توجه : تمامی مطالب این سایت از سایت های دیگر جمع آوری شده است. در صورت مشاهده مطالب مغایر قوانین جمهوری اسلامی ایران یا عدم رضایت مدیر سایت مطالب کپی شده توسط ایدی موجود در بخش تماس با ما بالای سایت یا ساماندهی به ما اطلاع داده تا مطلب و سایت شما کاملا از لیست و سایت حذف شود. به امید ظهور مهدی (ع).

    فیلم سینمایی کودک و نوجوان ایرانی

    1 بازدید

    فیلم سینمایی کودک و نوجوان ایرانی را از سایت پست روزانه دریافت کنید.

    11 فیلم کودک و نوجوان برتر سینمای ایران | دیجی‌کالا مگ

    اندیشه‌ی انسان در دوران کودکی و نوجوانی شکل گرفته و پرورش می‌یابد پس این مرحله از رشد از نظر روانشناسی در شکل‌گیری شخصیت انسان بسیار حائز اهمیت است. به دلیل تاثیر دنیای فیلم‌ها بر ذهن و تخیل کودکان؛ تولیدات سینمایی در ژانر کودک و نوجوان در تمام دنیا، بسیار مهم و پول‌ساز است. البته این شرایط در ایران خصوصا در سال‌های اخیر کاملا متفاوت است. در این مقاله به بهانه‌ی هفته‌ی ملی کودک در ایران نگاهی انداخته‌ایم به بهترین فیلم‌های کودک و نوجوان سینمای ایران؛ فیلم‌هایی که در دهه‌ی ۶۰ و ۷۰ برای کودکان ساخته می‌شدند، صرفا کودک‌محور نبودند و بچه‌ها مخاطبان اصلی آن‌ها محسوب می‌شدند.

    چند سالی است که می‌شنویم سینمای کودک نیازمند حمایت است. در سال ۱۳۹۸ در مجموع  ۹ فیلم از سینمای کودک و نوجوان رنگ پرده را به خود دیدند. این در حالی است که در دهه‌ی ۶۰ و ۷۰ سینمای کودک چه در زمینه‌ی تولید و چه به میزان فروش در اوج خود بود و کارگردان‌های بزرگی مثل عباس کیارستمی، محمدرضا هنرمند، کامبوزیا پرتوی، داریوش فرهنگ، ایرج طهماسب و مرضیه برومند در ژانر کودک فعالیت می‌کردند و کودکان و دنیای آن‌ها برایشان مهم و باارزش بود.

    جالب است بدانید عباس کیارستمی، کارگردان مطرح ایرانی فعالیت سینمایی خود را از کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان در سال ۱۳۴۹ و با ساخت فیلم کوتاه نان و کوچه آغاز کرد و در سال ۱۳۵۱ فیلم زنگ تفریح را برای کودکان ساخت و دو سال بعد با ساخت فیلم مسافر در سال ۱۳۵۳ مطرح شد.

    نگاهی به کارنامه‌ی فیلم‌سازی بهرام بیضایی نیز بیانگر آن است که او نیز مثل کیارستمی فیلم‌سازی را از کانون پرورش فکری کودک و نوجوان و با فیلم کوتاه عمو سیبیلو آغاز کرد. فیلمی که بیضایی خود تاکید می‌کند صرفا برای کودکان و سرگرم کردن و خندان آن‌ها ساخته است، حتی اگر بعد از ساخت به بی‌خردی متهم شده است.

    در اوایل دهه‌ی ۸۰ رفته‌رفته از تولیدات سینمای کودک کم شد و همان تعداد اندکی که ساخته می‌شد؛ فیلم‌هایی کودک محور بودند نه فیلم‌هایی برای کودکان. با وجود همه‌ی تاکیدات بر اهمیت این ژانر بسیاری از سرمایه‌گذاران و تصمیم‌گیران سینمای کودک معتقدند که این سینما دیگر مثل قبل پرطرفدار نیست و  در آینده و برگشت سرمایه دچار مشکل می‌شوند پس اگر فعالیتی در این بخش می‌شود معطوف به فیلم‌هایی با محوریت کودکان است. فیلم‌هایی که بیشتر اجتماعی بوده و به مسائل و سختی‌های دوران معاصر می‌پردازند و مهم‌ترین رسالت خود را که همان قوت بخشیدن به تخیل کودکان و خنداندن و شاد کردن آنها است فراموش کرده است. در این میان منتقدین نیز محتوای سنگین این دست فیلم‌ها را به وجه سرگرمی‌اش ترجیح داده‌اند.

    وضعیت کنونی و مهجور سینمای کودک یادآور یکی از گفت‌و‌گوهای بهرام بیضایی در کتاب جدال با جهل در این خصوص است. او می‌گوید:

    هر سال هفته‌ی ملی کودک از ۱۲ تا ۱۷ مهر و ۱۶ مهر به‌ عنوان روز جهانی کودک در ایران برگزار می‌شود. امسال نیز این روز با شعار «آینده را باید ساخت» و با محوریت کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان به دلیل شیوع کرونا به صورت مجازی برگزار می‌شود. در ادامه نگاهی انداخته‌ایم به فیلم‌های نوستالژیکی که در دهه‌ی ۶۰ و ۷۰ برای بچه‌ها ساخته می‌شد. فیلم‌هایی که قهرمان آن‌ها خود بچه‌ها بودند و در عین سادگی از آرزوها و دنیای شیرین کودکانه حرف می‌زدند.

