توجه : تمامی مطالب این سایت از سایت های دیگر جمع آوری شده است. در صورت مشاهده مطالب مغایر قوانین جمهوری اسلامی ایران یا عدم رضایت مدیر سایت مطالب کپی شده توسط ایدی موجود در بخش تماس با ما بالای سایت یا ساماندهی به ما اطلاع داده تا مطلب و سایت شما کاملا از لیست و سایت حذف شود. به امید ظهور مهدی (ع).

    سلمان فارسی اهل کدام شهر بود

    1 بازدید

    سلمان فارسی اهل کدام شهر بود را از سایت پست روزانه دریافت کنید.

    سلمان فارسی

    سلمان فارسی


    مختصات: ۳۳°۰۶′ شمالی ۴۴°۳۵′ شرقی / ۳۳٫۱۰۰°شمالی ۴۴٫۵۸۳°شرقی / 33.100; 44.583

    سلمان فارسی (پیش از مسلمان شدن: روزبه[۱][۲]) (۵۶۸–۶۵۳ میلادی) صحابی ایرانی بود که پیامبر اسلام او را از خود (اهل بیت) خواند و به سلمان محمدی شهرت یافت. در روزی که قریش نیروهایش را نزدیک مدینه گردآورد تا بر مسلمانان حمله بَرَد (غزوه خندق)، او پیشنهاد داد تا خندقی ژرف پیرامون مدینه حفر گردد تا از آن پاسبانی شود. سلمان فارسی به‌ویژه نزد مسلمانان شیعه گرامی داشته می‌شود و برای او جایگاهی والا در نظر دارند.[۳]

    او با این که پسر یکی از دهقانان ایران بود،[۴] زرتشتی باقی نماند و سال‌ها به سرزمین‌های گوناگون سفر کرد که در همین سفرها در سرزمینی به بردگی درآمد و سپس با کمک محمد آزاد گشت.[۴] سلمان فارسی حکیمی که خرد و دانش‌های ایرانیان و مسیحیان را می‌دانست از مشاوران محمد، از جمله طراح اصلی حفر خندق در جنگ خندق بوده‌است. او در سال‌های پایانی زندگی خود استاندار (والی) مدائن گردید.[۵] وی اولین ایرانی ای بود که اسلام را پذیرفت. در خصوص زندگی او مجموعه‌ای نلویزیونی در حال ساخت است.

    زادگاه و کودکی[ویرایش]

    سلمان فرزند یک زمین‌دار ایرانی اهل جی امروز اصفهان بود.[۴] هرچند دربارهٔ زادگاه وی قطعیت است و در این باره از شهرهایی چون اصفهان،[۶][۷] دشت ارژن استان فارس و رامهرمز خوزستان[۸] به عنوان زادگاه سلمان فارسی یاد شده‌است. برخی از محققان او را از خاندانی مزدکی می‌دانند[۹] و برخی معتقدند از طبقه برگزیدگان جامعه مانوی بوده‌است.[۱۰]

    مدت عُمر سلمان فارسی[ویرایش]

    سلمان فارسی در سال ۵۶۸ میلادی به دنیا آمد و در سال ۶۵۲ یا ۶۵۳ میلادی (۳۲ هجری) درگذشت. پیرامون مدت عُمر سلمان فارسی افسانه هایی نیز پرداخته شده است و از آن جمله:

    ۱ - شیخ طوسی، سلمان را از معمرینی دانسته، که حضرت عیسی را درک نموده و در این صورت، سلمان بیش از ۶۰۰ سال عُمر کرده‌است.

    ۲ - در روایتی که از پیامبر وارد شده، سلمان دارای ۴۵۰ سال عُمر، معرفی شده‌است.

    ۳ - سید مرتضی، و شیخ طریحی می‌نویسند: از آثار و اخبار استفاده می‌شود، که سلمان ۳۵۰ سال زندگی کرده‌است.

    ۴ -و البته بیشتر مورخان مدت حیات سلمان را ۲۵۰ سال دانسته‌اند مانند: «محدث نوری» که نظریه ۲۵۰ سال معتبر تر می‌داند یا «ابن عبدالبر» در کتاب الاستیعاب ج ۲، ص ۱۹۵، همچنین ابن اثیر جزری، در کتاب اسد الغابة ج ۲، ص ۳۲۲، السیرة الحلبیة، ج ۱، ص ۱۹۵، صفوة الصفوه، ج ۱، ص ۵۵۵، مجالس المؤمنین، ج ۱، ص ۲۰۸، الاصابة، ج ۲، ص ۶۲، الغدیر، ج ۷، ص ۲۸۲، و الدرجات الرفیعة، ص ۲۲۰، نظریه ۲۵۰ سال را، معتبرتر و قابل قبول تر شمرده‌اند.[۱۱][۱۲]

    اندیشه[ویرایش]

    سلمان در آغاز در ایران با باورهای میترایی آشنا بود و سپس باورهای زرتشتی و سپس باورهای مانوی و بدینگونه با حکمت و خرد ایران باستان آشنا بود. به غرب رفت و با باورهای مسیحی آشنا شد و سال‌ها در آنجا در خدمت کلیسا بود و در کنار آنجا با عقاید یهودی بیشتر آشنا شد. این‌گونه با اندیشه مسیحی کاملاً آشنا بود. در یثرب محمد را دید و با عقاید او اسلام آشنا شد. اندیشه سلمان ترکیب است از حکمت ایرانی و اسلامی که تجربه مطالعه و دریافت ادیان و حکمت‌های دیگر را داشته‌است و اکثر فلاسفه اسلامی ایران امروز، خود را پیرو مکتب سلمان می‌دانند. لویی ماسینیون فرانسوی، آثار منسوب به سلمان را، چهار کتاب معرفی می‌کند، که از جمله آن‌ها «خبر جاثلیق» است که ۱۰ سند مکتوب را برای ذکر آن آورده‌است.

