توجه : تمامی مطالب این سایت از سایت های دیگر جمع آوری شده است. در صورت مشاهده مطالب مغایر قوانین جمهوری اسلامی ایران یا عدم رضایت مدیر سایت مطالب کپی شده توسط ایدی موجود در بخش تماس با ما بالای سایت یا ساماندهی به ما اطلاع داده تا مطلب و سایت شما کاملا از لیست و سایت حذف شود. به امید ظهور مهدی (ع).

    جواب پرسش های داستان پرواز روباه

    1 بازدید

    جواب پرسش های داستان پرواز روباه را از سایت پست روزانه دریافت کنید.

    جواب سوالات درس نهم فارسی پنجم ابتدایی

    جواب سوالات درس نهم فارسی پنجم ابتدایی

    جواب سوالات درس نهم فارسی پنجم ابتدایی (نام آوران دیروز امروز فردا) شامل جواب درست و نادرست صفحه ۷۳، درک مطلب صفحه ۷۴ و پاسخ سوالات دانش زبانی و گوش کن و بگو صفحه ی ۷۵ درس ۹ فارسی پنجم دبستان را در این نوشتار از ساینس هاب مشاهده خواهید کرد.

    💛💚💙

    درست و نادرست صفحه ۷۳ درس نهم فارسی پنجم با جواب

    در این بخش جواب بخش درست و نادرست درس 9 که در صفحه ی 73 کتاب فارسی پنجم ابتدایی آمده است را مشاهده می‌کنید.

    💛💚💙

    پاسخ درک مطلب فارسی پنجم درس نهم صفحه ۷۴

    در این بخش جواب درک مطلب درس نهم فارسی پنجم که در صفحه ی 74 این کتاب آمده است را مشاهده می‌کنید.

    </ سوال اول />

    آقای فرهنگ کدام کتاب را برای بچه ها مناسب دانست؟

    کتابی که آنها را با بزرگمردان و دلاورانِ دیروز و امروز میهنِ عزیزمان ایران، آشنا می‌کرد و سه فصل داشت: «نام‌آوران دیروز، نام‌آوران امروز، نام‌آوران فردا».

    </ سوال دوم />

    شناختن بزرگ مردان و دلاوران گذشته و امروز، چه کمکی به ما میکند؟

    اگر گذشته و امروزمان را خوب بشناسیم، در آینده‌ی نزدیک، خودمان هم یکی از نام‌آوران فردای ایران خواهیم شد.

    </ سوال سوم />

    از نام آوران دیروز چه کسانی را میشناسید؟

    </ سوال چهارم />

    به نظر شما مقصود از نام آوران فردا چه کسانی هستند؟

    ما دانش آموزان اگر تمام تلاش و کوشش خود را به کار ببندیم و درسهایمان را خوب یاد بگیریم، در آینده می‌توانیم به کشورمان کمک کرده و جزئی از نام آوران فردا بشویم.

    جواب دانش زبانی درس 9 فارسی پنجم ابتدایی

    ✅ جمله های کوتاه زیر را گسترش دهید:

    کتاب را بستم ⬅ کتاب فارسی پنجم ابتدایی را پس از پایان کلاس، به آرامی بستم.

    مادرش را دید. ⬅ مادرش را که زنی میانسال بود از پشت پنجره دید.

    💛 ساینس هاب 💙

    جواب گوش کن و بگو درس ۹ فارسی پنجم صفحه ۷۵

    به قصه‌ی «پرواز روباه» که برای شما پخش یا خوانده می‌شود، با دقت گوش دهید و سپس درباره‌ی پرسش‌های زیر، گفتگو کنید.

    در بخش بعدی با جواب سوالات گوش کن و بگو صفحه ۷۵ فارسی پنجم ابتدایی (درس نهم) همراه باشید.

    ✅ پرسش‌ها

    خوانش و فهم درس نهم فارسی پنجم دبستان صفحه ۷۷

    </ سوال اول />

    این شعر، کلید موفقیت و سربلندی ملت را چه میداند؟

    اتحاد

    </ سوال دوم />

    شعر را هم صدا (هم نوا، هم آوا) بخوانید.

    امیدوارم جواب سوالات درس نهم فارسی پنجم ابتدایی (نام آوران دیروز امروز فردا) برای شما مفید واقع شده باشد.

