توجه : تمامی مطالب این سایت از سایت های دیگر جمع آوری شده است. در صورت مشاهده مطالب مغایر قوانین جمهوری اسلامی ایران یا عدم رضایت مدیر سایت مطالب کپی شده توسط ایدی موجود در بخش تماس با ما بالای سایت یا ساماندهی به ما اطلاع داده تا مطلب و سایت شما کاملا از لیست و سایت حذف شود. به امید ظهور مهدی (ع).

    صدام پس از اشغال خرمشهر چه کرد

    1 بازدید

    صدام پس از اشغال خرمشهر چه کرد را از سایت پست روزانه دریافت کنید.

    نامه بی‌ثمر صدام حسین برای حفظ اشغال خرمشهر پس از نامه محسن رضایی برای آزادسازی خرمشهر

    نامه بی‌ثمر صدام حسین برای حفظ اشغال خرمشهر پس از نامه محسن رضایی برای آزادسازی خرمشهر

    مدتی پس از نامه محسن رضایی، فرمانده کل سپاه پاسداران در دوران دفاع مقدس به رزمندگان و فرماندهان برای گسیل همه امکانات به سمت خرمشهر که پیروزی عظیم و تغییر معادلات جنگ تحمیلی به ایران را در پی داشت، صدام حسین نیز در زمان محاصره سربازان عراقی در خرمشهر توسط رزمندگان ایران، نامه مشابهی زد، اما این نامه تاثیری شبیه به نام فرمانده ایرانی نداشت و سربازان عراقی به سرعت تسلیم شدند.

    به گزارش «تابناک»؛ در حالی که ارتش ایران در شرایط پس از انقلاب و بحران‌های داخلی و پس از کودتای نافرجام نقاب و از هم گسیختگی سازمانی قرار داشت، ارتش بعث عراق در سال ۱۳۵۹ حمله سراسری خود را با حمایت مالی و مستشاری کشور‌های عربی و غربی به خاک ایران آغاز نمود.

    ارتش عراق حداکثر طی سه ماه پیشروی ده‌ها شهر و هزاران روستا و هزاران کیلومتر مربع از خاک ایران را اشغال کرد. اما از نظر نظامی به هیچ یک از اهدافش .کامل دست نیافت و در بدترین شرایط تاکتیکی و جغرافیایی با مقاومت دلیرانه ارتش و نیرو‌های مردمی متوقف شد.

    این تجاوز و اشغال، ارتش عراق را در یک عمل انجام شده گرفتار کرده بود که راه پس و پیش نداشت و در عین حال ایران در شرایطی قرار گرفته بود که یا باید ذلت شکست و اشغال سرزمین خود را می‌پذیرفت و یا از کیان و شرافت خود پاسداری کند.

    محسن رخصت طلب از راویان و ثبت کنندگان برجسته تجربیات دوران دفاع مقدس که در طول دوران دفاع مقدس در کنار فرماندهان ارشد حضور داشت، درباره تغییر مسیر جنگ که به صورت عمده با فتح خرمشهر رخ داد، در روایت خواندنی آورده است: امام خمینی (ره) با درایت مثال زدنی و با پشتوانه ملت غیرتمند ایران گزینه دوم را انتخاب و مردم و نیرو‌های نظامی و ژاندارمری و سپاه پاسداران را به برنامه‌ریزی جهت آزادسازی سرزمین‌های اشغالی و تنبیه متجاوز رهنمون کردند.

    نامه صدام حسین برای حفظ اشغال خرمشهر پس از نامه محسن رضایی برای آزادسازی خرمشهر

    سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به عنوان سازمانی نوپا که با ماموریت حفظ دستاورد‌های انقلاب درگیر بحران‌های داخلی بود بخشی از توان خود را وارد جبهه‌های جنگ نمود و در اندک زمانی ضمن کسب مهارت‌های نظامی به سازماندهی واحد‌های رزمی اقدام نمود و با انجام عملیات چریکی و محدود علیه دشمن بعثی علاوه بر به دست آوردن سلاح‌های سنگین و نیمه سنگین، نقاط آسیب پذیر دشمن را شناسایی و برای مقابله با نیرو‌های متجاوز برنامه‌ریزی کرد.

    مطابق طراحی‌های مشترک انجام شده توسط فرماندهان ارتش و سپاه پاسداران مجموعه‌ای از عملیات‌ها با نام کربلای یک (شکست محاصره آبادان) تا کربلا دوازده (فتح کربلا) طراحی شد که پس از شکستن حصر آبادان و آزادسازی بستان و آزادسازی سایت در جبهه شوش، آزادسازی خرمشهر چهارمین طرح از مجموعه عملیات دوازده گانه مذکور به اجرا درآمد.

