توجه : تمامی مطالب این سایت از سایت های دیگر جمع آوری شده است. در صورت مشاهده مطالب مغایر قوانین جمهوری اسلامی ایران یا عدم رضایت مدیر سایت مطالب کپی شده توسط ایدی موجود در بخش تماس با ما بالای سایت یا ساماندهی به ما اطلاع داده تا مطلب و سایت شما کاملا از لیست و سایت حذف شود. به امید ظهور مهدی (ع).

    علت رواج تاریخ نویسی در عصر مغول

    1 بازدید

    علت رواج تاریخ نویسی در عصر مغول را از سایت پست روزانه دریافت کنید.

    علل و انگیزه های تاریخ نگاری در دوره ایلخانان(مقاله)

     

    عنوان مقاله :                      علل و انگیزه های تاریخ نگاری در دوره ایلخانان

    استاد راهنما:                                               دکتر امامعلی شعبانی

    دانشجو :                                             حیدر سعیدی  ارشد تاریخ

    سال تحصیلی:                                           ترم دوم 1392-1391

    دانشگاه :                                                   دانشگاه اراک

    علل و انگیزه های تاریخ نگاری در دوره ایلخانان

    حیدر سعیدی

    چکیده:  به طور یقین  در هر دوره تاریخی دلایل وا نگیزه های ویژه ای برای ثبت رویدادها و وقایع آن دوره وجود دارد اگرچه

     احتمال دارد که درحالت کلی در تمامی دوره ها یک و حتی چند انگیزه مشترک و جود داشته باشد اما  مطمئناً تفاوت های  قابل

    چشمگیری در هر مقطع تاریخی وجود دارد.بدون شک نگارش تاریخ در اعصار مختلف یکسان نبوده و دارای افت و خیز های

     زیادی بوده  است ، برخی از دوره ها  از این  لحاظ  تهی و برخی نیز  مانند  دوره ایلخانان یک دوره طلایی در تاریخ نگاری

     داشته اند

     در دوره ایلخانان تاریخ نگاری ایران  بسیار رواج یافت و حتی می توان ادعا کرد که به نقطه اوج خود رسید و نتیجه این رویداد

     ثبت قسمت مهمی از تاریخ ایران و انتقال این اطلاعات به مورخان بعدی و در نهایت دریافت آن توسط ما بوده است .

    در این مقاله سعی کرده ام  مهمترین انگیزه های مثبت و تاثیر گذار در تاریخ ایران عصر ایلخانان  مورد بررسی قرار دهم و در نهایت به مورخان بزرگ این دوره  و آثار آن ها اشاره ای داشته باشم.

    واژگان کلیدی:  دوره ایلخانان ،تاریخ نگاری ، عصر مغولان ، تاریخ نگاری ایلخانان ، مورخان ایلخانی

    مقدمه:

    حمله‌ی مغول به ایران، خرابی‌های بسیار به بار آورد. در باب ویران‌گری‌های آنان بسیار نوشته‌اند. اما این حملات و حکومت برآمده از آن یعنی ایلخانان، از برخی جهات مانند رواج موسیقی، نقاشی و تاریخ‌نگاری تاثیرات مثبتی بر جای نهاد. آنچه

    مورد بحث ما در این مقاله است، تاریخ‌نگاری این دوره است. با حمله‌ی مغولان و فروپاشی خلافت عباسی، با زوال عربی

    ‌نویسی روبرو می‌شویم؛ روندی که از سال‌ها پیش آغاز شده بود و با حمله‌ی مغولان تثبیت شد. در روند تکوین تاریخ‌نگاری ایرانی به زبان فارسی، دوره‌ی مغولان اهمیت ویژه‌ای دارد. از این زمان به بعد زبان تاریخ‌های نوشته‌شده به‌کلی فارسی

     می‌شود.

      هدف از نگارش این مقاله پاسخ دادن به پرسش های زیر است .

