در حال پالایش مطالب میباشیم تا اطلاع ثانوی مطلب قرار نخواهد گرفت.
    توجه : تمامی مطالب این سایت از سایت های دیگر جمع آوری شده است. در صورت مشاهده مطالب مغایر قوانین جمهوری اسلامی ایران یا عدم رضایت مدیر سایت مطالب کپی شده توسط ایدی موجود در بخش تماس با ما بالای سایت یا ساماندهی به ما اطلاع داده تا مطلب و سایت شما کاملا از لیست و سایت حذف شود. به امید ظهور مهدی (ع).

    رخش به تنگ می آید کنایه از چیست؟

    1 بازدید

    رخش به تنگ می آید کنایه از چیست؟ را از سایت پست روزانه دریافت کنید.

    معنی درس هفت خان رستم صفحه 37 کتاب فارسی 95- 96

    خروشید و جوشید و بر کند خاک     ز سُمّش زمین شد همه، چاک چاک

    رخش شیهه کشید و خشمگین شد و به نشانه یورش سم خود را بر زمین کوبید به گونه ای که زمین زیر پایش کنده شد .

     بزد تیغ و بنداخت از بر، سرش              فرو ریخت چون رود، خون از برش

    رستم با ضربه شمشیر سر اژدها را از تنش جدا کرد و خون مانند رود از تن او جاری شد

     بینداخت چون باد، خَمِّ کمند             سر جادو آورد ناگه به بند

    رستم کمند را با سرعت به سمت جادوگر انداخت و او را اسیر کرد

     میانش به خنجر به دو نیم کرد            دل جاروان زو پر از بیم کرد .

    رستم با خنجر جادوگر را نصف کرد و با این کار خود دل جادوگران دیگر را پر از وحشت کرد

     چو رستم بدیدش بر انگیخت اسب            بدو تاخت مانند آذر گُشسب

    هنگامی که رستم او (ارژنگ دیو) را دید با اسبش مانند آتش جهنده، تند و سریع به سوی او حمله کرد.

     سر و گوش بگرفت و یالش دلیر          سر از تن بکندش به کردار شیر

    رستم شجاعانه سر و گوش و یال ارژنگ دیو را گرفت و مانند شیر با شجاعت سرش را از تنش جدا کرد .

     ز بهر نیایش، سر و تن بشست            یکی پاک جای پرستش بجست

    برای عبادت سر و تن خود را شست و به دنبال جایی پاک و تمیز برای راز و نیاز گشت .

     از آن پس نهاد از بر خاک، سر        چنین گفت : کای داورِ دادگر !

    سپس سر بر خاک سجده گذاشت و گفت ای پروردگار عادل!

     ز هر بد، تویی بندگان را پناه             تو دادی مرا، گُردی و دستگاه

    در برابر هر بدی و آسیبی تو برای بندگان پناه هستی و تو هستی که به من پهلوانی و شکوه و عظمت دادی .

    معنی واژگان

    خان : مرحله - منزل

    اهریمن : شیطان

    شمار : تعداد

    از بند رهایی دهد : از زندان و اسارت آزاد کند

    دیوان : دراینجا جمع دیو ها

    راهی می شود : به سوی جایی می رود

    قوی پنجه : توانا – پر زور

    از هم می دَرد : از بین می برد و پاره پاره می کند

    تیمار : مراقبت - مواظبت

    نخجیر : شکار

    فرجام : پایان – سر انجام – عاقبت کار

    دادگر : عادل

    کوفتن : کوبیدن

    سُم : قسمت پایانی پای چارپایان که مانند کفش آن هاست

    دیده : چشم

    رستم در خشم می شود : رستم عصبانی و خشمگین می شود – در خشم شدن کنایه از عصبانی شدن است

    پرخاش : سخنی که از روی خشم گفته می شود - درشتی

    می نمایاند : نشان می دهد

    به تنگ می آید : صبرش تمام می شود – خسته می شود

    از پای درآوردن : کنایه از کشتن

    خروشید : در اینجا شیهه کشید – فریاد زد

    جوشید : عصبانی شد

    برکند : جدا کرد

    سهمگین : ترسناک

    تیغ : شمشیر

    بَر : تَن – بدن

    نیرنگ : فریب - حیله

    چیرگی : پیروز شدن

    کمند : ریسمان محکمی که هنگام جنگ آن را بر گردن و کمر دشمن اندازند و آن ها را اسیر کنند

    خمّ کمند : چین و شکن و دایره ای که در اثر پرتاب کمند ایجاد می شود

    به بند آوردن : کنایه از اسیر کردن

    میان : در اینجا کمر

    خنجر : شمشیر کوچک

    زو : مخفف از او

    بیم : ترس

    یال : موهای بلند پشت گردن اسب

    به کردار : مانند

    ستایش : شکر و سپاس

    یزدان : آفریدگار – خداوند

    دلیر : شجاع – در اینجا منظور رستم است

    ز بهر : برای

    نیایش : دعا – عبادت

    بجست : جست و جو کرد

    پرستش : عبادت

    کای : مخفف که ای

    داور : قاضی – آن که حکم می کند – در اینجا منظور خداوند است

    دادگر : برقرار کننده عدالت  - عادل

    آذر گشتسب : آتش سریع و سوزان

    گُرد : پهلوان

    دستگاه : در اینجا عظمت و قدرت و توانایی

    زابلستان : نام شهری در سیستان و بلوچستان

    منبع مطلب : sheshomeghasedak.blogfa.com

    مدیر محترم سایت sheshomeghasedak.blogfa.com لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

    فارسی (خوانداری) : درس 4 هفت خان رستم (ششم ابتدایی) Sixth Grade

    درس 4                                    هفت خان رستم

    فعالیت های درس                                         صفحه 28

    1- بیت زیر را به نثر ساده ، بازنویسی کنید.

