توجه : تمامی مطالب این سایت از سایت های دیگر جمع آوری شده است. در صورت مشاهده مطالب مغایر قوانین جمهوری اسلامی ایران یا عدم رضایت مدیر سایت مطالب کپی شده توسط ایدی موجود در بخش تماس با ما بالای سایت یا ساماندهی به ما اطلاع داده تا مطلب و سایت شما کاملا از لیست و سایت حذف شود. به امید ظهور مهدی (ع).

    داستانی که اما و ولی داشته باشد

    1 بازدید

    داستانی که اما و ولی داشته باشد را از سایت پست روزانه دریافت کنید.

    داستان های کوتاه

    پسرک از پدر بزرگش پرسید :

    پدر بزرگ درباره چه می نویسی؟

    پدربزرگ پاسخ داد :

    درباره تو پسرم، اما مهمتر از آنچه می نویسم، مدادی است که با آن می نویسم.

     می خواهم وقتی بزرگ شدی، تو هم مثل این مداد بشوی !

    پسرک با تعجب به مداد نگاه کرد و چیز خاصی در آن ندید :

    اما این هم مثل بقیه مداد هایی است که دیده ام !

    پدر بزرگ گفت : بستگی داره چطور به آن نگاه کنی، در این مداد پنج صفت هست

     که اگر به دستشان بیاوری، برای تمام عمرت با دنیا به آرامش می رسی :

    صفت اول: می توانی کارهای بزرگ کنی، اما هرگز نباید فراموش کنی که دستی وجود دارد

     که هر حرکت تو را هدایت می کند. اسم این دست خداست،

     او همیشه باید تو را در مسیر اراده اش حرکت دهد.

    صفت دوم: باید گاهی از آنچه می نویسی دست بکشی و از مداد تراش استفاده کنی. 

    این باعث می شود مداد کمی رنج بکشد اما آخر کار، نوکش تیزتر می شود

     ( و اثری که از خود به جا می گذارد ظریف تر و باریک تر)

    پس بدان که باید رنج هایی را تحمل کنی، چرا که این رنج باعث می شود انسان بهتری شوی.

    صفت سوم: مداد همیشه اجازه می دهد برای پاک کردن یک اشتباه، از پاک کن استفاده کنیم. 

    بدان که تصحیح یک کار خطا، کار بدی نیست، 

    در واقع برای اینکه خودت را در مسیر درست نگهداری، مهم است.

    صفت چهارم: چوب یا شکل خارجی مداد مهم نیست، زغالی اهمیت دارد که داخل چوب است.

     پس همیشه مراقب باش درونت چه خبر است.

    پنجمین صفتمداد : همیشه اثری از خود به جا می گذارد. 

    پس بدان هر کار در زندگی ات می کنی، ردی از تو به جا می گذارد و سعی کن

     نسبت به هر کار می کنی، هشیار باشی و بدانی چه می کنی.

    منبع مطلب : farshadnikbin.blogfa.com

    مدیر محترم سایت farshadnikbin.blogfa.com لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

    این داستان: دو داستان کوتاه + ۱

    این داستان: دو داستان کوتاه + ۱

    داستان اول: بده بیاد

    داستان از اونجا شروع می شود که خرداد امسال بود که یک روز از خواب بلند شدم و به تمام مشکلاتی که بر سرمان ریخته شده بود فکر می کردم. هر چه بیشتر به آن فکر می کردم بیشتر به این نتیجه می رسیدم که مشکلات چقدر زیاد و پیچیده و در هم تنیده شده اند.

    اما در این میان داستان نکته ای بود که برای من بسیار جای تعجب داشت. من حالم خوب بود و اصلا ناراحت نبودم!

    برای خودم خیلی عجیب بود، با حبیب (دوست و شریکم) تماس گرفتم و همین مسئله رو با او در میان گذاشتم. یادم نیست جزییات صحبت مان چه بود اما او هم به اندازه من تعجب کرده بود.

    گذشت تا ۳ ماه پیش در رویدادی شرکت کردم. آنجا بحث کشیده شد به خصوصیاتی که باید CEO یک مجموعه داشته باشد. می گفت CEO یک مجموعه باید از خصوصیات زیر برخوردار باشد:

    من اصلا به درست بودن تمام موارد بالا کاری ندارم (چون فرصت نکرده ام در موردش تحقیق و مطالعه کنم) اما در مورد آخر، باید اقرار کنم من این خصوصیت را دارم و تا قبل از این رویداد اصلا به این اندازه به آن دقت نکرده بودم. نمی دانم اسم درستش چیست؟ اما اخلاقی دارم که وقتی مشکلات و چالش ها بیشتر می شود، وقتی که می بینم همه درمانده و به حالت استیصال درآمده اند بیشتر حل ان مسئله برایم لذت بخش می شود و تمایل حل من به آن افزایش پیدا می کند.