    1- توانایی های عناصر ایرانی در حفظ فرهنگ و هویت ایرانی در دربار ایلخانان تا چه اندازه تاثیر گذار بوده است؟

    2-حوادث و رویداد های مهم چه تاثیری بر افزایش انگیزه تاریح نگاری داشته است؟

    3- آیا میزان علاقه حاکمان مغولی به ثبت رویداد های این دوره بیشتر از سایر دوره های تاریخی بوده است؟

    4-آیا تهاجم ویرانگر مغول به ایران را باید یک روند مثبت در رشد تاریخ نگاری ایران دانست؟

    این یک واقیت انکار ناپذیر است که تهاجم مغولان ضربات سخت و جبران ناپذیری به فرهنگ و تمدن ایرانیان وارد نموده و

      باعث  ضعف و رکود در زمینه های علمی، هنری و ادبی شد ، اما تاریخ نگاری و فن این علم را باید از این موارد جدا کرد .دردوره مغولان به طور کلی و دوره ایلخانان خصوصاً این  علم نه تنها از رونق نیفتاد  بلکه بسیار رشدکرده و به اوج خود رسید.

    پژوهشگران تاریخ و ادبیات  بر این باورند که در هیچ دوره ای از دوره های تاریخ ایران قبل از حمله مغولان تاریخ نویسی

    به  اندازه  دوره  مغولان  پیشرفت نکرده  و آثاری  به عظمت  و  اهمیت  کتاب های تاریخ روزگار ایلخانان به وجود نیامده

    است.(منوچهر مرتضوی ، مسائل ایلخانان ص 369

    علاوه بر تاریخ های عمومی در این دوره کتاب های تاریخی دیگری نیز نگاشته شده اند که به تاریخ های محلی معرو ف اند.

    ایلخانان و در کنار آنان دیوان سالاران و بزرگان ایرانی مستقر در دربار آنان، به دلایلی مانند به وجود آوردن شرایط لازم، تشویق، حمایت مؤلفان و دادن برخی امکانات به آنان، در رشد و تحول تاریخ نگاری محلی این عصر نقش مؤثری داشتند.

    برخی منابع تاریخ نگاری محلی این دوره عبارت اند از: تاریخ نامه هرات تالیف سیفی هروی در سال های723 تا 724 هجری، سمط العلی للحضره العلیا تالیف ناصرالدین منشی کرمانی در سال های 715 تا 716 هجری، مسامره الاخبار و مسایره الاخیار تالیف آقسرایی در سال 723 هجری، شیرازنامه تالیف ابن زرکوب در فاصله سال های 745 تا 754 هجری، التدوین فی اخبار قزوین تالیف ابوالقاسم رافعی در سال های 675 تا 676 هجری.

    مرحوم محمد قزوینی در مقدمه تاریخ جهانگشای جوینی در این باره می نویسد:

                                            ((در میان آن کشمکش ها و تلاطم امواج فتنه ها یکی از ممالکی که از همه بیشتر در معرض تاخت و تاز و قتل و غارت این 

                                           وحشیان واقع گردید ، وطن ما ایران بود که توفان عالم گیر مغول طول و عرض بلاد آن را زیر و زبر نمود ...مراکز علم و ادب به کلی خراب شد و ...علم و ادب در این سرزمین در عهد ایشان به منتها درجه انحطاط یک شعبه مخصوصی از ادبیات ، یعنی فن تاریخ  در عهد مغول رواجی تمام گرفترسید ...با وجود این غریب این است که

                                           و ترقی عظیم نمود و کتب نفیسه از بهترین

                                           کتب تاریحی که تاکنون به زبان پارسی نوشته شده است در آن تالیف شد.)) ( عطاملک جوینی، تاریخ جهانگشا، ج 1   ص369)) )    

    رشد تاریخ در دوره حکومت ایلخانی در ایران انگیزه ها و دلایل خاص خود را داشته است که باید به دقت بررسی و تجزیه و تحلیل شود.

    فرمانروایان ایلخانی به اخبار و سرگذشت نیاکان و پدران خود و شرح جنگ ها و فتوحات آن ها و نسبت بین افراد و قبایل مختلف خودی و بیگانه و به طور کلی به تاریخ گذشتگان  خویش دلبستگی  فراوانی داشته اندو به همین جهت کتاب های فراوانی در زمینه تاریخ و سیر و انساب به رشته تحریرو تالیف در آورده اند.تاریخ نگاری در عصر ایلخانان به نهایت درجه

     از طمطراق و تکلف و خودنمایی رسید که تاریخ وصاف را به عنوان نمونه می توان نام برد.