    ۱. دزد عروسک‌ها

    فیلم سینمایی دزد عروسک‌ها

    فیلم سینمایی دزد عروسک‌ها برای بسیاری از ما دهه شصتی‌ها خاطره‌انگیز است. تا آن‌جا که گریم سنگین و کمی ترسناک آزیتا حاجیان در نقش منفی قصه مانع از همذات‌پنداری و لذت از این اثر نمی‌شد. این فیلم در ژانر کودک و نوجوان و در فضایی سوررئالیستی(فرا‌ واقعی) و با تلفیق انیمیشن و فیلم در نوع خود مبتکرانه و جذاب بود. این کار با هنرمندی تمام به کارگردانی محمدرضا هنرمند در سال ۱۳۶۸ ساخته شد و بازیگرانی مثل اکبر عبدی، آزیتا حاجیان، مهراوه شریفی‌نیا، رسول نجفیان، آزیتا لاچینی، مرتضی ضرابی، ابراهیم آبادی و شروین نجفیان در آن نقش‌آفرینی کردند.

    داستان فیلم دزد عروسک‌ها در یک کلام تقابل خیر و شر است و قصه از این قرار بود که مادر لیلا و بهرام تصمیم می‌گیرد با گرفتن وام و اندکی پس‌انداز یک خانه برای خودش و بچه‌هایش بخرد تا از شر اذیت و آزارهای صاحب‌خانه‌اش (خورخور) راحت شود. در آن طرف ماجرا یک عجوزه‌ی بدجنس و ترسناک است که بیرون از شهر زندگی می‌کند و  اصلا دلش نمی‌خواهد مادر و بچه‌ها صاحب‌خانه شوند. پس پسر چاق و خنگ‌اش به نام گنجو با بازی اکبر عبدی را وادار می‌کند تا پول‌های آنها را بدزدد . با دزدیده شدن پول‌ها پای عروسک‌های بچه‌ها هم به قصه باز می‌شود و همگی در تلاش برای پیدا کردن عجوزه و گنجو در تلاش‌اند. دزد عروسک‌ها با فروش ۲۴ میلیون تومانی‌اش در سال ۱۳۶۹ مقام اول جدول فروش را به خود اختصاص داد.

    ۲. کلاه قرمزی و پسرخاله

    فیلم سینمایی کلاه قرمزی و پسرخاله

    قبل از ساخت فیلم سینمایی کلاه قرمزی و پسرخاله؛ بیشتر بچه‌های عاشق تلویزیون با کاراکترهای این فیلم آشنا بودند. نسخه‌ی سینمایی کلاه قرمزی و پسرخاله، بعد از برنامه‌ی محبوب تلویزیونی صندوق پست به همراه کلاه قرمزی و آقای مجری ساخته شد. پس از موفقیت چشمگیر این برنامه‌ی تلویزیونی و محبوبیت آقای مجری و کلاه قرمزی، ایرج طهماسب تشویق به ساخت نسخه‌ی سینمایی آن شد این فیلم، محصول سال ۱۳۷۳ است.

    فاطمه معتمدآریا، حمید جبلی، ایرج طهماسب، حمیده خیرآبادی و مرتضی احمدی از جمله بازیگران این اثر سینمایی بودند که البته مثلث حمید جبلی، فاطمه معتمدآریا و ایرج طهماسب در دیگر نسخه‌های کلاه قرمزی تکرار شد.

    نقش اول فیلم، عروسکی بازیگوش و شیرین زبان به نام کلاه قرمزی بود که مشغول تحصیل بود اما بازیگوشی‌هایش سبب می‌شود تا ازمدرسه اخراج شود. تلاش او برای این‌که شغلی به دست آورد نیز نتیجه‌ای ندارد، سرانجام از طریق تماشای برنامه‌ی آقای مجری تصمیم می‌گیرد تا به تهران بیاید و روانه‌ی تلویزیون شود. کلاه قرمزی در تهران نزد پسرخاله می‌رود و با کمک او راهی تلویزیون می‌شود و در آنجا به خاطر علاقه‌ی زیادش به آقای مجری سعی می‌کند تا موانع ازدواج او را از بین ببرد اما با خرابکاری‌هایش مشکلاتی را پدید می‌آورد. این فیلم توانست با فروش ۱۷۲میلیون تومانی‌اش پرفروش‌ترین فیلم سال ۱۳۷۳ شود و تا سال‌ها رکورد فروش تاریخ سینمای ایران را در دست داشت.

    بعدها ایرج طهماسب دنباله‌هایی برای کلاه قرمزی و پسرخاله، با نام‌های کلاه قرمزی و سروناز، کلاه قرمزی و بچه ننه را کارگردانی کرد. هر چند این دو اثر داستانی به جذابیت کلاه قرمزی و پسرخاله نبودند اما باز هم توانستند به کمک عروسک‌های محبوب، گیشه‌ی سینماها را تسخیر کنند.