    ایمان به مانی[ویرایش]

    سلمان (روزبه) فارسی از طبقه برگزیدگان جامعه مانوی بوده‌است و چون دین مانی را بر دین زرتشتی ترجیح داده بود، مجبور به فرار از ایران شد.[۱۰][۱۳][۱۴][۱۵]

    ایمان به مسیحیت[ویرایش]

    او در سنین جوانی به مسیحیت روی آورد. او سپس برای تحصیل دین به سوریه رفت.[۴] ابوریحان بیرونی در «الآثار الباقیه عن القرون الخالیه» می‌نویسد: «انجیل سبعین (بلامس) نام انجیلی است که سلام پسر عبدالله از زبان سلمان فارسی نوشته‌است.»[نیازمند منبع] سلمان پس از فوت استادش همراه با کاروانی رهسپار شبه جزیره عربستان شد-و این مقارن با زمانی بود که محمد بن عبدلله مال التجاره خدیجه یگانه زن متمول جزیرة العرب[نیازمند منبع] را مدیریت می‌کرد و خدیجه محمد را نه فقط برای اداره اموال که برای زندگی مشترک می‌آزمود- در راه کاروان مورد حمله قرار می‌گیرد و او به اسارت درآمد و مردی یهودی از یثرب (مدینه) او را به بردگی خرید و با خود به یثرب برد.

    ایمان به اسلام[ویرایش]

    سلمان در مدینه با محمد آشنا شد و به اسلام ایمان آورد.[۴] در سفینة البحار آمده‌است هنگامی که محمد به مدینه هجرت کرد با دعوت محمد با دین اسلام آشنا شد و مسلمان شد و محمد با مولای او قراردادی بست که سلمان کار کند و از درآمدهای خود، خود را آزاد کند. پیامبر و مسلمانان مدینه به او کمک کردند که بهای خود را (به مبلغ چهل نهال خرما و چهل وقیه -هر وقیه معادل چهل درهم)- به یهودی بپردازد و آزاد شود.[۱۶]

    جنگ خندق[ویرایش]

    در جنگ خندق، که در سال ۵ هجری رخ داد و به پیشنهاد سلمان، پیرامون شهر خندق کندند. واژهٔ خندق عربی شدهٔ واژهٔ پارسی میانه کَندَگ و به معنی کَنده است. در زبان‌های کهن ایرانی چون اوستایی و فارسی باستان، ریشهٔ «کن» به معنی «کندن» امروزی به کار می‌رفته‌است و «فرکنتن» یعنی آغاز به ساختن ساختمان یا شهر. هر گروهی می‌خواست سلمان با آن‌ها باشد؛ مهاجران می‌گفتند: سلمان از ما است و انصار می‌گفتند: سلمان از ما است. در نهایت محمد گفت «سلمان از ما اهل بیت است.»[۱۷]

    پس از درگذشت محمد[ویرایش]

    ماسینیون در کتاب «سلمان پاک» می‌نویسد: سلمان در تأسف از انتخاب عجولانه ابوبکر در سقیفه با یک نوع محافظه‌کاری و توداری خاص در برابر شهود به فارسی گفته‌است: «کردید و نکردید» و این عبارت بسیار غامضی است. آیا ترکیب اصلی این عبارت به فارسی بوده‌است؟ مدائنی و بلاذری آن را به این صورت نشر داده‌اند: «کرداد و ناکرداد» (به فارسی میانه). باید گفت که این عبارت گرچه دلالت بر این ندارد که سلمان در سال ۱۱ هجری بعد از مرگ محمد با سر تراشیدن و کشیدن شمشیر به عقیده امامیه علناً مخالفت خود را ابراز کرده باشد ولی بر خلاف گفته جوزف هوروویتس نشانهٔ آن است که یک قرن و نیم قبل از یعقوبی روایات عراقی تأیید می‌کنند که سلمان مسئله امامت به حق را هنگام انتخاب ابوبکر مطرح کرده‌است؛ اما شاید در مجلسی خصوصی.[۱۸] در بعضی اقوال تاریخی ذکر گردیده که سلمان در لشکر کشی‌های اعراب بر ضد ایرانیان حضور داشته و اسم او را در حاضرین جنگ قادسیه بر ضد ایرانیان ذکر کرده‌اند..

    تاریخ درگذشت[ویرایش]

    به نقل از کتاب «سلمان پاک» اثر ماسینیون ترجمه علی شریعتی: تاریخ مرگ سلمان مشخص نیست. «پایان خلافت عمر» یا «در خلافت عثمان» به نقل از واقدی و ابن سعد. زیرا پیش از این در خلافت عثمان وی در کوفه اقامت گزیده بود. در قرن سوم گردآورندگان احادیث سنت تاریخ مرگش را سال ۳۸ هجری معین کردند. لویی ماسینیون در کتاب خود حدس می‌زند که: سلمان با مصادره شدن مقرری اهل بیت به نفع بیت‌المال توسط دستگاه خلافت از اقطاعش در مدینه محروم شده بود. مانند هر تازه مسلمان غیر عربی برای حفظ امنیت شخصی‌اش با بنی عبدالقیس که سلمان تا عراق همراه آنان رفت هم پیمان گردیده‌است. هنگامی که وضع خاص بنی عبدالقیس را مطالعه می‌کنیم به نکاتی برمی‌خوریم که این فرضیه را تقویت می‌کند.[۱۹]

    پانویس[ویرایش]

    منابع[ویرایش]

    منبع مطلب : fa.wikipedia.org

    مدیر محترم سایت fa.wikipedia.org لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

    زندگی نامه سلمان فارسی - پایگاه رسمی آستان قدس علوی

    زندگی نامه سلمان فارسی - پایگاه رسمی آستان قدس علوی

    زندگی نامه سلمان فارسی

    سلمان کیست؟
    حدود دویست و شانزده یا سیصد و شانزده سال قبل از هجرت، در روستای «جی‏» (از روستاهای اصفهان) فرزندی به دنیا آمد، که نامش را «روزبه‏» گذاشتند و بعدها پیامبر اسلام(ص) او را «سلمان‏» نامید.
    پدر سلمان «بدخشان کاهن‏» (روحانی زرتشتی) بود و کار همیشگی‏ اش هیزم نهادن بر شعله آتش. با اینکه سلمان در میان خاندان و محیطی زرتشتی دیده به جهان گشود، ولی هرگز در برابر آتش سر فرود نیاورد و به خدای یکتا اعتقاد یافت. سلمان در دوران کودکی مادرش را از دست داد و عمه‏ اش سرپرستی او را به عهده گرفت.