    ویژگی های کلی تاریخ نگاری دوره مغول

    مورخان عصر مغول برخی  مبانی فکری و فلسفی تاریخ‌ نگاری دوره‌ی  پیش از خود مانند تبیین تحولات  تاریخی بر مبنای

    تقدیرگرایی و مشیت الهی و جبرگرایی را محفوظ داشتند و تداوم بخشیدند و حتی می‌توان گفت تاکید بیش‌تری بر آن ها

    کردند چنان که به مورخان سده‌های نخستین هجری نزدیک‌تر شدند و در نتیجه از مورخان سده‌های چهارم و پنجم فاصله

    گرفتند در قالب و سبک تاریخ‌نگاری تحولی به وجود نیامد و در همان اشکال پیشین یعنی عمومی، سلسله‌ای و محلی تداوم یافت. زبان فارسی به دنبال فروپاشی خلافت عباسی، زبان اصلی تاریخ‌نگاری شد؛ هرچند به دلیل تسلط مغولان، واژه‌های

    مغولی و ترکی در تاریخ‌ نگاری این دوره رواج یافت از سوی دیگر، مورخان، آگاهی  قومی‌  و سرزمین و هویت تاریخی ایرانی را  به درجاتی منعکس کردند و به دوره‌ی بعد از خود رساندندکه  نمونه‌ی آن جامع‌التواریخ است

    مورخان این دوره، وقایع و حوادث عصر مغول را با شیوه‌ای خاص بیان کرده‌اند. آنان از یک سو تحت تاثیر وجدان مذهبی و از

    دیگر سو تحت تاثیر شرایط سیاسی قرار داشته‌اند و ملزم به برقراری تناسبی میان تاثیرات شرایط یادشده، برای جلوگیری از عواقب سوء آن شرایط بودند؛ در نتیجه در اغلب موارد به واقعه‌نگاری اکتفا کرده و از قضاوت درباره‌ی حوادث چشم پوشیده‌اند.

    به طور کل می‌توان مشخصات این تواریخ را در موارد زیر خلاصه کرد:

    رعایت احترام چنگیزخان و یادکردن نام ایلخانان با لحن مساعد؛ تلقی واقعه‌ی حمله‌ی مغول مانند امری مقدّر؛ تصریح به قتل و

    غارت‌های  مغولان؛ لحن  بی‌اعتنا  و ابراز تاسف‌ نکردن در ذکر فتح  بغداد و انقراض خلافت  عباسی؛  اظهار خشنودی در مورد

    وقایعی از قبیل  دفع شرّ کوچلک خان به فرمان چنگیز و قلع و قمع اسماعیلیه به  دست هلاکو؛ شرح مصائب  مسلمین در زمان

     سلطنت  بعضی  ایلخانان  از قبیل ارغون و اباقا؛  احترام خاص به ایلخانان مسلمان و تایید اخلاص و ایمان آنان و لحن موافق  و حمایت‌آمیز نسبت به ایلخانان در شرح روابط‌شان با دولت ممالیک.

    حال به هرکدام از این انگیزه های تاریخ نگاری عهد ایلخانان می پردازم.

    ۱- علاقه وافر حاکمان مغولی به ثبت وقایع تاریخی و افتخارات خود

    تقریباً همه مورخان بر این عقیده اند که تا قبل از ظهور چنگیز قوم مغول هیچ افتخاری در طول تاریخ نداشته  و فاقد دولت و فرهنگ قابل قبولی بوده اند. قوم مغول جزو اقوام بی فرهنگ و بی تمدن و بیابانگرد بودند و تا زمان چنگیز تاریخ چندانی در مورد آن ها و افتخاراتشان ثبت نشده بود. با برآمدن چنگیز و کشور گشایی های مغولان و فتح کشورهای چون ایران ،چین ،

    خلافت بغداد و امپراتوری عثمانی و تشکیل یک امپراتوری قدرتمند در سرزمین کشورهایی که هم کشورشان و هم مردم آن

