکی، اوزانی که سریعتر از حد معمول (یعنی سریعتر از ضربان عادی قلب) است مبین خوشحالی حرکت یا فوریت است و اوزانی که کندتر از حد معمول باشد معین افسردگی، غم و یا خستگی و کسالت است (هدف، 109:1365).

    632 کیفیت هجاها

     لحن شعر متناسب با این که در آن هجاهای کوتاه یا بلند بیشتر بارز باشد، حالتی متفاوت پیدا می‌کند. معمولاً در جاهایی که شاعر دارای لحن هیجانی و پر شتاب است از هجاهای کوتاه بیشتر بهره می‌برد و آن هنگام که لحن او با وقار و کشیده است از هجاهای بلند و کشیده. مثلاً در ابیات زیر از شاهنامه که شاعر می‌خواهد خواننده را به تأمل وادارد، بیشتر از هجاهای بلند و کشیده استفاده کرده است:

          به گفتـار دانندگان راه جــوی        به گیتی بپوی و به هر کس بگوی

          ز هر دانشی چون سخن بشنوی      ز آموخـتـن یـک زمان نغنــوی

          چو دیدار یابی به شاخ سخـن         بدانــی که دانـش نیاید به بــن

                                                                                                     (فردوسی، 1373، ج 1: 14).

    اما همانطور که پیشتر گفته شد، لحن بر دو گونه موضوعی و کلی تقسیم می‌شود. لحن‌های کلی عبارتند از:

    1- لحن حماسی: لحنی است کوبنده و پر صلابت به مربوط به بیان شجاعت، دلاوری‌ها و افتخارات است.

    2- لحن غنایی: بیانگر هیجان‌ها و احساسات راستین و فردی و خاص است و عواطف را به خوشنواترین شکل خود بیان می‌کند. در لحن غنایی گوینده بیشتر از واژه‌هایی استفاده می کند که لطیف و ساده و هماهنگ و پرطنین هستند و در ترکیب خویش به موسیقی شعر کمک می‌کنند.

    3- لحن تعلیمی و اندرزی: در لحن تعلیمی، خواننده با حفظ روحیۀ نیک‌اندیشی و خیرخواهی، نرمی و ملایمت در گفتار را به کار می‌گیرد.

    4- لحن عاطفی: لحن عاطفی با احساسات، عواطف و خواست‌های انسان پیوند دارد. خوانش متن با این لحن، با کشش آوایی و نرمی آهنگ کلام و تکیه و درنگ‌های مناسب همراه است و با عواطف و احساسات لطیف بازگو می‌شود.

    5- لحن توصیفی و روایی: لحن توصیفی با هدف شرح و توصیف خصوصیات و ویژگی‌های پدیده‌ها به کار گرفته می‌شود. این لحن با آهنگی نرم و ملایم همراه است.

    لحن‌های موضعی عبارتند از: بشارت‌بخش و شاد، طنزآمیز، تحذیر، شاکرانه و امیدوارانه، فروتنانه، مؤدبانه، دادخواهانه، مسؤلیت‌پذیر، دعایی، تحسین‌آمیز، تأکیدی، ستیزه‌گر و عصبانی، تشویق کننده، رکیک، استهزا، امیدبخش، پهلوانانه، پیروزمندانه،گزارشی، دستوری، گفت‌و‌گو و ...

    42. مهم‌ترین نقش‌های لحن

    1- نقش زیبایی شناختی: مهم‌ترین عنصر ایجاد آثار ادبی، رشته صوت‌هایی است که بنابر قواعد و تمهیدات خاصی همنشین شده، ساختاری را پدید می‌آورند که از تأثیر زیبایی‌شناختی برخوردار است. وقتی ساختاری دارای تأثیر زیباشناختی باشد، یقیناً عناصر سازنده آن جزء ذاتی تأثیر زیبا‌شناختی محسوب می‌شود. از این رو اصوات هر اثر ادبی نیز باید نقشی در تأثیر زیباشناختی آن داشته باشد. اصوات به خودی خود هیچ گونه ارزش زیبایی‌شناختی ندارند. آنچه موجب می‌شود اصوات دارای نقش زیبایی شناختی شوند، تحقق شکل تازه‌ای از اصوات است که با عناصر فردی و شخصی گویندۀ اصوات آمیخته شود. بر این اساس می‌توان گفت» الگوهای صوتی کنار هم چیده شده با شکل ادا شدۀ آنها به عنوان واحد‌های زبانی دو مقولۀ مختلف هستند. تأثیر زیبا‌شناختی زمانی نصیب اصوات می‌شود که از حالت اولیۀ خود که صوت خالص هستند خارج شده با عناصر فردی آمیخته شوند. مهم‌ترین عناصر فردی که به اصوات اقزوده می‌شود و سبب تأثیر زیباشناختی آنها می‌گردد، دو چیز است: اول شیوۀ همنشینی اصوات، دوم لحنی که هنگام تلفظ به آنها افزوده می‌شود.

    رنه ولک معتقد است «شعر موسیقی‌وار، بی‌آنکه تصوری کلی از معنی یا لحن عاطفی آن داشته باشیم وجود ندارد. حتی در ضمن گوش دادن به زبانی خارجی که آن را نمی‌فهمیم، صوت محض نمی‌شنویم، بلکه عادت‌های آوایی خود را بر آن تحمیل می‌کنیم یا آهنگ معنی‌داری را که گوینده یا خواننده به آن می‌دهد، می‌شنویم.» (ولک، 1382: 175).

    2- لحن؛ آیینه درون: از آنجا که بازتاب خلق و خوی هر کسی را در لحن آن می‌توان جست‌جو کرد، خواننده با دریافت لحن به درون اشخاص راه می‌یابد و از احوال مختلف و خلق و خوی شخصیت‌های داستان باخبر می‌شود. علاوه بر این، لحن وسیلۀ تداعی اندیشه و احساس شاعر یا نویسنده در مخاطب یا خواننده اثر است. از این رو در برخی موارد می‌توان از طریق لحن به دستگاه فکری و فلسفی و بینش فردی و اجتماعی شاعر پی‌ برد.

    3- لحن وسیلۀ تمایز نوع ادبی: لحن علاوه بر القای حالت‌های عاطفی، احساسی، وسیلۀ تمایز و تشخیص گونه‌های ادبی و انواع شعر و نثر نیز می‌شود. مثلاً در تشخیص تغزل که در آغاز قصیده می‌آید و غزل که یکی از قالب‌های مستقل شعر فارسی است، لحن یکی از عناصر بازشناسی آنها از یکدیگر است. بدین صورت که «لحن تغزلات شاد و و لحن غزل غمگنانه است.» (شمیسا، 1378: 279).

    4- لحن عامل پدیدۀآورنده حالت: لحن منجر به نوعی تأثیر عاطفی در خواننده می‌شود که «حالت» نامیده می‌شود. هنگامی که شاعر تجربه‌ای را حس می‌کند آن را با عواطف همراه کرده متناسب با انتظار خواننده به او منتقل می‌کند. با خواندن شعر، خواننده در احساس شاعر سهیم می‌شود و همچون او تحت تأثیر قرار می‌گیرد و به آنچه شاعر عشق ورزیده، عشق می‌ورزد و از آنچه شاعر را متأثر ساخته، متأثر می‌شود. این تأثیرپذیری خواننده ناشی از حالتی است که به وسیلۀ لحن و دیگر تمهیدات هنرمندانه در او ایجاد شده است. به دنبال پدید آمیدن چنین حالتی است که «خواننده در قالب احساس و اندیشۀ نویسنده، زندگی دیگری را با معنا و صورت دیگری آغاز می‌کند.» (گریس، 1381: 8).

    52. بررسی و کاربرد لحن و انواع آن در کتاب فارسی هشتم

    سیاست آموزشی کتاب‌های درسی فارسی در دوره اول متوسطه در بخش مهارت‌های خوانداری، بیشتر بر ویژگی‌های گفتاری و آوایی زبان فارسی مانند لحن، تکیه، آهنگ و خرده مهارت‌های دیگر استوار است. این رویکرد تازه به محتوای آموزشی، از نقاط قوّت کتاب‌های درسی در حال حاظر است. در طول دوره متوسطه اول دانش آموزان به تدریج با انواع لحن و نحوه به کارگیری آنها آشنا می‌شوند این رویکرد تازه به کتاب فارسی از اهیمت ویژه‌ای برخوردار است چرا که زمینۀ درک درست را در جریان یاددهی- یادگیری فراهم می‌سازد.

    در کتاب‌های فارسی دوره اول متوسطه یعنی از پایۀ هفتم تا نهم پرداختن به لحن و آشنایی دانش آموزان به صورت تدریجی آغاز شده است و در پایه نهم به اوج خود می رسد. در پایه هفتم، نخستین‌بار در درس دوم (چشمه معرفت) به صورت مستقیم از لحن سخن به میان آمده است. شناخت انواع جمله‌های پرسشی، عاطفی، امری و خبری نیازمند درک درستی از مفهوم لحن هر یک از این جمله‌هاست. در درس‌های دیگر کتاب فارسی در این پایه نیز کمابیش با مقوله لحن به صورت غیر مستقیم سر و کار داریم. اوج پرداختن به مقوله لحن در پایه هشتم اتفاق افتاده است روندی که در پایه نهم سیر تکاملی پیدا کرده است.

    در پایه هشتم، از میان هفده درس کتاب فارسی، راه نیکبختی (صص44 و 45)، درس هفتم آزادگی (صص 55 و 56)، درس دهم پرچم داران (صص 77 تا 79)، درس سیزدهم یاد حسین (ص 95)، درس شانزدهم پرنده آزادی (صص 112 تا 115)، به طور مشخص به لحن و انواع آن می‌پردازند؛ البته در درس‌های دیگر نیز، کم و بیش با ترکیبی از لحن‌ها سر و کار داریم که در ادامه به تک تک‌ آنها اشاره خواهیم کرد.

    152. ستایش

    در خواندن ستایش شاعر خداوند را به خاطر آفرینش بی‌همتا، قدرت بی‌نظیر و الطاف فراوانش می‌ستاید. لحن مناسب خوانش این‌گونه متن‌ها، با حالت متواضعانه و آهنگی ملایم همراه است.

    252. درس اول- پیش از این‌ها

    این درس لحنی روایی دارد که به فراخور بیت‌ها از لحن توصیفی نیز بهره می‌برد. لحن روایی، لحنی است صمیمی که خواننده به هنگام بیان قصه یا حکایت یا داستان می‌کوشد با توجه به فضای داستان از لحن‌های دیگر نیز استفاده کند. گاهی نیاز است لحن تعلیمی یا اندرزی نیز در آن جای گیرد و در جای دیگر لحن مناظره و پرسش و پاسخ در کنار لحن روایی وارد داستان شود. نیز زبان شعر امروزی و ساده و روان است به گونه‌ای که مخاطب به سادگی با شعر ارتباط برقرار می‌کند.

    352. درس دوم-خوب جهان را ببین! صورتگر ماهر

    این درس شامل دو بخش نظم و نثر است. بخش اول (خوب جهان را ببین) لحنِ تعلیمی همراه با لحن توصیفی دارد و مترجم با جمله‌های ساده و قابل فهم و با واژگانی قابل درک با مخاطب ارتباط می‌گیرد. بخش دوم این درس (صورتگرِ ماهر) در قالب قصیده بیان شده است. لحن مناسب خوانش این متن، ستایشی است. لحن ستایشی مخصوص خداوند است و شاعر و نویسنده در آن خداوند را به خاطر آفرینش بی‌همتا، قدرت بی‌نظیر در خلق هستی و الطاف فراوانش می‌ستاید. در این هنگام خواننده نیز باید خود را موجودی از آفریده‌های او بداند که تسلیم او و شاکر بخشش‌ها و آفرینش اوست.

