توجه : تمامی مطالب این سایت از سایت های دیگر جمع آوری شده است. در صورت مشاهده مطالب مغایر قوانین جمهوری اسلامی ایران یا عدم رضایت مدیر سایت مطالب کپی شده توسط ایدی موجود در بخش تماس با ما بالای سایت یا ساماندهی به ما اطلاع داده تا مطلب و سایت شما کاملا از لیست و سایت حذف شود. به امید ظهور مهدی (ع).

    قالب شعر به نام خدایی که جان افرید

    1 بازدید

    قالب شعر به نام خدایی که جان افرید را از سایت پست روزانه دریافت کنید.

    توضيحات شعربنام خدايي كه جان آفريد(ستايش)

    ستایش

    ای نام نکوی تو،سردفتر دیوان ها    وی طلعتِ روی تو،زینت دهِ عنوان ها 

     ((مستوره کردستانی))

    معنی بیت:

    ای خدایی که نام خوبت،سرآغاز هرگفته ونوشته ای است وای کسی که دیدار جمالت زینت بخش هر کتاب شعری است.

    مستوره کردستانی

    ((ماه شرف خانم))فرزند ابوالحسن مستوره کردستانی،متولّد 1220 ه.ق درشهرسنندج شاعری است که به دو زبان فارسی وکُردی شعرسروده است.اورانخستین زن تاریخ کُرد در ایران شمرده اند. 

    ((دیوان اشعار))و((تاریخ اردلان))ازآثاراوست.

    بنام خدایی که جان آفرید

    بنام خدایی که جان آفرید           سخن گفتن اندر زبان آفرید

    خداوند بخشنده دستگیر           کریم خطابخش پوزش پذیر

    پرستارامرش همه چیزوکس       بنی آدم ومرغ ومورومگس

    یکی رابه سربرنهد تاج بخت        یکی رابه خاک اندرآردزتخت

    گلستان کند آتشی برخلیل         گروهی برآتش برد زآب نیل

    به درگاه لطف وبزرگیش بر          بزرگان نهاده بزرگی ز سر

    جهان متفق برالهیتش               فرومانده از کنه ماهیتش

    بشر ماورای جلالش نیافت         بصر منتهای جمالش نیافت

    تامل درآیینه دل کنی                صفایی به تدریج حاصل کنی

    محال است که سعدی راه صفا   توان رفت جز بر پی مصطفی

    ((سعدی، بوستان))

    واژه نامه:

    توضیحات شعر بنام خدایی که جان آفرید

    به این نوع شعر ها ونثرها تحمیدیه گویند.

    تحمیدیه:یعنی شروع هر نوشته ای(شعر ونثر)که با حمد وستایش خداوند آغاز گردد.

    درادبیات کشورما هرکتابی با ستایش خداوند یکتا آغاز می گرددواین ستایش ها روح انسان رابه سمت آرامش سوق می دهد.ستایش گاهی درقالب شعر است وگاهی درقالب نثر.شعر((به نام خدایی که جان آفرید)) تحمیدیه به کتاب بوستان سعدی است.

    شرح ابیات شعر:

    *قالب شعر مثنوی است*

    بیت اول:

    به نام خدایی که جان آفرید    سخن گفتن اندر زبان آفرید

    قافیه: جان ،زبان       ردیف:ندارد

    آرایه تلمیح دارد وبه آیات اولیه سوره الرحمن اشاره دارد:((خَلَقَ الاِنسانَ،عَلَّمَهُ البَیان))

    معنی آیه :انسان را آفرید وبه او قدرت تکلم وبیان داد.

    تلمیح:آوردن واژه یا عبارتی که به داستانی،قصه ای،شخصیتی،شعری،آیه ای،روایتی و... اشاره داشته باشد.

    تعداد جمله:این بیت سه جمله است (جمله «آغاز می کنم»به قرینه معنوی حذف شده است.

    معنی بیت اول:

    به نام خداوندی که روح وروان رابرای انسان خلق کردونعمت سخن گفتن رانصیب انسان ها کرد.

    بیت دوم:

    خداوند بخشنده دستگیر       کریم خطا بخش پوزش پذیر

    قافیه:دستگیر،پوزش پذیر   ردیف:ندارد

    معنی بیت دوم:

    خداوند بخشنده ای که یاور وپشتیبان ماست.خدایی که بخشنده است وخطاها واشتباهات مارا می بخشد وعفو مارا می پذیرد.

    بیت سوم:

    پرستارامرش همه چیزوکس         بنی آدم ومرغ ومورومگس

    قافیه:کس ،مگس  ردیف: ندارد

    آرایه نغمه حروف در حروف «م» و«و» وجود دارد.

    معنی بیت سوم:

    خداوندی که هرچیزی دراین جهان از انسان که اشرف مخلوقات است تا مرغ ومور ومگس،همه وهمه امر الهی اورا اطاعت می کنند وبه فرمان او هستند.

    بیت چهارم:

    یکی رابه سر،برنهد تاج بخت      یکی رابه خاک اندرآرد زتخت

    قافیه:بخت ،تخت   ردیف: ندارد

    آرایه  جناس اختلافی در«سر»و«بر» ونیز«بخت»و«تخت»وجود دارد.

