توجه : تمامی مطالب این سایت از سایت های دیگر جمع آوری شده است. در صورت مشاهده مطالب مغایر قوانین جمهوری اسلامی ایران یا عدم رضایت مدیر سایت مطالب کپی شده توسط ایدی موجود در بخش تماس با ما بالای سایت یا ساماندهی به ما اطلاع داده تا مطلب و سایت شما کاملا از لیست و سایت حذف شود. به امید ظهور مهدی (ع).

    قالیباف چه نسبتی با رهبر دارد

    1 بازدید

    قالیباف چه نسبتی با رهبر دارد را از سایت پست روزانه دریافت کنید.

    مشرق نیوز

    مشرق نیوز

    به گزارش مشرق، از سید محمد حسن خامنه ای برادر کوچکتر رهبر معظم انقلاب تا کنون چندان مصاحبه یا اظهار نظر رسانه ای دیده یا شنیده نشده بود. گفتند ایشان همزمان با رهبر انقلاب و دیگر برادرشان در زندان کمیته مشترک بوده اند. گفتند ایشان به دلیل مانوس بودن با برادر شریف شان ناگفته های زیادی دارد از سبک زندگی، اندیشه سیاسی، فرهنگی و اجتماعی ایشان. همه اینها موجب شد تا راهی مشهد مقدس شوم و با او در یک گفت وگوی طولانی از ناشنیده های زندگی رهبر انقلاب بپرسم. 

    در ادامه بخش هایی از این گفت‌وگو را بخوانید:

    بنای ما این است که گفت وگویی با حضرتعالی در مورد برادر بزرگوارتان داشته باشیم. شما خیلی کم تا به حال سخن گفته اید. قطعا ناگفته هایی دارید که دانستن اش جذاب و خواندنی است.

    اگر شما دقت کرده باشید در احوالات اخوی بزرگ، هادی آقا و من هیچ وقت نگفتیم برادرمان اینطوری گفته اند، برادرمان آنطور میگوید. برادران آقای هاشمی گفتند، بچه های آقای هاشمی گفتند، ایشان بچه هایشان هم نگفته اند. بنابراین این مشی ما نیست. ما خانه و بیرونمان تقریبا یکی است، یعنی خیلی تفاوتی بین اخلاق داخلی و اخلاق بیرونی مان برخلاف خیلی ها نیست. یعنی اندرونی و بیرونی مان یکی است.

    با کدام یک از این اخوان بزرگوار شما بیشتر اخت بودید؟

    من به لحاظ ته تغاری بودن، عزیزدردانه همه شان بودم. الان هم احساس میکنم آقایان عنایت ویژه به من دارند. این اعتقاد من است، حس من این است که هم اخوی بزرگ و هم آقا، هادی آقا یک جور، حالا آقا هادی شاید کمتر، خواهرمان یک جور و دیگران این یک مساله، مساله دیگری که هست، فاصله سنی ما، رعایت کوچکتر و بزرگتر؛ مثلا من با هادی آقا در واقع یک حالت همبازی شبه همبازی داشتیم گرچه چند سال فاصله سنی با هم داشتیم، اما یک جاهایی مشترک بودیم و بازی های خانه و بحث های خانگی، بچگی، 12-10 سالگی و مثلا ایشان بزرگتر بود، مثلا 14 سالش بود و من 10 سالم بود. اما آقا و اخوی بزرگ به لحاظ فاصله سنی، یک حالت بزرگتری هم بر من داشتند. مثلا من را زیر بالشان بگیرند، یک وقت من را جایی ببرند، محبتی کنند، مسافرتی بروند و سوغاتی برای من بیاورند؛ مثلا می گویم، این حالت محبت گونه آنها به من بود. 

    یادم نمی رود آقا برای دامادی من با آن فولکس شان شب تا ساعت 12-11 برای آنهایی که جهاز را آورده بودند دنبال شام بودند. یعنی دنبال این کارها در مراسم باشند، در رفت و آمدها باشند، برای کارها، صحبتها، دخالت کنند، در واقع یک جورهایی می شود گفت ایشان مثلا من را داماد کرد. البته پدر و مادر داشتم، ولی تمام زحماتش چون آن اخوی بزرگ تهران بودند، هادی آقا هم که زندان بود، خودم هم جوان بودم، تجربه این کارها را نداشتم، ایشان تمام زحماتی که معمول است را کشید. مثل امروز نبود و طوری دیگر بود، ولی متقبل شدند. حتی صحبت کردن با خانواده پدر خانم ما و رفت و آمدهایی که بود. حتی یادم هست در مجلس ما یک معده دردی داشتند که بعدها معلوم شد کیسه صفرا بوده است. از معده درد افتاده بودند آنجا و استراحت می کردند. خلاصه محبت هایی که ایشان نسبت به ما داشتند. مثلا یک وقت هایی که باشگاه می رفتند، مثلا آن وقت هایی که باشگاه جوان دو تا اخوی های بزرگ ما میرفتند، من بچه بودم و من را هم می بردند.

    باشگاه فوتبال بود؟

    نخیر، باشگاه باستانی.

    خانواده سیاسی هم بودید از همان اول؟

    خانواده سیاسی که قطعا.

    مبارزات سیاسی اخوی های محترم و خودتان را بفرمایید که از چه موقع شروع شد، از چه سالی بود؟

    مبارزه که از اول اینها مبارز بودند. آقا در گروه خودشان لیدر بودند، چون هم مدرس بودند، هم عالم بودند، هم جزو افراد مشخص بودند، از سالهای بعد از 42 در مشهد ایشان شاخص بودند، طلبه فعال، جوان و سرحال و انقلابی بودند. منبر میرفتند، سخنرانی میکردند؛ حالا نه منبرهای حرفه ای، همین منبرهای فصلی که طلبه ها می روند. چون منبری ها بعضی ها شغلشان منبر است، بعضی ها نه، برای تبلیغ می روند منبر. یعنی ایام محرم و صفر یا ماه رمضان، بخش تبلیغی، البته درآمد هم داشت، ولی بخش تبلیغی اش سنگینتر است و هدفهای مشخص تری در داخلش است.

    در مورد بازداشت هم می فرمایید؟

    ما از وقتی یادمان می آید، ایشان یا فراری بوده یا زندان بوده است. میرفت مثلا زاهدان منبر، بعد می دیدیم او را گرفتند، خبرش از تهران می آمد. میرفت سبزوار منبر یا کاشمر بعد خبرش می آمد که گرفتند و بردند تهران. دائما، حالا کوتاه و زمان ها متفاوت بود، زمانها معمولا سه ماه، دو ماه و 40 روز متفاوت بود. ایشان خودشان بهتر میدانند که چقدر بودند و من هم از آن موقع خیلی یادم نیست و اگر هم بگویم، خاطرات ایشان را خواندم و زندگینامه ها را دیدم، میگویم، ولی خودم را هم که دیدم، اینطوری بود.

    یک بار دیگر من را اشتباهی بردند به جای هادی آقا بازجویی کنند که شانس آوردم، چون او را می زدند، من را نزده بودند. او را می زدند و خیلی هم شکنجه کرده بودند، خبر داشتم.

    یک بیژن آژنگ خامنه ای اعدام شده بود. او کمونیست بود. آن خامنه ای او را به من چسبانده بودند. بیرون بعدا شایع شده بود که حسن را اعدام کرده اند. اصلا ما اعدامی که هیچی، کشیده بخور هم نبودیم. یک عدد در تهران کشیده به من نزدند، چون کاری با ما داشتند، ولی بیخودی نگه داشته بودند.

    همچنان روابط با حضرت آقا برقرار بود؟ یعنی رفت و آمد داشتید؟

    ایشان تهران بودند. می رفتیم و می آمدیم. رابطه ها رابطه برادری است، الان هم هست. منتها الان ایشان گرفتار هستند، من مشهد هستم، هر چند ماه یک بار ممکن است همدیگر را ببینیم. یا روزی که من فرصت دارم، تهران هستم و بروم، ایشان خسته است، گرفتار است؛ نه اینکه وقت نمی دهند، می گوییم، می گویند اگر میشود پس فردا بیایید. خب من پس فردا میروم مشهد و نمیروم. اینطوری است. قرار میگذاریم. مشهد هم همینطوری است.