    شهر و بندر خرمشهر به عنوان یک هدف استراتژیک برای هر دو طرف جبهه جنگ از بیشترین حساسیت برخودار بود و حکم کلید پیروزی را برای طرفین بازی می‌کرد؛ لذا فرماندهان عراقی همه امکانات خود را برای حفظ آن بسی کردند و فرماندهان ایران نیز همه توان و نبوغ خود را برای آزادسازی آن به کار گرفتند.

    رخصت طلب در ادامه روایت خود یادآور شد: سپاه پاسداران پس از عملیات‌های ثامن الائمه و طریق القدس و فتح المتین با به غنیمت گرفتن هزاران دستگاه خودرو، تانک، نفربر، انواع توپخانه، انواع سلاح‌های ضدهوایی و سلاح‌های سنگین و نیمه سنگین و سازماندهی و گسترش یگان‌های رزمی به سازمانی انقلابی و با تجریه تبدیل شده بود و با نگاهی نو به شیوه‌های رزمی خصوصا رزم در شب و ضربه به نقاط ضعف دشمن توانسته بود معادلات صحنه نبرد را به نفع ایران تغییر دهد و در همین شرایط به فاصله اندکی پس از عملیات فتح المبین عملیات بیت المقدس را با مشارکت ارتش جمهوری اسلامی ایران طراحی و اجرا نمود.

    برای به دست آوردن موفقیت در این عملیات دو تدبیر خاص مد نظر فرماندهان ایران مورد توجه قرار گرفت؛

    ۱- سرعت در طراحی و اجرای عملیات
    ۲- تاکتیک ویژه عبور از رودخانه کارون

    فاصله بین اتمام عملیات فتح المبین و آغاز عملیات بیت المقدس تنها ۳۰ روز بود و به هیچ وجه دشمن تصور نمی‌کرد نیرو‌های ایرانی بتوانند در این مدت زمان محدود وارد عملیات بزرگی شوند و باید قبول کنیم که تصور دشمن صحیح بود و برای طراحی و شناسایی و آماده سازی و سازماندهی هزاران نیروی رزمنده به ماه‌ها زمان نیاز است.

    اما با طراحی عملیات‌های دوازده گانه، فرماندهان سپاه پاسداران برای عملیات‌های مذکور تیم‌های شناسایی و برنامه‌ریزی را فعال کرده بودند و همزمان با اجرای یک عملیات، چند عملیات دیگر در حال شناسایی و طراحی بود و این چیزی بود که تصور آن در محاسبات دشمن برای یک سازمان نو پا (سپاه) باور پذیر نبود.

    امیر حسنی سعدی از فرماندهان ارشد نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران در دوران دفاع مقدس در جلسه تشریح عملیات بیت المقدس نقل کردند: «اواسط عملیات فتح المبین یک شب پس از اتمام جلسه مشترک با فرماندهان سپاه شهید حسن باقری به من گفت:‌
    می‌خواهم جایی بروم شما مایل هستید با من بیایید؟
    پرسیدم: کجا برویم؟
    پاسخ داد: نپرسید اگر می‌آیید برویم.
    امیر حسنی سعدی گفت: قبول کردم و با خودرو ایشان حرکت کردیم و پس از طی مسیر زیادی در منطقه دارخوین و کنار ساحل رودخانه کارون متوقف شدیم.
    پرسیدم: این وقت شب اینجا چکار داریم؟
    شهید حسن باقری: می‌خواهم جایی را به شما نشان بدهم.

    امیر حسنی سعدی گفت: «کنار رودخانه کارون وارد یک سنگر شدیم که تعدادی از نیرو‌های اطلاعات رزمی سپاه در آنجا بودند.

    شهید باقری به مسئول آن‌ها گفت: برویم. او آمد و در ساحل رودخانه کارون سوار یک قایق پارویی شدیم و در ساحل دشمن
    در غرب رودخانه پیاده شدیم.

    در میانه رودخانه به حسن باقری گفتم: کجا می‌روید اینجا منطقه دشمن است.

    باقری: نگران نباشید اینجا امن است.

    در آن سوی رودخانه یک سنگر کوچک و کوتاه بود داخل آن شدیم و عناصر اطلاعات قرارگاه نصر سپاه روی نقشه آخرین وضعیت دشمن و محل استقرار آن‌ها و شناسایی‌های خود را برای ما تشریح کردند و بعد ما بازگشتیم. من تعجب کردم که فرماندهان سپاه حین عملیات فتح المبین شناسایی عملیات بعدی را انجام داده و تا این حد پیشرفت کرده بودند.»