    تلمیح به آیه ی بیست وشش سوره آل عمران دارد:

    «توتی الملک من تشاء وتنزع الملک ممن تشاء»

    معنی آیه:«حکومت وفرمانروایان را به هرکس بخواهد می دهد واز هر کس بخواهد پس می گیرد.»

     معنی بیت چهارم:

    خداوندی که بر سر یکی ازبندگانش تاج عزت وخوشبختی می گذارد وبه او عزت می بخشد ودیگری راکه شایسته ی عزت نیست،به خاک ذلت واز تخت پادشاهی پایین می کشد.

    بیت پنجم:

    گلستان کند آتشی برخلیل       گروهی برآتش برد زآب نیل

    قافیه: خلیل،نیل   ردیف:ندارد

    آرایه تضاد(طباق) دارد:آب #آتش

    (البته آب آتش درگروه عناصر اربعه هم قرار دارند وبه عنوان تناسب هم می توانند کنار هم قراربگیرند.)

    مصراع اول تلمیح به داستان به آتش افکنده شدن حضرت ابراهیم (ع)ومصراع دوم تلمیح به داستان حضرت موسی (ع) وغرق شدن فرعونیان درآب نیل.

    معنی بیت پنج:

    آتش رابر ابراهیم (ع)گلستان می کند وفرعونیان رادرآب نیل غرق کرده وبه اتش جهنم می برد.

    بیت ششم:

    به درگاه لطف وبزرگیش بر     بزرگان نهاده بزرگی زسر

    قافیه:بر،سر   ردیف: ندارد

    آرایه تکرار دارد.(بزرگی  وحرف«ر»تکرار شده است.)

    ازسربیرون نهادن:کنایه است از،ازیاد بردن،فراموش کردن.

    معنی بیت ششم:

    آنقدردرگاه لطف وکرم خداوندی بزرگ است که همه ی بزرگان وپادشاهان فکر بزرگ بودن خودشان رافراموش کرده اند.

    بیت هفتم:

    جهان ،متّفق برالهیبتش    فرومانده از کنه ماهیتش

    قافیه:الهیّتش، ماهیّتش     ردیف: ندارد

    همه ی افراد جهان بر یکتایی خداوند اتّفاق نظردارند واگر همه ی فکرهای جهانیان روی هم جمع شود ودرباره ی خداوند اندیشه کنند نه تنها پاسخی نخواهند داشت،بلکه هرگز به عمق ماهیّت وهستی خداوند نمی توانند راه پیدا کنند وهمگان درشناخت واقعی خداوند درمانده اند.

    بیت هشتم:

    بشر ماورای جلالش نیافت       بصر،منتهای جمالش نیافت

    قافیه: جمالش=جمال او،جلالش=جلال او   ردیف:نیافت

    در دوکلمه «بصر» و«بشر» ونیز«جمال» و«جلال» جناس ناقص اختلافی وجود دارد.

    کلمه هایی مقابل هم قرارگرفته اند اینگونه مقابل هم قرارگرفتن کلمات هماهنگ را،ترصیع گویند.

    معنی بیت هشتم:

    انسان که اشرف مخلوقات است باهمه ی تحقیق ها وبررسی های دنیایی،هنوز نتوانسته است کسی را با شکوه تر از خدا پیدا کند وچشم ها هرچقدرهم که زیبایی درطبیعت ببیند،بازهم به نهایت زیبایی خداوند نمی تواند دست پیدا کنند.

    بیت نهم:

    تامل درآیینه دل کنی         صفایی به تدریج حاصل کنی

    قافیه:دل،حاصل    ردیف:کنی

    آرایه تشبیه دل به آیینه 

    ترکیب تشبیهی:آیینه دل

    معنی بیت نهم:

    برای شناخت واقعی خداوند باید درخودت بیندیشی وبه دلت که همچو آیینه ای پاک وروشن است رجوع کنی.آن وقت به تدریج وآهسته صفایی دروجودت احساس می کنی.

    بیت دهم:

    محال است سعدی که راه صفا      توان رفت جزدرپی مصطفی

    قافیه: صفا،مصطفی   ردیف:ندارد

    سعدی: تخلّص شیخ مصلح الدّین شیرازی است.

    صفا و مصطفی هم خانواده هستند.و آمدن دو کلمه هم خانواده دریک بیت آرایه اشتقاق نامیده می شود که دراین بیت وجود دارد.                    

    معنی بیت دهم:

    ای سعدی اگر میخواهی که درست به راه سعادت برسی، به جز راه وشیوه ی مصطفی(حضرت محمد(ص))راه دیگری نرو ودنباله رو شیوه ی حضرت رسول اکرم(ص) باش.

    بوستان سعدی

    بوستان یا سعدی نامه،نخستین اثر سعدی به شمار می رودکه در قالب مثنوی سروده شده است.سعدی این اثر را زمانی که در سفر بوده است،سروده وهنگام بازگشت به شیرازآن را به دوستانش عرضه داشته است.پایان این کاردرسال655 ه.ق می باشدوازنظرقالب ووزن شعری شبیه به شاهنامه ی فردوسی است واز نظرمحتوا به اخلاق،تربیت،سیاست وموضوعات اجتماعی پرداخته است.