    منبع مطلب : sci-hub.ir

    مدیر محترم سایت sci-hub.ir لطفا اعلامیه بالای سایت را مطالعه کنید.

    قصه پرواز روباه (فارسی پنجم + فایل صوتی)

    حکایت کرده اند در زمانهای خیلی خیلی قدیم که هنوز اتوبوس اختراع نشده بود، روزی کلاغ و دارکوب و روباهی سوار هواپیما شدند تا از سمرقند به بخارا سفر کنند.

     این سه دوست، خیلی اهل شوخی بودند. آنها با همه چیز و همه کس شوخی میکردند و میخندیدند. در این سفر، هنگامی که هواپیما اوج گرفت، به یکدیگر گفتند : « بیایید سر به سر مهماندار بگذاریم »

    پس اوّل کلاغ، دکمه ای را که بالای سرش بود، فشار داد و چراغش روشن شد، این دکمه مخصوص احضار مهماندار بود.  مهماندار آمد و به رسم مهمان نوازی گفت : « بفرمایید جناب آقای کلاغ، کاری داشتید ؟ »

    کلاغ خندهای با قار قار کرد و گفت: « نخیر جانم! قاری نداشتم. [بعد از خندهای بلند ]یعنی کاری نداشتم. میخواستم ببینم این دکمه سالم است یا نه. حالا فهمیدم که سالم است». آن گاه هر سه نفرشان با هم خندیدند.

    هواپیما میغُرید و سینه ی ابرها را می شکافت و به پیش می تاخت. اندکی بعد، دارکوب، دکمه ی احضار را جیز کرد. مهماندار با شتاب آمد و دست بر سینه گفت : « امری بود جناب دارکوب ؟»

    دارکوب قیافهای شاهانه به خود گرفت و گفت: « نخیر جانم امری نبود. تا اطلاع بعدی لطفاً اندکی سکوت.» سپس آنچنان خنده ای کردند که هواپیما به لرزه درآمد و به شدّت تکان خورد. انگار درون یک دستانداز یا چاله ی هوایی افتاد. این بار هم مهماندار لبخندی آموزشی به ایشان تقدیم کرد و از محضرشان دور شد.

    سومین دفعه نوبت آقا روباهه بود. روباه انگشت دراز خود را بر دکمه ی مخصوص گذاشت و اّن را با تمام توان فشرد. باز همان مهماندار مهربان از راه رسید و با لبخندی که درونش اندکی خشم نهفته بود، گفت : « جناب روباه کاری بود؟ »

    روباه خندهای زیر زیرکی کرد وگفت : « نخیر جانم! سر کاری بود. البته ببخشید که این شوخی کمی تکراری بود. »

    مهماندار که این بار از کوره در رفته بود، گفت : « حالا من آنچنان بلایی بر سرت بیاورم که از هر شوخی جدید و تکراری پشیمان بشوی . »

    روباه خندید و دست بر کمر گذاشت و گفت : « عجب مزاح با مزهای! مثلاً چه کارم میکنی ؟ »

    مهماندار گردن دراز روباه را گرفت و از صندلی جدایش کرد و کشان کشان تا جلوی در هواپیما برد. روباه ناباورانه گفت : « میدانم که تو هم شوخی ات گرفته. پس رهایم کن تا تشریف ببرم پیش دوستانم».

    مهماندار کلید به قفل در هواپیما انداخت و دستگیرهاش را پیچاند وگفت : « حالا خوب نگاه کن تا ببینی جدی میگویم  [با حرص و محکم گرفتن گردن روباه]  [مکث]  یا شوخی میکنم! »

    چشمهای روباه لبریز از اشک شد. انگار شیر سماور را باز کرده باشی. با گریه ای که از او بعید مینمود، گفت: « اصلاً سر در نمیآورم »

    مهماندار [با حرص و خشم] گفت : « از چه چیز سر در نمیآوری ؟ »

    روباه گفت : « کلاغ و دارکوب هم با شما این شوخی را کردند؛ اما چرا شما فقط زورت به من رسیده و می- خواهی مرا وسط زمین و آسمان پیاده کنی ؟ »

    مهماندار لبخندی زهرآگین زد و گفت : « اصل مطلب همین جاست که تو در درک آن گیجی! آنان پرنده هستند و در قانون ما هواپیمایی ها،  [کمی مکث] احترام پرنده ها بسیار واجب است. »

    روباه نگاهی به دوستانش کرد که بی خیال او را تماشا میکردند. سپس نالید : « ولی من شوخی . . . »

    مهماندار گفت : « تو که پرنده نیستی، بیجا میکنی در آسمان شوخی میکنی. از جلو چشمانم دور شو !» و در کمال بیرحمی در هواپیما را گشود و او را از هواپیما اخراج کرد.