    روابط محدودتر شد به جهت فاصله ای که وجود داشت؟

    بله، هم فاصله مکانی و هم اینکه ایشان بیکار که نبود. اولش که شورای انقلاب بود، حالا آن وقتها بیشتر تهران که میرفتم، میرفتم منزل ایشان، ولی بعدها محدودتر شدیم. ایشان ریاست جمهوری بود، نمیتوانستیم برویم، گیر و دارش بیشتر بود؛ البته می رفتیم، نه اینکه نمیرفتیم. ولی اینطوری نبود که برویم در خانه زنگ بزنیم. معطلی داشت و شاید معطلی اش برای ما سخت بود. من هر وقت تهران میرفتم، سه تا برادر هستند، خانه هرکدامشان یک شب میرفتیم. از برادر بزرگ میگرفتم تا هادی آقا هر شب میرفتم خانه یکی از آنها؛ تا این اواخر. بعد هم که خودم تهران زندگی کردم، تهران خانه داشتیم، زندگی داشتیم، مثل میهمانی؛ آنها می آمدند، ما میرفتیم، بچه هایشان، خانواده، مجالسی که داشتیم، در مجموع با هم رفت و آمد داشتیم.

    حضرت آقا در این روابط فامیلی چطور هستند؟

    بسیار صمیمی.

    الان این مشغله بزرگی که ایشان دارند، باعث شده که نباشند؟

    دور نیستند. ایشان مقید هستند و هر وقت مشهد تشریف می آورند، فامیل مادری یا پدری یا خانواده شان را می بینند. حالا بستگی دارد، یک وقت فرصتشان بیشتر است، در دو نوبت، یعنی یک مقدار مفصل تر، یک وقت ادغام می شود. همه با هم، فامیل، همه می روند. 

    الان روابط بین اخوی ها چطور است؟

    خوب است.

    همان روابط گذشته را دارند؟

    بله، روابط برادرانه است. می روند، دعوت میکنند، ماه رمضان ها یک افطاری ایشان خودشان را موظف کرده اند که حتما افطاری دهند. کسی هم توقعی ندارد، ولی حتما این افطاری را میدهند. مردانه یا یک وقتی امکانش را داشته باشند زنانه هم است، اما اگر نباشد مردانه است. فامیل ها؛ برادرزادهه ا، برادرها. حالا بعضی مواقع اخوان می روند، بعضی موقع ها اخوان نمیروند که آنها هم گرفتاریهای خودشان را دارند. بچه ها، جوان ها، داماد خواهر، داماد برادر، داماد این برادر، عروس آن برادر، همه میروند.

    روابطشان با آقازاده ها هم خیلی جالب است.

    من از نزدیک زیاد ندیدم. همین چیزی که بیرون میآید و ما میبینیم، به نظرم خیلی تفاوت دارد با آقازاده های مثلا دیگر مسئولان و شخصیتها و این نظر من است.

    شما هم مثل حضرت آقا خیلی کتاب دوست دارید، یعنی می خوانید و وقت می گذارید برای کتاب؟

    متاسفانه به آن شدت و به آن اهمیت نه، ولی کتاب میخوانم.

    می‌دانید آقا علاقه شان در کتاب و سینما در چه حوزه ای است؟

    نه.

    پیش هم می نشینید، صحبت فیلم یا کتاب هم می کنید؟

    بگذارید من موضعم را نسبت به آقا بگویم. من وقتی خدمت آقا میرسم، تا ایشان سوال نکنند، من جواب نمیدهم. من شروع کننده و حرف زننده نیستم. اگر به صورت استثنا یک مطلبی را در ذهنم پرورانده باشم، آن هم موقعیت دارد. حالا احساسم چیست، یک احساس درونی است که از بچگی اینگونه بودم. من با اخوانم که همه شان محترم هستند و همه شان برای من عزیز هستند، رفاقت نتوانستم بکنم هیچ وقت. آقا و اخوی بزرگ با هم رفیق هستند، غیر از برادری، هم حجره هستند، طلبه بوده اند، با هم بودند، می رفتند، می آمدند، گعده هایشان با آنها بود. هادی آقا با آنها رفاقت ندارد، یعنی همنشین نبوده، نشست و برخاست نداشته، به دلایل خودش. من به دلیل فاصله سنی ام. بعضی از رفقای من با هادی آقا رفیق هستند. من لطیفه تعریف کنم، هادی آقا نمیخندد، ولی همان لطیفه را رفیق هایم تعریف می کنند، خنک تر، می خندد، چون قرار است روی برادرش به او باز نشود. من هم اینها را میدانم و خودشان هم میدانند. من خدمت آقا که میرسم، هرچه مسن تر شدم، چون عقلم بیشتر شده، به مشکلات ایشان، به مسائل و درگیری های ایشان بیشتر واقف هستم، بنابراین برای ایشان حاضر نیستم مزاحمت ایجاد کنم، حتی مثلا یک وقتی اصرار میکنند که حتما برویم دیدن آقا، میگویم من آقا را در تلویزیون دیدم. برویم خانه، مزاحمت است. چون آقا مقید است، وقتی میرویم، تشریف می آورند و می نشینند روی صندلی، ما هم مینشینیم روی صندلی، نیم ساعت، سه ربع، کمتر، بیشتر، باید ایشان بنشینند. حرفی هم میزنند، ما هم استفاده میکنیم، ولی من می دانم، خب ایشان خسته است. صبح مثلا دو، سه ساعت جلسه داشتند، سه ساعت ملاقاتی داشتند، چهار تا ملاقاتی داشتند، مطالعه داشتند. درس دارند. حالا هم که در حسینیه درس خارج میدهند، خب آنها هم مطالعه دارد، زحمت دارد، حوصله می خواهد، باید فکر آزاد باشد. خب جوانها اینها را نمیدانند و فقط میگویند برویم آقا را ببینیم.

    شما فرمودید که من سوال نمی کنم، حضرت آقا بیشتر طرح موضوع می کنند.

    آخر حضور ما دو نفری هم کمتر اتفاق افتاده است. دو نفری هم قرار نیست اتفاقی بیفتد، بچه هایم هستند، زنم هست، پسرم هست، دخترم هست، دامادم است.

    بیشتر با چه محوری صحبت میکنند؛ مثلا فرهنگی صحبت میکنند، اجتماعی صحبت میکنند، سیاسی صحبت میکنند، فامیلی صحبت میکنند؟

    خیلی کلاسه خاصی ندارد، ایشان بنا به مقتضیات آن زمان صحبت میکنند، اما آن چیزهایی که مربوط به کار است، مربوط به مملکت است یا مثلا گله مندیهایی که از افراد وجود دارد. مثلا فلان رئیس جمهور، فلان وزیر یا چیزهایی اینطوری که وجود دارد، موضوعات مملکتی را اگر کسی مطرح کند، یک توضیحی میدهند، ولی خیلی باز نمی کنند قضایا را، دلیلی هم ندارد.

    برای ارشاد سیاسی در خانواده صحبت نمی کنند؟

    منش ایشان ارشاد سیاسی است. ایشان وجودش ارشاد است.

    مثلا به عنوان تذکر؟

    اگر لازم بدانند بله. حتی پیغامی مثلا.

    پس مراقبت میکنند؟

    بله. من خودم برای همین مراقبم، وگرنه من باید خیلی شلنگ و تخته بیشتری می انداختم.

    شما در چه برهه ای خیلی دلتان برای آقا سوخت و احساس کردید خیلی مظلوم شدند؟

    آقا مظلوم نیستند. گفتند من مظلوم نیستم، نگویید این را.

    کجا احساس کردید خیلی به ایشان اجحاف شده است؟

    اجحاف هم نشده، بی معرفتی کردند، خب بی معرفتی را هر آدم بی معرفتی ممکن است انجام دهد. آقا مظلوم نیستند، آقا در اوج قدرت هستند. الان ایشان در اوج قدرت معنوی هستند.

    امسال هجمه های زیادی به ایشان وارد شد.یکی از آنها انتشار فیلم جلسه خبرگان بود.

