توجه : تمامی مطالب این سایت از سایت های دیگر جمع آوری شده است. در صورت مشاهده مطالب مغایر قوانین جمهوری اسلامی ایران یا عدم رضایت مدیر سایت مطالب کپی شده توسط ایدی موجود در بخش تماس با ما بالای سایت یا ساماندهی به ما اطلاع داده تا مطلب و سایت شما کاملا از لیست و سایت حذف شود. به امید ظهور مهدی (ع).

    درس آزاد پنجم دبستان فرهنگ بومی

    1 بازدید

    درس آزاد پنجم دبستان فرهنگ بومی را از سایت پست روزانه دریافت کنید.

    درس آزاد فارسی فرهنگ بومی

    درس آزاد فارسی فرهنگ بومی

    درس آزاد فارسی فرهنگ بومی

    درس آزاد فارسی فرهنگ بومی

    فرهنگ بومی مازندران، قابل استفاده برای درس آزاد پایه های چهارم و پنجم دبستان

    مازندران از فرهنگ و تمدن بسیار کهن و اصیل آریایی برخوردار است و به دلیل داشتن این تمدن باستانی و دیرینه مراسم‌های باستانی و به دلیل علاقه به دین و مذهب مراسم مذهبی بس با شکوهی در این دیار کهن برگزار می‌گردد، پس از گرویدن مردم آن به اسلام، برخی از مراسم باستانی بسته به فرهنگ مردمان مختلف مازندرانی با آداب اسلامی در آمیخته و بنا بر این شیوه اجرای آن در هر روستابا روستای دیگر متفاوت است.

    آیین سنتی ۲۶ عید ماه

    آیین ویژه سنتی ۲۶ عید ماه طبری هر سال در تاریخ ۲۸ تیرماه شمسی در بیشتر روستاهای استان برگزار می‌شود.

    مراسم تمناس باران (مراسم باران خواهی)

    از انجا که اساس معیشت و کشاورزی بر پایه آب است، بنابر این کم و یا زیاد بودن باران و آب مشکلاتی را ایجاد می‌کند. اگر باران کم ببارد و دچار کمبود آببشوند مراسم خاصی را به جای می‌آورندتا خداوند دعای آنها را مستجاب کرده وباران بفرستد.

    نوروز خوانی

    نوروز خوانان معمولاً” پانزده روز قبل از فرارسیدن عید نوروز به داخل روستاها می‌آیند و با خواندن اشعار در مدح امامان ترانه‌های محلی، طلیعه سال نورا به آنان مژده می‌دهند. نوروز خوانان چند نفر هستند که یک نفر اشعار را می‌خواند، یک نفر ساز می‌زند، نفر دیگر که به آن کوله کش (بارکش) می گویند به در خانه‌های مردم می‌رود و می‌خواند: بادبهارون بیمو / نوروز سلطون بیمو/ مژده دهید به دوستان / گل به گلستون اومد / بهار آمد بهار آمد خوش آمد/ علی باذولفقار آمد، خوش آمد/ نوروزتان نوروز دیگر / شما را سال نو باشد مبارک صاحب خانه نیز با دادن پول، شیرینی، گردو، تخم مرغ و نخود، و کشمش از آنان پذیرایی می‌کند.

    چله شو یلدا

    شب اول زمستان را گت چله می‌نامند. در این شب بنا به سنت دیرین همه افراد خانواده دور هم جمع می‌شوند و با خوردن هندوانه، انار و سایر میوه‌ها، ماست و آجیل، سرمای فصل زمستان را از خود دور می‌کنند. اعتقاد براین است که با خوردن ماست یا هنداونه در شب یلدا، هرگز در زمستان سردشان نخواهد شد.

    تیرماه سیزده

    از دیگر مراسم سنتی و رسمی مازندران تیرماه سیزده‌است که در اواسط آبان (تیرما در تقویم مازندرانی) هر سال برگزار می‌شود. البته روایات مختلف در مورد تیرماه سیزده وجود دارد. در این شب همه خانواده کنار هم جمع می‌شوند و تا پاسی از شب به خوردن تنقلات و گوش دادن به قصه و افسانه‌های بزرگ ترها سپری می‌کنند جوانان هم با در دست داشتن ترکه‌ای بلند که کیسه‌ای به انتهای آن بسته شده‌است. همراه کودکان به در خانه‌ها رفته و با سر و صدا و کوبیدن چوب به درخانه‌ها و لال بازی از صاحب خانه تقاضای هدیه می‌کنند به آنها پول، میوه، شیرینی داده می‌شود. هنگامی که لال به همراه گروه خود در کوچه‌ها شروع به حرکت می‌کند این اشعار را می‌خواند: لال بیمو، لال بیمو، پارسال و پیرار بیمو، چل بزن دیگه بزن، لال انه لالک انه، پیسه گنده خوانه، سالو ماه ارزون نوه، لال مار رسوا نو، لال انه لالک انه، پاربورده امسال انه، لال آمده، لال آمده، پارسال و امسال امده، چرخ نخ ریسی را حرکت بده، به دیگ بزرم، لال آید، لال کوچک می‌آید، کسی که شیرینی پیس کنده می‌خواهد می‌آید، سال و ماه ارزان نمی‌شود، لال بزرگ رسوا نمی‌شود، لال می‌آید، لال کوچک می‌آید، پارسال رفته امسال می‌آید.

