در حال پالایش مطالب میباشیم تا اطلاع ثانوی مطلب قرار نخواهد گرفت.
    توجه : تمامی مطالب این سایت از سایت های دیگر جمع آوری شده است. در صورت مشاهده مطالب مغایر قوانین جمهوری اسلامی ایران یا عدم رضایت مدیر سایت مطالب کپی شده توسط ایدی موجود در بخش تماس با ما بالای سایت یا ساماندهی به ما اطلاع داده تا مطلب و سایت شما کاملا از لیست و سایت حذف شود. به امید ظهور مهدی (ع).

    زخمی بر او بزن عمیق تر از انزوا

    1 بازدید

    زخمی بر او بزن عمیق تر از انزوا را از سایت پست روزانه دریافت کنید.

    در آستانه‌ی سال‌روز تولد ا. بامداد؛ شاعری که دوست داشت شعر شیپور باشد؛ تا لالایی - ایسنا

    در آستانه‌ی سال‌روز تولد ا. بامداد؛ شاعری که دوست داشت شعر شیپور باشد؛ تا لالایی - ایسنا

    فردا بیست‌ویکم آذرماه، سال‌روز تولد احمد شاملو (ا. بامداد) است؛ شاعری که ترجیح می‌داد شعر شیپور باشد؛ تا لالایی.

    به‌گزارش خبرنگار خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، شاملو پس از نیما یوشیج، در جریان شعر نو ایران، با پراختن به شعر سپید، راه تازه‌ای را گشود.

    سیمین بهبهانی درباره‌ی وزن در شعرهای شاملو معتقد است: شعرهای شاملو برخلاف آن‌چه شایع شده است، بی‌وزن نیستند، بلکه وزنی دیگرگونه و بیش‌تر در تطبیق با قوانین موسیقی در آن‌ها اعمال شده است که آن‌ها ‌را از شعر منثور کاملا متمایز می‌کند. امروز اکثر شاعران جوان ما به شعر منثور روی آورده‌اند. باید این نکته را در نظر داشته باشند که یکی از مهم‌ترین عوامل ایجاد تخیل در شعر وزن است. اگر آن‌را از شعر منتزع کنیم، باید عوامل دیگر شعر از قبیل عاطفه و اندیشه و احساس و تخیل را چنان قوی کنیم که فقدان یکی از عناصر چندان آسیب‌رسان نباشد و این کار آسانی نیست.

    او در ادامه متذکر می‌شود: ای کاش این نکته را سال‌ها پیش متذکر شده بودند و وزن را تنها در دوایر محدود خلیل بن احمد و شمس قیس نسنجیده بودند و شعر زیبای شاملو را به‌علت خروج از این دوایر بی‌وزن نمی‌خواندند، تا جواز ورود هر گوش موسیقی‌ناشناس و هر گلوی خارج‌خوانی به محدوده‌ی ذوقی شعر صادر نمی‌شد. این را دوباره مؤکد می‌کنم: شعر شاملو موزون است.

    اما فریدون مشیری در بستر بیماری در پیام تسلیتش برای درگذشت شاملو به این موضوع اشاره کرده است: در آغاز کارش با این‌که نوپرداز می‌آمد، می‌شد شعرهای او را در مایه‌ی شعر کلاسیک یا شعر قدیم ایران پذیرفت و در آن راه هم بسیار خوب درخشید و درخشیده بود. بعدها که مطلقا به شعر نو رو آورد، موسیقی را از شعر کنار گذاشت. آثارش مثل گذشته مورد توجه اهل ادب نبود. پیشروی و تندروی او باعث شده بود خیلی‌ها روی خوش به او نشان ندهند. به‌هر حال هر جامعه‌ای پسندی دارد. پسند جامعه ما هنوز شعر قدیم است. اما او مطلقا به شعر قدیم توجهی نداشت و همین باعث شده بود مثل سابق مورد استقبال و توجه قرار نگیرد.

