در حال پالایش مطالب میباشیم تا اطلاع ثانوی مطلب قرار نخواهد گرفت.
    توجه : تمامی مطالب این سایت از سایت های دیگر جمع آوری شده است. در صورت مشاهده مطالب مغایر قوانین جمهوری اسلامی ایران یا عدم رضایت مدیر سایت مطالب کپی شده توسط ایدی موجود در بخش تماس با ما بالای سایت یا ساماندهی به ما اطلاع داده تا مطلب و سایت شما کاملا از لیست و سایت حذف شود. به امید ظهور مهدی (ع).

    داستان چنار و کدوبن به نثر ساده

    1 بازدید

    داستان چنار و کدوبن به نثر ساده را از سایت پست روزانه دریافت کنید.

    قصه ی شعر چنار و کدوبن را به نثر ساده بنویسید.

    بوته ی   کدویی  در کنار درخت چنار بسیار قدیمی که این درخت چنار از سال های دور در اینجا زندگی میکرده و بسیار بلند بود ، رویید

    بوته ی کدو در طول بیست روز آنچنان رشد کرد و قامت بلندی گرفت که کاملا دور درخت چنار پیچید و به آخرین برگ او در نوک درخت رسید

    بوته ی کدو چون خود را بالاتر از درخت چنار دید مغرور شد و نگاهی به چنار کرد.

    از چنار پرسید : تو چند ساله هستی ؟

    چنار جواب داد : بیشتر از دویست سال.

    کدو به او خندید و با لحن مسخره آمیز گفت : من در عرض بیست روز از تو بلدتر شدم . تو چقدر تنبل هستی.

    چنار به او گفت : ای کدو امروز روز داوری و قضاوت برای اثبات برتری نیست

    فردا که باد پاییزی بر من و تو بوزد آنگاه معلوم خواهد شد که کدام یک از ما بهتر هستیم.

    اما کدو میخندید.

    فصل پاییز فرا رسید و بادهای بسیار سهمگین می وزید.

    باد آنچنان کدو را با خودش برد و از جا کند که هرچقدر تلاش میکرد که خودش را کنار درخت چنار جای دهد اما نمیتوانست

    باد او را با خود برد و درخت چنار به دلیل استقامت بالا در جای خودش ماند.

    منبع مطلب : matin88.blogfa.com

    مدیر محترم سایت matin88.blogfa.com لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

    قصه شعر چنار و کدوبن را به نثر ساده بنویسید صفحه 30 کتاب نگارش فارسی پنجم

    جواب صفحه ۳۰ کتاب نگارش فارسی پایه کلاس پنجم دبستان ابتدایی قصه شعر چنار و کدوبن را به نثر ساده بنویسید از سایت نکس لود دریافت کنید.

    جواب کتاب نگارش فارسی پنجم دبستان

    ساده نویسی قصه شعر چنار و کدوبن نگارش پنجم

    بوته‌ی کدوبن در کنار درخت چنار قدیمی و بلندی رویید، پس از بیست روز آن‌چنان رشد کرد و دور درخت چنار پیچید و به بالاترین شاخه‌ی چنار رسید. همین که خود را در آن بالا دید، باورش شد که خیلی بزرگ شده است، نگاهی به چنار کرد. از چنار پرسید: تو چند ساله هستی؟ چنار گفت: بیشتر از دویست سال. کدو به او خندید و گفت: من در عرض بیست روز بلندتر شوم. تو چقدر تنبل هستی! چنار به او گفت : ای کدو! امروز روز داوری و قضاوت برای اثبات برتری نیست. فردا که باد پاییزی بر من و تو بوزد، آن‌گاه معلوم خواهد شد که کدام یک از ما بهتر هستیم.

    جواب بچه ها در نظرات پایین سایت

    سینا برادران راد : فصل پاییز و باد سرد مهربان آمد . درخت چنار که ریشه ی آن درزمین محکم شده بود باد آن را نتوانست از زمین بلند کند و خرابش کند ولی ان بوته ی کدو را توانست با یک چشم به هم زدن؛ بعد درخت چنار گفت: دیدی من از تو قوی تر و بهتر هستم و پس نتیجه میگیریم که زود قضاوت نکنیم.

    نویسنده : ای کدوبن عزیز الان وقت قضاوت و داوری نیست وقتی باد پاییزی بر من و تو وزید آن وقت مشخص می‌شود که چه کسی تنبل و چه کسی زرنگ است.

    نویسنده : از جایی که شعر شروع میشه : کدو از چنار پرسید : تو چند ساله ای ؟ چنار جواب داد کمی بیشتر از دویست سال . کدو به او خندید و گفت : من در بیست روز از تو بلند تر شدم چرا انقدر تنبلی ؟ چنار به او گفت : ای کدو امروز هنوز وقت قضاوت نیست . وقتی که باد پاییزی شروع به وزیدن به من و تو کرد معلوم می شود چه کسی واقاً قوی است و چه کسی به ظاهر بر تر و قدرتمند است اما واقاً ضعیف است.

    نویسنده : ای کدو امروز پاسخ تورا نمی دهم فردا زمانی که پاییز فرا برسد و اولین باد بوزد آن وقت معلوم می شود که کدام یک از ما باید بایستیم و کدام یک باید برویم.

    منبع مطلب : nexload.ir

    مدیر محترم سایت nexload.ir لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

    جواب کاربران در نظرات پایین سایت

    مهدی : نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    فاطمه 24 روز قبل
    0

    سلام ببخشید نمیدونم.

    مهدی 6 ماه قبل
    0

    نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    برای ارسال نظر کلیک کنید