    حالا کاری نداریم که روباه روی سقف یک مرغدانی سقوط کرد و پس از سقوط، خود را تکاند و شکمی از عزا در آورد؛ ولی این حکایت قدیمی چند نتیجه دارد که در پند آموزی آن نباید شک کرد :

    نتیجه ی اخلاقی: اگر پرواز بلد نیستی، در هواپیما مثل بچه ی آدم بنشین.

    نتیجه ی جنگلی: شوخی با مهماندار هواپیما در آسمان، مثل بازی با دم شیر است.

    نتیجه ی ضربالمثلی: کبوتر با کبوتر، باز با باز، کند همجنس با همجنس شوخی!.

    *از مجموعه داستان، در روزگاری که هنوز پنجشنبه و جمعه اختراع نشده بود، نوشته ی فرهاد حسن زاده، مؤسسه ی . انتشارات چرخ و فلک، چاپ ششم، 1391

    پرسشهای متن پرواز روباه

     1 ) شروع داستان چگونه بود؟  با سفر کلاغ و دارکوب و روباه

    2 ) زمان سفر، مربوط به چه دورهای بود؟ زمانهای خیلی خیلی قدیم

    3 ) چرا مهماندار، روباه را از هواپیما اخراج کرد؟  تو که پرنده نیستی، بیجا میکنی در آسمان شوخی می کنی

    4 ) در این داستان از چه ضربالمثل هایی استفاده شده است؟

    5 ) مسیر سفر از کجا به کجا بود؟ سمرقند به بخارا

    6 ) چرا روباه به گریه افتاد؟

    7 ) چرا مهماندار کلاغ و دارکوب را از هواپیما بیرون نینداخت؟ آنان پرنده هستند و در قانون ما هواپیمایی ها، احترام پرنده ها بسیار واجب است.

    8 ) روباه پس از سقوط از هواپیما کجا افتاد و چه کرد؟ روباه روی سقف یک مرغدانی سقوط کرد و پس از سقوط، خود را تکاند و شکمی از عزا در آورد

    9 ) کدام جمله های داستان به نظر شما خنده دار بود؟

    10) شخصیتهای این داستان را نام ببرید . کلاغ و دارکوب و روباه و مهماندار

    فایل صوتی:

    منبع مطلب : samangol.ir

    مدیر محترم سایت samangol.ir لطفا اعلامیه بالای سایت را مطالعه کنید.

    مرورگر شما از این ویدیو پشتیبانی نمیکنید.

    جواب کاربران در نظرات پایین سایت

    مهدی : نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    زهرا هستم💙 : سوال ۱) شروع داستان چگونه بود؟ پاسخ: شروع داستان با سوار شدن کلاغ و روباه به هواپیما و تصمیمی گرفتن آنها به سر به سر گذاشتن مهماندار آغاز شد. سوال ۲) زمان سفر، مربوط به چه دوره ای بود؟ پاسخ: زمان سفر مربوط به دوره ای بود که هنوز اتوبوس اختراع نشده بود (زمان های خیلی خیلی قدیم) . سوال ۳) چرا مهماندار، روباه را از هواپیما اخراج کرد؟ پاسخ: چون او را برای بار سوم با دوستانش سر کار گذاشته بود و بی ادبی کرده بود. و یک شوخی را چندین بار تکرار کرده بود سوال ۴) در این داستان از چه ضرب المثل هایی استفاده شده است؟ پاسخ: کبوتر با کبوتر، باز با باز، کند همجنس با همجنس شوخی! / شکمی از عزا در آورد سوال ۵) مسیر سفر از کجا به کجا بود؟ پاسخ: از سمرقند به سمت بخارا سوال ۶) چرا روباه به گریه افتاد؟ پاسخ: چون مهماندار می خواست او را وسط زمین و آسمان پیاده کند و این کار را کرد و روباه را بیرون کرد سوال ۷) چرا مهماندار کلاغ و دارکوب را از هواپیما بیرون نینداخت؟ پاسخ: چون کلاغ و دارکوب پرنده هستند و در قانون ما هواپیمایی‌ها احترام به پرندگان بسیار مهم است . سوال ۸) روباه پس از اخراج از هواپیما، کجا افتاد و چه کرد؟ پاسخ: روباه روی سقف یک مرغدانی سقوط کرد و پس از سقوط، خود را تکاند و شکمی از عزا در آورد. سوال ۹) کدام جمله های داستان به نظر شما خنده دار بود؟ پاسخ: 1) آنجا که گفت در اینجا پرنده ها احترام زیادی دارند 2) اگر پرواز بلد نیستی، در هواپیما مثل بچه ی آدم بنشین.

