توجه : تمامی مطالب این سایت از سایت های دیگر جمع آوری شده است. در صورت مشاهده مطالب مغایر قوانین جمهوری اسلامی ایران یا عدم رضایت مدیر سایت مطالب کپی شده توسط ایدی موجود در بخش تماس با ما بالای سایت یا ساماندهی به ما اطلاع داده تا مطلب و سایت شما کاملا از لیست و سایت حذف شود. به امید ظهور مهدی (ع).

    سرنوشت جوسا موگول ماکاک

    1 بازدید

    سرنوشت جوسا موگول ماکاک را از سایت پست روزانه دریافت کنید.

    جومونگ بلاگ

    هائه موسو (به هانجا: 解慕漱) (به هانگول: 해모수) به گفته برخی مورخین پدر موسس گوگوریو یعنی جومونگ می‌باشد. هموسو اولین رهبر گروه دامول بود. گروه دامول گروهی بودند که برای نجات مردم چوسان از دست امپراطوری پر قدرت هان بسیار تلاش کردند و از هائه موسو به عنوان رهبری دلیر و شجاع یاد میکردند وجود هائه موسو به سربازان گروه دامول روحیه ای وصف ناپزیر میداد. آشنایی هائه موسوبایوها به زمان نجات دادن هائه موسو از مرگ به دست یوها باز میگردد.

    امپراطوری هان برای سر هائه موسو جایزه تعیین کرده و اعلام کرده بود هر که وی را پناه دهد کشته خواهد شد و به دلیل اینکه قبیله ی هابک هائه موسو را پناه داده بود به دست سربازان هان نابود شد و یوهوا دختر رئیس قبیله هابک به بردگی گرفته شد. در راه انتقال یوهوابه کشور هان گوموا شاهزاده ی آن زمان کشور بویو وی را از دست سربازان هان نجات می‌دهد و به بویو می‌رود. سپس یوهوا به مقر سربازان دامول و پیش هائه موسو برمیگردد و در آنجا باهم ازدواج میکنند و یوهوا، جومونگ را باردار میشود.

    هائه موسو به کوک گوموا دوست صمیمی اش با کشور بویو متحد میشود تا به امپراطوری هان حمله کنند اما امپراطور بویو (هائه بورو) خیانت میکند و با کشور هان هم‌دستی کرده نقشه‌ی هائه موسو را لو میدهد و در نهایت در روز جنگ هائه موسو دستگیر میشود اما گومواموفق میشود وی را نجات دهد ولی در راه فرار هائه موسو کشته میشود و یوهوا به عنوان همسر دوم گوموا در قصر بویو ساکن میشود وجومونگ را بزرگ میکند.

    در حالی که همه فکر میکردند هائه موسو کشته شده 20 سال بعد سرنوشت باعث میشود که جومونگ و هائه موسو که در یک غار زندانی بوده همدیگر را ببینند و جومونگ از هائه موسو شمشیر زنی و کمان داری حرفه‌ای را یاد میگیرد و سرانجام هائه موسو به دست دائه‌سوبرادر ناتنی جومونگ کشته میشود. ماه‌ها و یا سال‌ها بعد وقتی جومونگ میفهمد که هائه موسو پدرش بوده بسیار ناراحت میشود و تصمیم میگیرد که راه پدرش را ادامه دهد و گروه دامول را تشکیل میدهد و به نجات مردم چوسان میپردازد.

    جومونگ با کمک سوسونو (نامزد جومونگ و دختر ارباب یوتابال تاجر) کشور گوگوریو را تاسیس میکند.