    این راوی برجسته دفاع مقدس در ادامه متذکر شد: یک ماه پس از پایان عملیات فتح المبین، عملیات بیت المقدس آغاز شده است، اما مطابق اسناد و مدارک موجود بخشی از فرماندهان سپاه و گروهی از نیرو‌های اطلاعات از مدت‌ها قبل روی عملیات مذکور کار کرده‌اند و به همین دلیل نتایج آن فعالیت‌ها در به نتیجه رسیدن طراحی عملیات بسیار موثر بوده و یک ماه زمان مورد اشاره فقط برای آماده سازی یگان‌ها و انتقال تجهیزات به منطقه بوده است لذا دشمن نتوانست آمادگی لازم را برای مقابله با هجوم رزمندگان ایران کسب نماید.

    این شیوه رفتار فرماندهان سپاه پاسداران، یعنی مخفی نگه داشتن فعالیت‌ها به منظور غافلگیر نمودن دشمن تا پایان جنگ به کررات مورد استفاده قرار گرفت و هر گاه این روش بطور کامل اجرا شد درصد موفقیت رزمندگان در آن عملیات بسیار بالا بود و البته گاهی هم در جبهه خودی عواملی عمدا یا سهواً باعث نشر اطلاعات شدند که تبعات آن را در برخی عملیات‌ها مانند والفجر مقدماتی و کربلا چهار می‌توان مشاهده کرد.

    پیاده سازی یک عملیات که هزاران نفر دست اندرکار آماده سازی آن هستند کاری بسیار سنگین و پیچیده است و تجربیات جنگ نشان داد که برای کسب موفقیت در این زمینه نه تنها دشمن بلکه نیرو‌های خودی را نیز باید فریب داد تا اصل تاکتیک و اقدامات واقعی از غیر واقعی برای هیچکس آشکار نشود.

    به عنوان نمونه آقای محسن رضایی فرمانده کل سپاه پاسداران در دوران دفاع مقدس برای جذب نیروی رزمنده مورد نیاز عملیات بیت المقدس تلفنگرامی را دقیقا روز آغاز عملیات برای فرماندهان سپاه در سراسر کشور ارسال کرده است.

    ایشان در مورخ ۱۳۶۱/۲/۱۰ خطاب به فرماندهان سپاه می‌گوید: برادران عزیز، با یاری خدای بزرگ و با اسم مولای متقیان عملیات را شروع کردیم. هم اکنون خرمشهر، این سرزمین حماسه و خون، در انتظار ورود فرزندان دلیر اسلام است. دل‌های ملت برای آزادی خونین شهر می‌تپد و دشمن خدا و رسول خدا در مقابل یورش‌های سربازان قدرتمند اسلام به خواری و ذبونی کشیده شده است.

    نامه صدام حسین برای حفظ اشغال خرمشهر پس از نامه محسن رضایی برای آزادسازی خرمشهر

    برای در هم کوبیدن آخرین سنگرهای کفر صدام و آزادسازی خرمشهر عزیز و پادگان حمید لازم است بر شما برادران تمام توان خود را برای اعزام نیروهای سپاه و اعزام مجددی های بسیج به کار بندید و آنها را سازمان یافته با هماهنگی مرکز سریع به جنوب اعزام نمایید و تا حد امکان از امکانات منطقه [استان] برای تجهیز این نیروها استفاده شود. بقیه تجهیزات در جنوب تامین خواهد شد.

    فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی
    محسن رضایی»

    صدور این نامه در این تاریخ نشان دهنده آن است که فرماندهی سپاه با تکیه بر نیروهای موجود در یگان ها و منطقه جنگی عملیات را برنامه‌ریزی کرده و قصد آغاز آن را دارد.

    بدیهی است که انجام عملیات با درصد موفقیت بالا اما در جغرافیا و نیروی محدود نسبت به انجام عملیات در جغرافیا و نیروی گسترده و ریسک پیروزی متزلزل برای فرماندهی کل بسیار حائز اهمیت بود و او گزینه اول را انتخاب کرده است و اتفاقا تبعات این انتخاب را می توان در اجرای بخشی از طرح بزرگ عملیات بیت المقدس مشاهده کرد.

    محسن رخصت طلب در ادامه این روایت تاکید کرد: مطابق طرح مکتوب قرارگاه مرکز کربلا قرار بود این عملیات پس از رسیدن به مرزهای بین المللی در خاک عراق تا آستانه شهر بصره در ساحل شط العرب ادامه پیدا کند اما به دلیل کمبود نیروی رزمنده به آزادسازی خرمشهر اکتفا می شود و عملیات در خاک عراق از دستور کار خارج میشود.

