توجه : تمامی مطالب این سایت از سایت های دیگر جمع آوری شده است. در صورت مشاهده مطالب مغایر قوانین جمهوری اسلامی ایران یا عدم رضایت مدیر سایت مطالب کپی شده توسط ایدی موجود در بخش تماس با ما بالای سایت یا ساماندهی به ما اطلاع داده تا مطلب و سایت شما کاملا از لیست و سایت حذف شود. به امید ظهور مهدی (ع).

    شعر درباره شهادت حضرت معصومه

    1 بازدید

    شعر درباره شهادت حضرت معصومه را از سایت پست روزانه دریافت کنید.

    اشعار وفات حضرت معصومه سلام الله علیه (5)

    اشعار وفات حضرت معصومه سلام الله علیه (5)

     شعر حضرت معصومه, شعر در مورد حضرت معصومه

    مداحی وفات حضرت معصومه (س)

    ای غبــــار آستــــانت، آبـــروی اهــــل قــم

    داده زینت خــاک زوارت بــه روی اهــل قــم

    وصف تو محفل به محفل، گفتگـوی اهل قم 

    روز و شب چشم عنایاتت به سوی اهل قم

    آفتــاب و مــاه، تـا در چـرخِ گیتی‌پرور است

    سایۀ‌ گلدسته‌هایت بر سرِ این‌کشور است

    دخت موسایی وصد موسی مقیمِ طور توست

    وسعت ملک خـدا، غـرق شعـاع نــور توست

    عصمت و تقوا و پاکی و شرف،منشور توست

    قم اگر گردیده مشهور جهان،مشهور توست

    نه فقط«موسی‌بن‌جعفر»را سرورِ سینه‌ای

    چـارده معصــوم را ســر تــا قــدم آیینـه‌ای   

    نخـل موسـای ولایت، بــر نـدارد مثـل تـو 

    بعـد زینب فاطمــه، کوثــر نـدارد مثـل تـو

    هفتمین بحر شـرف، گوهر ندارد مثـل تـو 

    حجت هشتم، رضا، خواهر ندارد مثـل تـو 

    چارده خورشید خورشیـد آفرین را کوکبی

    بر سر دست پدر، هم فاطمه، هم زینبی

    ای بـه جـان و پیکـر پاکت، سلام فاطمه

    بضعــــه پیغمبـــر اکـرم، تمــــام فاطمه

    از دهانـــت ریختــــه دُرِّ کـــلامِ فاطمــه

    بر تو چون زهرا برازنده است، نامِ فاطمه

     گفتگویت یاد از «امّ ابیهــا» می‌کند

    تا رضا روی تو بیند، یاد زهرا می‌کند

    خاک قم بالد که دارد نقش جای پای تو

    وحیِ مُنزَل جوشد از گفتارِ روح افزای تو

    می‌بـرد دل از امـامـان هُـدا، سیمای تو

    تـا صـف محشـر ســلام‌الله بـر آبـای تو

    گر جهان بار دگـر «موسی‌بن‌جعفر» آورد

    می‌توان چون حضرت معصومه، دختر آورد

    روی تو روی بهشت و خوی تو خوی بهشت

    نی عجب کز سینه‌ات بوی پدر،بوی بهشت

    قم شـده بـا مقـدم نـورانیَت، کوی بهشت

    محو شد از ذهن اهل قم، هیاهوی بهشت

    تا به سـوی قم تو را طی سفـر، آغاز شد

    یک در جنّت به خلق، از جانب قم، باز شد  

    شعلـۀ داغ پـدر بـر سینـه می‌زد آذرت

    بود از هجر رضا سـوز دل و چشم ترت 

    حیف در سنّ جوانـی مثل زهرا مادرت،

    بعد هفده روز پر زد مـرغ روح از پیکرت

    کس نداند آتش داغت به اهل قم چه کرد

    با دل زار رضـا آن حجت هشتـم، چـه کرد   

    اهل قم کز مکتبت علـم حـدیث آموختند

    پای تا سر در عزایت چون شرار افروختند

    دیده بر تابــوت تـو از چــار جانب دوختند

    روز تشییعت به یـاد دفن زهـرا سوختند 

    پیکــر پـاک تـو را روز از زمیـــن برداشتند

    جسم زهرا را دل شب در لحد بگذاشتند

    تربت پـاک تــو را مـــادر زیــارت می‌کند

    هم رســول‌الله، هم حیدر زیـارت می‌کند

    هم رضا، هم موسی‌جعفر زیارت می‌کند

    هـر امـام و هــر پیــام‌آور زیــارت می‌کند

    بارگاه قدس تو، برتـر ز عرش کبریاست

    تا خدا دارد خدایی کعبه دل‌های ماست

    ای مـــزارت کعبـــۀ دل، تربتت، بیـت‌الحـــرام

    تا تـو را - یا فاطمه! - در شهـر قم باشد مقام

    ازخراسان می‌دهد هر صبح،خورشیدت سلام

    گویــی از قبـــر رضـــا، بــر اهــل قم آید پیام:

     هر که چون«میثم»به خاک این حرم صورت بهشت،

    روز محشـر می‌شـود  واجـب بــرای او  بهشت

    مداحی وفات حضرت معصومه, شعر وفات حضرت معصومه

    شعر وفات حضرت معصومه (س)

    روی قبرم بنویسید که خواهر بودم

    سالها منتظر روی برادر بودم

     بنویسید گرفتار نباشم چه کنم؟

    من اگر منتظر روی برادر نباشم چه کنم؟

    روی قبرم بنویسید جدایی سخت است

    اینهمه راه بیایم ،تو نیایی سخت است

     یوسفم رفته و از آمدنش بی خبرم

    سالها میشود و از پیرهنش بی خبرم

     روی قبرم بنویسید ندیده رفتم

     با تن خسته و با قد خمیده رفتم

     بنویسید همه دور ربرم ریخته اند

     چقدر دسته ی گل روی سرم ریخته اند

    چقدر مردم این شهر ولایی خوبند

    که سرم را نشکستند خدایی خوبند

    بنویسید در این شهر سرم سنگ نخورد

    به خداوند قسم بال وپرم سنگ نخورد

    چادرم دور وبرم بود وبه پایی نگرفت

    معجرم روی سرم بود وبه جایی نگرفت

    ...من کجا شام کجا زینب بی یار کجا؟

    من کجا بام کجا کوچه و بازار کجا؟

    بنویسید که عشاق همه مال هم اند

    هر کجا نیز که باشند به دنبال هم اند

    گر زمانی به سوی شاه خراسان رفتید

    من نبودم به سوی مرقد جانان رفتید...

    روی قبرش بنویسید برادر بوده

     سالها منتظر دیدن خواهر بوده

    روی قبرش بنویسید که عطشان نشده

    بدنش پیش نگاه همه عریان نشده

    بنویسید کفن بود،خدایا شکرت

     هرچه هم بود بدن بود خدایا شکرت

    یار هم آنقدری داشت که غارت نشود

    در کنارش پسری داشت که غارت نشود

    اوکجا نیزه کجا گودی گودال کجا؟

    اوکجا نعل کجا پیکر پامال کجا؟

     بنویسید سری بر سر نی جا میکرد

    خواهری از جلوی خیمه تماشا میکرد

     شعر حضرت معصومه, شعر در مورد حضرت معصومه

    اشعار وفات حضرت معصومه (س)

    عصمت حقّی و بانوی مظلومه ای 

     نوری از کوثری،حضرت معصومه ای 

     دیده گریانِ تو،جان به قربانِ تو 

     ای قبله ی حاجات،یا عمّه ی سادات 

    واویلا واویلا واویلا واویلا... 

    *از قدومِ تو قم مدینه ای دیگر است 

    طلعتِ قُدسی ات آینه ی مادر است 

     دل به تاب و تَبَت،ذکرِ روز و شبت 

    ای جان و جانانم،رضا رضا جانم 

    واویلا واویلا واویلا واویلا... 

    *مَحمِلت غرق گل شده ز مِهر و وفا 

     سوزم از روضه ی کوفه و شامِ بلا 

     دیدگانِ تر و،سنگ و خاکستر و 

     غمهای پی در پی،سرها به روی نِی 

    واویلا واویلا واویلا واویلا...