    سرزمین ها دارای سابقه تاریخی و فرهنگی بودند ودارای آثار باستانی و کتاب های  ارزشمند تاریخی بودند خود باعث ایجاد علاقه در میان حاکمان مغول شد و این حاکمان نیز می خواستند که این همه کشور گشایی ها و فتوحات خود را مانند تاریخ سایر ملتها  ثبت  و ضبط کنند تا  افتخارات آن ها  به گوش نسل های آینده  برسد. حاکمان ایلخانی به کمک نویسندگان و

    مورخان ایرانی که با آن ها همکاری می کردند مانند خواجه رشیدالدین فضل الله همدانی طبق میل و خواسته  خود تاریخ جنگ ها و فتوحات خود را در سرزمین های فتح شده می نوشتند. هدف مغولان از نوشتن  این تاریخ ها در واقع این بود که مورخان ملت مغول را ملتی با فرهنگ و دارای سابقه تاریخی درخشان برای مردم و نسل های آینده معرفی کنند و همچنین غارت و چپاول ملل مغلوب را به عنوان سند افتخار و قهرمانی ملت مغول به مردم معرفی کنند.همچنین ایلخانان مغول مانند غازان خان و اولجایتو به تاریخ به عنوان یک موضوع علمی وفرهنگی می نگریستند و به این علم توجه خاص داشتند.منوچهرمرتضوی در کتاب مسائل عصر ایلخانان در خصوص علاقه غازان به تاریخ می نویسد:

                         (( غازان خان از کودکی به داستانها و حکایات تاریخی و آگاهی از حوادث و وقایع ممالک و اقوام جهان دلبستگی داشتو از تاریخ

                       اقوام مختلف ، مخصوصاًتاریخ مغول به کمال آگاه بودو یکی از مراجع رشیدالدین در حل مشکلات و تکمیل اطلاعات تاریخی محسوب

                       می شد .)) (منوچهر مرتضوی ، مسائل عصر ایلخانان ،ص 374)

    سلطان محمد خدابنده اولجایتو هم خواجه رشید الدین فضل الله را تشویق به تالیف تاریخ عمومی کرد و اقدام او را در تالیف تاریخ غازانی تایید کرد. بارتولد اشپولر می گوید که غازان خان و اولجایتو با تاریخ رابطه معنوی داشتندو سایر حکام نیز علم تاریخ را مستقیماٌ و قویاٌ تایید می کردند.

    نباید فراموش کرد که این علاقه حاکمان ایلخانی به تاریخ و تاریخ نگاری مدیون شخصیت های بزرگ ایرانی در دربار آن هاست

    و گرنه  به نظر نمی رسد  اولوس های دیگر مغولی به  اندازه ایران به  ثبت رویداد های تاریخی پرداخته باشند،و این خود نشانه تاثیر ایرانیان در ایجاد انگیزه در حاکمان مغولی در نوشتن رویداد های این دوره است.که به نظر من مهمترین عامل ایجاد انگیزه در ایلخانان همین بزرگ مردان ایرانی در دربار آن ها بودندو در اینجا به عنوان عامل دوم ایجاد انگیزه به آن اشاره می نمایم.

    علت آن که نقش ایرانیان را در درجه دوم قرار داده ام این است که اگر در درجه اول خود حاکمان مغول به ثبت وقایع تاریخی علاقه نداشتند و به فرض محال دستور می دادند که نوشتن تاریخ ممنوع است آن گاه هیچ کس نمی توانست  نظر آن ها را برگرداند.در حالیکه حتی اولین نفر آن ها یعنی چنگیز بدون آن که ایرانیان در وی تاثیر گذاشته باشند خود شخصا به تاریخ و ثبت آن علاقه فراوان داشت.به همین علت بنده تاثیر ایرانیان را انگیزه و عامل دوم می دانم.

    ۲- تاثیرایرانیان در ایجاد انگیزه تاریخ نگاری در حاکمان  ایلخانانی

    با تاسیس سلسله ایلخانان و راه یافتن شخصیت های عالم و دانشمندی همچون خاندان جوینی ، خواجه رشیدالدین فضل الله همدانی و خواجه نصیرالدین توسی به دستگاه حکومت ایلخانی  به  عنوان وزیر ، مورخ و ریاست  اوقاف یک بار دیگر ایرانیان در راس امور قرار گرفتند و چون از دیر باز ایرانیان به علم و دانش و هنر و از همه مهمتر به تاریخ علاقه داشتند  فرصتی  به وجود آمد تا غارتگری ها و جنایات مغولان را ثبت کنند.

