توجه : تمامی مطالب این سایت از سایت های دیگر جمع آوری شده است. در صورت مشاهده مطالب مغایر قوانین جمهوری اسلامی ایران یا عدم رضایت مدیر سایت مطالب کپی شده توسط ایدی موجود در بخش تماس با ما بالای سایت یا ساماندهی به ما اطلاع داده تا مطلب و سایت شما کاملا از لیست و سایت حذف شود. به امید ظهور مهدی (ع).

    فرهنگ آرمانی و فرهنگ واقعی را تعریف کنید

    1 بازدید

    فرهنگ آرمانی و فرهنگ واقعی را تعریف کنید را از سایت پست روزانه دریافت کنید.

    فرهنگ آرمانی و فرهنگ واقعی

    مهندسی فرهنگ؛ گذار از فرهنگ واقعی به آرمانی

    مهندسی فرهنگ؛ گذار از فرهنگ واقعی به آرمانی

    در مهندسی فرهنگ، کلمه مهندسی به فرهنگ اضافه شده است. از مهندسی هر معنایی که مستفاد شود، منظور همان مدیریت و مهندسی مقوله فرهنگ است تا شکل و اندازه مطلوب را پیدا کند.

    به عبارت دیگر، در این فرایند باید مقوله فرهنگ مهندسی شود، سامان یابد، مدیریت شود، متحول گردد و جهت پیدا کند. واژه مهندسی نباید ما را به دام نوعی جبرگرایی در حوزه تغییرات فرهنگی بیندازد. به این معنا که هر چند فرهنگ، موجودیتی سخت نیست و جنبه نرم افزاری دارد، اما دستکاری دلبخواهانه و تحکمی در این حوزه نیز به موفقیت منجر نخواهد شد.

    جایگاه فرهنگ در دنیای کنونی

    امروزه فرهنگ یکی از اساسی‌ترین و پیچیده ترین مسائل مبتلا‌به جوامع محسوب می‌شود. به طوریکه این پیچیدگی و ابهام موجب شده تا هزینه‌های گزاف صرف شده در این زمینه، در اغلب موارد با توفیق اندکی مواجه شود. فرهنگ مقوله‌ای است که در سطح جامعه، گروه و در تعامل میان آنها معنا می‌یابد و شیوه برقراری ارتباط و تعامل میان افراد آن جامعه را بیان می‌کند. مفاهیم حوزه‌های علوم اجتماعی و انسانی اغلب با عدم توافق بر سر تعریف مواجه‌اند، اما مفهوم فرهنگ در این میان از بیشترین میزان تنوع و اختلاف برخوردار است.

    فرهنگ را می‌توان مجموعه‌ای از باورها، آیینها، اندیشه‌ها، آداب و رسوم و ارزشهای حاکم بر یک جامعه دانست. در تعریفی دقیق‌تر، ادگار شاین فرهنگ را مجموعه‌ای از مبانی و اندیشه‌های بنیادین، اصول و ارزشهای حاکم و نمادها و سمبلهای بیرونی می‌داند که جامعه نسبت به آن اعتقاد و باور پیدا کرده، از عمل به آن احساس رضایت، لذت و شادی می‌کند و از عمل نکردن به آن احساس نارضایتی، شرم و گناه می‌کند. وی معتقد است به منظور نهادینه کردن فرهنگ در جامعه باید نگاه و توجهی متوازن و هماهنگ به تمامی سطوح فرهنگ در تعریف فوق داشت.

    به عبارت دیگر، فرهنگ مقوله‌ای است که در سطح جامعه و گروه و در تعامل میان افراد معنا می‌یابد و شیوه برقراری ارتباط میان آنها را تبیین می‌کند. بر مبنای فرهنگ است که افراد تجارب، تصورات و عقاید خود را با یکدیگر مبادله می‌کنند. فرهنگ را می‌توان نظامی فکری دانست که در گفتار، نوشتار و رفتار جامعه تجلی می‌یابد. در یک نگرش کلی و جامع، فرهنگ شیوه و اسلوب زندگی افراد جامعه است.