    من هم در فضای مجازی دیدم.

    یک بخش هست که حضرت آقا اصرار دارند قبول نکنند این پست را. حالا آنطرفی ها خیلی شیطنت کردند که آقا خودش، خودش را قبول ندارد. ولی از این طرف اگر نگاه کنید، نشان دهنده تقوای بالای ایشان است. این فیلم اتفاقا خیلی به نفع حضرت آقا شد. یعنی من برداشتم این است که هرکس دید، برگشت گفت یک تواضعی دیده میشود.

    همین است که شما میگویید. همه اینها کار خدا است. کسی که برای خدا فداکاری میکند، کار میکند، برای خدا از چیزی دریغ نمیکند مهمترینش جان و آبرو است، از بچه و از پول و از ثروت مهمتر است؛ آبرو و جان، این دو عزیز است. ایشان هیچ دریغی ندارند. در نمازجمعه بعد از 88 هم ایشان صراحتا گفتند و قطعا خالصانه گفتند.

    گرایش سیاسی دارید؟

    بله، دارم. من راست هستم منتها ولایتی هستم. قبل از اینکه راست باشم، ولایت یام. با چپی ها نیستم، با اینهایی که الان گروه اصلاح طلبی هستند، اصلاح طلب نیستم. ذاتم اصولگراست. الان دیگر اصولگرا نیستم. من و بچه هایم سعی میکنیم منش آقا را دنبال کنیم.

    میگویند آقا خیلی ساده زندگی میکنند، زندگی شخصیشان، حتی در خوردوخوراک گفته بودند. یا مثلا میهمانی های خودمانی میروید، خیلی تشریفات ندارند.

    آقا یک نکته ای را به من گفتند، به من گفتند من خرید شیرینی را در خانه حذف کردم. ایشان معمولا میوه دیدارهایشان دو رقم بیشتر نیست. حتی اینجا که پذیرایی میکنند، دو رقم است، سه رقم نیست. غذا هم یک رقم؛ یک خورشت.

    یعنی حتی وقتی فامیل هم می روند؟

    بله، فقط یک خورشت. یعنی تجملات مطلقا. تجملات و بی تکلفب ودن غیر از این نمی تواند باشد. یک وقت شما برایتان آشپزخانه تان همیشه کباب و بگیروببند و گرم بوده، یک وقت نه، اصلا بند این چیزها نبودید. به فکر این چیزها نبودید که حالا چون ما اینجا ریاست جمهوری شدیم، باید اینطوری باشد؛ نه. یعنی اصلا این قضیه نیست که ایشان تشریفات؛ یک تشریفات ویژه ای دارد برای خودش که آن تشریفات برای ایشان نیست، برای جایگاه است که آن جدا است.

    محافظان، خودی، بگیروببند و حتی اتومبیل، یعنی حتی اتومبیل هم مربوط به ایشان نمی شود. ایشان همین است، ایشان همین است که می بینید. غیر از اینکه شما میبینید، همین است. یعنی سعی در اینکه حتما دمپایی فلان مدل باشد، نه. سعی در اینکه حتما مثلا فرض کنید فرش داشته باشد، نه. همین الان واقعا در خانهشان گلیم است، موکت است در کتابخانه ای که است، اندرونش هم اگر پایین خانه است، آن هم همین است. ایشان مبل ندارند، در آشپزخانه شان احتمالا از این صندلی های پلاستیکی است که پایین دیدید گوشه پارکینگ که من خریدم و فرستادم برایشان. خودشان حاضر نبودند حتی آن را هم بخرند، چون برای شخصیشان را که نمیگویند ریاست جمهوری یا دفتر رهبری بخرند، باید از جیب شان بخرند؛ نمیخواست بخرد. یعنی صندلیاش صندلی معمولی ای است. حالا آن صندلی اینطوری است که من هم تهران دارم از این صندلیهای اینطوری، من چهار تا از آن را دارم. همان پشت حسینیه هم که شما میبینید آن صندلیها را میگذارند، آنها هم صندلی پلاستیکی است که برای دفتر است.

    مبل هایشان هم مبل های ساده ای است. ایشان یک نکته ای را هم گفته اند که ما مثلا روی همین مبلها، نشستیم، بلند شدیم، از زمان ریاست جمهوری تا الان، طوری شده؟ این طوری شده خیلی مهم است، این لغت طوری شده را ما باید این را بدانیم.

    با کدام یک از آقازاده های رهبری بیشتر معاشرت دارید؟

    من با هیچ کدام به تنهایی معاشرت ندارم. آنها هر وقت می آیند، سه، چهار تایی با هم می آیند چه در تهران قرار بگذاریم، چه اینجا که بیایند مشهد، قرار بگذاریم و خیلی مقید هستند، خیلی احترام می کنند، خیلی محبت دارند. هر چقدر بزرگتر باشند، درجه شان بیشتر است.

    شما به واسطه نسبتی که داشتید، تا به حال واسطه شدید برای حل مساله ای یا اصلا ورود نکردید؟

    نه. من سعی کردم خدمت آقا کمتر چیزی ببرم و بیاورم. البته همسرم گاهی اوقات نامه می گیرد و می برد، اما من مخالفم.

    آقا که رهبر شدند، شما در اولین دیداری که با آقا داشتید، چه فرقی دیدید با گذشته؟

    هیچی؛ هیچی به خدا.

    در یک جمله اگر بخواهید برادرتان را که رهبر انقلاب اسلامی هستند را بیان کنید، چه میگویید؟

    نمیدانم چه بگویم. یک انسان مخلص، یک بنده مخلص خدا به نظر من؛ باحقیقت، مخلص، همین اخلاصی که لغتش را شما گفتید. یک بنده مخلص، فقط وظیفه بندگی اش را ایشان به نظر من انجام میدهد.

    منبع: ویژه نامه نوروزی مثلث

    منبع مطلب : www.mashreghnews.ir

    مدیر محترم سایت www.mashreghnews.ir لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

    محمدباقر قالیباف

    محمدباقر قالیباف

    محمدباقر قالیباف (زادهٔ ۱ شهریور ۱۳۴۰ در طرقبه) نظامی و سیاستمدار اصولگرای ایرانی، و از خرداد ۱۳۹۹ نماینده تهران و ششمین رئیس مجلس شورای اسلامی است. وی پیش از این در قرارگاه سازندگی خاتم‌الانبیا، نیروی هوایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و نیروی انتظامی سمت فرماندهی داشته‌است.[۷][۸] وی همچنین در دوران فرماندهی نیروی انتظامی، رئیس و نماینده محمد خاتمی در ستاد مبارزه با قاچاق کالا و ارز نیز بوده‌است.[۹] محمدباقر قالیباف در سال ۱۳۶۱ فرمانده تیپ امام رضا شد و سپس به فرماندهی لشکر پنج نصر خراسان در جنگ ایران و عراق ارتقاء یافت.[۱۰] محمدباقر قالیباف از نامزدهای انتخابات ریاست‌جمهوری ۱۳۸۴ بود که در آن انتخابات نفر چهارم شد. در شهریور ۱۳۸۴ با اجماع شورای شهر به سمت شهردار تهران انتخاب شد. وی در سال ۱۳۸۷ (۲۰۰۸ میلادی) از طرف سایت شهرداری‌های جهان و تنها با رأی مردم، به عنوان هشتمین شهردار برتر دنیا معرفی شد.[۱۱] محمدباقر قالیباف با شعار ایران سربلند در انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۹۲ نامزد شد. وی این انتخابات را با کسب حدود شش میلیون رأی در برابر هجده میلیون رای حسن روحانی و قرار گرفتن در جایگاه دوم واگذار کرد. وی در تاریخ ۱۷ شهریور ۱۳۹۲ با اکثریت آرا در شورای شهر تهران برای سومین بار شهردار تهران شد.[۱۲]

    قالیباف از جمله شخصیتهای مشهور در مورد فساد در ایران است، که نام او بیش از هر چیز با پرونده‌های بزرگ فساد اقتصادی گره خورده ‌است.[۱۳]

    وی در شهریور ۱۳۹۵ و در پی افشای گزارش سازمان بازرسی کل کشور پیرامون واگذاری حجم عظیمی از املاک شهرداری با تخفیف گسترده به افراد و تعاونی‌های مختلف در رسانه‌ها به فساد متهم شد. گرچه قوه قضائیه اقدام به بستن چند سایت و دستگیری سردبیر سایت معماری نیوز -که متن نامه سازمان بازرسی را افشا کرده بود- کرد.[۱۴] قالیباف از نامزدهای انتخابات ریاست‌جمهوری ۱۳۹۶ بود که در هفته منتهی به رای‌گیری به نفع سید ابراهیم رئیسی از نامزدی انصراف داد.