    ورف چال

    از آیین‌های قابل توجه و در عین حال منحصربه‌فرد مازندران که مراسمی ملی هم به شمار می‌رود در ارتباط با آب، مراسم ورف چال روستای اسک واقع در جاده هرازاست. این رسم قدیمی و بسیار جالب، در یکی از روزهای جمعه در فاصله اول تا پانزدهم اردیبهشت ماه هرسال و زمانی که آخرین برف‌های زمستانی منطقه در حال ذوب شدن است، انجام می‌شود. زمان اجرای این مراسم قبلاً از طرف بزرگان محل که وظیفه هدایت و راهنمایی مردم و جوانان را دارند به اطلاع عموم می‌رسددر روز مشخص، کلیه مردان محل برای انجام مراسم ورف چال واقع در دامنه کوه دماوند پس از صرف صبحانه، با برداشتن غذای ظهر و بساط و میوه و چای ار روستا خارج می‌شوند. طبق رسم، صبح زود تمام مردان باید از روستا خارج شوند و دیگر حق بازگشت به خانه را ندارند. با خروج مردان، تمام امور روستا دراین روز در دست زن‌های محل است. زنان با اجتماع در مساجد و نقاط عمومی روستا، به اجرای برنامه‌هایی مانند: عروس و داماد، شاه و وزیربازی، سنگ بازی و سایربازیها و سرگرمی‌های محلی می‌پردازند و از ورود هر مردی به داخل روستا جلوگیری می‌کنند. درصورتی که مردی به تذکر و اخطار زنان توجه نکند و داخل روستا شود به شدت با چوب زنان تنبیه می‌شود. مردان روستا نیز پس از رسیدن به محل ورف چال، اقدام به جداکردن قطعات برف از کوه می‌کنند و هرکس به اندازه توانش مقداری از آخرین برف زمستانی را داخل چاه بزرگ می‌ریزد. به اعتقاد اهالی روستای اسک، این چاه را شخصی به نام سیدحسن ولی حفر کرده و مقبره او در روستای نیاک، محل زیارت اهالی منطقه‌است. باپرشدن چاه از برف و پوشاندن درآن، مردان به صرف ناهار، چای و میوه در اطراف چاه می‌پردازنددرپایان مراسم، مردان روستا پس از نماز، دعا و شکر الهی، به روستا برمی گردند. مراسم ورف چال یا چاه برف، ریشه در مبارزه با کم آبی برای مسافران و دام‌ها در فصل تابستان دارد. ازآنجایی که این منطقه درگذشته یکی از مناطق دامداری محسوب می‌شد، دامدارها برای تامین آب مورد نیاز دام‌ها و نیزاهالی درفصل تابستان که برف‌های روی کوه آب می‌شد اقدام به ذخیره کردن برف دراین چاه می‌کردند تا در موقع کم آبی، آب مورد نیاز خود و دام‌ها را تامین کنندامروزه منطه اسک اهمیت گذشته خود از نظر پرورش دام را از دست داده‌است ولی اجرای این سنت قدیمی همچنان توسط اهالی روستا با شور و شوق انجام می‌شود.

    گهواره بندی

    در بیشتر نقاط شهری و روستایی استان رسم بر این است که در دهمین روز تولد نوزاد عده‌ای از بستگان و آشنایان برای صرف ناهار دعوت شوند پس از صرف ناهار و چای و شیرینی مادر بزرگ و یا کسی دیگر ،کودک را در گهواره می‌بندند در بعضی مناطق اگر نوزاد فرزند اول باشداین وظیفه را مادر بزرگ طرف مادری به عهده می‌گیرد سپس مدعوین پولی به عنوان هدیه در گهواره طفل می‌گذارند. در بعضی از روستاهای شهرستان نورپس از خوابانیدن نوزاد در گهواره، بستگان طرف مادری نوزاد، روی گهواره گردو یا نبات می‌شکنند و یا گهواره را چند بار به شدت تکان می‌دهند این کار به این دلیل انجام می‌شود که اگر در طول زندگی بین پدر و مادر نزاعی رخ داد گوش طفل به سر و صدا عادت کرده باشد.

    دندان سری

    یکی از مراسم دوران کودکیمراسم دندان سری است که همزمان با ظاهر شدن اولین دندان‌های طفل برگزار می‌شود. در این مراسم مادر کودک شیر برنج یا آشی که انواع حبوبات در آن وجود داشته باشد می‌پزند و کاسه‌ای از اش را به خانه فامیل‌ها و دوستان می‌دهد معمولاً” رسم است که افراد هنگام پس دادن کاسه، هدیه‌ای مانند جوراب، روسری یا پول در آن می‌گذارند.

    منبع مطلب : nexdan.ir

    مدیر محترم سایت nexdan.ir لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

    درس آزاد فارسی ( جدیدالتالیف ) پنجم ابتدایی

    به نام خدا

    درس هفتم فارسی ( درس آزاد )

    موضوع : فرهنگ بومی محلّی ( 1 ) ؛البسه ی اقوام ایرانی منطقه ی آذربایجان

    آذری‌های ایرانی، دومین گروه قومی ایران پس از فارسی‌زبانان، بزرگترین گروه قومی ترک زبان که در گوشه شمال غربی کشور                در حدفاصل دریای خزر و دریاچه ارومیه جمعیت حداکثری را تشکیل می‌دهند . زبان اولشان ترکی آذربایجانی که ترکی، آذری                  و آذربایجانی نیز نامیده می‌شود و ساختاری شبیه به ترکی استانبولی ولی با لهجه‌ای متفاوت دارد . نیمی از آذری‌ها شهرنشین هستند             که بزرگترین شهرهای این قوم به ترتیب تبریز ، ارومیه، اردبیل، زنجان، خوی و مراغه است ، علاوه بر این حدود ۱/۳ از جمعیت                 تهران را نیز شامل می‌شوند . البته آذری‌ها به صورت اقلیت‌های قابل توجهی در شهرهایی نظیر همدان، قزوین و کرج سکونت دارند. سبک زندگی‌شان با دیگر اقوام ایرانی فرقی ندارد. همچنین در میان قشرها طبقات بالایشان ازدواج‌های مختلط قابل توجهی با دیگر اقوام وجود دارد. تفاوت قابل ملاحظه‌ای در آداب و رسوم میان روستانشینان آذری با روستاهای فارسی‌زبان به نظر نمی‌رسد . اکثریت آذری‌ها به مانند بیشتر اقوام ایران ، مسلمان شیعهبا فرهنگ ایرانی هستند.