    سلمان، بعد از آنکه دریافت قرار است او را شش ماه با اعمال شاقه زندانی سازند و پس از آن اگر به آیین نیاکانش ایمان نیاورد اعدامش کنند، با همکاری عمه‏ اش گریخت و روانه بیابان شد. در بیابان کاروانی دید که به سوی شام می‏رفت; پس به مسافران پیوست و رهسپار سرزمینهای ناشناخته گردید.
    سرانجام سلمان، در همان آغاز هجرت گمشده ‏اش را یافت و در حالی که برده یک یهودی بود، در محضر رسول خدا(ص) مسلمان شد. (1)

    آزادی و نامگذاری سلمان
    پیامبر گرامی اسلام(ص) سلمان را به مبلغ چهل نهال خرما و چهل وقیه (هر وقیه معادل چهل درهم)، از مرد یهودی، خرید و آزادش ساخت و نام زیبای «سلمان‏» را بر او نهاد. (2) این تغییر نام، بیانگر آن است که:
    1 - برخی از نامهای عصر جاهلیت، شایسته یک مسلمان نیست; 2 - واژه «سلمان‏» از سلامتی و تسلیم گرفته شده است. انتخاب این نام زیبا از سوی پیامبر(ص) نشانه پاکی و سلامت روح سلمان است.

    فضیلتهای برجسته سلمان
    سلمان، الگوی مسلمان کمال‏ جو، وارسته و خودساخته است و ارزشهای متعالی بسیاری در خویش گردآورده بود. بخشی از این فضایل عبارت است از:

    1 - نزدیکی به رسول خدا(ص)
    سلمان، پس از پذیرفتن اسلام، چنان در راه ایمان و معرفت اسلامی پیش رفت که نزد رسول خدا جایگاهی والا یافت و مورد ستایش معصومان(ع) قرار گرفت. بخشی از سخنان آن بزرگان در باره سلمان چنین است:
    الف) در ماجرای جنگ خندق، که در سال پنجم هجری رخ داد و به پیشنهاد سلمان پیرامون شهر خندق کندند. هر گروهی می‏خواست‏ سلمان با آنها باشد; مهاجران می‏گفتند: سلمان از ما است. انصار می‏گفتند: او از ما است. پیامبر(ص) فرمود: «سلمان منا اهل البیت‏» (3) ; سلمان از اهل بیت ما است.

    عارف معروف، محی‏ الدین بن‏ عربی، با اینکه از علمای اهل تسنن است، در شرح این سخن پیامبر اکرم(ص) می‏گوید: پیوند سلمان به اهل بیت (علیهم السلام) در این عبارت، بیانگر گواهی رسول خدا(ص) به مقام عالی، طهارت و سلامت نفس سلمان است; زیرا منظور از اینکه سلمان از اهل بیت (علیهم السلام) است، پیوند نسبی نیست; این پیوند بر اساس صفات عالی انسانی است. (4)

    ب) جابر نقل می‏کند که رسول خدا(ص) فرمود:
    «همانا اشتیاق بهشت‏ به سلمان بیش از اشتیاق سلمان به بهشت است; و بهشت‏ به دیدار سلمان عاشق‏تر از دیدار سلمان به بهشت است.» (5)
    ج) پیامبر اکرم(ص) فرمود:
    «هر که می‏خواهد به مردی بنگرد که خداوند قلبش را به ایمان درخشان کرده، به سلمان بنگرد.» (6)
    د) آن بزرگوار همچنین فرمود:
    «سلمان از من است، کسی که به او ستم کند به من ستم کرده است و کسی که او را بیازارد مرا آزرده است.»

    و) امام صادق(ع) فرمود:
    «سلمان علم الاسم الاعظم‏» (7) ; سلمان اسم اعظم را می‏دانست.

    این سخن بدان معناست که سلمان از نظر عرفان، به مقامی رسیده بود که حاصل اسم اعظم الهی بود. اگر کسی چنین لیاقتی داشته باشد، دعایش به اجابت می‏رسد و کرامات عظیمی از او سر می‏زند.

    2 - علم سلمان
    پیامبر اسلام(ص) فرموده است: «اگر دین در ثریا بود، سلمان به آن دسترسی پیدا می‏کرد.» (8)
    وسعت و عمق آگاهیهای سلمان به حدی بود که برای هر کس قابل هضم نیست. امام صادق(ع) فرمود: رسول خدا(ص) و علی(ع) اسراری را که دیگران قدرت تحمل آن را نداشتند به سلمان می‏گفتند و او را لایق نگهداری علم مخزون و اسرار می‏دانستند; از اینرو یکی از القاب سلمان، «محدث‏» است. (9)

    سلمان دارای علم بلایا و منایا (حوادث آینده) بود و همچنین از متولمان(قیافه‏شناسان) و محدثان به شمار می‏رفت. جایگاه علمی سلمان چنان بود که امام صادق(ع) در باره‏اش فرمود: «در اسلام، مردی که فقیه‏تر از همه مردم باشد، همچون سلمان، آفریده نشده است.» (10)
    پیامبر اسلام(ص) فرمود: «سلمان دریای علم است که نمی‏توان به عمق آن رسید.» (11)