    یوهوا: یوها

    وهوا (هانگول: 유화부인) (هانجا:柳花夫人) به معنی دختر خدای رودخانه هابک به معنای درست تر دختر رییس قبیله هابیک بود. در سال ۶۱ قبل از میلاد قبیله هابک توسط هان قتل عام شد و هنوز مورخین دلیل این قتل عام را نمی‌دانند. تنها یوهوا زنده ماند و به دانگ بویو رفت و با هائه موسو در هنگام حمام کردن با یکدیگر آشنا شدند و با یکدیگر ازدواج کردند اما طولی نکشید که هائه موسو مرد در حالیکه یوهوا که از او باردار بود در سال ۵۹ قبل از میلاد دانگمیونگ (جومونگ) به دنیا آمد در این زمان یوهوا مورد توجه گوموا ولیعهد بویو قرار گرفت و بعد از اینکه گوموا امپراتور بویو شد یوهوا را صیغه سلطنتی خود کرد و جومونگ را مانند پسر خود بزرگ در سال ۳۴ پیش از میلاد یوهوا در قصر بویو به دنبال مخافت با سیاستهای گوموا به قتل رسید. با این حال گوموا مراسمی در حد یک ملکه برای او گرفت و جومونگ ضمن فرستاده‌هایی که برای تشکر از سخاوت‌های گوموا اعزام کرد، قتل یوها را نقطه عظفی برای نبرد با بویو دانست.

    دائه‌سو

    پادشاه دائه‌سو یا تائه‌سو*[۱] (هانگول: 대소왕، هانجا: 帶素王)، ‏(حکومت: ۷ (پیش از میلاد)۲۲ (میلادی)) سومین و واپسین پادشاه دانگ بویو بود که توسط پادشاه دائموسین کشته شد. پس از مرگ او بویو شرقی یا دانگ‌بویو نابود شد و ضمیمه گوگوریوگردید. پدر او امپراتور گوموا نام داشت که در زمان او بویو ضعیف شد.

    شاه دائه‌سو ( ۷ قبل از میلاد – ۲۲ بعداز میلاد) سومین حاکم پادشاهی دانگ بویو، کره باستان بود.

    پادشاه دائموسین: موهیول

    دائموسین (۴۴-۱۸ میلادی)، سومین امپراطور گوگوریو، شمالی‌ترین در میان سه امپراطوری کره، بود. موهیول، به زودی گوگوریو را به سمت یک دوره توسعه ارضی بزرگ، تسخیر چندین کشور کوچک و امپراطوری قدرتمند بویو(دانگ بویو)، سوق داد.

    پرنس موهیول، سومین پسر پادشاه یوری و نوه پادشاه جومونگ بود. او در سن ۲۰ سالگی، در سال ۱۴ بعد از میلاد ولیعهد گوگوریو شد و مدتی بعد، پس از مرگ پدرش، به سلطنت رسید. او در "Daesuchonwon" دفن شده بود.

    موهیول، حکومت مرکزی گوگوریو را قوی کرد و قلمرو گوگوریو را گسترش داد. او در سال ۲۳ میلادی، بویو (دانگ بویو) را ضمیمه کشورگوگوریو کرد و پادشاه آن "Daeso"یا تسو، را کشت. موهیول، در سال ۲۶ میلادی «Gaema-guk» و پس از آن «Guda-guk» را تصرف کرد.

    پس از دفع حمله چینیها در سال ۲۸ میلادی، او پسرش، پرنس هودونگ، را جهت حمله به مقر فرماندهی "Nangnang«، در سال ۳۲ میلادی فرستاد پادشاه نانگ ناگ دو دختر به نام لاهی و جامیونگ داشت که یکی باعث نابودی کشور می شد. پادشاه نانگ نانگ لاهی را که باعث نابودی می شد را به عنوان جانشین خود تعیین کرد و جامیونگ را به جایی دور افتاده به همراه پسر خدمتکار ملکه با قایق فرستاد و پس از مدتها جامیونگ قدرت پیشگویی را توسط هودونگ به دست می اورد و به قصر پدرش بر می گردد پادشاه موهیول هودونگ را به نانگ ناگ برای ازدواج با (لاهی) و برای گرفتن قصر می فرستد پرنس هودونگ با دختر پادشاه نانگ نانگ (لاهی) ازدواج می کند و در اخر هودونگ با اجیر کردن همسر خود (لاهی) برای پاره کردن طبل مقدس (جامیونگ گو) به نانگ نانگ می فرستد و پس از رسیدن به مقبره با کشتن نگهبانان وارد معبد می شود و پس از جنگ با جامیونگ لاهی طبل را پاره و توسط پرنده پیغام را به هودونگ می فرستد و ارتش گوگوریو وارد نانگ نانگ شده انجا را تسخیر می کنند و هنوز جامیونگ زنده مونده بود و پس از مدتها موهیول هودونگ را برای کشتن جامیونگ می فرستد. و طی جنگ با شورشی ها او را دستگیر کرده و شب را کنار دریا می مانند و جامیونگ هودونگ را گول زده. خنجری را در قلبش فرو می کند و هودونگ زنده می ماند. و هودونگ با دیدن سربازان گوگوریو جامیونگ رابغل کرده و شمشیر را وسط کمر خود و جامیونگ فرو میکند و هر دو میمیرند و پادشاه دائموسین موهیول،» Nangnang" را در سال ۳۷ میلادی فتح نمود.