    گردآوری:بخش فرهنگ و هنر بیتوته

    منبع مطلب : www.beytoote.com

    مدیر محترم سایت www.beytoote.com لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

    اشعار وفات حضرت معصومه (س)

    اشعار وفات حضرت معصومه (س)

    شعر رحلت حضرت معصومه, سالگرد رحلت حضرت فاطمه معصومه

    کرامت هست آن جایی که سائل می شود پیدا
    اگر چه دست و پـا گم می شود، دل می شود پیدا

    گره از مشهد و قم وا نگشته بر نخواهد گشت
    برادر خواهری اینگونه مشـکل می شود پیـــدا

    ز هر دلــشوره ای دل را به دریــای تو باید زد
    که قدر اشک از امواج ساحل می شود پیدا

    دل ایران ز لطف سایه ی خورشید مشهد گرم
    و قم همشیره اش چون ماه کامل می شود پیدا

    دو دلبر از جناب حضرت موسی بن جعفر چون
    حسین و زینبی حیدر شمایل می شود پیدا

    بدون زهر هم معصو مه ی دور از رضا می مرد
    مـــثالش زینـب کبـــری، دلایـــل می شود پیــدا

    سالگرد رحلت حضرت فاطمه معصومه, مداحی وفات حضرت معصومه

    شعر رحلت حضرت معصومه (س)

