توجه : تمامی مطالب این سایت از سایت های دیگر جمع آوری شده است. در صورت مشاهده مطالب مغایر قوانین جمهوری اسلامی ایران یا عدم رضایت مدیر سایت مطالب کپی شده توسط ایدی موجود در بخش تماس با ما بالای سایت یا ساماندهی به ما اطلاع داده تا مطلب و سایت شما کاملا از لیست و سایت حذف شود. به امید ظهور مهدی (ع).

    ضرب المثل روباه و زاغ کلاس چهارم

    1 بازدید

    ضرب المثل روباه و زاغ کلاس چهارم را از سایت پست روزانه دریافت کنید.

    انشاجو

    دانلود شعر روباه و زاغ دانلود شعر روباه و زاغ کلاس چهارم کتاب فارسی چهارم دبستان شعر روباه و زاغ معنی شعر خبر داغ کلاس چهارم شعر روباه و زاغ هادی خرسندی روباه و زاغ فرانسوی ضرب المثل داستان روباه و زاغ معنی شعر زاغکی قالب پنیری دید

    معنی شعر در ادامه مطلب

    بخوان و حفظ کن صفحه 34 فارسی چهارم ابتدایی

    روباه و زاغ

    زاغکی , قالب پنیری دید -- به دهان برگرفت و زود پرید

    بچه زاغی یه قالب پنیر دید آن را به دهانش گرفت و شروع به پرواز کرد

    بر درختی نشست در راهی -- که از آن می گذشت روباهی

    در بین راه روی درختی نشست که روباهی از آنجا رد می شد

    روبه ِ پُرفریب و حیلت ساز -- رفت پای درخت و کرد آواز

     روباه فریبکار و حیله گر زیر درخت رفت و شروع به حرف زدن کرد (تعریف کردن)

    گفت : به به! چقدر زیبایی! -- چه سری , چه دُمی,عجب پایی!

    روباه به زاغ گفت : به به چقدر تو زیبا و قشنگی , عجب سر و دُم و پای قشنگی داری

    پَر و بالت سیاه رنگ و قشنگ -- نیست بالاتر از سیاهی رنگ

    پرها و بالهایت سیاه رنگو قشنگ هستند و قطعا قشنگتر از رنگ سیاه رنگ دیگری نیست

    گر خوش آواز بودی و خوش خوان --- نَبُدی بهتر از تو در مرغان

    اگر خوش صدا و خوش آواز بودی , در بین مرغان بهتر از تو وجود نداشت (بهترین پرنده در بین پرندگان بودی)

    زاغ می خواست قار قار کند -- تا که آوازش آشکار کند

    زاغ که تعریف های روباه را دید , خواست شروع به آواز خواندن کند تا صدای زیبایش را نسان روباه دهد

    طعمه اُفتاد چون دهان بگشود -- روبَهَک جَست و طعمه را برُبود

    زاغ تا دهانش را باز کرد قالب پنیر به زمین افتاد و روباه سریع پرید و آن را برداشت

    باز آفرینی از حبیب یغمایی

    منبع مطلب : enshajo.blog.ir

    مدیر محترم سایت enshajo.blog.ir لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

    تا ابله در جهان هست،مفلس در نمی ماند!

    تا ابله در جهان هست،مفلس در نمی ماند!

    ضرب المثل, پنیر, روباه, کلاغ گرسنه ای

    در روزگاران قدیم کلاغ گرسنه ای بود که چیزی برای خوردن پیدا نکرده بود و از این شاخه به آن شاخه می پرید تا شاید چیزی برای خوردن پیدا کند تا بالاخره گذرش به خانه ای افتاد . زن صاحب خانه چند قالب پنیر توی ظرفی گذاشته و کنار حوض آب نشسته بود و مشغول شستن پنیر ها بود . گربه ای هم نزدیک زن نشسته و به قالب پنیر خیره شده بود . کلاغ به محض دیدن پنیر با خودش گفت : " ای کاش این زن بی عقلی می کرد و دنبال کاری می رفت تا من بتوانم قالب پنیری برداشته و بخورم ، اما می ترسم گربه میو میو کند ! "

