توجه : تمامی مطالب این سایت از سایت های دیگر جمع آوری شده است. در صورت مشاهده مطالب مغایر قوانین جمهوری اسلامی ایران یا عدم رضایت مدیر سایت مطالب کپی شده توسط ایدی موجود در بخش تماس با ما بالای سایت یا ساماندهی به ما اطلاع داده تا مطلب و سایت شما کاملا از لیست و سایت حذف شود. به امید ظهور مهدی (ع).

    فرهنگ بومی اردبیل برای درس آزاد

    1 بازدید

    فرهنگ بومی اردبیل برای درس آزاد را از سایت پست روزانه دریافت کنید.

    آداب و رسوم و فرهنگ بومی اردبیل

    ادبیات و فرهنگ بومی و مراسم ها در شهر اردبیل

    تحقیق - مقاله آداب و رسوم و ادبیات بومی اردبیل

    تحقیق درباره اردبیل

    اَردَبیل (نام باستان: آرتاویل ) یکی از کلان شهرهای ایران و مرکز استان اردبیل در شمال غربی این کشور است. این شهر در قبل و پس از اسلام مرکز آذربایجان بوده است.

    شهرت و اهمیّت اردبیل تنها از آن جهت نیست که چند تن از پادشاهان ایران آن شهر را قرارگاه خود ساختند، بلکه از آن لحاظ است که سر حلقه فرقه صفویه، شیخ صفی‌الدین اردبیلی، از این جا برخاست و در همین‌جا به خاک سپرده شد.

    با ظهور شیخ صفی‌الدّین و خاندان صفوی، اردبیل اعتبار ویژه‌ای یافت، به طوری که این شهر در زمان تیمور، دارالارشاد و در زمان سلاطین صفوی با عنوان دارالامان از جایگاه خاصّ سیاسی، اجتماعی و فرهنگی برخوردار گردید. حکومت صفوی بسیاری از هرج و مرج‌ها را که در ایران وجود داشت، برانداخت و یک حکومت دینی و مذهبی را پایه‌گذاری کرد که به گفته بسیاری از کارشناسان تاریخ، تشکیل دولت یکی از مهم‌ترین وقایع تاریخ ایران به شمار می‌آید.

    واژهٔ اردبیل یک واژه ایرانی است که ریشه در اوستایی دارد که از واژه «آرتا» (به‌معنی مقدس که در فارسی میانه تبدیل به «ارد» شده‌است و در کلماتی نظیر اردشیر، اردوان ، اردستان، اردکان آمده‌است) و «ویل» به معنی شهر تشکیل شده‌است. وسعت این شهرستان ۳۸۱۰ کیلومتر مربّع است و چهرهٔ عمومی شهرستان اردبیل متأثّر از ارتفاعات کوهستان‌های ساوالان (سبلان)، باغرو (تالش) و بزغوش است که این عوامل طبیعی سبب محصور شدن آن شده‌اند. اردبیل از مناطق با اهمیّت ایران به شمار می‌آید و دارای آثار و ابنیّه تاریخی و جاذبه‌های طبیعی بسیار زیادی است.

    جغرافیا اردبیل

    شهر اردبیل در میان دشتی با همین نام در ارتفاع ۱۵۰۰متری از سطح دریا و در میان کوه‌های باغرو (تالش) و سبلان در شمال غرب فلات ایران جای گرفته و دارای زمستان‌های سرد و تابستان‌های معتدل است.