    البته دانش سلمان، به معارف فکری محدود نمی‏شد و آگاهیهای فنی او نیز در حد بالایی بود. در جنگ خندق، طرح کندن خندق را سلمان خدمت پیامبر(ص) پیشنهاد کرد و عملی شد. همچنین در جنگ طائف، طرح ساختن «منجنیق‏» برای درهم کوبیدن قلعه ‏های مشرکان از ابتکاراتی است که به سلمان نسبت داده شده است.
    بنابراین، سلمان حق دارد از مقام علمی‏ اش چنین تعبیر کند:
    ای مردم! اگر من شما را از آنچه می‏دانستم مطلع می‏کردم، می‏گفتید، سلمان دیوانه است، یا به کسی که سلمان را بکشد درود می‏فرستادید. (12)

    3 - عبادت سلمان
    آنچه به عبادت سلمان ارزش بیشتری می ‏دهد، علم و آگاهی اوست. چرا که عبادت آگاهانه و پرستش از روی بصیرت از عبادت سطحی و ظاهری ارزشمندتر است.
    امام صادق(ع) فرمود: روزی پیامبر اسلام(ص) به یاران خود فرمود: کدام یک از شما تمام روزها را روزه می‏دارد.
    سلمان گفت: من، یا رسول الله.
    پیامبر(ص) پرسید: کدام یک از شما تمام شبها را به عبادت می‏گذراند؟
    سلمان گفت: من، یا رسول الله.
    حضرت پرسید: آیا کسی از شما هست که روزی یک بار قرآن را ختم کند؟
    سلمان گفت: من یا رسول الله.

    یکی از حاضران که جوابهای سلمان را خودستایی و فخرفروشی می‏ پنداشت، گفت: اکثر روزها دیده‏ ام که سلمان روزه نیست، بیشتر شب را هم می‏خوابد و بیشتر روز را به سکوت می‏گذراند، پس چگونه همیشه روزه است و هر شب برای نیایش با خدا بیدار می‏ماند و روزی یک بار قرآن را ختم می‏کند؟!
    پیامبر(ص) فرمود: ساکت‏باش! تو را با همسان لقمان چه کار؟ اگر می‏خواهی چگونگی ‏اش را از خودش بپرس تا خبر دهد.

    سلمان گفت: در ماه سه روز روزه می‏گیرم و خداوند فرموده است: «هر کس عمل نیکی انجام دهد پاداش ده برابر دارد. از طرف دیگر، روز آخر شعبان را روزه گرفته و آن را به روزه ماه رمضان متصل می‏کنم و هر که چنین کند، پاداش روزه همیشه را دارد. از رسول خدا(ص) شنیدم که فرمود: هر کس با طهارت بخوابد، در ثواب، چنان است که تمام شب را عبادت کرده باشد. اما ختم قرآن، رسول خدا(ص) فرمود: هر کس یک بار سوره «قل هوالله‏» را بخواند، پاداش یک سوم قرآن را دارد و هر که دو بار بخواند، دو ثلث قرآن را خوانده است و هر که سه بار بخواند، گویا قرآن را ختم کرده است.

    و نیز حضرت فرمود: یا علی، هر کس تو را با زبان دوست‏بدارد یک سوم ایمانش کامل شده، هر که با دل و زبان وستت‏بدارد، دو ثلث ایمان او کامل شده; و هر که با دل و زبانش دوستت‏بدارد و با دست هم یاری‏ات کند، تمام ایمان را به دست آورده است.» (13)

    4 - زهد سلمان
    آیات و روایات نشان می‏دهد که «زهد» به معنای حرام ساختن نعمتهای الهی بر خود نیست. زهد به معنای عدم دلبستگی به امور مادی است. یکی از مواردی که در تمام زوایای زندگی سلمان، از آغاز تا پایان عمر، دیده می‏شود زهد، پارسایی و بی‏رغبتی او به دنیاست.
    سلمان، که پیرو راستین پیامبر(ص) و حضرت علی(ع) بود، راه آنان را پیش گرفت و حتی وقتی فرماندار مدائن بود، ساده ‏زیستی را رها نکرد. زهد و وارستگی سلمان از ایمان عمیق او سرچشمه می‏گرفت; زیرا هر کس ایمان قویتر داشته باشد، از جاذبه‏های دنیوی آزادتر است. امام صادق(ع) فرمود:
    «ایمان ده درجه دارد، مقداد در درجه هشتم و ابوذر در درجه نهم و سلمان در درجه دهم ایمان است.» (14)

    سلمان، خانه نداشت و هرگز دل به خانه‏ سازی نمی‏داد. شخصی از او خواست تا برایش خانه‏ ای بسازد ولی سلمان راضی نشد. سرانجام به سبب اصرار شخص نیکوکار اجازه داد برایش خانه بسازد، ولی سفارش کرد خانه چنان باشد که هنگام ایستادن سر به سقف آن بخورد و هنگام خوابیدن پا به دیوار برسد. (15)سلمان پارسا، حتی حقوق اندک سالانه (16) خود را هم به نیازمندان می‏داد و بسیار اندک برای خود برمی‏داشت.