    پادشاه هودوگ پسر بانو یئون یا یون وایونگ بودند که دختر وزیر اعظم بویو (دانگ بویو) بود که دانگوانگ بر اثر ضربه شمشیر کشته شد همسر اول وی پادشاه موهیول و دومین همسر او سردار دوجین بود که خود رادر سن ۲۵ سالگی از کوه پرت کردو مرد با مرگ وی که قبل از تسخیر بویو بود تسو او را به عنوان ولیعهد قرار داده بود . ابتدا دانگ بویو شرقی سپس تمامی بویو نابود شد .

    سایت سارا خانوم

    @jumong_video ⭐️مختصری در‌مورد یاران وفادار جومونگ: «اویی ، ماری ، هیوبو» ❤️برادران قسم خورده جومونگ❤️ این سه نفر در بویو با جومونگ آشنا شدند و کم کم به جومونگ وابسته شدند، با وفاداری به او خدمت کردند ، کمکهای بسیار زیادی به جومونگ از جمله احیای گروه دامول و بعدها نقش مهمی در متحد کردن جولبون به همراه امپراطور جومونگ داشتند؛ در تمام جنگ ها جومونگ را همراهی می کردند در این میان هیوبو وابستگی بسیار شدیدی به امپراطور جومونگ داشت به طوری که بعد از مرگ جومونگ نتوانست دوری او را تحمل کند و از مقام خود استعفا داد. در کتاب تاریخی سامگوگ یوسا علل کناره گیری هیوبو ، مخالفت هیوبو با نحوه ی حکومت شاه یوری ذکر شده است اما به هر حال او از مقام خود کناره گیری کرد و تا پایان عمرش مثل مردم عادی زندگی کرد. ماری هم که از وزرای جومونگ بود در جنگ گوگوریو با سلسله ژین در سال 12 میلادی که یوری آن رهبری می کرد کشته شد. ژنرال ارشد اویی هم به همراه ژنرال بوبونو تا آخر به شاه یوری خدمت کردند . برگرفته از کتاب تاریخی کره ای سامگوگ ساگی و ساگوگ یوسا . #جومونگ #اویی #ماری #هیوبو #یوری #گوگوریو #تسو #سوسانو #بویو #jumong #goguryeo #yuri #oi #daeso #soseono #buyeo .

    A post shared by سریال های کُره‌ای (@jumong.video) on

    به مناسبت پخش چهارم سریال افسانه جومونگ، سریال محبوب ایرانی در شبکه های ملی جمهوری اسلامی ایران:

    به مناسبت پخش چهارم سریال افسانه جومونگ، سریال محبوب ایرانی در شبکه های ملی جمهوری اسلامی ایران:

    قابل توجه هواداران تسو:

    طبق نوشته کتاب تاریخی سامگوک یوسا، جومونگ در یکی از حمله های امپراتوری هان به گوگوریو، با خدعه و نیرنگ زیرکانه تسو (که ارتش بیو ارتش هان رو مطلع از ساختار ارتش گوگوریو می سازه و هنگام رویارویی ارتش های گوگوریو و هان مقابل یکدیگر، ارتش بیو هم ارتش گوگوریو رو محاصره می کنه) موفق می شه توسط یکی از افرادش به جومونگ ضربه بزنه و این،موجب زخمی شدن دست چپ جومونگ و کمی بعد کشته شدن جومونگ میشه...جوسا مشاور اعظم دوم جومونگ هم در این جنگ به شدت زخمی میشه و کمی بعد در اثر اعتراض به سیاست شکار رفتن های پیاپی یوری استعفا داده و فوت می کنه...