    452. درس سوم-ارمغانِ ایران

    لحنی که در این درس غالب است، لحن روایی و تعلیمی همراه با آهنگ و کششی است که غرور ملی را برمی‌انگیزاند و مخاطبان را تحت تأثیر قرار می‌دهد و به لحن حماسی نزدیک می‌شود. لحن حماسی که مربوط به بیان شجاعت و دلاوری است. دارای لحنی محکم و استوار، پرطنین و آهنگی خیزان که وقتی خواننده به مصوت‌های بلند می‌رسد به ویژه در پایان مصراع باید به امتداد آوای خویش بیفزاید. واج چرخشی (ر) به خصوص به هنگامی که مشدد است باید بیش از حد معمول فشرده و قدرتمند ادا گردد. سعی براین است که مخاطب هرگونه تردیدی را کنار بگذارد و به شدت به هیجان آید.

     لحن میهنی یا وطنی که زیر مجموعۀ لحن حماسی می‌تواند باشد، لحنی کوبنده دارد و در مواردی هم تحت تاثیر الحان دیگر قرار می‌گیرد و لحنی تلفیقی پیدا می‌کند. واژگانی چون ایران، سرزمین، بزرگ‌ترین، آبادترین، سپد، فر، فروغ، فرزانگی و فرهیختگی، داد و دانایی، آزادگان، ارجمند، نژاده، پرفروغ، نستوه و... بر مایه‌های حماسی و غرورآمیز تکیه دارند.

    552. درس چهارم-سفر شکفتن

    اگر این درس با لحن تعلیمی- روایی خوانده شود، مضمون آموزه‌های آن، اثربخش‌تر است. این نوع لحن با گویشی آرام و آهسته در دل شنونده نفوذ کرده و نکات مهم خوب و به‌زیستن را به مخاطب خود القا می‌کند. در این‌گونه متون، نویسنده یا شاعر برای اثربخشی مضمون خود از اقوال حکما و عرفا نیز استفاده می‌کند.

    در ادامه این درس، «شرح انتظار» غزلی از سروده‌های شاعر معاصر «مهدی جهاندار» آمده است. درونمایه این غزل، دلتنگی، انتظار و آرزوی شاعر را نسبت به ظهور امام زمان، حضرت ولی عصر(عجج) بیان می‌کند خوانش این شعر با آهنگ کششی و نرم و لحن مناسب آن با حالت دلتنگی، منتظرانه و متواضعانه همراه است.

    652. درس پنجم-راهِ نیک‌بختی

    هر متنی دارای لحن مناسب خویش است و حال و هوای متن، تعیین‌کننده نوع خوانش مناسب آن. در این درس با لحن پدری مهربان و با تجربه روبه‌رو هستیم که به شکل مستقیم تجربیات گرانقدر خویش را به فرزند خود انتقال می‌دهد و او را در مسیری که پیش رو دارد، راهنمایی می‌کند و تعلیم می‌دهد. در متن‌های تعلیمی و اندرزی شاعر با زبانی ساده و روان اصول تعلیمی و تربیتی یا راه و رسم سبک عالی زندگی را بیان می‌کند و خواننده در خوانش این نوع آثار- که محتوای اندرزی دارند- باید از آهنگی ملایم و بیانی پندگرایانه بهره جوید؛ به گونه‌ای که شنونده احساس کند که خود، مخاطب آن اندرز یا بیان‌کننده محتوای اندرزی است.

    752.درس ششم-آداب نیکان

    متن این درس، دو بخش است: بخش اول از کتاب «جامع التمثیل» گزینش شده و بخش دوم را اکبری شلدره، نگاشته است. مضمون و محتوای هر دو بخش، اخلاق فردی و اجتماعی را نشانه گرفته است. لحنی که در بخش اول این درس، برای خوانش مناسب پیشنهاد می گردد، لحن روایی همراه با فراز و فرود دیالوگ‌های متن و کشش‌ها و درنگ‌های هر جمله است. متن دوم لحنی روایی و تعلیمی دارد و نویسنده بر آن است تا مخاطبانش را که در معرض خطرات دستاوردهای جدید علمی معاصر قرار گرفته‌اند، پدرانه بیاگاهاند و راه درست و صحیح استفاده از این ابزار‌ها را فراروی آنها قرار دهد.

    852.درس هفتم-آزادگی

    شعر آزادگی جامی، ساختاری داستانی و برخوردار از لحنی روایی به همراه خرده لحن‌های ستایشی یک نفره (مونولوگ) و پرسش و پاسخ یا مناظره دو نفره (دیالوگ) است. در این متن از لحن استفهام انکاری مانند دولتت چیست؟ عزیزیت کدام؟ سود جسته است (این نوع لحن پیشتر در پایه هفتم معرفی شده است).

    952.درس هشتم-نوجوان باهوش

    این درس از سه پاره تشکیل شده است و لحنی روایی دارد که به فراخور متن، از خرده لحن‌های پرسش و پاسخ دو نفره و لحن توصیفی نیز بهره می‌برد. متن‌های این درس، وقایع و حکایت‌های داستان‌گونه‌ای هستند که به شیوۀ غیر مستقیم آموزه‌هایی مانند تشویق به کسب علم و دانش، تلاش در راه هدف‌های ارجمند، دوری از جهل و نادانی ... را در خود جای داده‌اند.

    1052.درس نهم- قلم سحرآمیز

    این درس دو بخش دارد که لحن غالب آن، روایی و توصیفی با آهنگی نرم و ملایم است و نویسنده در آن به بیان دو واقعۀ تاریخی ایران زمین اشاره می‌کند. خوانش این‌گونه متن‌ها لازم است به شیوۀ مناسبی که لحن متن القا می‌کند انجام شود تا تأثیرگذاری آن بیشتر شود.

    1152.درس دهم-پرچم‌داران

    شعرهای میهنی، برای بیان حس غرور، عظمت و افتخار ملی سروده می‌شوند. به هنگام خواندن این گونه متن‌ها باید با حفظ استواری کلام و تأکید بر واژگان کلیدی متن، همچون «وطن ...» لحن مناسب و آهنگ حماسی را به کار گرفت. متن این درس ترکیبی از نظم و نثر است که بخش پایانی آن (شعر ادیب) جهت تثبیت محتوا با بخش نثر پیوند خورده است.

    1252.درس یازدهم-شیرِ حق

    این درس با ترکیبی از لحن‌های تعلیمی، توصیفی و خرده‌لحن‌های دیگر خوانده می‌شود.

    بیت اول:

    از علی آموز اخلاص عمل                شیر حق را دان منزّه از دغل

    با لحن تعلیمی، بیت‌های دو تا پنجم:

    در غزا بر پهلوانی دست یافت           زود شمشیری برآورد و شتافت

    او خدو انداخت بر روی علــی          افتـخار هر نبـی و هر   ولـــی

    در زمان انداخت شمشیر آن علی      کرد او اندر غزایـش کاهـلـــی

    گشت حیران آن مبارز زین عمل      وز نمودن عفو و رحم بی محل

    با لحن توصیفی، بیت‌های ششم، هفتم و هشتم با خرده‌لحن‌های ویژه جمله‌های خبری و پرسشی، و بیت‌های پایانی دوباره با لحن تعلیمی خوانده می‌شوند.

    1352.درس دوازدهم-ادبیات انقلاب

    درس ادبیات انقلاب از یک عنوان اصلی و یک عنوان فرعی که در راستای پیام و مضمون عنوان اصلی است؛ شکل گرفته است. جمله‌های این درس جمله‌های خبری هستند و در جهت آگاهی دادن به مخاطب نوجوان به کار رفته‌اند و با این ویژگی لازم است از لحن تعلیمی مناسبی برای خوانش متن بهره گرفت.

    1452.درس سیزدهم-یاد حسین (ع)

    در این درس به حماسه بزرگ عاشورا، امام حسین (ع) و یاران جان بر کف ایشان رو‌به‌رو هستیم. حال و هوای این قصیده، جان مخاطب را از عظمت هولناکی این واقعه تاریخی، متأثر می‌کند و حسرت و اندوه و افسوس را در خوانش او به جا می‌گذارد.

    لحن مناسب این متن، سوگوارانه و غمگنانه است. خواننده هنگام خوانش این اثر، به این حالت باید توجه کند و با قرار دادن خود در آن حال و موقعیت، متن را با لحن مناسب بخواند. دانش‌آموزان و معلمان محترم بایسته است در هنگام خواندن این شعر، با ظرافت تمام نهایت احساس متن را به مخاطب منتقل کنند. بر این اساس، خوانش می‌باید با حالت تأثر و با آهنگی آرام باشد تا در جان مخاطب تأثیر عمیق خود را بگذارد.

    1552.درس چهاردم-پرنده آزادی

    همچنان که پیشتر ذکر کردیم، در هر متنی ممکن است انواع لحن‌های خوانش به کار رفته باشد. بنابراین، خواننده متن باید دقت کند که هر بند یا جمله را با آهنگ و لحن مناسب همان بند، یا جمله بیان کند. در خوانش درس «پرنده آزادی» لحن‌های حماسی، توصیفی و عاطفی به چشم می‌خورد.

    در این شعر، بند اول و دوم با حالت توصیفی- عاطفی و بند سوم شعر با حالت حماسی با آهنگ خیزان و و زبانی محکم و با صلابت خوانده می‌شود.

    در شعر بعدی (کودکان سنگ) لحن‌های غالب، توصیفی، روایی و غرورآمیز است.

    1652.درس شانزدهم-راهِ خوشبختی

    لحن‌های مناسبی که نیاز است در این درس به آنها توجه شود عبارت‌اند از: لحن تعلیمی، روایی و توصیفی.

    نیایش

    در خواندن نیایش نیز خواننده باید خاکسارانه و با شوقمندی و نیاز به درگاه خداوند تضرع نماید. لحن او می‌بایست فروتنانه و آهنگی افتان داشته باشد. از ظرافت و لطافت آهنگ صدا که متناسب با نیاز اوست، نباید غفلت نمود.

    تحلیل غزل یاد حسین (ع) با تکیه بر لحن

    این غزل با بیان و لحنی سوگوارانه، سوزناک، اندوهناک و عاطفی سروده شده است. شاعر با بهره‌گیری از واژه «تشنه»، تصویری از حس و حال عمومی گسترده در واقعه عاشورا سال 61 هجری ارائه کرده است.

    تکرار مناسب این واژه، فریاد «العطش» را در سراسر فضای موسیقایی شعر نشان می‌دهد. طنین ردیف «تشنه»، تصویر مورد نظر شاعر را در ذهن و زبان خواننده و شنونده مجسّم می‌نماید و بر بار عاطفی و احساسی کلام گوینده می‌افزاید.

    کلمات و ترکیبات «تفِ دل، سوز، تشنه، خشک، دود دل ، دیده، آه، بلا، تر، سوخته، عطشان و ...»  در خدمت لحن سوگوارانه شعر هستند.

    وزن شعر نیز- که وزنی بلند و آرام است (فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن)- در القای لحن سوگوارانه بی‌تأثیر نیست. چرا که مخاطب با شنیدن این آهنگ ملایم و طولانی ترغیب می‌شود که درباره آنچه می‌شنود تفکر کند. همچنین شاعر با بهره‌گیری از تکیه، مکث و درنگ سعی دارد مخاطب را به تأمل وادارد. مصراع بیت اول (شد چنان از تف دل کام سخنور تشنه) ، بیت دوم (خشک گردید هم از دود دل و دیده دوات/  خامه با سوز، رقم کرد به دفتر تشنه) نمونه‌ای از این درنگ است که شاعر استادانه با این درنگ‌ها مخاطب را به تفکر و تأمل فرا می‌خواند.

    همانطور پیشتر ذکر کردیم بهره‌گیری بجا و مناسب از واژگان نیز در القای لحن حسرت‌آمیز و پرافسوس مؤثر است. استفاده از واژه «تشنه» در ردیف شعر نیز بر تأثیر هر چه بیشتر حس و حال سوگوارانه و غمگنانه شعر افزوده است.