    لباس آذربایجانی یا لباس ملی آذربایجانی‌ها که از فرایندهای طولانی فرهنگ ، دین و ... مردمان آذربایجانی پدید آمده ‌است                          و از نشانه‌های خاص اهالی آذربایجانی می‌باشد . نشان‌دهندهٔ ویژگی‌های هنری ، تاریخی ، قومی و خلاقیت‌هایی است که در داخل لباس منعکس می‌شود . شکل پوشاک زنان و مردان در استان های آذربایجان ازتقریباً الگویی یکسان پیروی می کند . هر چند                          مقتضیات جغرافیایی و اقتصادی استان امکان حفظ الگوی نسبتاً ثابتی در پوشش را فراهم کرده اند.ازطرف دیگر برخوردهای مداوم فرهنگی ناشی از رونق اقتصادی و تجاری موجبات روزافزون و یکسان شدن پوشش مردان و زنان دراستان آذربایجان شرقی به ویژه در شهرها با دیگر مناطق ایران می شود است . تنها در عشایر کلیبر شکل خاصی از پوشاک زنان مشاهده گشته که وجود دهان بند یا “ یاشماق “ وجه ممیزه آن است . در پوشاک این زنان دامن های بلند چین دار تا مچ پا و پیراهن بلند بر روی آن که در دو طرف چاک دارد ،            از ویژگیهای اصلی پوشش محسوب می شود . ولی همان طور که گفته شد این شکل پوشش عام نیست . در روستاها پیراهن تا سر زانو              که از کمر چین می خورد با شلوار گشاد پارچه ای و روسری شکل نسبتا“ رایج پوشش زنان به شمار می رود که نظیر آن                                 در دیگر روستاهای ایران نیز دیده میشود .

    مواد لازم برای تهیه پوشاک جز در تهیه جوراب ها و کلاه ها و دستکش های کرکی که از پشم رسیده دام ها تهیه می شوند ، معمولاً               از طریق تجارت و در بخش خدمات تهیه میگردند . بنابراین پوشش اصلی زنان و مردان معمولاً از موادی تهیه می شود که در استان               به دست نمی آید .

    باتوجه به مطالب گفته شده و جهت چلوگیری از تکرارمطالب به اختصار پوشاک مردان و زنان به تفکیک سرپوش ها ، تن پوش ها ، پاپوش ها، لباس های کار و مراسم ها به عنوان نمونه های معمولی اشاره می شود .

    پوشاک مردان

    سرپوش مردان

    در آذربایجان به کلاه بورک یا پاپاق می گویند که انواع معمول آن عبارتند از :

    پهلوی بورک :به صورت نیم دایره استوانه ای از دو قسمت وسط که دایره در اندازه قطر سر و کناره تشکیل می شود . از جنس                   پارچه های ضخیم بوده و معمولا“ در شهرها تولیدودر مناطق شهری وروستائی مورد استفاده قرار می گیرد.

    قزاقی بورک :همانند کلاه پهلوی است ،که بیشتردرروستاها مورداستفاده روستائیان قرار می گیرد.

    کچه بورک :از جنس نمد که بیشتر چوپانها وعشایر از آن استفاده میکردند . بعضی اوقات نیز در روی نمدنقش هایی نیز دیده می شود .

    چینی بورک :از جنس پارچه پنبه ای به صورت یک تکه دوخته میشده است .

    کپی :نوعی کلاه که در قسمت پیشانی دارای سایبان بوده همانند کلاه های پهلوی بورک و قزاقی می باشد . قسمت اصلی کلاه عبارتست از یک نیم استوانه کوتاه که در قسمت پیشانی زایده ای از جنس کلاه به آن متصل است .

    عرقچین:از جنس نخ های پنبه ای است که افراد کهنسال و مخصوصا“ حجاج در هنگام نماز بر سر میگذارند .

    عرقچین گلدار :به صورت نیم استوانه ای از جنس پارچه های گلدار که عبارتست از دو قسمت وسط و کناره که بیشتر جوانان                 درسال های گذشته بر سر می گذاشتند . در هنگام عروسی برای داماد نوعی از آن را با استفاده از پارچه ابریشم میدوختند .

    درس هفتم ( درس آزاد ) - فرهنگ بومی محلّی ( 1 ) ؛   البسه ی اقوام ایرانی منطقه ی آذربایجان

    تل بورک :نوعی کلاه هماننند عرقچین که معمولا“ حاجی ها و شیخ ها بر سر می گذارند .

    توخونما بورک :همانند عرقچین است که با استفاده از نخ های پنبه ای بافته میشود .

    ایپ بورکی :نوعی کلاه بافته شده از پشم شتر بوده است .

    یون بورک :نوعی کلاه بافته شده از پشم گوسفند یا کرک بز است .

    دری بورک :از پوست بره تازه بدنیا آمده که بسیار لطیف است تهیه میشود . معمولا“ بره هایی که رنگ پشم آنها مشکی باشد                       انتخاب نموده بعد از پوست گرفتن قسمت چرمی آن را دباغی می کنند و در ساخت کلاه استفاده میکنند .

    دورگه :نوعی کلاه به شکل استوانه ای کوتاه که قسمت کناره آن از پوست بره اغلب در رنگ های طبیعی ( مشکی و قهوه ای )                      و قسمت وسط کلاه از پارچه بوده است . این کلاه مخصوص افراد متمول و مشایخ بوده است .

    شکاری بورک :از جنس کاموا که توسط زنان با استفاده از میل بافتنی تهیه و بافته میشد .

    لبه دار : شکل این نوع کلاه نیم استوانه ای بلند که دور تا دور کاسه آن نوار دیگری بصورت لبه متصل است که به شکل سایه بان                عمل میکند در دو نوع پلاستیکی و تابستانی است و نوع پارچه ای که معمولا“ در زمستان استفاده میشود . جنس این نوع لبه دارها معمولا” از نوع پارچه ماهوتی پشمی است .

    کلاه کاموایی :که با استفاده از کاموار بافته شده و در سال های اخیر رواج بیشتری در شهرها و روستاها یافته است .