    و اما برادران(یاران) قسم خورده جومونگ:

    ماری: نقش مهمی در سرکوب شورش قصر جولبون(سال 17 قبل از میلاد) ایفا می کنه...ماری با وجود اعتراضات زیاد به سیاست های یوری اما صادقانه خدمت می کنه و در سال 12 میلادی در نبرد گوگوریو با سلسله ژین(از سال 9 تا 23 میلادی پایتخت و مناطقی از امپراتوری هان را تحت سلطه خود داشتند) کشته میشه.

    اویی: اویی هم مثل ماری و هیوبو و دیگر وزرای آغازین گوگوریو علی رغم اعتراض به برخی سیاست های خوش گذرانی سال های ابتدایی یوری(شکار)، به او خدمت می کنه و مثل ماری و هیوبو نقش موثری در سرکوب شورش بیریو(پسر ارشد سوسانو و مدیر اوته) به همراه روسای قبایل جولبون(باک بویو) و افراد آنها (که دوباره به قلمرو گوگوریو در واقع بر می گردند و در سرزمین مادری خود ساکن می شوند و) مدعی تاج و تخت گوگوریو بعد از جومونگ می شوند، ایفا می کنه که در نهایت روسای قبایل و بیریو شکست خورده و بیریو کشته میشه(سال 17 قبل از میلاد)

    اویی نهایتا در سال 13 یا 14 میلادی در یکی از ماموریت های تحقیقی در یکی از فرمانداری های امپراتوری هان محاصره شده و کشته میشه.

    هیوبو: نخستین معترض به سیاست های سال های ابتدایی یوری(شکار) است و به خاطر علاقه شدید به جومونگ استعفا میده امام مدتی بعد به اصرار برادرانش ماری و اویی برمی گرده و نقش موثری در سرکوب فتنه بیریو ایفا می کنه...تا اینکه سال 3 قبل از میلاد در شورش گسترده دوم روسای قبایل جولبون به قصر جولبون(پایتخت گوگوریو) کشته میشه و اصلا یوری که اون زمان سیاستهایش معتدل تر شده بود؛ به همین خاطر، پایتخت را از جولبون سئونگ به قلعه گانگ نائه(گوک نی) تغییر میده.

    جوسا: جوسا مشاور اعظم دوم جومونگ هم در جنگ منجر به زخمی و بعد از چند روز کشته شدن جومونگ، به شدت زخمی میشه و کمی بعد در اثر اعتراض به سیاست شکار رفتن های پیاپی یوری استعفا داده و در همان سال 18 قبل از میلاد(1 سال بعد از قتل جومونگ) فوت می کنه...

     موگول: در جنگ با امپراتوری هان به فرماندهی هوانگ در قسمت 81 (آخر) سریال جومونگ کشته میشه 

    ماکاک: تا آخر حکومت یوری به او خدمت می کنه و پس از آن بازنشست می شود و به مرگ طبیعی در سال 21 میلادی فوت می کند

    یونگ پو: در سال 59 قبل از میلاد به دنیا میاد و در واقع طبق اسناد رسمی 15 سال از تسو کوچکتره(تسو متولد سال 74 قبل از میلاده که در سال 22 میلادی می میره و هنگام مرگ 95 ساله بوده که برخی اسناد به اشتباه سال تولد تسو رو ذکر کردند)...

    علی رغم اینکه برخی بهش خنگ و نادان می گفتند اما دقیقا در عمل همان نقشه هایی که در سر تسو می گذشت در سر یونگ پو هم می گذشت(مثل نقشه اخراج یومیول از بیو و کنار گذاشتن جومونگ در رقابت ولیعهدی)...و اینکه اون به قدری باهوش بوده که تونست با هوش سیاسی و اقتصادی بالای خود اعتماد فرستاده امپراتوری هان(زن چون گائن) رو به دست بیاره و خیلی زود در بیو به وزیر جنگ و مورد اعتماد و دست راست تسو تبدیل شه...