    صور خیال به کار رفته در این قصیده نیز مؤید مفهوم حسرت و اندوه است؛ از جمله خشک شدن دوات از دود دل و دیده، دشتِ بلا، بحر بلا، لب کوثر، و ... به گونه‌ای در خدمت لحن هستند.

    در آغاز شعر، دو ترکیب «تفِ دل» و «کام تشنه» از بیان روایی قوی برخوردار هستند؛ پیداست که تشنگی کام سخنور، حاصل تفِ دل و سوز درون اوست اما این «تفِ دل» از کجا حاصل شده است؟ این تعلیق و گره افکنی در آغاز سروده، یکی از نقاط قوت شعر است که بر لحن منتظرانه و پی‌جویی‌های ذهنی و جاذبه و گیرایی شعر می‌افزاید.

    این شعر نمونه اعلای نگاره‌ها و تصاویر شعری است و جانمایه کلام و حلقه اتصال مشترک بین تمام ویژگی‌های شعری، رویکرد و بهره‌گیری از لحن سوگوارانه است. درد داغ و فراق و مصیبت سال 61 هجری، همه گیر است. شاعر بر هر چه می‌نگرد، نشانی از سوگ واقعه کربلا را بر پیشانی آن می بیند و از همین دید تأثربار خود به بازخوانی و روایتی غمگنانه و سوگوارانه می‌پردازد.

                

    3. نتیجه‌گیری

    در این مقاله ابتدا به ضرورت آشنایی با مقولۀ لحن در مهارت‌های خوانداری اشاراتی شد و هم لحن از نظر لغوی و هم از نظر اصطلاحی به طور تفصیلی بیان شد. سپس لحن را به دو بخش کلی و موضعی تقسیم کردیم و راجع به هر کدام توضیحاتی ارائه دادیم. در ادامه عوامل دخیل در ایجاد لحن را برشمردیم و نشان دادیم که لحن چه نقش‌های زیبایی‌شناختی و ادبی دارد. بعد از آن دروس کتاب فارسی را به صورت تک تک مورد بررسی قرار دادیم و لحن خوانش هر یک را عنوان کردیم. سپس برای نمونه  لحن یکی از شعرهای کتاب فارسی را مورد بررسی و تحلیل قرار دادیم و نشان دادیم که یک شاعر چگونه و با چه ابزارهایی می‌تواند لحن خاصی را به خدمت بگیرد و اندیشه‌ها و عواطف و احساسات گوناگون و تخیلات دورپرواز خود را چنان به دیگران منتقل ‌کند که آنان نیز همان حال و انفعال را پدید آورند. از این رهگذر برآن شدیم تا دانش آموزان در ضمن آشنایی فنی با مقولۀ لحن با خوانش درست هر یک از درس‌های کتاب فارسی خود آشنایی بیشتری پیدا کنند.

    منابع

    ابرمز، ام، جی. (1384). فرهنگ توصیفی اصطلاحات ادبی، ترجمه سعید سبزیان، تهران: رهنما، چاپ هفتم.

    میرصادقی، جمال. (1380). عناصر داستان، تهران: سخن، چاپ چهارم.

    حمیدیان، سعید. (1372). درآمدی بر اندیشه و هنر فردوسی، تهران: نشر مرکز.

    رودکی، دیوان شعر رودکی. (1378). تصحیح و شرح جعفر شعار، تهران: مهدمینا، چاپ چهارم.

    مندنی پور، شهریار. (1383). ارواح شهرزاد، سازه‌ها، شگردها، و فرم‌های داستان نو، تهران: ققنوس.

    شمیسا، سیروس. (1378). انواع ادبی، تهران: فردوس، چاپ ششم.

    هوف، گراهام. (1365). گفتاری درباره نقد؛ ترجمه نسرین پروینی، تهران: امیرکبیر.

    عمران پور، محمدرضا. (1384). عوامل «ایجاد»، «تغییر و تنوع» و «نقش» لحن در شعر، فصلنامه پژوهش‌های ادبی، شماره 9 و 10، پاییز و زمستان.

                                                                                                                                                 

                                                 

    منبع مطلب : humanities.cfu.ac.ir

    مدیر محترم سایت humanities.cfu.ac.ir لطفا اعلامیه بالای سایت را مطالعه کنید.

    سعید جعفری

    لحن و آهنگ خواندن، مهم ترین فرایند تأثیرگذار به هر اثر ادبی  هنری است. منظورِ ما از  «لحن» فضاسازی در بافتار آوایی سخن است. لحن، گرفتن نبض متن است. وقتی خواننده در هنگام خواندن متن، خود را در فضای حسی  عاطفی اثر می یابد، در واقع با آن همراه و هم حس می شود. این ایجاد هم سویی و هم حسیِ با متن، سبب می گردد که خواننده، خود را با خوی و منش قهرمان اثر یا جریان متن، همراه و یکسان ببیند و در خود، دگرگونی و تحوّلی احساس کند.

    لحن حماسی

    حماسه به معنای دلاوری و شجاعت است؛ کسی که شعر حماسی را می خواند، باید به گونه ای بخواند که این دلاوری ها را از راه گوش به شنونده منتقل کند. پس لحن حماسی، لحنی کوبنده و استوار است.

    لحن داستانی-روایی

    داستان، قصّه و حکایت، تعریف کردن و بازگویی صمیمانهٔ روایتی، با آهنگی نرم و ملایم است، به گونه ای که شنونده یا از آن، پند آموزد و یا تحت تأثیر قرار گیرد. آغاز چنین لحنی از روزگاران گذشته در قصّه خوانی ها معمولاً با عبارت یکی بود، یکی نبود، غیر از خدا هیچ کس نبود» همراه می شد.

    لحن گفت وگو (مناظره/ پرسش و پاسخ)

    گفت وگوها انواع مختلفی دارند:

    ۱- مناظره: در مناظرهٔ مکتوب، معمولاً لحن پرسش کننده، تند و محکم، به دور از خردگرایی و همراه با فخرفروشی است. در حالی که لحن پاسخ دهنده، همواره آرام و متین و توأم با خردورزی است.

    ۲- رجزخوانی: که معمولاً دو نفره است، هریک با لحنی حماسی به شرح دلاوری ها و نژاد و افتخارات خود می پردازند، مانند رستم و اسفندیار یا رستم و اشکبوس در شاهنامهٔ فردوسی.

    ۳- گفت وگوی عادی: گفت وگوهای عادی را می توان به دسته های مختلفی تقسیم کرد. این گفت وگوها با توجّه به فضای داستان ها و عواطف موجود در آنها شکل و لحن خاصّ خود را می یابند.

    لحن طنز

    طنز از قدیم در نظم و نثر فارسی رایج بوده و بیشتر در قالب حکایت، خودنمایی کرده است. طنزها معمولاً در پایان به نتیجه می رسند و خواننده را تحت تأثیر قرار می دهند و می خندانند.

    لحن میهنی

    سرودهٔ وطنیه، که به آن مام وطن یا میهنی نیز می گویند، شعری است که در وصف میهن، سروده می شود و شاعر در آن می کوشد تا با تحریک احساسات ملّی گرایانه و وطن دوستانهٔ مخاطبان خود، آنان را به پاسداری و محافظت از کشورشان برانگیزاند.

    لحن ستایشی

    ستایش مخصوص خداوند است و شاعر یا نویسنده در سروده یا نوشتهٔ خود، خداوند را که خالق بی همتا، قادر بی نظیر و صاحب الطاف فراوان است، می ستاید.

    لحن مدحی

    مدح، نوشته ای درباره انسان است که شاعر از طریق آن، با کوچک تر دانستن خود در مقابل ممدوح، به توصیف او می پردازد.

    لحن تعلیمی (اندرزی)

    این لحن که به لحن اندرزی نیز موسوم است، تلاش می کند با بیانی آرام و آهسته، در دل شنونده نفوذ کند و نکات مهم خوب زیستن را به مخاطب خود یادآور می شود.

    لحن مناجات (نیایشی)

    مناجات به معنی راز و نیاز گفتن و نیایش با خداوند است. انسان در این مناجات خود را بسیار کوچک فرض می کند و آنچه را که در حضور دیگران نمی تواند بیان کند، با آه و زاری یا شکر و سپاس به زبان می آورد.

    لحن توصیفی

    توصیف یعنی وصف کردن و بیان جزئیات و ویژگی ها یا آوردن صفات و قیدهای حالت پیاپی برای چیزهایی که قرار است برای شنونده، بازگو کنیم.                                          گفت آورد از کتاب راهنمای معلم علوم و فنون ادبی ۱

    لحن تغزلی

    شعر تغزلی، شعری است که با احساسات و عواطف انسان سروکار دارد.در این گونه متن ها خواننده باید با ظرافت تمام ، نهایت احساس را به مخاطب منتقل کند . بیان او بایستی نرم و لطیف باشد و کلام آهنگین و تأثیر گذار ادا شود.خواننده با کشش های آوایی ،آن هم به صورت لطیف ،برتأثیر خوانش خود بیفزاید.

    درادبیات تغزلی در اوج هستیم ولی در ادبیات نمایشی ضعیف هستیم.

    واکاوی لحن در کتاب فارسی نهم

    سیاست آموزشی کتاب‌های درسی فارسی در دوره اول متوسطه در بین مهارت‌های خوانداری، بیشتر بر ویژگی‌های گفتاری و روایی زبان فارسی مانند لحن، تکیه و خرده مهارت‌های دیگر استوار است. این رویکرد تازه به محتوای آموزشی، از نقاط قوت کتاب‌های درسی در حال حاضر است. در طول دوره متوسطه اول، دانش‌آموزان به تدریج با انواع لحن و نحوه به‌کارگیری آن‌ها آشنا می‌شوند. این رویکرد تازه به کتاب فارسی از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است؛ چرا که زمینه درک درست را در روند یاددهی- یادگیری فراهم می‌سازد.

    در کتاب‌های فارسی دوره اول متوسطه، یعنی از پایه‌ هفتم تا نهم، پرداختن به لحن و آشنایی دانش‌آموزان با‌ آن به صورت تدریجی آغاز می‌‌شود و در پایه نهم به اوج خود می‌رسد. شناخت انواع جمله‌های پرسشی، عاطفی، امری و خبری نیازمند درک درستی از مفهوم لحن هر یک از این جمله‌هاست. در درس‌های دیگر کتاب فارسی در این پایه نیز کمابیش با مقوله لحن به‌صورت غیرمستقیم سر و کار داریم.

    ستایش

    این درس نوعی تحمیدیه یا حمد و ستایش خداست. در سنت‌های دینی، حمد و ستایش الهی در آغاز هر کار، ضروری است؛ چنان‌که، پیامبر اکرم (ص) فرموده است: «کل‌ امرٍ ذی‌ بال لم یبدء ببسم‌الله فهو ابتر»؛ هر کاری که با نام خداوند شروع نشود، ناتمام است. از این رو، آغاز این کتاب نیز با ذکر نام و یاد خداوند آراسته شده است.

    در سنت ادبی و فرهنگی ما معمولاً هر کتاب و نوشته‌ای با تحمیدیه و ستایش پروردگار آغاز می‌‌شود و با نیایش به فرجام می‌رسد. در این نوشته، بر این تأکید شده است که با نگاه عمیق و خردگرایانه به پدیده‌های گوناگون آفرینش می‌توان به شناخت خداوند دست یافت. لحن مناسب خوانش این‌گونه متن‌ها (تحمیدیه و ستایش) متواضعانه همراه با آهنگی ملایم است.