    در کسب و کار هم وقتی که می بینم مشکلات خیلی زیاد شده اند و رقبا سرعت گرفته اند، من جَری تر (نمی دانم لفظ دقیق و درستش چیست) می شوم.

    پس حرفی که به مشکلات، چالش ها، تعارضات و درگیری ها می زنم این هست: بده بیاد

    شاید برایتان جالب باشد که مردم این روزها در مورد داستان کلمات زیر را در گوگل سرچ می کنند:

    مطلب غیر مرتبط : سئو چیست و سئوکار کیست – مشاور کسب و کار

    داستان دوم: در شکاف مانده

    در حال حاضر که شدیدا تیم سازی برای ما مهم شده است و بحث استخدام ها بیش از پیش برای من حساس هستند بیش از پیش در یک شکاف مانده ام.

    وقتی از گروه اول نفرات را انتخاب می کنم، متوجه می شوم که چقدر در اجرای مطالبی که خوانده اند ضعف دارند و انگار نه انگار که این ها همان هایی هستند این همه مطلب را مطالعه کردند. پیش خودم می گویم ایکاش نصف همان زمانی را که برای مطالعه گذاشته بودی صرف به کاربستن همان هایی که خوانده ای می کردی.

    وقتی از گروه دوم نفرات را جذب می کنم، می بینم چقدر فرایند ها یشان می توانست بهینه تر باشد. کار خود را درست انجام می دهند اما اگر فلان مطلب را می دانستند یا فلان منبع را مطالعه کرده بودند چقدر می توانستند مفیدتر، بهینه تر و حرفه ای تر ظاهر شوند.

    و من در شکاف مانده این دو گروه هستم.

    یاد حرف محمدرضا در مدیریت منابع افتادم: بعد از مدتی ما با یک جامعه دو قطبی طرف هستیم، عده ای که کلا کاری به مطالعه و خواندن ندارند و عده ای که بابت حرص جمع کردن منابع هر چه به دستاشان رسیده خوانده اند. (نقل به مضمون)

    پی نوشت: نمی دانم چرا اما دوست داشتم این پاراگراف را اینجا بازگو کنم: منبع: گوسفند نگری ۲

    کسی که معتقد است تلاش، رابطه‌ی مستقیم با موفقیت و رشد و ارتقاء دارد، جدا از اینکه به یک توهم غیر واقعی (و بدون شواهد کافی در دنیا) باور دارد، مستعد ناامیدی و شکست خوردن است. ضمن اینکه وی را می‌توان به خوش بینی بیمارگونه و ساده لوحی نیز متهم کرد!

    با تشکر

    سایر داستان ها:

    منبع مطلب : dimaht.com

    مدیر محترم سایت dimaht.com لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

    داستان و قصه کوتاه

    یک تاجر امریکایی نزدیک یک روستای مکزیکی ایستاده بود . در همان موقع یک قایق کوچک ماهیگیری رد شد که داخلش چند تا ماهی بود.

    از ماهیگیر پرسید : چقدر طول کشید تا این چند ماهی رو گرفتی ؟

    ماهیگیر :مدت خیلی کمی.

    تاجر: پس چرا بیشتر صبر نکردی تا بیشتر ماهی گیرت بیاد؟

    ماهیگیر : چون همین تعداد برای سیر کردن خانواده ام کافی است.

    تاجر: اما بقیه وقت را چیکار می کنی ؟

    ماهیگیر: تا دیروقت می خوابم ، یه کم ماهیگیری می کنم با بچه ها بازی می کنم بعد میرم توی دهکده و با دوستان شروع می کنیم به گیتار زدن خلاصه مشغولیم به این نوع زندگی.

    تاجر: من تو هاروارد درس خوندم و می تونم کمکت کنم.تو باید بیشتر ماهی گیری کنی.اون وقت می تونی با پولش قایق بزرگتری بخری و با درآمد اون چند تا قایق دیگر هم بعداً اضافه می کنی و اون وقت یه عالمه قایق برای ماهیگیری داری .

