در حال پالایش مطالب میباشیم تا اطلاع ثانوی مطلب قرار نخواهد گرفت.
    توجه : تمامی مطالب این سایت از سایت های دیگر جمع آوری شده است. در صورت مشاهده مطالب مغایر قوانین جمهوری اسلامی ایران یا عدم رضایت مدیر سایت مطالب کپی شده توسط ایدی موجود در بخش تماس با ما بالای سایت یا ساماندهی به ما اطلاع داده تا مطلب و سایت شما کاملا از لیست و سایت حذف شود. به امید ظهور مهدی (ع).

    درس ازاد نهم درباره ی ادبیات بومی

    1 بازدید

    درس ازاد نهم درباره ی ادبیات بومی را از سایت پست روزانه دریافت کنید.

    درس آزاد برای فارسی نهم (درس پنجم)

    شعر : منتظرت بودم (از زنده یاد معینی کرمانشاهی)

    شب به گلستان تنها منتظرت بودم  بـاده نا کــامی در هجـــر تـو پیمودم

    منتظرت بودم منتظرت بودم

    آن شـب جـان فرسـا من بی تـو نیاسودم

    وه که شدم پیر از غم آن شب و فرسودم

    منتظرت بودم منتظرت بودم

    بودم همه شب دیده به ره تا به سحر گاه

    ناگـه چـو پـری خـنـده زنـان آمـــدی از راه 

    غم ها به سر آمد زنگ غم دوران از دل بزدودم

    منتظرت بودم منتظرت بودم

    پیش گلها شاد و شیدا        می خرامید آن قامت موزونت 

    فتنــه دوران دیــده تـو         از دل و جـان من شده مفتونت 

    در آن عشق و جنون مفتون تو بودم

    اکنــون از دل مـن بشنـو تـو سرودم

    منتظرت بودم منتظرت بودم

    منتظرت بودم منتظرت بودم

    دانش آموزان عزیز در قسمت « خود ارزیابی» صفحه ی 43 این پرسش ها را بنویسید.

     خودارزیابی : صفحه ی 43

    1ـ شعر « نیمایی یا نو » چیست؟ شعری است با مصراع های کوتاه و بلند که در

    آن قافیه الزامی نیست. درون مایه ی و موضوع شعر نیمایی احساسات و تجربه های

    فردی ، عشق ، سیاست و ... 

    2 ـ بنیان گذار« شعر نو یا نیمایی » کیست ؟ نیما یوشیج (علی اسفندیاری)

    3 ـ انواع شعر نو را نام ببرید. نیمایی ـ سپید ـ موج نو

    4  ـ ..............................................................................................

    دانش آموزان عزیز در قسمت « گفت و گو » صفحه ی 43 این پرسش ها را بنویسید.

    1 ـ درباره ی یکی از شاعران معاصر در کلاس گفت و گو کنید.

    2 ـ درباره ی « شعر نو یا نیمایی » در کلاس ، گفت و گو کنید.

    3 ـ چند نفر از شاعران شعر نیمایی را نام ببرید.

    دانش آموزان عزیز در قسمت « نوشتن» صفحه ی 44 این پرسش ها را بنویسید.

    1 ـ مفرد و جمع واژه های زیر را بنویسید.

    اصحاب :                          لحظات :                            مصائب : 

    تصویر :                             خصال :                               عاقل :

    تجربه :                              فایده :                                خُلق :

    2 ـ مترادف وا‍‍ژه های زیر را بنویسید

    غرور  =                        سعادت =                           غوغا = 

    عیب =                         نصیحت =                            صبر =

    3 ـ با کلمه ها و ترکیب های زیر با توجه به آن چه در کمانک آمده است جمله بسازید.

    فرهنگ (جمله ی نهی) : ............................................................................. 

    شرارت آمیز (جمله ی طنز آمیز) : ..................................................................

    انحطاط (جمله ی پرسشی) : ......................................................................

    مقهور (جمله ی خبری) : ............................................................................

    دانش آموزان عزیز در قسمت « حکایت» صفحه ی 45 این حکایت از کتاب

    « گلستان سعدی » را بنویسید.

    کاروانی در یونان بزدند و نعمت بی قیاس ببردند . بازگانان گریه و زاری

    کردند و خدا و پیمبر شفیع آوردند اما فایده نکرد .

    چو پیروز شود دزد تیره روان --- چه غم دارد از گریه کاروان ؟

    لقمان حکیم اندر آن کاروان بود ، یکی  از کاروانیان او را گفت که مگر اینان را

    نصیحتی کنی و موعظه ای گویی تا از مال ما دست بردارند که دریغ باشد

    چنین نعمتی که ضایع شود ، گفت : دریغ ضایع کردن حکمت است که با اینان

    گفتن .