    وی دارای مدرک دکتری در رشتهٔ جغرافیای سیاسی است و دوره خلبانی هواپیمای ایرباس را در فرانسه گذرانده‌است. محمدباقر قالیباف عضو هیئت علمی و دانشیار گروه جغرافیای سیاسی دانشکدهٔ جغرافیا دانشگاه تهران می‌باشد. مجله نیوزویک در سال ۲۰۰۹ قالیباف را در رتبه هشتمین فرد قدرتمند در ایران قرار داد. قالیباف همچنین عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام[۱۵] است.

    زندگی شخصی

    وی در اول شهریور سال ۱۳۴۰ در شهر طرقبه زاده شد.[۱۶] پدرش حسین قالیباف[۱۷] اصالتاً کُرد زبان و مادرش خیرالنساء بوژمهرانی اصالتاً فارس زبان بودند.[۱۸]

    برادرش حسن قالیباف طرقبه‌ای در عملیات کربلای ۴ کشته شد.[۱۹]

    محمدباقر قالیباف در سال ۱۳۶۱ در سن ۲۱ سالگی ازدواج کرد.[۱۹] همسر او زهرا سادات مشیر، زنی از محلهٔ طرقبه است که همسایه قالیباف بود. دوران دبیرستان را به پایان نرسانده بود که روح‌الله خمینی، صیغه عقدشان را جاری کرد. او در سازوبرگ همسرش سمت مدیریت اداره امور بانوان شهرداری تهران و مشاور شهردار را داشته‌است. البته بنا به ادعای قالیباف، وی در این پست‌ها، حقوقی دریافت نکرده‌است. افزون بر آن، او شعر می‌گوید، نقاشی می‌کند و جامعه‌شناسی می‌خواند. وی پس از نامزد شدن شوهرش در انتخابات ریاست‌جمهوری ایران (۱۳۹۲) از مدیریت کل امور بانوان شهرداری تهران استعفا کرد تا در صورت انتخاب همسرش حضوری فعال در دولت وی داشته باشد.[۲۰][۲۱]

    تحصیلات

    وی دانش‌آموختهٔ رشتهٔ جغرافیای سیاسی دانشگاه تهران در مقطع فوق لیسانس و دکترای همین رشته در دانشگاه تربیت مدرس، هم‌زمان با فرماندهی نیروی هوایی سپاه، می‌باشد. پایان‌نامهٔ دکترای وی بررسی سیر تکوین نهادهای محلی ایران در دورهٔ معاصر بوده‌است.[۱۹]

    استادی دانشگاه

    قالیباف دانشیار گروه جغرافیای سیاسی دانشکده جغرافیای دانشگاه تهران است.

    دهه اول انقلاب

    همزمان با پیروزی انقلاب اسلامی محمد باقر قالیباف فعالیت خود را در بسیج آغاز کرد و با شروع ناآرامی‌های کردستان به آن شهر و سپس با آغاز جنگ ایران و عراق به جبهه‌های جنوب عزیمت نمود و در اوایل جنگ به عضویت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی درآمد. وی در جبهه‌های جنگ اغلب مسئولیت اطلاعات عملیات جنگ را به عهده داشت سپس در مسئولیت فرماندهی گردان و فرماندهی تیپ امام رضا نیز فعالیت کرد. وی در سال ۱۳۶۱ به فرماندهی لشکر نصر خراسان منصوب شد و سپس در فرماندهی لشکر ۲۵ کربلا کار خود را دنبال کرد. سردار قالیباف بعد از پایان جنگ ایران و عراق فرمانده قرارگاه نجف بود و سپس به جانشینی نیروی مقاومت بسیج منصوب شد.[۲۲]

    قرارگاه خاتم‌الانبیا سپاه

    او در سال ۱۳۷۳ به عنوان فرمانده قرارگاه سازندگی خاتم‌الانبیا انتخاب شد و گفته می‌شود که در پروژه‌هایی همچون راه‌آهن مشهد - سرخس، گازرسانی به پنج استان مرکزی و غربی، ساخت سازه‌های دریایی خلیج فارس و سد کرخه نقش داشته‌است.[۱۹]

    فرمانده نیروی هوایی سپاه

    او در سال ۱۳۷۶ با حکم سید علی خامنه‌ای، به سمت فرماندهی نیروی هوایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی منصوب گردید. وی پس از آن به فرانسه رفت و در امتحان خلبانی ایرباس شرکت کرد. محمدباقر قالیباف هنوز هم خلبان ایران ایر می‌باشد.[۱۹]

    نامه تهدید آمیز به محمد خاتمی

    وی برای سه سال فرمانده نیروی هوایی سپاه بود و حمله به کوی دانشگاه تهران (۱۸ تیر ۱۳۷۸) نیز در همین دوره رخ داد. چند روز پس از نا آرامی‌های کوی دانشگاه تهران، روزنامه کیهان نامه محرمانه جمعی از فرماندهان سپاه به محمد خاتمی ریاست جمهوری اسلامی ایران را منتشر کرد. فرماندهان امضاکننده نامه به خاتمی نوشته بودند که «کاسه صبر» ایشان لبریز شده و «اگر دولت ناآرامی‌ها را کنترل نکند» وارد عمل خواهند شد. نام محمد باقر قالیباف، فرمانده وقت نیروی هوایی سپاه پاسداران نیز در میان امضاءکنندگان دیده می‌شود.

    نامه فرماندهان به خاتمی بازتاب گسترده‌ای داشت و بسیاری ناظران، آن را تهدیدی علیه ریاست جمهوری اسلامی ایران دانستند.[۹][۲۳]

    نیروی انتظامی

    در جریان اعتراضات دانشجویی ۱۸ تیر ۱۳۷۸، استعفای هدایت لطفیان، فرمانده وقت نیروی انتظامی، از خواسته‌های اصلی دانشجویان بود. یک سال پس از اعتراضات دانشجویی تیرماه ۱۳۷۸ لطفیان از مقام خود استعفا کرد و قالیباف در سال ۱۳۷۹ با حکم سید علی خامنه‌ای، فرماندهی نیروی انتظامی ایران را عهده‌دار شد. قالیباف دربارهٔ حوادث تیرماه ۱۳۷۸ می‌گوید آن روزها «اوج کمرنگی روابط پلیس و مردم، پلیس و دانشگاه بود.»[۲۳]

    از جمله اقدام‌های وی می‌توان تجهیز نیرو به خودروهای روز دنیا مانند مرسدس بنز و تویوتا برای نیروهای عملیاتی نام برد. گرچه فرمانده بعدی پلیس نگهداری این خودروها را گران دانست و برای فروش آنان اقدام کرد.[۲۴] از دیگر اقدامات وی راه‌اندازی پلیس ۱۱۰ می‌باشد.[۱۹]