    ۳. شهر موش‌ها

    فیلم سینمایی شهر موش‌ها

    شهر موش‌ها به تهیه‌کنندگی بنیاد سینمایی فارابی در سال ۱۳۶۴ و در پی موفقیت برنامه‌ی تلویزیونی مدرسه‌ی موش‌ها، به ‌کارگردانی مرضیه برومند با همکاری محمد علی طالبی ساخته شد و جزء پرمخاطب‌ترین آثار سینمای ایران در آن دهه محسوب می‌شود. مدرسه‌ی موش‌ها که در اوایل دهه‌ی ۱۳۶۰ ساخته شد صرفا قرار بود بچه‌ها را به مدرسه رفتن تشویق کند اما به چنان محبوبیتی رسید که این فیلم سینمایی از روی آن ساخته شد. از صداپیشگان، عروسک‌گردانان این فیلم می‌توان به حمید جبلی، فاطمه معتمدآریا، ایرج طهماسب اشاره کرد.

    برخلاف سریال تلویزیونی مدرسه‌ی موش‌ها، بخش بسیاری از این فیلم در فضای باز فیلمبرداری شده ‌است. داستان این فیلم تقابل خیر و شر است و قصه درباره‌ی یک گربه‌ی سیاه به نام اسمشو نبر است که به شهر موش‌ها حمله می‌کند. به خاطر همین موش‌ها به یک شهر دیگر می‌روند. قرار می‌شود پدرها و مادرها از راه سخت و کوتاه بروند تا شهر را آماده کنند و بچه‌ها هم با معلم و آشپزباشی راه طولانی‌تر را انتخاب می‌کنند. کپل و نارنجی از جمله موش‌های محبوب این فیلم بودند.

    این فیلم با فروش ۱۰ میلیون تومانی‌اش در رده‌ی دوم فروش در سال ۱۳۶۴ قرار گرفت و رفته‌رفته به بخشی از نوستالژی بچه‌های دهه ۶۰ تبدیل شد و به عنوان اولین فیلم پرمخاطب کودکان پس از انقلاب شناخته شد. گفتنی است قسمت دوم این فیلم با نام شهر موش‌های ۲ در سال ۱۳۹۳ با کارگردانی مرضیه برومند ساخته شد. اخیرا مرضیه برومند خبر از ساخت سری سوم این فیلم سینمایی داده است.

    ۴. الوالو من جوجوام

    فیلم سینمایی الوالو من جوجوام

    مرضیه برومند را باید استاد مسلم کارگردانی فیلم‌ها و سریال‌های ژانر کودک دانست. خونه‌ی مادربزرگه، قصه‌های تابه‌تا و فیلم‌های شهر موش‌ها و الوالو من جوجوام از شاخص‌ترین کارهای او محسوب می‌شوند.

    الوالو من جوجوام، فیلمی برای کودکان محصول سال ۱۳۷۳ به کارگردانی مرضیه برومند است. برومند در تمام سال‌های فعالیت‌اش به خوبی از عهده‌ی تلفیق دنیای عروسک‌ها با آدم بزرگ‌ها برآمده است. مهدی هاشمی، مهتاب نصیرپور، فهیمه راستکار، رقیه چهره‌آزاد و محمود بصیری از جمله بازیگران این فیلم مهیج هستند.

    خانم‌بزرگ مصمم است تا گردن‌بند معروف به آینه‌ی جادو را به نوه‌اش ریحان ببخشد، اما نیمتاج خانم، دختر طرد شده‌ی خانم‌بزرگ و هم‌چنین پسرش که نمی‌خواهند این امر صورت گیرد با کمک دو سارق (جهانگیر و عبدالله) تصمیم به سرقت گردن‌بند می‌گیرند. سارقین، به هنگام فرار سوار اتومبیل صمیمی (عروسک‌ساز نمایش کودکان) و ساکن منزل خانم‌بزرگ شده و از صحنه دور می‌شوند، در حالی‌ که عروسک‌های جوجو و میو نیز سوار ماشین هستند. الوالو من جوجوام موفق شد در سال ۱۳۷۳ با فروش ۳۰ میلیونی‌اش در رتبه ششم جدول فروش قرار گیرد.

    ۵. مریم و میتیل

    فیلم سینمایی مریم و میتیل

    مریم و میتیل از معدود فیلم‌هایی بود که در دهه‌ی ۷۰ بدون استفاده از عروسک و با داستانی احساسی و پرکشش توانست در دل بچه‌ها جای خود را باز کند و از آرزوهای شیرین کودکانه حرف بزند. این فیلم به کارگردانی فتحعلی اویسی و نویسندگی مشترک او و جعفر والی و به تهیه‌کنندگی مرتضی شایسته در ۲۰ مرداد ۱۳۷۲ در سینماهای ایران اکران شد.

    مریم، نقش اول فیلم با بازی نیاز طارمی، روایتگر دختر بچه‌ای بود که خانواده‌اش را در جنگ از دست داده بود و در مرکز کودکان بی‌سرپرست زندگی می‌کرد. او در یک تئاتر نقش میتیل را بازی می‌کرد که پرنده‌‌ی آبی خوشبختی به خانه‌ی آن‌ها آمده است. پرنده‌ای با آواز خوش که نه تنها به رویاها رنگ واقعیت میزند، بلکه حتی بیماری‌ها را هم شفا می‌دهد. در تئاتر پرنده‌ی آبی، فرشته‌ی روشنایی هم حضور دارد. فرشته‌ای که میتیل و برادرش را به دنیای پیش از تولد بچه‌ها می‌برد و به آن‌ها می‌گوید که در تمام آرزوهای کودکان حضور دارد. با به پایان رسیدن تئاتر، مریم دلش می‌خواهد میتیل همیشه همراه او باشد و فرشته‌ی روشنایی هم واقعی باشد؛ مریم سرانجام زنی را در همسایگی محل زندگی‌اش پیدا می‌کند که شبیه فرشته‌ی روشنایی است. اگرچه خانواده‌ای می‌خواهند تا مریم را به سرپرستی قبول کنند اما مریم که نمی‌تواند از نقش میتیل و تئاتر پرنده‌ی آبی جدا شود، اصرار دارد که فرزندخوانده‌ی آن همسایه شود.