    آهنی را که موریانه بخورد    /   نتوان برد از او به صیقل ، زنگ
    با سیه دل چه سود گفتن و وعظ  / نرود میخ آهنین بر سنگ

    همانا که جُرم از طرف ماست

    به روزگار سلامت،شکستگان دریاب  /  که جبر خاطر مسکین، بلا بگرداند
    چو سائل به زاری طلب کند از تو چیزی /
      بده و گرنه ستمگر به زور بستاند

    معنی عبارت های حکایت :
    1- نعمت بی قیاس : ثروت بی اندازه
    2- جبر خاطر مسکین :  مهربانی و دستگیری از مسکین

    دانش آموزان عزیزم در قسمت « شعر خوانی » صفحه ی 46 این شعر را بنویسید.

    شعر طنز :(با اجازه  از  خواجه حافظ شیرازی)

    دیدار شخص هالو  با حافظ در صف اتوبوس و به هم ریختگی اوضاع و 

    شرایط  امروز  با  زمان حافظ  ...

     1 ـ نیمه شب پریشب گشتم دچار کابوس / دیدم به خواب حافظ ، توی صف اتوبوس

    ۲ ـ گفتم سلام حافظ  گفتا : علیک جانم / گفتم کجا روی تو ؟ گفتا : وَالله خود ندانم

    ۳ ـ گفتم بگیر فالی گفتا : نمانده حالی / گفتم :چگونه ای تو ؟ گفتا در بند  بی خیالی

    ۴ ـ گفتم که تازه تازه شعر و غزل چه داری؟ / گفتا که می سُرایم شعر سپیدباری

    ۵ ـ گفتم ز دولت عشق ؟ گفتا که کودتا شد / گفتم رقیب؟ گفتا : او نیز کلّه پا  شد

    ۶ ـ گفتم کجاست لیلی؟مشغولِ  دلربایی؟ / گفتا شده ستاره در فیلم سینمایی

    ۷ ـ گفتم بگو  ز  خالش ؟ آن خال آتش افروز / گفتا عمل نموده دیروز یا پریروز

    ۸ ـ گفتم بگو  ز مویش  گفتا  که  مِش نموده / گفتم  بگو  ز  یارش  گفتا : ولش نموده

    ۹ ـ گفتم: چرا ؟چگونه ؟ عاقل  شُدَست مجنون؟ / گفتا : شدید گشته معتاد گَرد  و  اَفیون

    ۱۰ ـ گفتم کجاست جمشید؟جام جهان نَمایَش؟ /  گفتا خریده قسطی تلویزیون به جایَش

    ۱۱ ـ گفتم بگو ز ساقی حالا شده  چه کاره؟ /  گفتا شُدَست  منشی در دفترِ اداره

    ۱۲ـ گفتم زساربان گو با  کاروان غم ها / گفتا آژانس دارد با تور دور دنیا

    ۱۳ ـ گفتم بگو ز  محمل  یا  از کجاوه یادی / گفتا : پژو ،دوو ،بنز یا  گلف نوک مدادی

    ۱۴ ـ گفتم که قاصدک کو؟ آن باد صبح شرقی ؟ / گفتا که جای خود را داده به فکس برقی

    ۱۵ ـ گفتم بیا ز هُدهُد  جوییم راه چاره / گفتا به جای هدهد دیش است و ماهواره

    ۱۶ ـ گفتم سلام مارا باد صبا کجا بُرد؟ / گفتا به پست داده آوُرد یا نیاوُرد ؟

    ۱۷ ـ گفتم بگو ز مُشک  آهوی دشت زنگی / گفتا که اُدکُلن شد درشیشه های رنگی

    ۱۸ ـ گفتم سراغ داری میخانه ای حسابی؟ / گفت آنچه بود  از دَم  گشته چلو کبابی

    ۱۹ ـ گفتم بلند بوده موی تو  آن  زمان ها /  گفتا که حَبس بودم  از ته زدند آنها

    ۲۰ ـ گفتم شما و زندان ؟ حافظ ما را  گرفتی؟ / گفتا : ندیده بودم  هالو  به  این  خرفتی!

    منبع مطلب : farsi220.blogfa.com

    مدیر محترم سایت farsi220.blogfa.com لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

    متن درس آزاد فارسی پایه نهم ادبیات بومی

    متن درس آزاد فارسی پایه نهم ادبیات بومی

    متن درس آزاد فارسی پایه نهم ادبیات بومی

    متن درس آزاد فارسی پایه نهم ادبیات بومی

    متن درس آزاد فارسی پایه نهم ادبیات بومی

    درس ازاد فصل ادبیات بومی پایه هفتم و هشتم ۹۵ ۹۶ – ایران فراز

    منبع مطلب : iraniax.ir

    مدیر محترم سایت iraniax.ir لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

    ادبیات بومی ایران درس ازاد

     با سلام به شما بازدید کننده گرامی برای حمایتاز سایت ما و قرار دادن بیشتر تحقیقان در سایت بر روی لینک زیر ( بعد از خواند یا قبل از خواند تحقیق)هر چند بار که خواستید کلیک کنید تا ما نیز با علاقه بیشتری تحقیقات دانش آموزی برای شما بگذاریم . باتشکر