    دستگیری روشنفکران و روزنامه‌نگاران

    نیروی انتظامی در سال‌های ۱۳۸۱ و ۱۳۸۳ ده‌ها نفر از روشنفکران، روزنامه‌نگاران، فعالان سیاسی، مدیران سایت‌های خبری و وبلاگ‌نویسان نظیر آیدین آغداشلو، هوشنگ گلمکانی، نوشابه امیری، هوشنگ اسدی، معصومه سیحون، بهرام بیضایی، عباس کوشا، یونس شکرخواه، فرهاد بهبهانی، حنیف مزروعی، فرید مدرسی، کاوه گلستان، ناصر زرافشان و بهروز غریب‌پور را به اداره اماکن احضار کردو به بازجویی از ایشان پرداخت یا هفته‌ها آن‌ها را تحت بازداشت موقت زندانی نمود. برخی نیز همچون سیامک پورزند ماه‌ها در بازداشت بودند. پلیس بازداشتگاه ویژه‌ای در میدان جوانان تهران در اختیار قاضی مرتضوی قرار داد تا به بازجویی از دستگیرشدگان بپردازد. احمد مسجد جامعی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی و کانون نویسندگان به این بازداشتها اعتراض کردند قالیباف چند هفته بعد از این بازداشت‌ها به رسانه‌ها اعلام کرد که این افراد یا علیه امنیت ملی اقدام نموده‌اند یا به ترویج ابتذال فرهنگی مشغول بوده‌اند و یک شبکه گسترده توزیع فیلم‌های مبتذل را تشکیل داده بودند که از آن‌ها بیش از سیزده هزار لوح فشرده مبتذل کشف شده‌است.[۲۵][۲۶][۲۷]

    قالیباف در سال ۱۳۸۱ دربارهٔ دستگیری سیامک پورزند گفت: «پورزند یک‌سری فعالیت‌های ضد فرهنگی داشته که در چارچوب نظام اسلامی نبود و وی به واسطه ارتباطاتی که همسر سابق وی و دخترش با رضا پهلوی دارند، اطلاعات داخل کشور را در اختیار رضا پهلوی قرار می‌داده‌است به‌طوری‌که موضوع با آقای خاتمی به عنوان رئیس شورای امنیت ملی مطرح شد.»[۲۸]

    نیروی انتظامی در این سال‌ها به عنوان یکی از بازوهای دستگاه اطلاعات موازی از سوی اصلاح طلبان معرفی می‌گردید.[۲۹]

    طرح امنیت اخلاقی

    قالیباف در مهرماه ۱۳۸۱ اعلام کرد طرح امنیت اخلاقی را تبیین خواهیم کرد و گفت: «نیروی انتظامی مکلف است همراه با نخبگان دیگر دستگاه‌ها، امنیت اخلاقی را توصیف و تبیین و الزامات آن را برای متخلفان از قانون اجرا کند. خواست و دستور مقام معظم رهبری، خواست عموم مردم است.»[۳۰]

    او در سال ۱۳۸۳ دربارهٔ امنیت اخلاقی می‌گوید: «در بعضی اوقات در طرح مسئله بدحجابی شاید غلظت سیاسی آن از غلظت سوء اخلاقی آن بیشتر باشد و من می‌خواهم بگویم که بیاییم نگاهمان را بالاتر بگیریم و دقیقتر به موضوع نگاه کنیم و قبل از هرچیز باید مرز بین حجاب و بدحجابی را طبق آئین‌نامه ترسیم کنیم چرا که لازمه زندگی شهروندی است.»[۳۱]

    سرکوب اعتراضات

    وی در این سخنرانی اظهار داشت:

    در ۲۵ اردیبهشت ۹۲ وب سایت «کلمه» گزارشی از فایل صوتی قالیباف افشا و منتشر کرد که در جلسه شورای امنیت کشور بعد از اعتراضات کوی دانشگاه و حمله شبه‌نظامیان به خوابگاه دانشجویان طرشت حاضر شده و با تهدید و به تندی رو به اعضای جلسه مجوز ورود نیروهای انتظامی به دانشگاه‌ها و تیراندازی را می‌گیرد. وی در همان جلسه می‌گوید: «هرکس بخواهد بیاید توی کوی و این کارها را انجام بدهد، او به عنوان فرمانده ناجا، آنها را «له» خواهد کرد.»[۳۶]

    ستاد مبارزه با قاچاق کالا و ارز

    قالیباف در سال ۱۳۸۳ به عنوان نماینده سید محمد خاتمی (رئیس‌جمهور وقت) و رئیس ستاد مبارزه با قاچاق کالا و ارز منصوب گردید و در این دوره بود که دادگاه ویژه جرایم قاچاق کالا و ارز راه‌اندازی شد و اقداماتی از جمله کشف چند اسکله که برای قاچاق کالا استفاده می‌شد، صورت گرفت. قالیباف این انتصاب خود از سوی محمد خاتمی را همواره به عنوان یکی از نکات مطلوب سابقه کاری خود ذکر کرده‌است.

    شهرداری تهران

    وی در سال ۱۳۸۷ برابر با سال ۲۰۰۸ میلادی از طرف سایت شهرداری‌های جهان به عنوان هشتمین شهردار برتر دنیا معرفی شد.[۱۱] سبک «مدیریت جهادی» یک شیوه مدیریت شهری در ایران بود، که توسط محمدباقر قالیباف، رقم خورد. قالیباف مدیریت شهری را «با عقل متصل به وحی نه عقل ابزاری و نه عقل پراگماتیستی» انجام می‌داد.[۳۷]

    در کنار افتتاح پروژه‌های کلان عمرانی در تهران، احتمال وجود فساد مالی و شفاف نبودن ترازهای مالی این سازمان تردیدهای جدی در خصوص نحوه عملکرد قالیباف در این سازمان ایجاد کرده‌است. بعد از انتخابات شوراهای اسلامی شهر و روستا (۱۳۹۲) و ورود نفرات جدید به شورای شهر تهران، برخی از اعضای این شورا نسبت به نحوه کسب درآمد و هزینه‌های شهرداری تهران معترض شده و برخی فعالیت‌های مالی شهرداری را غیرقانونی دانسته و خواستار رسیدگی به نحوه حساب‌های مالی متعدد شهرداری تهران شدند.[۳۸] در انتصاب شهردار تهران در سال ۱۳۹۲ که توسط شورای شهر تهران انجام می‌شود، قالیباف به عنوان یکی از کاندیداهای اصول‌گرای پست شهرداری در رقابت با محمدرضا عارف، محسن هاشمی، محسن مهرعلیزاده و … قرار داشت؛ و عدم شفافیت مالی سازمان‌های تحت امر وی، عامل انتقاد از وی از جانب اعضای اصلاح‌طلب شورای جدید قرار گرفت؛ زیرا بر اساس بررسی‌های حسابرسی شورای شهر، در سال ۱۳۹۰، تنها ۳ سازمان از ۲۱ سازمان زیرمجموعه شهرداری تهران دارای عملکرد مالی قابل قبول بودند.[۳۹] در نهایت محمدباقر قالیباف و محسن هاشمی رفسنجانی به عنوان گزینه‌های نهایی شهرداری تهران برنامه‌های خود را ارائه کردند. در روز ۱۷ شهریور ۱۳۹۲ در جریان انتخاب شهردار توسط شورای شهر تهران، در دور اول رأی‌گیری قالیباف و محسن هاشمی هریک موفق به کسب ۱۵ رأی شدند و یک رأی سفید به صندوق انداخته شد. در دور دوم رأی‌گیری، سرانجام قالیباف با کسب ۱۶ رأی در مقابل ۱۴ رأی محسن هاشمی و یک رأی سفید برای سومین دوره چهارساله شهردار تهران شد. ظاهراً الهه راستگو که در دور اول رأی ممتنع داده بود در دور دوم به قالیباف رأی داد و حسین رضازاده که در دور اول به محسن هاشمی رأی داده بود در دور دوم رأی ممتنع داد.[۴۰]

    فساد مالی

    رسوایی واگذاری املاک شهرداری

    در شهریور ۱۳۹۵ روزنامه شرق خبر از واگذاری املاک شهرداری با تخفیف بالا به بعضی از مدیران شهری داد و سپس سایت معماری نیوز متن نامه سازمان بازرسی کل کشور را منتشر ساخت که در آن نام و جزئیات میزان تخفیف ارائه شده به ده‌ها نفر و چندین تعاونی توسط شهرداری افشا شد. در نتیجه این گزارش سردبیر سایت معماری نیوز با شکایت قالیباف و چمران، زندانی شد. ادعاهای تخلف منتشر شده «واگذاری و فروش املاک و اراضی با کاربری مسکونی، تجاری، اداری و خدماتی متعلق به اموال عمومی شهرداری تهران با بیش از صد هزار مترمربع به مدیران، معاونان، اعضای شورا و تعدادی از افراد حقیقی را تخلف دانسته‌است. براین اساس تأکید شده‌است که اعمال تخفیف‌های ۵۰ درصد قیمت‌های کارشناسی و ارزیابی غیرواقعی املاک یا چند تعاونی به افرادی خارج از شهرداری با قیمت میانگین هر مترمربع دومیلیون تومان، تضییع اموال عمومی شهرداری تهران تا بیش از دوهزار و ۲۰۰ میلیارد تومان بوده‌است.»[۴۱][۴۲]