    تن پوش مردان

    پیراهن :پیراهن های سنتی مردان درآذربایجان شرقی معمولاً به دو شکل یقه چپ و یقه ساده تقسیم می شود.در نوع یقه چپ                   در قسمت جلوی پیراهن تا روی سینه باز بوده و زایده ای مثلثی شکل از سمت راست به سمت شانه چپ وصل میشود که با استفاده از دگمه های نر و ماده قابل باز و بسته شدن بوده است . یقه ساده ، یا یقه ملایی که همانند یقه چپ ، تا روی سینه باز بوده و یقه پیراهن   گرد و ساده بوده است ، معمولا“ با سه عدد دگمه نیز باز و بسته می شد .    نزدیک به 60 سال است که پیراهن همانند مدل های فعلی                 و با دگمه های سرتاسری از گردن تا پایین کمر و یقه های شکاری رواج یافته است .     نوع دیگر پیراهن مردانه معمولاً درآذربایجان               که مخصوص محصل ها در سابق بوده و پیراهن مدرسه ای بدان می گفتند . تقریبا“ بلند تر از پیراهن های معمولی بوده و از زیر گلو                تا پایین دگمه داشته است . دو جیب در طرفین و یک جیب در روی سینه سمت چپ داشته به همراه شلوار محصلی استفاده میشد .

    توخونما کوینه : نوعی تن پوش پشمی از پشم گوزن که معمولا“ بعد از ریسیدن پشم توسط زنان ، با استفاده از میل های بافتنی آماده           و بافته میشود .

    یاخالیق : از نظر شکل همانند پیش بند میباشد که در هنگام کار بر روی لباس ها پوشیده و از پشت کمر با دو بند به کمر محکم میشود .

    یاقاسیز کوینه : همانند پیراهن های معمولی منتهی تا روی سینه باز بوده و با استفاده از دو دگمه بسته و باز می شود . در دور گردن آن فاقد یقه است و همانند یقه ملایی ساده است .

    پالتو ( پلتو ) : در جنس پارچه های پشمی که توسط زنان در خانه ریسیده شده و سپس توسط زنان در بافته سپس با دست و آب گرم              می مالیدند ( همانند کار نمد مالی ) سپس پارچه پشمی را به درزی ( خیاط ) میدادند تا بر قامت دلخواه بدوزد . شکل ظاهری آن همانند پالتوهای مردانه امروزی است و از پشت نیز چاک تا بالای کمر میخورد .

    ایپ پنجه : از جنس الیاف پشمی است که زنان پارچه را تهیه دیده سپس به خیاط میدهند تا بدوزد . شکل ظاهری آن همانند                 کت های معمولی مردانه است . علاوه بر پارچه پشمی از پارچه های فاستنیه یز جهت دوخت کت استفاده میکردند .

    بوزملی آرخالق : از نظر شکل از دو قسمت بالا تنه که همانند کت های معمولی بدون یقه و بصورت گرد و بعضا“ بصورت یقه هفت میباشد و قسمت پایین تنه تا بالای زانو ، چند برابر دور کمر از جنس پارچه زمینه به آن چین وصل میکنند ، معمولا“ تا روی کمر با استفاده از 5 یا 6 عدد دگمه کت باز و بسته شده و قسمت پایین تنه بصورت باز میباشد ، جنس پارچه جهت دوخت آن در سابق از پارچه های فام ، سری ، پشم بود و اگر پارچه بز را با جوهر رنگ میکردند به نام پارچه قدح جهت دوخت لباس های متمولین مورد استفاده قرار میگرفت                  و معمولا“ قسمت بالاتنه آن آستر میدوزند تا شق و ایستاده باشد . لازم به توضیح است که پارچه سری از الیاف ابریشمی است که در منطقه داران بافته میشد .

    جلیقا : همانند جلیقه های معمولی فعلی است ولی جنس پارچه آن از پشم و ایپ بوده که معمولا“ قسمت جلوی جلیقه را از پشم میدوزند و قسمت پشت آنرا از پارچه های سری یا ساتن میدوزند . در قسمت جلوی جلیقه نیز 3 یا 4 عدد جیب تعبیه میکنند و یقه آن معمولا“               به صورت یقه هفت میباشد .

    عابا : همانند عبای معمولی آخوندها است که در فصل زمستان بیشتر استفاده میشد ، جنس پارچه آن از نخ های پشمی است که توسط زنان روستایی بافته میشد ، بعد از تهیه پارچه را به دست خیاط می سپردند تا به اندازه قامت هر فرد دوخته شود .

    درس هفتم ( درس آزاد ) - فرهنگ بومی محلّی ( 1 ) ؛   البسه ی اقوام ایرانی منطقه ی آذربایجان

    شلوار ( شالوار ) : از نظر شکل ظاهری همانند پیژامای معمولی بوده و در قسمت کمر به اندازه 2 سانت از لبه خط کمر تا نموده از میان آن لیفه یا بند ابریشمی به نام تومان باغی عبور میداند . برای افرادی که از نظر هیکل اندکی فربه میشدند در لای دو لنگه شلوار                          زایده ای مربع شکل نیز میدوختند تا قسمت بالای شلوار گشاد و راحت باشد . بهترین نوع پارچه شلواری پارچه اصفهانی بود که کرباس یا بز اصفهان موسوم میشد . علاوه بر آن از پارچه های ماهوتی و همچنین پارچه های پشمی نیز شلوار میدوختند که نوع اخیر آن در فصل زمستان بیشتر برش میکردند . بعدها شلوارهای امروزی با کمر و زیپ جلوی شلوار معمول شده است .

    زیر شلواری: از پارچه های موسوم به سحری نوع کوتاهتر شلوار را برای مردها و پسر بچه ها می دوختند و در قدیم در کمر آن                       از تومان باغی استفاده میکردند ، بعدها با ورود و رواج کشی از آن استفاده میکردند .