    ماهیگیر: خوب بعدش چی ؟

    تاجر : به جای اینکه ماهی ها رو به واسطه بفروشی اونا رو مستقیماً به مشتری ها میدی و برای خودت کار و بار درست می کنی ...بعدش کارخونه راه می اندازی و به تولیداتش نظارت می کنی و می روی مکزیکوسیتی ! بعد از اون هم لس آنجلس ! و از اونجا هم نیویورک ... اونجاست که دست به کارهای مهمتری می زنی....

    ماهیگیر: این کار چقدر طول می کشه ؟

    تاجر: پانزده تا بیست سال .

    ماهیگیر: اما بعدش چی آقا؟

    تاجر: بهترین قسمت همینه در یک موقعیت مناسب که گیر اومد میری و سهام شرکت رو به قیمت خیلی بالا می فروشی ! این کار میلیون ها دلار برات عایدی داره.

    ماهیگیر: میلیون ها دلار ! خوب بعدش چی ؟

    تاجر : اون وقت بازنشسته می شی ! میری یه دهکده ساحلی کوچیک! جایی که می تونی تا دیر وقت بخوابی ! یه کم ماهیگیری کنی، با بچه هات بازی کنی! بری دهکده و تا دیروقت با دوستات گیتار بزنی و خوش بگذرونی .

    منبع مطلب : dastanekotah.blogfa.com

    مدیر محترم سایت dastanekotah.blogfa.com لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

    جواب کاربران در نظرات پایین سایت

    مهدی : نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    محمد نصیری : اقا من گفتم این داستانیه که توش اما و ولی دا ه ولی دیدم که نه فقط داستانه اسم اون کسی که اینارو میزاره چیه😠😠😠

    حلما شالچی : یعنی ما بقیه نیستیم همیشه باید ما جواب بدیم واقعا که اصلا سایتتون خوب نبود ایش

    زهرا : جوابی ندارم

    ناشناس : من گفتم اما و ولی خیلیییی چرتتتتتتتتتتت

    میلاد : من داستان کوتاه میخوام

    ناشناس : سایت خیلی چرت

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    محسن 21 روز قبل
    1

    سایت خوبه ولی یک ایراد کوچیک داره این که زیاد باید بریم پایین تا چیزی که میخوایم بیاد

    مهدی 2 ماه قبل
    0

    داستان اسم ندارد.

    ♥️♥️♥️ 1 سال قبل
    3

    اما ولی نه

    کوثر سلمانی 1 سال قبل
    3

    من گفتم اما ولی داشته باشه نه اینا😠😠😠😠😠😠😠😠

    ناشناس 1 سال قبل
    0

    هههههی نظر خاصی ندارم

    ناشناس 1 سال قبل
    5

    من گفتم اما و ولی

    خیلیییی چرتتتتتتتتتتت

    3
    کوثر سلمانی 1 سال قبل

    آره واقعا!

    ناشناس 1 سال قبل
    4

    سایت خیلی چرت

    زهرا 1 سال قبل
    5

    جوابی ندارم

    ناشناس 1 سال قبل
    2

    اره

    ناشناس 1 سال قبل
    -2

    😍

    احیا 1 سال قبل
    2

    اما ولی ندار

    حلما شالچی 1 سال قبل
    5

    یعنی ما بقیه نیستیم

    همیشه باید ما جواب بدیم

    واقعا که

    اصلا سایتتون خوب نبود

    ایش

    میلاد 1 سال قبل
    4

    من داستان کوتاه میخوام

    -2
    محمدحسین 1 سال قبل

    اصلا خوب نیست من کوتاه میخام سایتتون بدرد نمیخوره

    محمد نصیری 2 سال قبل
    6

    اقا من گفتم این داستانیه که توش اما و ولی دا ه ولی دیدم که نه فقط داستانه اسم اون کسی که اینارو میزاره چیه😠😠😠

    1
    Amirali 1 سال قبل

    راست میگی این سایت چرت هست🤬😡😡🤬🖕🖕🤬😡😡🖕🤬😡😡🖕🖕😡🤬🖕🖕🤬😡😡

    0
    Amirali 1 سال قبل

    راست میگی این سایت چرت هست🤬😡😡🤬🖕🖕🤬😡😡🖕🤬😡😡🖕🖕😡🤬🖕🖕🤬😡😡

    مهدی 2 سال قبل
    -2

    نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    3
    ناشناس 1 سال قبل

    مهدی باز چه گویی🐮 تو همه سایت ها همین اسم و پیام تایب شده

    برای ارسال نظر کلیک کنید