    لیست و فهرست کلیه اقدام پژوهی ها

    ادبیات بومی چیست؟

    ادبیات بومی (اقلیمی) ، هم دارای معنایی وسیع و هم دارای معنایی محدود است. کلمهی بومی Nativeدر زبان انگلیسی با کلمهی ملت و مردم Nativeهم ریشه است و به معانی زیر است: در حال خالص، دست خورده، طبیعی، اصیل، قومی که در محلی واحد ساکن است. به اعتباری ادبیات ایران را در مثل میتوان ادبیات بومی (خاص اقلیمی ویژه) دانست و همینطور است ادبیات چین یا هند یا اسپانیا اما ادبیات اقلیمی (بومی) در معنای خاص، ادبیاتی است که در منطقهای خاص بوجود آمده و دارای شرایط زیر است:

    الف-وحدّت اوضاع جغرافیایی از قبیل کوهها، رودها، درختان، آب و هوا، میزان بارندگی فاصله کم یا زیاد بخشها. در ایران، مازندران، گیلان، و گرگان و مناطق ساحلی دریای خزر از این لحاظ وحدت دارد. میزان بارندگی در آن زیاد است، جنگلهای فراوان دارد، آبادیها بهم نزدیک است ولی در مناطق جنوبی و نزدیک به کویر هوا گرم یا بارندگی کم، جمعیت اندک و فاصله روستاها و شهرها زیاد است.

    ب-مشابهت وضع زراعی و معیشتی. وجود شالیزارها، مزارع چای، حرفههای مخصوص از قبیل حصیربافی و چوببری و ماهیگیری (در شمال) و وجود نخلستانها، مزارع گندم و جو و کشت و زرع با آب باران در جنوب و جنوب شرقی ایران.

    ج-وحدّت گویش محلی و وجود گفتها و اصطلاحها و ترانههای مشترک.

    د-مشابهت آئین و مراسم جشنها، اعیاد ملی و مذهبی، رقصها، آئین ازدواج و خاکسپاری، تولد و نامگذاری فرزند، طرز کوچ و مراسم همراه با آن (در عشایر) .

    ه-مشابهت مناسبات اقتصادی، روابط مالک و زارع، منابع تغذیه و خرید و فروش محصول، کاشت و برداشت، مناسبات زارع با پیشهور و سلفخر، نحوهی مشارکت زنان و کودکان در کارهای تولیدی. اجارهبهای خانهها، باغها، نیروی خرید، نحوهی برخورد با فن و صنعت جدید، بهرهگیری از طرز تولید قدیمی (شخم، گاوآهن) یا تراکتور و کمباین و خرمن کوب ابزار جدید.

    و-طرز گذراندن ایام فراغت، انواع ورزش آبی بومی، کشتیگیری، زیارت اماکن متبرکه، تعزیه، ییلاق و قشلاق، مشاعره، شرطبندی، معرکهگیری.

    ز-وحدت زبان و تاریخ. مذهب، اقلیّتهای مذهبی، نهادهای آموزشی، مدرسههای جدید و قدیم. میزان سوادآموزی و بهره بردن از خواندن و نوشتن کتابها. وجود قهرمانان مشترک و محبوب عامه، نحوهی ارتباط با تمدن جدید، میزان حضور رادیو و تلویزیون، ماهواره، عکاس، فیلمبرداری و. . . در ده و روستا و مناطق دورافتاده، طرز مشارکت عامهی مردم در قیامها، مبارزهها، تعاونها، رأی دادن، شرکت در انجمنهای دور شهر.

    ح-خصائص جغرافیای انسانی. مردمی که در مناطق گرمسیر و حواشی کویر زندگانی میکنند با مردمی که در مناطق سردسیر یا در مکانهای پرآب و درخت زندگانی میکنند، تفاوت دارند. خلق و خوی و طرز رفتار و باورها و ادبیات و هنر این دو با هم یکی نیست. در مثل مردم بلوچ که با شتر و بیابان سر و کار دارند با مردم مازندران که بیشتر گاو و گوسفند دارند و از اسب به عنوان وسیلهی نقلیه بهرهگیری میکنند، طرز زیست یکسانی ندارند.

    ادبیات بومی در سیر تحول خود از همهی این عوامل بهره میبرد و اگر خوب نوشته شده باشد، آئینهی تمام نمای طرز زیست و عمل قوی ویژه در مکانی خاص است به همین دلیل آثار ادبی روس با آثار ادبی آمریکا در مثل، تفاوت دارد. از این گذشته نحوهی آثار ادبی خود یک سرزمین نیز همیشه یکسان نیست. آثار فاکتر که جنبهی محلی و بومی دارد، در جنوب آمریکا ساخته شده و این با آثار درایزر که نویسندهی شهر است، تفاوت دارد.