    این شاعر افزوده است: او همیشه در خط نوپردازی بود … مسلما کسانی هم هستند که شعر او را مورد تحسین قرار می‌دهند، بویژه جوانان. من برای شما از واقعیتی کلی حرف می‌زنم. نسلی که الآن بیست‌ساله است، همچنان شاملو را دوست دارد، حتا او را می‌پرستد. ولی نسل من و نادر نادرپور و سایه (هوشنگ ابتهاج) و سیاوش کسرایی دیدگاه‌های متفاوتی با او داشت. او اعتقاد داشت شعر را با آهنگ نهایی کلمات عرضه می‌کند. آن موسیقی را کسی جز جوانان پیدا نکردند. مقالات زیادی در این زمینه نوشتند که: ‌شاملو موسیقی را به درون کلام شعر برده است، همین امروز هم این حرف و حدیث‌ها هست.

    مشیری در عین حال گفته است: من شاملو را به‌خاطر انتقادها و خنجرکشی‌های کلماتش دوست دارم و تحسین می‌کنم، چرا ژکه شعرهای نوجویانه‌اش بسیار بهتر از شعرهای اولیه‌ی اوست. شعر او قطعا توانایی جهانی شدن را دارد؛ چراکه او به یک فراخنای وسیع در زمینه‌ی گفتار دست یافته بود. او غالبا با جهان و به زبان جهان حرف می‌زد و این سخن، سخنی پرمغز بود. وقتی می‌گوید: زخمی به من بزن / عمیق‌تر از انزوا؛ این دیگر حرف من و شما نیست. این آدم انزوا و زندان را حس کرده و چه‌بسا زند‌گی کرده است.

    عبدالعلی دستغیب نیز درباره‌ی گرایش شعر شاملو به مسائل اجتماعی می‌گوید: در شعرهای غنایی فریدون توللی و نادر نادر‌پور که در فاصله‌ی دهه‌ی 20 تا 50 سروده شده‌اند، نوعی عاطفه و احساس فردی می‌بینیم. تو گویی از این فاصله که چند حادثه‌ی بزرگ روی داد، هیچ‌چیز رخ نداده است جز ماجرای سفرهای این شاعران از دیدار اشیا و مناظر و وصف رویدادهای عاشقانه‌ای که بر ایشان گذشته بوده است. اما در شعرهای تغزلی شاملو هم سایه‌ای از مصایب زمان و رویدادهای اجتماعی و رنج آدمیان به‌وضوح مشاهده‌پذیر است.

    این منتقد ادبی اعتقاد دارد: لحن شعرهای شاملو در بیش‌تر شعرهای از دهه‌ی 20 تا دهه‌ی 70، پیکارجو و حماسی است. این لحن حماسی حتا در تغزلات او نیز دیده می‌شود. کملات شعر زرین، سنگین، پرهیمنه و پرحرکت است. مصراع‌ها و بیت‌ها موجاموج چون آبشار فرومی‌ریزد و مانند کوهه‌هایی از امواج دریا، سر بر می‌دارد و پیش می‌تازد.

    اما یدالله رؤیایی درباره‌ی شاملو این‌طور اظهار نظر می‌کند: در میان شاعران نسل پس از نیما، او شاعری است که بیش‌تر از همه به راز کلمه فکر کرد، و بیش‌تر از همه به راز کلمه نزدیک شد. از میان هنرمندان کلام، هنرمندان آفریننده کلامی، ‌شعر، شعر او بیش‌تر در جست‌وجوی واژ‌ه‌ها و سرگذشت‌شان بود، و در جست‌وجوی راز کلام ماند. کلام به‌معنای سخن. برخلاف نیما که شعرش تفکر و جست‌وجوی راز شعر است.

    این شاعر یادآور می‌شود: شاملو همه‌چیز را گفتن می‌دید. شعر را، و نوشتن را، و نویسش را، همه را گفتن می‌دید، و در قلمرو زبان می‌دید. زبان الفاظ و واژه‌ها و نه زبان علامت‌ها، و زبان را هم ابزار زبان می‌دید. و در ابزار زبان شور او همه برای لغت بود، شور لغت و جنون لغات بود که تسلی‌ناپذیر بود. یک عطش بی‌تسکین که به لغت سرایت می‌کرد، و لغت، در متن بی‌تاب می‌شد؛ بی‌تاب کلمه‌ها و سرگذشت‌شان، آواشان، مأواشان، جای لغت، و رابطه‌های لغت با لغتی دیگر.

    ازسوی دیگر، محمد شمس لنگرودی، شاملو را شاعر دو چیز می‌داند؛ معصومیت و اقتدار.