    مریم و میتیل به کودکان و نوجوانانی که از دوران بحرانی جنگ عبور کرده بودند، رؤیا و آرزو را یادآوری می کرد. این فیلم توانست دیپلم افتخار بهترین بازیگر کودک و نوجوان را برای نیاز طارمی، همچنین بهترین فیلم‌نامه (فتحعلی اویسی و جعفر والی) را در نهمین دوره‌ی جشنواره‌ی فیلم‌های کودکان و نوجوانان در سال ۱۳۷۲ به ارمغان آورد.

    ۶. گربه‌ی آوازه‌خوان

    فیلم سینمایی گربه‌ی آوازه‌خوان

    شاید کمتر کسی باشد که بداند  فیلم کمدی، عروسکی گربه‌ی آوازه‌خوان اثر کامبوزیا پرتوی کارگردان و نویسنده‌ی نام‌آشنای ایرانی است. این فیلم به کارگردانی و نویسندگی کامبوزیا پرتوی سه سال بعد از توفیق فیلم گلنار در سال ۱۳۶۹ ساخته شد. در این فیلم موزیکال، بازیگرانی همچون رضا بابک، حمید جبلی و پگاه آهنگرانی ایفای نقش می‌کردند که در ۳ مرداد ۱۳۷۰ در سینماهای ایران اکران شد.

    قصه‌ی فیلم درباره‌ی حسنی و خواهرش گلدونه بود که در پرورشگاه زندگی می‌کردند. روزی زن و شوهری برای انتخاب کودکی به پرورشگاه می‌آیند و گلدونه مورد توجه آنها قرار می‌گیرد، اما هنگامی که آنها با توافق مدیر پرورشگاه قصد دارند او را با خود ببرند، حسنی با تکرار این واقعیت که آنها دارای پدری هستند که روزی آنها را از سر فقر و ناچاری جلوی پرورشگاه گذاشته و بالاخره سراغ آنها خواهد آمد، از بردن او جلوگیری می‌کند. حسنی برای پیدا کردن پدر از پرورشگاه فرار می‌کند و با گربه‌های خیابان که حرف می‌زنند و آواز می‌خوانند به دنبال پدر می‌گردند.

    ۷. گلنار

    فیلم سینمایی گلنار

    فیلم گلنار، محصول سال ۱۳۶۷ به کارگردانی کامبوزیا پرتوی است. این فیلم با داستانی پرکشش و در فضای موزیکال در جنگل‌های شهرستان تالش فیلمبرداری شد. فضای موزون و موزیکال این اثر در ژانر کودک از ویژگی‌های بارز آن است و البته کامبوزیا پرتوی و فرشته طائرپور به خوبی از عهده‌ی این اتفاق بر آمده‌اند. از بازیگران فیلم می‌توان به شهلا ریاحی، محرم بسیم، اکبر دودکار، غزل شاکری در نقش گلنار اشاره کرد.

    گلنار با پدربزرگ و مادربزرگش زندگی می‌کند. روزی به کنار چشمه می‌رود تا آب بیاورد. باد دستمال آبی او را، که یادگار مادرش است، با خود می‌برد. گلنار در پی دستمال به جنگل می‌رود و راه را گم می‌کند و گرفتار خاله خرسه می‌شود. خرس‌ها او را برای انجام کارهای روزانه و پختن کلوچه پیش خود نگه می‌دارند. پدربزرگ و مادربزرگ به کمک اهالی به دنبال گلنار می‌گردند، اما او را پیدا نمی‌کنند. خاله قورباغه خود را به گلنار می‌رساند و با هم نقشه‌ای برای فرار می‌کشند. گلنار به خرس‌ها می‌گوید به شرطی پیش آن‌ها می‌ماند که یک سبد بزرگ کلوچه دست‌پخت او را برای خانواده‌اش به روستا ببرند. خرس‌ها می‌پذیرند. گلنار در سبد کلوچه پنهان می‌شود و بدین ترتیب همراه خرس به خانه‌شان بازمی‌گردد. این فیلم کاندیدای بهترین آنونس از هشتمین جشنواره‌ی فیلم فجر در سال ۱۳۶۸ و همچنین کاندیدای بهترین عکس فیلم شد.

    ۸. خواهران غریب

    فیلم سینمایی خواهران غریب

    خواهران غریب به کارگردانی کیومرث پوراحمد است که بر اساس رمانی به همین نام، اثر اریش کستنر ساخته شد و در سال ۱۳۷۴به نمایش درآمد. پوراحمد پس از تجربه‌ی موفق قصه‌های مجید در ژانر کودک و نوجوان، دست به ساخت خواهران غریب زد و با استفاده از بازیگران چهره‌ای چون خسرو شکیبایی و افسانه بایگان درامی جذاب و پرکشش را برای بچه‌ها خلق کرد.

