در حال پالایش مطالب میباشیم تا اطلاع ثانوی مطلب قرار نخواهد گرفت.
    توجه : تمامی مطالب این سایت از سایت های دیگر جمع آوری شده است. در صورت مشاهده مطالب مغایر قوانین جمهوری اسلامی ایران یا عدم رضایت مدیر سایت مطالب کپی شده توسط ایدی موجود در بخش تماس با ما بالای سایت یا ساماندهی به ما اطلاع داده تا مطلب و سایت شما کاملا از لیست و سایت حذف شود. به امید ظهور مهدی (ع).

    فرهنگ بومی قزوین برای درس آزاد

    1 بازدید

    فرهنگ بومی قزوین برای درس آزاد را از سایت پست روزانه دریافت کنید.

    آداب و رسوم مردم قزوین در مراسم مختلف

    آداب و رسوم مردم قزوین در مراسم مختلف

    آداب و رسوم مردم قزوین, هدیه زمستانی

    آداب و رسوم مردم قزوین در مراسم مختلف

    به عقیده مادربزرگ‌های قزوینی اگر در این شب ننه سرما گریه کند باران می‌بارد، اگر پنبه‌های لحاف بیرون بریزد برف می‌آید و اگر گردنبند مرواریدش پاره شود...

    شب چله مردم استان قزوین نیز همچون دیگر هموطنان ایرانی، این آیین کهن را با رفتن به خانه بزرگ ترها می‌گذرانند. به عقیده بزرگ‌ترها صرف میوه‌های مختلف خشک و تر و میوه‌های سرخ فام که به «شب چره» معروف است، همراه با خوراکی‌های دیگر شگون داشته و زمستان پربرکتی را نوید می‌دهد. در بعضی مواقع که مادربزرگ‌ها در آوردن تنقلات تاخیر می‌کنند کوچک ترها شعر «هرکه نیارد شب چره- انبارش موش بچره» سر می‌دهند، که مادربزرگ در آوردن «شب چره» تعجیل می‌کند.

    در این شب اغلب مردم قزوین با خوردن سبزی پلو با ماهی دودی و سپس هندوانه، انار، انواع تنقلات از جمله کشمش، گردو، تخمه، آجیل مشکل گشا و انجیرخشک، شب نشینی خود را به اولین صبح زمستانی گره می‌زنند. به عقیده مادربزرگ‌های قزوینی اگر در این شب ننه سرما گریه کند باران می‌بارد، اگر پنبه‌های لحاف بیرون بریزد برف می‌آید و اگر گردنبند مرواریدش پاره شود تگرگ می‌آید.

    یکی دیگر از آداب و رسوم «شب یلدا» فرستادن «خونچه چله» از سوی داماد به عنوان هدیه زمستانی برای عروس است. در این خونچه برای عروس پارچه، جواهر، کله قند و ۷ نوع میوه مثل گلابی، هندوانه، خربزه، سیب و به با تزئینات خاصی فرستاده می‌شود.

    موسیقی
    موسیقی رایج در شهر قزوین تفاوت چندانی با موسیقی دستگاهی ایران  ندارد. تنها در گذشته این آوازها و دستگاه ها که در مکتب های متفاوت اجرا می شد از جمله مکتب خراسان، مکتب تهران و … مکتبی نیز وجود داشته به نام مکتب قزوین که امروزه فراموش شده است. این مکتب تا اواخر دوران قاجاریه رایج بود، در آن زمان هنرمندانی مانند: اقبال سلطان ملقب به اقبال آذر که از اساتید مسلم آواز ایران به حساب می آید از قزوین به شهر تبریز مهاجرت می کنند. او با تلفیق این شیوه آوازی و موسیقی آذری مکتب تبریز را پایه گذاری می کند.

    آداب و رسوم مردم قزوین, هدیه زمستانی

    جشن ها
    جشن انار
    در بخش تارم اواخر شهریور ماه یا اوایل مهر یک روز از قبل تعیین می شود تا در آن روز اهالی روستا دسته جمعی به مزارع انار بروند و به همراه نواختن دایره و یا سرنا و دهل شروع به چیدن انار کنند. تا قبل از این روز کسی حق ندارد اناری بچیند.     جشن فندق
    رودبار شهرستان از جمله مناطقی است که فندق به طور عمده کشت می گردد. در بسیاری از روستاهای این ناحیه در اواسط مرداد ماه جشن فندق به پا می کنند و به مانند انار چینی همه با هم به مزارع می روند در ابتدا شخصی با خواندن اشعاری که بیشتر به صورت بداهه می باشد و دیگران اشعار او را واگویه می کنند سپس همه شروع به چیدن فندق می کنند دوشیزگانی که نامزد شده اند برای همسران خود از هسته فندق رشته ای به مانند گردنبند درست می کنند به این صورت که زمانی که هسته هنوز خشک نشده با سوزن آنها را سوراخ می کنند و نخ از آن می گذرانند و در پایان دو سر نخ را به هم گره می زنند. آنها به این گردنبند ” گلوانه ” می گویند و آن را نگه داشته تا در فصل زمستان به شوهرانشان هدیه دهند.

    کشتی پهلو به پهلو
    این نوع کشتی که از قدیمی ترین انواع کشتی محسوب می شود هنگام مراسم عروسی انجام می گیرد. بدین صورت که دو نفر در کنار یکدیگر به پشت می خوابیدند و پاهای خودر را (دو پای مخالف که در کنار یکدیگر هستند) به هم گره می کردند و شروع به زور آزمایی می کردند. شخصی که دارای نیروی بیشتری بود می توانست پای رقیب خود را زود تر از زمین بلند کند و حریف خود را از جای حرکت بدهد  متاسفانه این کشتتی امروزه به فراموشی سپرده شده است.     کوسه گلین ( کوسن گلین)
    اهریمن خشکسالی یکی از قدیمیترین دشمنان ایران زمین است. ایرانیان برای مبارزه با این دیو علاوه بر کارهای عملی همچون حفر قنات و ساخت آب انبار دست به یک سری مناسک اعتقادی نیز می زدند که مراسم کوسه گلین از آن نوع است. این مراسم که به اشکال مختلف در ایران اجرا می شده در منطقه قزوین نیز به چند شیوه اجرا می شده است؛ بدین صورت که پیر زنی بوسیله پارچه و لباسهای کهنه، عروسکی کوچک درست می کند، آنرا دست گرفته و در کوچه ها به راه می افتد و بچه ها نیز پشت سر او حرکت می کنند آنها به هر خانه که می رسند صاحب خانه از وسایل تهیه آش چیزی به آنها می دهند مانند نخود، رشته و … همه آنها را جمع می کنند و آشی می پزند و بین اهالی تقسیم می کنند مردم معتقدندکه پس از چندی باران خواهد آمد. این رسم را در سالهایی که دچار خشکسالی بوده  برگزار کرده اند.