    درس اول: آفرینش همه تنبیه خداوند دل است

    شعر «آفرینش همه تنبیه خداوند دل است» از بخش مواعظ کلیات سعدی انتخاب شده است. اصل شعر، ۴۳ بیت دارد که به‌صورت خلاصه در کتاب درسی آمده است. به شعرهای حکمی، «مواعظ» می‌گویند که شامل اندرز و پند و نصیحت‌اند. گاه مواعظ در شعر به شیوه غیرمستقیم در قالب داستان، حکایت و گاه به صورت مستقیم در قالب قصیده- غزل و قطعه بیان می‌شوند. نگارنده، نمونه‌هایی از ابیات این درس را بررسی کرده است.

    بامدادی که تفاوت نکند لیل و نهار

    خوش بود دامن صحرا و تماشای بهار

    آفرینش همه تنبیه خداوند دل است

    دل ندارد که ندارد به خداوند اقرار

    این همه نقش عجب بر در و دیوار وجود

    هر که فکرت نکند، نقش بود بر دیوار

    کوه و دریا و درختان، همه در تسبیح‌اند

    نه همه مستمعی، فهم کند این اسرار

    در آغاز قصیده، لحن شاعر متواضعانه و ستایشی است اما او در ابیات پنجم تا دهم، لحن پرسشی را به کار گرفته است:

    خبرت هست که مرغان سحر می‌گویند:

    آخر ای خفته، سر از خواب جهالت بردار

    تا کی آخر چو بنفشه، سر غفلت در پیش؟

    حیف باشد که تو در خوابی و نرگس، بیدار

    شاعر، در ابیات پایانی با مخاطب قرار دادن خویش، به نوعی خود را با مخاطب آغاز غزل همراه و یکی نشان می‌دهد؛ گویی توصیه‌های غزل خطاب به خود اوست. لحن غالب در ابیات پایانی به نوعی تعلیمی و متواضعانه و همراه با شکر‌گزاری پروردگار است.

    نعمتت بار خدایا، ز عدد بیرون است

    شکرِ اِنعام تو هرگز نکند شکرگزار

    سعدیا، راست‌روان ‌گوی سعادت بردند

    راستی کن که به منزل نرسد کج‌رفتار

    در مجموع، لحن سعدی در این قصیده ستایشی، مشفقانه و تعلیمی است. چون قصیده سعدی در فصل زیبایی آفرینش آمده، برای تحقق اهداف فصل لازم است شیوه‌ها و مهارت‌های بهره‌گیری از نعمت‌های خداوند و چگونگی ستایش، حمد و شکرگزاری از نعمت‌ها، تبیین و تحلیل شود.

    درس دوم: عجایب صنع حق‌تعالی

    این درس از کتاب «کیمیای سعادت» امام محمد غزالی به فراخور دانش‌آموزان پایه نهم متوسطه انتخاب شده است. لحن غالب متن، تعلیمی است؛ نویسنده به حکم آموزه‌های قرآنی نظیر «فلینظر الانسان الی‌ طعامه» (عبس/۲۴) پس انسان باید به خوراکش با تأمل بنگرد؛ «فلینظر الانسان ممّ خلق» (الطارق/ ۵) پس انسان باید با تأمل بنگرد که از چه چیز آفریده شده است؟۱ و … فراگیرندگان را به خوب دیدن و خوب اندیشیدن درباره آفریده‌های خداوند فرا می‌خواند. بر این اساس، در پایان درس، شعری با عنوان «پرواز» از نیما یوشیج آمده است که فراگیرندگان باید آن را حفظ کنند. نگارنده سعی دارد درباره عنصر لحن در شعر پرواز نیز توضیحاتی بدهد.

    در پیله تا به کی بر خویشتن تنی؟

    پرسید کرم را، مرغ از فروتنی

    تا چند منزوی، در کنج خلوتی؟‌

    در بسته تا به کی، در محبس تنی؟

    در فکر رستنم- پاسخ بداد کرم-

    خلوت نشسته‌ام زین روی، منحنی

    همسال‌های من، پروانگان شدند

    جستند از این قفس، گشتند دیدنی

    در حبس و خلوتم تا وارَهم به مرگ

    یا پر برآورم، بهرِ پریدنی

    اینک تو را چه شد، کای مرغ خانگی

    کوشش نمی‌کنی، پرّی نمی‌زنی؟

    این شعر نیمایی، لحن مناظره و عاطفی دارد و به فراخور ابیات از لحن فروتنانه نیز بهره می‌برد. بسامد جملات پرسشی، در سخن شاعر بسیار زیاد است. این نوعی لحن اندیشمندانه و توجه‌برانگیز به وجود آورده است؛ زیرا در مخاطب نوعی کنجکاوی ایجاد می‌کند. سپس، پاسخ را به‌صورت تفسیری ساده بیان می‌نماید. نیما در این شعر با بهره‌گیری از دو نماد (کرم و مرغ خانگی) و آیین مناظره، پیام خویش را با مخاطبان در میان می‌گذارد. کرم، نماد شخصیتی است که در پی تحول و ارتقای منش در زندگی خویش است؛ در مقابل، مرغ خانگی که جایگاه اصلی او در بی‌کران آسمان است، خویشتن خویش را فراموش کرده و به زندگی زمینی دل باخته است. نیما با تیز‌هوشی در بیت پایانی، مخاطب شعر را با لحن پرسشی- که ناظر بر خودآگاهی و بازگشت به اصل خویش است- به درنگ و تفکر وا می‌دارد.

    در شعر معاصر، با توجه به مخاطبان، بر شخصیت‌های شعری و تأثیر‌پذیری از دیگر انواع ادبی، مانند داستان و نمایشنامه، تأکید شده و توجه خاصی به لحن مبذول گردیده است. نیما یوشیج می‌گوید: «با زبان هرکس که حرف می‌زنید کلمات خاص زبان او را به آسانی استعمال کنید. هیچ وحشت نداشته باشید از «وول زدن» یا «لؤلؤ». اولی برای شعر به زبان عامیانه و دومی برای شعر و تئاتر برای بچه‌ها کاملاً متناسب و بجا هستند» (نیما، ۱۳۸۵: ۱۶۴). در جای دیگر می‌گوید: «‌چی‌ بگم یک کلمه عامیانه است و در این نوع شعر که سبک نگارش آن عامیانه نیست خوشایند واقع نمی‌شود. به کار نوعی شعر به سبک عامیانه می‌خورد» (همان: ۲۲۶). این توصیه نیما نشان‌دهنده توجه او به لحن شعر است.

    درس سوم: مثل آینه، کار و شایستگی

    متن درس سوم از دو بخش نظم و نثر شکل گرفته است. بخش اول را آموزه‌هایی تشکیل می‌دهد که قدرت نقدپذیری نوجوان را با لحنی تعلیمی تقویت می‌کند. در ادامه، شعری از پروین اعتصامی به بخش اول پیوند می‌خورد که در هر بیت آن با بیانی آموزنده، مخاطبان نوجوان به بهره‌گیری از اندرزهای فرهیختگان تشویق می‌شوند.

    جوانی، گهِ کار و شایستگی است

    گهِ خودپسندی و پندار نیست

    چو بفروختی، از که خواهی خرید؟

    متاع جوانی به بازار نیست

    غنیمت شمر، جز حقیقت مجوی

    که باری است فرصت، دگر بار نیست

    مپیچ از ره راست، بر راه کج

    چو در هست، حاجت به دیوار نیست

    ز آزادگان، بردباری و سعی

    بیاموز، آموختن عار نیست

    به چشم بصیرت به خود در نگر

    تو را تا در آیینه، زنگار نیست

    همی دانه و خوشه، خروار شد

    ز آغاز، که شاگرد هشیار نیست

    این قطعه شعر تعلیمی لحنی توصیفی- ترغیبی و اندرز‌گونه دارد. پروین اعتصامی در این قطعه شعر تلاش می‌کند جوان را- که ظاهراً شایستگی‌های جوانی خودش را درک نمی‌کند- برانگیزد تا به حقیقت جوانی دست یابد. آغاز قطعه «جوانی» به شایستگی با لحن توصیفی همراه است. در بیت دوم، شاعر با لحن پرسشی سخن می‌گوید و در ابیات پایانی، دوباره لحن تعلیمی و اندرز‌گونه را به‌کار می‌گیرد.

    در مجموع، لحن پروین اعتصامی در این قطعه به مقتضای تعلیمی بودن قاطعانه است. علاوه بر کاربرد افعال امری در این قطعه، وجود کلمه‌ها و ترکیباتی که مفهوم قطعیت و التزام به همراه دارند، تأییدی بر این مدعاست. واژه‌هایی مانند غنیمت شمر و بیاموز بیانگر این مفهوم‌اند.

    درس چهارم: هم‌نشین

    متن درس از نوشته‌ها و سروده‌هایی تشکیل شده که هر یک متعلق به شاعر، نویسنده، یا شخصیتی برجسته است. هنر نویسنده این بوده که بخش‌های متنوع را به‌خوبی به هم پیوند داده است؛ به‌گونه‌ای که گویی همه این قسمت‌ها از آنِ یک نویسنده است. به این پیوستگی و یکپارچگی در متن «انسجام» می‌گویند. لحن غالب متن درس، لحنی تعلیمی و آموزشی است و با لحن امری و پرسشی همراه است.

    درس پنجم: آداب زندگانی

    این درس شامل دو بخش است: بخش اول از کتاب قابوس‌نامه و بخش دوم از کتاب اخلاق ناصری برگزیده شده است. لحن هر دو متن، تعلیمی و آموزشی است و آموزه‌های خود را در حوزه اندیشه‌های فرهنگی و رفتارهای مناسب اجتماعی نمایان می‌سازد.

    این دو متن از نثرهای تاریخی و مُرسل زبان فارسی انتخاب شده‌اند که اگرچه از نظر زمانی با یکدیگر متفاوت‌اند، شباهت‌‌هایی دارند. برای مثال، جمله‌های هر دو متن کوتاه‌اند و اشباع معنی و روانی جمله‌ها را در آن‌ها می‌توان مشاهده کرد. این ویژگی بر تأثیر آموزه‌های متن بر مخاطبان می‌افزاید.

    درس ششم: پرتوِ امید

    متن درس ششم از دو بخش نظم و نثر شکل گرفته است: بخش اول به قلم بها‌ء‌الدین خرمشاهی و دارای لحنی آموزشی- تحقیقی است. نقد و طنز، دو عنصر دنیای روان و زبان است، به نقل از کتاب «حافظ نامه» استاد خرمشاهی در پیشانی این درس جای گرفته است.

    در بخش دوم با غزلی مشهور از حافظ شیرین‌گفتار روبه‌رو هستیم. درون‌مایه این شعر، امید و توکل به خداوند بزرگ است و لحن تغزلی و غنایی، که با احساسات و عواطف انسانی سر و کار دارد، مناسب خوانش این بخش از درس است.

    یوسف گم‌گشته باز آید به کنعان، غم‌ مخور

    کلبه احزان شود روزی گلستان، غم‌ مخور

    ای دل غم‌دیده حالت به شود، دل بد مکن

    وین سر شوریده باز آید به سامان، غم‌ مخور

    دور گردون گر دو روزی بر مراد ما نرفت

    دائماً یکسان نباشد حال دوران، غم مخور

    هان مشو نومید! چون واقف نِه ای از سر غیب

    باشد اندر پرده بازی‌های پنهان، غم مخور

    ای دل ار سیل فنا بنیاد هستی برکند

    چون تو را نوح است کشتیبان ز توفان، غم مخور

    در بیابان گر به شوق کعبه خواهی زد قدم

    سرزنش‌ها گر کند خار مغیلان، غم مخور

    گرچه منزل بس خطرناک است و مقصد بس بعید

    هیچ راهی نیست کان را نیست پایان، غم مخور

    حافظا، در کنج فقر و خلوت شب‌های تار

    تا بود وِردت دعا و درس قرآن، غم مخور           (حافظ‌نامه، ۱۳۹۱: ۸۲۶)

    درس هفتم: هم‌زیستی با مامِ میهن

    متن درس هفتم را «فریدون اکبری شلدره» نگاشته است و درون‌مایه و مضمون اصلی و محتوایی آن بر وحدت ملی، همدلی و یکپارچگی فرهنگی تأکید دارد.