    1.عدل   2.احسان   3.عشق   4.تواضع   5.رضا   6.ذکر   7.ترتیب   8.شکر   9.توبه   10.مناجات       این کتاب حدود چهارهزاربیت دارد وسعدی آن رابه نام«اتابک ابوبکر بن سعدی زنگی»کرده است. 

    منبع مطلب : www.adabiathashtoomnew.loxblog.com

    مدیر محترم سایت www.adabiathashtoomnew.loxblog.com لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

    به نام خدایی که جان افرید

    ستایش :           به نام خدایی که جان آفرید(صفحه10)

        هدف . اشنایی و درک پروردگار جهانیان است 

    به نام خدایی که جان افرید           سخن گفتن اندر زبان افرید              

    1-به نام خدایی که زندگی بخشید وقدرت سخن گفتن را به ما داد.

    خداوند بخشنده ی دستگیر                کریم خطا بخش پوزش پذیر 

    2 خدایی که همیشه با ماست و یاری رسان است و بخشنده و توبه پذیر است.

      پرستار امرش همه چیزو کس          بنی ادم و مرغ و مور و مگس

    3-تحت فرمان او است همه چیز . مثل انسان و  پرنده ومورچه و مگس.

    یکی را به سر برهند تاج بخت             یکی را به خاک اندر ارد ز تخت 

      4- یکی را خوش بختی دهد و دیگری را از خوشبختی کنار گذارد.

    گلستان کند اتشی بر خلیل                    گروهی بر اتش برد ز اب نیل

    5-اتش را تبدیل به گلستان کرد برای خلیل {ع} و کسانی را فرو برد دراتش اب نیل.

    به در گاه لطف و بزرگیش بر                    بزرگان نهاده بزرگی زسر                                    

    6 در نزد او تمام بزرگان کوچک و ناتوان هستند .

    جهان متفق بر الهیتش                         فرومانده از کنه ماهیتش

    7- جهان متفق هستند بر خدایی او و دنیا ناتوان مانده از یافتن ذات او.

    بشر ماورای جلالش نیافت                 بصر منتهای جمالش نیافت

    8-انسان همچو او نیابد دیدگان ناتوان در یافتن انتهای جمال او.

    تامل در ایینه دل کنی                      صفایی به تدریج حاصل کنی

    9-نگاهی بر دل خود بیندازی او به تو صفا را عطا می فرماید.

    محال است سعدی که راه صفا           توان رفت جز بر پی مصطفی

    10-راه حق راه حضرت محمد{ص} و جز راه حق او هیچ راهی حق نیست و تنها در این راه می توان رفتنه راه دیگری .             سعدی.بوستان

    قالب شعر مثنوی. مثنوی قالب شعری است که هر بیت ان قافیه ای جداگانه دارد و برای ستودن داستان های طولانی به کار می رود نام های دیگر ان دوتایی یا دوگانی است

    دوستان عزیزم اگر به شعر بالا نگاه کنید می بینید که در بیت 5 کلمه ای است به نام خلیل .خلیل لقب حضرت ابراهیم علیه السلام است از پیامبران الهی است که مردم را به خدای یگانه دعوت  کرد و خانه ی کعبه را به دست خویش ساخت وی به فرمان نمرود به اتش افکنده شد ولی اتش بع امر الهی بر او سرد شد و وی سالم ماند

    سعدی شیخ مصلح الدین . در گذشت حدود 691هجری قمری  از بزرگترین شاعران و نویسندگان ایران است اموزش های مقدماتی را در زادگاه خود شیراز فرا گرفت برای اتمام تحصیلات به بغداد فت از مراکز بزرگ علمی عصر خود رفت پس از 35 سال به شیراز برگشت بوستان به شعر و گلستان به نثر به همراه با شعر و دیوان اشعار از او بر جای مانده است مجموعه این اثار کلیات سعدی نامیده مشود

    بوستا ن سعدی یا همان سعدی نامه . منظو مه مثنوی سعدی شیرازی است این منظومه به ده باب تقسیم شده است بوستان سعدی منظومه ای است اخلاقی اجتماعی و عرفانی این کتاب تا کنون به زبان های مختلف از جمله لاتینی. انگلیسی. فرانسوی. المانی و ترکی تر جمه شده است

    منبع مطلب : karmanadab.blogfa.com

    مدیر محترم سایت karmanadab.blogfa.com لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

    درس ادبیات پایه هشتم ( درس اول )

    درس اول  ستایش

    ای نام  نکوی تو سر دفتر  دیوان ها                      وی طلعت  روی تو زینت ده  عنوان ها

    تاریخ ادبیات : این بیت از مستوره کردستانی است   نویسنده و شاعر و  اولین زن تاریخ نویس کُرد است ، آثار او  تاریخ اردلان  و دیوان اشعارش می باشد.

     دانش ادبی : ای  حرف ندا   -  خدا منادا که حذف شده است / ای خدایی که نام نکوی تو سر دفتر دیوان ها است/ ( وی ) و ای  حرف ندا  خدا منادا که حذف شده است  / طلعت روی تو زینت ده عنوان ها است  / این بیت  چهار جمله است

    دانش زبانی :  ( نیکو ) واژه ایی است که صفت بیانی نام است و وابسته به نام است .

