توجه : تمامی مطالب این سایت از سایت های دیگر جمع آوری شده است. در صورت مشاهده مطالب مغایر قوانین جمهوری اسلامی ایران یا عدم رضایت مدیر سایت مطالب کپی شده توسط ایدی موجود در بخش تماس با ما بالای سایت یا ساماندهی به ما اطلاع داده تا مطلب و سایت شما کاملا از لیست و سایت حذف شود. به امید ظهور مهدی (ع).

    درس نهم فارسی یازدهم ذوق لطیف

    1 بازدید

    درس نهم فارسی یازدهم ذوق لطیف را از سایت پست روزانه دریافت کنید.

    سعید جعفری

    ◙ خاله ام چند سالی از مادرم بزرگ تر بود. از شوهرش جدا شده بود. چند بچّه اش همگی در شیرخوارگی مرده بودند و او مانده بود تنها. با آنکه از نظر مالی هیچ مشکلی نداشت و در نوع خود متمکنّ به شمار می رفت، از جهات دیگر ناشاد و سرگردان بود. تنهایی و بی فرزندی برای یک زن، مشکلی بزرگ بود و او گاهی در قم نزد برادرش زندگی می کرد، گاهی در کبوده. نمی دانست در کجا ریشه بدواند.

    با این حال، او نیز مانند مادرم توکّلی داشت که به او مقاومت و استحکام اراده می بخشید. از بحران های عصبی ، که امروز رایج است و تحفۀ برخورد فرهنگ شرق با غرب است، در آن زمان خبری نبود. هر عصب و فکر به منبع بی شائبۀ ایمان وصل بود که خوب و بد را به عنوان مشیت الهی می پذیرفت. به این زندگیِ گذرا آن قدرها دل نمی بست که پیشامد ناگوار را فاجعه ای بینگارد و در نظرش اگر یک روی زندگی زشت می شد، روی دیگری بود که بشود به آن پناه برد.

    قلمرو زبانی: شیرخوارگی: نوزادی/ متمکن: ثروتمند / کبوده: نام روستایی / ریشه دواندن: کنایه از ماندن / توکل: به دیگری اعتماد کردن/ استحکام: استواری/ بحران: آشفتگی، آشوب / تحفه: ارمغان،هدیه / شائبه: شک و گمان/ مشیت الهی: خواست الهی / دل نمی‌بست: علاقه نداشت / بینگارد: فرض کند، تصور کند (بن ماضی: انگاشت، بن مضارع: انگار) / قلمرو ادبی: از بحران های عصبی … تحفۀ … غرب است: تشبیه

    ◙ بنابراین خاله ام با همه تمکّنی که داشت، به زندگی درویشانه ای قناعت کرده بود، نه از بخُل بلکه از آن جهت که به بیشتر از آن احتیاج نداشت. در خانۀ مشترکی که خانوادۀ دیگری هم در آن زندگی می کردند، یک اتاق داشت. خانۀ کهن سالی بود و بر سر هم نکبت بار، عاری از هرگونه امکان آسایش. در همان یک اتاق زندگی خود را متمرکز کرده بود.

    برای این خاله، من به منزلۀ فرزند بودم. گاه به گاه به دیدارش می رفتم و کنار پنجره می نشستیم و او برای من قصّه می گفت. برخلاف مادرم که خشک و کم سخن بود و از دایرۀ مسائل روزمرّه و مذهبیات خارج نمی شد، وی از مباحث مختلف حرف می زد؛ از تاریخ، حدیث، گذشته ها و همچنین شعر؛ حتّی وقتی از آخرت و عوارض مرگ سخن می گفت، گفتارش با مقداری ظرافت و نقَل و داستان همراه بود.

    قلمرو زبانی: تمکن: ثروت/ درویشانه: فقیرانه / بخل: خسیسی/ نکبت بار: پُر مشقّت / عاری: خالی / متمرکز: تمرکز یافته / خشک: جدی / مذهبیات: امور دینی / عوارض: ج عارضه، پیامد /

    ◙ برای من قصّه های شیرینی می گفت که او و مادرم، هر دو، آنها را از مادربزرگشان به یاد داشتند. از این مادر بزرگ (مادر پدر) زیاد حرف می زدند که عمر درازی کرده و سخنان جذّابی گفته بود. به او می گفتند مادرجون. ورد زبانشان بود مادرجون این طور. مادرجون آن طور گفت.