    آداب و رسوم مردم قزوین, هدیه زمستانی

    چمچمه خاتون
    نوعی دیگر از مراسم طلب باران است و آن بدین صورت است که داخل یک قدح آب می ریزند و آن را به پشت بام می برند و با یک چمچمه کم کم آب داخل آن را به طرف آسمان می پاشند.

    چوب جنگ
    در بیشتر روستاهای استان قزوین یکی از سرگرمیهای جوانان در روز عروسی، چوب جنگ می باشد. جوانان با در دست گرفتن چوب در حین اجرای رقص پا به طور نمایشی با یکدیگر به مبارزه می پردازند.

    آداب و رسوم مردم قزوین, هدیه زمستانی

    پنجاه به در
    هر ساله بعد از ظهر روز نوزده اردیبهشت، پنجاهمین روز سال، از زمانی که زهر آفتاب ظهردم گرفته می شود، مردم قزوین منازل خود را ترک می کنند و به مصلای شهر می روند. این مصلا در میان باغهای جنوب شرقی شهر واقع شده است در گذشته در این مکان یک آب انبار و یک مسجد وجود داشته که تنها بخشی  از آب انبار آن به جا مانده است.     تیر گان (تیر ماه سیزده)
    این جشن که همان جشن تیرگان ایران باستان می باشد در روز سیزدهم تیرماه برگزار می شد.
    آیین های سوگواری شامل: سیزدهم محرم و درخت خونبار می باشد.

    پوشاک مردان
    استفاده از کلاه در گذشته بین مردان بسیار متداول بود و هر شخص به فراخور شغل و نیز وضعیت اقتصادی از نوعی کلاه استفاده می کرد.
    پیراهن ها معمولاً به رنگ سفید و ساده تهیه می گردید و تکمه یقه آن بر شانه چپ بسته می شد. در میان سینه چپ از شانه تا زیر سینه چاکی داشت. پس از آن پیراهن هایی با یقه های بلند به نام یقه قزاقی متداول شد و سپس یقه ملایی جای آن را گرفت. تن پوش دیگری که مردان قزوینی استفاده می کردند، ار خالق بسیار بلندی بود که تا انتهای پا می رسید. یقه آن ایستاده و جلو باز بود. در ناحیه کمر تنگ، و دامن آن بسیار گشاد بود و در دو پهلو دارای چاک که تا کمر می رسید. شلوار افراد کم در آمد از کرباس به رنگ آبی یا مشکی بود. بلند و گشاد و در لیفه آن از بند استفاده می کردند. بند تنبان از نخ پنبه بافته می شد. اشخاص اعیان از شلوارهای دکمه ای استفاده می کردند.
    اغلب مردان در گذشته گیوه به پا داشتند به نامهای جوراب و آجیده که در فصل تابستان مورد استفاده قرار می گرفت. اشخاص اعیان گیوه های بسیار ظریف و مرغوب تری می پوشیدند که به گیوه ملکی معروف بود.

    پوشاک زنان
    در گذشته زنان قزوینی زیر پیراهن خود شلیته به پا می کردند، به طوری که یک وجب و یا حتی کمتر از دامن بیرون می آمد. جنس پارچه آن اغلب ململ، چیت کرباس و در انواع ساده و متنوع گلدار و یا مشکی انتخاب می شد. جوانان اغلب روی شلیته با نخهای رنگی گلدوزی می کردند. شلیته گلدار جوانان دارای سجاف پهن بوده است و انواع دیگر به جای سجاف لیفه دار بوده و برای شلیته لیفه دار از پارچه ای ضخیم و سنگین مانند مخمل ترمه و تافته ابریشمی و … استفاده می کردند.
    قسمت پایین شلیته را با دست دوخته و به حالت تزیین بوده که به آن دالبر و  دندان موشی گفته می شد.
    یل یا نیم تنه قزوینی که حدوداً صد سال پیش در بین اعیان متداول بوده با استفاده از پارچه ترمه با آستری از پارچه تافته به رنگ کرم تهیه می شده که در قسمت جلو هیجده دکمه فلزی پی در پی روی آن دوخته می شد. زنان در زیر شلیته خود شلوارهایی به رنگ مشکی می پوشیدند که دمپای آن تنگ بود و بالای آن فراخ. این شلوار داری یقه بود و آن را با بند تنبان می بستند. پاپوش زنان نیز به فراخور وضع مالی خانواده دارای انواع مختلف بوده که در تابستان گیوه های ظریف می پوشیدند. زنان اعیان از کفشهای چرمی با مدلهای متداول در زمان خویش استفاده می کردند.
    به جز انواع پوششی که ذکر آنها رفت، انواع دیگر نیز در منطقه استفاده می شده است. از جمله: کوئینگ، جومه، کراس، شگ، کول چوغا، قرقره تمبون، اوزون تنبون و….