    5 - دفاع از حریم ولایت
    آنچه در زندگی سلمان، بسیار چشمگیر و جالب است عدم بی‏تفاوتی اوست. او با هوشیاری و جدیت کامل در صحنه‏های مختلف حضور داشت و در پیروی از امام‏حق لحظه‏ای تردید نکرد. او همواره، از هر فرصتی، برای گفتن حق بهره می‏برد و مسلمانان را به امامت‏حضرت علی(ع) فرا می‏خواند. آن بزرگوار پیوسته این سخن رسول خدا را برای مردم تکرار می‏کرد:«همانا علی(ع) دری است که خداوند گشوده است. هر کس در آن وارد شود، مؤمن است و هر کس که از آن خارج گردد، کافر است.» (17) - «بهترین فرد این امت، علی(ع) است.» (18)

    بعد از رحلت جانسوز رسول خدا(ص)، غصب خلافت و مظلومیت ‏حضرت علی(ع)، سلمان در خطبه‏ای بسیار فصیح، که می‏توان آن را «کوبنده و افشاگرانه‏» خواند، چنین گفت:
    «ای مردم! هر گاه فتنه‏ ها و آشوبها را همچون پاره ظلمانی شب دیدید که برجستگان در آن به هلاکت می‏رسند، بر شما باد به آل محمد(ص) چرا که آنها راهنمایان به سوی بهشتند، و بر شما باد علی(ع). ای مردم! ولایت را در میان خود همانند سر قرار دهید.»
    یعنی اگر ولایت اهل بیت (علیهم السلام) را نداشته باشید، مسلمان حقیقی نیستید و دین شما سودی ندارد. (19)

    ابن‏ عباس سلمان را در خواب دید و از او پرسید: در بهشت، پس از ایمان به خدا و رسول، چه چیز برتر است؟ سلمان پاسخ داد: پس از ایمان به خدا و پیامبر، هیچ چیز با ارزشتر و برتر از دوستی و ولایت علی بن‏ابی‏طالب(ع) و پیروری از او نیست. (20)

    نقش سلمان در تشیع ایرانیان
    یکی از کارهای بسیار مهم سلمان، که بخش اعظم زندگی او را فرا گرفته بود، تلاش پیگیر او در معرفی اسلام ناب و تشیع راستین بعد از رحلت رسول خدا(ص) است. او در این راستا در مدینه جهاد کرد و از هر فرصتی بهره برد. وقتی به مدائن آمد، همین عقیده را دنبال کرد و نقش بسیاری در تشیع ایرانیان داشت.
    می‏پرسند: با اینکه اسلام در عصر خلافت‏خلیفه دوم وارد ایران شد، چرا اکثریت قاطع مردم ایران، شیعه حضرت علی(ع) هستند؟
    در پاسخ باید گفت: عوامل متعددی سبب این گرایش است. از نخستین عوامل این گرایش، وجود سلمان در مدائن و رفت و آمد او به کوفه و حوالی آن و حتی اصفهان و ... بود. سلمان پیام‏آور اسلام ناب، منادی تشیع و نویدبخش مذهب اهل بیت (علیهم السلام) بود و اکثر ایرانیان این ندا و نوید را شنیدند و پذیرفتند. (21)

    وفات
    سلمان سرانجام، پس از عمری طولانی و بابرکت، در اواخر خلافت عثمان در سال 35ه .ق وفات یافت. (22) حضرت علی(ع) پیکرش را غسل داد، کفن کرد و بر آن نماز گزارد. همراه آن حضرت، جعفر بن‏ ابی‏طالب و حضرت خضر، در حالی که با هر یک از آن دو هفتاد صف از فرشتگان بودند بر پیکر سلمان نماز گزاردند. (23) بعضی از راویان چنین نقل کرده‏ اند که حضرت علی(ع) بر کفن سلمان شعری نوشت که معنای آن چنین است:
    «بر شخص کریم و بزرگواری وارد شدم، بی‏آنکه توشه نیک و قلب پاک داشته باشم; ولی بردن توشه نزد شخص کریم و بزرگوار، زشت‏ترین کار است.» (24)
    مرقد شریف حضرت سلمان(س) در مدائن، در پنج فرسخی بغداد، نزدیک تاق کسری قرار دارد.در این دنیای پرتلاطم و پرزرق و برق که انسان را در گرداب گناه غرق می‏کند، هر کس الگویی می‏خواهد تا با سرمشق قرار دادن روش و کردارش کشتی وجودش را سالم به ساحل سعادت برساند; و زندگی سلمان فارسی برای ما ایرانیان الگویی شایسته است.

    پی‏ نوشت ها:

    1- بحار، ج 22، ص‏366.
    2- الدرجات الرفیعه، ص‏203.
    3- مجمع‏البیان، ج 2، ص‏427.
    4- شرح نهج‏البلاغه ابن ابی‏الحدید، ج 18، ص‏36.
    5- بحار، ج 22، ص 341.
    6- احتجاج طبرسی، ج 1، ص 150.
    7- اعیان الشیعه، ج‏7، ص‏287.
    8- شرح نهج‏البلاغه ابن ابی‏الحدید، ج 18، ص‏36.
    9- بحار، ج 22، ص 331.
    10- تنقیح المقال، ج 2، ص‏47.
    11- اختصاص شیخ مفید، ص 222.
    12- رجال کشی، ص 20.
    13- بحارالانوار، ج 22، ص‏317.
    14- همان، ص 341.
    15- شرح نهج‏البلاغه ابن ابی‏الحدید، ص‏36.
    16- حدود چهار تا شش هزار درهم.
    17- کتاب سلیم بن‏قیس، ص 251.
    18- اعیان الشیعه، ج‏7، ص‏287.
    19- بهجة‏الآمال، ج 4، ص 418.
    20- بحارالانوار، ج 22، ص 341.
    21- کتاب ایرانیان مسلمان در صدر اسلام، ص 201.22- بحار، ج 22، ص 391 - 392.
    23- همان، ص‏373.

    24- طرائف الحقائق، ج 2، ص 5. 

    منبع:tarikheslam.com

    منبع مطلب : www.imamali.net

    مدیر محترم سایت www.imamali.net لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

    تحلیل سبزنیوز کازرون

    درباره محل تولد سلمان فارسی:

    برگرفته از لغت‌نامه دهخدا


    برخی کامنت های سایت منبع:

    روزبه یا سلمان فارسی اهل سرزمین پارس و از اهالی کازرون فارس بوده است که در زمان ساسانیان زندگی میکرده و پس از اینکه از آین زرتشت برگشت و مسیحی شد به خاطر آنکه در زمان ساسانیان این جرم حساب میشد و به خاطر فشارهایی که بر او وارد بود به سرزمین عربستان کوچ کرد و در قبیله بنی قریظه ساکن شد که قبیله ای یهودی بودند ...
    پس از آن او یهودی شد و پس از روی کار آمدن آیین اسلام به خدمت دین اسلام در آمدند. البته ایشون اشتباه گفتن سلمان پس از اینکه مسلمان می شود و پس مدت ها .... یار پیامبر می شه... یار پیامبر شدن کار هر کسی که نیست.