    همچنین محمدعلی نجفی شهردار سابق تهران از واگذاری بخشی از زمین‌های منطقه عباس‌آباد تهران به یک نهاد نظامی خبر داد و گفته‌است چون قرارداد قبلاً بسته شده، نمی‌توان از نظر حقوقی مانع واگذاری این زمین‌ها شد. او گفت که از مجموع املاک شهرداری، بیش از ۶۷۰ ملک غالباً به صورت سلیقه‌ای به اشخاص و نهادها واگذار شده‌است. نجفی که جمع‌بندی گزارش تحقیق و تفحص از عمل‌کرد شهرداری قبلی، محمدباقر قالیباف را ارائه می‌داد، گفت بعضی از موارد را که محرمانه است به‌طور جداگانه به اعضای شورای شهر گزارش خواهد کرد. محمدباقر قالیباف، پیش‌تر هم از سوی اعضای شورای شهر به فساد مالی در این نهاد متهم شده بود.[۴۳][۴۴]

    در جریان افشای بخشی از تخلفات در دوره مدیریت قالیباف توسط یاشار سلطانی، روزنامه‌نگار و از منتقدان قالیباف و به زندان افتادن او، بعدها دادستان کل تأیید کرد که «خارج از ضابطه قانونی» ۴۵ نفر از شهرداری ملک گرفته‌اند ولی فساد سازمان‌یافته نبوده‌است.[۴۳][۴۵][۴۶]

    دو هزار مورد تخلف در واگذاری

    محمود میرلوحی، عضو شورای شهر تهران، در گفت‌وگویی با روزنامه اعتماد تأکید کرد که در گزارش اولیه مربوط به این املاک بحث واگذاری ۶۷۴ ملک به صورت غیرقانونی مطرح شد ولی با پیگیری‌های بعدی به بیش از ۲۰۰۰ ملک رسید و پرونده املاک نجومی کماکان باز است. بر اساس اظهارات این عضو شورای شهر، قرار است پیروز حناچی، شهردار تهران، به‌زودی دربارهٔ پشت پرده مربوط به واگذاری ۴۱ ملک از مجموعه املاک نجومی صحبت کند.[۴۷][۴۸]

    میرلوحی گفته‌است که در جریان واگذاری این بخش از املاک نجومی، علاوه بر مدیران سابق شهرداری تهران، برخی از اعضای سابق شورای شهر نیز نقش داشته‌اند. میرلوحی در مصاحبه با روزنامه اعتماد اظهار کرد که پرونده املاک نجومی در قوه قضاییه «سر به نیست» شده‌است.[۴۷][۴۸]

    همچنین او در گفت‌وگو با روزنامه اعتماد خبر داد که در طول دو هفته گذشته تعدادی از ملک‌های شهرداری که در قالب پرونده املاک نجومی، «بدون حساب به رسا تجارت واگذار شده بود»، پس گرفته شده‌است. شرکت رسا تجارت مبین وابسته به بنیاد تعاون سپاه است و در سال‌های اخیر دربارهٔ یک پرونده مالی با شهرداری تهران نام آن مطرح شد. به گفته اعضای شورای شهر تهران، این شرکت وابسته به سپاه در مجموع قراردادهای خود با شهرداری چهار هزار میلیارد تومان به شهرداری بدهکار شده و آن را پس نداده‌است.[۴۷][۴۸]

    تخلف‌های مالی در سال ۹۳

    در این گزارش از تخلفات گسترده شهرداری تهران در سال ۹۳ به موارد زیر اشاره شده‌است: «پرداخت ۶۰ میلیارد تومان کمک و همچنین اعطای زمین‌هایی به مساحت هفتاد هزار متر، هفت‌هزار متر و سه‌هزار متر به خیریه امام رضا متعلق به همسر قالیباف»، «۴۷ فقره حساب بانکی مخفی»، «بدهکاری ۲۲۹ میلیارد و ۷۰۰ میلیون تومانی قوه قضائیه به شهرداری و عدم پرداخت آن»، «طلب ۴۹۷ میلیارد تومانی شهرداری از بنیاد تعاون سپاه» و «خرید و فروش ایستگاه مترو» می‌شود.[۴۹]

    اتهام قراردادهای صوری و سوءاستفاده در انتخابات

    محمدعلی نجفی در ۲۵ دی ۱۳۹۶ گفت: «محمدباقر قالیباف، شهردار پیشین تهران و نامزد دوازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری، با همدستی نیروی انتظامی دو قرارداد مجموعاً یک میلیارد و ۴۳۰ میلیون تومان ارزش امضا کرده‌است. در بررسی‌های بیشتر متوجه شدیم که درست است این مبلغ به حساب شرکت مذکور واریز شده اما تنها ۱۷۳ میلیون تومان را به این شرکت داده و مابقی را به یک حساب دیگر که متعلق به رئیس دفتر یکی از معاونین قبلی شهرداری بوده واریز کردند و این پول نیز خرج انتخابات شده‌است. این در حالیست که فرد طرف حساب در شرکت زیرمجموعه نیروی انتظامی به صورت مکتوب اقرار کرده که از ۱۷۳ میلیون تنها ۲۰ میلیون به خودش تعلق گرفته و مابقی سهم دیگران بوده‌است.»[۵۰][۵۱][۵۲]

    پرداخت رشوه ۶۵ میلیارد تومانی برای جلوگیری از تحقیق و تفحص

    برخی نمایندگان مجلس، در ۲۵ اسفند ۱۳۹۵ طرح تحقیق و تفحص از شهرداری تهران را به اجرا گذاشتند که در نهایت نتوانست رای لازم را بیاورد. سپس قالیباف از نمایندگان مجلس بخاطر رد تحقیق و تفحص از شهرداری تشکر کرد.[۵۳][۵۴] مصطفی میرسلیم، نماینده تهران روز دوشنبه ۳۰ تیر سال ۱۳۹۹ اعلام کرد، در سال ۹۵ تحقیق و تفحصی قرار بود با محوریت بررسی عملکرد شهرداری تهران در زمان حضور قالیباف در شهرداری انجام شود ولی با رای مخالف نمایندگان مجلس متوقف شد، و موضوع رشوه ۶۵ میلیارد تومانی، برای توقف این تحقیق و تفحص بوده‌است. قبل از این تاریخ میرسلیم گفته بود این رشوه به رئیس یک کمیسیون مجلس پرداخت شده‌است.[۵۵][۵۶] وی اسناد این رشوه ۶۵ میلیارد تومانی را به دستگاه قضایی تحویل داده‌است.[۵۷]

    پرونده عیسی شریفی

    در تمام مدت ۱۲ ساله مدیریت قالیباف در شهرداری، عیسی شریفی از نزدیک‌ترین افراد به وی، به مدت ۱۲ سال قائم مقام و معاون او در شهرداری تهران بوده‌است.[۵۸] وی همچنین دو بار زمانی که محمدباقر قالیباف برای ریاست جمهوری نامزد شد، سرپرستی شهرداری تهران را برعهده گرفته بود.[۵۸] پس از تغییر اعضای شورای شهر تهران، با شروع صحبت‌ها از فساد در شهرداری تهران، شریفی از کشور خارج شد و پس از ورود به کشور به دلیل پرونده «فساد سنگین مالی» در زمان مدیریت شهری خود بازداشت شده‌است.[۵۹][۶۰][۶۱]

    کارنامه دوره مدیریت در شهرداری[۶۲]

    خبرگزاری بی‌بی‌سی طی گزارش خلاصه‌ای از دوره مدیریت محمدباقر قالیباف:

    فعالیت در انتخابات

    انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۸۴

    محمدباقر قالیباف در سال ۱۳۸۴ در انتخابات ریاست جمهوری ایران (۱۳۸۴) وارد صحنه انتخابات شد و در اولین تجربهٔ انتخاباتی خود با کسب ۴٫۰۷ میلیون رأی که پس از علی اکبر هاشمی رفسنجانی، محمود احمدی‌نژاد و مهدی کروبی، بالاتر از چهره‌هایی چون مصطفی معین، علی لاریجانی و محسن مهرعلیزاده قرار گرفت.[۶۳]

    پس از انتخابات نهم ریاست جمهوری، علی اکبر هاشمی رفسنجانی طی نامه‌ای به وزیر کشور وقت برخی فرماندهان نیروی انتظامی را متهم ساخت که به نفع قالیباف در انتخابات مداخله داشته‌اند. این نامه با واکنش و پیگیری مواجه نشد.[۶۴]

    انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۸۸

    محمدباقر قالیباف پیش از انتخابات ریاست جمهوری ایران (۱۳۸۸) گفت: «با جمع‌بندی شرایط موجود فعلاً داوطلب دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری نیستم.» او در فروردین ۱۳۸۸ از احتمال حضور خود در انتخابات سخن گفت اما در انتخابات ریاست جمهوری ایران (۱۳۸۸) نامزد نشد.[۶۵][۶۶][۶۷][۶۸]

    محمدباقر قالیباف در اسفند ماه ۱۳۸۸ در حکمی عزیزالله رجب‌زاده فرمانده نیروی انتظامی تهران و از متهمان حوادث بازداشتگاه کهریزک و حمله به کوی دانشگاه تهران (۲۵ خرداد ۱۳۸۸) را به سمت رئیس سازمان پیشگیری و مدیریت بحران شهر تهران منصوب کرد.[۶۹][۷۰][۷۱][۷۲][۷۳]

    وی پس از اعتراضات ۲۵ بهمن ۱۳۸۹، ضمن محکوم کردن راهپیمایی اعتراضی مردم، آن را یک حادثه شیطانی نامید.[۷۴][۷۵] او همچنین گفت «مسببان این اتفاقات و علی‌الخصوص سران فتنه نه بلوغ سیاسی دارند نه دین دارند و نه عقل؛ و از منظر ملت شریف ایران، گناه عملکرد آنان مشابه و مترادف کسانی است که هم‌اکنون ما آن‌ها را به نام منافقین می‌شناسیم.»[۷۶]

    وی در سخنرانی ۹ دی ۱۳۹۱ دربارهٔ احتمال حضور سران جنبش سبز در انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۹۲ گفت: سران فتنه در انتخابات ۸۸، مجرم هستند و غلط است بگوییم که آن‌ها با عذرخواهی می‌توانند برگردند. او که به جریان اصولگرا وابسته است، از معترضان سال ۸۸ به عنوان «براندازان فتنه‌گر» نام برد که «اقلیتی کوچک بوده و هستند که همواره از سوی ملت ایران و جریان‌های سیاسی درون نظام حذف و طرد شده‌اند.»[۷۷]

    این اظهارنظرهای قالیباف با واکنش مهدی کروبی روبرو شد.[۷۸][۷۹]

    انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۹۲

    محمدباقر قالیباف در تاریخ ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۲ در انتخابات ریاست‌جمهوری ثبت نام کرد. وی در سخنان خود گفت: «پای دو چیز ایستاده‌ام که به‌طور جدی به آن‌ها توجه کنم؛ نخست اجرای قانون اساسی و دوم حفظ حرمت محکومان و زندانیان.»[۸۰] صلاحیت وی روز ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۲ از سوی شورای نگهبان برای نامزدی یازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری تأیید شد.[۸۱] وی در این رقابت با حدود شش میلیون رای، رتبه دوم را به دست آورد. حسن روحانی برنده این انتخابات، بیش از هجده میلیون رأی به دست آورد.

    وی پس از عدم موفقیت در انتخابات ریاست جمهوری، از روز ۲۶ خرداد ۱۳۹۲ به محل کارش بازگشت و مشغول فعالیت‌های خود در حوزه شهرداری تهران شد.[۸۲]

    انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۹۶

    قالیباف از جمله نامزدهای انتخابات ریاست‌جمهوری ایران (۱۳۹۶) بود؛ ولی افشاگری‌ها دربارهٔ پرونده‌های زمین‌خواری، پرونده واگذاری املاک با تخفیف‌های کلان و همچنین حمایت‌های مالی قابل توجه از مؤسسه خیریه همسرش، به اعتبار قالیباف ضربه‌های شدیدی وارد کرد.[۸۳] برخی معتقدند او احتمالاً بهترین راه را در شرایط فعلی این بداند که با فرار به جلو خود را در مقام کاندیدای ریاست‌جمهوری معرفی کند و بتواند اصولگرایان را که هیچ چهره‌ای که رقیبی جدی برای حسن روحانی باشد در اختیار ندارند با خود همراه سازد. منع احمدی‌نژاد از کاندیداتوری برای انتخابات توسط خامنه‌ای احتمالاً فرصت خوبی برای قالیباف ایجاد خواهد کرد تا او در قد و قواره‌ای بالاتر از سایر کاندیداهای احتمالی اصولگرا ظاهر شود.[۸۳] او در سال ۱۳۸۴ پوسترهای خود را در لباس خلبانی در خیابان‌ها و معابر نصب کرده بود و در انتخابات سال ۹۲ هم کت و شلوارهای شیک را برای حضور در مجامع انتخاباتی ترجیح می‌داد.[۸۳] او لباس‌های ساده به سبک مدیران کلاسیک جمهوری اسلامی به تن می‌کرد و رسانه‌های هوادار او در صدد بودند تا او را در تصویر یک «مدیر جهادی» ساده زیست نشان دهند.[۸۳] بنا به پیش‌بینی مهدی تاجیک که توسط بی‌بی‌سی منتشر شده‌است، او در صورت کاندیداتوری انتخابات ریاست‌جمهوری با گفتمانی عاریه‌ای به میدان خواهد آمد و تاکتیک احمدی‌نژاد را برای کسب رأی به کار خواهد برد.[۸۳]

    قالیباف پس از ثبت‌نام در انتخابات ریاست‌جمهوری در ۲۶ فروردین ماه ۱۳۹۶ ضمن بیانه‌ای دولت خود را «دولت مردم» نامید و ۴ وعده به مردم داد. او ادعا کرد که در یک دوره چهار ساله با انقلابی اقتصادی درآمد کشور را دو و نیم برابر افزایش خواهد داد، ۵ میلیون شغل ایجاد خواهد نمود و نظام مالیاتی را به نفع ۹۶ درصد مردم تغییر خواهد داد و او وعده داد برنامه‌ای مدون و دقیق برای حل مشکلات فوری قشرها کم درآمد اجرا کند.[۸۴]

    هر چهار وعده از نگاه اقتصاددانان پوپولیستی است.[۸۵] چون همه می‌دانند این وعده‌ها با ظرفیت اقتصاد ایران با درآمدهای نفتی که محدود است و قیمت‌هایی جهانی که نوسان دارد، قابل اجرا نیست.[۸۵]

    پس از این اظهار نظر، اقتصاددانان فراوانی شروع به ایراد گرفتن از این جمله کردند. یکی از اولین واکنش‌ها به وعده‌های انتخاباتی قالیباف از سوی دکتر حامد قدوسی دکترای فاینانس در مدرسه تحصیلات تکمیلی فاینانس وین (VGSF) ارائه شد.[۸۶] حامد قدوسی، استادیار اقتصاد مالی دانشگاه استیونز نیویورک بیان کرد که اگر با اغماض بخواهیم ادعای قالیباف را بررسی کنیم و فرض بگیریم جای ۲٫۵ برابر کردن، ایشان بخواهد تولید ناخالص داخلی را ۲ برابر کند، طبق قاعدهٔ مذکور، باید رشد اقتصادی کشور طی ۴ سال متوالی به‌طور متوسط بالای ۱۸ درصد باشد درحالی‌که این مقدار در دولت احمدی‌نژاد به رقمی منفی و در دولت روحانی، در ۶ ماههٔ اول سال ۹۶ و با استناد به گزارش مرکز آمار ایران[۸۷] این مقدار ۶٫۴ درصد بوده‌است. بالاترین نرخ رشد اقتصادی ایران در ۴ دههٔ گذشته مربوط به اولین سال پس از اتمام جنگ است که ۱۴ درصد بود ولی پایدار نماند.