    در ایران آثار دولت آبادی، شفیانی، امین فقیری، درویشیان . . . غالبا در روستا و در عشایر روی میدهد اما بیشتر آثار اسماعیل فصیح آثار شهری است. در کلیدر و جای خالی سلوچ، دهکدهی پرملال، سالهای ابری، از این ولایت، نفرین زمین، دختر رعیت و. . . عوامل زیر به چشم میخورد:

    ۱-زندگانی روستائیان، عشایر و پیشهوران ده. مناسبات زارع و با یک، قیامهای عشایری و دهستانی، مهاجرت، ورود ابزار جدید به روستا، ظلم و ستم خوانین، طرز سیستم زمین و آب.

    ۲-توصیف جانوران، گیاهان، کوهها، راهها که همه خاص منطقهی خاص هستند. در مثل جمازه و شتر در جای خالی سلوچ اهمیت کلیدی دارد یا در “رقصندگان” امین فقیر وجود گوسفند و بز و سپس بزمرگی جزء عوامل اصلی قصه است.

    ۳-به ضرورت اوضاع و احوال جغرافیایی، سبک این نویسندگان نیز در کل مشترک است: رئالیسم، رئالیسم اجتماعی، قصهی گزارش مانند و مستند. داستان خمرهی مرادی کرمانی نمونهی خوبی در این زمینه است.

    کلیدر - محمود دولت آبادی

    کلیدر محمود دولت آبادی

    جزو آثاری که برشمردیم آثار زیر را نیز باید نام برد: توپچنار (انسیه شاه حسینی) گاوارهبان، اوسانهی بابا سبحان (دولت آبادی) ، پسرک بومی، داستان یک شهر (احمد محمود) ، ریشه در اعماق (ابراهیم حسن بیگی) ، تنگسیر (صادق چوبک) ، نفرین زمین (جلال آل احمد) ، گیله مرد (بزرگ علوی) ، سووشون (سیمین دانشور) مرداب گاو خونی (جعفر مدرس صادقی) ، وقتی سموم بر تن یک ساق میوزند (خسرو حمزوی) گاو، عزاداران بیل (غلامحسین ساعدی) ، شوهر آهو خانم، شادکامان درهی قره سو (علی محمد افغان) ، کولی کج کلاخان (ابراهیم یونسی) زن شیشهای (راضیهی تجار) ، نخلهای بیسر (قاسمعلی فراست) ، داستان فتاح (جلالی زنوزی) .

    ۴-میزان ادبی بودن (ادبیات) ، آثار بومی: آثار ادبی بومی (اقلیمی) ، محض، مانند اشعار محلی امیر پازواری (مازندران) ، فایز دشتستانی (استان بوشهر) جنبهی فراگیر ندارد. دلیل آن، این است که: اولا به گویش محلی سروده شده و برای صاحبان گویشهای دیگر مفهوم نیست. دوم این آثار معمولا احساسات ضعیفی را بیان میکند. بهطوری که حتی ترانههای بابا طاهر همدانی از شاعران قدیم رواج اشعار سعدی و حافظ را نیافته است. اشعار محلی سعدی و حافظ نیز زیاد گسترش نیافت و نیافته است.

    افزوده بر شعر، قصهها، مثلها و افسانههای عامیانهی نیز به رغم این که گاه جنبهی داستانی قویی دارند، باز عمومیت ندارند و اگر عمومیت هم داشته باشند، جز آثار مهم ادبی بشمار نمیآیند و البته بیشتر خاص ذوق و سلیقهی کودکاناند، مگر این که نویسنده یا شاعری بزرگ مایههای اصلی آنها را بگیرد و به رمان یا درام بزرگی تبدیل کند. یکی از نمونههای موفق در این زمینه درام فاوست گوته و دکتر فاوستوس کریستوفر مارلوست. نمایش فاوست در زمان کودکی گوته در شهرهای آلمان به صورت خیمهشببازی اجراء میشد و او آن را در همان زمان دید واثر ماندگار بر روان او گذاشت. دکتر فاوست، ساحر و جادوگری بود که کارهای عجیبی انجام میداد، در هوا پرواز میکرد و رعد و برق و طوفان بوجود میآورد. استاد جادوی سیاه بود و در قرون وسطی قصهاش مشهور بود. او در برابر آفریدگار عصیان کرد و به روایتی به جرم جادوگری به قتل رسید و شیاطین روحش را به دوزخ بردند. این درونمایه در دست مارلو و گوته به درام عظیم و جهانی بدل شد.