    با سلام : سلمان فارس زادگاهش خیلی مشخص نیست ولی معروف این است که زادگاهش کازرون فارس بوده نام قبلیش روزبه بود او در راه رسیدن به پیامبر خاتم که علمای ادیان زرتشتی و مسیحی پیشگویی کرده بودند که از عربستان ظهور می کند به اسارت راهزنان در امد و انها بعد از اسیر کردن او ، ایشان را به عنوان برده به شخص یهودی که اهل یکی از مناطق اطراف مکه بود فروختند و در سفر تبلیغی پیامبر به ان منطقه به پیامبر ایمان اورد و پیامبر نیز او را از یهودی خرید و ازاد کرد .



    پایگاه سلمان فارسی: مقام معظم رهبری حضرت آیت الله خامنه‌ای در تاریخ 16 اردیبهشت ماه 1387 در سفر به استان فارس در جمع مردم شهرستان کازرون ضمن اشاره به سلمان فارسی نظر خود درباره‌ی وطن جناب سلمان فارسی را بیان کردند.

     ایشان در این باره فرمودند:

     «سلمان فارسی متعلق به همه‏‌ی ایران است؛ همه‏‌ی مردم ایران، همه‏‌ی پارسی زبانان، همه‏‌ی کسانی که ستایش پیامبر اکرم از مردم فارس، متوجه آنهاست، مفتخر به جناب سلمانند .سلمان متعلق به کشور ماست، متعلق به ملت ماست.

    مردم کازرون، ولادت او را در میان خودشان و در این ناحیه می‌دانند؛ مردم اصفهان، نشو و نمای او را در منطقه‏‌ی اصفهان می‌دانند؛ منافاتی هم ندارد. علاوه بر شیراز، علاوه بر استان فارس و شهر کازرون و دشت ارژنه، که نام مبارک سلمان فارسی را به خودشان متوجه می‌کنند و حق هم دارند، و علاوه بر مردم اصفهان که بر نشو و نمای این عنصر الهی مدعی‌‏اند که در میان آنها بوده است و حق هم با آنهاست، همه‏‌ی مردم ایران - از دور و نزدیک - مفتخرند به شخصیتی مثل سلمان.

    قالوا ابوالصّقر من شیبان قلت لهم‏

    کلاّ و لکن لعمری منه شیبانُ‏

    نباید گفت سلمان فارسی از فارس یا از ایران است، باید گفت فارس و ایران از سلمان فارسی است. مقام ایمان، مقام معرفت، مقام مجاهدت در راه خدا، پیگیری برای رسیدن به سرچشمه‏‌ی زلال حقیقت، آن چنان یک انسانی را بالا می‌برد که پیغمبر بفرماید: «سلمان منّا اهل البیت». او را جزو اهل بیت به حساب بیاورد؛ و شخصیت‌هایی مثل جناب ابی‌‏ذر و عمار و مقداد و دیگر صحابی‌‏ها در مقام تقویم و مقایسه در رتبه‏‌های بعد از سلمان قرار بگیرند؛ این برای ما درس است، این برای جوان ایرانی الگوست؛ یعنی حقیقت را جستن، جستجو کردن، یافتن و بر آن پای فشردن. این آن چیزی است که سلمان را سلمان می‌کند.»



    می گویند عهدنامه سلمان فارسی، امان نامه است که پیامبر (ص) در سال نهم هجری به نفع خاندات سلمان صادر کرده است.

    این عهدنامه حسب ادّعا به خطّ علی (ع) نوشته شده و عدّه ای از بزرگان صحابه آن را گواهی کرده اند.

    متن این عهدنامه در مآخذ مختلف و متعدّد با تفاوتهایی در عبارات و اسامی شهود ضبط شده است. در مجمل التّواریخ و القصص (تالیف  520 ه ق) در ((فصل حوادث بعد از هجرت، السّنة الاولی)) متن این عهدنامه ذکر شده است، با مقدمه ای که خواندن آن مفید است:

    و سلمان فارسی را برادرزاده ای بود؛ نام او ماهاذر بن فرّوخ بن بدخشان و خاندان ایشان به کازرون یا شیراز است، و عهدی دارند از پیغامبر، هم به خطّ امیرالمومنین علی بر ادیم سفید نوشته، و خاتم پیغامبر و ابوبکر و عمر و عثمان، و علی علیهم السّلام بر آنجا نهاده و اگرچه این عهد به سال نهم بود از هجرت بدین جایگاه ثبت کرده شد، تا از یک روی باشد.

    مجمل التواریخ پس از ذکر متن عهدنامه، این اطلاع تاریخی را در اختیار قرار می دهد که در روزگار سلطان محمدبن ملکشاه (498-511 ه ق) شخصی که خود را از اعقاب سلمان می دانسته، عهدنامه مزبور را به ملکشاه ارائه کرده و مورد احترام قرار گرفت است. این خبر نشان می دهد که عهدنامه مورد نظر در آن روزگار مورد اعتنای مراجع رسمی بوده است:

    و از آن پس، سلمان در خلافت عمر بن خطّاب، امیر مداین گشت، و به جایگاه کسری بنشست، چنانک گفته شود به جایگاه، و این عهد در دست فرزندان ایشان هنوز به جای است.
    و پس شنیدم از معتمدی معروف،که از جمله ایشان یکی را به اشخاص (=تحت الحفظ)، در عهد سلطان محمد، رحمه الله علیه  به اصفهان آوردند از شیراز، به مبلغی مال و حوالتها که بر وی بود، پس از سلطان خلوت خواست و این عهد که ذکر کرده شده، همچنان برآدیم، سلطان را داد، تا بخواند، و آن را ببوسید، و بگریست، و این مرد را بسیار چیز داد، و به خانه خویش باز فرستاد، و آن را نسخت باز گرفت، و اصل به جایگاه بازدادند [مجمل التواریخ و القصص ص، 245]
    در تاریخ گزیده نیز عهد نامه مذکور با اندکی تفاوت از جمله در ضبط اسامی شهود ذکر شد است، مستوفی از وجود طایفه ای از اکابر فارس، مشهور به "سلمانیان" خبر می دهد:
    و سلمان را برادرزاده ای بود، نام او ماهادبن فرّخ بن بدخشان و اصل او به شیراز یا دشت ارژن یا کازرون است و اکنون از اکابر فارس اند و [به سلمانیان مشهور] عهدنامه دارند، به خط امیرالمؤمنین علی، کرم الله وجهه، بر آدیم سفید نوشته [و مهرکرده به انگشتر پیغمبر و ابوبکر و عثمان] [تاریخ گزیده، ص 230]
    وجود طایفه  "سلمانیان" درکازرون فارس،  واقعیتی تاریخی است. نویسند: فارسنامه ناصری، حاج میرزا حسن حسینی فسایی (متوفی ‏1316ه ق) وجود قبرستان «سلمانیان» در کازرون را در ورزگار خود تآ یید می کند. بدین ترتیب این طایفه تا اوایل قرن چهاردهم معروف بوده اند.
    در بعضی از کتابها نوشته اند که جناب خاتم انبیاء(ص) در اواخر زندگانی به اصحاب فرمود و خطی نوشتند و مزین به مهر مبارک داشتند که چون نواحی کازرون به دست مسلمانان مفتوح گردد، قبیله سلمان را از جزیه معاف دارند و سالها آن قبیله در مهد آسایش بودند.