    خواجه نصیر الدین توسی از همان ابتدای حمله هولاکو به اسماعیلیان  مانع از غارت آثارعلمی آنان شد و بعد ها خود نیز یک

     مرکز علمی و رصدخانه ای را در شهر مراغه پایتخت ایلخانان بنا  نمود.وی در این مرکز علمی ، عالمان بسیاری را از منا طق مختلف جمع نموده و از دانش آ نها برای پیشرفت ایران استفاده می نمود. کتاب خانه ای که او در مراغه ایجاد نمود مشتمل بر صدها هزار مجلد بود.خواجه نصیر الدین توسی را می توان رهایی بخش فرهنگ ایرانی پس از تهاجم مغول نامید که از این

    لحاظ قابل مقایسه با فردوسی است .و متنفذترین شخصیت دستگاه ایلخانی به شمار می رود وسال ها رئیس اوقاف بود. ((دین

     و دولت در دوه مغول، شیرین بیانی، جلد دوم ،ص404))

    یکی از چهره های درخشان عصر ایلخانی خواجه رشیدالدین فضل الله همدانی است که همراه با فرزندان و خاندانش از جهت

    احیای فرهنگ ایرانی و تحکیم مبانی تشکیلات و سازمان های اداری و دیوانی قابل مقایسه با خاندان جوینی است. وی مامور

    شد تا کتابی در باره سلاطین مغول و نیاکان خان مغول بنویسد و از این طریق تاریخ این قوم و شجره نامه چنگیزی را جاویدان سازد.این کتاب که به نام جامع التواریخ خوانده شد عمده ترین منبع تاریخ مغول به شمار می آید و از جهت اهمیت فقط تاریخ جهانگشای جوینی با آن برابری می کند. او ماموریت خود را در این زمینه به بهترین نحو به انجام رسانید و هرچند که این کتاب به نام سلطان مغولی و به  منظور بزرگداشت و مخلد ساختن خاندان چنگیزی نگاشته  شد ، ولی از باز گفتن حقایق ابا  نکرد و توانست کم وبیش چهره حقیقی این دوران را به آیندگان  بنمایاند و این از بزرگترین خدمات این مرد عالی قدر بود.  خواجه  رامی توان ایدئولوگ دستگاه اداری مغول دانست که می خواست مغولان را متمدن سازد.اقدامات فرهنگی بسیاری انجام داد او به تقلید از غازان در تبریز ربع رشیدی رابنا کرد که خود یک شهرک و مرکز علمی بود و مدرسان و روحانیون وپزشکان و منجمان در این مجموعه ساکن بودند.به طور یقین شخصیتی همچون خواجه رشید الدین یکی از انگیزه های تاریخ نگاری عهد ایلخانان بود. خاندان جوینی نیز از ابتدای تهاجم مغول با پشتکار و زیرکی به احیای تشکیلات اداری و فرهنگی پرداختند.افراد این خاندان همه اهل فضل و دانش و بخصوص شاعر و دبیر و مورخ بودند.شمس الدین محمد جوینی صاحب دیوان هولاکو بود و سپس وزیر اعظم کل  مملکت شد و کار ایرانی را به ایرانیان  سپرد. برادر او علاء الدین عطاملک جوینی به شاعری  و دبیری علاقه  داشت

    وی در هنگام تسخیر قلاع اسماعیلیه ، کتابخانه معروف و آلات و ادوات نجومی وهنری را از نابودی نجات داد .سعدی در وصف عطاملک جوینی و توفیق های فرهنگی و اقتصادی اش این گونه او را می ستاید.((دین و دولت در دوه مغول، شیرین بیانی، جلد دوم ،ص 398))

                    ((تو قدر فضل شناسی که اهل فضلی و دانش                     شبه روش چه داند بهای در ثمین را))

    اثر مشهور تاریخی وی  کتاب جهانگشای جوینی است  که به ثبت وقایع و رویداد های دوران مغول می پردازد.تلاش و پشتکار این خاندان نیز عامل دیگری در رشد تاریخ نگاری دوره ایلخانان است.