    او در سال 2 قبل از میلاد علیه تسو شورش میکنه و سولان(زن تسو) طی این شورش کشته میشه و اما تسو طی فداکاری نارو محافظ شخصی اش و فرمانده وقت ارتش بیو از مرگ نجات پیدا میکنه و نارو میمیره؛

    یونگ پو هم در این شورش شکست میخوره ولی در مورد نظریه مرگش دو نظر وجود داره:

    1- تسو اون رو در همون سال به همراه همسرش اعدام میکنه و دوجین(پسر یونگ پو) رو به خاطر اینکه بچه دار نمی شده به فرزندی قبول می کنه؛

    2- تسو همسر یونگ پو رو که در موقع فرار از قصر ناکام مونده میکشه و یونگ پو فرار کرده و خانه نشین میشه تا اینکه بعد از مرگ تسو و فتح بیو توسط گوگوریو در زمان پادشاهی مهیول(نوه جومونگ) فرماندار ایالت بیو تحت اداره حکومت مرکزی گوگوریو میشه و در سال 29 میلادی فوت میکنه(که این نقل دوم معتبر تره)

    کلا بعد از اینکه از هان(چانگ آن) برمی گرده باهوشی اش رو در عرصه سیاست و اقتصاد در عمل هم نشون میده و مورد اعتماد خاص و عام قرار می گیره.

    ملکه ون هو: دختر رئیس نامبویو(ساچلدو) و همسر اول امپراتور گوموا و مادر امپراتور تسو پس از شورش ناکام یونگ پو علیه تسو، بعد از مدتی در همون سال 2 قبل از میلاد فوت میکنه.

    سوسانو: همسر دوم جومونگ(در غیاب یه سویا، زن اول و اصلی جومونگ) و مادر اونجو(بنیانگذار حکومت باکجه، که در زمان حکومت او، باکجه تابع گوگوریو بود و حکومتی بود در جنوب گوگوریو،جایی که به آن الان می گویند کره جنوبی)...پس از مرگ جومونگ بسیار غمگین شده و پس از طغیان پسر بزرگش بیریو و شورش اون علیه یوری برای به دست آوردن تاج و تخت به همراه سران قبایل جولبون جز گیرو که دوباره همشون جز گیرو به گوگوریو برمیگردند(در سال 17 قبل از میلاد)که شکست میخوره، افسرده تر هم میشه...

    اما از طرفی پسر کوچکش اونجو به او دل گرمی میده و حاکمی دانا میشه تا اینکه در سال 6 قبل از میلاد در 61 سالگی فوت میکنه.

    برخی از روایات معتبر می گویند که سوسانو در ضیافتی که بیو برای باکجه برای همدستی علیه گوگوریو گرفته بود شرکت میکنه و تسو پس از شنیدن جواب رد، در ضیافت، دستور می دهد سوسانو و سایون رو مسموم کنند و بر اثر همون هم می میرند...(این روایت معتبر تره) 

    یونتابال: پدر سوسانو و پدر بزرگ اونجو(موسس باکجه) پس از سپردن ریاست گیرو به سوسانو در 37 قبل از میلاد منزوی میشه اما از صحنه به کلی کنار نمیره و از اونجو برای رسیدن به مقام حاکم باکجه حمایت کرده و اون رو نصیحت می کنه او همیشه به اتحاد باکجه و گوگوریو تاکید داشت ... اون قبل از شورش بیریو در سال 17 قبل از میلاد فوت می کنه...

    تا وقتی یونتابال بود نمی گذاشت این شورش رخ بدهد و یکی از عوامل شورش بیریو هم مرگ یونتابال و کنار رفتن اون و اندیشه های تحریک آمیز سونگ یانگ و سایر قبایل جولبون جز سوسانو و قبیله گیرو حتی بعد از اتحاد با جومونگ بود.