    معنی بیت :ای خدایی که نام زیبای تو سر آغاز تمام کتابهای شعری است و ای خدایی که دیدن روی توزینت ده  همه عنوان ها و سر آغازها است

    ------------------------------------

    دانش ادبی :  قالب این شعر مثنوی است که در بیت اول  ( آفرید ) و ( آفرید ) ردیف است و ( جان ) و ( زبان ) هم قافیه است و در بیت بعد ( دستگیر  و پوزش پذیر ) و تا انتها هر بیت قافیه ایی جداگانه دارد که می گویند مثنوی یا دوگانه

    تاریخ ادبیات :  سعدی شاعر و نویسنده قرن  هفتم است  و دو اثر او  گلستان به   نظم و بوستان  به  نثر آمیخته به نظم می باشد .این حکایت از کتاب بوستان ، منظومه ای اخلاقی ،  اجتماعی و عرفانی می باشد .

    به نام خدایی که جان آفرید     سخن گفتن  اندر  زبان آفرید

    دانش ادبی :  مراعات نظیر بین (  سخن ، گفتن ، زبان )  /  تلمیح دارد  به آیه ( خلق الانسان  ، علمه البیان )

    نکته دستوری : آغاز می کنم به قرینه معنوی حذف شده است   ( به نام خدای آغاز می کنم )   ( که جان آفرید )  ( سخن گفتن اندر زبان آفرید  )  این بیت سه جمله است / گفتن  چون مصدر است و شخص  و زمان آن مشخص نیست و جز فعل ها به حساب نمی آید

    نکته تاریخی : کاربرد اندر  به جای در

    معنی بیت: به نام خداوندی آغاز می کنم که روح و روان را آفرید و سخن گفتن را بر روی زبان انسان جاری ساخت

    خداوند بخشنده   دستگیر                        کریم  خطا بخش  پوزش پذیر

    دانش ادبی :  مراعات نظیر  بین (بخشنده ،دستگیر ، کریم ، خطا بخش،  پوزش پذیر ) / آرایه  کنایه  در کلمه   دستگیر به معنی  یاری  دهنده بودن خدا ی تبارک و تعالی /  صفات  خداوند بوسیله ی   ِ    باعث ایجاد  آرایه  ی   واج آرایی  شده است ./ خطا بخش و پوزش پذیر از نظر رابطه ایی رابطه ی ترادف دارند   کسی که از گناهان ما می گذرد ./صنعت  مراعات نظیر  بین کلمات (   خداوند  ، بخشنده  )

    نکته دستوری :  فرق است بین  بخشنده و بخشاینده  است  که   بخشنده : کسی که نعمت به ما می بخشند / بخشاینده : کسی است که از گناهان ما  می گذرد

    معنی بیت  :  خداوند   مهربان و بخشنده ایی که یاریگر هستی و ای بخشنده ایی که خطا ها را می بخشی و خطاها را قبول می کنی ( خداوندی که بخشنده است و به ما نعمت میدهد و  یاری دهنده  است و  بخشنده و مهربان است . )

    پرستار امرش  همه چیز و کس        بنی آدم  و مرغ و مور و مگس

    دانش ادبی : صنعت  مراعات نظیر و تناسب بین کلمات  مگس و مور و مرغ /  آرایه  مجاز در کلمه مرغ  دراینجا مجاز  از هر نوع پرنده  بکار رفته است / صنعت تشخیص در کلمه پرستار امرش باشند این مرغ و مور و مگس .

    نکته دستوری :  ( همه چیز و کس )  گروه اسمی که ( همه )  صفت مبهم  و ( چیز )  هسته گروه اسمی که   بعد از ( چیز ) حرف واو  آمده  که  حرف عطف است و  قانون عطف این است که هر نقشی که قبل از واو دارد به بعد آن هم انتقال می شود یعنی ( همه ) صفت مبهم است برای ( کس ) که هسته گروه اسمی است و دو هسته گروه اسمی ( چیز  و  کس ) / پرستار =  ( پرست + ار)که ( بن فعل مضارع  +  ار  ) می شود صفت فاعلی  و امروز به معنای مراقب و  نگهدارننده  است ولی در اینجا به معنی  پرستیدن است و مطیع امر خداست  و  در اینجا  (چیز ) به غیر انسان  و (کس ) منظورش انسانها هستند .

    معنی بیت : همه چیز و همه کس مراقب امور آفریده شده توسط خداوند هستند وهمه از انسانها تا حیوانات 

    یکی را به سر برنهد تاج بخت            یکی را به خاک اندر آرد  زتخت

    دانش ادبی :  صنعت کنایه  در تاج بر سر کسی قرار دادن کنایه از عزت و بزرگی به کسی  بخشیدن است  / از تخت به خاک آوردن  کنایه از پست کردن است /  صنعت جناس  در دوکلمه  ( بخت و تخت ) ( سر و بر )  ناقص اختلافی  / صنعت  تضاد در دو کلمه (  خاک و تخت )  / اضافه تشبیهی   در  (  تاج بخت ) که  بخت را به تاج تشبیه کرده / صنعت  تلمیح  که بیت  به آیه ی  ( تغز من یشاء و تذل  من تشاء)  خداوند هر کس را بخواهد عزت و بزرگی می دهد وهر کس را نخواهد خوار و پست میکند./ صنعت 

    نکته دستوری :  را در مصرع اول  فک اضافه است که تاج بخت  ( را )  به سر یکی برنهد  . / (  را )در مصرع دوم نشانه مفعول است