    در حقیقت فرهنگ، مجموعه‌ای متشکل از اجزاء، عناصر و متغیرهایی است که به نحوی سیال، پیچیده و در هم تنیده، کلیت فرهنگی جامعه را تشکیل می‌دهد و تغییر و تحول آن نیازمند هدفمندی، نظام یافته و مهندسی شده است. فرهنگ از متغیرهای بسیاری که برخی شناخته شده و برخی ناشناخته هستند، تأثیر می‌پذیرد که همگی دارای خصلت سیلان، شناوری و تغییرپذیری هستند و پیچیدگی خاصی را به این پدیده می‌بخشند و مدیریت و مهندسی آن را بسیار دشوار می‌سازند. اجزاء، عناصر و متغیرهای تشکیل دهنده فرهنگ در جوامع مختلف هم از حیث نسبت و هم از حیث ماهیت با یکدیگر تفاوتهایی دارند که تغییر این اجزاء و عناصر است که فرهنگهای گوناگون را شکل می‌دهد.

    مفهوم مهندسی فرهنگ

    در مهندسی فرهنگ، هدف ارائه طرح و برنامه‌ای جامع و فراگیر همراه با نگاه و دیدی فرهنگی در تمامی حوزه‌ها و فعالیتها در حیطه‌های مختلف اجتماعی، سیاسی و اقتصادی است. در مهدسی فرهنگ، فرهنگ به عنوان حلقه اصلی ارتباط معنایی و ماهوی و شکلی صوری مفهوم پیدا می‌کند. بحث فرهنگ آنچنان باید در این حیطه‌ها و حوزه‌ها عملیاتی شود که بتوان در خروجی و تولیدات آنها حضور عناصر و اجزای فرهنگی را مشاهده نمود.

    مهندسی فرهنگ در حقیقت تلاش در جهت تقویت اجزای اصلی فرهنگ اسلامی و ملی کشور و پاسداشت آن در برابر نفوذ و تأثیر فرهنگ مخرب غربی در پرتو چینش مناسب و تعیین جایگاه صحیح تمامی ابعاد و ویژگیهای فرهنگی جامعه ماست و دستیابی به نتیجه در خور این تلاشها، نیازمند طرح مهندسی فرهنگ است.

    بر این اساس مهندسی فرهنگ عبارت است از طراحی، نوسازی و بازسازی سیستم فرهنگ، مهندسی فرهنگ کشور به مفهوم مهندسی کلان کشور، نظام‌ها، سازمان‌ها، سیاست‌ها، قوانین و سازوکارها به معنای اهداف فرهنگی می‌باشد.
    مهندسی فرهنگ بدین معناست که نقشه‌ای از فرهنگ جامعه طراحی و ترسیم شود، اجزای آن(چه اجزای ثابت و چه اجزای متغیر) از هم باز شناخته شود و از جایگاه هر یک از این اجزا در کلیت فرهنگی تعریفی دقیق و روشن ارائه شود. به علاوه، عوامل مؤثر در اجزای فرهنگ یا کلیت آن تعریف شود و میزان تأثیرگذاری هر یک از این عوامل و میزان تأثیرپذیری هر یک از اجزای فرهنگ تا حد امکان مشخص شود.

    گام بعدی آن است که با استفاده از مجموعه ابزارهای مادی و معنوی، عوامل مؤثر در اجزا یا کلیت، فرهنگ را به گونه‌ای تحت تأثیر قرار دهیم و به وسیله آن بکوشیم تا اجزای فرهنگ به گونه‌ای چیده شود که کلیت فرهنگ، ترکیب و صورتی منطبق بر نقشه ترسیم شده به خود بگیرد.

    منبع مطلب : www.mehrnews.com

    مدیر محترم سایت www.mehrnews.com لطفا اعلامیه بالای سایت را مطالعه کنید.

    جواب کاربران در نظرات پایین سایت

    مهدی : نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    ناشناس 9 روز قبل
    0

    لرتا

    مهدی 11 ماه قبل
    0

    نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    برای ارسال نظر کلیک کنید