    لحن متن درس، آمیزه‌ای از لحن‌های تعلیمی، توصیفی و حماسی است و خواننده در جای‌جای آن لازم است آهنگ، تکیه، درنگ و فراز و فرود متن را به درستی رعایت کند تا پیام متن، اثرگذارتر گردد. درس با بیان مفهوم مام میهن آغاز می‌شود. سپس، با ارائه تمثیل‌هایی (پیوند مادر با فرزندان، پیوستگی‌گل‌های گوناگون با آب و خاک گلستان) تصویرهایی مناسب برای مخاطب نوجوان می‌آفریند؛ در ادامه، با ابیاتی از فردوسی بزرگ و سخنان مقام معظم رهبری، بر وحدت و هم‌زیستی ملی تأکید می‌کند. ایشان بر این باور است که مردم ایران با همه‌ رنگارنگی گویش و لهجه و نژاد، در مسائل ملی هم‌صدایی و اتحاد خیره‌کننده‌ای دارند. نگارنده سعی کرده است با تکیه بر عنصر لحن، شعر‌خوانی با عنوان «دور‌اندیشی» را که در پایان درس آمده است مورد تحلیل قرار دهد.

    تحلیل شعر‌خوانی «دور‌اندیشی» با تکیه بر عنصر لحن

    کودکی از جمله آزادگان

    رفت برون با دو سه همزادگان

    پای چو در راه نهاد آن پسر

    پویه همی کرد و درآمد به سر

    پایش از آن پویه درآمد ز دست

    مِهر دل و مهره پشتش شکست

    شد نفس آن دو سه همسال او

    تنگ‌تر از حادثه ‌حال او

    آنکه و را دوست‌ترین بود گفت:

    «در بُن چاهیش بباید نهفت

    تا نشود راز چو روز آشکار

    تا نشویم از پدرش شرمسار»

    عاقبت اندیش‌ترین کودکی

    دشمن او بود از ایشان یکی

    گفت: «همانا که در این همرهان

    صورت این حال نمانَد نهان

    چون که مرا زین همه دشمن نهند

    تُهمت این واقعه بر من نهند

    زی پدرش رفت و خبردار کرد

    تا پدرش چاره آن کار کرد

    هر که در او جوهر دانایی است

    بر همه چیزیش توانایی است

    دشمن دانا که غم جان بود

    بهتر از آن دوست که نادان بود

    این درس از مقالت شانزدهم «مخزن‌الاسرار» نظامی انتخاب شده است. البته حکایت با این دو بیت ختم می‌شود:

    بند فلک را که تواند گشاد

    آنکه بر او پای تواند نهاد

    چون ز کم‌و‌بیش فلک درگذشت

    کار نظامی زفلک برگذشت

    این مثنوی تعلیمی دارای لحن کلی ترغیبی است. نظامی گنجوی در این مثنوی مخاطب را به دقت در انتخاب دوست و هم‌نشین و بهره‌گیری از تفکر و اندیشه و تدبر در کارها دعوت می‌کند. وی حس کنجکاوی و دقت‌نظر مخاطب را نسبت به این نکته برمی‌انگیزد که دوستان دشمن‌سیرت و دشمن‌صورتان دوست‌سیرت بسیارند. آری، دوستان نادان کم از دشمنان انسان نیستند و برعکس، دشمنان دانا، دوستان ناشناخته انسان‌اند. بنابراین، انسان باید در روابط اجتماعی خود همواره حد اعتدال را نگه دارد.

    نظامی در تمام ابیات، مشفقانه و نرم سخن می‌گوید و لحن تعلیمی دارد. در ابیات پایانی این حکایت، ارزش دانایی نیز به مخاطب گوشزد می‌شود. نظامی توانایی را نتیجه دانایی می‌داند. این بیت وی، گفته معروف فردوسی را فرا یاد می‌آورد:

    توانا بود هرکه دانا بود

    ز دانش دل پیر بُرنا بُود (فردوسی، ۱۳۸۸: ۲)

    درس هشتم: راز موفقیت

    یکی از راه‌های اثرگذاری بر ذهن و زبان مخاطبان جوان و نوجوان، بیان شرح‌حال و سرگذشت دانشمندان و اندیشمندان عرصه علم و فرهنگ است. در این درس، مخاطبان با بخشی از زندگی‌نامه دو تن از نام‌آوران این پهنه آشنا می‌شوند.

    متن نخست با لحنی روایی آغاز می‌شود؛ با توصیف همراه می‌گردد و با گفت‌وگو پایان می‌یابد. رعایت بیان خرده لحن جمله‌های خبری، پرسشی و عاطفی، متن را زنده و اثرگذار می‌‌کند. متن دوم نیز که روایتی مشهور از دانش‌اندوزی ابوریحان را به تصویر می‌کشد دارای لحنی روایی است و با حدیثی گران‌قدر از پیامبر بزرگوار اسلام (ص) پایان می‌یابد.

    درس نهم: آرشی دیگر

    منظومه «کودکی از جنس نارنجک» سروده محمد گودرزی دهریزی (متولد ۱۳۴۸ تهران) است. شاعر در این منظومه از زاویه‌ای دیگر به موضوع شهادت حسین فهمیده نگریسته است. این درس لحن‌های متنوعی دارد اما، لحنِ چیره بر فضای این شعر، که مبین قهرمانی‌های یک نوجوان است، لحن حماسی- روایی است. این لحن ترکیبی، کوبنده و استوار است و شعر باید به‌گونه‌‌ای خوانده شود که روح دلاوری‌ها و شجاعت شخصیت‌های آن به شنونده انتقال یابد. بخش‌هایی از این درس را می‌توان با لحن‌های دیگری مانند لحن توصیفی، لحن روایی، همچنین لحن گزارشی خواند.

    جنگ، جنگی نابرابر بود

    جنگ، جنگی فوق باور بود

    کیسه‌های خاکی و خونی

    خط مرزی را جدا می‌کرد

    دشمن بد عهد بی‌انصاف

    با هجوم بی‌امان خود

     مرزها را جابه‌جا می‌کرد

    از میان آتش و باروت

    می‌وزید از هر طرف، هرجا

    تیرهای وحشی و سرکش

    شاعر، این واقعه را با لحنی آمیخته به حماسه و اسطوره روایت کرده است؛ چرا که حرکت حسین فهمیده حرکت حماسی است و باید آن را با زبانی توصیفی، روایی و حماسی برای کودک و نوجوان روایت کرد تا تأثیرگذار باشد. لحن توصیفی- حماسی از ویژگی‌های خوانش این متن است.

    «آی، ای دشمن!

    من حسین کوچک ایران‌زمین هستم؛

    یک تنه با تانک‌هاتان در کمین هستم؛

    مثل کوهی آهنین هستم».

    درس دهم: زنِ پارسا

    تذکرئ‌الاولیا از نخستین کتاب‌هایی است که در شرح احوال عارفان و صوفیان به فارسی نگاشته شده است. متن «زن پارسا» که از این کتاب برگزیده شده، نثری ساده و روان دارد و برای آشنایی فراگیرندگان با این کتاب سودمند است. به عبارتی، نثر آن نزدیک به «نثر مرسل» است. به تناسب از آیه‌های قرآن کریم یا عبارت‌های قرآنی نیز در آن به‌کار رفته است.

    بند نخستین درس- که «رابعه» را معرفی می‌کند- لحن تعلیمی- آموزشی دارد. دیگر بندهای متن، با لحن روایی- داستانی خوانده می‌شوند و این نکته به هنگام آموزش لازم است مورد توجه قرار گیرد.

    درس یازدهم: پیام‌آور رحمت

    این درس مشتمل بر دو بخش است: بخش نخست از اسلام و جهانی بودن آن سخن می‌گوید. سپس، به کار سترگ پیام‌آور رحمت و فرستاده خدا، حضرت محمد(ص)، اشاره می‌کند. بهره دوم، با سخنان گران‌قدر ایشان پی گرفته می‌شود. لحن بخش نخست، علمی- آموزشی و لحن بخش دوم (ترجمه) روایی- تعلیمی است.

    درس دوازدهم:‌ آشنای غریبان، میلاد گُل

    متن درس دوازدهم از دو غزل امام خمینی (ره) و قیصر امین‌پور شکل گرفته است. عنوان شعر آغازین (آشنای غریبان) دارای تناقض (پارادوکس) است که این خود حسن انتخابی است و به امام رضا (ع)، امام غریبان، اشاره دارد.

    لحن خوانش غزل، لحنی روایی، آمیخته با بیان عواطف و آرزوهاست. لحن عاطفی، با احساسات، عواطف و خواست‌های انسان پیوند دارد و در پهنه‌های گوناگون نظم و نثر، خود را آشکار می‌سازد. این لحن در شعر کاربردی گسترده دارد. خواندن متن با این لحن،  با کشش آوایی و نرمی آهنگ کلام، تکیه و درنگ‌های مناسب همراه است.

    چشمه‌های خروشان تو را می‌شناسد

    موج‌های پریشان تو را می‌شناسند

    پرسش‌ تشنگی را تو آبی، جوابی

    ریگ‌های بیابان تو را می‌شناسند

    نام تو رُخصت رویش است و طراوت

    زین سبب برگ و باران، تو را می‌شناسند

    هم تو گل‌های این باغ را می‌شناسی

    هم تمام شهیدان تو را می‌شناسند

     اینک ای خوب، فصل غریبی سرآمد

    چون تمام غریبان تو را می‌شناسند

    کاش من هم عبور تو را دیده بودم

    کوچه‌های خراسان تو را می‌شناسند

    عنوان دومین غزل «میلاد گُل»، استعاره‌ای از امام مهدی (عج) است. غزل امام (ره) لحنی شاد، امید‌دهنده و بشارت‌آمیز دارد. لحن شاد و شوق‌انگیز غزل شنونده را به شادی و نشاط فرا می‌خواند. پس آهنگِ خواندن آن باید به‌گونه‌ای باشد که شنونده، شادابی و خوش ‌خبری و بشارت را احساس کند و با حس و حال همراه شود.

    میلاد گُل و بهار جان آمد

    برخیز که عید می‌کشان آمد

    خاموش مباش زیرِ این خرقه

    بر جان جهان، دوباره جان آمد

    گلزار ز عیش لاله باران شد

    سلطان زمین و آسمان آمد

    آماده امر و نهی فرمان باش

    هشدار که مُنجی جهان آمد

    درس سیزدهم: پیدای پنهان

    این درس، گزیده‌ای از بخش‌های مختلف کتاب «توحید مفضّل» است. در بند آغازین درس، سبب نگارش کتاب به فشردگی بیان شده که دارای لحن روایی- آموزشی است.

    بخش عمده متن درس که ترجمه سخنان گران‌سنگ امام جعفر صادق (ع) است و علامه مجلسی آن را به فارسی برگردانده، دارای لحن تعلیمی است. متن شامل گفت‌وشنودی است که در یک سوی آن، راهبر و راهنما قرار دارد و در دیگر سو، راه‌جویی که حقیقت را می‌طلبد؛ حقیقتی که شگفتی‌های آفرینش را از پیکره و اعضا تا روح و روان انسان و شگفتی‌های جهان آشکار می‌سازد.

    درس چهاردهم: آرزو

    شعر «آرزو» توصیف فضای کلاسی بسیار گرم و تپنده، سرزنده و صمیمی است؛ در این شعر، جز انتخاب مناسب شخصیت‌ها و گفت‌وگو از زبان آن‌ها، آرزوها و آرمان‌ها نیز مطرح می‌شود. آنچه شعر را زیباتر می‌کند، لحن روایی- داستانی و پیوستگی اجزای آن است.

