در حال پالایش مطالب میباشیم تا اطلاع ثانوی مطلب قرار نخواهد گرفت.
    توجه : تمامی مطالب این سایت از سایت های دیگر جمع آوری شده است. در صورت مشاهده مطالب مغایر قوانین جمهوری اسلامی ایران یا عدم رضایت مدیر سایت مطالب کپی شده توسط ایدی موجود در بخش تماس با ما بالای سایت یا ساماندهی به ما اطلاع داده تا مطلب و سایت شما کاملا از لیست و سایت حذف شود. به امید ظهور مهدی (ع).

    عواملی که موسیقی لفظی را پدید می آورد

    1 بازدید

    عواملی که موسیقی لفظی را پدید می آورد را از سایت پست روزانه دریافت کنید.

    آرایه های لفظی صنایع بدیع

    مهمترین آرایه های لفظی صنایع بدیع

    تسمیط (به رشته کشیدن)

    چهار بخش کردن بیت به طوری که بخش اول و دوم و سوم (قافیه های درونی) هم قافیه باشند و قافیة بخش چهارم متفاوت باشد.

    در رفتن جان از بدن، گویند هر نوعی سخن / من خود به چشم خویشتن، دیدم که جانم می‌رود سعدی

    رد العجز علی الصدر[3] یا تصدیر(بازآوردن)

    آوردن واژه‌ای است در آغاز و پایان بیت که در لفظ و معنی یگانه باشد. این تکرار تکامل بخش موسیقی شعر است.

    آدمی در عالم خاکی نمی‌آید به دست/ عالمی دیر بباید ساخت و زنو آدمی                         حافظ

    هنگامی که یک واژه بیش از دو بار یا بیشتر در بیتی و بدون نظم تکرار شوند آرایة «تکرار» پدید می‌آید همچنین اگر حدود 3/1 واژه های بیت تکراری باشد. این آرایه موسیقی درونی مصراع با آن بیشتر می‌شود.

    ای جانِ‌ جانِ‌ جانِ‌ جان، ما نامدیم از بهر نان/ برجه، گدارویی مکن در بزم سلطان ساقیامولوی

    آوردن دو یا چند واژه در سخن که در تلفظ یکسان و اختلافشان در معنی باشد.

    چون که گل رفت و گلستان شد خراب / بوی گل را از که جوییم از گلاب                         مولوی

    دو کلمة همجنس (که به آن ارکان جناس گویند) گاه هیچ گونه تفاوتی جز معنی ندارند و گاه علاوه بر معنی در یک صامت یا مصوت با هم فرق دارند. ارزش آن به موسیقی و آهنگی است که در کلام خلق می‌کند و زیبایی جناس در گرو ارتباط آن با معنی کلام است.

    انواع جناس[4]

    جناس تام یکسانی دو واژه در تعداد و ترتیب صامتها و مصوتهاست. ارزش موسیقایی جناس تام در سخن بسیار است.

    جناس مرکب جناس مرکب یا مرفو (رفو شده) از فروع جناس تام است و بر دو نوع است:

    1- دو کلمه متجانس، هم هجا (هم وزن) هستند، اما اختلاف در تکیه دارند، یعنی یکی بسیط یا در حکم بسیط و دیگری مرکب است:

    کمند (تکیه در آخر)/ کمند (تکیه در اول)، سلامت (صحت) / سلامت (سلام بر تو)

    گفتمش باید بری نامم زیاد/ گفت آری می‌برم نامت زیاد                                 فرصت شیرا زی

    زیاد اول کثرت را می‌رساند و زیاد دوم  مخفف «از یاد» است .

    بنگر و امروز بین کز آن کیان است/ ملک که دی و پریر از آن کیان بود                      سیف فرغانی

    منظور از کیان اول سئوال پرسشی «از آن چه کسانی» است و منظور از کیان دوم دوران پادشاهی کیانیان است.

    تا قیامت هر که جنس آن بدان/ در وجود آید، بود رویش بدان                                       مولوی

    قوافی منظومه سحر حلال اهلی شیرازی تماما این دست است:

    خواجه در ابریشم و ما در گلیم/ عاقبت ای دل همه یکسر گلیم

    از گلیم اول زیرانداز (نامرغوب) و از گلیم دوم عبارت «در گـِل هستیم» اراده می‌شود.

    2- هر دو کلمه متجانس مرکب باشند، در این صورت بدان جناس ملفق یا متشابه گویند.[5]

    چون نای بی نوایم از این نای بی نوا/ شادی ندید هیچکس از نای بی نوا              مسعود سعد سلمان

    نای بی نوا در آخر مصراع اول به معنی زندان «نای» بی ساز و برگ و مفلوک و در آخر مصراع دوم به معنی نای بی آهنگ است.

    تبصره 1: گاهی کلمه جناس را (چه مرکب باشد و چه مفرد) به دو قسمت معنی دار تقسیم می‌کنند و هر قسمت را جداگانه و در معنی مستقل به کار می‌برند.