    را فک اضافه : بین مضاف و مضاف الیه می آید و مضاف الیه  را برمضاف مقدم می کند . یعنی اول مضاف الیه  می آید و بعد مضاف =  مضاف را سقف بشکافیم  = سقف فلک را

    معنی بیت : هر کس را که بخواهد به او عزت و بزرگی می بخشد و هر کس که نخواهد از تخت پادشاهی به زیر می آورد ( خدایی که یک نفر را بالا می بری و کس دیگر را از مقام بالا  پایین می کشی )

    گلستان کند آتشی بر خلیل                       گروهی  بر آتش برد  ز آب نیل

    خلیل : لقب حضرت ابراهیم  /  گروهی  منظور فرعونیان

    دانش ادبی : صنعت تلمیح اشاره به داستان  حضرت  ابراهیم و حضرت موسی و رد شدن گروهی از آب نیل / صنعت تضاد  بین ( آتش و آب )

    معنی بیت : خداوند اگر اراده کند اتشی را که نمرودیان درست کردن به گلستان تبدیل کند و اگر اراده کند فرعونیان را از وسط آب نیل وارد جهنم کند که آتش مجاز از جهنم است .  

    به درگاه  لطف و بزرگیش بر     بزرگان  نهاده بزرگی  ز سر

    از سر نهادن : ترک کردن و کنار گذاشتن 

    نکته دستوری :  ( به ) حرف اضافه (  درگاه لطف ) متمم   (  و ) حرف عطف (بزرگیش )  متمم  ( بر ) حرف اضافه  که دو حرف اضافه قرار گرفته برای یک متمم  که گفته می شود متمم تاکیدی  

    دانش ادبی : صنعت جناس بین (  بر و سر)   جناس ناقص اختلافی 

    معنی بیت : در آستانه لطف و بخشش خداوند حتی  پادشاهان هم دست از بزرگی و عظمت خود را رها کردند و در برابر خداوند سر تعظیم  فرود آوردند  

    جهان متفق بر الهیتش       فرو مانده از کنه   ماهیتش

     کنه  :  عمق   / ماهیت  :  ذات  / متفق  : هم رای / فرومانده : درمانده شدن/ الهیت  : خداوندی /

    نکته ادبی :  صنعت مجاز در کلمه ( جهان )  که مجاز از مردم است / صنعت کنایه  در ( فروماند )  کنایه از درمانده شدن و ناتوانی و بیچارگی /

    نکته دستوری : متفق هم خانواده اتفاق و توافق /(ش ) ضمیر متصل در (الهیتش  ) مضاف الیه  برای الهیت که به معنی خداوندی است    ناتوانی و بیچارگی  / متفق مسند است در جمله ی ( جهان  بر الهیتش متفق هستند )

     معنی بیت : همه مردم جهان همه با هم متفق هستند به خداوندی خدا و از درک عمق و کل وجود خداوند ناتوان می باشند .

    این بیت اشاره دارد به ناتوان بودن عقل و فهم انسان در برابر درک کل وچود  خداوند .

    بشر ماورای  جلالش  نیافت                 بصر  منتهای   جمالش نیافت

     بشر : انسان    /   ماورا :   بالاتر و فراتر  /   جلال  : بزرگی  و عظمت  / بصر : دیده و چشم  /  منتها  :  آخر   / جمال :  زیبایی

    دانش ادبی : صنعت مجاز  در کلمه  (بشر ) که مجازاز انسان / (نیافت و نیافت)   ردیف   / ( جمالش و جلالش)  قافیه هستند که جناس ناقص اختلافی است   

    نکته دستوری : ( ش )    ضمیر متصل  و مضاف الیه برای جلال  است / ( ش )  ضمیر متصل و مضاف الیه برای جمال 

    معنی بیت :  انسان بالاتر و فراتر از عظمت بزرگی خداوند را نتوانست پیدا کند و ا نسان قادر به درک نهایت زیبایی خداوند را  ندارد

    تامل در آیینه  دل کنی       صفایی به تدریج  حاصل کنی

    در این بیت باید یک کلمه ( اگر) بیاوریم و بصورت شرطی خوانده شود .  اگر تامل در آیینه دل کنی صفایی به تدریج حاصل کنی

    تامل :  اندیشه کردن /   صفا  : پاکی/ حاصل کنی : بدست آوری /  به تدریج : قید مقدار است  یعنی کم کم  

    دانش ادبی :  صنعت  تشبیه  در  آیینه ی  دل  : اضافه تشبیهی که دل را به آیینه تشبیه کرده  /  صنعت مجاز  در کلمه دل به معنی  وجود انسان /  

    معنی بیت :  اگر در وجود خودت اندیشه کنی و تفکر کنی کم کم می توانی  یک صفایی را بدست بیاوری و بهره ببری 

    محال است سعدی که راه صفا         توان رفت جز بر پی مصطفی

    کلمه محال   : غیر ممکن  / پی  : دنباله روی کردن / مصطفی : لقب حضرت رسول به معنی برگزیده

    نکته دستوری : این بیت سه جمله است   :  جمله اول  ( محال است    ) جمله دوم  ( سعدی ) که به شکل (  ای سعدی)  می باشد و حرف ندا محذوف است و سعدی منادا و یک جمله حساب می شود/  جمله سوم  (  که راه صفا را جز بر پی مصطفی توان رفت )