    مشاهیر اردبیل

    شیخ صفی‌الدین اردبیلی: نیای بزرگ دودمان صفویان از سادات بومی اردبیل است.
    شاه اسماعیل صفوی: اولینشاه؛موسس و بانی سلسله صفویه.
    الهی اردبیلی: جلال‌الدین حسین بن شرف الدین عبدالحق اردبیلی متخلص به الهی، شاعر، متصوف، متکلم، فقیه و ریاضی‌دان بزرگ اسلامی در دهه هشتم و نهم هجری.
    مقدس اردبیلی: از علما و فقهای شیعه امامیه در قرن دهم هجری.
    حاج باباخان اردبیلی: سیاست‌مدار ایرانی در دورهٔ جنبش مشروطه بود.
    صدرالممالک اردبیلی: از شاعران ترکی سرای و همچنین فارسی سرای دوره قاجار.
    سید عبدالکریم موسوی اردبیلی: از مراجع تقلید شیعه ایرانی، رئیس سابق دیوان عالی کشور و دانشگاه مفید قم.
    رحیم علی‌آبادی: کشتی‌گیر ایرانی و سومین مدال آور کشتی فرنگی ایران در رقابتهای قهرمانی جهان.
    علی دایی: بازیکن و سرمربی سرشناس فوتبال ایران.
    کریم انصاری فرد: از بازیکنان فوتبال ایران.
    نصرالله ناصح پور: از استادان ردیف‌های آواز ایرانی و از اعضای هیئت مدیره خانه موسیقی ایران.
    غفور جدی اردبیلی: سرلشکر خلبان ایرانی.
    جواد علیزاده: کارتونیست و کاریکاتوریست ایرانی و مدیرمسئول، صاحب امتیاز و سردبیر مجله طنز و کاریکاتور.
    حسین رضازاده: ملی‌پوش سابق تیم ملی وزنه‌برداری ایران و از اعضای شورای شهر تهران.
    فرهاد قائمیان: بازیگر سرشناس سینما و تلویزیون ایران.
    سلیم مؤذن‌زاده اردبیلی: از مداحان مشهوراهل بیت.
    رحیم مؤذن‌زاده اردبیلی: اذان گوی مشهور ایرانی و تاریخی جهان اسلام درآواز بیات ترک و در گوشه روح الارواح است.
    علی نیکزاد: سیاستمدار و وزیر راه و شهرسازی سابق دولت محمود احمدی‌نژاد.
    جابر عناصری: استاد و شاهنامه‌پژوه، ایران‌شناس و تعزیه‌شناس ایرانی.
    بابا صفری: مولف و تاریخ‌نگارایرانی بود که کتاب اردبیل درگذرگاه تاریخ از اوست.
    ناصر چشم‌آذر: موسیقی‌دان، آهنگ‌ساز و تنظیم کننده ایرانی است.
    ودود مؤذن: نقاش، خواننده و نوازنده و پیکرتراش ایرانی است.
    محمدرضاحسین زاده: مدیر عامل بانک ملی ایران
    عبدالرحمن عالم: استاد برجستهعلوم سیاسی دانشگاه تهران و صاحب آثار ارزشمند در زمینه علم سیاست می باشد.

    غذاهای سنتی شهر اردبیل

    از غذاهای سنتی اردبیل می‌توان به یرآلما کبابی. کباب شیشلیک، آلبالو پلو، لپه خورشت، اوماج آشی، آش دوغ، سوتلی آش، یارما آشی، بزباش، پیچاق قیمه، تاس‌کباب، ترحلوا، دومه کباب، باستیرما پلو، ترشی‌قرمه، چیغیرتما، حلوای سیاه، حلوای زرد، حلوای زنجبیل، خشیل، خورش قاتق، ساج‌ایچی، سوغان‌سو، قرمه‌سبزی، قویماق، قیساوا، قیقاناق، کوفته، لونگی و هرا اشاره کرد.

    آداب و رسوم اردبیل

    گیزلین پاچ
    معادل فارسی این کلمه “قایم موشک بازی” است و ترتیب بازی نیز تقریبا به همانگونه می باشد . در این بازی دسته ای از کودکان یک نفر را از بین خود وادار به بستن چشم یا روی کردن بدیوار می نمودند. آنگاه خود بی سر و صدا و به نحوی که او در نیابد از کنار وی دور شده هر یک در جائی پنهان می گشتند دقایق بعد آنکه چشمش بسته بود با صدای بلند داد می زد “گیزلین پاچ و گلدیم قاچ” و بلافاصله در پی جستجوی آنها به اینطرف و آنطرف می رفت و در یک مدت متعارف اگر موفق یافته یکی از آنها را پیدا می کرد برنده می شد و الا بچه ها از مخفی گاه خود در آمده به محل اولیه باز می گشتند .

    گیرجنه بازی
    گیرجنه به معنی فرفره در زبان فارسی امروزی است و مراد از آن جسمی است که بدور خود می چرخد . این کلمه در اردبیل و در معنی خاص به تکه چوبی گفته می شد که خراطها آنرا به شکل استوانه و به قطر تقریبی سه تا چهار سانتی متر و ارتفاع هفت تا هشت سانتیمتر می تراشیدند و یک قاعده آنرا بشکل مخروط در می آوردند .

    وسیله بازی غیر از گیرجنه “قمچی” بود و آن عبارت از ترکه ای از چوب بود بطول تقریباً نیم متر که بر یک سر آن نواری از پارچه و قماش یا نخ کنفی و غیره می بستند و طول این نوار به درازای چوب قمچی انتخاب می کردند. گیرجنه را بر روی نوک تیز آن با دست و در روی زمین صاف می چرخانیدند و سپس برآن می زدند و بدین طریق آنرا به چرخش وا می داشتند و چه بسا که ساعتها خود را با آن سر گرم می ساختند .