    برخی از داستانهای شاهنامه و منظومههای نظام گنجوی نیز از ادب عامیانه و محلی گرفته شده و از این جمله است داستان زاده شدن زال و پرورش یافتن او به وسیلهی سیمرغ و لیلی و مجنون نظامی گنجوی که از ادبیات شفاهی قبائل عرب گرفته شده و به صورت منظومهای دلپذیر درآمده است. در ادبیات معاصر ایران نیز از قصههای عامیانه بهرهگیری شده: حدیث ماهیگیر و دیو هوشنگ گلشیری، آب زندگی صادق هدایت، رهآورد (قصه کوتاه و موزون) صادق چوبک بهطور کلی در قصهها و اشعار عامیانه و بومی سه حال و شکل پیش میآید:

    ۱-نویسنده و شاعر خود اهل محل است و با گویش محلی سخن میگوید و قصه مینویسد. در این حال هم شکل اثر و هم زبان و درونمایهی آن اقلیمی است: از این جمله است آثاری که به زبان کردی نوشته شده و نمونهاش زیاد است، منظومهی حیدر بابا اثر شهریار که به زبان ترکی آذربایجان ایران است. اشعار محلی بیژن سمندر که به گویش خالص شیرازی است و برخی از اشعار مازندرانی نیما یوشیج.

    ۲-نویسنده و شاعر اهل محل است یا اهل جای دیگری است (و مدتی در محل ساکن بوده) اما به زبان معیار و رسمی مینویسد اما در بین قصه یا شعر ضمن توصیف و حالات اشخاص داستانی از گویش محلی استفاده میکند. در مثل هدایت در قصه “زنی که مردش را گم کرد” زنی مازندرانی را وصف میکند که زن گل ببو میشود. این دو در آغاز در شالیکار یا در تاکستان کار میکنند و به هم علاقهمند میشوند و در این جا کلماتی را که بکار میبرند یا ترانههایی را که میخوانند به گویش محلی است. در برخی از قصههای چوبک گویش شیرازی و بوشهری بکار رفته. در برخی داستانهای احمد محمود گویش خوزی مشاهده میشود. و داستانهای دیگر که به وصف اقلیم خاص میپردازد و در آن گویش و مراسم محلی بازتاب یافته زیاد است و از این جمله است: تنگسیر (چوبک) دل دلدادگی (شهریار مندنی پور) گنجشگها بهشت را میفهمند (حسن بنی عامری) گیله مرد (بزرگ علوی) ، دختر رعیت (م. ا. به آذین) ریشه در اعماق (حسن بیگی) ، گورستان غریبان، دلدادهها، کولی، کج کلاهخان، دعایی برای آرمن (ابراهیم یونسی) ، سایههای گذشته (رحیم نامور) ، رازهای سرزمین من (رضا براهنی) .

    ۳-نویسنده و شاعر نه اهل محل است و نه با جغرافیای انسانی محل آشنایی دارد، این قبیل آثار طبعا ساختگی است و چیزی دربارهی زبان، گوش، آداب و رسوم منطقهای خاص نمیگوید و آنچه میگوید از کسی شنیده یا جایی خوانده است. نمونهی بارز این قبیل آثار، داستانی است به نام “شور آباد” که جمال زاده دربارهی یکی از روستاهای کرمان نوشته و پیداست که نه محل را دیده و نه از وضع روستائیان کرمان چیزی میداند. محتوای قصهی او مأخوذ از خاطرات چند دهه پیش اوست که در حال سفر از برخی از روستاهای غرب ایران داشته. محمد حجازی نیز داستانهایی نوشته که ماجرای آن در روستا میگذرد اما این قصهها نیز بومی و اقلیمی نیست.

    ۴-بعضی از نویسندگان ما به تک نگاری پرداختهاند و محیط، آداب، جشنها و گویشهای مناطق متفاوت ایران را جمعآوری و تألیف کردهاند. اورازان، تاتنشینهای بلوک زهرا، خارک، (جلال آل احمد، ) اهل هوا (غلامحسین ساعدی) ، داستانهای امثال (امینی) ، دژهوش ربا (صبحی مهتدی) ، شاهنامه در قصههای عامیانه (انجوی شیرازی) .

    با توجه به شرایط خاص جغرافیای انسانی و فرهنگ و تمدن سرزمین ما و با در نظر آوردن دگرگونیهای تمدنی جدید در جهان و ایران در سدهی اخیر به نظر میرسد که تغییر در مناسبات اجتماعی شهر و روستا و بروز و پیدایش شرایط و مناسبات جدید، قهری است. امروز برخلاف چند دهه پیش، سرعت دگرگونیها حیرتآور است، صنعت جدید با ابزار خود (رادیو، تلویزیون، اتومبیل، هواپیما، کمباین، تراکتور، آسفالت، جادهها، سدسازی، دستگاههای آبیاری مدرن، جراحی با اشعهی شیمیایی، تولید صنایع، غذایی از مواد آلی، تأسیس بانکها و پیدایش روابط داد و ستد تازه، از بین رفتن مساعدت پایاپای (از بین رفتن مبادلهی جنس به جنس) ، از بین رفتن روابط خان مالکی و پیدایش شهرهای بزرگ. . . هم در مناسبات اجتماعی تغییر داده است و هم در افکار و عقاید و عواطف مردم. به عنوان مثال تا چند دهه پیش در ایران، یکی از مسائل مهم سیاسی و ادبی خودسری و ستمگری خوانین نسبت به مردم عشایر