    خوراک
    قیمه نثار، دم کباب، قیمه آب دار، دیماج، رشته پلو با ماهی، آش شله قلمکار،  آش آلو، آش دوغ، آش شیرین، آش دندان کشه، ماش پیاز

    منابع:behtour.com
    vazeh.com

    منبع مطلب : www.beytoote.com

    مدیر محترم سایت www.beytoote.com لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

    فرهنگ و آداب و رسوم

    فرهنگ
          به گواهی تاریخ، این سرزمین همواره خاستــگاه دانشمنــدان ، اندیشــه ورزان و هنرورانی بوده که نام هر یک از آنان بر تارک فرهنگ ایران اسلامی درخشنده است. بزرگان و نام آورانی همچون : ابوعبدا.. قزوینی، ابومحمد عبدا.. بن عمران بن شاپور، داودبن سلیمان بن غازی، ابوغانم خادم ، احمدبن ابراهیم قزوینی، - از یاران ائمه اطهار و محدثین موثق شیعی- ابن ماجه- محدث بزرگ اهل سنت و گردآورنده سنن - عبدالجلیل قزوینی، امام الدین رافعی، زکــریا بــن محـمدقزوینی، حمدا.. مستوفی، عبیدزاکانی ، نجم الدین کاتبی، شرف جهان قزوینی، ملا خلیلا، آقارضی، واعظ، سالک، وحید،آصف، میرعماد، ملک محمد، عماد الکتاب، شهید ثالث، علامه دهخدا، سید اشرف الدین حسینی( نسیم شمال)، عارف، ملا آقا حکمی، سید موسی زرآبادی، شیخ مجتبی قزوینی، علامه رفیعی، شهید رجایی، سرلشگر بابایی و … که طلایه داران خرد و روشنایی و پاسداران حریم فرهنگ و پارسایی اند.آوازه مکاتب و مدارس فلسفی، فقهی، عرفانی و هنری قزوین در سده های مختلف، اقالیم گوناگون را درنوردیده و جویندگان معارف را به سوی خود کشانده است. حضور بزرگانی همچون صاحب بن عباد و امام احمد غزالی، خواجه نصیر طوسـی ، امیــرمــعزّی ،قــطب الدین شیــرازی، شیــخ بـهائی، میرداماد، ملاصدرا، فیض کاشانی، سید جمال الدین اسد آبادی، میرزای شیرازی و ... نشان از اعتبار حوزه های علمی ـ  فرهنگی قزوین دارد. هم اینک نیز استقرار دانشگاه بزرگ و بین المللی امام خمینی ( ره)، علوم پزشکی، کار، پیام نور، آزاد و مجتمع های آموزشی دیگر مهر تاییدی بر  شایستگی ها و توانایی های فرهنگی این خطّه از ایران عزیز است.


    نژاد
    مردم شهر قزوین از نژاد اصیل آریایی هستند. آن ها قرن های متمادی است که در این ناحیه سکونت گزیده و شهر نشینی را آغاز کرده اند . برخی از ساکنین نواحی استان ، به جز افرادی که در قسمت الموت و کوهپایه زندگی می کنند ، گروه های قومی دیگری هستند که به لحاظ سیاسی و موقعیت خاص جغرافیایی این منطقه و استفاده از امکانات آن ،‌در زمان های مختلف از نواحی دیگر به این سرزمین آمده و در آن استقرار یافته اند. گروه های قومی ساکن قزوین در منطقه قزوین عبارتند از :
    کردها و لرها:
    این گروه احتمال زیاد در دوران شاه عباس صفوی به این منطقه کوچ کرده اند . برخی دیگر معتقدند که آن ها در زمان آقا محمد خان قاجار به این سرزمین آمده و مهاجرت آن ها تا سال 1310 هجری شمسی ادامه داشته است.
    شاهسون:
    به اعتقاد «هانری فیلد» مولف کتاب « مردم شناسی ایران»، قبایل شاهسون- از نژاد ترک در اواخر قرن هجدهم میلادی به این ناحیه کوچ کرده اند.
    تات ها:
    این نژاد که تحقیقات جامعی بر روی آن ها صورت نگرفته است، ظاهرا جزء اولین گروه های مهاجر آریایی در این منطقه هستند.
    مراغی ها:
    در چند روستای بخش «رودبار الموت» و «رودبار شهرستان» مردمانی با زبان و اعتقادات خاص زندگی می کنند. آن ها مهاجرانی هستند که از منطقه « مراغه» به این مکان کوچ کرده اند.  

    زبان
    زبان های رایج در استان قزوین عبارتند از : فارسی، تاتی، مراغی، کردی، لری، ترکی و رمانلویی.
    زبان رایج مردم شهر قزوین و نیز بیشتر ساکنین بخش های شرقی این استان ، «فارسی» است. در محله های بافت قدیم شهر، سه گویش «راری ای»، «مغلواکی» و «گوی میدانی» در میان مردم متداول است. به جز زبان «مراغی» که در همه روستاهای مراغی نشین این استان به یک شکل گویش می شود ، سایر زبان ها بسته به شرایط اقلیمی و نیز تحت تاثیر زبان های همسایه ، دارای گویش های متفاوتی هستند . زبان شناسان زبان «تاتی» را از خانواده زبان مادی باستان به شمار می آورند. در چند روستای قزوین که ساکنان آن را کولی ها تشکیل می دهند ، زبان «رمانلویی» رایج است. برخی بر این اعتقادند که اهالی این روستا ها ، از کشور رومانی به این مکان نقل مکان کرده اند. در قسمت غربی الموت ، زبان «تاتی» رایج است. به دلیل همجواری این ناحیه با استان مازندران ، زبان ساکنین این منطقه با اصطلاحات زبان«طبری» همراه است.این زبان در قسمت شرقی الموت همجوار با استان گیلان دارای اصطلاحات گیلکی است.