    چلینگ آغاج

    نام فارسی آن “الک دولک” است ولی طرز بازی آن دو در اردبیل و تهران با هم فرق داشت . وسیله این بازی دو تکه چوب دستی یکی بطول تقریبی ۷۵ و دیگری ۲۰ سانتیمتر بود که اولی را “آغاج” بمعنی چوب و دومی را “چلینگ” می گفتند . این بازی در اردبیل دو مرحله داشت “توخماغی” و “یانی” در قسمت اول بازی که نوبت بازی با او بود آغاج را از یک سر در کف دست طوری می گرفت که دو سه سانتی متر آن در بالای دست و بقیه در زیر دست او رو به پائین قرار گیرد آنگاه چیلینگ را بر روی آن دست و پشت بر آمدگی چوب می گذاشتند و سپس آنرا به هوا می انداختند و با پائین چوب محکم می زد .

    تکسن جوت

    با خوراکیهائی مثل نخود چی و کشمش صورت می گرفت و یکی از بازیکن ها از آنها را در مشت بسته خود گرفته از دیگری می پرسید “تک سن جوت” یعنی تعدادی که در دست اوست طاق می باشد یا جفت ؟ اگر جواب طرف با آنچه که در مشت او بود مطابق در می آمد برنده می شد و آن مقدار نخود چی یا کشمش را که در دست وی بود از او می گرفت . اما اگر جواب او با آن مطابق در نمی آمد بازنده می شد و به همان تعداد از آن خوردنی به وی می داد .

    گلین و بیگچه

    مهمترین بازی آنها عروسک بازی بود که بنام “گلین” می نامیدند . گلین در زبان ترکی بنام “عروس” است و در عمل به مجسمه های بخصوصی گفته می شد که به شکل عروس می ساختند . در قدیم خود دخترها آنها را می ساختند و گاهی هنر قابل تحسینی در این باب از خویش نشان می دادند و عروسکهای می دوختند که در حد خود از بهترین آنهائی می شدند که انسان می تواند با دست و با مواد اولیه بسازد.

    مواد لازم برای ساختن ساده ترین آنها سر شاخه های نازک چوب و یپبه و چیتهای رنگارنگ بودند دو تکه چوب را بشکل صلیب و به اندازه ای که می خواستند با نخ به هم می بستند . آنگاه در قسمت بالای آن با پنبه و گاهی با گذاشتن دگمه صورتی بشکل دایره ترتیب می دادند و برای زیبائی روی آن پس از نقاشی پرده خارجی قلوه گوسفند را که پرده شفاف و حاکی ماوراء بود و بنام “بوئرگ” خوانده می شد می کشیدند.

    بش داش

    نحوه بازی چنین بود که یکی از آنها که نوبت بازی با او بود پنج سنگ مزبور را در کف دست گذاشته همه را با هم رو به بالا در هوا می انداخت و بلافاصله پشت همان دست گذاشته همه را با هم رو به بالا در هوا می انداختند و بلافاصله پشت همان دست را برای گرفتن آنها در مسیر سقوط آنها قرار می داد .

    اگر سنگها ولو یکی از آنها در پشت دست قرار می گرفت همانها را بهمان شکل باز در هوا می انداخت و این بار با کف دست آنها را می گرفت در حرکت سوم و چهارم و پنجم هم سنگها را در زمین می ریختند و یکی از آنها را برداشته به هوا می انداختند و تا گرفتن آن سنگهای روی زمین را ابتدا دو تا دو تا بعد سه تا و یکی و بالاخره هر چهار تا را یکجا از زمین برداشته با همین دست که سنگها در آن بود سنگی را که از هوا پائین می آمد می گرفتند.

    اگر موفق باین کارها نمی شدند خودشان می مردند و بازی را تحویل طرف می دادند . در مرحله ششم نوبت تعویض سنگها بود بدین معنی که سنگها را همچنان در زیر زمین می ریختند و یکی را برداشته به همان شکل به هوا می انداختند و تا گرفتن آن یکی از سنگها را برمی داشتند . در نوبت دوم که سنگها را به هوا می انداختند آنرا که از زمین برداشته بودند با یکی از سنگها که در زمین بود عوض می نمودند و بدین طریق پس از آنکه یک یک آنها را تعویض می کرد مرحله هفتم بازی آغاز می گردید.

    در این مرحله هم سنگها را به زمین ریخته یکی را برمی داشتند . آنگاه دو انگشت بزرگ و ابهام را بصورت دروازه ای در مقابل آنها می گذاشتند و در فاصله ایکه سنگ برداشته شده را که به هوا انداخته بودند ، بگیرند . سنگهای روی زمین را یک یک با دست دیگر زده از آن دروازه می گذرانیدند . در مرحله هشتم سنگها را در کف دست گذاشته یکی را به هوا انداختند و تا گرفتن آن سنگهای دیگر را یکجا روی زمین می گذاشتند و با ر دیگر آن سنگ را که گرفته بودند به هوا انداخته تا پایین آمدن آن چهار سنگ دیگر را یکجا از زمین برداشته و سنگ به هوا انداخته شده را نیز می گرفتند . اگر این مراحل بپایان می رسید آن یکی برنده می شد و هر گاه در وسط بازی با اصطلاح خودشان می مرد بار دیگر که نوبت به او می رسید از همانجا که مانده بود بازی را تعقیب می نمود .