    بررسی اجمالی عهدنامه
    بررسی کامل عهدنامه محتاج به مطالعات سندشناسی است. در اینجا تنها به ذکر نکاتی که در بدو امر به نظر می رسد بسنده می کنیم:
    1-صحت سند مزبور، وابسته است به اینکه سلمان اهل فارس (شیراز) و مشخصا کازرون بوده و برادری در آن دیار داشته باشد. اغلب مدارک موجود به اصفهانی بودن و برخی به رامهرمزی بودن ایشان دلالت دارد. علی ای حال کازرونی بوده ایشان مورد اتفاق نیست.
    2-اینکه پیامبر اکرم(ص) در سال نهم هجری سالها پیش از فتوحات اسلامی به فکر تنظیم چنین سندی افتاده باشد یا اینکه اصلاً جناب سلمان از پیامبر(ص) خواهش کرده باشد سندی را به نفع خاندان او حتی غیر مسلمان  تنظیم کنند، طبق روال عادی پذیرفته نیست لذا صاحب فارسینامه ناصری این موضوع را از باب (خرق عادت) و (خبر از آیند) عنوان کرده است.
    3-مخدوش بودن امان نامه های مشابه که یهود و نصاری ادعای داشتن آن را داشته اند، سایه ای از بی اعتمادی بر این عهدنامه می افکند.
    4-در متن سند، تاریخ (رجب سنة تسع من الهجرة) ذکر شده است. همان گونه که مصحح فاضل کتاب تاریخ گزیده در حاشیه همان صفحه متذکر شده اند: (تاریخ هجری به شهادت کلیه مورخین، در زمان عمر موسوم شده و قبل از آن وجود نداشته است) معقول نیست که در زمان پیامبر(ص) سندی با ذکر چنین تاریخی تنظیم شده باشد.
    5-در متن سند عبارتی شداد و غلاظ در مورد خاندان سلمان حتی آنان که مسلمان نشده باشند ذکر شده از قبیل: (من اکرمهم فقد اکرمنی... و من آذاهم فقد آذانی و انا خصمه یوم القیامة، جزاء نار جهنم...) دشوار است پذیرفتن اینکه پیامبری که خداوندگار خرد و حکمت است چنین بگوید. اولاد و احفاد ادعایی سلمان، حتی آنان که قرنها بعد به دنیا می آیند چه ترجیح و خصوصیتی نسبت به سایر مسلمانان و غیر مسلمانان دارند؟ چنین عبارتی علی القاعده تنها در حق اولیای خدا و اهل عصمت امکان صدق دارد.
    6- یکی از مواردی که خاندان  سلمان، حسب ادعای این عهدنامه  از آن معاف شده "جز ناصیه" است. جز ناصیه مثل بستن زنار و پوشیدن جامعه خاص، از کارهایی بوده که در دوره هایی از تاریخ در میان اهل کتاب متعارف بوده و آنان را در جامعه اسلامی از دیگران  متمایز می ساخته است. "جز ناصیه" چنان که از لفظ آن پیدا است، چیدن قسمتی از موی جلوی سر بوده است. مفهوم مخالف اینکه پیامبر(ص) خاندان سلمان را از این امر معاف کرده، آن است که انجام چنین عملی برای دیگر زرتشتیان و اهل کتاب لازم باشد و پیامبر(ص) نیز "جز ناصیه" را در زمان حیات خود بر اهل کتاب مقرر فرموده باشند، اما در زمان رسول الله (ص) چنین تکلیفی بر اهل کتاب وضع نشده بوده و این رفتار بعد از رحلت آن حضرت به وجود آمده است. گواه ما سخن فقیه جامع الاطراف و مسلطی چون شهید اول ( شهادت 786ه ق) در کتاب دروس است. او مدعی است که در ماخذ فقهی هیچ مستندی در این مورد یافت نمی شود [نفس الرحمان، ص44] این سخن بدین معنی است که این رفتار نه تنها در سنت رسول اکرم(ص)، بلکه در روایات، بر جای مانده از اهل بیت(ع) نیز سابقه ندارد و طبعا باید آن را از مقررات وضع شده توسط حکومت های بعدی و یا ناشی از عرف حاکم بر جامه در دوران بنی امیه به بعد دانست.
    7- در متن عهدنامه مذکور عبارت عجیبی آمده است: (و انزل فی الوحی علی ان الجنة الی سلمان اشوق من سلمان الی الجنة) ظاهر این عبارت این معنی است که عبارت (ان الجنة...) آیه قرآنی است و به عنوان وحی بر پیامبر(ص)  نازل شده است! بنابر این آیه قرآن باید باشد!!
    8- اسامی شهود در ماخذ مختلف، متفاوت است. شخص سلمان فارسی در برخی ماخذ جزو گواهان سند حضور دارند. نکته جالب ردیف شدن نام های ابوبکر، عمر و عثمان به عنوان شهود درکنار یکدیگر و به ترتبب خلافت است! 9 ‏. یک نکته هم در مورد عبارت منقول از فارسنامه ناصری قابل ذکر است. در این کتاب ضمن اشاره به خاندان سلمانیان کازرون،  شیخ ابواسحاق کازرونی از این قبیله و از خاندان سلمان شمرده شده است. به ادعای فارسنامه شیخ ابواسحاق، صدقات حضرت سلمان را که حسب  عهدنامه به قبیله سلمان تعلق می گرفته، از خلفای عباسی دریافت می کرده و در میان خاندان خود تقسیم می کرده است. درمورد ادعای فارسنامه این نکته فابل ذکر است که اگر شیخ ابواسحاق کازرونی (متوفی  426 ه ق) از اولاد و احفاد جناب سلمان بود، این نکته افتخارآمیز می باید در فردوس المرشدیه ذکر می شد. معنی نداردکتابی احوال و سیرت این شیخ عظیم الشأن نوشته شده از چنین نکته مهمی تغافل کند.
    اما منشأ أدعای فار سنامه ناصری قابل تحقیق است و در فردوس المرشدیه می توان آن را جستجو کرد. در این کتاب، شجره نامه خرقه شیخ مرشد ذکر شده و این خرقه افسانه ای با شش واسطه به سلمان فارسی رسانده شده است [فردوس المرشدیه، ص24] می توان حدس زد که بعدها شجره نامه خرقه شیخ به خود او تعمیم داده شده، و  او از نسل سلمان فارسی دانسته اند!
    اگر به کمک قراین ذکر شده و دلایل سندشناسه، ساختگی بودن این عهدنامه محرز شود، سوال بعدی این است که چه کسی یا کسانی آن را جعل کرده اند؟
    بدیهی است کسانی دست به این کار زده اند که می توانسته اند از مزایای آن بهرمند شوند اینها طبق عهدنامه دو گروه بوده اند:
    1-مسلمانانی که خود را فرزندان سلمان می دانسته اند،
    2-جمعی از غیر مسلمانان که این ادعا را داشته اند.
    همین دو دسته سند امان نامه مورد بحث را در طول تاریخ در میان خود حفظ کرده اند. در حال حاضر نسخه کهنی از عهدنامه در کتابخانه پارسیان هند نگاه داری می شود. اسفندیار بن رستم پارسی الله آبادی کشمیری از زردتشتیان هندی در سال 1320 هجری قمری متن این عهدنامه را در کتاب عین الاحسان منتشر کرده است. در حالی که تقریباً 50 سال قبل از آن، به سال 1851م  سه عهدنامه با این مضمون، همراه با ترجمه فارسی و گجراتی در هندوستان منتشر شده بود.
    همچنین مرحوم محمود شهابی در کتاب الاسلام و الشیعة ضمن اشاره به متن این عهدنامه، از دیدار با فردی زرتشتی خبر می دهد که ادعا می کرده از عقاب آل سلمان است.
    نتیجه:
    1-از قرنها پیش متن هایی با محتوای تقریبا واحد، منسوب به پیامبر(ص) و احیانا با خطی منسوب به علی(ع) در کتب مختلف ذکر شده که مشتمل است بر امان نامه مورد بحث، این متن ها در عین حال مشابهت هایی دارد با فرمانها و عهدنامه هایی که یهود و نصاری ادعا کرده اند از رسول اکرم(ص) در اختیار دارند، خاندانی معروف به "سلمانی" در کازرون وجود داشته و به واسطه انتساب به سلمان فارسی مورد احترام بوده اند.
    2-این خاندان سند مورد بحث را در اختیار داشته  و در مواقع لزوم ارائه می کرده و از مزایای آن برخوردار بوده اند.
    3-وجود پاره ای از ابهامات جدی پذیرش اصالت این سند را دشوار ساخته است.


    نتیجه: هر چند اعتقادات فراوانی از دهه های قبل بر کازرونی بودن حضرت سلمان فارسی صدق می کند و به امروز و دیروز ختم نمی شود که بیاییم به شخصیتی را خرد کنیم تا دیگری ارج نهاده شود، در مسائل شخصیت های ملی یک نوع عِرق ملی و باعث غرور ملی است سلمان و یا هر بزرگی دیگر متعلق به هر کجای سرزمین پارس و ایران باشد باعث افتخار ایرانی ها هست.

    البته در مورد زادگاه سلمان فارسی چیزی که بر همه عیان است معلوم نبودن زادگاه اصلی ایشان است همانطور که رهبر فرزانه و دانشمند انقلاب فرمودند نوعی گنگی در اذعان عمومی ایجاد می کند درحالی که رهبر معظم انقلاب در بحث علامه قطب الدین صراحتا می فرمایند ایشان کازرونی هستند.

    منبع مطلب : sn-ka.blogfa.com

    مدیر محترم سایت sn-ka.blogfa.com لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

    جواب کاربران در نظرات پایین سایت

    مهدی : نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    مهدی 2 سال قبل
    -1

    نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    برای ارسال نظر کلیک کنید