توجه : تمامی مطالب این سایت از سایت های دیگر جمع آوری شده است. در صورت مشاهده مطالب مغایر قوانین جمهوری اسلامی ایران یا عدم رضایت مدیر سایت مطالب کپی شده توسط ایدی موجود در بخش تماس با ما بالای سایت یا ساماندهی به ما اطلاع داده تا مطلب و سایت شما کاملا از لیست و سایت حذف شود. به امید ظهور مهدی (ع).

    ضرب المثل کوه به کوه نمیرسه یعنی چه

    1 بازدید

    ضرب المثل کوه به کوه نمیرسه یعنی چه را از سایت پست روزانه دریافت کنید.

    معنی ضرب المثل فارسی؛ کوه به کوه نمی رسه ولی آدم به آدم می رسه

    معنی ضرب المثل فارسی؛ کوه به کوه نمی رسه ولی آدم به آدم می رسه

    تاریخچه ضرب‌المثل کوه به کوه نمی‌رسه، ولی آدم به آدم می‌رسه

    در زمان‌های قدیم، دو روستا در نزدیکی هم وجود داشته است که هر کدام در دامنه‌ی کوهی قرار داشتند و به نام‌های بالاکوه و پایین کوه معروف بودند.  گفته می‌شود که چشمه‌ی آب خنکی، روستای بالاکوه را سیراب می‌کرد و به روستای پایین‌کوه ختم می‌شد. این چشمه آب مزارع کشاورزی هر دو دهکده را سیراب می‌کرد و از اهمیت بالایی برخوردار بود. یک روز حاکم روستای بالا کوه تصمیم می‌گیرد اراضی دهکده‌ی پایین کوه را در اختیار خودش بگیرد.

     جلسه‌ای ترتیب می‌دهد و همه‌ی مردم روستا را دعوت می‌کند و با صدایی رسا به آنها می‌گوید که این چشمه داخل دهکده‌ی ما قرار دارد و دلیلی ندارد که ما آب را به صورت رایگان در اختیار روستای پایین‌کوه قرار دهیم! مردم هم با حرف‌های او موافقت کردند و تصمیم گرفتند که مسیر آب را به دهکده‌ی پایین‌کوه ببندند.

    چند روز بعد، اهالی روستای پایین کوه متوجه شدند که حاکم دهکده‌ی بالا کوه، جلوی مسیر آب را بسته است و آب به سمت روستایشان نمی‌آید. این خبر را به حاکمشان گزارش دادند و به همراه او به روستای بالا کوه رفتند و از او خواستند که از ورود آب به روستایشان جلوگیری نکند. کدخدای روستای بالا‌کوه به خواسته‌ی آن‌ها توجهی نکرد و به آن‌ها گفت که اگر می‌خواهید آب را بر شما مسدود نکنم باید زیر دست من باشید، وگرنه به همین منوال از رسیدن آب به روستای شما جلوگیری خواهم کرد و باید قبول کنید روستای بالا کوه حاکم شما است و شما باید از من اطاعت کنید و این دو کوه هیچ زمانی به هم نخواهند رسید. اهالی دهکده‌ی پایین کوه وقتی سخنان حاکم بالا کوه را شنیدند، عصبانی شدند و به دهکده‌ی خود بازگشتند. 

    مدتی از این جریان گذشت و روزی حاکم پایین‌کوه برای حل این مشکل راهی را پیدا کرد و دستور داد تعدادی چاه درست کنند. مردم روستا هم از فرمان او اطاعت کرده و چندین قنات حفر کردند. بعد از چند روز کار چاه‌ها به اتمام رسید و باز هم آب وارد روستایشان شد و خوشحالی را به اهالی آنجا هدیه داد. وجود این قنات‌ها باعث شد چشمه‌ی روستای بالا‌کوه به مرور زمان خشک شود. مردم بالا‌کوه، هم متوجه خشک شدن چشمه و هم ساختن قنات‌های متعدد در سرتاسر ده پایین‌کوه شدند و به کدخدایشان اطلاع دادند.

    حاکم بالا‌کوه که راهی جز تسلیم شدن نداشت به دهکده‌ی پایین کوه رفت و به ارباب آنجا گفت ساختن قنات باعث شده چشمه‌ی آب روستای ما خشک شود و مردم ما به شدت از بی‌آبی رنج می‌برند. از شما خواهش می‌کنم اجازه بدهید از آب چاه‌های شما استفاده کنیم.

    حاکم پایین کوه نیش‌خندی زد و به او گفت این خواسته‌ی شما نشدنی است و آب از پایین به سمت بالا حرکت نمی‌کند و اگر یادت باشد گفتی کوه به کوه نمی‌رسد. حق با تو بود و این دو کوه هرگز به هم نمی‌رسند، ولی آدم به آدم می‌رسد.

    از آن زمان تا به امروز اگر کسی در حق کسی نامردی کند، این ضرب‌المثل را برایش به کار می‌برند 

    دوستان عزیز برای دیدن تمام مقالات ضرب‌المثل فارسی،کجارورا دنبال کنید.

    منبع مطلب : www.kojaro.com

    مدیر محترم سایت www.kojaro.com لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

    حکایت و معنی ضرب المثل کوه به کوه نمیرسد آدم به آدم میرسد

    حکایت و معنی ضرب المثل کوه به کوه نمیرسد آدم به آدم میرسد

    معنی ضرب المثل کوه به کوه نمیرسد آدم به آدم میرسد چیست؟ کوه به کوه نمیرسه اما آدم به آدم میرسه یکی از حکایت های قدیمی است که معمولا در جایی بکار می رود که کسی دو نفر بهم بدی کردند و دست روزگار باز آنها را سر راه هم می‌گذارد.