    پوشاک سنتی (لباس های محلی) اردبیل

    در برخی از مناطق این استان چون منطقه مغان و ارسباران ، درمیان عشایر کوچ نشین و میان روستاییان استفاده از لباس های محلی توسط مردان و زنان عمومیت دارد . لباس های محلی ایل شاهسون و ارسباران یکی از مهمت ترین جاذبه های فرهنگی به شمار می آیند. مردان ایل پوشاک اختصاصی ندارند . پوشاک آنها کت وشلوار و کلاه ( معروف به کپی یا کلاه ترک دار و نظیر کلاه مردان گیلان ) می باشد .
    پیراهن زنان ایل شاهسون از رنگ های متنوع و شاد تشکیل شده و بلند است .
    تنبان شلیته ای است که زنان می پوشند و شبیه تنبان های بانوان گیلان، بختیاری و قشقایی است . جلیقه زنان شاهسون را پارچه های دوخته شده بدون آستین تشکیل می دهد .

    موسیقی سنتی

    موسیقی محلی استان اردبیل در قالب موسیقی اصیل آذربایجان به عنوان یکی از انواع موسیقی غنی شرقی ، برگرفته از حقایق تاریخی و فرهنگی این خطه است . موسیقی محلی اردبیل در دو گروه موسیقی ردیفی یا مقام وموسیقی عاشیقی تقسیم می شود. در اردبیل نوازندگان زن را سازاندا و نوازندگان مرد را عاشق مطرب می نامند .

    از ابزار موسیقی این استان می توان به قاوال که همان دایره آذربایجانی است . بالابان (سازی بادی که چون برای نواختن بن دو لب قرار می گیرند ( به فارسی بالبان و به آذری بالابان ) تار (از سازهای ذهی است که با زخمه نواخته می شود ) دهل ( همان ناقارای آذری‌) دف کیمیانجا (کمانچه ) و … اشاره کرد.

    خواستگاری رسمی و عقد خوانی در اردبیل

    پس از آنکه دختری مورد پسند قرار می گرفت اقدام به خواستگاری رسمی می شد . علامت قبول ازدواج از طرف خانواده دختر چای شیرین بود و در این روز از اقربای دختر هم عده ای بدین مجلس که به “شیرنی ایچدی” معروف بود ، دعوت می شدند . در این مجلس میزان مهریه و شرایط طرفین و تاریخ عقد مشخص می شد نامزدی رسمی وقتی صورت می گرفت که مراسم مخصوصی به نام “شال اوزوک” انجام یابد اوزوک لفظ ترکی و به معنی انگشتری است و شال به همان معنائی است که در زبان فارسی نیز مصطلح است.

    عقدخوانی

    بین نامزدی و عقد خوانی مدت زیادی طول نمی کشید و از کسان طرفین برای مجلس عقد دعوت می شد و این دعوت غالباً از مردان مسن و میانسال به عمل می آمد . عقد خوانی در خانه دختر به عمل می آمد ولی مخارج آنرا خانواده پسر بر عهده داشت . وقتی که صیغه عقد جاری می شد مجلس در سکوت عمیق و روحانی خاصی فرو می رفت و همه به جملات خوانندگان صیغه توجه می کردند . عروس در اتاق دیگری که او را بر روی ظرف مسینی می نشاندند و در وسط پارچه ای که در بالای سر او گرفته بودند . دو تکه قند را به هم می سائیدند چون صیغه به پایان می رسید همه مبارکباد می گفتند . آنگاه با چای و شیرینی از حضار پذیرائی می کردند .

    پارچه کسدی

    قبل از بردن عروس به خانه بخت جشن دیگری گرفته می شد که مختص زنها بود . مراد از این جشن آن بود که کسان طرفین دور هم بنشینند و لباسهای عروس را بریده و بدوزند . ولی در طول زمان این کار صورت تشریفاتی به خود گرفته مبدل به یک جشن رسمی برای نشان دادن لباسها و زینت آلات عروس به دیگران شده بود .
    در آن مجلس ، که در خانه عروس برگزار می شد . سازنده ها یعنی خوانندگان و نوازندگان زن دعوت می شدند و با پذیرائی های گرم جشن می گرفتند و در ضمن آن لباسها و زینت آلاتی را که خانواده داماد برای عروس آورده بودند به مهمانان نشان می دادند . فردای آن روز کسانی از نزدیکان داماد به اتفاق خیاط به خانه عروس می آمدند و قسمتی از پارچه ها را بریده برای روز عروسی لباس می دوختند .