    همانطور که اشاره شد نکته اساسی در طراحی عملیات علاوه بر سرعت عمل در اجرای آن برای غافلگیر کردن دشمن. ، موضوع تاکتیک عملیات عبور از رودخانه کارون است.

    با این تاکتیک دو حرکت بسیار هوشمندانه و پیچیده از سوی فرماندهان ایران علیه دشمن اجرا شد.

    انتخاب عملیات دشوار عبور از رودخانه برای ارتش های بزرگ دنیا با امکانات فراوان کاری فوق العاده محسوب می‌شود و علاو بر آن برای ارتش های کلاسیک استفاده از جاده و زمین مسطح امری طبیعی و منتج به پیروزی است و در عملیات بیت المقدس نیز وجود جبهه اهواز و جاده آسفالت اهواز به خرمشهر تاکتیکی بود که مورد نظر اکثریت فرماندهان نیروی زمینی ارتش قرار داشت اما فرماندهان سپاه با توجه به تجربه عملیات های گذشته، پرهیز از نقاط قوت دشمن و حمله به نقاط ضعف آن را تاکتیک موفقی می پنداشتند.

    علاوه بر آن با انجام عملیات از جبهه اهواز تا رسیدن به هدف یعنی خونین شهر می بایست علاوه بر جنگ رودررو بیش از صد کیلومتر با دشمن بجنگیم تا به هدف برسیم که این توان در اختیار نیروهای ایرانی قرار نداشت اما از جمله محاسن عبور از رودخانه، نداشتن جبهه مستحکم و حمله به قلب دشمن و امکان توسعه عملیات به پشت، پهلو و راس جبهه دشمن و دستیابی به خرمشهر با حداقل مسافت بود.

    این تاکتیک با موفقیت کامل به اجرا در. آمد و در مرحله اول جاده آسفالت اهواز به خرمشهر و در مرحله دوم مرز بین المللی و نهایتا در مرحله سوم و چهارم خونین شهر آزاد شد.

    اجرای موفقیت آمیز این تاکتیک چنان ضربه هولناکی بر پیکره ارتش عراق و برنامه‌ریزی فرماندهان آن وارد کرد که تا پایان عملیات نتوانستند آن را جبران نمایند و پذیرش شکست و تسلیم تنها راه پیش روی آنها بود. اما دشمن که در گرداب تدابیر فرماندهان ایرانی گرفتار شده بود به تلاش های مذبوحانه و پرخسارت خود ادامه داد که نتیجه آن اسارت حدود پانزده هزار نفر از نیروهایش توسط سپاه اسلام بود. بزرگ‌ترین اشتباه دشمن تصمیم به مقاومت در شهر خرمشهر بود.

    در حالی که بیش از پانزده هزار نفر از سربازان و افسران عراقی در خرمشهر بودند و شهر در محاصره نود درجه‌ای رودخانه کارون و اروند رود و رزمندگان اسلام قرار گرفته بود، صدام حسین به عنوان رئیس‌جمهور و فرمانده کل نیروهای مسلح عراق در 1361/3/2 طی نامه ای به فرماندهان و نیروهایش در خرمشهر پیامی را صادر می‌کند.

    متن عربی این نامه که در آرشیو مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس نگهداری می‌شود با امضای دفتر قاعد اعظم و فرمانده کل نیروهای مسلح عراق خطاب به فرماندهان و نیروهای مستقر در محمره صادر شده است.

    صدام در بخشی از نامه خود که استیصال و درماندگی در آن مشاهده می‌شود و از خرمشهر با عنوان جعلی محمره نام می‌برد می‌گوید:

    «فرزندان مردان و زنان دلیر امت عرب، شما بازماندگان نبرد قادسیه هستید.
    امروز چشم همه عراق به شماست.
    شما مدافعان ناموس و کودکان عراق هستید.
    محمره متعلق به عراق است.
    محمره بغداد است. محمره کرکوک است. محمره بصره است. محمره حاصل خون سربازان دلیر عراق است.
    محمره ناموس شماست. محمره...»

    این نامه یک روز قبل از فروپاشی دژهای مستحکم ارتش عراق در حومه خونین شهر صادر می شود و ضمن اعلام آن از رادیو بغداد بصورت تلفنگرام برای فرماندهان ارشد ارتش عراق از جمله سرهنگ زیدان فرمانده نیروهای عراقی مستقر در خونین شهر ارسال می شود.