    نور خدا در رسول اکرم پیدا
    کرد تجلی زوی به حیدر صفدر

    وز وُی تابان شده به حضرت زهرا
    اینک ظاهر دخت موسیِ جعفر

    آبروی ممکنات جمله از این نور
    گرنبُدی باطل آمدند سراسر

    دختر چون این دو از مشیمه قدرت
    نامد و ناید دیگر هماره مقدر

    آن یک، امواج علم را شده مبدأ
    وین یک افواج حلم را شده مصدر

    آن یک بر فرق انبیا شده تارُک
    وین یک اندر سر، اولیا را مِغْفر

    آن یک در عالم جلالت، کعبه
    وین یک در مْلک کبریایی مُشْعُر

    لم یُلِدُم بسته لب و گرنه بگفتم
    دخت خدایند این دو نور مطهر

    آن یک بر مْلک لایزالی، تارُک
    وین یک بر عرش کبریایی، افسر

    آن یک خانه مدینه کرده مزین
    صفحه قم را نموده این یک، انوار

    خاک قم این کرده،‌از شرافت، جنت
    آب مدینه نموده آن یک، کوثر

    عرصه قم غیرت بهشت برین است
    بلکه بهشتش یُساوْلی است برابر

    زیبد اگر خاک قم به عرش کند،فخر
    شاید گر لوح را بیاید همسر

    خاکی عجب خاک، آبروی خلایق
    ملجأ بر مسلم و پناه به کافر

    شعر رحلت حضرت معصومه, سالگرد رحلت حضرت فاطمه معصومه

    سلام خواهر قرآن، سلام دختر دین
    سلام مادر عصمت، سلاله یاسین

    سلام دختر طاها و نور و طور سلام
    سلام ای گهرِ هفت بحـر نور، سلام

    تو وارث شرف و احتـرام فـاطمه‌ای
    تو دختِ موسیِ کاظم تمام فاطمه‌ای

    عجیب نیست که بابا به تو سلام کند
    و یـا امـام رضـا در بـرت قیـام کند

    تو پـاره‌ای ز تـن پاک احمدی، بانو
    تـو مــادرِ قــمِ آل محمّـدی، بـانو

    حریـم تـو حـرمِ یازده امام هُداست
    مزار گمشده فاطمه در آن پیداست

    تو شوی نکـرده بـرای تمام خلق، امی
    تو زینب دگرِ فاطمه، به شهر قمی

    به حُرمت حَرَمت انبیـا قیـام کنند
    زیــارتِ حــرمِ یــازده امـام کنند

    تـو چـون امـام رضـا دُرّ هفـت دریایی
    بـه چشم آل محمــد همیشـه زهــرایی؟

    سزد که اهل سماوات، خاک پات شوند
    خوش آمدی به قم ای اهل قم، فدات شوند

    خوش آمدی بـه دیار قـم، عمـه سادات
    قـدم قدم به قدومت ز اهل قم صلوات

    به این مقام و به این شوکت و به این اجلال
    سـزد امـام رضــا آیـدت بـه استقبـال

    عجـب نبــود اگــر بــود از ره تجلیـل
    زمـامِ ناقــه تــو روی دوش جبـرائیل

    عجب نبـود کــه آن روز از فـراز فلک
    به خـاک‌ بوسیَت آیند، فـوج فـوجِ ملک

    عجب نبـود کـه گوینـد اهل قم، یکسر
    که گشته حضرت صــدّیقه وارد محشر

    عجب نه اهـل قـم ار افتخـار می‌کردند
    به جـای شـاخه گل، سر نثار می‌کردند

    زنان شهـر قـم از هـر طرف، مقـابل تو
    ز روی بـام فشاندنـد گـل به محمل تو

    ز نـاقـه‌ات همگـی احتـرام مـی‌کردند
    نهـاده دست به سینه، سلام می‌کردند

    به احترام تو قم شاخه شاخه گل آورد
    جنـایت و ستـم شــام را تـلافی کرد

    به محفلِ تو فشاندند اشک، جای گلاب
    زدند ناله که زینب کجا و بـزم شراب؟

    به هـر قـدم صلـواتت نثـار می‌کردند
    تو را به خانه «موسی‌بن‌خزرج» آوردند

    به بند ناقه تو، دسته دسته چنگ زدند
    ولی به محمل زینب ز بام، سنگ زدند

    قسم به عـزّت تو، ای به مقدمِ تو درود
    که جای عمـه سـادات در خرابه نبود

    به سوی عمه تو شامیان چو رو کردند
    به جای گل، سرِ نی، هیجده سر آوردند

    به اجر این ‌همه ارضِ ادب، کرامت کن
    به روز حشر، تو از اهل قم، شفاعت کن

    منبع:moraffah.blogfa.com

    منبع مطلب : www.beytoote.com

    مدیر محترم سایت www.beytoote.com لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

    اشعار مناسبتی-وفات حضرت معصومه(س) | پایگاه خبری رسمی بلاغ

    اشعار مناسبتی-وفات حضرت معصومه(س) | پایگاه خبری رسمی بلاغ

    در مدح حضرت معصومه سلام الله علیها

    بهار امامت ۴ - غلامرضا سازگار

    ای غبــــار آستــــانت، آبـــروی اهــــل قــم
    داده زینت خــاک زوارت بــه روی اهــل قــم
    وصف تو محفل به محفل، گفتگـوی اهل قم 
    روز و شب چشم عنایاتت به سوی اهل قم
                                    آفتــاب و مــاه، تـا در چـرخِ گیتی‌پرور است
                                    سایۀ‌ گلدسته‌هایت بر سرِ این‌کشور است

    دخت موسایی وصد موسی مقیمِ طور توست
    وسعت ملک خـدا، غـرق شعـاع نــور توست
    عصمت و تقوا و پاکی و شرف،منشور توست
    قم اگر گردیده مشهور جهان،مشهور توست
                                     نه فقط«موسی‌بن‌جعفر»را سرورِ سینه‌ای
                                     چـارده معصــوم را ســر تــا قــدم آیینـه‌ای 

    نخـل موسـای ولایت، بــر نـدارد مثـل تـو 
    بعـد زینب فاطمــه، کوثــر نـدارد مثـل تـو
    هفتمین بحر شـرف، گوهر ندارد مثـل تـو 
    حجت هشتم، رضا، خواهر ندارد مثـل تـو 
                                       چارده خورشید خورشیـد آفرین را کوکبی
                                       بر سر دست پدر، هم فاطمه، هم زینبی

    ای بـه جـان و پیکـر پاکت، سلام فاطمه
    بضعــــه پیغمبـــر اکـرم، تمــــام فاطمه
    از دهانـــت ریختــــه دُرِّ کـــلامِ فاطمــه
    بر تو چون زهرا برازنده است، نامِ فاطمه
                                                گفتگویت یاد از «امّ ابیهــا» می‌کند
                                                تا رضا روی تو بیند، یاد زهرا می‌کند

    خاک قم بالد که دارد نقش جای پای تو
    وحیِ مُنزَل جوشد از گفتارِ روح افزای تو
    می‌بـرد دل از امـامـان هُـدا، سیمای تو
    تـا صـف محشـر ســلام‌الله بـر آبـای تو
                                          گر جهان بار دگـر «موسی‌بن‌جعفر» آورد
                                          می‌توان چون حضرت معصومه، دختر آورد

    روی تو روی بهشت و خوی تو خوی بهشت
    نی عجب کز سینه‌ات بوی پدر،بوی بهشت
    قم شـده بـا مقـدم نـورانیَت، کوی بهشت
    محو شد از ذهن اهل قم، هیاهوی بهشت
                                          تا به سـوی قم تو را طی سفـر، آغاز شد
                                         یک در جنّت به خلق، از جانب قم، باز شد

    شعلـۀ داغ پـدر بـر سینـه می‌زد آذرت
    بود از هجر رضا سـوز دل و چشم ترت 
    حیف در سنّ جوانـی مثل زهرا مادرت،
    بعد هفده روز پر زد مـرغ روح از پیکرت
                                           کس نداند آتش داغت به اهل قم چه کرد
                                           با دل زار رضـا آن حجت هشتـم، چـه کرد 