    مفاخر استان قزوین :
    تاکنون رجال و مشاهیر بزرگ و نام آوری در زمینه های مختلف علمی، سیاسی ، هنری و ... از این سرزمین کهن برخاسته و هریک توانسته اند با خلق آثار و اقدامات ارزشمند ، تاثیری به سزا در پیشینه فرهنگ ملی داشته باشند . شخصیت هایی چون
     عماد الدین زکریای قزوینی جغرافیدان و صاحب کتاب « عجایب المخلوقات» ،
     حمداله مستوفی مورخ و شاعر،
     عبید زاکانی شاعر و طنز پرداز،
    حاج ملا محمد تقی برغانی( شهید ثالث)،
    میر عماد استاد بزرگ خوشنویسی ،
     ملا خلیل بن غازی قزوینی فقیه و مفسر دوره صفوی،
    عمادالکتاب خوشنویس چیره دست ،
     رئیس المجاهدین سردار گروه مردمی انقلاب مشروطه ،
    سید اشرف الدین حسینی(نسیم شمال) طنز پرداز آزادیخواه،
     عارف قزوینی آزادیخواه و شاعر ملی،
     علامه علی اکبر دهخدا گردآورتده فرهنگ سترگ دهخدا،
    علامه محمد قزوینی محقق و مصحح متون ادبی،
     علامه سیدابوالحسن رفیعی استاد حکمت و فلسفه،
    میرزا یحیی کیوانی(واعظ قزوینی) موسس روزنامه نصیحت،
     ابوالحسن اقبال آذر(اقبال سالطان) خواننده چیره دست آواز ایران،
     لامع قزوینی شاعر معاصر،
     دکتر سید محمد دبیر سیاقی محقق و مصحح متون ادبی،
     دکتر احسان اشراقی محقق و مورخ،
    محمد علی رجایی رئیس جمهور شهید ،
    سید علی اکبر ابوترابی سردار آزادگان،
    خلبان شهید عباس بابایی،
    سردار آزادگان شهید لشکری
    دکتر بهاء الدین خرمشاهی قرآن پژوه و حافظ شناس،
     استاد ابوالحسن محصص مستشاری خوشنویس،
    استاد محمد باقر آصف زاده نقاش،
    استاد عباس قانع حجم ساز،
    استاد احمد میر فخرایی تئاتر،
     احمد پیله چی خوشنویس،
     دکتر حسن میثمی موسیقی،
    میرزا علی اکبر خرم قزوینی(ثقفی) موسیقی،
    دکتر سید علی گرمارودی استاد ادبیات،
    دکتر هوشنگ صابری بنیانگذار ترمیم ضایعات نخاعی،
    مهندس بهرام شیخ الاسلامی اولین طراح چاه افقی نفت در دنیا و ......

    قزوین؛ پایتخت خوشنویسی ایران زمین

    قزوین پایتخت خوشنویسی ایران

    قزوین که ‎ به‎ عنوان‎‎ پایتخت‎ خوشنویسی‎‎ ایران معرفی شده است، به‎‎‎ واسطه خوشنویسـان بـزرگـی‎ کـه داشته‎‎‎، همواره به صورت‎ یک‎ از قطب‎ های خوشنویسی‎ در کشور و حتی‎ در جهان‎ مطرح‎ بوده‎ است‎.

    دیار کهن قزوین به عنوان مهد خوشنویسی کشور از دیر باز جایگاه خوشنویسانی نامی و مردانی بوده که آثار ماندگار خود را برای اعتلای فرهنگ بزرگ ایران برجای گذاشته اند.

    از بزرگان هنر خوشنویسی در قزوین می توان از میر عماد حسنی قزوینی استاد بزرگ خط نستعلیق که این خط را به کمال رسانده نام برد.
    میرزا محمد حسین عماد الکتاب قزوینی نیز از خوشنویسان سرامد کشور بود که استاد علی اکبر کاوه و استاد بوذری از بنیانگذاران انجمن خوشنویسان ایران از شاگردان وی بوده اند.
    میرزا محمد علی خیارجی قزوینی نیز اولین خوشنویسی است که بسم الله را به صورت مرغ طغرا و بسیار زیبا ترسیم کرد.
    عبدالمجید طالقانی و ملک محمد قزوینی نیز از دیگر خوشنویسان به نام قزوین بوده اند که برای این خطه و ایران با هنر خود افتخار آفریده اند.
    آثار شمار زیادی‎ از ایـن‎‎ هنـرمنـدان نیـز بویژه میرعماد قزوینی‎ به‎‎ بیشتر موزه هـای‎ جهان‎ راه‎‎ یافته است‎.
    تاریخ‎ خوشنویسی‎ در قزوین‎‎ از قرون پنجـم‎ و ششم‎ هجری‎ آغاز و در دوره‎‎‎ صفـویـه بـه اوج‎ خود رسید.

    میرعماد حسنی
    میرعماد حسنی قزوینی (۱۵۵۴-۱۶۱۵ میلادی) از سرآمدان هنر خوشنویسی ایران بویژه در سبک نستعلیق است
    استاد میرعماد با پالایش خطوط پیشینیان و زدودن اضافات و ناخالصی‌ها از پیکره نستعلیق و نزدیک کردن شگرف نسبت‌های اجزای حروف و کلمات، به اعلا درجه زیبایی یعنی نسبت طلایی رسید و قدمی اساسی در اعتلای هنر نستعلیق برداشت. با بررسی اکثریت قاطع حروف و کلمات میرعماد متوجه می‌‌شویم که این نسبت به عنوان یک الگو در تار و پود حروف و واژه‌ها وجود دارد و زاویه ۴۴۸/۶۳ درجه که مبنای ترسیم مستطیل طلایی است، در شروع قلم گذاری و ادامه رانش قلم، حضوری تعیین کننده دارد. این مهم قطعاً در سایه شعور و حس زیبایی‌شناسی وی حاصل آمده، نه آگاهی از فرمول تقسیم طلایی از دیدگاه هندسی و علوم ریاضی. میرعماد این نسبت‌ها را نه تنها در اجزای حروف بلکه در فاصله دو سطر و مجموعه دو سطر چلیپاها و کادرهای کتابت و قطعات رعایت می‌‌کرده است. وی چلیپانویسی و قطعه‌نگاری را به مرتبه یک فرهنگ ارتقا داد و به عنوان هنری مستقل از کاربرد خط نستعلیق در قاب تاریخ نشاند .