    او در توضیح بیش‌تر می‌گوید: به‌نظر من شعر شاملو به‌قول خودش، یک تعرض است به وهنی که به ساحت آدمی رفته و معصومیت بشر را در طول تاریخ قربانی کرده است. خود او گفته است "آه، من حرام شده‌ام". این "من"‌، من فردی و شخصی نیست. من این حرف را به اعتبار مجموعه شعرهایش می‌گویم. تمام شعر شاملو درواقع اعتراض معصومانه‌ی یک آدم به وهنی است که به ساحت او رفته است و می‌خواهد اقتدار انسانی به او برگردد. برای همین در شعر او یک دوگانگی وجود دارد؛ از تغزل و حماسه. به‌نظر من تغزل شعر شاملو بازتاب و نتیجه‌ی پایمال شدن معصومیت‌های بشری است و حماسه‌اش به‌خاطر گرایش و کششی است که به بازگشت اقتدار بشری به او دارد.

    محمود دولت‌آبادی نیز در مراسم به‌خاک‌سپاری شاملو در امام‌زاده طاهر کرج گفته است: احمد شاملو نه فقط یک شاعر بود، که شاعرترین بود. احمد شاملو نه فقط اسوه‌ی زحمت و رنج و عذاب بود، که عین عشق بود. ما درباره‌ی انسانی صحبت می‌کنیم که در ابعادی گوناگون، حضوری همیشگی خواهد داشت.

    به‌گزارش ایسنا، احمد شاملو که در ابتدا "ا. صبح" و بعد "ا. بامداد" تخلص می‌کرد، 21 آذرماه 1304 در خیابان صفی‌علیشاه تهران به‌دنیا آمد و دوم مرداد 1379 درگذشت.

    او در زمینه‌های مختلفی چون شعر، ترجمه، نمایش‌نامه و مطبوعات فعالیت داشت. همچنین در زمینه‌ی فرهنگ عامه "کتاب کوچه" را تألیف کرد.

    "هوای تازه"، "دشته در دیس"، "ابراهیم در آتش"، "آیدا در آینه"، "مدایح بی‌صله" و "حدیث بی‌قراری ماهان" از مجموعه‌های شعر او هستند.

    پی‌نوشت: در نگارش این مطلب از کتاب "بامدا همیشه" (یادنامه‌ی احمد شاملو) به‌کوشش آیدا سرکیسیان استفاده شده است.

    انتهای پیام

    منبع مطلب : www.isna.ir

    مدیر محترم سایت www.isna.ir لطفا اعلامیه بالای سایت را مطالعه کنید.

    زخم و شعر

    زخمی بزن  عمیق‌تر از انزوای من
    شعری بخوان  شکسته‌تر از شعرهای من
    این دفتر سیاه و مدادم برای تو
    آن حرفهایِ روشنِ سبزت برای من
    جای تو نیستم که بگویم چه می شدی
    یک شب اگر تو شیفته بودی به جای من
    طوری که تو درونِ دلم جا گرفته ای
    یک ذرّه جا نمانده در این دل برای من
    خورشید و ماه و هر چه ستاره،بهای تو
    یک چشمک از دو چشم قشنگت،بهای من
    بیدار کن مرا و بگو خواب نیستم
    بیرون اگر نمی روی از خوابهای من
    لالاییِ لطیفِ پریواره‌ایِ غریب
    این روزها عجین شده با لای‌لای من
    از من نپرس  آری و نه،از خودت بپرس
    ای خوانده  با  هجا به هجای صدای من
    از تو کجا فرار کنم؟ هر کجا که بود
    دیدم تو پا گذاشته‌ای پیش پای من
    اندازه دست توست خودت هم حساب کن
    عشق بزرگِ این دلِ کوچکنمای من

                                                       تهران- دی‌ماه 84

    منبع مطلب : anruzha.blogfa.com

    مدیر محترم سایت anruzha.blogfa.com لطفا اعلامیه بالای سایت را مطالعه کنید.

    جواب کاربران در نظرات پایین سایت

    مهدی : نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    ناشناس 27 روز قبل
    0

    عالی

    ناشناس 3 ماه قبل
    0

    Hhhr

    مهدی 7 ماه قبل
    0

    نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    برای ارسال نظر کلیک کنید