    حنا گجه سی

    حناگجه ، شبی بود که فردای آن عروس را به خانه داماد می بردند . این جشن هم در خانه عروس و هم درخانه داماد گرفته می شد . حنا گجه خانه عروس مخصوص دختران و زنان جوان بود اینان ، از هر دو خانواده ، از بعد از ظهر آنروز به خانه عروس دعوت می شدند و با او به حمام می رفتند و غروب برگشته در خانه عروس جشن می گرفتند و چون به دستهای عروس حنا می بستند از این رو آنرا حنا گجه یعنی شب حنا بندان می گفتند . جشن خانه داماد هم با شرکت پسران جوان برگزار می شد و دوستان و همسالان وی در آنجا گرد آمده با او به حمام می رفتند .

    شب عروسی

    بردن عروس به خانه داماد غالباً بعد از غروب صورت می گیرد . در زمانهای قدیم بعضی از خانواده ها عروس را با اسب بخانه داماد می بردند ولی بعد ها درشگه جانشین اسب شد و امروزه از ماشین استفاده می کنند . بعد از ظهر روزی که غروب آن عروس به خانه داماد می رفت جهزیه او را به اضافه لباسها و تحفه هائی که از روز نامزدی به بعد برای او آورده بودند ، به خانه داماد می بردند . عروس را مشاطه آرایش می داد و هنگام رفتن او به خانه داماد چادری به سرش می انداختند و زنهای مسنی از خانواده او وی را همراهی می کردند.

    یکنفر” ینگه” هم همراه آنها می شد تا آداب و مراسم به حجله رفتن عروس را به وی بیاموزد و در برابر کینه توزی احتمالی از او مراقبت کند . موقع رفتن عروس پدر وی ، و در صورت نبودن او برادربزرگ یا عموی او ، دم در خانه دعای خیر می داد و خوشبختی او را آرزو می کرد . در خانه داماد معمولاً شام تهیه می شد و از مردان و زنانی از بستگان طرفین دعوت به عمل می آید . رسم براین بود که داماد سه تا سیب به پشت عروس بزند و به سر او نقل و نبات بریزد و پول نثار کند . در مدخل راهروی ساختمان مجموعه یا طشت مسین می گذاشتند تا عروس از روی آن بگذرد و مثل مس در آن خانه محکم بماند .

    ترک پلو

    فردای شب عروسی برای ناهار عروس غالبا مادرش “قویماق” می فرستاد و برای شام او نیز از خانه پدرش ترک پلو می آوردند . ترک غذای مخصوصی است و آن پلویی است که با زعفران و شکر و روغن مثل کته پخته می شد . پلو را نیز گاهی با دو یا سه خورش می پختند و همه آنها را با دیگ و ظرفهائی که در آنها پخته بودند ، می فرستادند. فرستادن ترک پلو هم دارای تشریفاتی بود و در خانه عروس برای شرکت در این مراسم از جمعی از نزدیکان دعوت می شد . هم چنین کسان داماد از اقربای نزدیک خود برای صرف این غذا دعوت می کردند.

    اوز آشدی

    عروس از ساعت ورود روی خود را از دیگران ، یعنی مردان و زنان خانواده شوهر ، می پوشانید و روز اول برای آنکه نزد مادر شوهر یا خواهران وکسان داماد چادر از سر او بردارند هریک از آنها چیزی به وی هدیه می دادند . این هدیه بسته به تمکن مالی خانوادگی فرق داشت و در خانواده های متمکن سکه طلا بود و آنرا “اوز آشدی” می گفتد یعنی رونما.

    بنده تخت

    چون انتظار ورود مهمان برای خانواده داماد درمدت یک هفته و ده روز اول کار مشکلی بود لذا بعدها روز سوم عروسی را با اصطلاح عوامانه بنده تخت که تحریف شده عبارت “بانو به تخت” است بدین کار اختصاص دادند و بعد از ظهر آنروز را به طور رسمی برای پذیرائی از مهمانان مشخص ساختند .

    ایاغ آشدی

    پس از پایان این قبیل مراسم ، عروس و داماد به قصد بازدید به خانه های منسوبان و دوستان خود می رفتند. بعد از این بازدیدها تشریفات ایاغ آشدی آغاز می شد و آن عبارت از مهمانی هائی بود که خویشان و دوستان عروس و داماد ، متناسب با درجه نزدیکی که با آنها داشتند ، به افتخار آنان ترتیب می دادند و از خانواده های طرفین نیز دعوت می نمودند .

    ادبیات بومی اردبیل

    قبل از مهاجرت آریایی‏ها به ایران، زبان مردم اردبیل، زبانی بومی بوده است. پس از استقرار مادها در اردبیل، زبان اوستایی در این استان رایج میگردد. در دوره هخامنشیان زبانی فارسی وارد این استان می‏شود البته مردم این سرزمین زبان آذری که آمیخته‏ای از زبان مادی و بومیان اردبیل بوده تا دوره اشکانیان و سلوکیان نیز حفظ میکنند.