    فرایند داستانی این شعر در فضایی رو به تعالی پیش می‌رود. آنچه سبب شده است حرارت و شوق زیبا زیستن و رستن، پرفروغ‌تر گردد، همانا امید به آینده و داشتن آرزوهای رنگین و افکار شیرین دانش‌آموزان نسبت به فرداهاست. همان سخنی که در باورهای مردمی هم مشهور است: «انسان با آرزوها و امید به آینده زنده است».

    نیایش

    در خواندن نیایش، خواننده باید خاکسارانه و با شوق و نیاز به درگاه خداوند تضرع کند. لحن او می‌بایست فروتنانه باشد و آهنگی‌ افتان داشته باشد. از ظرافت و لطافت آهنگ صدا- که متناسب با نیاز اوست- نباید غفلت نمود.

    بیا تا برآریم دستی ز دل

    که نتوان برآورد فردا ز گل

    کریما، به رزق تو پرورده‌ایم

    به اِنعام و لطف تو خو کرده‌ایم

    چو ما را به دنیا تو کردی عزیز

    به عقبی همین چشم داریم نیز

    به لطفم بخوان و مران از دَرَم

    ندارد به جز آستانت سرم

    چراغ یقینم فرا راه دار

    ز بد کردنم، دست کوتاه‌دار

    خدایا، به ذلت مران از درم

    که صورت نبندد دری دیگرم

    مناجات از موضوعات ادبی است و ماهیت غنایی دارد. معمولاً در آن با خداوند راز و نیاز می‌کنند. همچون سایر آثار ادبی کهن ما که با سنت نیکوی تحمیدیه و منقبت آغاز می‌شوند و با نیایش، یاد خدا و شکرگزاری از پروردگار به سبب پایان نگارش اثر ادبی، پایان می‌یابند، «نیایش» زینت‌بخش این کتاب نیز هست. در حقیقت، تحمیدیه درگاه ورود به پهنه آثار ادبی و نیایش، لنگرگاه و فرودگاه مرکب فکر و قلم صاحبان اندیشه است.

    نتیجه‌گیری

    در این پژوهش، ابتدا به ضرورت آشنایی با مقوله لحن در مهارت‌های خوانداری اشاراتی کردیم. همچنین لحن را از نظر لغوی و اصطلاحی به‌طور تفصیلی تعریف و سپس به دو بخش کلی و موضعی تقسیم کردیم و درباره هرکدام نیز توضیحاتی ارائه نمودیم. در ادامه، عوامل دخیل در ایجاد لحن را برشمردیم و نقش‌های زیبایی‌شناختی و ادبی آن را نشان دادیم. سپس،  دروس کتاب فارسی را به‌صورت تک‌تک بررسی کردیم و لحن خوانش هر یک را مشخص نمودیم.

    سپس، نشان دادیم که یک شاعر چگونه و با چه ابزارهایی می‌تواند لحن خاصی را به خدمت بگیرد و اندیشه‌ها و عواطف، احساسات گوناگون و تخیلات دور پرواز خود را چنان به دیگران منتقل کند که آنان نیز همان حال او را پیدا کنند. از این رهگذر نیز دانش‌آموزان را با خوانش درست هر یک از درس‌های کتاب فارسی خود بیشتر آشنا کردیم.

    اداره آموزش و پرورش

    منبع مطلب : www.jafarisaeed.ir

    مدیر محترم سایت www.jafarisaeed.ir لطفا اعلامیه بالای سایت را مطالعه کنید.

    بررسی ادبیات در کتاب فارسی پایه هشتم

    بررسی ادبیات در کتاب فارسی پایه هشتم

    شهرستان ادب: هشتمین مطلب از پروندۀ تخصصیبررسی ادبیات در کتاب‌‌های درسی، گزارشی است از سیده‌زهرا محمدی پیرامون فارسی سال هشتم در دورۀ اول متوسطه که به بررسی ادبیات (شعرها، داستان‌ها و...) در این کتاب پرداخته است.

    مشخصات گزارش‌گر این مطلب:

    کارشناس‌ارشد زبان و ادبیات فارسی – نویسنده - آثار منتشر شده: کتاب وریا.

    مشخصات کتاب:

    گروه مولفان پایۀ هشتم: حسن ذوالفقاری، حاتم زندی، مهدی آذرحزین، زهرا سلطانی مطلق، ابراهیم هداوند میرزایی، حجّت کجانی حصاری و علیرضا چنگیزی (اعضای شورای برنامه‌ریزی)

    حسین قاسم پورمقدّم، فریدون اکبری شلدره، معصومه نجفی پازکی، محمّدرضا سنگری و شهناز عبادتی (اعضای گروه تألیف) حسن ستایش (ویراستار)

    سال انتشار و نوبت چاپ کتاب مورد بررسی: چاپ پنجم 1397

    تیترها:

    ·         انتخاب نادرست محتوا و ارائۀ آن در فرم‌های نامناسب

    ·         وجود دایرۀ گسترده و متنوعی از شاعرها در فارسی هشتم

    مشروح گزارش:

    کتاب فارسی پایۀ هشتم شامل شش فصل است: ستایش، فصل اول: زیبایی آفرینش، فصل دوم: شکفتن، فصل سوم: سبک زندگی،فصل چهارم: نام‌ها و یادها،فصل پنجم: اسلام و انقلاب اسلامی، فصل ششم : ادبیات بومی، فصل هفتم: ادبیات جهان، و نیایش.

    این کتاب جایگزین کتاب سوم راهنمایی دورۀ قدیم شده است. از سال ۱۳۹۳ این کتاب در مدارس تدریس می‌شود. البته کتاب فارسی سال سوم راهنمایی هم در طول چند سال شاهد تغییرات چشمگیری بوده است؛ اما درنهایت سازمان پژوهش و برنامه‌ریزی آموزشی به جمع‌بندی این کتاب رسیده‌اند. هرچند آخرین نسخۀ فارسی سوم راهنمایی با فارسی پایۀ هشتم در فصل‌ها مشترک است و تنها کمی در چیدمان فصل‌ها تغییراتی ایجاد شده است، اما ما در محتوای فصل‌ها تغییرات بیشتری می‌بینیم. در این یادداشت قصد داریم نگاهی بیندازیم به این کتاب درسی و ببینیم آیا توانسته با این تغییرات توجه معلم‌ها و دانش‌آموزان را به خود جلب کند یا خیر.

    بررسی محتوایی کتاب

    در نگاه کلی نویسنده‌های کتاب، محتوای مناسبی را برای مخاطب‌های کتاب انتخاب کرده‌اند. در تهیۀ این کتاب از بیست‌ویک شعر بهره برده‌اند. این شعرها گاهی به صورت کامل و گاهی به‌صورت تک بیت آورده شده است. ما در این کتاب اشعاری از مستوره کردستانی، سعدی، هاتف اصفهانی، قیصر امین‌پور، قاآنی شیرازی، صائب تبریزی، فردوسی، حافظ، ایرج میرزا، جامی، ادیب الممالک فراهانی، سلمان هراتی، حمید سبزواری، مولوی، فدایی مازندرانی، سنایی، تاگور، محمود درویش، نزار قبانی، وحشی بافقی می‌خوانیم. به‌علاوه در این کتاب بیست متن به‌صورت داستان و روایت و یادداشت کار شده است. این یادداشت‌ها و روایت‌ها و داستان‌ها از کتاب‌های رسالۀ قشیریه، نهج‌البلاغه، جامع التواریخ، جامع‌ التمثیل، روح‌الارواح و اسرار التوحید و از نوشته‌های حبیب یوسف‌زاده، فرهاد حسن‌زاده، محمود حکیمی، اکبری شلدره، میرجلال‌الدین کزازی و شکسپیر انتخاب شده است. درون‌مایه و موضوع‌های کار شده در محتوای کتاب شامل حمد و ستایش خدا، خداشناسی، هستی‌شناسی، مهدویت و انتظار، دفاع مقدس، مقاومت، پایداری و خودشناسی است. با همۀ این‌ها اما در یادداشت‌ها و شعرها و داستان‌ها که ریز می‌شویم، می‌بینیم که محتوای درخوری ندارند. اولین ایراد این کتاب و شاید تمام کتاب‌های درسی حجم اطلاعاتی است که به مخاطب نوجوان خود می‌دهد. سؤالی که پیش می‌آید این است که یک نوجوان چهارده‌پانزده ساله بعد از خواندن این کتاب تا چه حد با مشاهیر کشور و جهان آشنا می‌شود؟ آیا با این شعرهای انتخابی به سراغ کارهای دیگر شاعران می‌روند یا نه بدتر با این انتخاب‌ها دلزده می‌شوند و دیگر اسم شاعر را هم نمی‌‌آورند، چه برسد به سراغ گرفتن دوباره از این عزیزان. همچنین آیا اگر دانش‌آموز فقط در این حد بداند که فلان شاعر در چه قرنی زندگی می‌کرده و اسم کتاب‌هایش را حفظ کند و درنهایت بداند این شاعر قصیده‌سرا یا غزل‌سراست، کافی است؟

    علاوه بر این، حجم انبوهی از این اشعار و داستان‌ها و یادداشت‌ها جزء ادبیات تعلیمی ما محسوب می‌شود. به عبارت دیگر ما در بیشتر متن کتاب با نصحیت‌ها و جمله‌های پندآموز به شیوۀ مستقیم روبه‌رو هستیم. درواقع از ابتدای کتاب تا انتهای کتاب ما به یک نوجوان در حال نصحیت کردن هستیم. بهتر بود در انتخاب داستان‌ها و اشعار به‌شیوۀ غیرمستقیم عمل می‌کردیم تا تأثیرگذاری بیشتری روی مخاطب داشته باشد.

    در خیلی از موارد ما نکات ریز و ظریفی را فراموش می‌کنیم که همین نقاط ریز می‌شود پاشنه‌آشیل ما. یکی از پاشنه‌آشیل‌های کتاب‌های درسی و حتی کتاب‌های داستان و رمانی که برای نوجوانان چاپ می‌شود، انتخاب نادرست فونت است. ایرادی که می‌شود به کتاب درسی این پایه گرفت، فونت‌هایی است که برای متن‌های کهن و اشعار انتخاب کرده‌اند. فرض کنید یک نوجوان چهارده‌پانزده ساله که اساساً با متن کهن آشنایی ندارد و در حالت عادی خواندن این اشعار یا داستان‌ها برایش سخت است، با یک فونت غیرمتعارف هم بخواهد این متن‌ها را بخواند. آیا غیر از این نیست که با انتخاب این فونت خواندن را برای نوجوان‌ها سخت‌تر کردیم؟ با انتخاب یک فونت ساده، هم خواندن را برای نوجوان آسان می‌کنیم، هم از این‌همه شلختگی فونتی در صفحه‌های کتاب جلوگیری می‌کنیم. همچنین اگر در بعضی اشعار علائم سجاوندی رعایت می‌شد، این شعرها برای نوجوان خواندنی‌تر بود.

    در بعضی از داستان‌ها که دربارۀ شخصیت‌های ملی است، ما فقط از آنها در حد یک اسم به مخاطب اطلاعات دادیم. برای مثال ما در کتاب فقط نامی از میرزا ابوالقاسم فراهانی، امیرکبیر، شهید مهدی باکری و سید جمال‌الدین و... می‌بینیم. خب بهتر نبود از افراد کمتری نام می‌بردیم، ولی اطلاعات را با کیفیت بهتری به مخاطب انتقال می‌دادیم؟ در بسیاری از کتاب‌های درسی از خیلی از مشاهیر نام برده می‌شود و اطلاعات ناچیزی به مخاطب می‌دهد؛ ولی این اطلاعات به‌حدی ناقص و کم است که تا سال‌ها این مشاهیر در ذهن مخاطب در حد یک اسم باقی می‌ماند. برای همین است که خیلی از دانش‌آموزان بعد از دوازده‌سال درس خواندن اطلاعاتشان از سعدی و فردوسی و حافظ در همین حد است که این افراد شاعر هستند. حالا شما فکر کن اطلاعات دانش‌آموز از حافظ و سعدی و فردوسی که تا‌حدی در کتاب‌های درسی ذکر خیرشان رفته این‌قدر کم است، دیگر شما خودتان سرنوشت بقیۀ عزیزان را در ذهن و یاد دانش‌آموزان پیش‌بینی کنید.