    مدتی بعد صدای در آمد و زن به سمت در رفت . گربه از فرصت استفاده کرد و قالب پنیری برداشت و رفت . زن در را رها کرد و به سراغ گربه دوید ، در این فاصله کلاغ به سمت پنیرها رفت و یک قالب به منقارش گرفت و پرواز کرد . در همان حال می گفت : " تا آدم های ابله پیدا می شوند حیوانات در مانده ای مثل من و گربه گرسنه نمی مانند ! " در همان لحظه روباهی کلاغ را در حال پرواز دید . شروع به تعریف و تمجید از او کرد ولی کلاغ اصلاً اهمیتی به حرف های او نمی داد چون می ترسید قالب پنیر از دهانش بیفتد ولی روباه آن قدر به تعریف از صدای خوش خاندان کلاغ پرداخت که بالاخره کلاغ دهان باز کرد تا بخواند و با صدای خوشش خودنمایی کند که یکدفعه قالب پنیر افتاد و روباه آن را برداشت و فرار کرد !

    کلاغ با خودش می گفت : " من هم مثل پیرزن نادانی کردم و تا وقتی نادانی در جهان هست کسی مثل روباه گرسنه نمی ماند . "
    از آن وقت به بعد به کسانی که به خاطر نادانی و حماقت چیزی را از دست بدهند گفته می شود : " تا ابله در جهان است ، مفلس در نمی ماند ! "
    منبع:nonahal.com

    منبع مطلب : www.beytoote.com

    مدیر محترم سایت www.beytoote.com لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

    شعر روباه و زاغ به صورت قصه (فارسی چهارم)

    شعر روباه و زاغ به صورت قصه (فارسی چهارم)

    در کتاب درسی فارسی چهارم در صفحات 34 و 35 شعر روباه و زاغ که بازآفرینی از حبیب یغمایی است؛ قرار داده شده است؛ در این مطلب قصد داریم تا متن و معنی این شعر را به همراه خلاصه داستان و فایل صوتی آن تقدیم حضورتان نماییم. لازم به ذکر است که بر اساس این داستان نمایشنامه ای نیز تدوین شده که فایل صوتی آن نیز آورده شده است. با ما همراه باشید.

    شعر «روباه و زاغ» واقعاً سروده‌ی چه کسی است؟

    زاغی که با یک قالب پنیر به دهان، بالای درختی نشسته و روباهی پای درخت در حال صحبت با او و در واقع گول زدن اوست، شاید برای همه‌ی ما آشنا باشد. بله این تصویر درس «روباه و زاغ» کتاب‌ درسی فارسی چهارم است و شعر معروفی که سراینده‌اش حبیب یغمایی معرفی شده است.

    اما این شعر در واقع ترجمه‌ی منظوم حبیب یغمایی است از شعر شاعر فرانسوی قرن هفدهم یعنی «ژان دو لافونتن»، که البته در کتاب درسی به نام شاعر اصلی آن اشاره‌ای نشده است.

    این در حالی است که دو ترجمه‌ی آزاد دیگر هم از این شعر در زبان فارسی منتشر شده است. آن‌طور که در کتاب «اصول فن ترجمه‌ی فرانسه به فارسی» (انتشارات سمت) آمده، ایرج میرزا و نیر سعیدی هم این شعر را ترجمه کرده‌اند.

    متن سه ترجمه‌ی موجود از این شعر در زبان فارسی در پی می‌آید:

    «روباه و زاغ» / ترجمه‌ی حبیب یغمایی

    زاغکی قالب پنیری دید

    به دهان برگرفت و زود پرید

    بر درختی نشست در راهی

    که از آن می‌گذشت روباهی

    روبه پرفریب و حیلت‌ساز

    رفت پای درخت و کرد آواز

    گفت به به چقدر زیبایی

    چه سری چه دُمی عجب پایی

    پر و بالت سیاه‌رنگ و قشنگ

    نیست بالاتر از سیاهی رنگ

    گر خوش‌آواز بودی و خوش‌خوان

    نبودی بهتر از تو در مرغان

    زاغ می‌خواست قار قار کند

    تا که آوازش آشکار کند

    طعمه افتاد چون دهان بگشود

    روبهک جست و طعمه را بربود

    ***

    «روباه و زاغ» / ترجمه‌ی ایرج میرزا

    کلاغی به شاخی جای‌گیر

    به منقار بگرفته قدری پنیر

    یکی روبهی بوی طعمه شنید

    به پیش آمد و مدح او برگزید

    بگفتا: «سلام ای کلاغ قشنگ!