    ۳-وقوع حوادث و وقایع مهم دردوره مغول

    اگر چه به نظر می رسد که وقوع رویداد ها و حوادث در هر دوره تاریخی یکی از عوامل و انگیزه های نوشتن یک اثر تاریخی

    است اما به طور یقین هیچکدام از دوره های تاریخ ایران به اندازه دوره مغولان مملو از حوادث و اتفاقات ناگوار و تلخ نیست و همین برجسته بودن این عامل خود باعث نگارش تعداد قابل توجهی منابع تاریخی شده است و این یک امر بدیهی است و به

     نظر می رسد که یک رابطه مستقیم بین حوادث تاریخی و کتب تاریخی آن دوره به خصوص در ایران وجود دارد.در ادواری که حجم  رویداد های تاریخی کم  بوده  باشد آثار مکتوب تاریخی آن دوره  نیز از نظر تعداد کم و از نظر محتوا  کم ارزش است.

     می توان به چند دوره تاریخی ایران که پر از رویدادها  و فراز و  نشیب های تاریخی  است  اشاره کرد:  برای  نمونه انقراض

     امپراتوری ساسانیان و حمله اعراب به ایران،انقراض حکومت بنی امیه و تاسیس حکومت عباسیان ، تاسیس نخستین حکومت های ایرانی در قرون سوم و چهارم   و مهمتر از همه  حمله مغولان به ایران در سال 616 هجری قمری به رهبری چنگیز خان . مورخان با ثبت این وقایع و شرح جزئیات آن ها آثار با ارزشی را به یادگار گذاشته اند.

    چنگیز خان در اولین حمله خود شهر مرزی اترار که غایر خان حاکم آن جا بازرگانان چنگیز را اعدام کرده بود ویران نمود، دومین شهری که ویران نمود شهر جند بودو سپس به ترتیب شهرهای فناکت ، بخارا ، سمرقند، خوارزم، ترمذ، نخشب، بلخ، نیشابور، توس، مشهد ،هرات، طالقان و بامیان، مرو و سرخس را غارت و ویران نمود.  شهر های بامیان و طالقان و نیشابور  به دلیل کشته شدن نوه چنگیز در بامیان و قتل داماد چنگیز در نیشابور با خاک یکسان شدند.

    در اینجا می توان به بسیاری از پیامدها و وقایع ناشی ازتهاجم مغولان به ایران اشاره کرد که خود عامل و انگیزه مهمی در ثبت

    این و قایع توسط نویسندگان این دوره و دوره های بعدی است.

    1-انقراض حکومت شیعه مذهب اسماعیلیه که دشمن درجه اول مذهب سنی و خلفای بغداد بود و در جامعه ایران نیز دشمنان زیادی داشت. انقراض حکومت خوارزمشاهیان که آخرین حکومت ترک نژاد در عصر حکومت ترکان بر ایران بود. و با از بین رفتن این حکومت شیرازه جامعه ایران از هم پاشید و مردم به تصوف و شیخی گری روی آوردندو به نظر می رسد بعد از حمله اعراب این تهاجم بزرگترین ضربه و ویرانی را به کشور و ملت ایران وارد نمود.

    3-انقراض خلافت عباسی که بعد از یک دوره طولانی حاکمیت مادی و معنوی بر جامعه ایران و مسلمانان شوک بزرگی را بر

    مسلمانان وارد نمود وباعث جدایی ایران از خلافت و تشکیل یک حکوت بیگانه به نام ایلخانان شد.

    ۴-ویرانی بسیاری از شهر های بزرگ ایران و از بین بردن آثار فرهنگی و تاریخی و علمی این شهر ها و همچنین قتل عام

     ساکنان این مناطق که خود انگیزه نوشتن این حوادث را دو چندان می کند.