    معنی بیت :  ای سعدی غیر ممکن است که بتوانی راه بدست آوردن صفا و پاکی را در زندگی جز بر پیروی کردن از راه حضرت محمد از راه دیگری پیدا کنی

    ----------------------------------------------------------------------------------------------------------------

    درس اول   ( پیش از اینها )

    چشم دل باز کن که جان بینی                     آنچه نادیدنی است آن  بینی

    این بیت از اشعار هاتف اصفهانی است

    شعر این درس به نامه پیش از اینها  می باشد که از کتاب به قول پرستو نوشته ی قیصر امین پور می باشد که زندگی ایشان به صورت خلاصه در پایان کتاب آمده است جهت به یاد سپاری که لازم  می باشد .

    قبل از وارد شدن به شعر نکاتی متذکر می شویم  جهت یاد آوری :

    نکته اول :   هر شعر داری دو بخش است که هر بخش آن را ( مصرع ) می نامند که هر دو ( مصرع )  با هم یک بیت را تشکیل  می دهد .

    نکته دوم : هر بیت دارای در پایان هر مصرع دارای کلماتی می باشد که هم آهنگ می باشند که به آنها قافیه گفته می شود  و این قافیه ها  دارای حروف مشترکی می باشند .

    نکته سوم : هر بیت در پایان هر مصرع دارای کلماتی عین هم می باشد که در معنی گاهی فرق می کنند که به نام ( ردیف  ) است .

    حالا وارد شعر می شویم:

    پیش از ا ینها فکر می کردم خدا                  خانه ای دارد  میان ابرها

    دانش ادبی : قافیه در این بیت  ( خدا و ابرها ) کلمات قافیه  ( الف )

    مثل قصر پادشاه قصه ها                    خشتی از الماس و خشتی ز طلا

    دانش ادبی :  قافیه  در این بیت  ( قصه ها  ،  طلا )  کلمات قافیه  ( الف )

    معنی واژه :  خشت  / آجر ، آجر خام  -   توفنده : پر خروش

    پایه های برجش از  عاج و بلور                بر سر تختی نشسته  با غرور

    دانش ادبی :  قافیه  در این بیت  ( بلور ،  غرور )  کلمات قافیه  ( و  ، ر )

    معنی واژه :  برج / قصر ، ساختمان  بلند  -  غرور /  تکبر -  عاج / دندان فیل -

    ماه  ، برق  کوچکی از تاج او            هر ستاره  پولکی  از تاج او

    دانش ادبی :  قافیه  در این بیت  ( کوچکی  ، پولکی  )  کلمات قافیه  ( ک ،  ی  ) ردیف ( از تاج او  ) / صنعت  تشبیه  در مصرع اول که ماه مثل یک برقی از تاج اواست /

    رعد وبرق شب ،  طنین  خنده اش                 سیل و طوفان  ، نعره  توفنده اش

    دانش ادبی :  قافیه  در این بیت  ( خنده اش ،  توفنده اش  )  کلمات قافیه  (  ن،د،ه ،ا،ش  )  /  صنعت  تشبیه ( طنین خنده تشبیه به رعد و برق شده)  ( طوفان  تشبیه شده به نعره اش  )  

    معنی واژه :  طنین/  آهنگ و طنین صدا - نعره /  فریاد بلند - توفنده  /  به هیجان امده - طوفان / باد و بوران شدید

     معنی بیت  :  من فکر میکردم خدا موجود ترسناکی هست که رعد و برق شب مثل اینکه خدا می خندد وسیل و طوفان فریادهای پر خروش خدا می باشد. 

    هیچ کس از جای او آگاه نیست             هیچ کس را در حضورش راه نیست

    دانش ادبی :  قافیه  در این بیت  ( آگاه ،   راه   )  کلمات قافیه  (  الف ،  ه  ) ردیف  ( نیست )

    آن خدا بی رحم بود و خشمگین                        خانه اش در آسمان ،  دور از زمین

    دانش ادبی :  قافیه  در این بیت  (  خشمگین  ،  زمین   )  کلمات قافیه  ( ی ،  ن  )

    بود ، اما  در میان  ما نبود               مهربان  و ساده و زیبا نبود

    دانش ادبی :  قافیه  در این بیت  ( ما  ،  زیبا  )  کلمات قافیه  (  الف  ) ردیف  ( نبود )

    در دل او ،  دوستی جایی  نداشت               مهربانی   هیچ  معنایی نداشت

    دانش ادبی :  قافیه  در این بیت  (  جایی  ،  معنایی  )  کلمات قافیه  (  الف  ،  ی ،  ی  ) ردیف ( نداشت )

    هر چه می پرسیدم از خود  از خدا                 از زمین  از آسمان  از ابرها

    دانش ادبی :  قافیه  در این بیت  (  خدا  ،  ابرها  )  کلمات قافیه  ( الف  ) /  صنعت مراعات نظیر  ( زمین ،  آسمان ، ابرها ) /

    معنی بیت : هر چی از خدا  می پرسیدم که زمین و آسمان  را او آفریده ..