    گیمه : نوعی پیراهن مردانه فاقد دگمه که از قسمت گردن اندکی گشاد بوده که می توانستند به راحتی برش کنند . معمولا“                              این نوع پیراهن توسط زنان خانواده بافته میشد .

    شال گردن ( بویون شالی ) : از نخ هایپشمی یا پنبه ای می بافتند . معمولا“ برای بافت شال از جولفا بافی استفاده میکردند و از آن پارچه شال را می بافتند . بعدها با رواج کاموا و نخ های پشمی و از رونق افتاده دستگاههای پارچه بافی سنتی ، بافت شال گردن با استفاده از میل بافتنی و نخ های پشمی رواج یافته است .

    پاپوش مردان : کفش های چرمی،لاستیکی،گالش،چکمه،کتانی،پلاستیکی،پارچه ای،چاریق،ازمهمترین انواع پاپوش های مردان درآذربایجان شرقی              می باشد

    چاریق: از پوست دباغی شده گاو به قالب پای هر کس کفش را بریده ،سپس اطراف آن را با بندهایی از چرم محکم می کشیدند ،             اضافه بند را نیز دور مچ پا ، محکم گره میزدند . این نوع کفش در فصل زمستان از روی کفش های حصیری پوشیده میشد                              تا احتمال لغزیدن را پایین بیاورد .

    پوشاک زنان

    سرپوش زنانه

    سرپوش غالب زنان ودختران آذربایجانی روسری های دوخته وحاظری بازاری است که از جنس های ابریشمی ،حریر،توری،و                 که معمولاً درشهرها تهیه و جوانان ومیانسالان از آن استفاده می کنند . در کنار این سرپوش از سرپوش های سنتی ومحلی دیگری مخصوصاً درمناطق روستائیاستفاده می شود که اهم آنها عبارتنداز:

    عرقچین: عرقچین نوعی کلاه ساده مرکب از دو قسمت کناره و وسط که معمولا“ از پارچه های مخمل و سبز به رنگ مشکی دوخته            می شد ، قسمت وسط به شکل دایره و اطراف آن به اندازه دور سر از یک تکه پارچه مستطیل شکل بریده شده با دوختن دو طرف مستطیل و با مقداری چین به قسمت دایره وصل می شد .

    این نوع سرپوش در زمان قدیم استفاده بیشتری داشته و امروزه معدودی از زنان مسن از آن استفاده می کنند ، همچنین در سابق قسمت پایینی عرقچین که از روی پیشانی بیرون می ماند را با دوزن دوزی یا سکه های قلاب دار سکه دوزی میکردند و معمولا“ برای نگهداری آن در فوق سر و محکم ماندن در زیر روسری با بندهای نقره ای و یا با نخ های بافته رنگین در زیر چانه محکم می شد .

    چارقد : عبارت است از روسری بزرگ در طول و عرض 3 × 3 از پارچه هایی سفید با گل های ریز و کوچک ، سفید چلواری                          و پارچه های الوان و از جنس نخی و وال که امروزه نیز مورد استفاده قرار می گیرد . بعضا“در اطراف و چارگوش آن را به صورت               نخ کشی کرده و ریشه ریشه میکنند که به این طریق به تزئین چارقد اضافه می کنند .چارقد را بصورت مثلث لا نموده و به نحوی                     بر روی سر میگذارند که سمت راست گوشه آن بلند تر باشد و با استفاده از یک سوزن یا سنجاق قفلی در زیر چانه محکم میشود ،                    سپس قسمت بلند تر سمت راست را به طرف شانه چپ انداخته و بر روی چانه می کشند . در هنگام کار دو طرف گوشه جلو چارقد را               در دور گردن در پشت سر گره میزنند . امروزه استفاده از چارقد در میان جوانان و میانسالان کمتر استفاده می شود .

    شال : از جنس نخ های ابریشمی در اندازه های 3 × 3 یا 5/1 × 5/1 متر در رنگهای متنوع و شاد که در اطراف چهار گوشه آن نیز                    طرح هایی توسط مهر و چاپ غیر از رنگ زمینه بر روی نقش بسته می شود.

    پیشانی بند: ااز جنس ابریمشی و معمولا“ به رنگ سیاه است که از روی چارقد بر روی پیشانی بسته می شود . معمولا“ دستمال را                  بصورت نوار لا کرده سپس به نحو مخصوصی بر دور سر می پیچند و گره آن را در پشت سر می اندازند .

    چادر شب :عبارتست از پارچه چهارگوش به صورت چهارخانه ( خانه دار ) در رنگه های شاد ( آبی ، قرمز و سفید ) میباشد که به صورت مثلث تا کرده و دور تا دور کمر از روی لباس بسته می شود معمولا“ گره آخرین بر روی شکم بسته میشود.

    چادر سیاه: از چادرهای معمولی نیمدایره ای که معمولا“ از سه تکه دوخته میشود ، تخته بالایی ، نیم تخته دایره ای پایین                           و دو لچک کناره نیم دایره که مخصوص مهمانی و مسافرت است از جنس ابریشمی ، کرپ و دوخته میشود و در منازل و در سر                کوچه و خیابان از این نوع و شکل چادر منتهی از جنس پارچه های نخی و کودری و رنگین دوخته و استفاده می شود .

