در حال پالایش مطالب میباشیم تا اطلاع ثانوی مطلب قرار نخواهد گرفت.
    توجه : تمامی مطالب این سایت از سایت های دیگر جمع آوری شده است. در صورت مشاهده مطالب مغایر قوانین جمهوری اسلامی ایران یا عدم رضایت مدیر سایت مطالب کپی شده توسط ایدی موجود در بخش تماس با ما بالای سایت یا ساماندهی به ما اطلاع داده تا مطلب و سایت شما کاملا از لیست و سایت حذف شود. به امید ظهور مهدی (ع).

    لحظه دیدنت انگار که یک حادثه بود

    1 بازدید

    لحظه دیدنت انگار که یک حادثه بود را از سایت پست روزانه دریافت کنید.

    متن

    کاکتوس موزیک

    کاکتوس موزیک

     باران نیکراه گوینده و مجری به زبان انگلیسی و فارسی  است. Baran Nikrah

    او دانشجوی دکتری فیزیک اتمی و مولکولی و سفیر کودکان کار و سندروم‌داون است .

    در بیستم شهریور سال ۱۳۶۷ در گیلان متولد شده است .

    او خواهر بهتاش نیکراه خواننده گیلانی می باشد .

    دکلمه های کوتاه او با صدای دلنشینش این روزها بسیار پرطرفدار شده است . در زیر برخی از دکلمه های زیبای خانم نیکراه را قرار داده ایم . فقط این کارها و تبدیل به ویس ها اختصاصی کاکتوس موزیک است لطفا اگر در سایتهای دیگر استفاده می کنید منبع ذکر شود .

    دکلمه عیب رندان مکن از باران نیکراه  : DOWNLOAD

    غزل: حافظ
    سه‌تار: استاد جلال ذوالفنون

    شعر و متن دکلمه :

    دکلمه گفتم ای دل از باران نیکراه : DOWNLOAD

    شعر : مولانا

    شعر و متن دکلمه :

    دکلمه نرخِ روز mp3 باران نیکراه : DOWNLOAD

    شعر : ساناز رئوف

    شعر و متن دکلمه :

    مسجد که هست، میکده جای نماز نیست

    جایی که آب هست، تیمم مجاز نیست

    پند از زبان عالم اهل عمل خوش است

    اظهار فضل این همه فاضل نیاز نیست!

    گفتار نیک و خوب تو ارزانی تو باد!

    کردار تو به جز به “ددان” هم تراز نیست

    غافل ز خویش! در پی عیب کسان مباش!

    کاین قصه جز حکایت سیر و پیاز نیست

    از بانگ ادعای تو گوش فلک کر است

    طبل میان تهی که دگر جزو ساز نیست!!!!

    نوکیسه های تازه به دوران رسیده را

    سرمایه ای به جز هوس و کبر و آز نیست

    با نرخ روز، هرکس نان می خورد- یقین!

    نامرد و خائن است که مردم نواز نیست

    دست زمانه مشت تو را باز می کند

    -شادم- چرا؟؟ که عمر خیانت دراز نیست!!

    بیهوده نیست توبه ی هر گرگ ، مرگ اوست

    گویند: ” وقت مرگ در توبه باز نیست ”

    دکلمه لحظه ی دیدنت mp3 باران نیکراه : DOWNLOAD

    شعر : مهدی جوینی

    شعر و متن دکلمه :

    لحظه ی دیدنت اینگار که یک حادثه بود
    حیف چشمان تو این حادثه را دوست نداشت

    سیب را چیدم و در دلهره ی دستانم
    سیب را دید ولی دلهره را دوست نداشت

    تا سه بس بود که بشمارم و در دام افتد
    گفت یک گفت دو ، افسوس سه را دوست نداشت

    من و تو خط موازی ،نرسیده هرگز
    دلم این قاعده ی هندسه را دوست نداشت

    درس منطق نده دیگر تو به این عاشق که
    از همان کودکی اش را مدرسه را دوست نداشت

    دکلمه آدم شیم از باران نیکراه : DOWNLOAD

    موسیقی متن: کارن همایونفر

    شعر : یاسر بینام

    شعر و متن دکلمه :