    نخستین بار از زبان خاله و گاهی هم مادرم بود که بعضی از قصّه های بسیار اصیل ایرانی را شنیدم و به عالم افسانه ها- که آن همه پررنگ و نگار و آن همه پرّان و نرم است- راه پیدا کردم. علاوه بر آن، خاله ام با ذوق لطیفی که داشت، مرا نخستین بار از طریق سعدی با شعر شاهکار آشنا نمود. او سواد چندانی نداشت؛ حتّی مانند چند زن دیگر در ده، خواندن را می دانست و نوشتن را نمی دانست، ولی درجۀ فهم ادبی اش خیلی بیشتر از این حد بود. او نیز مانند دایی ام بود؛ یعنی، علاوه بر قرآن و مفاتیح الجنان، فقط کلیّات سعدی را داشت. «یک کتابی» موجود این سعدی همدم و شوهر و غم گسار او بود. من و او اگر زمستان بود، زیر کرسی و اگر فصول ملایم بود، همان گونه روی قالیچه می نشستیم؛ به رختخوابی که پشت سرمان جمع شده بود و حکم پشتی داشت، تکیه می دادیم و سعدی می خواندیم؛ گلستان، بوستان، گاهی قصاید. هنوز فهم من برای دریافت لطایف غزل کافی نبود و خاله ام نیز که طرف دار شعرهای اندرزی و تمثیلی بود، به آن علاقۀ چندانی نشان نمی داد.

    قلمرو زبانی: جذاب: گیرا / ورد: دعا، کنایه از تکرار کردن / پران: پرواز کننده / عالم افسانه ها – که آن همه پر رنگ و نگار…: حس آمیزی / یک کتابی: کنایه از کسی که فقط یک کتاب دارد و آن را می‌خواند / ذوق: استعداد / مفاتیح: ج مفتاح، کلیدها/ جنان:ج جنه، بهشت ها /غم گسار:غم خوار (گساریدن: صرف کردن؛ بن ماضی: گسارید، بن مضارع: گسار) / قصاید: قصیده ها / اندرز: پند / لطایف: جمع لطیفه، چیزهای نیکو و نرم، گفتار نرم و دلپذیر/ تمثیل: آوردن داستان به عنوان مثال در لابه لای سخن / قلمرو ادبی: قصّه های شیرین: حس آمیزی / مانند چند زن دیگر…: تشبیه / او نیز مانند دایی ام بود: تشبیه / غم گسار: کنایه از یاری کننده /

    ◙ سعدی که انعطاف جادوگرانه ای دارد، آن قدر خود را خم می کرد که به حدّ فهم ناچیز کودکانۀ من برسد. این شیخِ همیشه شاب، پیرترین و جوان ترین شاعر زبان فارسی، معلمّ اوّل که هم هیبت یک آموزگار را دارد و هم مِهر یک پرستار، چشم عقاب و لطافت کبوتر، هیچ حُفره ای از حفره های زندگی ایرانی نیست که از جانب او شناخته نباشد… به هر حال، این همدم کودک و دستگیر پیر، از هفتصد سال پیش به این سو، مانند هوا در فضای فکری فارسی زبان ها جریان داشته است.

    من در آن اتاق کوچک و تاریک با او آشنا شدم؛ نظیر همان حجره هایی که خود سعدی در آنها نشسته و شعرهایش را گفته بود. خاله ام می خواند و در حدّ ادراک خود معنی می کرد، قصّه ها را ساده می نمود. این تنها، خصوصیت سعدی است که سخنش به سخن همه شبیه باشد و به هیچ کس شبیه نباشد. در زبان فارسی، احدی نتوانسته است مانند او حرف بزند و در عین حال، نظیر حرف زدن او را هر روز در هر کوچه و بازار می شنویم.

    آن کلیّات سعدی که خاله ام داشت، شامل تصویرهایی هم بود؛ چاپ سنگی با تصویرهای ناشیانه ولی گویا و زنده، و من چون این حکایت ها را می شنیدم و می خواندم و عکس ها را می دیدم، لبریز می شدم. سراچۀ ذهنم آماس می کرد. بیشتر بر فَوران تخیل راه می رفتم تا بر روی دو پا. پس از خواندن سعدی، وقتی از خانۀ خاله ام به خانۀ خودمان بازمی گشتم، قوز می دویدم می کردم و از فرط هیجان لکُّه می دویدم. کسانی که توی کوچه مرا این گونه می دیدند، شاید کمی خُل می پنداشتند.