    زود می گفتند : این کار خداست            پرس و جو از کار او کاری خطاست

    دانش ادبی :  قافیه  در این بیت  (  خداست  ،  خطاست  )  کلمات قافیه  (  الف  ،  س ،  ت  )

    معنی بیت : زود میگفتند که پرس و جو نکن این کار اشتباه است

    توجه : دراین بیت و بیت قبل از او معنی ابیات به هم ارتباط دارند و باید هر دو باهم معنی شوند و در اشعار  ابیاتی این گونه داریم که باید با هم معنی شوند و به تنهایی معنی آنها کامل نیست .

    نیت من در نماز و در دعا                ترس بود و وحشت  از خشم خدا

    دانش ادبی :  قافیه  در این بیت  (  دعا  ،  خدا  )  کلمات قافیه  (  الف  )

    معنی واژه : نیت / قصد ، اراده

    بیش از اینها   خاطرم  دلگیر بود               ازخدا در ذهنم  این تصویر بود

    دانش ادبی :  قافیه  در این بیت  (   دلگیر  ، تصویر   )  کلمات قافیه  (  ی  ،  ر   ) ردیف ( بود )

     معنی واژه : دلگیر  /  ناراحت و غمگین

    تا که یک شب  ،  دست  در دست پدر          راه افتادم به قصد یک سفر

    دانش ادبی :  قافیه  در این بیت  (   پدر ،  سفر   )  کلمات قافیه  ( ر   )

    در میان راه ، در یک روستا                    خانه ایی دیدم  ، خوب و آشنا

    دانش ادبی :  قافیه  در این بیت  (   روستا ،  آشنا   )  کلمات قافیه  (  الف  )

    زود پرسیدم :  پدراینجا کجاست ؟                  گفت : اینجا خانه خوب خداست

    دانش ادبی :  قافیه  در این بیت  (   کجاست ،  خداست   )  کلمات قافیه  (   الف  ، س ، ت  )

    گفت : اینجا می شود یک لحظه ماند                          گوشه ای خلوت ، نمازی ساده خواند

    دانش ادبی :  قافیه  در این بیت  (   ماند ،  خواند   )  کلمات قافیه  (  الف ، ن ، د  )

    با وضویی  دست و رویی تازه کرد                            با دل خود  گفت  و گویی  تازه کرد

    دانش ادبی :  قافیه  در این بیت  (    رویی ، گویی  )  کلمات قافیه  (   و ، ی  ، ی   ) ردیف ( تازه کرد )

    گفتمش :  پس آن خدای خشمگین                                    خانه اش اینجاست ؟  اینجا در زمین ؟

    دانش ادبی :  قافیه  در این بیت  (  خشمگین  ، زمین    )  کلمات قافیه  (   ی ، ن   )

    گفت : آری  خانه  او بی ریاست                       فرش هایش  از گلیم  و بوریاست

    دانش ادبی :  قافیه  در این بیت  (    بی ریاست ، بوریاست  )  کلمات قافیه  (   الف ، س ، ت   )

    معنی واژه : بوریا  / حصیری که از نی درست می کنند -

    مهربان و ساده و بی کینه است                              مثل نوری  در دل  آیینه  است

    دانش ادبی :  قافیه  در این بیت  (   کینه ،  آیینه )  کلمات قافیه  (   ی ، ن  ، ه   ) ردیف ( است )

    نکته : یکی از اسماء خداوند  نور می باشد و اشاره به آن صفات خداوند است

    عادت او نیست  خشم  و دشمنی                               نام او نور و نشانش  روشنی

    دانش ادبی :  قافیه  در این بیت  ( دشمنی ،  روشنی  )  کلمات قافیه  (   ن ، ی  ) /  ارایه تلمیح  در بیت می باشد که توضیح این آرایه : شعرهای فارسی بعضی یاد آور آیه یا داستان و یا اتفاق تاریخی و یا حدیث می باشد که اینگونه پرداختن درشعر را  تلمیح می گویند . که وقتی شعر را میخوانیم  تلمیح آن را بدست می آوریم و این بیت تلمیح دارد به سوره نور آیه 35 است که می فرماید خداوند نور آسمان ها و زمین است .

    تازه فهمیدم   ، خدایم این خداست                       این خدای مهربان و  آشناست

    دانش ادبی :  قافیه  در این بیت  ( خداست ،  آشناست  )  کلمات قافیه  (  الف  ،  س ، ت )

    دوستی از من  به من  نزدیک تر                            از رگ گردن به من نزدیک تر

    دانش ادبی :  قافیه  در این بیت  ( من ،  گردن  )  کلمات قافیه  ( ن  ) ردیف  ( به من نزدیک تر ) / آرایه  تلمیح دارد  به سوره ق آیه 16 که ما از رگ گردن به شما نزدیک تر هستیم  که کل بیت به این آیه اشاره دارد

    می توانم بعد از این  ، با این  خدا           دوست باشم  ،  دوست ، پاک وبی ریا

    دانش ادبی :  قافیه  در این بیت  (  خدا ،  ریا )  کلمات قافیه  (  الف  ) / مراعات نظیر بین ( دوست  ،  بی ریا )

    -------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

    در کلاس ششم با آرایه  تشبیه  / اغراق /  تناسب یا مراعات النظیر کلماتی که با هم در یک راستا قرار گرفته اند . در اینجا یک ارایه جدید به نام تلمیح را آشنا شدید .