    و روستا بود، این قوانین با حمایت دولت در عشیره یا روستا، قوانین خاص خود را که از پدر به ارث برده بودند، به اجرا میگذاشتند. “مقصر” را خود بازخواست میکردند و خود به مجازات میرساندند، حتی در مواردی افراد “نافرمان” را پنهانی یا در حضور دیگران میکشتند یا ماهها زندانی میکردند. احزاب روزنامهها و آثار ادبی دورهی مشروطیت و دورهی پس از شهریور ۲۰ پر است از شرح بیدادگری خوانین و مالکان (دو نمونهی طرفه ادبی در این زمینه دختر رعیت به آذین و سالهای ابری درویشیان است) اما امروز نه روستایی به آن صورت داریم نه مالک و خانی به آن شکل. طبعا آثار ادبی جدید متوجه فضای شهری شده است. (نیمهی غائب) سناپور، شراب خام (اسماعیل فصیح) .

    در چند دهه پیش یکی از تفریحات وسیع مردم شهر و روستا گوش کردن به نقالی، حضور در مراسم معرکهگیری و مارگیری بود (ر. ک به چراغ آخر صادق چوبک) امروز این تفریحات از رونق افتاد. و جز در مناطق دور افتاده جای دیگری موجود نیست.

    در گذشته مراسم متفاوتی به نام ختنه سوران، حنابندان، جشن نامزدان و تمهیداتی برای میوه درختان، رونق و ازدیاد محصول زراعی، آیینهای ویژهی برگزاری کشتیها و ورزشهای محلی و. . . برگزار میشد که به تقریب، عموم مردم در آنها شرکت میکردند اما این آداب و مراسم به تدریج کمرنگ شده و احتمال بسیار دارد که در آینده از بین برود.

    با توجه به این واقعیت باید چارهای اندیشید که گویشها و فرهنگ بومی از بین نرود و اگر ممکن باشد به نحوی بازسازی شود و در فرهنگ جدید ادامه پیدا کند. تمهید مقدمات برای حفظ این ارثیهها آسان نیست و مستلزمسرمایه گذاری کلان و همکاری دولت و مردم است. در آغاز کار چند کار میتواند مقدمهی کارهای مهمتر و اساسیتر بعدی در این زمینه باشد.

    ۱-جمع آوری فرهنگ عامه و گویشهای محلی به سرعت و با وسائل مجهّز جدید.

    ۲-آشنا کردن نویسندگان جدید با این فرهنگ و ادب.

    ۳-حمایت و تقویت نویسندگان و شاعران یو گردآورندگان آثار فرهنگی و ادبی بومی و چاپ آثار آنها.

    ۴-پخش برنامههای علمی و فرهنگ و هنری آثار بومی و محلی از رادیو، تلویزیون، روزنامهها، تهیهی فیلمهای سینمایی داستانی یا مستند این آثار.

    کارهای دیگری نیز میتوان برای حفظ آثار بومی و ترویج آنها پیشنهاد کرد که البته به موقع خود از سوی صاحبنظران ارائه خواهد شد. اما یک اصل مهم را از نظر دور نباید داشت و آن این است که دستگاهها یا افراد مسؤول و مجری چنین طرحهایی باید منحصرا به روش علمی بکار بپردازند و قصد آنها ضبط و گردآوری ارثیه فرهنگی و ترویج آنها باشد نه تبلیغات رایج و کارهای بیرویه الی که مانع تحقق و اجرای برنامههای مثبت فرهنگی است.

    تحقیق شماره 2 : درس ازاد ادبیات فارسی هفتم درباره ادبیات بومی

    ادبیات و آثار بومی

    ادبیات و آثار بومی مربوط به تاریخچه و شناسنامه ی یک شهر،استان،و کشور است.هر کدام از آثار شهر ها یا استان های کشورمان ارزشمند هستند.مانند زبان ها که انواع مختلفی مانند:ترکی،فارسی،کردی،گیلانی و ...ادبیات بومی من ترکی است و شهر من که در آن زندگی می کنم ارومیه است.آثار فرهنگی این شهر عبارتند از: سه گنبد،مسجد سردار،امام زاده غریب حسن و... در زبان ترکی شاعران زیادی وجود دارد از جمله:ذذه قورقوت،سیّد محمد حسین بهجت(شهریار) و بهرام اسدی و دیگر شاعران.شهر ارومیه دریاچه شوری دارد که روی آن پل بزرگی ساخته اند.

    اما متاسفانه این دریاچه در حال خشک شدن است.امّا در این دریاچه که بزرگ ترین دریاچه داخلی ایران است چند جزیره مانند:کبودان،اشک و... وجود دارد.