    تمام روز خوابیده ، تمام شب به تنهایی
    منو تو خوب میدونیم چرا این لحظه اینجاییم
    تمومش کن ، تمومش کن
    من انقدر غرق من هستم ، که تو از خاطرم رفتی
    و تا این قاعده بر جاست ، من و تو هر دو بدبختیم
    تمومش کن ، تمومش کن
    نه اینجا جای این دیوونه بازی نیست
    تمومش کن که قلب من دیگه هیچ جوری راضی نیست
    تمومش کن برو ، از دردم ، از شادی بمیر
    تمومش کن واسه من ژست غمخواری نگیر
    ماها تا جایی که میشد به همدیگه بدی کردیم
    تمومش کن که ثابت شه تو از جنس منی یعنی
    من انقدر ، بد شدم انگار و دنیام انقده کوره
    که هفتاد آسمون انگار ، خدا از زندگیم دوره

    و من محو غرور خاک و دجالی که میخندید
    و میدونم تو هم با من ، چقدر اینجاشو همدردی
    به چی ما ادعا داریم ؟ که دردا رو دوا کردیم ؟
    نه ما امروزو خوابیدیم و ، فردا رو فدا کردیم
    و این درد تمام ماست… منم هم سنگ تو تقصیر
    و تو هم سنگ من مستی اگر این عصر کم نوریم
    مقصر کل ما هستیم چرا؟ چون خونه ویرونست
    نـــــــــــــه فقط این نیست ، تو درگیر خودت هستی
    فراموش کردی مرد ، دخیلت رو کجا بستی
    کجا این حرف ما بوده ؟ کجا این رسم آدمهاست ؟
    همه دنیا رو گشتمو ، فقط این رسم ما تنهاست
    که وقتی آدمیت رو شغالا بردنو خوردن
    فقط من سیر باشم ، بقیه مردن هم مردن
    و این رد همون ماره ، که بند پای طاووسه

    رفــــــــــــــــیق …
    این خواب خرگوشی ، زمینه ساز کابوسه
    حالا که قهره این دنیا ، بیا با هم برادر شیم
    بیا واسه ی یک دفعه شده ، دلسوز هم باشیم
    خدا میدونه که من هیچوقت ،من بد خواه تو نیستم
    خدا میدونه مثل تو ، که من پای تو می ایستم
    پس فقط یک راه میمونه ،که ما یک قوم با هم شیم
    دعای هر شب من که : من و تو هر دو آدم شیم

    دکلمه صوتی دکان عطاری از باران نیکراه : DOWNLOAD

    شعر : محمد صالح‌علاء

    شعر و متن دکلمه :

    دکلمه بومِ زندگی از باران نیک راه : DOWNLOAD

    شعر: مهدی جوینی

    شعر و متن دکلمه :

    آزاد شو از بند خویش، زنجیر راباور مکن،

    اکنون زمان زندگیست، تاخیر را باور مکن

    حرف از هیاهو کم بزن، از آشتی ها دم بزن

    از دشمنی پرهیز کن، شمشیر را باور نکن

    خود را ضعیف و کم ندان، تنها در این عالم ندان

    تو شاهکار خالقی، تحقیر را باور نکن

    بر روی بوم زندگی هر چیز میخواهی بکش،

    زیبا زشتش پای توست، تقدیر را باور نکن

    تصویر اگر زیبا نبود، نقاش خوبی نیستی

    از نو دوباره رسم کن، تصویر را باور نکن

    خالق تو را شاد آفرید، آزاد آزاد آفرید

    پرواز کن تا آرزو، زنجیر را باور نکن

    دکلمه خود را بفروشی از باران نیک راه : DOWNLOAD

    غزل: ساناز رئوف

    شعر و متن دکلمه :

    خود را بفروشی به کسانی به چه قیمت؟

    از خان فلک خوردن نانی به چه قیمت؟

    یک روز به این‌سوی دگر روز به آن‌سوی

    لنگان خرَک خویش برانی به چه قیمت؟

    هرجا به چراگاه رسیدی فکنی بار

    چشم و شکمت را بچرانی به چه قیمت؟

    در بند کشی مردم آزاده دوران

    تاخویشتن از بند برانی به چه قیمت؟

    این چرخ فسون کارتر از توست حذر کن

    مشت تو شود باز زمانی به چه قیمت؟

    از آن خودت باش که ارزنده‌ترینی

    خود را بفروشی به کسانی به چه قیمت؟

    دکلمه درگیر تو بودم از باران نیک راه : DOWNLOAD

    شعر : محمد سلمانی

    شعر و متن دکلمه :

