در حال پالایش مطالب میباشیم تا اطلاع ثانوی مطلب قرار نخواهد گرفت.
    توجه : تمامی مطالب این سایت از سایت های دیگر جمع آوری شده است. در صورت مشاهده مطالب مغایر قوانین جمهوری اسلامی ایران یا عدم رضایت مدیر سایت مطالب کپی شده توسط ایدی موجود در بخش تماس با ما بالای سایت یا ساماندهی به ما اطلاع داده تا مطلب و سایت شما کاملا از لیست و سایت حذف شود. به امید ظهور مهدی (ع).

    زاهد از کوچه رندان به سلامت بگذر

    1 بازدید

    زاهد از کوچه رندان به سلامت بگذر را از سایت پست روزانه دریافت کنید.

    زاهد از کوچه رندان به سلامت بگذر

    حسب حالی ننوشتی و شد ایامی چند

    محرمی کو فرستد به تو پیغامی چند

    ما بدان مقصد عالی نتوانیم رسید

    هم مگر پیش نهد لطف شما گامی چند

    چون می از خم به سبو رفت و گل افکند نقاب

    فرصت عیش نگهدار و بزن جامی چند

    قند آمیخته با گل نه علاج دل ماست

    بوسه‌ای چند برآمیز به دشنامی چند

    زاهد از کوچه رندان به سلامت بگذر

    تا خرابت نکند صحبت بدنامی چند

    عیب می جمله چو گفتی هنرش نیز بگو

    نفی حکمت مکن از بهر دلِ عامی چند

    ای گدایان خرابات خدا یار شماست

    چشم اَنعام ندارید ز اِنعامی چند

    پیر میخانه چه خوش گفت به دُردی کش خویش

    که مگو حال دل سوخته با خامی چند

    حافظ از شوق رخ مهرِ فروغ تو بسوخت

    کامکارا نظری کن سوی ناکامی چند

    (حافظ)

    منبع مطلب : bedunesharh76.blogfa.com

    مدیر محترم سایت bedunesharh76.blogfa.com لطفا اعلامیه بالای سایت را مطالعه کنید.

    شماره ۱۸۲: حسب حالی ننوشتی و شد ایامی چند

    غزل شماره ۱۷۳

    معانی لغات غزل(۱۷۳)

    حَسب حال: گزارش حال ، شرح حال ، رویدادها .

    گل افکندنقاب: گل نقاب از چهره بر افکند ، گل از نقاب غنچه در آمد.

    فرصت نگهدار:فرصت را غنیمت شمر.

    قندآمیخته باگل:گلقند ، شربت قند آمیخته با برگ گل سرخ که برای ضعف دل تجویز می شده است گل شکر، شربت گلاب و قند.

    برآمیز:در هم بیامیز ، باهم ترکیب کن.

    حکمت:دانش ، فلسفله.

    گدایان خرابت:مستمندان معتاد به شراب که بر درمیکده می نشسته و از واردین دولتمند میخانه تقاضا می کرده اند که دُرد شراب مصرفی خودشان را به آنها حواله دهند

    اِنعام:احسان و نیکویی

    اَنعام:چهار پایان

    دردی کشان:مستمندان معتاد به شراب که به جای شراب درد شراب می آشامند ، گدایان خرابت.

    کامگار:کامروا ، به کام دل رسیده .

    معانی ابیات غزل( ۱۷۳)

    (۱) چندی گذشت که حال و رویدادها را ننوشته ایم ( برای اینکه ) راز داری نیست که پیغامی چند را به تو برسانم .

    (۲) ما نمی توانیم به منزلگاه والای شما برسیم مگر آنکه لطف شما چند قدمی به سوی ما بر دارد ( نگاهی به زیر پای خود کند).

    (۳) به آن هنگام که شراب رسیده از خم به سبو ریخته و غنچه گل شکفته شد، فرصت شادی را غنیمت شمرده جامی چند بنوش .

    (۴) شربت قند و گلاب علاج درد دل ما نمی کند. چند بوسه را با دشنام درهم بیامیز و به ما بده.

    (۵) ای زاهد از کوچه رندان لاابالی با حتیاط عبور کن تا معاشرت این بد نامان آبروی تورا بر باد ندهد .

    (۶) حالا که معایب شراب را تمامی بر شمردی هنر و فضلیتش را هم برگو و برای رضایت خاطر چند ساده دل نادان ، در شرح حکمت این دستور مغالطه مکن.

    ( ۷) ای باده نوشان مستمند خراباتی ( که چشم انتظارتان به دست دیگران است)، دل به احسان چند حیوان انسان نما مبندید که خدا یار و یاور شماست.

    (۸) پیر میکده چه اندرز خوبی به دردی کش فقیر در میخانه خود داد و به او گفت که هرگز درد دل و شرح پریشانی خود را با بی دردان ناپخته در میان مگذار.

    (۹) حافظ در اشتیاق دیدار خورشید رخسار تو گداخته شد ای کامروا نگاهی به مشتاقان ناکام خود بینداز.