    نامه بی‌ثمر صدام حسین برای حفظ اشغال خرمشهر پس از نامه محسن رضایی برای آزادسازی خرمشهر

    اما بخت یار آنها نبود و لحظه‌ای بعد سرهنگ زیدان که در حال جابجایی در میان مواضع خودشان بود روی مین می‌رود و کشته می‌شود. در همین زمان هواپیماهای جنگنده نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران تنها پل ارتباطی خرمشهر به منطقه ابوالخصیب عراق را که می‌توانست در عقب‌نشینی نیروهای محاصره شده موثر باشد بمباران و منهدم می‌کنند و همزمان با تصرف پل نو توسط یگان‌های قرارگاه فجر و نصر ایران و انسداد تنها جاده ارتباطی نیروهای عراقی در غرب خرمشهر یگانهای قرارگاه فتح نیز از شمال شرق وارد شهر می شوند.

    در این لحظه احمد کاظمی فرمانده تیپ 8 نجف اشرف به قرارگاه مرکزی کربلا اعلام می‌کند خرمشهر آزاد شد و نیروهای عراقی فوج فوج در حال تسلیم شدن هستند و ما امکانات لازم برای تخلیه آنها به پشت جبهه را نداریم و به ما کمک کنید.

    این پیام برای فرماندهان ارشد قرارگاه کربلا بسیار غیرمنتظره بود، زیرا پیش بینی می‌شد هزاران نیروی عراقی مستقر در خونین شهر مقاومت کنند، لذا سرهنگ صیاد شیرازی فرمانده وقت نیروی زمینی ارتش به برادر محسن رضایی می‌گوید: پیام احمد کاظمی باور کردنی نیست؛ من با بالگرد به منطقه می‌روم و به شما گزارش می‌دهم.

    نامه بی‌ثمر صدام حسین برای حفظ اشغال خرمشهر پس از نامه محسن رضایی برای آزادسازی خرمشهر

    لحظاتی پس از پرواز بالگرد حامل فرمانده نیروی زمینی ارتش، ایشان طی تماسی از فراز آسمان با فرمانده وقت سپاه می‌گوید: احمد کاظمی درست گفته است شهر سقوط کرده و هزاران سرباز عراقی در حالی که پیراهن و پارچه های سفید در دست دارند در حال خروج از خرمشهر هستند و از روی جاده آسفالت به سمت اهواز در حرکتند هر چه می توانید اتوبوس و خودرو برای انتقال آنها به پشت جبهه ارسال کنید.

    و بدین ترتیب در کمتر از 24 ساعت پس از صدور پیام صدام به نیروهایش خرمشهر آزاد شد و حدود پانزده هزار نفر از سربازان و افسران عراقی به اسارت سپاه اسلام درآمدند.

    منبع مطلب : www.tabnak.ir

    مدیر محترم سایت www.tabnak.ir لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

    نبرد خرمشهر

    نبرد خرمشهر

    نبرد خرمشهر جنگی شهری میان ارتش بعث عراق و رزمندگان ایرانی بود که در حومه و داخل خرمشهر از تاریخ ۱ مهر تا ۴ آبان سال ۱۳۵۹ رخ داد. در پی حمله عراق به ایران، ۱۲ لشکر عراقی به سمت خرمشهر روانه شدند که با مقاومتِ گردان دژ نیروی زمینی ارتش، گردان تکاوران دریایی بوشهر، پاسداران و مردم بومی خرمشهر و شهرهای اطراف آن رو به رو شدند. نهایتاً، عراق توانست پس از ۳۴ روز درگیری، خرمشهر را تسخیر کند. در این نبرد از هر دو طرف حدود ۷٬۰۰۰ نفر کشته و مجروح شدند و تعداد چند صد خودرو زرهی و تانک منهدم شد. با وجود مقاومت سرسختانه ایرانی‌ها، به دلیل نرسیدن نیروی کمکی (تجهیزات، مهمات و نیروی نظامی) و آتش سنگین توپخانه ارتش عراق و بمباران‌های پیاپی نیروی هوایی عراق، سرانجام با دستور شفاهی مقامات ایرانی، نیروهای مقاومت پس از خارج کردن مردم، از طریق رودخانه کارون، از شهر خارج شدند.

    فرماندهی مقاومت خرمشهر را سرهنگ علی قمری فرمانده داوطلب گردان دژ خرمشهر، دریادار دوم داریوش ضرغامی، ناخدا هوشنگ صمدی فرمانده گردان تکاوران دریایی ارتش، محمد جهان‌آرا فرمانده سپاه خرمشهر و حبیب‌الله سیاری که یکی از تکاوران زبده ارتش بود به‌عهده داشتند. گرچه صدام وعده فتح یک روزه خرمشهر، سه روزه خوزستان و دو هفته‌ای ایران را می‌داد، اما با مقاومت نیروهای ارتشی و مردمی در خوزستان، به اشغال خرمشهر و حصر آبادان اکتفا کرد.