    بعد از حمله اعراب به ایران، زبان عربی در این سرزمین گسترش می‏یابد و زبان فارسی کم‏کم رایج می ‏شود. در دوره صفویان نیز مردم این استان به زبان آذری تکلم میکرده‏ اند. با آمدن ترکان به ایران و استقرار آنها در اردبیل کم‏کم زبان ترکی در اردبیل رایج میگردد و از این زمان زبان ترکی در این استان ماندگار میشود و تا امروز نیز باقی مانده است.

    در گذشته زبان مردم اردبیل آذری بوده است که به مرور زمان با زبان فارسی و ترکی آمیخته شده است و هم اکنون به جز در برخی از روستاهای خلخال، اثری از زبان آذری وجود ندارد. مردم اردبیل در حال حاضر به زبان ترکی تکلم مینمایند و زبان فارسی نیز در بین آنها رایج است. از این رو می‏توان آنها را ذولسانین دانست. مکاتبات مردم و برنامه تحصیلات در مدارس به زبان فارسی انجام می‏شود و جوانان این استان با فارسی آشنایی کامل دارند.

    برخی از واژه‏ های رایج در زبان اردبیلی عبارتند از:

    درده جر: فرد مریض و لاغر و ضعیف.
    وریان: بند آب.
    کوشن: کشتزار.

    در سال ۱۳۶۵ در …مشاهده کامل متن حدود ۴۶/۵۸ درصد جمعیت استان زبان فارسی را یاد نداشتند و ۴۸/۴ درصد فقط فارسی را میفهمیدند و ۶۳/۳۶ درصد نیز می‏توانستند به زبان فارسی سخن بگویند.
    همچنین در برخی نقاط استان مثل امامرود، شهر کلور خلخال و روستاهای اطراف آن زبان تاتی ـ آمیخته‏ای از زبان‏های طالشی، کردی و مازندرانی و در برخی نقاط مثل دهستان عنبرآباد شهرستان نمین گویش طالشی رایج است.

    منبع: ویکی پدیا – به تور

    منبع مطلب : www.daneshchi.ir

    مدیر محترم سایت www.daneshchi.ir لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

    فرهنگ بومی اردبیل

    فرهنگ بومی اردبیل

    فرهنگ بومی اردبیل

    فرهنگ هر قوم و ملت آینه تمام نمای رشد و شعور معنوی آن جامعه محسوب می شود

    فرهنگ بومی برگرفته از تمام قواعد و رسم رسوم زندگی یک قوم ،ملت در قسمتی از منطقه محسوب می شود که به صورت سینه به سینه و از گذشتگان به ارث رسیده است و شامل تمامی اعمال در زندگی روزمره اعم از خورد و خوراک نحوه پوشش ، نحوه رفتار و کنش در مقابل هم نوع ،ادبیات برگرفته از منطقه ،موسیقی بومی وتمامی رسم و رسوم های جاری می باشد.
    فرهنگ مذهبی اردبیل
    مهم‌ترین عنصر محتوائی شعر آذربایجان در پانصدسال گذشته، اختصاص بخش عظیمی از آفرینش شعری هر یک از شاعران این حدود جغرافیائی به ادبیات شیعه و مخصوصاً مرثیة‌آل‌عبا بوده است. هر یک از شاعران آذربایجان در اثر پای‌بندی کم نظیر به معارف شیعه و معالی اهل بیت طهارت ‹علیهم آلاف تحیه والسلام› یا دیوانی مستقل به این موضوع بزرگ تخصیص کرده‌اند

    اوخشامالار و آغلاشمالار

    ادبیات مرثیه ای ترکی دارای سابقه تاریخی و وسعت و گسترش فراوان آن چنان در بین ترکان اهمیت یافته است که جز لاینفک زندگی آنان گشته است و به جرات می توان گفت که این شاخه از ادبیات مکتوب تنها شاخه‌ای است که می توان نام ادبیات کاربردی و عام برای آن به کار برد. ادبیاتی که همه مردم ترک در سال حداقل 20 روزی به طور مستقیم با آن سروکار دارند و خیلی ها ابیاتی از آن را حفظ هستند. اما این شاخه مکتوب ادبیات ترکی نیز ریشه ای در ادبیات شفاهی مردم دارد که بهترین دلیل برای این امر “اوْخشاما” می باشد. در این مجال سعی خواهیم کرد نگاهی به اوْخشاماها داشته باشیم.