    که آیی مرا در نظر شوخ و شنگ!

    اگر راستی بود آوای تو

    به‌ مانند پرهای زیبای تو!

    در این جنگل اکنون سمندر بودی

    بر این مرغ‌ها جمله سرور بودی!»

    ز تعریف روباه شد زاغ، شاد

    ز شادی بیاورد خود را به‌ یاد

    به آواز خواندن دهان چون گشود

    شکارش بیافتاد و روبه ربود

    بگفتا که: «ای زاغ این را بدان

    که هر کس بود چرب و شیرین‌زبان

    خورد نعمت از دولت آن کسی

    که بر گفت او گوش دارد بسی

    هم‌اکنون به‌ چربی نطق و بیان

    گرفتم پنیر تو را از دهان

    ***

    «روباه و زاغ» / ترجمه‌ی نیر سعیدی

    بامدادان رفت روباهی به باغ

    دید بنشسته است بر بامی کلاغ

    نشئه و شادی بی‌اندازه داشت

    زیر منقارش پنیری تازه داشت

    گفت در دل روبه پرمکر و فن

    کاش بود این لقمه اندر کام من

    با زبانی چرب و با صد آب و تاب

    گفت پس با وی که: ای عالیجناب

    از همه مرغان این بستان سری

    وه! چه مه‌رویی چه شوخ و دلبری

    این‌چنین زیبا ندیدم بال و پر

    پر و بال توست این یا مشک تر!

    خود تو دانی من نیَم اهل گزاف

    گر بُرندم سر نمی‌گویم خلاف

    گر تو با این بال و این پرواز خوش

    داشتی بانگ خوش و آواز خوش

    شهره چون سیمرغ و عنقا می‌شدی

    ساکن اقلیم بالا می‌شدی

    غره شد بر خود کلاغ خودپسند

    خودپسند آسان فتد در دام و بند

    تا که منقار از پی خواندن گشاد

    لقمه‌ی چرب از دهانش اوفتاد

    نغمه چون سر داد در شور و حجاز

    کرد شیرین کام رند حیله‌ساز

    شد نصیب آن محیل نابکار

    طعمه‌ای آن‌سان لذیذ و آب‌دار

    گشت روبه چون ز حیلت کامکار

    داد اندرزی چو درّ شاهوار

    گفت هر جا خودپسندی ساده است

    چاپلوسی بر درش استاده است

    آن تملق‌پیشه‌ی رند هوشمند

    نان خورد از خوان مرد خودپسند

    فایل صوتی شعر روباه و زاغ:

    لینک دانلود:

    فایل صوتی نمایشنامه و روباه و زاغ:

    لینک دانلود:

    منبع تصاویر: سایت رشد

    بازآفرینی توسط: حبیب یغمایی

    منبع مطلب : samangol.ir

    مدیر محترم سایت samangol.ir لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

    مرورگر شما از این ویدیو پشتیبانی نمیکنید.

    جواب کاربران در نظرات پایین سایت

    مهدی : نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    ايلين حميدى : يك ضرب المثال براى شعر روباه و زاغ چهارم

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    ناشناس 16 روز قبل
    1

    ضرب المثل 😘⁦❤️⁩

    ناشناس 16 روز قبل
    -1

    من ضرب المثل 🦊 و زاغ رو می خواستم.

    هلیا نیری 28 روز قبل
    0

    باشه

    ايلين حميدى 1 ماه قبل
    10

    يك ضرب المثال براى شعر روباه و زاغ چهارم

    هانا 1 ماه قبل
    0

    سلام خیلی خوب

    زهرا 7 ماه قبل
    0

    سلام خوبید

    محمد 1 سال قبل
    0

    سلام همه خوبین

    محمد 1 سال قبل
    0

    سلام خوبین

    ایمان 1 سال قبل
    0

    لعنت برهانی که بی موقع بازشود

    برای ارسال نظر کلیک کنید