    نکات دستوری : در بیت 25 فعل آن  می توانم  / دوست باشم  است -  جمله  یک کلمه یا چند کلمه که کنار هم باشند و معنای کاملی را برسانند را گویند . مهمترین بخش جمله فعل جمله است  . اگر فعل نباشد جمله کامل نمی باشد .  معلم  به کلاس ... / معلم به کلاس آمد   

    جمله دوم کامل  تر است چون دارای  فعل است  /  اصلی ترین بخش فعل  ، بن یا ریشه فعل است  که زمان فعل را از روی بن فعل می شناسیم مثلا

    زمان  فعل می توانم  چیست  ؟  از روی بن فعل می فهمیم که زمان فعل چیست .

    ما دو زمان اصلی داریم : ماضی و مضارع  ( مستقبل و امر هم هست که کاری نداریم )

    برای ساختن بن ماضی از مصدر ( کلمه ایی که آخرش  ( َ ن ) دارد مانند  خواندن ، دویدن ) که وقتی میخواهیم بن ماضی را بدست آوریم این  دو حرف را بر می داریم می شود بن ماضی  مانند  نوشیدن  : نوش   -   بخوانیم  :  خواندن   : خواند

    ساخت بن مضارع : اول فعل را امر میکنیم مثلا  خواندن :  بخوان   بعد ( ب ) را بر میداریم می شود ( خوان ) میشود بن مضارع

    برای شناخت زمان فعل باید اول بن آنها را در بیاوریم مثلا   ( می توانم )  توانستن  که مصدر می باشد ( بوسیله ممارست  یاد میگیریم )

    بعد علامت مصدر را بر میداریم ( توانست ) بن ماضی است  و بعد برای ساختن بن مضارع  ( می توانم ) امر شود بتوان بعد  (ب ) را برداریم می شود  ( توان )

    ( می توانم ) را اگر دقت کنیم فقط ( توان ) بن مضارع دارد و بنابر این  این کلمه زمانش مضارع است .

    ---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

    حکایت     به خدا چه بگویم  ؟

    روزی غلامی  گوسفندان اربابش را به صحرا برد گوسفندان در دشدت.....

    در این حکایت نکات مورد توجه عبارتند از :

    چِرا به معنی چریدن و مصدر است  -  انبوه به معنی زیاد  - از آن من نیست  یعنی متعلق به من نیست و من صاحب آنها نیستم  - خداوندش  یعنی صاحب گوسفندان .

    این حکایت از رساله قشیریه است که نویسنده آن ابوالقاسم  قشیری است  یکی ازعارفا  معروف قرن پنجم است که این کتاب را در شرح  اصطلاحات و معرفی مشایخ  عرفانی نوشته است.

    --------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

    دانش ادبی

    هر اثر ادبی را از دو جنبه نگاه میکنیم :  

    1-      ظاهر بیرونی که نثر است یا نظم است

     2- از نظر ساختار درونی بررسی می کنیم که محتوی این کار چیست

    بر این اساس تفاوت قایل می شویم بین کارهای قیصر امین پور و سعدی  و زمانی که بررسی میکنیم متوجه می شویم که که هر دو شعر می گویند ولی در ساختار درونی  فرق می کنند از واژه های ساده و قابل فهم استفاده میکنند ویا از محتوی که تعلیمی یا حکایتی است واژه ها ی متن ساده و قابل فهم هستند  یا دشوار و دیریاب  می باشند در شعر ستایش از سعدی  و درس اول سروده ی قیصر امین پور هر دو دارای واژه های ساده و قابل فهم هستند و از نظر ساختار روان می باشند و ما زمینه ی فکری هر شخص را می فهمیم .

    برای درک بهتر هر آثر باید  ( ساختار )  و ( محتوا ) ی  آن را توجه کنیم .

    برای بررسی ساختار ( شکل بیرونی ) هر اثر می توانیم از این پرسش ها بهره بگیریم :

    1-      متن اثر به ( نثر ) است یا به (نظم ) است ؟

    2-      شیوه بیان نوشته ( زبانی ) است یا ( ادبی ) ؟

    3-      واژه های متن ساده وقابل فهم است یا دشوار و دیر یاب هست ؟

    منبع مطلب : kelas-majazi.blogfa.com

    مدیر محترم سایت kelas-majazi.blogfa.com لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

    جواب کاربران در نظرات پایین سایت

    مهدی : نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    ناشناس 12 ماه قبل
    0

    قالب شعر؟؟؟؟

    ناشناس 1 سال قبل
    1

    خیلی عالی بود فقط کاش نقش کلمات در جمله ها هم بود..

    علی 1 سال قبل
    -1

    قالب شعر رو لازم داشتم که نداشتین

    یکتا 1 سال قبل
    -1

    عالیه دیتتون درد نکنه

    0
    یکتا 1 سال قبل

    دستتون درد نکنه

    0
    یکتا 1 سال قبل

    دستتون درد نکنه

    ناشناس 2 سال قبل
    0

    عاااااالی

    ناشناس 2 سال قبل
    0

    خیلی خوبه ولی کاش نوشته ها نظم بیشتری داشتن

    مهدی 2 سال قبل
    -1

    نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    برای ارسال نظر کلیک کنید