    درس هفتم ( درس آزاد ) - فرهنگ بومی محلّی ( 1 ) ؛   البسه ی اقوام ایرانی منطقه ی آذربایجان

    تن پوش زنانه

    پیراهن : جنس پارچه جهت دوخت پیراهن عبارتست از ابریشم ، کودری ، چیت ، ماهور و در رنگ های الوان و معمولا“                      با گل های درشت .معمولا“ پیراهن تا روی زانو دوخته میشود که در طرفین آن بند به اندازه یک وجب چاک میخورد و بر روی آن          در مناطق روستائی با نوارهای سیاه رنگ و یا سکه های دو ریالی سکه دوزی میکنند . علاوه بر روی چاکها قسمت های پایین دامن                  پیراهن را نیز به اندازه 3 سانت تا نموده اصطلاحاً کوبه میگویند . و بر روی آن نیز سکه میدوزند . قسمت جلوی پیراهن تا روی سینه               باز میباشد که با استفاده از دگمه های قابلمه ای یا نر و ماده محکم میشد . امروزه با دست یا با ماشین های خیاطی جای دگمه ای                   باز میکنند .یقه پیراهن به دور گردن و ارتفاع 3 سانت ، به دور گردن میدوزند. آستین ها ساده و بدون چین از قسمت سر شانه                  دوخته میشود ، و دو قسمت زیر بغل نیز برای اینکه اندکی گشاد باشد یک تکه پارچه از جنس پارچه پیراهن به شکل مربع شکل                          تکه می دوزند. قسمت پایی مچ را نیز مقداری چین انداخته سپس یک تکه پارچه به دور مچ دست که به آن دستک میگویند ، وصل نموده                      و با استفاده از دگمه باز و بسته میشود .

    پیراهن بلند : همانند لباس های معمولی امروزی به صورت سرتاسری یا این که دو تکه ، بالاتنه و قسمتدامن لباس است که قسمت              بالا تنه تا روی کمر با دگمه باز و بسته میشود و قسمت پایین دامن چین دار است .

    تومان یا شلته :از جنس پارچه های گلدار ، حریری ، کودری ، چیت ، وال و چیت روسی که معمولا“ به رنگ آبی است دوخته میشود . قسمت کمر را ابتدا مقداری با دست چین میدهند یا بصورت پلیسه تا میکنند . سپس به اندازه 2 برابر دور کمر به آن کمر دوخته ، مجدد از میان پارچه کمر ، بند تومان عبور میدهند و در هنگام استفاده از دامن با شل نمودن گره تومان آن را باز می نمایند . قسمت پایین             لبه دامن را با نوارهای سیاه رنگ اریب دوزی میکنند و یا اینکه بعد از تا کردن اندازه 2 سانت چندین بار با چرخ خیاطی به صورت زیگزاگ میدوزند . معمولا“ در سابق مقدار سه یا چهار دامن از روی هم پوشیده میشد و بلندای دامن تا روی مچ پا میشد . نوعی از       این تومان ها در قسمت دامن یک تکه پارچه داشته است که به آن پاچه بند میگفتند که عملکرد زیر پوش را دارد . به این نوع دامن باغلی تومان میگویند .

    کت ( یل ) : همانند کت های معمولی مردانه است که برای زنان از نوع مخملی دوخته میشد و قسمت یقه کت ها نیز به صورت                یقه برگشته است که معمولا“ یقه کت را با سکه های قلاب دار 2 ریالی تزئین میکنند و بعضا“ در جیب و دور گردن یقه برگشتی را نیز                سکه میدوزند . این نوع کت ها در روی سینه و روی کمر تعداد 4 جیب داشته و بعضی از زنان مسن در قسمت داخلی مابین آستر                   و رویه نیز جیب مخملی تعبیه میکنند که محل نگهداری پول خرد و میباشد .

    جلیقه:از جنس پارچه مخملی به رنگ های قرمز ، مشکی و سبز دوخته میشد ، یقه ها بصورت هفت که با زایده ای از جنس پارچه جلیقه به صورت برگردان به آن اضافه میشد . جیب ها نیز در روی کمر 2 عدد و روی سینه 1 عدد تعبیه میشد که معمولا“ سر جیب ها را نیز                 تکه ای زاید بر روی آن دوخته میشد .   روی سینه و دور تا دور پایین دامن را نیز سکه دوزی میکردند . معمولا“ بعضی ها قسمت                   پشت جلیتقا را از پارچه های مشکی و قرمز دوخته و قسمت جلویی جلیقا را از مخمل میدوختند . امروزه استفاده از جلیتقا در میان زنان کمتر مورد استفاده قرار میگیرد .

    ژاکت :از جنس کاموا که توسط زنان با استفاده از دو میل از پشم های گوسفند که خود ریسیده اند و یا به صورت آماده از بازار   خریداری می شود ، بافته میشود که در قسمت جلو باز بوده و با دگمه باز و بسته میشود . البته استفاده از ژاکت های آماده شهری                     و کت های ماهوتی مشکی رنگبیشتر کاربرد دارد .

    پیراهن : از جنس کامواهای معمولی که خود بافته اند یا این که به صورت آماده و به شکل جلو بسته از شهر خریداری میشود .

    جوراب: زنان مسن و میانسال در حال حاضر نیز از جوراب های دست بافت پشمی که دست بافته خودشان است ، استفاده میکنند . معمولا“ از پشم و کرک گوسفند و بزغاله ها نخ های لطیف پشمی را میریسند و با انداختن نقوش ذهنی بر زیبایی آن می افزایند                  ولی جوانترها از جورابهای شهری و نازک استفاده میکنند که معمولا“ از جنس نایلون و نخ میباشد .

    دستکش : با استفاده از نخ های پشمی نازک دستکش های یک انگشتی می بافند و در فصول سرد زمستان بر دست ها میکشند .

    پاپوش زنانه : کفش های چرمی ، لاستیکی ، کتانی ، پارچه ای ، چکمه ، چاریق ،از معمول ترین پاپوش های زنانه آذربایجان شرقی است.

    لباس کار و شغل :مردان و زنان آذربایحان در هنگام انجام کارهای مختلف معمولا“ از لباس های مخصوص ان کار استفاده میکنند .زنان روستایی آذربایجان در هنگام کارهایی مانند نان پزی از لباس های مخصوص نان پزی که شبیه لباس های معمولی است با پیش بند و نوعی دستبند که تا بازو را می پوشاند استفاده میکنند . در کارهایی مانند تهیه سوخت زمستانی از لباس و دستکش های کهنه                استفاده میکنند .مردان در هنگام کارهایی مانند کشاورزی از لباس های کهنه با پیش بند کوتاه که روی شکم و پاها را می پوشانداستفاده میکنند .در هنگام کارهایی مانند آبیاری از چکمه های لاستیکی ساق بلند و برای شخم زنی از مچ بند و ساق بند های پشمی                 و کفش چاروق استفاده می شود.در مشاغلی مانند آهنگری و قصابی از پیش بند استفاده میشود و آهنگران علاوه بر پیش بند از نوعی دستکش پارچه ای زمخت نیز استفاده میکنند .