    فیلم، جدا از بازی‌های ماندگار بازیگرانش قصه‌ای نو و جذاب دارد. این فیلم ماجرای دو خواهر دو قلو را روایت می‌کند که می‌خواهند مانع جدایی پدرشان(خسرو شکیبایی) و مادرشان(افسانه بایگان) شوند. نرگس و نسرین دو دختر دبستانی در جشن مدرسه‌ یکدیگر را می‌بینند و پی می‌برند که خواهران دوقلو هستند و پدر آهنگسازشان در گذشته از مادر آنها که خیاطی می‌کند، جدا شده، اما این ماجرا را هرگز به آنها نگفته بودند. یکی از آنها نزد مادرشان و دیگری نزد پدرشان زندگی می‌کرده‌ است. بچه‌ها تصمیم می‌گیرند تا جایشان را عوض کنند، به دلیل شباهت بسیار این دو خواهر دوقلو پدر و مادر متوجه موضوع نمی‌شوند. پدر قرار است با همکار و نامزدش، ثریا ازدواج کند. دخترها تصمیم می‌گیرند که ثریا را از این کار بازدارند تا پدر و مادرشان دوباره باهم ازدواج کنند، دخترها وانمود می‌کنند که گم شده‌اند تا پدر و مادر برای یافتن آنها با یکدیگر دیدار کنند و به اجبار با هم به دنبالشان بگردند. بچه‌ها که در خانه مادربزرگ پنهان شده‌اند با همکاری مادربزرگ موفق به انجام این کار می‌شوند.

    این فیلم جایزه‌ی بهترین کارگردانی را از چهاردهمین دوره‌ی جشنواره‌‌ی بین‌المللی فیلم فجر از آن خود کرد و پرفروش‌ترین فیلم سال ۱۳۷۴ شد.

    ۹. سفر جادویی

    فیلم سینمایی سفر جادویی

    تصویر اکبر عبدی درون ماشین‌لباسشویی غول‌پیکر و تلاش برای فرار از این ماشین منحوس در خاطر بیشتر بچه‌های دهه‌ی ۶۰ به تصویری فراموش نشدنی تبدیل شد.

    سفر جادویی، فیلمی به کارگردانی ابوالحسن داوودی و تهیه‌کنندگی علی‌محمد سعدالدین بود که در سال ۱۳۶۹ ساخته شد.

    قصه‌ی فیلم در فضایی سوررئالیستی(فرا واقعی) و البته با کمبود امکانات جلوه‌های ویژه به خوبی توانست ما را در رویای سینا شخصیت اول فیلم شریک کند. دکتر رضا کمالی با بازی اکبر عبدی، با آزار و تنبیه فرزندش، سینا، می‌خواهد از او دانش‌آموزی ممتاز بسازد. روزی سینا از ترس پدر به درون ماشین‌لباسشویی مرموز خانه پناه می‌برد. کسی توضیح دکتر کمالی را که چه بر سر فرزندش آمده باور نمی‌کند و او را در بیمارستان بستری می‌کنند، اما او می‌گریزد و در موقع فرار او نیز به درون ماشین‌لباسشویی بیمارستان می‌افتد. آنجا دادگاهی برپا می‌شود و دانش‌آموزان که اعضای دادگاه می‌باشند دکتر کمالی را مجازات می‌کنند و او را به دوران کودکی خودش می‌فرستند.

    این فیلم، برنده‌ی جایزه‌ی قاهره در سومین دوره جشنواره‌ی بین‌المللی فیلم‌های کودکان قاهره در سال ۱۳۷۰ شد. همچنین موفق به کسب پروانه‌ی طلایی بهترین فیلم در ششمین دوره جشنواره‌ی کودکان و نوجوانان در سال ۱۳۶۰ شد.

    ۱۰. بهترین بابای دنیا

    فیلم سینمایی بهترین بابای دنیا

    بهترین بابای دنیا عنوان فیلمی به کارگردانی، یکی دیگر از کارگردان‌های نام‌آشنای دهه‌ی ۶۰ و ۷۰ یعنی داریوش فرهنگ است. این فیلم سومین فیلم سینمایی داریوش فرهنگ در سال ۱۳۷۰ است.

    قصه‌ی فیلم درباره‌ی پسری بازیگوش و خیالاتی است که به خاطر شیطنت‌هایش دائم از سمت پدرش سرزنش و تحقیر می‌شود. او در عالم خیال خود را زورو  می‌بیند که با گروهی گنگستر که دزدان دوچرخه هستند، درگیر می‌شوند. روزی او همراه اعضای خانواده به شهربازی می‌رود و به دست گروه گنگسترها دزدیده می‌شود. غیبت او اعضای خانواده را نگران می‌کند و پدر که نسبت به سرنوشت فرزندش نگران شده، در یک بازی خیالی، به همراه گروهی از مردم و افراد پلیس، پس از ماجرایی پر حادثه، مخفیگاه گنگسترها را می‌یابد و پسر را از زندان تخیلاتش نجات می‌دهد.

    باران کوثری اولین تجربه‌ی بازی مقابل دوربین را در این فیلم و در کودکی تجربه کرد. از دیگر بازیگران مهم فیلم می‌توان به مهدی هاشمی، گلاب آدینه و امید آهنگر اشاره کرد.