    قلمرو زبانی: انعطاف: نرمش / آن قدر خود را خم می‌کرد …: سخن سعدی به اندازه ای ساده بود که یک کودک نیز سخن او را می‌فهمید / شیخ: پیر / شاب: جوان / هیبت: شکوه / مهر: عشق / حفره: سوراخ / اضداد: ج ضد / تشرّع: شریعت، مقابل طریقت و عرفان / شوریدگی: دیوانگی / دست گیر: کنایه از کمک کننده / نظیر: مانند / ادراک: فهم / می‌نمود: بیان می‌کرد / سخنش به سخن همه شبیه باشد و به هیچ کس شبیه نباشد: سهل ممتنع (دشوار آسان نما) / احدی: کسی، فردی / ناشیانه: تازه کارانه / لبریز می‌شدم: فراوان بهره می‌بردم / سراچه: خانه کوچک / آماس: ورم / سراچه ذهنم آماس می‌کرد: بسیار می‌آموختم و بهره می‌بردم / فوران: جوشیدن، جهیدن / قوز: خم شدن / فرط: زیادی / لکه: آهسته / خل: دیوانه / قلمرو ادبی: شیخ همیشه شاب: متناقض نما / پیرترین و جوان ترین شاعر: متناقض نما / دستگیر: کنایه از یاریگر / مانند هوا: تشبیه /

    ◙ خاله ام نیز خوش وقت بود که من نسبت به کلام سعدی علاقه نشان می دادم؛ بنابراین با حوصله مرا همراهی می کرد. هر دو چنان بودیم که گویی در پالیز سعدی می چریدیم؛ از بوته ای به بوته ای و از شاخی به شاخی. معنی کلماتی را که نمی فهمیدیم، از آنها می گذشتیم. نه کتاب لغتی داشتیم و نه کسی بود که از او بتوانیم بپرسیم. خوشبختانه دامنۀ کلام و معنی به قدر کافی وسعت داشت که ندانستن مقداری لغت، مانع از برخورداری ما نگردد. اگر یک بیت را نمی فهمیدیم، از بیت دیگر مفهومش را درمیی افتیم؛ آزادترین گشت وگذار بود.

    از همان جا بود که خواندن گلستان مرا به سوی تقلید از سبک مسجّع سوق داد که بعد، وقتی در دبستان انشا می نوشتم، آن را به کار می بردم.

    از لحاظ آشنایی با ادبیات، سعدی برای من به منزلۀ شیر آغوز بود برای طفل که پایۀ عضله و استخوان بندی او را می نهد. ذوق ادبی من از همان آغاز با آشنایی با این آثار، پرتوقّع شد و خود را بر سکّوی بلندی قرار داد. از آنجا که مربیِّ کارآزموده ای نداشتم، در همین کورمال کورمالِ ادبی آغاز به راه رفتن کردم. بعدها اگر به خود جرئت دادم که چیزهایی بنویسم، از همین آموختن سرِخود و ره نوردیِ تنهاوش بود که:

    قلمرو زبانی: پالیز: جالیز / چریدن: چرا کردن (بن ماضی: چرید، بن مضارع: چر)  / مسجع: آهنگین / آغوز: اولین شیر مادر / عضله: ماهیچه / کارآزموده: کنایه از باتجربه / کورمال: آهسته و با احتیاط / ره نوردی: مسافر / تنهاوش: تنها / سر خود: خودسرانه /

    به حرص ار شربتی خوردم مگر از من که بد کردم / بیابان بود و تابستان و آب سرد و استسقا

    قلمرو زبانی: حرص: طمع / ار: اگر / شربت: نوشیدنی / مگیر:عیب نگیر / استسقا: نام مرضی که بیمار آب زیاد خواهد / قلمرو ادبی: تناسب / واج آرایی: «و»

    بازگردانی: اگر به خاطر طمعم نوشیدنی خوردم از من عیب نگیر که کار بدی کردم؛ زیرا بیابان بود، تابستان بود و آب سرد بود و من هم دچار بیماری استسقا بودم.

    روزها؛ دکتر محمدعلی اسلامی ندوشن

    منبع مطلب : www.jafarisaeed.ir

    مدیر محترم سایت www.jafarisaeed.ir لطفا اعلامیه بالای سایت را مطالعه کنید.

    جواب کارگاه متن پژوهی درس نهم ذوق لطیف صفحه 79 و 80 فارسی یازدهم

    جواب کارگاه متن پژوهی قلمرو زبانی ادبی فکری صفحه ۷۹ و ۸۰ کتاب ادبیات فارسی پایه یازدهم جواب کارگاه متن پژوهی درس نهم ذوق لطیف از سایت نکس لود دریافت کنید.