    گوهرشاد قزوینی
    وی دختر میرعماد حسنی سیفی قزوینی و آورده‌اند که همسر میرمحمدعلی خدیوالخطاطین می‌بوده و فرزند بسیار آورد که جملگی خوشنویس بودند. گوهرشاد پس از قتل میرعماد به دستور شاه عباس صفوی تا سال ۱۰۳۲ در اصفهان زیست و سال‌ها سوگوار و در غم از دست دادن پدر بود که بیش از آن تاب اقامت در شهر اصفهان را نیاورد و به موطن اصلی خود قزوین بازگشت تا اینکه به سال ۱۰۳۸ درگذشت.
    خط نستعلیق را نزد پدر خود تعلیم گرفت و در میان زنان خوشنویس کمتر کسی به زبردستی او در خط نستعلیق دیده شده است.

    میرابراهیم قزوینی
    او پسر میرعماد حسنی سیفی قزوینی است، میرابراهیم، ستوده خصال و خوش‌محاوره و پرهیزگار بوده و تعلیم خط از پدر گرفته بود و رموز کتابت را تمام و کمال آموخته. پس از قتل میرعماد، به علت پریشانی و اندوه فراوان بعضی از افراد خانواده میرعماد از جمله میرابراهیم به خراسان رفتند و پس از چهارده سال میرابراهیم به قزوین بازگشت و به تعلیم خط پرداخت و در سنین پنجاه و سه سالگی درگذشت.

    میرمحمد امین حسنی سیفی قزوینی
    وی نواده میرعماد است، در بعضی از قطعات و مرقعات که به خط وی می‌باشد. رقم "محمد امین نواده مرحوم میرعماد حسنی" نیز دیده شده و موجود است. شیوه خوشنویسی میرمحمد امین بسیار شبیه به شیوه میرعماد می‌باشد؛ بسیار شیرین و توانمند.
    احتمالاً محمدامین تا پس از سال ۱۱۲۶ نیز در قید حیات بوده است.
    از جمله آثار وی می‌توان به:
    یک نسخه تحفه المؤمنین با رقم "ذره بی‌ مقدار محمد امین نواده مرحوم مغفور میرعماد حسنی" موجود در کتابخانه سلطنتی- تهران و یک نسخه رفیق توفیق محمدعلی قزوینی در مجموعه آقای جیانی اشاره کرد.

    یحیی قزوینی
    محمدصالح اصفهانی، وی را خواهرزاده میرعماد دانسته و می‌گوید: "خوش‌نویس خوبی است و هر روز به مشق خط اشتغال دارد در قزوین بسر می‌برد. بیست تومان مواجب دارد و به کتابت شرح "ملاخلیل قزوینی" به کافی مشغول است.


    منبع مطلب : ostan-qz.ir

    مدیر محترم سایت ostan-qz.ir لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

    آداب و فرهنگ بومی استان قزوین

    تحقیق مختصر درباره ی آداب و رسوم و ادبیات و فرهنگ بومی استان قزوین

    ادبیات و فرهنگ بومی و قومی استان قزوین

    یکی از شهرهای بزرگ ایران در باختر و مرکز استان و شهرستان قزوین است. این شهر در بلندای ۱٬۲۷۸ متری از سطح دریا واقع شده است. ریشه شهر قزوین متعلق به دوران ساسانیان است. قزوین در زمان حکومت صفوی ۵۷ سال پایتخت ایران بوده است و به همین دلیل دارای اماکن و موزه‌های تاریخی بسیاری می‌باشد. قزوین از نظر تعداد اثر تاریخی رتبه نخست در ایران و سوم در جهان را دارد قزوین پایتخت بزرگ خوشنویسی ایران است و از جمله خوشنویسان معروف می‌توان به میرعماد قزوینی اشاره کرد.در شهر قزوین آثار کهن و باستانی گوناگونی از جمله حمام قجر، کاخ چهل‌ستون، امامزاده حسین، خیابان سپه (اولین خیابان ایران)قرار دارد.

    قزوین به دلیل قرار گرفتن در گلوگاه ارتباطی استان‌های شمالی و غربی کشور، نزدیکی به تهران، دارا بودن چندین شهر صنعتی و نیز برخورداری از چندین دانشگاه -از جمله دانشگاه‌های بین‌المللی امام خمینی، علوم پزشکی و آزاد اسلامی- و شماری دانشگاه غیردولتی از موقعیت خوبی برخوردار است.

    قزوین به علت دارا بودن ۲ هزار و ۵۰۰ هکتار باغستان در اطراف شهر و وجود بوستان ۱٬۴۰۰ هکتاری باراجین در سال ۱۳۹۲ از سوی معاون رئیس‌جمهور و رئیس سازمان حفاظت محیط زیست کشور به عنوان شهر پاک ایران انتخاب شد.

    قزوین شهری فارسی‌زبان است و زبان مادری اکثر اهالی شهر قزوین فارسی‌ می‌باشد بعد از فارسی‌، زبان‌های آذری و تاتی رایج‌ترین زبان‌های شهر قزوین هستند. علی‌رغم جمعیت قابل توجه ترک‌ها و تات‌ها در شهر قزوین، اغلب آن‌ها بومی خود شهر نمی‌باشند و از نقاط دیگر استان به این شهر آمده‌اند، به‌خصوص که اکثر اهالی شهرها و روستاهای استان قزوین را ترک‌ها و تات‌ها تشکیل می‌دهند. کردها از دیگر اقوام شهر قزوین هستند. ره آورد شهر قزوین پسته، باقلوا و شیرینی است.

    تاریخچه قزوین

    پیش از اسلام

    در منطقه قزوین صدها تپه باستانی شناسایی شده‌است و تنها تپه سگزآباد نشانگر شهرمندی ۹۰۰۰ ساله یکجانشینی در این دشت برومند است. منطقه قزوین به لحاظ موقعیت جغرافیایی، نظامی و ارتباطی در دوران‌های مختلف تاریخ مورد توجه حکومت‌های مختلف بوده است. در زمان حکومت مادها یکی از نقاط مهم کشور بوده و دژ «ماگ بیتو» در جنوب غربی قزوین و تحت فرمان «هانا سیروکا» از امیران ماد بوده است. در نیمه نخست قرن نهم پیش از میلاد، دژ «ماگ بیتو» در قزوین مورد هجوم «آداد پنجم» فرمانروای آشور قرار گرفت و ویران شد.