    ۱۱. شهر دست بچه‌ها

    فیلم سینمایی شهر دست بچه‌ها

    این فیلم از تخیلات و رویاهای بچه‌ها حرف می‌زند و این رویاها را به تصویر در می‌آورد. بچه‌های یک شهر از دست بزرگترهای خود به ستوه آمده‌اند پس به پیشنهاد و کمک بادبادکی به شهری پرواز می‌کنند که خالی از بزرگترهاست. در آنجا بچه‌ها امور شهر را در دست می‌گیرند و به کارهای مورد علاقه‌ی خود دست می‌زنند. اما پس از مدتی نظم شهر به هم می‌ریزد و بچه‌ها تصمیم به بازگشت می‌گیرند. بزرگترها هم که به دنبال بچه‌ها می‌گردند، پی می‌برند که در حق آنها کوتاهی و بی‌توجهی کرده‌اند. این حادثه به آنها ثابت می‌کند که به وجود هم نیازمندند.

    این قصه‌ی کودکانه را اسماعیل براری و به نویسندگی جهان خادم‌المله در سال ۱۳۷۰ کارگردانی کرده است.

    منبع مطلب : www.digikala.com

    مدیر محترم سایت www.digikala.com لطفا اعلامیه بالای سایت را مطالعه کنید.

    بررسی سینمای نوجوان ایران از سال ۹۰ تا ۹۹

    بررسی سینمای نوجوان ایران از سال ۹۰ تا ۹۹

    فیلم‌های سینمایی در سال ۹۰

    بزرگ مرد کوچک

    بررسی سینمای نوجوان ایران از سال ۹۰ تا ۹۹


    رؤیای سینما

    بررسی سینمای نوجوان ایران از سال ۹۰ تا ۹۹

    مامان، بهروز منو زد

    بررسی سینمای نوجوان ایران از سال ۹۰ تا ۹۹

    فیلم‌های سینمایی در سال ۹۱

    سیزده

    بررسی سینمای نوجوان ایران از سال ۹۰ تا ۹۹

    حوض نقّاشی

    بررسی سینمای نوجوان ایران از سال ۹۰ تا ۹۹

    تنهای تنهای تنها

    بررسی سینمای نوجوان ایران از سال ۹۰ تا ۹۹

    فیلم‌های سینمایی در سال ۹۲

    فیلم‌های سینمایی در سال ۹۳

    فرار از اردو‌

    بررسی سینمای نوجوان ایران از سال ۹۰ تا ۹۹

    شاهزاده‌ روم

    بررسی سینمای نوجوان ایران از سال ۹۰ تا ۹۹

    فیلم‌های سینمایی در سال ۹۴

    گمیچی

    بررسی سینمای نوجوان ایران از سال ۹۰ تا ۹۹

    فیلم‌های سینمایی در سال ۹۵

    ۲۱ روز بعد

    بررسی سینمای نوجوان ایران از سال ۹۰ تا ۹۹

    فیلم‌های سینمایی در سال ۹۶

    درساژ

    بررسی سینمای نوجوان ایران از سال ۹۰ تا ۹۹

    اسکی باز

    بررسی سینمای نوجوان ایران از سال ۹۰ تا ۹۹

    فیلم‌های سینمایی در سال ۹۷

    تپلی و من

    بررسی سینمای نوجوان ایران از سال ۹۰ تا ۹۹

    فیلم‌های سینمایی در سال ۹۷

    منطقه پروازممنوع

    بررسی سینمای نوجوان ایران از سال ۹۰ تا ۹۹

    ۲۳ نفر

    بررسی سینمای نوجوان ایران از سال ۹۰ تا ۹۹

    آخرین داستان

    بررسی سینمای نوجوان ایران از سال ۹۰ تا ۹۹

    فیلم‌های سینمایی در سال ۹۹

    منبع مطلب : shahraranews.ir

    مدیر محترم سایت shahraranews.ir لطفا اعلامیه بالای سایت را مطالعه کنید.

    10 فیلم مهم سینمای کودک ایران

    عصرایران - هم‌زمان با هفته ملی کودک از (12 مهر تا 19 مهر) ؛ 10 فیلم مهم و تاثیرگذار سینمای ایران با موضوع کودک را مرور می‌کنیم:

    1 - خانه دوست کجاست؟

    کارگردان: عباس کیارستمی
    سال ساخت:‌ ۱۳۶۵

    یکی از بهترین نتایج حاصل شده از همکاری عباس کیارستمی با کانون پرورش فکری کودکان که راه کیارستمی را به سمت جشنواره‌های مهم باز کرد. فیلم را با توجه به سوژه و تهیه‌کننده‌اش در گروه فیلم‌های کودک و نوجوان قرار می‌دهند.

    داستان سرراست کودکی که دفتر مشق دوستش پیش‌اش جا مانده و کل روز را دنبال خانه همکلاسی‌اش می‌گردد. فضای شمال کشور، فضاپردازی به شدت مینی‌مال، استفاده از نابازیگران و مردم محلی و داستان انسان‌دوستانه فیلم کیارستمی به شدت مخاطبان را تحت‌تاثیر قرار داد. آن مسیر روی تپه که به یک درخت آن بالا منتهی‌ می‌شود تبدیل به شمایلی از سینمای عباس کیارستمی شد.