    درس هفتم ( درس آزاد ) - فرهنگ بومی محلّی ( 1 ) ؛   البسه ی اقوام ایرانی منطقه ی آذربایجان

    لباس مراسم :معمولا“ مردان و زنان آذربایجانی در مجالس عزاداری و تعذیه از لباس مشکی استفاده میکنند . ولی در سالهای گذشته              که لباس مشکی چندان متداول نبوده است زنان تنها از یک چارقد مشکی که بر سر می انداختند استفاده میکردند .

    در جشن ها و عروسی ها مردم آذربایجان سعی میکنند از بهترین و تمیزترین لباس های موجود خود استفاده نمایند . به ویژه زنان                    سعی میکنند از چارقد تازه و حدالامکان چادر و کفش تازه استفاده نمایند . در سابق که لباس عروسی قرمز رنگ میشد زنان با سلیقه لباس و پیراهن عروسی خود را به نحو احسن نگهداری میکردند و در هنگام جشن و سرور از آن استفاده میکردند .

    متاسّفانه امروزه استفاده از لباس های محلی و سنتی در بسیاری از نقاط ایران از جمله آذربایجان منسوخ شده و مردم از لباس های معمول                       شهرهای بزرگ استفاده می کنند ولی در برخی از مناطق این استان چون مناطق روستایی و در میان عشایر کوچ نشین ، استفاده از            لباس های محلی توسط مردان و زنان عمومیت دارد.

    بیاییم با شناخت بهتر فرهنگ اصیل ایران زمین در پیشرفت و غنای آن بکوشیم .

    درست و نادرست ؛

    1-      لباس مردم آذربایجان فقط کلاه است .

    2-      جلیقه از جنس پارچه مخملی به رنگ های قرمز ، مشکی و سبز دوخته می شود.

    3-      معمولا“ مردان و زنان آذربایجانی در مجالس شادی از لباس مشکی استفاده میکنند .

    درک مطلب ؛

    1-      لباس مردم آذربایجان را در یک سطر توصیف کنید .

    ....................................................................................................................................

    2-      انواع سرپوش های زنانه ی مردم آذربایجان را نام ببرید و یکی را به اختصار توضیح دهید .

    3-      اغلب آذری ها در چه شهرهایی زندگی می کنند ؟ - نام ببرید .

    4-      مردم آذربایجان در مراسم شادی بیشتر از چه البسه ای استفاده می کنند ؟

    5-      .......................................................................................................................................... .

    واژه آموزی ؛

    الف) ترکیب واژه ها با خوش :هرگاه ، در فارسی ، اسامی با خوش چه در ابتدا و چه در انتهای آن ها ترکیب شوند به آن ها               معنای خوبی می دهند . مثلخوش حال ، دل خوش .

    حالا تو بگو : .......... + سایه =                  سر + ............ =                 ......... + آمد =           .......... + نویس =

    توجّه : با افزودن « نا » به ابتدای خوش ، آن را منفی می نماییم . مثل ناخوش .

    ب) کلمه های هم خانواده : کلمات هم خانواده درعربی از نظر معنی به هم نزدیک هستند و دربیش تر مواقع سه حرف مشترک دارند . ملاک هم خانواده بودن در فارسی بن ماضی و مضارع است . کلمه هایی که بن ماضی و مضارع یکسانی داشته باشند با هم ، هم خانواده هستندمانند : دانش - دانا - دانشمند - دانا و نکته دان   نکته : بعضی از هم خانواده ها درزبان فارسی بن فعلی ندارند .

    مانند : گل زار - گلستان - گل خو - گلدان - گلنوش - و گل رخ   //هنرور - هنرمند - هنر دوست - هنری و باهنر

    حالا تو هم برای کلمه های زیر ، دو کلمه ی هم خانواده بگو :

    تابش : ..............……….………      //   تصویر : ……..........................…………………

    جمع : ……………………………… //حاصل : ...............................................................

    حکایت

    یکی از شعرا پیش امیر دزدان رفت و ثنایی برو بگفت . فرمود تا جامه از و برکنند و از ده بدر کنند . مسکین برهنه به سرما همی ‌رفت ، سگان در قفای وی افتادند خواست تا سنگی بردارد و سگان را دفع کند در زمین یخ گرفته بود عاجز شد .

    گفت : « این چگونه مردمانند سگ را گشاده‌اند و سنگ را بسته . »

    امیر از غرفه بدید و بشنید و بخندید گفت : « ای حکیم از من چیزی بخواه. » گفتا جامه خود می‌خواهم ؛ اگر انعام فرمایی

    رضینا مِن نوالِکَ بالرَحیلِ.

    امیدوار بود آدمی به خیر کسان        مرا به خیر تو امید نیست، شر مرسان

    سالار دزدان را برو رحمت آمد و جامه باز فرمود و قبا پوستینی برو مزید کرد و درمی چند.