    اهل قم کز مکتبت علـم حـدیث آموختند
    پای تا سر در عزایت چون شرار افروختند
    دیده بر تابــوت تـو از چــار جانب دوختند
    روز تشییعت به یـاد دفن زهـرا سوختند 
                                             پیکــر پـاک تـو را روز از زمیـــن برداشتند
                                            جسم زهرا را دل شب در لحد بگذاشتند

    تربت پـاک تــو را مـــادر زیــارت می‌کند
    هم رســول‌الله، هم حیدر زیـارت می‌کند
    هم رضا، هم موسی‌جعفر زیارت می‌کند
    هـر امـام و هــر پیــام‌آور زیــارت می‌کند
                                               بارگاه قدس تو، برتـر ز عرش کبریاست
                                              تا خدا دارد خدایی کعبه دل‌های ماست

    ای مـــزارت کعبـــۀ دل، تربتت، بیـت‌الحـــرام
    تا تـو را - یا فاطمه! - در شهـر قم باشد مقام
    ازخراسان می‌دهد هر صبح،خورشیدت سلام
    گویــی از قبـــر رضـــا، بــر اهــل قم آید پیام:
                              هر که چون«میثم»به خاک این حرم صورت بهشت،
                                   روز محشـر می‌شـود  واجـب بــرای او  بهشت 

    در مدح حضرت معصومه سلام الله علیها

    بهار امامت ۴ - غلامرضا سازگار

    سلام خواهـر قـرآن، سلام دختـر دین   سلام مــادر عصمت، سـلالۀ «یاسین»
    سلام دختر«طاها» و نور و طور سلام    سلام ای گهـرِ هفت بحــر نـور، سـلام
    تـو وارث شـرف و احتــرام فـاطمــه‌ای    تو دختِ موسـیِ کاظـم تمام فاطمه‌ای
    عجیب نیست کـه بابا به تو سلام کند   و یـــا امـــام رضـــا در بــرت قیــام کند
    تــو پـاره‌ای ز تـن پــاک احمــدی، بانو   تــو مـــادرِ قـــمِ آل محمّـــدی، بـانـــو 
    حریـم تـو حــرمِ یــازده اــمام هُداست   مــزار گمشــدۀ فاطمـه در آن پیداست
    تـو شـو نکــرده بـرای تـمام خلق، امی    تـو زینب دگــرِ فاطمـه، بـه شهر قمی 
    بـه حُـرمت حَـرَمت انبیـــا قیـــام کننـد    زیـــارتِ حــــرمِ  یـــازده امـــام کننـــد
    تـو چـون امــام رضــا دُرّ هفـت دریایــی   بــه اش آل محمــد همیشـه زهــرایی
    سزد که اهل سماوات،خاک پات شوند   خوش آمدی به قم ای اهل قم،فدات شوند
    خوش آمدی بـه دیار قـم عمـه سادات   قـدم قدم به قدومت ز اهـل، قم صلوات 
    به این مقام و این شوکت و این اجلال   سـزد امــام رضـــا آیــدت بـه استقبـال 
    عجـب نبـــود اگـــر بـــود از ره تجلیـل    ز مــامِ ناقـــۀ تـــو روی دوش جبــرائیل
    عجب نبــود کــه آن روز از فــراز فلک،    به خـاک‌ بوسیَت آینـد، فـوج فـوجِ ملک 
    عجب نبـود کـه گوینـد اهل قم، یکسر   که گشته حضرت صــدّیقه وارد محشر
    عجب نه اهـل قـم ار افتخـار می‌کردند   به جـای شـاخۀ گل، سر نثار می‌کردند
    زنان شهـر قـم از هـر طرف، مقـابل تو    ز روی بـام فشاندنـد گـل به محمل تو 
    ز نـاقـه‌ات همگـی احتــرام مـی‌کردند   نهاده دست به سینه،سلام می‌کردند
    به احترام تو قم شاخه شاخه گل آورد   جنـایت و ستـم شـــام را تـلافی کـرد  
    به محفلِ تو فشاندند اشک،جای گلاب   زدند نالـه که زینب کجــا و بـزم شراب؟ 
    به هــر قـدم صلـواتت نثـــار می‌کردند   تو را به خانـۀ «موسی‌ بن‌خزرج» آوردند
    به بند ناقۀ تو، دسته دسته چنگ زدند    ولی به محمل زینب ز بـام، سنگ زدند
    قسم به عـزّت تو، ای به مقدمِ تو درود    که جـای عمــۀ ســادات در خرابـه نبود 
    به سوی عمۀ تو شامیـان چو رو کردند    به جای گل،سرِ نی،هیجده سر آوردند 
    به اجـر ایـن‌ همه ارضِ ادب، کرامت کن   به روز حشر،تو از اهل قم، شفاعت کن 