    وزیر اعظم: بعد از ثبات یافتن پایه های حکومت تسو، در سال 18 قبل از میلاد، تسو تصمیم می گیره تمام وزرایی که به پدرش خیانت کردند و تسو رو به قدرت رساندند(بعد از جنگ زنفان و لیندان تا پس از فرار جومونگ و یارانش به عنوان گروه دامول از زندان بیو یعنی قسمت های 36 تا 55 افسانه جومونگ که تسو مدتی به زور قدرت رو از امپراتور گوموا گرفته بود) رو اعدام کنه؛

    بولگه(دایی تسو در سریال افسانه جومونگ) و جینگ یانگ و هائه بولچان و فرمانده هوک چی(فرمانده ارتش بیو) وزرای امپراتور گوموا اعدام می شوند و اما وزیر اعظم که از قبل، مطلع این ماجرا میشه، فرار می کنه و مدتی بعد در سال 16 قبل از میلاد به مرگ طبیعی می میره.

    اصلاح اشتباهات تاریخی در اغلب سایت ها متاسفانه گفته شده است:

    طبق سامگوک یوسا امپراتور گوموا هم در سال 20 قبل از میلاد شبانه توسط افراد هوانگ(فرستاده امپراتوری هان) در وقتی که امپراتور گوموا از قصر خارج می شود کشته میشه نه سال 7 قبل از میلاد...

    و همچنین اشتباه دیگری که در سایت ها علی رغم منابع ذکر می کنند، این است که بانو یوها و بانو سویا و یوری در سال 28 قبل از میلاد از قصر بیو فرار کردند که بانو یوها فداکاری می کنه و خودش رو در مسیر سربازان بیو قرار میده تا سویا و یوری فرار کنند و همون سال یوها توسط امپراتور(که در فیلم افسانه جومونگ نشون میده)کشته میشه؛ حتی فیلم هم در نشون دادن فرار بانو یوها و سویا اشتباه می کند...

     و دو روایت هست که 1- یا سال 19 قبل از میلاد(5 ماه قبل از کشته شدن جومونگ) سویا و یوری به قصر بر می گردند و سوسانو و قبیله های جولبون به جنوب میروند؛

    و 2- یا سال 22 قبل از میلاد سویا و یوری به قصر بر می گردند و سوسانو و قبیله های جولبون به جنوب میروند؛

    (که این روایت دوم معتبرتر است)...

    رئیس موپالمو هم مدتی بعد در سال 14 قبل از میلاد که توسط جومونگ به باکجه فرستاده میشه فوت میکنه؛

    و همینطور هم موسونگ در سال 15 میلادی بر اثر مرگ طبیعی فوت میکنه که اون زمان فرمانده یکی از واحد های رزمی ارتش بوده است...

    ژنرال بو بان نو که بعد از مدتی که خودتون می دونید از تسو به جومونگ ملحق میشه سال 18 میلادی در جنگ بیو کشته میشه(ولی در سریال امپراتور بادها نشون نمیده چون فرمانده گارد دوم نظامی ارتش بوده است)...

    بوویئوم هم در سال 17 میلادی می میره...

    ضمنا به روایتی تاکراک(وزیر اعظم بیو پس از عالیجناب بادوک بال که در سرزمین بادها نشونش میده) که برادر ناتنی تسو بوده است، فرزند امپراتور گوموا و بانو یوها محسوب می شده است که جالبه در سریال افسانه جومونگ نشون نمی دهد... 

    منبع: سامگوک یوسا

    جواب کاربران در نظرات پایین سایت

    مهدی : نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    سلین بورسین 3 روز قبل
    0

    من خیلی جومونگ ددست دارم

    علی 9 روز قبل
    -1

    بعد از فرار جومونگ یوها باردار میشه این دفعه از گموآ که تاکراک و به دنیا میاره برادر مادری جومونگ . حالا نوه جومونگ موهیول با نوه گموآ یا همون برادرزاده پدربزرگش یون ازدواج و میکنه و آقای هودونگ و به دنیا میاره که بخاطر جامیونگ گو خودکشی میکنه تو ناکرانگ