    بخوان و بیندیش

    خداپرستی

    شعر از : استاد محمّد حسین بهجت تبریزی متخلّص به " شهریار "

    تا چشم دل به طلعت آن ماه منظر است طالع مگو که چشمه خورشید خاورست کافر نه ایم و بر سرمان شور عاشقیست آن را که شور عشق به سر نیست کافر است راه خداپرستی ازین دلشکستگی است اقلیم خود پرستی از آن راه دیگر است یک شعر عاقلی و دگر شعر عاشقی است سعدی یکی سخنور و حافظ قلندر است بگذار شهریار به گردون زند سریر کز خاک پای خواجه شیرازش افسر است

    منبع مطلب : www.salmani-moalem.blogfa.com

    مدیر محترم سایت www.salmani-moalem.blogfa.com لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

    درس هفتم فارسی پنجم ابتدایی درس آزاد

    درس هفتم فارسی پنجم ابتدایی درس آزاد

    اهداف درس هفتم فارسی پنجم ابتدایی درس آزاد

    1 تشخیص کاستی های احتمالی کتاب و اقدام به تولید محتوای متناسب با فرهنگ بومی

    2 پرورش توانایی تولید مادّهٔ درسی در دانش آموزان با نظارت و هدایت آموزگاران

    3 پاسخ به نیازهای معلّمان، دانش آموزان و اولیا

    4 بهر هگیری ازمشارکت همکاران در تألیف کتاب

    5 بهره گیری از تعامل دانش آموز و خانواده در سازماندهی و تألیف کتاب

    6 آشنایی با برخی از نمودهای فرهنگی و جلوه های آداب و رسوم و سنّت های بومی یا منطقه ای

    7 شناخت بیشتر شخصیت های علمی و فرهنگی محلّ زندگی

    8 توجّه عمی قتر به لهجه، گویش و نشانه های زبان محلّی

    9 پرورش توانایی تفکّر، نقد و تحلیل نسبت به مباحث فرهنگی

    10 ایجاد علاقه نسبت به فرهنگ محلّی و آثار ادبی و زبانی منطقه ای

    درس های آزاد، ایستگاه اندیشیدن و درنگ کردن و آفریدن است.

    این درس،فرصتی است تا دانش آموز و معلّم به یاری هم، به فراخور ذوق و علاقه، در مورد

    دلبستگی های فرهنگ بومی، نیازها و بایسته هایی که در دیگر درس ها به چشم نیامده اند،

    مطالبی را بازگو نمایند و مبتنی بر ساختار درس ها بنویسند.

    به بیان دیگر، درس آزاد، فرصتی است تا دانش آموز و معلّم در تألیف کتاب، مشارکت داشته باشند و هر یک خود را در شکل گیری کتاب، سهیم ببینند و کتاب را از آنِ خود بدانند؛

    به گونه ای که دانش آموزان پس ازتألیف درس آزاد، بتوانند نام خود را در ردیف نام پدیدآورندگان کتاب ثبت کنند.

    روش های تولید درس آزاد

    برای نوشتن و تولید درس آزاد، یکی از رو شهای زیر پیشنهاد می شود:

    هر دانش آموز به صورت مستقل و فردی برای تولید درس آزاد در کلاس اقدام نماید.

    دانش آموزان با هدایت و راهنمایی معلّم، به صورت گروهی و با مشارکت تمامافراد گروه برای تولید درس آزاد اقدام نمایند.

    در تولید درس آزاد می توان از توانمندی دانش آموزان در بندنویسی بهره برد.

    رای نمونه، موضوع نوشته:«محلّ زندگی» موضوعی خیلی کلّی است و باید به موضوعات کوچک تر محدود شود.

    مثلاً وضعیت جغرافیایی محل، آداب و رسوم، زبان منطقه و غذاهای خاصّ آن منطقه، چهار موضوع کوچک تری هستند که در مورد هر یک می توان یک بند نوشت.

    لازم است معلّم به دانش آموزان کمک کند تا چارچوب متن خود را مشخّص نمایند، سپس اقدام به نوشتن کنند.
    به عنوان نمونه، چارچوب نوشته، می تواند شامل سه بند باشد که بند اوّل وضعیت جغرافیایی محل را توضیح دهد؛

    بند دوم زبان و بند سوم آداب و رسوم منطقه را بیان کند.

    در تدوین متن می توان از رو شهای قضاوت عملکرد و بارش مغزی بهره برد.

    دراین قسمت، موضوعاتی متناسب با عنوان و محتوای فصل در حوزهٔ فرهنگ و زبان و آداب محلّی،پیشنهاد می شود.

    درس آزاد در فصل«فرهنگ بومی »آورده شده است و  این موضوع دامنهٔ گسترد های دارد؛ لذا امکان تولید متن زیبا فراهم است.

    در طرّاحی فعّالیت های کتاب نوشتاری نیز تطابق فعّالیت ها با روند طرّاحی کتاب ضروری است.

    از دید ساختاری توجّه به عناصر مبتنی بر نگرش شبکه ای، نقش معلّم به عنوان ناظر و راهنما و نقش دانش آموز در مقام تولیدکننده، ضروری است.

    منبع مطلب : dabesto.ir

    مدیر محترم سایت dabesto.ir لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

    جواب کاربران در نظرات پایین سایت

    مهدی : نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    ایلیا 3 ماه قبل
    0

    من از این برنامه کاملاً راضیم❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️😍😍😍😍😍😍💞💞💞💞💞💞💞💞💞💞💞

    محمد رضا 4 ماه قبل
    0

    عالی خیلی قشنگ

    ناشناس 4 ماه قبل
    0

    عالی

    ناشناس 5 ماه قبل
    1

    من با درست و نادرست و درک مطلب میخواستم ولی نیست

    نفس✌ 5 ماه قبل
    0

    عالی بود من که خیلی دوست داشتم۰_۰

    MHYA🕊🕊 5 ماه قبل
    3

    عالی🦋

    خیلی خوب بود🦋🦋🍁🍁 5 ماه قبل
    2

    خیلی خوب بود🦋🦋🍁🍁

    دددتد 5 ماه قبل
    1

    اصلا خوب نیست

    0
    ایلیا 3 ماه قبل

    چرا خیلیم خوبه تو نمیدونی

    دیگه ام پیام نده فهمیدی چون که من رفتم

    باییی می‌بینمتون

    ناشناس 5 ماه قبل
    2

    خیلی عالی هست

    مهدی 2 سال قبل
    3

    نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    1
    ناشناس 4 ماه قبل

    عالی

    0
    ناشناس 4 ماه قبل

    عالی

    برای ارسال نظر کلیک کنید