    نوحۀ وفات حضرت معصومه سلام الله علیها

    بهار امامت ۳- غلامرضا سازگار

    ثامن الائمه ای شمس ولایت
    در مدینۀ قـم بین شور قیامت
    شد وفات معصومه              معصومه مظلومه
    یا امام هشتم یا امام هشتم

    فاطمه چو مادر در سنّ جوانی
    گلـزار وجــودش گردیده خزانی
    شد وفات معصومه              معصومه مظلومه
    یا امام هشتم یا امام هشتم 

    محفل مصیبت گشته محفل ما
    گشتـه داغ زینب تـازه در دل ما
    شد وفات معصومه              معصومه مظلومه
     یا امام هشتم یا امام هشتم

    شـد مدینـۀ قــم کــربلای دیگـــر
    گریه کن رضاجان در عزای خواهر
    شد وفات معصومه              معصومه مظلومه
     یا امام هشتم یا امام هشتم

    در سینــۀ پـــاکِ آن روحِ مطهـر
    هم داغ پدر بوده هم هجر برادر
    شد وفات معصومه              معصومه مظلومه
     یا امام هشتم یا امام هشتم

    دو فاطمه را بود داغ دل به سینه
    این بـه دامن قـم این شهر مدینه
    شد وفات معصومه              معصومه مظلومه
    یا امام هشتم یا امام هشتم

    این فاطمه محزون از جور زمانه
    آن فـــاطمه دیـــــده رنج تازیانه
    شد وفات معصومه              معصومه مظلومه
    یا امام هشتم یا امام هشتم

    نوحه در شهادت حضرت معصومه سلام الله علیها

    بهار امامت ۲ – غلامرضا سازگار 

    شد بپا درشهر قم غوغای محشر       در عـزای دختـر مــوسی بن جعفر

    وامصیبت وامصیبت وامصیبت

    یا رضا ای هشتمین شمس امامت       در عـزای خواهرت سرت سلامت

    وامصیبت وامصیبت وامصیبت

    مــــردم قـــم را بــه تشییـع جنـازه       داغ زهــرا بــر جگـر گــردیده تــازه

    وامصیبت وامصیبت وامصیبت

    درجگر خون دربصر اشک عزاداشت     آرزوی دیـــــدن روی رضـــــا داشــت

    وامصیبت وامصیبت وامصیبت

    یــا جـــواد ابن الرضـا کـن نـاله بــرپا       عمـــــۀ مظلــومـه‌ات رفتـه ز دنیـا

    وامصیبت وامصیبت وامصیبت

    مثل کعبه قبر او در قم عیان است       از چه یـاران تربت زهـرا نهان است

    وامصیبت وامصیبت وامصیبت

    نوحۀ وفات حضرت معصومه سلام الله علیها

    جهان را ماتم عظماست امشب       عزای دختر موساست امشب
    سر مهدی سلامت، سر مهدی سلامت

    نـه تنهـا شهـر قـم مـاتم گرفته       زمیـن و آسمـان را غــم گـرفتـه
    سر مهدی سلامت، سر مهدی سلامت

    رضــاخـون جگــر از دیـده بـــارد       عــــزای حضــرت معصــومـه دارد
    سر مهدی سلامت، سر مهدی سلامت

    بـه یــادحضرت معصـومه امشب       بگـــریـد دیـــدۀ زهـــــرا و زینــب
    سر مهدی سلامت، سر مهدی سلامت

    بگـرید بهــر خــواهر، بهـر دختــر       رضـا و حضـرت موسی ابن جعفر
    سر مهدی سلامت، سر مهدی سلامت

    شـرار نــاله سـر زد تـا به افلاک       نهان شد پیکر معصومه در خاک
    سر مهدی سلامت، سر مهدی سلامت

    دریغــا ای دریغـــا شـد خــزانی       گــل گلـــزار مــوسی در جــوانی
    سر مهدی سلامت، سر مهدی سلامت

    منبع مطلب : www.balagh.ir

    مدیر محترم سایت www.balagh.ir لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

    جواب کاربران در نظرات پایین سایت

    مهدی : نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    مهدی 1 سال قبل
    0

    نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    برای ارسال نظر کلیک کنید