    5- تشکیل حکومت مغولی ایلخانان  ، هرچند که تشکیل حکومت های بیگانه در ایران امری عادی شده بود اما هیچ کدام از این حکومت ها تا این اندازه زمینه ساز بستر حوادث و وغارت و قتل عام نشده بودند بنا براین با راه یافتن افرادی چون خواجه رشیدالدین فضل الله همدانی و عطاملک جوینی  به دستگاه ایلخانی و ابراز علاقه خود حاکمان به نوشتن تاریخ این دوره شرایط

    را برای نوشتن کتب تاریخی این دوره فراهم آورد.

    - ایجاد شبکه ارتباطی با کشور های دور ازجمله کشور های اروپایی در دوره ایلخانان

    آثار تاریخی مربوط به این  دوره خود به 4 گروه تقسیم می شوندکه شامل تواریخ عمومی ، تواریخ سلسله ای ، تواریخ محلی و زندگی نامه ها هستند.تواریخ عمومی این دوره شامل : جامع التواریخ   خواجه رشیدالدین فضل الله همدانی ، طبقات ناصری منهاج سراج و تاریخ گزیده حمدالله مستوفی است .

     تواریخ سلسله ای این دوره نیز شامل تاریخ جهانگشای علاءالدین عطاملک جوینی ، مسامره الاخبارو مسایره الاخیار ( تاریخ سلاجقه ) محمد آقسرایی، تاریخ اولجایتو ابوالقاسم کاشانی و تجزیه الامصار و تزجیه الاعصار ( تاریخ وصاف) محمد مهدی اصفهانی.

    تاریخ های محلی دوره مغولان شامل تاریخ نامه هرات اثر سیفی هروی ، سمط العلی للحضره العلیا اثر ناصرالدین منشی کرمانی

    فضایل بلخ  اثر حسینی بلخی، شیرازنامه از احمد بن ابی الخیر زرکوب ، الاوامر العلائیه فی الامور العلائیه اثر ابن بی بی.

    از زندگی نامه های دوره ایلخانان می توان به موارد زیر اشاره کرد.دره الاخبار و امعه الانوار  از ناصر الدین منشی کرمانی،

     تجارب السلف از هندوشاه نخجوانی.

    مقایسه علم تاریخ با سایر علوم در دوره مولان

    در پایان مقاله می خواهم وضعیت سایر علوم در دوره ایلخانی را با علم تاریخ که در اوج بود و یک دوره طلایی را پشت سر گذاشت بررسی کنم  تا مشخص  شود کدام یک از علوم دیگر مانند تاریخ در اوج  بودند و یا چه علومی دچار افول شده اند.

    با تهاجم مغول  دیگر عصر طلایی فرهنگ  و تمدن سامانیان   و سلجوقیان و آل بویه  در ایران تکرار نشد، دیگر شاهد تولد دانشمندانی چون ابوعلی سینا ، ابوریحان بیرونی ، فارابی و ... نیستیم .از همه مهمتر تولیدات علمی در قیاس با قرون چهارم

    تا ششم هجری قمری به شدت تضعیف گردید در حالی که ما در قرون قبل از تهاجم مغول شاهد رونق و شکوفایی همه جانبه جامعه علمی هستیم یعنی هم در علوم نقلی و هم در علوم عقلی اختراعات و تالیفات مرجعی به ظهور می رسد. یعنی هم در پزشکی ، نجوم ،  ریاضیات ، جمع و  مثلثات ، فلسفه ،داروسازی  و هم در فقه و کلام ، تاریخ  و جغرافیا  و ...  تولیدات علمی

     فاخری مشاهده می شودلیکن از دوره مغول به بعد ،هم تعداد آن ها کاهش می یابد.و تمرکز علمی بر روی علوم نقلی است

     وکمتر با علوم مرجع روبه رو هستیم.

    با این وجود در کنار رشد تاریخ نگاری ، علم نجوم یک دوره طلایی را پشت سرگذاشت  دلیل آن حمایت حاکمان مغولی از این علم برای برگزاری اعیاد و مالیات گرفتن از مردم و تنظیم گاهشماری و مهمتر از همه به خاطر اعتقاد به سعد و نحس بودن  ایام به تخت نشستن و تاثیر ستارگان در زندگی انسان بود . به همین منظورخواجه نصیر الدین توسی به دستور هولاکو خان موسس

    ایلخانان رصدخانه و یک مرکز علمی بزرگ را در مراغه ساخت. به دلیل ورود بیگانگان به ایران و آشنایی ایرانیان با اقوام  بیگانه علم  جامعه شناسی نیز در این دوره بسیار رشد  کرد.  سایر علوم دیگر مانند پزشکی ، داروسازی ، ریاضیات و ... با بدشانسی و افول  همراه بود.