    و حالا چند بیت شعر از استاد شهریار:

    حیدر بابا ایلدیرملار شاخاندا سئللر سولار شاققیلداییب آخاندا

    قیرلار اونا صف باغلاییب باخاندا سلام اولسون شوکه توزه ائلوزه

                          منیم ده بیر آدیم گلسین دیلیزه

    خود ارزیابی

    1.ادبیات بومی و فرهنگی یعنی چه؟

    2.چند نمونه از شاعران ترکی زبان را نام ببرید

    3.چند نمونه از آثار فرهنگی را نام ببرید

    دانش ادبی

    شعر از دو قسمت اصلی وزن و قافیه تشکیل شده است.در شعر ترکی به بیت اول چابنه و به بیت آخر توفشیرما می گویند.در شعری که در درس سروده شده پانزده هجا دارد. و می توان آن را به 3 بخش 3/4/4 مانند زیر خواند.

    4               4              3

    حیدر بابا/ایلدیرملار/ شاخاندا

    گفت و گو

    1-هر ملتی فرهنگ و ادبیات خود را دارد آیا می توان در آن ها تجاوز کرد و آن ها را از بین برد؟

    2-برای حفاظت از ادبیات و آثار بومی دو راهکار بگویید.

    فعالیت های نوشتاری

    1.کلمه های سخت درس را بیابید و بنویسید

    2.بیت اول را نوشته و معنی کنید

    3.چند نمونه از آثار فرهنگی شهر خود را بنویسید

    4.ادبیات شهر خود را تعریف کنید

    تحقیق شماره 3 : درس ازاد - فارسی هفتم درباره ادبیات بومی

         جشن تیرگان یا تیرماه سیزّه شو

            در گاهشماری (تقویم) طبری ،تیرماه از فصل و خزان و پاییز یعنی آبان ماه است . شب سیزدهم این ماه که به «لال شو» معروف است تبرک و تقدسی خاصی نزد مردم مازندران دارد .

         این رسم یادگاری از دلاوری های مردمان پاک سرشت این مرز و بوم است وآن نبرد اصلی ایرانیان و تورانیان است که در مازندران رخ می دهد.در این نبرد افراسیاب تورانی برمنوچهر پادشاه ایران چیره می شود ایرانشهر به خطر می افتد

       آرش تیرانداز، با نهادن جان خود در تیر، مرز ایران و توران را مشخص می کند. بعد ها که مازندرانی ها به آیین زرتشتی روی می آورند بر مبنای این نبرد تاریخی، این واقعه را روز رهایی مازندران از چنگال تورانیان دانستند و این روز را جشن گرفتند و گرامی داشتند .                                                                                

          در قدیم مرد میانسال و خوش نامی به نام «شیش دار» عصر روز داوزدهم تیر طبری به حمام رفته و غسل سکوت می نمود . این سکوت به نشانه ی خویشتنداری و مقاومت در برابر هوای نفس بود . لباس تمیزی می پوشید و بعد از نماز و صرف شام به همراه یک تن دیگر به نان« کیسه دار » در کوچه ها به را افتاده به در خانه ها می رفتند و با خواندن شعر، از صاحب خانه هدایایی دریافت می کردند.در این شب خانواده ها دور هم جمع می شدند و تا پاسی از شب ،جشن می گرفتند و حافظ خوانی می کردند و بچه ها هم در کوچه وبرزن این شعر طبری را می سرودند:                     

         لال اِنه لال اِ نه ( لال می آید لال می آید.)                                                                                                                                                    

         پیسه گَنده خوار اِنه ( کسی که «پیسه گنده » غذای محلی می خورد می آید.)

        سر خان سوار اِنه. (سوار اسب سفید می آید.)

       سال اِتا وار اِنه ( سالی یک بار می آید.)

    مه مار برار اِنه (برادر مادر می آید.)

       چوخا پَشلوار اِنه (در حالی که کت و شلوار پشمینه دارد می آید.)

       تندرستی و دلخوشی (صاحب خانه تندرست و دلخوش باشد. )
        فِراونی و فِراونی (فراوانی باشد فراوانی باشد.)                            «بازخوانی تاریخ مازندران،‌اسدالله عمادی»   

                                                                                                                                                                              خودارزیابی

    1- در گاهشماری (تقویم ) طبری تیرماه ، چه تاریخی می باشد؟

    2 چرا مردم مازندران شب «لال شو » را جشن می گیرند؟

       3- چگونه می توانیم آداب و رسوم محلی را حفظ کنیم و از نابودی آن جلوگیری به عمل آوریم؟

    4- ............................................................................................................ ؟

           دانش های زبانی و ادبی :

          نکته اول :

         به جمله های زبان طبری وجمله های زبان فارسی دقت کنید:

               مِه مار برار اِنه .                                        برادر مادرم می آید.

             قشنگ ریکا اِنه .                                       پسر زیبا می آید.