    درگیر تو بودم که نمازم به قضا رفت
    در من غزلی درد کشید و سرِ زا رفت

    سجاده گشودم که بخوانم غزلم را
    سمتی که تویی عقربه قبله نما رفت

    در بین غزل نام تو را داد زدم ، داد
    آنگونه که تا آن سر این کوچه صدا رفت

    بیرون زدم از خانه یکی پشت سرم گفت
    این وقت شب این شاعر دیوانه کجا رفت !؟

    من بودم و زاهد به دوراهی که رسیدیم
    من سمت شما آمدم او سمت خدا رفت

    با شانه شبی راهی زلفت شدم اما …
    من گم شدم و شانه پی کشف طلا رفت

    در محفل شعر آمدم و رفتم و … گفتند
    ناخوانده چرا آمد و ناخوانده چرا رفت !؟

    می خواست بکوشد به فراموشی ات این شعر
    سوزاندمش آنگونه که دودش به هوا رفت …!!!

    دکلمه زیاد که خوب باشی از باران نیکراه : DOWNLOAD

    قلم : باران نیکراه
    موسیقی متن: کارن همایونفر

    شعر و متن دکلمه :

    دلم می سوزد برای لحاف تشک های اعلای خانه
    که انتها گذاشته می شوند مبادا کسی به اشتباه سراغشان برود
    میگذارندشان آنجا تا شاید شاید
    سالی یک بار کسی در خانه را زد و بر آن شد تا شب را آنجا به صبح بکشاند
    لحاف تشکهای بیچاره خانه غریبه را به تن میگیرند
    اما صبح که برسد باز میندازنشان ان ته تراها تا دست نیافتنی تر باشند
    بدتر آنکه آن غریبه هم دیگر هرگز به یاد نخواهد آورد که
    عجب لحاف های دوست داشتنی داشتن آنها

    بعد مینشینند و روزها و شبها
    حسرت آن لحاف هایی را میخورند که
    هریک از اعضای خانه به آنها دل بسته اند
    که هر شب رابا آنها صبح میکنند
    که حتی وقتی به میهمانی یا مسافرتی میروند شب را انجا سپری میکنند با خود می برند
    آنهایی که بوی تن می دهند نه بوی نویی کارخانه را
    زیاد که خوب باشی بی مصرف می شوی

    دکلمه نان و دندان از باران نیکراه : DOWNLOAD

    شعر : پرواز همای

    شعر و متن دکلمه :

    یک نفر نان داشت اما بی‌نوا دندان نداشت
    آن یکی بیچاره دندان داشت اما نان نداشت

    آنکه باور داشت روزی می‌رسد بیچاره بود
    آنکه در اموال دنیا غرق بود ایمان نداشت

    دشت باور داشت گرگی در میانِ گله است
    گله باور داشت اما من نمی‌دانم چرا باور سگ چوپان نداشت

    یک نفر پالان خر را در میان خانه پنهان کرده بود
    آن یکی با بار خر می‌رفت و خر پالان نداشت

    یک نفر فردوس را ارزان به مردم می‌فروخت
    نقشه‌ها کو داشت در پندار خود شیطان نداشت

    هر کجا دست نیازی بود بر سویی دراز
    رعیت بیچاره بخشش داشت اما خان ندشت

    یک نفر نان داشت اما بی نوا دندان نداشت

    دکلمه می بینی از باران نیکراه : DOWNLOAD

    شعر و متن دکلمه :

    مارِ بر گنج زده چنبره را می‌بینی؟
    گرگِ در حالِ دریدن بره را می‌بینی؟
    یک نفر گفت که قانونِ طبیعت این است
    فنِّ از آب گرفتن کَره را می‌بینی؟
    دیگ با دیگِ دگر گفت که روی تو سیاه
    جدلِ سیر و پیاز و تره را می‌بینی؟
    آدمی کور، عصاکش شده‌ی کورِ دگر
    علتِ کوریِ صدها گره را می‌بینی؟!
    زاغ و کرکس به سرِ شاخه رجز می‌خوانند
    تَرَکِ سقف و در و پنجره را می‌بینی؟
    بالِ پرواز ندارم به هوایت ای شعر!
    مرگِ من در قفسِ حنجره را می‌بینی؟