    پیشینه: آشوب‌افکنی صدام حسین در خرمشهر[ویرایش]

    پس از وقوع انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۷، برخی استان‌ها از جمله خورستان دچار آشوب شد. در اهواز، حزب خلق عرب ادعای جدایی و پیوستن به عراق را داشت. بمب‌گذاری و خرابکاری آنها، مدتی مردم شهر خرمشهر را عاصی کرده بود.[۷]

    در خرمشهر و اهواز، گروه جدایی‌طلب جبهه خلق عرب شورش‌هایی کرده بود و به کمک صدام حسین، برای مدتی در شهرهای استان خوزستان بمب‌گذاری می‌کرد و در جاده‌های مرزی مین ضد نفر یا ضد خودرو می‌گذاشت. در بهار ۱۳۵۸، تیمسار احمد مدنی استاندار وقت استان خوزستان از فرمانده منطقه دوم نیروی دریایی در بوشهر، تقاضای اعزام یک گروهان تکاور برای تأمین امنیت خرمشهر و آبادان کرد. از بوشهر یک گروهان تکاور نود نفری به فرماندهی ناوبان عیسی حسینی‌بای، ناوبان محمدعلی صفا، ناوبان سلیمان محبوبی به خرمشهر گسیل شد تا با خرابکارها مقابله کند. تکاورها مقدار زیادی از بمب‌ها و مین‌های کارگذاری شده را خنثی کردند و با کمک مردم بومی، اقدام به شناسایی و دستگیری خرابکارها کردند.[۸]

    مدنی، استاندار خوزستان، در نامه‌هایی به تاریخ ۱۳۵۸/۲/۱۵ به وزیر کشور چنین نوشت:

    در خرداد ۱۳۵۸، آشوب در خرمشهر به اوج رسید. نیروهای جبهه خلق عرب، شهر را به اشغال خود درآورده و ساختمان شهرداری و برخی اماکن دیگر دولتی را اشغال کردند و مسلحانه در شهر مانور می‌دادند. همچنین به مقر سپاه پاسداران در خرمشهر ریخته، محمد جهان‌آرا و هفده نفر دیگر را به گروگان گرفتند. این غائله با دخالت تکاورهای نیروی دریایی پایان گرفت و عناصر خرابکار از شهر بیرون رانده شدند.[۱۰]

    در پائیز و زمستان سال ۱۳۵۸، با حمله به کنسولگری عراقی و مدرسه عراقی‌ها در خرمشهر، اسنادی از این دو مرکز کشف شد که نمایانگر توطئه‌چینی و خرابکاری عراقی‌ها در خرمشهر بود.[۷]

    صدام حسین که تازه به مقام ریاست جمهوری عراق دست یافته بود، در نامه‌ای به شورای انقلاب ادعا کرد، شرکت خرابکاران عراقی در خوزستان به تلافی مداخله ایران در کردستان عراق بوده‌است.[۹]

    درگیری پیش از آغاز رسمی جنگ[ویرایش]

    به گفته ناخدا صمدی، اوایل بهار ۱۳۵۹، برای نیروهای ارتشی کاملاً آشکار و روشن بود که عراق به زودی جنگی را شروع می‌کند. در مجموع، حدود نود تکاور در خرمشهر، آبادان و اهواز مستقر بود. آن‌ها در عین حفظ امنیت خرمشهر، در مرز و پاسگاه‌های مرزی در شلمچه و اطراف رودخانه کارون، به نیروهای ژاندارمری کمک می‌کردند. چندین مورد درگیری با نیروهای عراقی گزارش شد.[۱۰]

    تکاوران مستقر در خرمشهر و اهواز، مرتباً گزارش تحرکات نیروی زمینی ارتش عراق (سنگربندی، استقرار تجهیزات و امکانات جنگی، جابه‌جایی نیروهای عراقی، جاده‌سازی منتهی به مرز ایران) را به ستاد نیروی دریایی و مقامات بالاتر گزارش می‌کردند. همه سران درجه اول سیاسی جمهوری اسلامی در تهران هم از این موضوع اطلاع داشتند.[۱۱] به گفته ناخدا یکم هوشنگ صمدی (فرمانده وقت گردان یکم تکاوران دریایی ارتش) با رصد مانور نیروی نظامی عراق در شمال خلیج فارس، نیروی دریایی به حالت آماده‌باش درآمده بود. با وجود گزارش‌هایی که برای تهران ارسال می‌شد، رهبر انقلاب و دولت موقت در این خصوص فعالیتی نمی‌کنند.[۷]