    علی 9 روز قبل
    -2

    بعد از فرار جومونگ یوها باردار میشه این دفعه از گموآ که تاکراک و به دنیا میاره برادر مادری جومونگ . حالا نوه جومونگ موهیول با نوه گموآ یا همون برادرزاده پدربزرگش یون ازدواج و میکنه و آقای هودونگ و به دنیا میاره که بخاطر جامیونگ گو خودکشی میکنه تو ناکرانگ

    علی 9 روز قبل
    -1

    نام اصلی مهیل تموشین هست دوستان که قسمت آخر افسانه جومونگ میگن . یوری به اون میگه مهیل معنی کسی که قلب نداره . و مردم هم شاه فاتح و .... بهش میگفتن

    علی 29 روز قبل
    -1

    تو خیلی سایتها ک نگاه میکنم ،،نویسنده از هرکی بدش میاد تخریبش میکنه ...من فکر میکنم قول مشهور رو خودکره تو فیلم پخش کرده ،نیازی ب تفسیر نیست ،،

    ناشناس 1 ماه قبل
    -1

    دوستان داستان فرمانده جومونگ کاملا واقعی هست و حتی آرامگاه او در کره وجود دارد🏯

    ناشناس 1 ماه قبل
    0

    مطالب جالبی بود ممنونیم از اطلاعات خوبتون

    خوشحال میشیم درباره پادشاه گوانگ گائتو کبیر هم مطالبی گفته بشه

    نکته ای که میخواهم به مطالبتون اضافه کنم این هست که همسر اول پادشاه موهیول (دائموسین) یعنی بانو یئون دختر فرزند بانو یوها و امپراطور گوموآ (تاکراک) بود.

    سجاد خالقی.VIPEP.DAVID 1 ماه قبل
    -1

    لطفا بهم بگین این فیلم جومونگ واقعیت دارد ممنون میشم.اسم های اصلی هیوبو،ماری و اویی کیا هستن بگید ممنون میشم

    -1
    ناشناس 1 ماه قبل

    بله واقعی هست و آرامگاهشون هم در کره هست

    ناشناس 2 ماه قبل
    2

    فیلم افسانه جومونگ واقعی فیلم خوبی بود ولی البته اول فیلم مانند فصل یک و دو و سه بسیار عالی بود اما از فصل ۳ به بعد مانند فصل ۴ ۵ ۶ و ۷ افسانه جومونگ و به کل کشور گوگوریو نابود میشود دست امپراطوری دیگه میفته که باز هم ادامه داره و این به نظرم داستان را از جومونگ جدا میکنه و کلاً در فصل های آخر افسانه جومونگ دیگر اتفاقات رخ داده در سریال �تباطی با جومونگ نخواهد داشت و فقط نسل‌های آینده جنون هستند به طور کلی بگم جومونگ ۶۰ درصدش فیلم خوبی بود

    ناشناس 4 ماه قبل
    1

    گوماا هفت پسر و چهار تا زن داشت پسر های او گالسا ، تاکراک، یونگ پو ، تسو ، جومونگ(فرزند خونده یا فرزند واقعی ) ، دو پسر دیگه او اطلاعات زیادی ازشون نیست یکی ازشون میگن برادر تسو و یونگ پو بوده و مادرش برای اینکه بین سه پسرش جنگ نشه میکشش

    sina 9 ماه قبل
    -2

    بنام خداوند عشق

    با سلام خدمت مدیر سایت پست روزانه

    خیلی جالب و دانستی بود ممنونم

    محمد 12 ماه قبل
    -2

    تقطندیساطمگطوطوطک

    ناشناس 2 سال قبل
    -2

    نام اصلی موهیول، دایموسین هست هندونه هم اول به جواب کن.تبعید بعد به نانگ نانگ رفت

    ناشناس 2 سال قبل
    -1

    من چه میدکنم

    محمدرضا 2 سال قبل
    2

    نام اصلی موهیول، دائِموسین هست. هودونگ هم اول به جولبون تبعید شد بعد به نانگ نانگ رفت.

    مهدی 2 سال قبل
    -1

    نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    برای ارسال نظر کلیک کنید