    ایراد دیگری که می‌توان به کتاب وارد کرد، تصویرگری درون کتاب است. تصویرهای انتخاب شده برای مطالب کتاب در بعضی صفحه‌های کتاب با متن آن صفحه همخوانی ندارد. متن‌ها و تصویرگری‌های کتاب باید در کنار هم در انتقال پیام به مخاطب کمک کند. تصویرهای انتخاب شده در کتاب یک‌دست نیستند، گاهی از عکس‌ها استفاده شده و گاهی نقاشی و ... . شلختگی و نایکدستی در تصاویر می‌بینیم. درمجموع هم تصویرهای کتاب برای مخاطب نوجوان گیرایی و جذابیت لازم را ندارد.

    کتاب‌های درسی ما معمولاً با همان سبک و سیاق چند دهۀ گذشته به دست دانش‌آموزان می‌رسد. شاید بهتر باشد برای ارائۀ بعضی مطالب درسی از شیوه‌ها و فرم‌های جدیدی استفاده کرد. مثلاً برای معرفی شخصیت‌های ملی می‌توان از اینفوگرافیک (داده‌نما) یا پی‌نما (داستان‌های مصور) استفاده کرد. در چند سال اخیر شاهد بوده‌ایم که داستان‌های مصور و حتی داده‌نماها طرفدارهای زیادی بین نوجوانان پیدا کرده‌ است. چه خوب می‌شود که با انتخاب شیوه‌های جدید ارائۀ مطالب، خواندن را برای دانش‌آموزان به یک لذت تبدیل کنیم.

    در کتاب پایۀ هشتم که اتفاقاً برای نوجوان است، جای خالی طنز به‌شدت احساس می‌شود. کاش نویسندگان کتاب فکری هم به حال داستان های طنز در این کتاب می‌کردند.

    با همۀ این نقدها برای اینکه محتوای کتاب را نقد منصفانه‌ای کرده باشیم، به سراغ نویسنده‌ها و شاعرها و معلم‌ها رفتیم و از آنها خواستیم که محتوای کتاب را از زاویۀ دید خودشان بررسی کنند.

    نظر شاعران دربارۀ بخش ادبیات کتاب فارسی سال هشتم

    محسن نقدی شاعر:من شعرهای کتاب را به چهار بخش تقسیم می‌کنم:

    ۱. اشعار ترجمه،

    ۲. اشعار آزاد،

    ۳. مثنوی،

    ۴. غزل.

    محتوای تمام این اشعار اخلاقی و دینی و ملی است. البته نمی‌توانم به صورت قطعی بگویم که آیا صرفاً باید مطالب تعلیمی و ملی باشند، یا می‌شود از اشعار غنایی هم استفاده کرد؛ اما می‌توانم قاطعانه بگویم شعرهایی که چاپ شده‌اند، شعرهای درجۀ یکی نیستند. این شعرها فقط محتوایی مشخص و برنامه‌ریزی‌شده را به دانش‌آموزان القا می‌کنند. حد شاعرانگی و حضور عناصر شعری در آنها خیلی کم است. پانزده‌-شانزده‌سالگی سنی است که می‌شود شعر را شاعرانه‌تر به دانش‌آموزان آموزش داد؛ همان‌طوری که در این سن آموزش علوم و ریاضی پیچیده‌تر می‌شود و دانش‌آموزان مطالب گسترده‌تری می‌آموزند. اما برای ادبیات خیلی ارزش قائل نیستند و چون بحث اندیشه هم وسط می‌آید خیلی یک‌بعدی، خشک و‌ متوسط با آن برخورد می‌کنند.

    اگرچه می‌شود با شعر و ادبیات، عدالت‌خواهی، عشق، آزادی و اندیشیدن و متفاوت دیدن را آموزش داد. همین که ذهن مخاطب را عادت دهیم به دیدن لایه‌های زیرین یک شعر، یعنی کمک کرده‌ایم عمیق شوند و برای عمیق شدن وقت بگذارند. من البته منظورم به شعر پیچیده نیست. موضوع دیگری که نظرم را جلب کرد، این بود که مثنوی بیشتر از غزل بود و همین‌طور شعر آزاد و ترجمه بیشتر از کلاسیک. به‌نظرم رعایت توازن در این مورد خیلی مهم است. ضمن اینکه وقتی صحبت از مثنوی می‌شود، یعنی قرار است یک داستان تعریف شود یا پیامی اخلاقی گفته شود و این یعنی روح عاطفه و تغزل -که در شعر خیلی مهم است و اتفاقاً در ادبیات تعلیمی کم است- را از این کتاب بیرون و دانش‌آموز را از این لذت عمیق محروم کنیم و ناخودآگاه یادش دهیم که ادبیات همین متون سرد و بی‌روح است که مدام نصیحت می‌کند یا از خدا و پیغمبر می‌گوید. این نکته را هم باید توجه داشته باشیم که بخش مهمی از ادبیات ما غزل از نوع عاشقانه‌اش است؛ پس نیاز است که بیشتر به آن پرداخته شود. ضمن اینکه شاعرهای بزرگ‌تری هستند که باید مخاطب را با آن شخصیت‌ها آشنا کرد؛ هرچند به‌نظرم همین شاعرهای همسو با سیاست‌های تدوین کتاب هم اشعار خوبشان انتخاب نشده و بیشتر محتوا مطرح بوده تا کیفیت شعری.

    رضا طبیب‌زاده شاعر:به‌نظر من در سیاست‌های تدوین کتاب ادبیات این پایه، یک‌سری اشکالات وجود دارد و یک‌سری نقاط قوت. نکتۀ مثبت این است که دایرۀ گسترده و متنوعی از شاعرها را دربرداشت؛ البته دربارۀ شاعرهای ایران و نه جهان. به‌نسبت شعرهای خوبی هم انتخاب شده است؛ اما عمدتاً در کتاب‌های درسی بخش عمده‌ای از محتوا را از ادبیات تعلیمی انتخاب می‌کنند. ادبیات تعلیمی هم این مشکل را دارند که معمولاً از شعریت دور می‌شوند. بعضی جاها خیلی دور می‌شود و بعضی جاها کمتر. در این اشعار ما بیشتر با یک نظم روبه‌رو هستیم. البته بعضی از این شعرهایی که انتخاب شده بود، شعریت بیشتری داشتند. انتخاب این‌گونه اشعار باعث می‌شود که ذهنیتی که دانش‌آموز از شعر پیدا می‌کند، صرفاً بیانی منظوم از یک‌سری حکمت باشد و شاید آن شعریت را چندان ادراک نکند. حالا هرچند بیایم و آرایه‌های ادبی را از این اشعار بیرون بکشیم؛ ولی آن «آنِ» شاعرانه، آن درونمایۀ شاعرانه، آن جنون و تغزل شاعرانه آن دیگرگونه دیدن هستی شاعر را درک نمی‌کند. البته شاید این مورد را این‌گونه توجیه کنند که دانش‌آموز درکی از این موضوع ندارد؛ ولی خب بالاخره که چه؟ چه‌موقع می‌خواهند به دانش‌آموزی که قرار است در این کشور کاره‌ای شود، نشان دهند که ذات هنر چیست؛ یعنی شعر را به مثابۀ هنر ببینند و نه یک صنعت که وزنی داشته باشد و قافیه‌ای جور کنیم و آرایه‌هایی به آن آویزان کنیم.

    ما شعر به‌مثابۀ هنر را به دانش‌آموزان نشان نمی‌دهیم. البته تصوری هم که عموم مردم از شعر دارند، از حقیقت و ذات شعر دور است. افرادی هم که خودشان با شعر آشنا می‌شوند، غالباً نظرشان این است که در مدرسه چیز درست و حسابی از شعر برایشان نگفتند. مسئله اینجاست که باید این تفکیک حاصل شود. ایراد دیگری که در کتاب درسی وجود دارد، این است که به ادبیات معاصر ما کمتر پرداخته می‌شود؛ برای مثال در کتاب از فدایی مازندرانی و حتی شاعرانی که کمتر شناخته شده هستند، شعر می‌آورند. هر چند به‌نظر من این شعر مازندرانی هم چندان شعر قوی نبود و می‌شد شعرهای عاشورایی بهتری در باب عاشورا پیدا کرد و از آنها استفاده کرد. به‌طورکلی منظورم این است که حتی دنبال اسم‌های ناشناخته و کمتر شناخته هم رفته‌اند؛ ولی سهم ما از ادبیات معاصر فقط یک قیصرامین‌پور و سلمان هراتی است و از همان سلمان هراتی هم شعر قوی انتخاب نشده. اینکه ما شعر سپید را وارد کتاب کردیم، اتفاق خوبی است؛ مسئلۀ ما این است که در کتاب‌های درسی کمتر به شعر سپید پرداخته شده و حتی معلم‌های ما هم نگاه منفی به شعر سپید دارند و همین نگاه منفی را به دانش‌آموزها تزریق می‌کنند. حالا اینکه شعر یک شاعر سپیدسرا را در کتاب استفاده کنند، ایدۀ خوبی است؛ ولی وقتی انتخاب بدی صورت بگیرد، این انتخاب صحه می‌گذارد روی تصور عمومی که شعر سپید اصلاً شعر نیست و تنها انشایی است که زیر هم نوشته می‌شود. چقدر خوب می‌شود که ما شعر معاصر، چه شعر نیمایی و چه شعر سپید، را به دانش‌آموز نشان بدهیم؛ ولی نمونۀ خوبی از شعر سپید انتخاب کنیم تا حداقل کسی که ذوق هنری دارد، به این درک برسد که شعر سپید آن‌طوری که می‌گویند نیست.

     در پرداختن به ادبیات جهان در این کتاب وضع خیلی خراب است. ما تنها یک شاعر هندی داشتیم و دو شاعر عرب و این سه را تحت عنوان ادبیات جهان به دانش‌آموز معرفی می‌کنیم؛ مگر جهان هندوستان و مناطق عرب‌نشین است. کاش حداقل عنوان فصل را به ادبیات مقاومت جهان تغییر می‌دادند؛ ولی وقتی می‌گویند ادبیات جهان، وضع باید فرق کند. این‌همه شاعر برجسته در دنیا از شرق تا غرب عالم وجود دارند، خب این‌ها چه؟ شاعرانی که در ادبیات جهان تأثیر گذاشتند و جهان ادبیات به این‌ها مدیون هستند. حالا نمی‌دانم محمود درویش تأثیرگذاریش بر شعر چقدر بوده و به‌نظرم محمود درویش بیشتر روی ادبیات داستانی تأثیرگذار بوده تا در شعر. درمجموع عنوان ادبیات جهان عنوان جامعی برای این فصل نیست و بسیاری از شاعرهای که در ادبیات جهان و حتی ایران تأثیرگذار بودند، نامی از آنها در این کتاب نیست. به نظرم خیلی راحت می‌شد شعرهای خوبی که حتی ممیزی نداشته باشند را در این کتاب استفاده کرد.