    عباس امیر انتظامدر این خصوص بیان می‌کند که سازمان اطلاعاتی ایالات متحده حداقل دومرتبه نسبت به تحرکات عراقی‌ها و عزمشان برای حمله به ایران هشدار می‌دهند، و این هشداری در جلسه ای با بازرگان و یزدی مطرح می‌شود اما آن‌ها علاقه چندانی نشان نمی‌دهند چرا که آن‌ها خود معتقد بودند از سطح تحرکات و تهدیدها آگاهند. همچنین ابوالحسن بنی صدر مدعی می‌شود حداقل دومرتبه خمینی را در جریان احتمال حمله عراق قرار می‌دهد که با بی میلی وی مواجه می‌شود.[۱۲][۱۳][۱۴][۱۵]

    حسینعلی منتظری در این خصوص از ترس کشورهای اطراف از انقلاب ایران و صدور انقلاب و بحث تلقی دخالت در امور ان کشور به روح‌الله خمینی می گویند و درخواست اعزام هیئت حسن نیت برای بهبود روابط را می دهد بخصوص که زمزمه‌های برخورد نظامی از سوی کشور عراق به گوش می‌رسید. و خمینی در در پاسخ می گوید که:

    [۱۶][۱۷][۱۸]

    به گفته ناخدا هوشنگ صمدی، هم‌زمان با کمک مالی و تسلیحاتی صدام حسین از جبهه خلق عرب، جهت خرابکاری در تأسیسات اقتصادی و زیربنایی کشور، امارات متحده عربی هم مدعی تصاحب سه جزیره ایرانی (تنب بزرگ، تنب کوچک و ابوموسی) بود. حتی کشتی‌های گشتی عراقی مستقر در خور عبدالله و شمال خلیج فارس، برای کشتی‌های ایرانی ایجاد مزاحمت می‌کردند.[۱۰]

    حمله عراق و جنگ شهری[ویرایش]

    در تهاجم عراق به ایران، ارتش عراق به‌منظور دسته‌بندی قوای زمینی برای شروع پیشروی در خاک ایران، نیروی خود را به سه جبهه شمالی، میانی و جنوبی تقسیم کرده بود.

    تمرکز اصلی قوای نظامی عراق در جبهه جنوبی قرار داشت، که از منطقه جنوب مهران شروع شده و تا آبادان و راس البیشه ادامه می‌یافت. از مهمترین شهرهای هدف عراق در این جبهه می‌توان به دزفول، اندیمشک، اهواز، سوسنگرد، خرمشهر و آبادان اشاره کرد.[۱۹] هدف اولیه بخش جنوبی ارتش عراق، تصرف برق‌آسای شهر مرزی خرمشهر و پس از آن آبادان، اهواز، دزفول و سوسنگرد بود. عراق کسب این هدف را یک پیروزی استراتژیک برای خود تلقی می‌کرد.[۲۰][۲۱][۲۲]

    با شروع جنگ، سپاه سوم ارتش عراق (۳ لشکر زرهی و ۲ لشکر مکانیزه) هجوم خود را از چند محور آغاز کرد. لشکر ۱۰ زرهی ارتش عراق توانست در طی ۶ روز ۸۰ کیلومتر به داخل مرز ایران پیشروی کند و نیروهایش را در غرب رودخانه کرخه مستقر کند. لشکر ۱ مکانیزه عراق نیز با وجود مقاومتهای مردمی توانست ۱ هفته بعد در غرب کرخه مستقر شود. لشکر ۹ زرهی عراق با تصرف شهرهای بستان و سوسنگرد و ارتفاعات الله‌اکبر، پیشروی خود را به سمت اهواز ادامه داد. لشکر ۵ مکانیزه عراق بعد از تصرف پادگان حمید و قطع جاده خرمشهر-اهواز، در ۱۵ کیلومتری جنوب غربی اهواز استقرار یافت. از طرفی با عبور لشکر ۳ زرهی از رودخانه کرخه و قطع جاده آبادان-اهواز محاصره خرمشهر و آبادان تکمیل گردید.[۲۳]