    موسیقی بومی، استان اردبیل

    موسیقی بومی منطقه، هم در گذشته و هم امروزه در وجود «عاشیق‌ها» خلاصه می‌شود. عاشیق‌ها هنرمندانی هستند با کوله‌باری از غم‌ها و شادی‌ها که به طور خودساخته از میان محرومان و ستمدیدگان جامعه برخاسته‌اند و نیازها و دردهای خویش و تبار خود را با نوای دلنشین «ساز» و در قالب ترانه‌های اصیل و دلپذیر، در مجالس، عروسی‌ها و قهوه‌خانه‌ها ترنم می‌کنند.
    آئین نوروز
    تشریفات جشن‌های نوروز در این منطقه نسبت به مناطق دیگر ایران، تاحدی وسیع و مفصل بوده است .

    تکم شیطانکی است به‌شکل حیوان از تخته که با پارچه‌های رنگین و تکه‌های آینه آن‌را زیبا می‌کردند و از زیر شکم بر انتهای چوب نازکی متصل کرده و این چوب را از سوراخی در وسط صفحه تخته‌ای عبور می‌دادند و به آسانی در آن سوراخ بالا و پائین می‌رفت .

    غذاهای سنتی و سوغاتی اردبیل
    از غذاهای سنتی اردبیل می‌توان به کباب شیشلیگ، آلبالو پلو، لپه خورشت، اوماج آشی، آش دوغ، سوتلی آش، یارما آشی، بزباش، پیچاق قیمه، تاس‌کباب، ترحلوا، دومه کباب، باستیرما پلو، ترشی‌قرمه، چیغیرتما، حلوای سیاه، حلوای زرد، حلوای زنجبیل، خشیل، خورش قاتق، ساج‌ایچی، سوغان‌سو، قرمه‌سبزی، قویماق، قیساوا، قیقاناق، کوفته، لونگی و هرا اشاره کرد.
    آش دوغ اردبیل( آیران آشی ) مهم‌ترین غذای سنتی اردبیل است و به‌عنوان غذای سنتی جهانی شناخته شده‌است.

    اردبیل به واسطه داشتن تاریخ کهن در ادوار مختلف وتکامل در این دوره‌ها صنایع دستی مختلفی را در جهت نیاز به ان به تکامل رسانده وبه جوامع مختلف معرفی وصادر نموده‌است.به وضوح می‌توان اوج این شکوه را در دوره صفویه جستجو نمود که بایستی این شکوه را به نام مکتب اردبیل ثبت نمود.
    بگینهmasterdoc.ir
        بافته و نساجی سنتی
        رودوزیهای سنتی
        سفال وسرامیک سنتی
        صنایع دستی تلفیقی
        صنایع دستی چرمی
        صنایع دستی چوبی وحصیری
        صنایه دستی سنگی
        نمد مالی
        گلیم بافی

    آرامگاه شیخ صفی‌الدین میراث جهانی یونسکو، مسجد جامع اردبیل و بقعه سید امین الدین جبراییل از بناهای تاریخی مهمّ این شهر به شمار می‌روند. مضافاً این که دریاچه شورابیل (در داخل شهر)،رودخانه بالیقلو چای (در داخل شهر) ، دریاچه نئور، جنگل فندق‌لو، پیست اسکی آلوارس،پیست اسکی روی چمن جنگل فندقلوی نمین(اردبیل)،پیکره سنگی بابا داوود عنبران، شهر توریستی سرعین،تفرجگاه بولاغلار و دهکده سولان در زمره جاذبه‌های گردشگری مهم این شهر به حساب می آیند.

    از دیگر جاذبه های گردشگری اردبیل، آب‌های معدنی که اغلب مزین به زیبایی‌های بی‌نظیر طبیعی می‌باشند عبارت‌اند از: خلخال سویی، قطورسویی، دودو، ایلاندو (که بر اثر زلزله ویران شده‌است)، مشه سویی، شابیل، قینرجه، ویلادره، سردابه و… همچنین آبشارها و عوارض طبیعی دیدنی مانند آبشار نره‌گر در روستای اسبوی خلخال، آبشار شورشورنه عنبران، آبشار سردابه، دریاچه واقع در قله سلطان سبلان، روستای زیبای اندبیل(خلخال) و سواحل رود قزل اوزن، جاده فوق‌العاده زیبای خلخال به اسالم، مراتع وسیع دامنه سبلان روستای اناردر جاده اردبیل به مشکین شهر زادگاه مادر بابک خرمدین وقلعه مربوط به بابک خرمدین مبارز اردبیلی میباشد.

    سوغات

    از مهم‌ترین سوغات اردبیل می‌توان آب‌نبات، تخمهٔ آفتابگردان، حلوای سیاه، سرشیر، شیرینی‌های محلی، شکلات روسته، عسل طبیعی سبلان، عصارهٔ گل‌های سبلان و کره را نام برد.