    نظر نویسندگان و داستان‌نویسان دربارۀ بخش ادبیات کتاب فارسی سال هشتم

    فاطمه فروتن:نکته‌ای که در مطالب کتاب درسی ادبیات پایۀ هشتم خیلی به چشم می‌آید، بعد آموزشی و تربیتی است که در همۀ داستان‌ها و حکایت‌ها وجود دارد و گویا جزء اولویت‌ها و دستور کار آموزش‌و‌پرورش است. همۀ داستان‌ها و روایت‌ها و حکایت‌ها به‌صورت مستقیم درحال آموزش و نصیحت‌کردن هستند. درمجموع محتوای کتاب به‌خاطر انتخاب داستان‌ها از ادبیات کهن ما بوی کهنگی می‌دهد. به‌نظرم حتی این کتاب نسبت به کتاب‌های دورۀ ما کهنه‌تر است. ما داستان و روایتی دربارۀ نوجوان امروزی و دغدغه‌هایشان در این کتاب نمی‌بینیم. در کتاب هیچ لذت خوانشی وجود ندارد و داستان و خلاقیتی در کتاب وجود ندارد تا خلاقیت را در دانش‌آموز شکوفا کند. اکثر این روایت‌ها و داستان‌ها هم زبان روایی سنگینی دارند و دانش‌آموز حتماً باید یک فرهنگ لغت کنارش باشد تا واژه‌های نامفهوم را معنی و رمزگشایی کند و بعد بتواند از این حکایت‌ها و داستان‌ها سر در بیاورد؛ البته داستانی که به قلم فرهاد حسن‌زاده نوشته شده، زبان ساده و خوبی دارد.

    بعضی از داستان‌ها هم بسیار شبیه هم هستند. در کتاب ما سه داستان پشت سر هم از میرزاتقی فراهانی و میرزا تقی امیرکبیر وجود دارد که به‌خاطر شباهت اسمی و حتی شباهت شغلی صدرالعظمی و حتی هم‌دوره‌ای بودن، باعث سوءتفاهم دانش‌آموز می‌شود. در همۀ درس‌ها نصحیت‌های مستقیم وجود دارد و دانش‌آموز امروزی با این شیوۀ روایت مشکل دارند و ارتباط برقرار نمی‌کنند. این خوب است که از متون کهن استفاده کنیم تا فراموش نشود؛ ولی نه اینکه همۀ محتوای درسی به متون کهن اختصاص داده شود و از نوجوان امروزی و دغدغه‌هایش خبری نباشد.

    اعظم عبدالهیان:متن درس «خوب جهان را ببین» از نهج البلاغه که در آن به بررسی سه مخلوق خدا پرداخته شده متنی طولانی به نظر می‌رسد. داستان «نوجوان باهوش» هیچ نکتۀ مثبتی جز مورد تشویق قرار گرفتن یک نوجوان توسط خارجی ندارد. آیا اگر مورد تحسین بزرگ ایرانی قرار می‌گرفت در کتاب ذکر می‌شد؟ به نظرم متن در راستای خودکم‌بینی ایرانیان انتخاب شده است. خب خارجی با لهجۀ غریبش تعریف کرده است که چی؟

    «ارمغان ایران» متن نوشتاری است که به نظرم جایش در کتاب ادبیات دانش‌آموزان نباید قرار بگیرد. تمام متون نثر که انتخاب شده‌اند از «رسالۀ قشیریه» تا «جامع التواریخ» نثرها ساده و به زبان امروزی برگردانده شده‌اند. چه لزومی دارد متن امروزی به زبان سنگین نوشته شود؟ آیا واقعاً پسندیده است که دانش‌آموز در انشای خود از واژه‌هایی چون لیک، هان، هرآینه و دیری استفاده کند؟ این درس‌ها الگوی نگارش دانش‌آموزان هستند؛ اگر دانش‌آموز همین پایه از عبارات «چون نمی‌خواهد دید» استفاده کند، معلم بر او خرده می‌گیرد یا اگر دانش‌آموز دربارۀ ترکیب عبارت «سر از همگنان بر می‌افرازیم» بپرسد، معلم در پاسخ درمیماند یا در عبارت «دیری در درازنای تاریخ خویش»؛ چه لزومی به دشوارگویی است؟

    داستان «جوانه و سنگ» درست است که اهمیت فداکاری را نشان می‌دهد، ولی حالتی اندوهناک و تراژدیک ایجاد می‌کند؛ به‌خصوص با تصویر نه چندان زیبا و دلچسبش.

    نظر آموزگاران دربارۀ بخش ادبیات در کتاب فارسی سال هشتم

    آرزو خاکسار (معلم ادبیات پایۀ هشتم):مشکل من با کتاب‌های ادبیات در هر پایه‌ای کاربردی نبودن آن‌ها در زندگی امروز است. به‌نظر شما محتوای کتاب‌های درسی چقدر می‌تواند در دنیای امروز نوجوان کاربرد داشته باشد؟ چقدر می‌تواند به این دانش‌آموز راهکار و پیشنهاد زندگی بدهد؟ برای مثال سازمان بهداشت جهانی ده مهارت دهگانۀ زندگی را مشخص کرده است. این مهارت‌ها عبارت‌اند از:

    1 – مهارت های خودآگاهی؛

    2 – مهارت همدلی؛

    3 – مهارت روابط بین فردی؛

    4 – مهارت ارتباط مؤثر؛

    5 – مهارت مقابله با استرس؛

    6 – مهارت مدیریت بر هیجان؛

    7 – مهارت حل مسئله؛

    8 – مهارت تصمیم‌گیری؛

    9 – مهارت تفکر خلاق؛

    10 – مهارت تفکر نقادانه.

    به این ده مهارت که دقیق ‌شویم، می‌بینیم که معضل نوجوان و جوان امروزی ما نداشتن این مهارت‌ها در زندگی است. خب اگر ما در کتاب‌های ادبیات به این مهارت‌ها توجه نکنیم و به آن‌ها نپردازیم، نوجوان و جوان امروزی باید کجا این مهارت‌ها را یاد بگیرد؟ بهتر نیست که به جای پرداختن به ادبیات کهن کمی هم به معضلات نوجوان امروزی بپردازیم. اینکه فلان شاعر در چه قرنی می‌زیسته و چه نوع شعری سروده مهم‌تر است یا آموزش دادن مثلاً مهارت تفکر نقادانه؟

    محیا بهاریان (معلم پایۀ هشتم):اولین مشکل کتاب، متن کتاب هست. متونی که انتخاب شده، سعی شده به‌شدت ساده شود؛ اما در زمان ما به این شکل متون ساده نمی‌شد؛ مثلاً بیتی از شاهنامۀ فردوسی آورده می‌شد و کلمه‌هایی که برای دانش‌آموز سخت بود در پایین کتاب یا نهایتاً در پایان کتاب آورده می‌شد تا دانش‌آموز با مراجعه به آنها آن کلمه را درک کند. اما در این کتاب درسی اگر متن کلاسیکی استفاده شده، متن را به حدی ساده کرده‌اند که دانش‌آموز درکی از متون کلاسیک ندارد و با آنها درگیر نمی‌شود. دومین مشکلی که وجود دارد سوگیری عجیبی است که کتاب فارسی دارد. کتاب فارسی مثل اینکه بوستان سعدی است و گویا مؤلف در نظر گرفته مثل سعدی همان‌قدر قلم عجیب و غریبی دارد که می‌تواند یک مدینۀ فاضله را رسم کند. چرا از بوستان سعدی اسم می‌برم؟ چون آن دنیای آرمانی سعدی را می‌توانیم در این کتاب ببینیم. مؤلف و مؤلفین کتاب فارسی پایۀ هشتم سعی کردند یک دنیای آرمانی متصور شوند؛ اما با رویکردی افتضاح. رویکردی که اصلاً علمی نیست. شما قشنگ می‌توانید این سوگیری را در جای‌جای کتاب ببینید. چه در درس‌های آزادش که از اول قرار بود این درس‌های آزاد ادبیات بومی باشد و بدون هیچ توضیح و هیچ خلاقیتی. گویا این دو درس را گذاشته‌اند روی طاقچه که بچه‌ها خودشان این درس را درک کنند یا در نهایت خلاقیت معلم باشد حالا معلمی که در روستاست مشخص نیست، این خلاقیت را دارد یا نه. البته منظورم این نیست که معلم روستا خلاقیت ندارد؛ بلکه منظورم این است که معلم بدون امکانات است. وقتی معلمی امکانات ندارد، چطور می‌تواند این درس را جواب دهد. ما در مدرسه‌ای در منطقۀ یک آن‌قدر امکانات نداریم که با یک زنگ و تک زنگ به سوگیری‌های کتاب نزدیک شویم. چه برسد به جاهای دیگر کشور.

    اما دستور زبان. در دستور زبان یک سری موضوع‌های تکرار شده. با تکرار این موضوعات قرار بر این بوده که جزئی به دانش دانش‌آموز اضافه شود؛ اما این اتفاق نیفتاده و همین موضوع باعث دلزدگی دانش‌آموز می‌شود. مثلاً از نظر تفکر قیاسی دستور زبان خوب در کتاب چیده نشده. ببینید دستور زبان باید یک نظم منطقی برای دانش‌آموز در این سن داشته باشد. مثلاً ما نمی‌توانیم بخش تشخیص هسته و گروه اسمی و وابسته را در انتهای کتاب قرار دهیم و از او بخواهیم در یکی‌دو جلسه بدون هیچ تمرینی آن‌ها را یاد بگیرد. خب معلم مجبور است که این مبحث را در انتهای ترم یک درس بدهد که تا پایان سال بتواند کمی با دانش‌آموز تمرین کند که آن را خوب یاد بگیرند. خب این برای دانش‌آموز سخت است همان‌قدر سخت که از سوم ابتدایی تا هفتم مبحث نهاد و گزاره تکرار می‌شود و به‌نظرم تشخیص هسته همان‌قدر برای دانش‌آموز سخت است. نکتۀ دیگر آرایه‌های ادبی است. تصمیمی که آموزش و پرورش برای آرایه‌های ادبی کتاب درسی گرفته این است که هر سال گزیدۀ از آن را بخوانند. خب شما یک بار تشبیه را به دانش‌آموز یاد دادید و دانش‌آموز هم آن را یاد گرفت و تمام؛ ولی هرسال تشبیه گفته می‌شود اغراق گفته می‌شود و کنایه و... . از آن طرف بعضی از آرایه‌های ادبی را که باید دانش‌آموز آنها را برای کنکور آماده کنند، دقیقاً سال پیش دانشگاهی به دانش‌آموز آموزش می‌دهد؛ مثل لف و نشر و ایهام تناسب و... . خب این آرایه‌ها را دانش‌آموز اگر بخواهد تازه در پیش‌دانشگاهی یاد بگیرد، کی وقت می‌کند تستش را تمرین کند؟ درکل منظورم این است که بخش دانشی، عادلانه بین درس‌ها تقسیم نشده است.

    کلام آخر

    اینکه پیشینۀ ادبیات ما گنجینۀ غنی از شعر و حکایت و داستان است، جای شک و تردید نیست. اگر هم دلمان می‌خواهد که نسل‌های جدید با این گنجینه بیشتر آشنا شوند، توقع بی‌جایی نیست؛ اما در عصر جدید باید به روش‌ها و سبک‌های نو و بکری این اطلاعات را در اختیار مخاطب قرار داد. اگر محتوای مناسب در قالب و سبک درست و صحیح به خواننده داده نشود، نه تنها تأثیر مثبت نخواهد داشت، بلکه دافعه هم ایجاد می‌کند. چیزی که در کتاب فارسی پایۀ هشتم می‌بینیم، انتخاب نادرست محتوا برای مخاطب نوجوان و ارائۀ آن در فرم‌های نامناسب است.

    منبع مطلب : shahrestanadab.com

    مدیر محترم سایت shahrestanadab.com لطفا اعلامیه بالای سایت را مطالعه کنید.

    جواب کاربران در نظرات پایین سایت

    مهدی : نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    مهدی 1 سال قبل
    0

    نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    برای ارسال نظر کلیک کنید