    بگفته قدوسی طبق تخمین‌های موجود، سهم «ارتقاء بهره‌وری» از رشد اقتصادی در چهار دهه گذشته «تقریباً صفر» بوده‌است و در بهترین حالت شاید بتوان سهم این عامل در رشد را به ۲ درصد رساند. می‌ماند ۱۶ درصد دیگر که باید از طریق تشکیل سرمایه و افزایش عرضه نیروی کار تأمین شود. نیروی کار هم که بیکاری بالایی دارد و به نظر نمی‌رسد ظرفیت چندانی برای «عرضه جدید نیروی ماهر» در کشور باشد که استفاده نشده باشد.[۸۶]

    پس از این انتقادات، آقای قالیباف در روز ۳۰ فروردین ۹۶ در مصاحبه‌ای با خبرگزاری تسنیم،[۸۸] در جواب به این شبهات اعلام کرد که: «اگر نمی‌توانستم درآمد کشور را ۲٫۵ برابر کنم اصلاً کاندیدا نمی‌شدم»، در ادامه هم افزود که «مهمترین برنامه من برای دولت آینده «انقلاب اقتصادی» در راستای تحقق برابری اجتماعی است». در تاریخ ۳۱ فروردین ۱۳۹۶ صلاحیت محمدباقر قالیباف نزد شورای نگهبان احراز شد.[۸۹]

    قالیباف در این دوره با رویکردی متفاوت از دو دوره پیشین در تبلیغات قشرها فقیر و مستضعف جامعه را هدف قرار داد و با تقسیم جامعه به دو گروه ۴ درصدی و ۹۶ درصدی مدعی حمایت از اکثریت محروم جامعه در مقابل ۴ درصدی‌های رانت خوار و برخوردار جامعه شد.[۹۰] وی در مناظره‌های انتخاباتی بسیار تهاجمی ظاهر شد و در موارد متعدد اقدام به افشاگریهایی علیه حسن روحانی و اسحاق جهانگیری از کاندیداهای رقیب خود پرداخت.[۹۱] وی سرانجام در ۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۶ با توجه به روند نزولی خود در نظرسنجی‌های انتخاباتی[۹۲] با صدور بیانه‌ای در حمایت از ابراهیم رئیسی از نامزدی ریاست جمهوری انصراف داد.[۹۳]

    یازدهمین دوره مجلس شورای اسلامی

    در ۲۸ بهمن ۹۸ نشست هم‌اندیشی مجلس و اقتصاد دانش بنیان با حضور محمدباقر قالیباف، نایب رئیس کمیسیون اقتصادی مجمع تشخیص مصلحت نظام، سیدمحسن دهنوی، عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی، و مجتبی توانگر در ایستگاه نوآوری شریف برگزار شد. وی در این نشست و در جریان تبلیغات انتخاباتی مجلس مدعی شد با انتقال مجموعه فرودگاه مهرآباد به فرودگاه امام یا کل ایستگاه راه‌آهن تهران به حرم سید روح‌الله خمینی، می‌توان زمین‌هایی در تهران برای ایجاد اشتغال در اختیار حوزه کسب و کارهای اینترنتی قرار داد. وی همچنین به نبود «قانون حمایت از افراد و سازمان‌هایی که افشاگری می‌کنند» و به خطر افتادن امنیت روانی و حیثیت این افراد اشاره نمود! وی در انتهای اظهاراتش مدعی به پرداخت هر هزینه ای برای ایجاد فرصت‌های مناسب برای جوانان شد.[۹۴]

    محمدباقر قالیباف توانست در یازدهمین انتخابات مجلس شورای اسلامی با کسب یک میلیون و ۲۶۵ هزار و ۲۸۷ رأی، به عنوان نفر اول از حوزه انتخابیه تهران، ری، شمیرانات و اسلامشهر از شهر تهران انتخاب گردد.[۹۵] میزان مشارکت مردم تهران در این دوره از انتخابات مجلس ۲۵/۴ درصد عنوان شد.[۹۶]

    ریاست مجلس شورای اسلامی

    محمدباقر قالیباف، صبح روز پنجشنبه، ۸ خرداد ۱۳۹۹ با کسب ۲۳۰ رای از ۲۶۴ رای ماخوذه به ریاست دائم سال اول مجلس یازدهم رسید. در رای‌گیری هیئت رئیسه مجلس، امیرحسین قاضی زاده هاشمی و علی نیکزاد ثمرین هم به ترتیب با ۲۰۸ و ۱۹۶ رای به عنوان نایب رئیس اول و دوم انتخاب شدند. علاوه بر قالیباف، فریدون عباسی و مصطفی آقامیرسلیم برای پست ریاست مجلس نامزد شده بودند که به ترتیب با کسب ۱۷ و ۱۲ رای از رسیدن به کرسی ریاست پارلمان ناکام ماندند. قالیباف شب گذشته نیز در جلسه فراکسیون اکثریت مجلس توانسته بود رای اول را کسب کند. حمیدرضا حاجی بابایی نماینده همدان در مجلس نیز صبح روز رای‌گیری از نامزدی برای ریاست مجلس یازدهم انصراف داده بود.[۹۷]

    دیدگاه‌های تکنوکراتی و نو اصولگرایی

    برخی برای قالیباف دیدگاه‌های تکنوکراسی قائل هستند ولی قالیباف و یارانش پس از حمله لفظی سید علی خامنه‌ای در ابتدای سال ۱۳۹۲ در مشهد به گروهی که آن‌ها را تکنوکرات نامیده بود، به شدت در انکار تکنوکرات بودن خود کوشش کردند.[۹۸] برخی از آن‌ها از این دیگاه‌های وی به عنوان ضربه‌ای که «مدیریت پیمانکاری» به عرصهٔ فرهنگ خواهد زد یاد کرده‌اند.[۹۹] قالیباف که تکنوکراتی میانه‌رو است که برای حفظ و ماندگاری اش در جریان اصول گرایی، سیاست مرزبندی با اصلاح طلبان را در پیش گرفته؛ همراه با «موج‌های دلواپسانه» حرکت می‌کند تا «وجهه سیاسی» اش را در میان اصولگرایان تقویت کند. حتی اگر به آن اعتقاد چندانی نداشته باشد.[۱۰۰]

    محمدباقر قالیباف در اواخر تیر ۱۳۹۶ در نامه‌ای با اشاره به اینکه به این باور رسیدم که «تغییرِ اساسی در نحوه کنش جریانِ اصول‌گرایی» یکی از مطالباتِ اصلیِ امروز شما جوانانِ مؤمن و دلسوز انقلاب و کشور است، تأکید کرد که اصول‌گرایی باید با حفظِ مبانی و ارزش‌هایِ انقلابیِ جمهوریِ اسلامی، حرکت در راستایِ «نو اصولگرایی» را هرچه زودتر آغاز کند.

    تاریخچه انتخاباتی

    جایزه‌ها و نشان‌های افتخار

    این بخش شامل نشان‌ها و جایزه‌های رسمی قالیباف است که بر روی لباس همسان او نصب می‌شود ولی جایزه‌های غیرنظامی و غیررسمی را دربر نخواهد گرفت.

    آرم‌ها

    نوار نشان‌ها

    نام نشان‌ها

    جستارهای وابسته

    پانویس

    منابع

    پیوند به بیرون

    منبع مطلب : fa.wikipedia.org

    مدیر محترم سایت fa.wikipedia.org لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

    محمدباقر قالیباف کیست؟

    جواب کاربران در نظرات پایین سایت

    مهدی : نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    ناشناس 1 ماه قبل
    1

    قالیباف سر دسته دزدهاست

    مهدی 11 ماه قبل
    0

    نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    برای ارسال نظر کلیک کنید