    بنای شهر قزوین را به شاپور ذوالاکتاف نسبت داده و می‌گوید آنجا را شاد شاپور نامید. عبدالکریم رافعی در التدوین فی تواریخ قزوین به قزوین و زکریای بن محمد محمود ممکونی در آثارالبلاد و یاقوت حموی در معجم البدان به گفته ازاین فقیه و شاهزاده فرهاد میرزا معتمدالدوله در نسک هدایه السبیل و کفایه الدلیل باستناد شهرت قزوین را از بناهای شاپور ذوالاکتاف نگاشته‌اند ولی ولی احمد بن ابی عبدالله برقی در نسک النبیان و خواجه حمدالله مستوفی درتاریخ گزیده و محمد حسنخان اعتماد السلطنه در نسک مرآت البدان و امین احمد رازی در هفت ا. قلیم به گفته از البنیان و استاد و بارزایش خاور شناس نامی روس در نسک جغرافیای تاریخی ایران بنای شهر قزوین را به شاپور اول منسوب داشته‌اند. شمس الدین سامی بیک در قاموس الاعلام ترکی در این باره تردید کرده و نوشته‌است که از ایرانیان شاپور ذوالاکتاف با یکی از بهرام‌ها شهر قزوین را بنیاد نموده‌اند.

    سرچشمه اصلی این دو قول یکی اخبار البدان ابن فقیه و دیگری البنیان احمد بن ابی عبدالله برقعی است که نویسندگان پیشین نیز عموماً با این دو مآخذ استناد داشته‌اند. البته نمی‌توان در این باره دید قطعی داد ولیکن با بررسی اوضاع دوران فرمانروائی این دو پادشاه دریافته می‌شود که زمان شاپور ذوالاکتاف که بواسطه صغر سن نمی‌توانست در کارهای کشور کارآمد باشد سراسر مملکت دستخوش کشتار و تاراج طوایف درونی و بیرونی بود.

    بنابراین باره‌است بانی قزوین را بنا به نگارش ابن دانشور شاپور ذوالاکتاف بدانیم اما این که ابن دانشور آورده است شاپور ذوالاکتاف شهر قزوین را بنا کرده و آن را شاد شاپور نامید. دیگران نیز در این زمینه شرحی نگاشته‌اند از جمله حمدالله مستوفی در دیرینه گزیده به گفته از نسک البنیان قدری بتفصیل پرداخته‌اند و نوشته‌است شهر قزوین را شاپور بن اردشیر بابکان ساخته و آنرا شادشاپور نام کرد همانا آن شهری که در میان قزوین ساخته‌اند چنانچه رودخانه چند بر جنوبی آن روانست و رودخانه ابهر بر شمالی آن و از آنجا اطلال بار و پدیدارست.

    محمد حسنخان اعتماد السلطنه نیز در نسک مرآت البلدان به گفته از نسک البنیان این موضوع را تا اندازه‌ای روشن‌تر به کلک آورده و می‌گوید قزوین را شاپور بن اردشیر بابکان ساخت و شاد شاپور نام نهاد و همانا آن شهری بود که میان رودخانه‌های خررود و ابهر رود می‌ساخته‌اند و آنجا اطلال بار و پدیدار است و مردم آنجا در دیه نرجه که به اردشیر بابکان منسوب است مسکونند و مشهور است در نسک گردآوری رافعی مسطور که حصار شهرستان قزوین اکنون جایی است در میان شهر شاپور ذوالاکتاف ساسانی ساخته‌است.

    پس از اسلام

    قزوین به دنبال گشایش آن در سال ۲۱ هجری به نام مرز و ثغر مسلمین شناخته شد و مسلمانان برای جهاد با کفار دیلم به سوی آن رهسپار گشتند. روایات فراوانی که در بزرگی قزوین بازگویی شده و کارکرد زمامداران حکومت اسلامی در پشتیبانی از نگاهبانان قزوین ارج والای آن را می‌نماید.

    اعزام چهار هزار تن از مسلمانان به فرماندهی ربیع بن خثیم در سال ۳۶ هجری و پیش از جنگ صفین به قزوین به دست علی نمونه‌ای از این توجه‌است. بدیهی است که شهر کهن قزوین که به استواری محدود بوده و گنجایش گسیل سترگ کوچندگان و مجاهدان را نداشته و لزوم گسترش آن برای کشش بیشتر مسلمین اعزامی به قزوین احساس می‌شده‌است.

    سعید بن العاص بن امیه که از طرف عثمان والی کوفه بوده برای جنگ با دیلمیان به قزوین می‌آید و آن را شهری استوار و آباد می‌کند قطعاً این عمران اولیه قبل از سال ۳۵ هجری که سال قتل عثمان است صورت گرفته‌است.

    خانه سازی در بیرون از قلعه کهن شهر ظاهراً نخستین بار بدست محمد بن سنان عجلی و در سال ۹۰ هجری انجام شده و دیگران نیز به تقلید از او در بیرون از شهر به خانه سازی پرداخته‌اند و شهر را گسترش بخشیده‌اند. پیش از سال ۱۶۹ هجری در سالهای خلافت مهدی عباسی و زمانی که فرزندش موسی الهادی ولیعهد بوده و شهرک به نامهای مدینه موسی و مبارکیه در کنار قزوین ساخته شد و همین دستور به گسترش شهر کمک شایانی کرد.

    ♦ آداب و رسوم مردم قزوین در مراسم مختلف

    به عقیده مادربزرگ‌های قزوینی اگر در این شب ننه سرما گریه کند باران می‌بارد، اگر پنبه‌های لحاف بیرون بریزد برف می‌آید و اگر گردنبند مرواریدش پاره شود…

    شب چله مردم استان قزوین نیز همچون دیگر هموطنان ایرانی، این آیین کهن را با رفتن به خانه بزرگ ترها می‌گذرانند. به عقیده بزرگ‌ترها صرف میوه‌های مختلف خشک و تر و میوه‌های سرخ فام که به «شب چره» معروف است، همراه با خوراکی‌های دیگر شگون داشته و زمستان پربرکتی را نوید می‌دهد. در بعضی مواقع که مادربزرگ‌ها در آوردن تنقلات تاخیر می‌کنند کوچک ترها شعر «هرکه نیارد شب چره- انبارش موش بچره» سر می‌دهند، که مادربزرگ در آوردن «شب چره» تعجیل می‌کند.