    جواب بچه ها در نظرات پایین سایت

    مهدی : قلمرو زبانی
    1) مترادف هر واژه را بنویسید.
    مفاتیح ( ……………… )
    مستقر ( ……………… )
    متمکن ( ……………… )
    2) از متن درس، چهار ترکیب وصفی که اهمیت املایی دارند، بیابید و بنویسید.
    3) همان طور که پیش از این خوانده ایم، هر جمله دو قسمت دارد: نهاد، گزاره
    نمونه: «خاله ام» (نهاد) «مرا نخستین بار از طریق سعدی با شعر شاهکار آشنا نمود.» (گزاره)
    نهاد، کلمه یا گروهی از کلمات است که درباره آن خبری می دهیم؛ یعنی «صاحب خبر» است.
    گزاره، خبری است که درباره نهاد داده می شود.
    در بند پنجم درس، جمله ها را مشخص کنید؛ سپس نهاد و گزاره هر یک را در جدول زیر بنویسید.
    جواب قلمرو زبانی
    1) مفاتیح : کلیدها
    مستقر : ساکن
    متمکن : دارا
    2) منبع بی شابه، مشیت الهی، پیشامد ناگوار، سخنان جذاب
    3) پاسخ به صورت زیر خواهد بود:

    قلمرو ادبی
    1) کدام عبارت متن، به ویژگی سهل ممتنع بودن سبک سعدی اشاره دارد؟
    2) به بیت زیر از سعدی توجه کنید:
    هرگز وجود حاضر غایب شنیده ای؟ من در میان جمع و دلم جای دیگر است
    همان طور که می بینید واژه های «حاضر» و «غایب» هم زمان، به پدیده ای واحد نسبت داده شده اند و به بیان دیگر، غایب، صفت حاضر، واقع شده است.
    به نظر شما چنین امری ممکن است؟
    انسانی که حاضر است، نمی تواند غایب باشد؛ چون این دو صفت، متناقض اند؛ یعنی هر یک وجود دیگری را نقض می کند؛ با این وجود، شاعر چنان آنها را هنرمندانه در کلام خود به کار برده است که زیبا، اقناع کننده و پذیرفتنی است. به این گونه کاربرد مفاهیم، آرایه «متناقض نما» (پارادوکس) می گویند.
    حال آرایه متناقض نما را در دو سروده «قیصر امین پور» بیابید.
    الف) کنارن ام تول نگر گرفت کشتی عشق بیا که یاد تو آرامشی است طوفانی
    ب) بارها از تو گفته ام از تو بارها از تو، بارها با تو
    ای حقیقی ترین مجاز، ای عشق! ای همه استعاره ها با تو
    جواب قلمرو ادبی
    1) این تنها، خصوصیت سعدی است که سخنش به سخن همه شبیه باشد و به هیچ کس شبیه نباشد. در زبان فارسی، احدی نتوانسته شبیه او سخن گوید و در عین حال نظیر حرف زدن او را هر روز در کوچه و بازار می شنویم.
    2) الف) آرامشی است طوفانی
    ب) حقیقی ترین مجاز

    قلمرو فکری
    1) نویسنده برای قصه های ایرانی چه ویژگی هایی را بر می شمارد؟
    2) معنی و مفهوم جمله های زیر را بنویسید.
    الف) سراچه ذهنم آماس می کرد.
    ب) از فرط هیجان لکه می دویدم.
    3) درک و دریافت خود را از عبارت زیر بنویسید.
    هر عصب و فکر به منبع ب یشابه ایمان وصل بود که خوب و بد را به عنوان مشیت الهی می پذیرفت.
    4) درباره ارتباط بیت پایانی و متن درس توضیح دهید.
    جواب قلمرو فکری
    1) پر رنگ و نگار، پران ونرم.
    2) الف) گنجایش ذهنم بیشتر می شد، به معلوماتم اضافه می شد
    ب) از شدت هیجان، جست و خیز کنان می دویدم
    3) بیانگر ایمان و توکل زیاد خاله نویسنده است که باعث می شود در برابر مشکلات از پای نیفتد و سختی های زندگی را به عنوان خواست خداوند، بپذیرد.
    4) حرص و ولع سیری ناپذیر نویسنده، در خواندن آثار سعدی مانند آن تشنه ای است که دچار بیماری استسقا باشد و در بیابان، آب سردی بیابد.

    محمد : مترادف هرواژه بنویسید
    مفاتیح مستقر متمکن

    منبع مطلب : nexload.ir

    مدیر محترم سایت nexload.ir لطفا اعلامیه بالای سایت را مطالعه کنید.