    حلوای سیاه اردبیل معجونی است که از جوانهٔ گندم و کرهٔ طبیعی تهیه می‌شود و بسیار مقوی و نیروزا می‌باشد.فرهنگ بومی اردبیلmasterdoc.ir

    دانلود فایل ورد در 3 صفحه

    پاورپوینت ادبیات بومی اردبیل

    پاورپوینت ادبیات بومی عشایر اردبیل

    منبع مطلب : masterdoc.ir

    مدیر محترم سایت masterdoc.ir لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

    فرهنگ شهر اردبیل

    جواب کاربران در نظرات پایین سایت

    مهدی : نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    ناشناس : اردبیل خیلی جای زیبایی هست

    سویل : اردبیل خیلی جای خوبیه😊

    ناشناس : خوب بود ولی زیاد من اردبیلی هستم و من به استانم افتخار می کنم بهتر از تهران

    🖋 : اردبیل خیلی جای باصفایی هست 🤪

    ناشناس : من هم اردبیلی هستم و واقعا افتخار می کنم به شهر خودم چون همه چی آنجا طبیعی است من واقعا شهر خودم اردبیل را دوست دارم

    جانان : اردبیل جای فوق‌العاده زیبا و خوبی هست ⚘

    ملیسا صیامی : خوب بود ولی درک مطلب نداره چی بنویسیم

    ناشناس : خوب بود ولیزیاد

    ملیسا صیامی : خوب بود ولی ایکاش درک مطلبم داشت الان چی بنویسیم

    نیما : عالیه اردبیل حرف ندارد ممنون از مطالب زیباتون

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    هستی 5 روز قبل
    3

    دستتون درد نکنه عالی بود👌

    به ما گفتن باید درمورد شهرستان پدربزرگ و مادربزرگ خود بنویسید منم درمورد اردبیل که شهر پدربزرگ و مادربزرگ ام بود تحقیق کردم ولی این سایت تک بودش واقعیتش من یکم ترکی بلدم فقط ترکی میفهمم از اداب و رسومش ام زیاد سر در نمیارم ولی این سایت به خودمم کمک کرد که یکم یاد بگیرم👌👌👌

    مام 7 روز قبل
    0

    د

    🌸 7 روز قبل
    -1

    عالی👌🏻

    ناشناس 8 روز قبل
    1

    به بهترین شکل ممکن اردبیل رو تشریح کرده

    صنم 8 روز قبل
    0

    خیلی خوب بود

    پریل 10 روز قبل
    2

    سلام من هفتم هستم من درس آزاد آداب رسوم اردبیل و میخواستم ولی این زیاد خوب نبود باید خود ارزیابی هم داشت و این چیز ها

    1
    عسل 5 روز قبل

    فوق العاده راست گفتی👌

    1
    عسل 5 روز قبل

    فوق العاده راست گفتی👌

    0
    عسل 5 روز قبل

    فوق العاده راست گفتی👌

    0
    عسل 5 روز قبل

    فوق العاده راست گفتی👌

    1
    عسل 5 روز قبل

    فوق العاده راست گفتی👌

    علیرضا 10 روز قبل
    2

    خود ارزیابی.نکته‌ی‌زبانی‌گفت‌و‌گو‌نداره

    نیما 18 روز قبل
    4

    عالیه اردبیل حرف ندارد ممنون از مطالب زیباتون

    ناشناس 28 روز قبل
    3

    مردم حاضری میخوان

    ناشناس 1 ماه قبل
    1

    اردبیل

    سویل 8 ماه قبل
    16

    اردبیل خیلی جای خوبیه😊

    سلام بدک نبود 8 ماه قبل
    -2

    یکمم شعری چیزی بذارید

    جانان 9 ماه قبل
    12

    اردبیل جای فوق‌العاده زیبا و خوبی هست ⚘

    فاطمه احمدی 9 ماه قبل
    2

    عالی بود❤

    ناشناس 10 ماه قبل
    12

    من هم اردبیلی هستم و واقعا افتخار می کنم به شهر خودم چون همه چی آنجا طبیعی است من واقعا شهر خودم اردبیل را دوست دارم

    ناشناس 10 ماه قبل
    6

    خوب بود ولیزیاد

    19
    ناشناس 9 ماه قبل

    اردبیل خیلی جای زیبایی هست

    13
    ناشناس 10 ماه قبل

    خوب بود ولی زیاد

    من اردبیلی هستم و من به استانم افتخار می کنم

    بهتر از تهران

    🖋 10 ماه قبل
    12

    اردبیل خیلی جای باصفایی هست 🤪

    ملیسا صیامی 12 ماه قبل
    5

    خوب بود ولی ایکاش درک مطلبم داشت الان چی بنویسیم

    3
    پانته آ 8 ماه قبل

    خودتون بنویسید خیلی اسونه

    ملیسا صیامی 12 ماه قبل
    8

    خوب بود ولی درک مطلب نداره چی بنویسیم

    برای ارسال نظر کلیک کنید