    در این شب اغلب مردم قزوین با خوردن سبزی پلو با ماهی دودی و سپس هندوانه، انار، انواع تنقلات از جمله کشمش، گردو، تخمه، آجیل مشکل گشا و انجیرخشک، شب نشینی خود را به اولین صبح زمستانی گره می‌زنند. به عقیده مادربزرگ‌های قزوینی اگر در این شب ننه سرما گریه کند باران می‌بارد، اگر پنبه‌های لحاف بیرون بریزد برف می‌آید و اگر گردنبند مرواریدش پاره شود تگرگ می‌آید.

    یکی دیگر از آداب و رسوم «شب یلدا» فرستادن «خونچه چله» از سوی داماد به عنوان هدیه زمستانی برای عروس است. در این خونچه برای عروس پارچه، جواهر، کله قند و ۷ نوع میوه مثل گلابی، هندوانه، خربزه، سیب و به با تزئینات خاصی فرستاده می‌شود.

    ♦ موسیقی های استان قزوین

    موسیقی رایج در شهر قزوین تفاوت چندانی با موسیقی دستگاهی ایران ندارد. تنها در گذشته این آوازها و دستگاه ها که در مکتب های متفاوت اجرا می شد از جمله مکتب خراسان، مکتب تهران و … مکتبی نیز وجود داشته به نام مکتب قزوین که امروزه فراموش شده است. این مکتب تا اواخر دوران قاجاریه رایج بود، در آن زمان هنرمندانی مانند: اقبال سلطان ملقب به اقبال آذر که از اساتید مسلم آواز ایران به حساب می آید از قزوین به شهر تبریز مهاجرت می کنند. او با تلفیق این شیوه آوازی و موسیقی آذری مکتب تبریز را پایه گذاری می کند.

    ♦ جشن ها در استان قزوین

    در بخش تارم اواخر شهریور ماه یا اوایل مهر یک روز از قبل تعیین می شود تا در آن روز اهالی روستا دسته جمعی به مزارع انار بروند و به همراه نواختن دایره و یا سرنا و دهل شروع به چیدن انار کنند. تا قبل از این روز کسی حق ندارد اناری بچیند. جشن فندق
    رودبار شهرستان از جمله مناطقی است که فندق به طور عمده کشت می گردد. در بسیاری از روستاهای این ناحیه در اواسط مرداد ماه جشن فندق به پا می کنند و به مانند انار چینی همه با هم به مزارع می روند در ابتدا شخصی با خواندن اشعاری که بیشتر به صورت بداهه می باشد و دیگران اشعار او را واگویه می کنند سپس همه شروع به چیدن فندق می کنند دوشیزگانی که نامزد شده اند برای همسران خود از هسته فندق رشته ای به مانند گردنبند درست می کنند به این صورت که زمانی که هسته هنوز خشک نشده با سوزن آنها را سوراخ می کنند و نخ از آن می گذرانند و در پایان دو سر نخ را به هم گره می زنند. آنها به این گردنبند ” گلوانه ” می گویند و آن را نگه داشته تا در فصل زمستان به شوهرانشان هدیه دهند.

    –  کشتی پهلو به پهلو

    این نوع کشتی که از قدیمی ترین انواع کشتی محسوب می شود هنگام مراسم عروسی انجام می گیرد. بدین صورت که دو نفر در کنار یکدیگر به پشت می خوابیدند و پاهای خودر را (دو پای مخالف که در کنار یکدیگر هستند) به هم گره می کردند و شروع به زور آزمایی می کردند. شخصی که دارای نیروی بیشتری بود می توانست پای رقیب خود را زود تر از زمین بلند کند و حریف خود را از جای حرکت بدهد متاسفانه این کشتتی امروزه به فراموشی سپرده شده است. کوسه گلین ( کوسن گلین)
    اهریمن خشکسالی یکی از قدیمیترین دشمنان ایران زمین است. ایرانیان برای مبارزه با این دیو علاوه بر کارهای عملی همچون حفر قنات و ساخت آب انبار دست به یک سری مناسک اعتقادی نیز می زدند که مراسم کوسه گلین از آن نوع است. این مراسم که به اشکال مختلف در ایران اجرا می شده در منطقه قزوین نیز به چند شیوه اجرا می شده است؛ بدین صورت که پیر زنی بوسیله پارچه و لباسهای کهنه، عروسکی کوچک درست می کند، آنرا دست گرفته و در کوچه ها به راه می افتد و بچه ها نیز پشت سر او حرکت می کنند آنها به هر خانه که می رسند صاحب خانه از وسایل تهیه آش چیزی به آنها می دهند مانند نخود، رشته و … همه آنها را جمع می کنند و آشی می پزند و بین اهالی تقسیم می کنند مردم معتقدندکه پس از چندی باران خواهد آمد. این رسم را در سالهایی که دچار خشکسالی بوده برگزار کرده اند.

    – چمچمه خاتون

    نوعی دیگر از مراسم طلب باران است و آن بدین صورت است که داخل یک قدح آب می ریزند و آن را به پشت بام می برند و با یک چمچمه کم کم آب داخل آن را به طرف آسمان می پاشند.

    در بیشتر روستاهای استان قزوین یکی از سرگرمیهای جوانان در روز عروسی، چوب جنگ می باشد. جوانان با در دست گرفتن چوب در حین اجرای رقص پا به طور نمایشی با یکدیگر به مبارزه می پردازند.