    ولی سه ستون زرهی عراقی که برای تصرف خرمشهر اعزام شده بودند، با مقاومت ناهماهنگ و خودجوش مردم این شهر مواجه شدند و در کمین حدود ۳۰۰۰ غیرنظامی‌ای افتادند که سلاح‌های ناچیزی همچون تفنگ ام۱ گاراند، نارنجک و کوکتل مولوتوف در مقابل تجاوز ارتش عراق مقاومت می‌کردند. بیشتر نیروهای مقاومت خرمشهر با وجود آموزش نظامی ناچیز انگیزه بسیار زیادی برای جنگیدن داشتند. این نیروها موفق شدند جلوی پیشروی سریع ارتش عراق را بگیرند و عراق در همان مرحله اول جنگ، در رسیدن به اهداف خود ناکام ماند و درگیر یک نبرد خانه به خانه در کوچه‌های خرمشهر شد.[۲۴] و پس از آن نیز عراق به مدت سه هفته درگیر نبردهای خیابانی با گردان تکاوران دریایی بوشهر در این شهر بود. در ایران برای مدت‌ها خرمشهر را به احترام مقاومت و نبرد شهروندان این شهر، «خونین‌شهر» نامیده می‌شد.[۲۰][۲۵] سرانجام با ملحق شدن نیروهای تازه‌نفس لشکر ۱۱ پیاده عراق به نیروهای محاصره‌کننده درگیر در خرمشهر، این شهر سقوط کرد.[۲۳]

    عراق ابتدا برای اشغال خرمشهر دو گردان فرستاده بود، اما با مقاومت نیروهای ایرانی مجبور شد بیش از دو لشکر اعزام کند. پل خرمشهر روز دوم آبان ۵۹ مسدود شد و ورود و خروج به شهر پس از آن به آسانی میسر نبود. عراق این روز را تصرف خرمشهر دانست در حالی که «مقاومت نیروها ادامه داشت و دشمن نتوانسته بود بر تمامی شهر تسلط یابد.»[۲۶] نهایتاً، تصرف خرمشهر ۳۴ روز[۲۰] به طول انجامید و در درگیری‌ها هر دو طرف حدود ۷۰۰۰ کشته و زخمی دادند.

    گاهشماری نبرد خرمشهر[ویرایش]

    تخلیه شهر[ویرایش]

    در روز سوم آبان ماه ۱۳۵۹، عراقی‌ها با استقرار در ساختمان فرمانداری خرمشهر و دیگر ساختمان‌های مجاور، پل خرمشهر را زیر آتش خمپاره‌اندازها و تیربارهای سنگین خود گرفتند و مانع تردد قایق در رودخانه کارون نیز شدند. تعدادی از واحدهای عراقی به ۳۰ متری مسجد جامع رسیدند. پس از مدتی درگیری، با فرا رسیدن شب، مدافعان دستور عقب‌نشینی و ترک شهر را دریافت کردند.

    ناخدا یکم هوشنگ صمدی در کتاب خاطراتش روایت کرده‌است:[۲۹]

    بازپس‌گیری شهر[ویرایش]

    خرمشهر تا ۳ خرداد ۱۳۶۱ در اشغال نیروهای عراق باقی ماند و نهایتاً، با عملیات بیت المقدس توسط نیروهای ایران بازپس گرفته شد. آزادسازی خرمشهر در حقیقت از اهداف مرحله چهارم عملیات بیت‌المقدس بود. در ساعت ۲۲:۳۰ شامگاه شنبه، ۱ خردادماه ۱۳۶۱، مرحله چهارم این عملیات با اعلام رمز یا محمدبن‌عبدالله، از بی‌سیم فرماندهی قرارگاه مرکزی کربلا به واحدهای عمل‌کننده، با هدف آزادسازی خرمشهر آغاز شد.[۳۰] در پایان این نبرد علاوه بر پایان بخشیدن به ۱۹ ماه اشغال بخشی از حساس‌ترین مناطق خوزستان و آزادسازی خرمشهر، ضربه‌ای سنگین به توان رزمی و روحیه نیروهای عراقی وارد آمد.[۳۱] در جریان آزادسازی خرمشهر حدود ۱۶ هزار نیروی عراقی کشته و زخمی شدند و همچنین ۱۹ هزار نفر نیروی عراقی به اسارت نیروهای ایرانی درآمدند.[۳۲]

    اسناد ارتش و ستاد عملیات مشترک جنوب[ویرایش]

    بخشی از اسناد، حکم ارتشی سرهنگ حسین حسنی سعدی، فرمانده ستاد عملیات مشترک جنوب به ناخدا یکم هوشنگ صمدی، فرمانده تکاوران ارتش مستقر در خرمشهر است.

    آثار هنری[ویرایش]

    ایرانیان با رویکردی حماسی به نبرد خرمشهر، آثار هنری متعددی را آفریده‌اند که برخی از آن‌ها عبارتند از:

    پانویس[ویرایش]

    منابع[ویرایش]

    پیوند به بیرون[ویرایش]

    منبع مطلب : fa.wikipedia.org

    مدیر محترم سایت fa.wikipedia.org لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

    بعد از فتح خرمشهر، صدام چه کرد؟ + عکس

    جواب کاربران در نظرات پایین سایت

    مهدی : نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    مهدی 2 سال قبل
    0

    نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    برای ارسال نظر کلیک کنید