    نتیجه گیری :

    در پایان می توان به این نتیجه رسید که علم تاریخ نگاری در دوره مغولان دوره طلایی خود را گذراند ، اگر چه حمله مغولان باعث ویرانی و غارت مملکت ایران  و افول سایر علوم دیگر شد اما عواملی دست به دست هم دادند تا انگیزه هایی در میان حاکمان مغول ایجاد شود وآن ها   را ترغیب به نگاشتن تاریخ کند.به سه عامل مهم اشاره شد که به ترتیب اولویت عبارت

    بودند ازعلاقه حاکمان مغول به ثبت وقایع و افتخارات خود، تاثیر و نقش ایرانیان در ایجاد انگیزه میان حاکمان مغول ووقوع حوادث و رویداد های مهم در این دوره . راه یافتن شخصیت های علمی ایرانی در دستگاه دولت ایلخانی نقش زیادی در نگارش

    تاریخ این دوره ایفا نمود ودر نهایت مغولان در ایران تحت تاثیر همین تاریخ و فرهنگ ایرانی قرار گرفتند و سر تسلیم فرود آورده و مسلمان شدند و حتی برای خود نام های تاریخی ایرانی را انتخاب می کردند.

    منابع 

    1-جوینی، عطاملک، تاریخ جهانگشای،تصحیح محمد قزوینی، چاپ دوم ، تهران، دنیای کتاب، 1378

    2-فضل الله همدانی، خواجه رشید الدین، جامع التواریخ ، تصحیح محمد روشن و مصطفی موسوی،‌چاپ اول ، تهران ، انتشارات البرز،1373

    3-مستوفی ، حمدالله ، تاریخ گزیده ، چاپ دوم ،تهران ، موسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی ، 1372

       4-مرتضوی ، منوچهر،مسائل عصر ایلخانان ، چاپ دوم تهران ، انتشارات آگاه،1370

    5-بیانی( اسلامی ندوشن) ، شیرین، دین و دولت در ایران عهد مغول، جلد اول ، تهران ، مرکز نشر دانشگاهی ، چاپ سوم ، 1389

    6- بیانی( اسلامی ندوشن) ، شیرین، دین و دولت در ایران عهد مغول، جلد دوم ، تهران ، مرکز نشر دانشگاهی ، چاپ سوم ، 1389

    7-خزائلی ، علیرضا، تاریخ جهان اسلام از قرن هفتم تا دهم هجری،چاپ اول ، دانشگاه پیام نور ، 1385

    8- بیانی( اسلامی ندوشن) ، شیرین،مغولان و حکومت ایلخانی در ایران ، چاپ پنجم ، انتشارات سمت ، 1386

    9-اشپولر ،بارتولد، تاریخ مغول در ایران، چاپ دوم ، تهران ، انتشارات علمی و فرهنگی ، 1365

    10-منهاج سراج ، طبقات ناصری ، تصحیح عبدالحی حبیبی ، چاپ اول ، تهران ، دنیای کتاب ،1363

    11- میر جعفری، حسین، تاریخ تحولات سیاسی ، اجتماعی ، اقتصادی و فرهنگی ایران در دوره تیموریان و ترکمانان ، چاپ هفتم ،  انتارات دانشگاه اصفهان ،1387

     

    منبع مطلب : www.mejoo2710.blogfa.com

    مدیر محترم سایت www.mejoo2710.blogfa.com لطفا اعلامیه بالای سایت را مطالعه کنید.

    جواب کاربران در نظرات پایین سایت

    مهدی : نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    ناشناس 1 سال قبل
    0

    تاریخ نویسی از اوایل دوره مغول به سبب علاقه شدید آنان به ثبت وقایع مربوط به پدران و اجدادشان شروع شدو در دوران تیموریان نیز ادامه یافت

    مهدی 2 سال قبل
    0

    نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    برای ارسال نظر کلیک کنید