    خانه دوست

    2- باشو، غریبه کوچک

    کارگردان: بهرام بیضایی
    سال ساخت:‌ ۱۳۶۵

    در میان فیلم‌های ضدجنگ که آن سال‌ها به اسم فیلم جنگی ساخته می‌شدند «باشو، غریبه کوچک» بیضایی متفاوت‌ترین و یکی از ظریف‌ترین‌هایشان است. در جریان جنگ پسر بچه‌ای تنها از جنوب متواری شده و به شمال کشور می‌رسد. پسرک فقط بلد است عربی صحبت کند و زن شمالی که او را پیدا می‌کند احساسات مادری‌اش بیدار می‌شود و می‌خواهد از پسر در مقابل هجوم زمانه و البته زبان نیش‌دار همسایه‌ها دفاع کند.

    تا سال‌ها سوسن تسلیمی این فیلم تنها نماد واقعا مادرانه سینمای ایران بود که در ذهن‌مان داشتیم. و البته به جز خاک میهن برای همه (چیزی شبیه همان آغوش مادرانه سوسن تسلیمی) مساله مهم دیگر بیضایی در این فیلم، زبان است. زن و بچه‌ای که زبان یکدیگر را نمی‌فهمند و به حکم انسانیت و مهر همزبان می‌شوند.

    باشو

    3- سازدهنی

    کارگردان: امیر نادری
    سال ساخت: 1352

    این فیلم که از تولیدات امور سینمایی کانون پرورش فکری است، داستان امیرو پسرکی ساده است که در حوالی بوشهر زندگی می‌کند. او آن‌قدر افسار گسیخته است که همیشه یک پای دعوای همسن و سال‌های خودش است. عبدالله نوجوانی است که پدرش، برای آن‌که او را به ختنه کردن راضی کند، یک ساز دهنی به او می‌دهد. بچه‌های بندر به ساز عبدالله علاقه‌مند می‌شوند، و عبدالله در ازای کولی گرفتن از بچه‌ها سازش را در اختیار آن‌ها می‌گذارد. امیرو بیش از دیگران به ساز علاقه‌مند می‌شود، و بیش از دیگران به عبدالله کولی می‌دهد...

    ساز دهنی در زمره فیلم‌های موفق سینمای کودک است که پیش‌تر مدال طلای شهر جیفونی در سال ۱۳۶۹ و جایزه گریفون برنزی و یادبود دومنیکو مکولی را، در همین سال از آن خود کرده است.

    ساز دهنی

    4- بچه‌های آسمان

    کارگردان: مجید مجیدی
    سال ساخت:‌ ۱۳۷۵

    طبعا اولین فیلم ایرانی که به جمع پنج اثر نامزد اسکار بهترین فیلم خارجی‌زبان راه یافت باید در این فهرست حضور داشته باشد. «بچه‌های آسمان» از آن فیلم‌های سهل و ممتنع است. فیلمی درباره کودکی سخت‌کوش که استثنائا شباهتی به فیلم‌های کیارستمی نداشت.

    رنج اجتماعی قهرمان فیلم از نوع دیگری بود. در خانواده‌ای فقیر پسر برای اینکه بتواند برای خواهرش کفش تهیه‌ کند می‌خواهد در یک مسابقه دوی مدرسه دوم شود. کفش جایزه نفر دوم است. او آنقدر تلاش می‌کند که از همه جلو می‌زند و اول می‌شود. سکانس آخر به سیاق فیلم‌های مجیدی حالتی معنوی دارد. ماهی‌ها دور پاهای زخمی پسر حلقه زده‌اند گویا که دارند پای او را می‌بوسند.

    بچه های آسمان

    5- خواهران غریب

    کارگردان: کیومرث پوراحمد
    سال ساخت:‌ ۱۳۷۴

    اقتباس کیومرث پوراحمد از کتاب نوجوان اریش کستنر «خواهران غریب» به دلیل بازی خسرو شکیبایی و افسانه بایگان، موسیقی ناصر چشم آذر و روایت ساده و صمیمانه کارگردان باید بیشتر از این‌ها قدر می‌دید.

    یکی از آن فیلم‌هایی که باید مشابه آن برای سینمای کودک و سینمای بدنه بیشتر ساخته شود. فیلم‌های آبرومند، درست، استاندارد و شیرینی که هم حرمت سلیقه تماشاگران سینما را نگهمیدارند و هم می‌توانند با قصه‌شان تا انتها او را همراه کنند. «خواهران غریب» بعد از این بیست و چند سال هنوز هم فیلمی دیدنی است.

    خواهران غریب

    6- کلاه‌قرمزی و پسرخاله

    کارگردان: ایرج طهماسب
    سال ساخت:‌ ۱۳۷۳

    یک جایی باید از ایرج طهماسب و حمید جبلی بابت خلق عروسک‌های بامزه‌شان تشکر کرد. بگذریم که کلاه قرمزی با آیتم‌های تلویزیونی‌اش شناخته شد و در تلویزیون هم جذاب‌تر است اما اولین فیلم از سری «کلاه قرمزی» یک اتفاق بود.

    یک اتفاق برای سینمای کودک و یک اتفاق برای گیشه سینماها. اتفاقی که هر چند دنباله‌هایش چندان خوشایند نبودند اما قسمت اول آن خیلی خوب نوشته و شخصیت‌پردازی شده بود. داستان اینکه کلاه قرمزی اصلا از کجا آمده و چطور شده که با آقای مجری سر و کارش به تلویزیون افتاده است. شوخی‌های فیلم خوب درآمده‌اند و کاراکترها هم صمیمی و دوست‌داشتنی هستند.