          در زبان طبری بر عکس دستور زبان فارسی ، اول صفت یا مضاف الیه می آید بعد موصوف یا مضاف الیه. مثل جمله طبری «مِه مارِ برار اِنه » کلمه «برار» مضافٌ الیه است و کلمه «مار » مضاف می باشدو همچنین جمله « قشنگ ریکا اِنه .» کلمه قشنگ ، صفت است و کلمه «ریکا » موصوف می باشد.

      نکته دوم :

       مراسمی مثل :

        نوروزخوانی ، چهارشنبه سوری ، سفره هفت سین ، ‌مارمه (مادرمه )‌، ونوشه گردی ، لال شو و .......

    این جشن ها و رسم ها ،روش ها و عادت های زندگی مردم مازندران را نشان می دهد که در اصطلاح به آن « آداب و رسوم مردم مازندران » می گویند. آداب و رسوم هر ملت نشان دهنده ،‌ میزان پیشرفت تمدن و فرهنگ آن ملت می باشد.

    کار گروهی :

    1- در مورد نمونه دیگری از آداب رسوم مردم مازندران در کلاس گفت و گو کنید ؟

    2- مراسم جشن تیرگان را به صورت نمایشی در کلاس اجرا نمایید ؟

    3 درمورد شباهت ها و تفاوت های زبان طبری و زبان فارسی درکلاس گفت و گوکنید؟

    فعالیت های نوشتاری :

    1- جمله های طبری زیر را به فارسی برگردانید :

    الف ) مِن قشنگ گل رِ بَچیمه . (                                                                 )

    ب ) اِما عمو وَچه هَسته می . (                                                                  )

    2- در مورد پیام دو بیتی زیر توضیح دهید :

        امیر گُته مِه کار چی زار بَیّه / مِه پوس کِلا شال ناهار بَیّه

       کال چَرمه دار زین سوار بَیّه   / منه پَلی مال پّلیِم جار بَیّه       (امیرپازواری)

    ( امیر می گفت که کارم ، چه زار شده است ؟ کلاه پوستین من ، ناهار شغال شده است. آنکه چرم خام می پوشید سواربر اسب زین کرده شده است و بستر و خوابگاه من ، تبدیل به رویش علف های هرز شده است.)

    شعر خوانی :‌                                  « بهاری خونِش »

                                              بموئه ،‌ مَستونه و شاد بموئه               

                                              بموئه ها کنه آباد بموئه

                                              بموئه ، با برکت سرشار بموئه             

                                              بموئه ، سَرخِش پِربار بموئه

                                              بموئه ، خِش بموئه ، اردوی بهار بموئه

    در صورت مشاهده و رضایت از تحقیق برای حمایت از سایت روی هریک از لینک های زیر کلیک نمائید . باتشکر

    تحقیقات و پایان نامه هایی که به ترتیب در سایت گذاشته خواهد شد

    راهنمای سفارش تحقیق دانشجویی و دانش آموزی و دبیران

    لیست کلیه پروژه های آماری

    لیست کلیه تجربیات دبیران برای رتبه خبره و عالی

    لیست و فهرست کلیه اقدام پژوهی ها

    قابل توجه دانش آموزان عزیز :

    دانش آموزان عزیز تحقیقات خود را در زمینه ( جواب سوالات درسی بصورت تحقیق - فعالیت های کتاب با جواب  خود را در زمینه درسی ) به آدرس ایمیل [email protected]  بفرستید . در ایمیل نام و نام خانوادگی و شماره همراه و کلاس خود را ذکر کنید . مطلب با نام و نام خانوادگی شما در سایت ثبت می شود . به پنج نفر از بهترین تحقیق های شما ماهانه جایزه  تعلق می گیرد .

    منبع مطلب : www.asemankafinet.ir

    مدیر محترم سایت www.asemankafinet.ir لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

    جواب کاربران در نظرات پایین سایت

    مهدی : نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    ناشناس : به نظرم باید روان خوانی داشته باشه

    ناشناس : لطفا مال فارسی نهم رو بنویسید

    فاطی : اصلن بدردم نخورد

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    نویسنده مازندرانی 1 ماه قبل
    0

    درس آزاد

    ناشناس 1 ماه قبل
    0

    کاش متن بود 😞

    ناشناس 2 ماه قبل
    9

    به نظرم باید روان خوانی داشته باشه

    مهدی 2 ماه قبل
    1

    اگه میدونستم که به شما مراجعه نمیکردم

    مهدی 5 ماه قبل
    2

    خوب بود ولی کاش به جای شعر متن بود

    فاطی 5 ماه قبل
    4

    اصلن بدردم نخورد

    متین 6 ماه قبل
    0

    کاش نوشتن با جواب بادش ولی درکل خوب بود ممنون

    Mohamad 6 ماه قبل
    2

    ای کاش متن بود نه شعر

    ناشناس 6 ماه قبل
    7

    لطفا مال فارسی نهم رو بنویسید

    🇮🇷🇰🇷 6 ماه قبل
    0

    ای کاش متن بود نه شعر

    برای ارسال نظر کلیک کنید