    دکلمه غم مخور از باران نیکراه صوتی  : DOWNLOAD

    شعر : حافظ

    شعر و متن دکلمه :

    ای دل غمدیده حالت به شود دل بد مکن

    وین سر شوریده باز آید به سامان غم مخور

    دور گردون گر دو روزی بر مراد ما نرفت

    دائما یکسان نباشد حال دوران غم مخور

    هان مشو نومید چون واقف نه‌ای از سر غیب

    باشد اندر پرده بازیهای پنهان غم مخور

    گر چه منزل بس خطرناک است و مقصد بس بعید

    هیچ راهی نیست کان را نیست پایان غم مخور

    حال ما در فرقت جانان و ابرام رقیب

    جمله می‌داند خدای حال گردان غم مخور

    دکلمه صوتی باران نیکراه : DOWNLOAD

    شعر : مرتضی لطفی

    شعر و متن دکلمه :

    دکلمه باران نیکراه شعر گاو  : DOWNLOAD

    شعر : مرتضی لطفی

    شعر و متن دکلمه :

    گر نباشد حیا و درک و شعور
    آدمی طعنه می‌زند به ستور
    جانِ انسان که تربیت نشود
    آدمی گاو می شود به مرور
    حَیَوانی پلشت و نکبت بار
    که فقط می توان از او شد دور
    می چرد هرچه را که می بیند
    وانگهی گند می زند در سور
    تن، تنومند و طبع ایشان پست
    چشم بینا و ذوق ایشان کور
    گر که خدمت کند به قصد ریاست
    ور عبادت کند ، به نیّتِ حور
    گر دهان وا کند به دُر سُفتن
    متنفر شویّ و او منفور
    فی المثل گر رود به گورستان
    دم به دم رم کنند اهل قبور
    بارها دیده ام من ایشان را
    از قضا آدمی ست بس مشهور

    دکلمه باران نیکراه برای اختلاس  : DOWNLOAD

    شعر : مرتضی لطفی

    شعر و متن دکلمه :

     لای لای گریه‌ی من خواجه را در خواب برد
    خواجه از بستر برون آ مملکت را آب برد!

    خواجه از بستر برون آ،  دزدِ دانا را ببین
    با دوصد آداب آمد، با دوصد آداب برد!

    سیلِ سارق بس که دیوار مرا کوتاه دید
    هرچه دستش می‌رسید از خانه‌ام اسباب برد!

    هرکه آمد دستبردی زد به این خاکِ عزیز
    دید زرخیز است، پس جای طلایِ ناب برد

    سادگی را بین که از شیخی دعایی خواستم
    رفت سوی مسجد اما گربه در محراب برد!

    فی‌المثل قلابی افکندم که صیدی برکشم
    از قضا آمد نهنگی، برد و با قلاب برد

    دکلمه باران نیکراه شعر سعدی  : DOWNLOAD

    شعر : سعدی

    موسیقی متن: علی مؤمنیان

    شعر و متن دکلمه :

    دکلمه باران نیکراه شعر شاملو : DOWNLOAD

    شعر : شاملو

    زیرصدا : شاملو

    موسیقی متن : کارن همایونفر

    شعر و متن دکلمه :

    دکلمه باران نیکراه از خاطرم رفتی : DOWNLOAD

    قلم: یاسربینام

    شعر و متن دکلمه :

    دکلمه درخت از باران نیکراه : DOWNLOAD

    شعر : محمد شریف

    شعر و متن دکلمه :

    دکلمه قطع قلم از باران نیکراه : DOWNLOAD

    شعر : حسین جنتی

    شعر و متن دکلمه :

    منبع مطلب : cactusmusic.ir

    مدیر محترم سایت cactusmusic.ir لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.مرورگر شما از این ویدیو پشتیبانی نمیکنید.

    لحظه ی دیدنت انگار که یک حادثه بود

    جواب کاربران در نظرات پایین سایت

    مهدی : نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    مهسا 17 روز قبل
    0

    مهدی جوینی خیلی قشنگ و عارفانه اما با بیان ساده عشق رو توصیف کرده در واقع توصیف بدست آوردن دل معشوق توسط عاشق و اما ناکامی هایی که دیده ولی باز هم امیدوار هست ودر عین امیدواری حسرت میخورد

    مهدی 5 ماه قبل
    0

    نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    برای ارسال نظر کلیک کنید