    خروشید و جوشید و برکند خاک                   ز سمّش زمین شد همه ، چاک چاک

    [رخش] شیهه کشید و خشمگین شد و به نشانه ی حمله ، پایش را محکم بر زمین کوبید ، به طوری که زمین زیر سم هایش کنده شد.

    2- عبارت های زیر را به زبان ساده ، بنویسید.

    رستم در خشم می شود : رستم خشمگین می شود.

    رستم به تنگ می آید : رستم طاقتش تمام می شود ( خسته می شود)

    3- با توجّه به متن درس کدام یک از کلمات زیر ، جمع است ، چرا ؟

    دیوان ، زابلستان ، اژدها ، پهلوان ، مازندران ، یزدان ، جادوگران

    کلمات جمع : دیوان ، جادوگران

    درکلمات دیگر ، به جز دیوان و جادوگران ، « ان » و « ها » بخشی از خود کلمه است. برای امتحان کردن این مسئله ، « ان » و « ها » را از انتهای کلمه حذف می کنیم ، اگر حروف باقی مانده یک کلمه ی معنادار بود ، می فهمیم « ان » و « ها » علامت جمع است و اگر حروف باقی مانده یک کلمه ی معنا دار نساخت ، می فهمیم این علامت ها بخشی از خود واژه هستند. مثال :

    سلمان ------کلمه ی باقی مانده -----> سلم (بی معنا)

    سواران ------کلمه ی باقی مانده -----> سوار (با معنا)

    4- یک نمونه « مبالغه » از متن درس ذکر کنید و آن را توضیح دهید.

    بزد تیغ و بنداخت از بر سرش                       فرو ریخت چون رود خود از برش

    شاعر ، خونی را که از بدن اژدها فرو ریخته ، به دلیل حجم زیاد که داشته ، به رود تشبیه کرده است.

    املا                                                                  صفحه 29

    1- کلماتی را که در املای آن ها یکی از شکل های حرف « ص ، ط » وجود دارد ، از متن درس پیدا کنید و بنویسید.

    ص -------> قصد ، تلخیص                          ط -------> خطرناک

    3- با توجّه به متن درس ، جای خالی را با کلمه ی مناسب ، پر کنید.

    رستم با خدای خود به راز و نیاز می پردازد و او را سپاس ... می گزارد ... .

    رستم در خشم می شود ، به رخش ... پرخاش ... می کند.

    کارگاه نویسندگی                                          صفحه 31 و 32

    بهره گیری از حس های پنجگانه

    برای این که نویسنده ی خوبی باشیم ، لازم است :

    * همه چیز را خوب و دقیق ببینیم ( خوب دیدن ).

    * خوب و دقیق گوش بدهیم ( خوب گوش دادن ).

    * نسبت به بو ، مزه و طعم اشیا ، حسّاس و دقیق باشیم ( تقویت حسّ چشایی و بویایی ).

    * گاهی به کمک حسّ لامسه ، پدیده ها و اشیا را بشناسیم ( تقویت حسّ لامسه ).

    پس ، مقدّمه ی خوب نوشتن ، خوب دیدن ، خوب گوش دادن و دقّت در پدیده ها و استفاده از حسّ بویایی ، چشایی و لامسه است.

    4- برداشت خود را از ضرب المثل « نوش دارو ، بعد از مرگ سهراب » در یک بند ، بنویسید.

    انجام هر کاری ، به خصوص کمک کردن به دیگران ، باید در زمان مناسب و به موقع انجام شود ، وگرنه تأثیر و فایده نخواهد داشت. مانند نوش دارویی که رستم با سختی برای بهبود زخم سهراب تهیّه کرد ، امّا چون بعد از مرگ به وی رسید ، فایده ای نداشت.

    ( نوش دارو : دارویی است که علاج کننده ی همه ی دردها و بیماری هاست و در اصل ، داروی بی مرگی و زندگی بخش است . این دارو وجود خارجی ندارد و فقط در افسانه ها نام آن آمده است.)

    منبع مطلب : 6shom-iran.blogfa.com

    مدیر محترم سایت 6shom-iran.blogfa.com لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

    جواب کاربران در نظرات پایین سایت

    مهدی : نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    زرنگ : بار سوم رخش به تنگ کنایه از چیست ممنون می شم جوابم رو بدین

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    ناشناس 10 روز قبل
    2

    لطفا جواب رو بذارید

    ثمین 10 روز قبل
    3

    کامل نبود و جواب سوالمو پیدا نکردم

    زرنگ 24 روز قبل
    4

    بار سوم رخش به تنگ کنایه از چیست ممنون می شم جوابم رو بدین

    1
    سجاد 4 روز قبل

    برای همین اسمت رو گذاشتی زرنگ

    ناشناس 1 ماه قبل
    1

    لطفا جواب بدین

    دریا 1 ماه قبل
    1

    وا

    مهدی 2 ماه قبل
    2

    میشه جواب این سوال رابه ما میگید

    مهدی 2 ماه قبل
    2

    نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    برای ارسال نظر کلیک کنید