    کلاه قرمزی

    7- بادکنک سفید

    کارگردان: جعفر پناهی
    سال ساخت:‌ ۱۳۷۳

    پیش از آنکه پناهی سراغ مضامین تلخ اجتماعی برود اما در عین حال فیلم سویه اجتماعی‌اش را هم حفظ کرده است. به شدت تحت‌تاثیر عباس کیارستمی و فیلم‌هایی که با کانون پرورش فکری کودکان ساخته بود.

    داستان دختربچه‌ای که برای خرید ماهی قرمز عید از مادرش پول گرفته اما پول داخل چاه فاضلاب می‌افتد و با کمک یک پسر بادکنک‌فروش آن را بیرون می‌آورند. نکته بامزه این است که در آن زمان تهیه‌کننده فیلم پناهی شبکه دوم صدا و سیما بود. بازیگر نقش دختربچه درخشان است. فیلم برنده دوربین طلای جشنواره کن شد. فیلمنامه را پناهی و عباس کیارستمی با هم نوشته‌اند.

    بادکنک سفید

    8- دونده

    کارگردان: امیر نادری
    سال ساخت:‌ ۱۳۶۳

    امیر نادری پیش از کارگردانی عکاس بوده و شاید قدرت بصری «دونده» هم از همین جا ناشی شود. اول این که صحنه‌ها معمولا بدون حشو و زوائد هستند. نادری نمی‌خواهد با رنگ‌ها یا عناصر دیگر احساسات مخاطبش را نشانه بگیرد. «دونده» از نظر بصری گویا و جاندار است و قرار نیست یک فیلم رئال چیزی بیشتر از این‌ها داشته باشد. پس‌زمینه پشت سر امیرو، قهرمان فیلم تا حد امکان خلوت است تا توجه ما معطوف به قهرمانمان باشد.

    کافی است یک بار دیگر دویدن‌های امیرو را کنار ساحل ببینید تا دستتان بیاید کارگردان و فیلمبردار با کمک یکدیگر چه تصاویری خلق کرده‌اند. هیچ داستانی هم که در کار نباشد، باز صحنه دویدن آن اندام سیاه در حالی که پس زمینه دریای سفید درخشان است، لذت بصریتان را تامین می‌کند. فیلمی درباره کودکی که می‌خواهد بازنده نباشد.

    قرار نیست به مردم شهر یا دوستانش یا به مخاطب فیلم چیزی را ثابت کند. قرار است خودش از خودش راضی باشد که هست. قبل از مسابقه آخر یک دیالوگ شاهکار دارد که چکیده فیلم «دونده» است: «هر چی مسابقه باشه هستم و هر موقع باشه میام.»

    دونده

    9- دزد عروسک‌ها

    سال ساخت: 1368
    کارگردان: محمدرضا هنرمند

    فیلم دزد عروسک‌ها یکی دیگر از فیلم های کودک و نوجوان در اواخر دهه 60 است که از آثار به‌یادماندنی آن دوره محسوب می‌شود. محمدرضا هنرمند علاوه بر کارگردانی، نویسنده این اثر نیز هست. این فیلم اولین تجربه بازیگری مهراه شریفی‌نیا است که در سن 8 سالگی با مادر خود آزیتا حاجیان به ایفای نقش پرداخته است.

    مادر لیلا و بهرام قرار است با گرفتن وام مسکن و خریداری یک خانه بچه‌هایش را از دردسرهای صاحب خانه‌شان، خورخور، نجات دهد. اما عجوزه که بیرون از شهر زندگی می‌کند و نمی‌خواهد آن‌ها روی آرامش به خود ببینند.

    دزد عروسکها

    10- نفس

    کارگردان: نرگس آبیار
    سال ساخت:‌ ۱۳۹۴

    نرگس آبیار مردانه، جسورانه و به دور از سانتی‌مانتالیسم فیلم می‌سازد و «نفس» روایتی متفاوت از جنگ از دریچه نگاه یک دختربچه است.

    دختربچه‌ای که همراه پدرش در بیغوله‌ای زندگی می‌کنند و بعد به تهران می‌آیند. ما بخشی از تاریخ ایران را از دریچه نگاه چشم دخترک می‌بینیم. شیوه روایت نرگس آبیار نفس‌گیر و متمایز است. سابقه ادبیاتی کارگردان کاملا در فیلم مشهود است.

    آبیار از تمام ابزارهای در دستش از ادبیات گرفته تا انیمیشن استفاده می‌کند تا روایتش جذاب و بدون احساساتی شدن احساس‌برانگیز از کار درآید. کاش نمای پایانی فیلم همان نمای جشنواره باقی می‌ماند. نمایی از بهار که چطور جنگ تکانش می‌دهد. اما حتی با وجود پایان نچسبی که در اکران بخاطر جلب مخاطب و گرفتن تلخی بیش از حد فیلم به آن تلقین شد هنوز هم «نفس» فیلم قابل تاملی است.

    10 فیلم مهم سینمای کودک ایران

    منبع مطلب : www.asriran.com

    مدیر محترم سایت www.asriran.com لطفا اعلامیه بالای سایت را مطالعه کنید.

    جواب کاربران در نظرات پایین سایت

    مهدی : نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    مهدی 11 ماه قبل
    0

    نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    برای ارسال نظر کلیک کنید