    شرح ابیات غزل( ۱۷۳)

    وزن غزل: فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فع لان

    بحر غزل: رمل مثمّن مخبون اصلم مُسبغ

    *

    عبید زاکانی :

    ساقیا باز خرابیم بده جامی چند

    پخته یی چند فرو ریز به ما خامی چند

    *

    شاه نعمت الله ولی :

    به علی رغم عدو باز زدم جامی چند

    توبه بشکستم و وارستم از این خامی چند

    *

    در نسخه های قدیمی که حافظ شناسان به استناد آنها ، در تصحیح غزلهای حافظ در اتخاذ سند کرده اند تنها در ۲ نسخه ، مطلع این غزل: (حسب حالی ننوشتیم وشد ایامی چند، و به این صورت صحیح خود آمده است . پیش از این در شرح یکی دو غزل گفته شد که حافظ در غیاب شاه شجاع از او نامه و دستور العمل دریافت و به او پاسخ و پیغام ارسال می داشته و بعضاً با پاسخ خود شعری هم برای شاه شجاع می فرستاده تا مطربان در محضرش بخوانند و در این مطلع غزل می بینیم که حافظ صراحتاً می گوید و عذر تقصیر خویش را می خواهد که به سبب اینکه قاصد مطمئن و محرمی پیدا نمی شد چندی است که حَسَب حال و گزارشات وقایع را نتوانسته ام که برای شما بفرستم. ما می دانیم که روابط حافظ و در بار شاه شجاع در بدو امر صمیمی و حافظ به شاه نزدیک بوده است اما نمی دانیم که این مکاتبات و ارسال اخبار از سر صداقت ودوستی فیما بین بوده یا بر حسب وظیفه اداری که شاعر برآن وظیفه و مقرر دریافت می کرده است . بهر حال چون بعضی در گذشته توجه به این نکته انجام وظیفه یا فداکاری حافظ نداشته اند عبارت ( حسب حالی ننوشتیم ) را در غزل عاشقانه از عاشق بعید دانسته و به صورت ( ننوشتی) در آورده اندو با اینکه نسّاخ این تسامح یا تداخل را روا داشته اند . باید گفت کلمه حسب حال ( ترکیبی اضافی) به معنای وقایع روز ، حوادث جاریه ، احوال کنونی، در لغت نامه دهخدا آمده و نوشتن شرح وقایع و ارسال آن به مقام مافوق توسط قاصد محرم دلالت براین دارد که ننوشتیم صحیح است.

    این غزل همانطور که در غزلهای دیگر ی که حافظ در زمان تسلط شاه محمود به شیراز به شاه شجاع نوشته، در آن ایام سروده شده است . شاعر در بیت دوم به شاه شجاع می گوید که ما نمی توانیم پیش تو بیاییم تو همت کن و با تصرف شیراز پیش ما بیا . این ناتوان را عقیده بر این است که حافظ با ارسال غزلهای ایهام دار برای شاه شجاع پاره یی مطالب را با او در میان می نهاده مثلاًَ در بیت دوم این غزل منطوق کلام حافظ این است که هم اینک وقت حمله به شیراز است قدم جلو بگذار واحتمال می دهد که در بعض ابیات دیگر هم ایهام و استعاره نهفته باشد که بر شاه شجاع معلوم و بر ما در این زمان نامعلوم است.

    شاعر بیت ششم اشاره به مفاد آیه ۲۱۶ سوره بقره دارد : ( یَسئَلوُنَکَ عَن الخَمرِ وَ المِیسر قُل فیهِما اِثمُ کَبیرُ وَ مَنافِعُ للناس و اِثمُهُما اَکبَرُ مِن نَفعِهمِا …) ( از تو می پرسند از شراب وقمار ، بگو در آندو و گناهی بزرگست و سودها از برای مردمان و گناه آن دو تا از سودشان بزرگتر است …)

    و می خواهد به واعظ نصیحت گو بفمهاند که تو که از مضارّ شراب سخن گفتی این نکته آیه شریفه را هم که در شراب منافعی برای مردم نهفته است باز گو کن و به خاطر عوام مغالطه مکن چرا که این نفی حکمت است و علم ودانش هم گواهی می دهد که شراب خواصی هم دارد . ابوعلی سینا در قطعه زیر این مطلب را نیکو شکافته:

    بـه طعم ، چـو پند پدر ، ولیک مفید

    بـه نـزد جاهل باطل بـه نـزد دانا حـقّ

    حـلال گشـته بـه تـجویز عقل بر دانا

    حـرام گـشته به فتوای شـرع بر احمق

    می از جهالت جهّال شد به شرع حرام

    چو ماه کز سبب منکران دین شد شقّ

    شاعر دربیت هفتم وهشتم اشاره به معتادان مستمند و فقیری دارد که به سبب تهیدستی بردرمیخانه می نشستند و از ثروتمندانی که وارد میخانه می شدند تقاضا می کردند که به عمله شراب سفارش کنند تا در موقع صاف کردن شرابی که برای آنها می آوردند دُردهای آن را به این بینوایان حواله و هدیه کنندو آنها را اندرز می دهد که قدر ومنزلت خود را در نزد خامان و ناپختگان مشکنید و اسرار حال خود را با آنها در میان ننهید و عزت نفس داشته باشید که خدا یار ومدد کار بینوایان است.

    منبع مطلب : dr-jalalian.ir

    مدیر محترم سایت dr-jalalian.ir لطفا اعلامیه بالای سایت را مطالعه کنید.

    جواب کاربران در نظرات پایین سایت

    مهدی : نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    مهدی 17 روز قبل
    0

    نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    برای ارسال نظر کلیک کنید