    – پنجاه به در

    هر ساله بعد از ظهر روز نوزده اردیبهشت، پنجاهمین روز سال، از زمانی که زهر آفتاب ظهردم گرفته می شود، مردم قزوین منازل خود را ترک می کنند و به مصلای شهر می روند. این مصلا در میان باغهای جنوب شرقی شهر واقع شده است در گذشته در این مکان یک آب انبار و یک مسجد وجود داشته که تنها بخشی از آب انبار آن به جا مانده است. تیر گان (تیر ماه سیزده)
    این جشن که همان جشن تیرگان ایران باستان می باشد در روز سیزدهم تیرماه برگزار می شد.
    آیین های سوگواری شامل: سیزدهم محرم و درخت خونبار می باشد.

    لباس محلی مردم قزوین

    – پوشاک مردان

    استفاده از کلاه در گذشته بین مردان بسیار متداول بود و هر شخص به فراخور شغل و نیز وضعیت اقتصادی از نوعی کلاه استفاده می کرد. پیراهن ها معمولاً به رنگ سفید و ساده تهیه می گردید و تکمه یقه آن بر شانه چپ بسته می شد. در میان سینه چپ از شانه تا زیر سینه چاکی داشت.

    پس از آن پیراهن هایی با یقه های بلند به نام یقه قزاقی متداول شد و سپس یقه ملایی جای آن را گرفت. تن پوش دیگری که مردان قزوینی استفاده می کردند، ار خالق بسیار بلندی بود که تا انتهای پا می رسید. یقه آن ایستاده و جلو باز بود. در ناحیه کمر تنگ، و دامن آن بسیار گشاد بود و در دو پهلو دارای چاک که تا کمر می رسید. شلوار افراد کم در آمد از کرباس به رنگ آبی یا مشکی بود. بلند و گشاد و در لیفه آن از بند استفاده می کردند. بند تنبان از نخ پنبه بافته می شد. اشخاص اعیان از شلوارهای دکمه ای استفاده می کردند.

    اغلب مردان در گذشته گیوه به پا داشتند به نامهای جوراب و آجیده که در فصل تابستان مورد استفاده قرار می گرفت. اشخاص اعیان گیوه های بسیار ظریف و مرغوب تری می پوشیدند که به گیوه ملکی معروف بود.

    – پوشاک زنان

    در گذشته زنان قزوینی زیر پیراهن خود شلیته به پا می کردند، به طوری که یک وجب و یا حتی کمتر از دامن بیرون می آمد. جنس پارچه آن اغلب ململ، چیت کرباس و در انواع ساده و متنوع گلدار و یا مشکی انتخاب می شد. جوانان اغلب روی شلیته با نخهای رنگی گلدوزی می کردند. شلیته گلدار جوانان دارای سجاف پهن بوده است و انواع دیگر به جای سجاف لیفه دار بوده و برای شلیته لیفه دار از پارچه ای ضخیم و سنگین مانند مخمل ترمه و تافته ابریشمی و … استفاده می کردند.

    قسمت پایین شلیته را با دست دوخته و به حالت تزیین بوده که به آن دالبر و دندان موشی گفته می شد.
    یل یا نیم تنه قزوینی که حدوداً صد سال پیش در بین اعیان متداول بوده با استفاده از پارچه ترمه با آستری از پارچه تافته به رنگ کرم تهیه می شده که در قسمت جلو هیجده دکمه فلزی پی در پی روی آن دوخته می شد. زنان در زیر شلیته خود شلوارهایی به رنگ مشکی می پوشیدند که دمپای آن تنگ بود و بالای آن فراخ. این شلوار داری یقه بود و آن را با بند تنبان می بستند.

    پاپوش زنان نیز به فراخور وضع مالی خانواده دارای انواع مختلف بوده که در تابستان گیوه های ظریف می پوشیدند. زنان اعیان از کفشهای چرمی با مدلهای متداول در زمان خویش استفاده می کردند.
    به جز انواع پوششی که ذکر آنها رفت، انواع دیگر نیز در منطقه استفاده می شده است. از جمله: کوئینگ، جومه، کراس، شگ، کول چوغا، قرقره تمبون، اوزون تنبون و….

    غذاهای محلی قزوین

    قیمه نثار، دم کباب، قیمه آب دار، دیماج، رشته پلو با ماهی، آش شله قلمکار، آش آلو، آش دوغ، آش شیرین، آش دندان کشه، ماش پیاز

    ادبیات بومی قزوین

    زبان های رایج در منطقه عبارتند ازفارسی، تاتی، مراغی، کردی، لری، ترکی و رمانلوئی. زبان رایج شهر قزوین و نیز اکثر اهالی ساکن در بخشهای شرقی استان فارسی می‌باشد که درمحلات بافت قدیم شهر با سه گویش راری، مغلواکی و گوی میدانی در میان مردم متداول بوده است.

    لازم به ذکر است به جز زبان مراغی که در همه روستاهای مراغی نشین به یک شکل گویش می‌شود، زبانهای دیگر به فراخور اقلیم و همچنین تحت تأثیر زبانهای همسایه در گویشهای متفاوت در میان مردم جاری می‌باشد. زبان شناسان زبان تاتی را از خانوادهای زبان مادی باستان به حساب می‌آورند.

    زبان رمانلوئی زبانی است که در چند روستای قزوین متداول است که ساکنان آن را کولی‌ها تشکیل می‌دهند و به اعتقاد آنها اهالی این روستاها از ناحیه رومانی به این مکان نقل مکان کرده اند. مثلاً زبان تاتی که در قسمت غربی الموت رایج است، پر است از اصطلاحات زبان طبری، به خاطر اینکه آن مناطق، هم مرز با استان مازندران می‌باشد. این زبان در قسمت مشرق الموت دارای اصطلاحات گیلکی می‌شود، چون در شمال آن استان گیلانواقع شده است

    منبع مطلب : www.daneshchi.ir

    مدیر محترم سایت www.daneshchi.ir لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

    جواب کاربران در نظرات پایین سایت

    مهدی : نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    ناشناس 9 روز قبل
    1

    عالی بود

    مهدی 3 ماه قبل
    0

    نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    برای ارسال نظر کلیک کنید