    درس 9 (ذوق لطیف)

    تهران-صندوق پستی 14155-7555 موسسه آموزشی فرهنگی گزینه دو

    روابط عمومی : 22239392-021

    دورنگار : 22239392-021

    پیامک : 20000316

    پست الکترونیک : [email protected]

    منبع مطلب : article.gozine2.ir

    مدیر محترم سایت article.gozine2.ir لطفا اعلامیه بالای سایت را مطالعه کنید.

    جواب کاربران در نظرات پایین سایت

    مهدی : نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    Arı : مفاتیح :کلیدها متمکن :ثروتمند مستقر :ساکن ۲. انعطاف جادوگرانه، سخنان جذاب، منبع بی شائبه، پیشامد ناگوار ۴.اونیز مانند مادرم توکلی داش که به او مقاومت و استحکام اراده می بخشید. او اولی :نهاد، ادامه جمله :گزاره نهاد کلمه ای که درباره آن خبری میدیم ینی صاحب خبر گزاره خبری که درباره نهاد داده می شود. قلمرو زبانیی

    Arı : قلمرو فکری

    Arı : ۱. این تنها؛ زیرا تنهاترین سخن سعدی که سخنانش به هیچ کس شبیه نباشد و در عین حال باشد. ۲. الف آرامش طوفانی تناقض در عین حال هم نمی تونه آرامش باشه هم طوفان ب حقیقی ترین مجاز تناقض در عین حال هم نمی تونه معنای حقیقی داشته باشد هم مجاز غیر حقیقی فرق تضاد و تناقض :تضاد ینی وجود دو چیز متضاد، تناقض ینی دو امر متضاد با هم جمع شده. قلمرو ادبیی

    NGR : در واقع،همگی بدل است برای شیرخوارگان

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    یاهو 1 ماه قبل
    0

    عالی

    raziyeh 11 ماه قبل
    -1

    عالی

    عسل 12 ماه قبل
    0

    ضعیف

    ناشناس 1 سال قبل
    2

    خوب

    ناشناس 1 سال قبل
    3

    خوب

    NGR 1 سال قبل
    0

    3_همگی در شیرخوارگی مرده بودند

    4
    NGR 1 سال قبل

    در واقع،همگی بدل است برای شیرخوارگان

    غزل 1 سال قبل
    0

    سوال 1 قلمرو لدبی : سخنش به هیچ کس شبیه نبود و به همه شبیه بود.

    Arı 1 سال قبل
    2

    ۱. پر رنگ و نگار، پران و نرم

    ۲. سراچه ذهنم آماس کرد :بهره‌برداری از چیزی، بسیار می آموختم و بهره می بردم

    از فرط هیجان لکه می دویدم :از بسیاری خوشحالی و شادابی آرام می دویدم.

    ۳. درک و دریافت :کنار آمدن با تقدیر و سرنوشت، هر فکری را که داش به ایمان خود وصل داش و هر خواسته خداوند را می‌پذیرف.

    ۴. میگه که به دنبال داشته های دنیا دل نبند و هرگز از روی حرص و طمع و نفرت کاری را نکن زیرا که در آینده پشیمانی به باد می آورد

    8
    Arı 1 سال قبل

    قلمرو فکری

    Arı 1 سال قبل
    4

    ۱. این تنها؛ زیرا تنهاترین سخن سعدی که سخنانش به هیچ کس شبیه نباشد و در عین حال باشد.

    ۲. الف آرامش طوفانی تناقض در عین حال هم نمی تونه آرامش باشه هم طوفان

    ب حقیقی ترین مجاز تناقض در عین حال هم نمی تونه معنای حقیقی داشته باشد هم مجاز غیر حقیقی

    فرق تضاد و تناقض :تضاد ینی وجود دو چیز متضاد،

    تناقض ینی دو امر متضاد با هم جمع شده.

    قلمرو ادبیی

    Arı 1 سال قبل
    8

    مفاتیح :کلیدها

    متمکن :ثروتمند

    مستقر :ساکن

    ۲. انعطاف جادوگرانه، سخنان جذاب، منبع بی شائبه، پیشامد ناگوار

    ۴.اونیز مانند مادرم توکلی داش که به او مقاومت و استحکام اراده می بخشید. او اولی :نهاد، ادامه جمله :گزاره

    نهاد کلمه ای که درباره آن خبری میدیم ینی صاحب خبر

    گزاره خبری که درباره نهاد داده می شود.

    قلمرو زبانیی

    هالی 1 سال قبل
    0

    نا

    هدبه 1 سال قبل
    1

    خوب

    خانم مهندس 1 سال قبل
    1

    مرسی عالی بود

    محمد 2 سال قبل
    0

    خوب بود خیلی متشکرم

    برای ارسال نظر کلیک کنید