    قوم گفتندش که ای خر! گوش دار/ خویش را اندازه خرگوش دار                         دفتر اول مثنوی

    تبصره 2: در کتب سنتی شهریار به عنوان جناس ملفق ذکر شده است که صحیح نیست، زیرا در مثال اول یک مصوت کوتاه اضافه است و در مثال دوم یک همزه و نیز در هر دو مورد، در طرح هجاها اختلاف است. این موارد را بهتر است ملحق به جناس مرکب بنامیم:

    گوئی که نگون کرده است ایوان فلک وش را؟/ حکم فلک گردان یا حکم فلک گردان؟خاقانی

    کمال فضل ترا من به گرد می‌نرسم/ مگر کسی کند اسب سخن به زین به ازین            سعدی (قصاید)

    در مثال اول یک مصوت کوتاه و در مثال دوم یک هجای کوتاه اختلاف است.

    جناس ناقص حرکتی یکسانی دو واژه در صامتها و اختلاف آنها در مصوتهای کوتاه است. تکرار صامتها مئوسیقی درونی مصراع را پدید می‌آورد.

    جناس ناقص اختلافی(لاحق یا مطرف) اختلاف دو کلمه در حرف(معادل صامتها و مصوتهای بلند) اول وسط و یا آخر است این نوع جناس نیز در آفرینش موسیقی لفظی موثر است.

    جناس ناص افزایشی(زائد یا مذیل) اختلاف دو واژه در تعداد حروف آنهاست. دو واژه در سه حالت جناس ناقص دارند:

    1- اختلاف در مصوتهای کوتاه (حرکتی)

    2- اختلاف در نوع حرف(اختلافی)

    3- اختلاف در تعداد( افزایشی)

    ارزش جناس ناقص به موسیقی لفظی است که در کلام می‌آفریند.

    یکسانی دو یا چند واژه در دو یا چند صامت است که همریشگی راستین یا خیالین آنها فرایاد می‌آورند. اشتقاق از عوامل مهم ایجاد موسیقی لفظی است.

    توجه زمانی دو یا چند واژه آرایه اشتقاق دارند که هماهنگی داشته باشند، ولی جناس نباشند؛ یعنی، اختلاف انها بیش از یک حرف باشد.

    به جای می سرخ کین آورده این/ کمان و کمند و کمین آورده‌ایم                                فردوسی

    آورده دو واژة هم وزن و هم شکل در پایان دو جمله است، که نوعی وزن و آهنگ در جمله‌ها به وجود می‌آورد.

    مشک آن است که خود ببوید، نه آنکه عطار بگوید.

    توانگری به هنر است نه به مال، و بزرگی به خرد است نه به سال.                                   سعدی

    آرایة سجع در کلامی دیده می‌شود که حداقل دو جمله باشد زیرا سجعها باید در پایان دو جمله بیایند تا آرایة سجع آفریده شود.

    توجه اشتراک حروف ماقبل آخر نقشی در پیدایش سجع ندارد اما در تکمیل موسیقی برخاسته از آن موثر است. مانند اشتراک «آ» و «ی» در دو واژة «آید و نماید».

    انواع سجع

    سجع مطرف اشتراک در حرف پایانی

    سجع متوازن اشتراک در وزن

    سجع متوازی اشتراک در جرف پایانی + اشتراک در وزن

    سجع در نثر و در شعر[6] به کار می‌رود. فایدة آن در ایجاد موسیقی در نثر و افزایش موسیقی در شعر است. سجعی که به تکلف خلق شود ارزش هنری ندارد. نثر و شعری که سجع درآن به کار رود، مسجع نامیده می‌شود.

    اول به بانگ نای و نی، آرد به دل پیغام وی/ وانگه به یک پیمانه می، با من وفاداری کند          (حافظ)

    چنانکه می‌بینید شاعر هربیت را به چار قسمت تقسیم کرده و در پایان سه قسمت از آن واژه‌هایی را آورده که به هم سجع متوازی یا مطرف دارند. این طریق رایجترین شیوة کاربرد سجع در شعر است.

    اگر دو سجع متوازی در جمله ای در کنار هم قرار گیرند صنعت ازدواج به وجود می‌آید:

    اگر رفیق ِشفیقی درست پیمانباش                                                                          حافظ

    به جفایی و قفایی نرود عاشقصادق                                                                        سعدی

    شبی و شمعی و جمعی چه خوش بود تاروز

    نظر به روی تو کوری چشم اعدارا                                                                         سعدی

    سجع موازنه تقابل سجعهای متوازی در دو یا چند جمله است که به هم‌آهنگی آنها می‌انجامد.

    آرایة موازنه در شعر شاعرانی چون مسعود سعد و سعدی به فراوانی یافته می‌شود.

    منبع مطلب : chach.persianblog.ir

    مدیر محترم سایت chach.persianblog.ir لطفا اعلامیه بالای سایت را مطالعه کنید.

    جواب کاربران در نظرات پایین سایت

    مهدی : نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    مهدی 2 ماه قبل
    0

    نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    برای ارسال نظر کلیک کنید