    در ادامه با داستان و معنی این حکایت در ضرب المثل ماگرتا همراه باشید.

    همچنین بخوانید: داستان ضرب المثل چوب خدا صدا نداره

    معنای ضرب المثل کوه به کوه نمیرسد آدم به آدم میرسد

    معنی ضرب المثل کوه به کوه نمیرسد آدم به آدم میرسد یعنی اینکه دنیا با تمام بزرگی اش آنقدر کوچک است که در آن دو نفر که یکی بدی کرده و دیگری بدی دیده بالاخره در راه هم قرار میگیرند و با هم روبرو خواهند شد و کسی که بدی کرده به سزای عملش رسیده و شرمنده و پشیمان خواهد شد.

    حکایت داستان کوه به کوه نمیرسه اما آدم به آدم میرسه

    در دوران باستان ، دو روستای مجاور وجود داشته است که هر کدام در دامنه کوهی واقع شده اند و به کوه های بالا و پایین معروف هستند. گفته می شود که چشمه آب خنک روستای بالاکوه را آبیاری کرده و در روستای پای کوه خاتمه یافته است.

    این آب چشمه مزارع کشاورزی هر دو روستا را آبیاری می کرد و از اهمیت زیادی برخوردار بود. روزی حاکم دهکده در بالای کوه تصمیم به تصرف اراضی روستای پایین کوه می گیرد.

    او جلسه ای ترتیب می دهد و از همه مردم روستا دعوت می کند و با صدای بلند به آنها می گوید که این چشمه داخل روستای ماست و دلیلی ندارد که ما آب روستای پایین کوه را بصورت رایگان تأمین کنیم! مردم با سخنان وی موافقت کردند و تصمیم گرفتند مسیر آب روستای پایین کوه را ببندند.

    چند روز بعد ، اهالی روستای پایین کوه فهمیدند که حاکم روستای بالای کوه راه آب را مسدود کرده و آب به روستای آنها نمی آید. آنها این خبر را به حاکم خود گزارش دادند و با او به روستای بالا کوه رفتند و از او خواستند که مانع ورود آب به روستای آنها نشود.

    کدخدایی از روستای بالاکوه به درخواست آنها توجهی نکرد و به آنها گفت که اگر نمی خواهید من جلوی آب شما را بگیرم ، باید تحت کنترل من باشید ، در غیر این صورت از رسیدن آب به روستای شما جلوگیری می کنم و شما باید بپذیرید که بالا روستای کوه حاکم شماست.

    و شما باید از من اطاعت کنید و این دو کوه هرگز بهم نخواهند رسید. مردم روستای پایین کوه با شنیدن سخنان حاکم در بالای کوه عصبانی شدند و به روستای خود بازگشتند.

    مدتی گذشت و روزی فرمانروای کوه پایین راهی برای حل این مشکل یافت و دستور ساخت تعدادی چاه را داد. اهالی روستا نیز از دستور او اطاعت کردند و چندین قنات حفر کردند. پس از چند روز ، کار چاه ها به پایان رسید و دوباره آب وارد روستای آنها شد و باعث خوشحالی مردم آنجا شد.

    وجود این قنات ها باعث شد که چشمه روستای بالاکوه به مرور خشک شود. مردم بالاکوه هم متوجه خشک شدن چشمه و احداث قنات های متعدد در سراسر بi کوه سفلی شدند و هم خدای خود را مطلع کردند.

    حاکم بالاکوه که چاره ای جز تسلیم نداشت راهی روستای پایین کوه شد و در آنجا به استاد خود گفت که احداث قنات باعث خشک شدن چشمه روستای ما شده و مردم ما از کمبود زیادی رنج می برند. از آب. لطفا اجازه دهید از آب چاههای شما استفاده کنیم.

    حاکم در پایین کوه خندید و به او گفت که این درخواست تو غیرممکن است و آب از پایین به بالا حرکت نمی کند و اگر یادت باشد گفتی کوه به کوه نمی رسد. حق با شما بود و این دو کوه هرگز به هم نمی رسند ، اما به یکدیگر می رسید.

    از آن زمان تا امروز ، اگر کسی نسبت به شخصی ترسو باشد ، از این ضرب المثل برای او استفاده می شود.

    کوه به کوه نمی رسد اما آدم به آدم می رسد.

    منبع مطلب : magerta.ir

    مدیر محترم سایت magerta.ir لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

    جواب کاربران در نظرات پایین سایت

    مهدی : نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    عسل مقانی 11 ماه قبل
    0

    خیلی بد بود من معنی ضرب المثل رو میخوام نه حکایت

    1
    عسل مقانی 11 ماه قبل

    منم

    سید حسین منیری 2 سال قبل
    1

    خیلی خیلی بد بود من معنی مثل رو می خواهم حکایت میاره

    چشم عسلی 2 سال قبل
    0

    ممنون پ سپاسگزار هستم من معلم ملاس ششم هیتم به دانش آموزان خودم این مطالب رو فرستادم

    مهدی 2 سال قبل
    0

    نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    برای ارسال نظر کلیک کنید