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    Mohsen 8 روز قبل
    0

    بعضی سوال ها جواب هاشون نیس؟؟؟

    محسن 8 روز قبل
    0

    بعضی سوال ها چرا جوابشون نیست

    •••••• 20 روز قبل
    -1

    عالی بود

    •••••• 20 روز قبل
    1

    عالی بود

    محدثه شمشیری 25 روز قبل
    -1

    میخواهم جواب مو بدید

    رضا 30 روز قبل
    -1

    من همیشه از ماگرتا استفاده میکنم به شما پیشنهاد می دهم از ماگرتا استفاده کنید

    زهرا هستم💙 10 ماه قبل
    5

    سوال ۱) شروع داستان چگونه بود؟

    پاسخ: شروع داستان با سوار شدن کلاغ و روباه به هواپیما و تصمیمی گرفتن آنها به سر به سر گذاشتن مهماندار آغاز شد.

    سوال ۲) زمان سفر، مربوط به چه دوره ای بود؟

    پاسخ: زمان سفر مربوط به دوره ای بود که هنوز اتوبوس اختراع نشده بود (زمان های خیلی خیلی قدیم)

    .

    سوال ۳) چرا مهماندار، روباه را از هواپیما اخراج کرد؟

    پاسخ: چون او را برای بار سوم با دوستانش سر کار گذاشته بود و بی ادبی کرده بود. و یک شوخی را چندین بار تکرار کرده بود

    سوال ۴) در این داستان از چه ضرب المثل هایی استفاده شده است؟

    پاسخ: کبوتر با کبوتر، باز با باز، کند همجنس با همجنس شوخی! / شکمی از عزا در آورد

    سوال ۵) مسیر سفر از کجا به کجا بود؟

    پاسخ: از سمرقند به سمت بخارا

    سوال ۶) چرا روباه به گریه افتاد؟

    پاسخ: چون مهماندار می خواست او را وسط زمین و آسمان پیاده کند و این کار را کرد و روباه را بیرون کرد

    سوال ۷) چرا مهماندار کلاغ و دارکوب را از هواپیما بیرون نینداخت؟

    پاسخ: چون کلاغ و دارکوب پرنده هستند و در قانون ما هواپیمایی‌ها احترام به پرندگان بسیار مهم است

    .

    سوال ۸) روباه پس از اخراج از هواپیما، کجا افتاد و چه کرد؟

    پاسخ: روباه روی سقف یک مرغدانی سقوط کرد و پس از سقوط، خود را تکاند و شکمی از عزا در آورد.

    سوال ۹) کدام جمله های داستان به نظر شما خنده دار بود؟

    پاسخ: 1) آنجا که گفت در اینجا پرنده ها احترام زیادی دارند 2) اگر پرواز بلد نیستی، در هواپیما مثل بچه ی آدم بنشین.

    0
    ناشناس 25 روز قبل

    هالی

    ناشناس 12 ماه قبل
    -1

    خیلی خیلی ممنون عزیزم همچنین درس

    سحر 1 سال قبل
    -2

    ممنون .خوب بود عالی .ولی ناراحتم از یه چیز این که چند تایی جوابشونو ندادین ممنون میشم که دوستان عزیز اگه میدونن بگن😁😀

    اسم من به تو چه، کسکش 1 سال قبل
    -1

    خاک تو سرتون بلد نیستید یه سایت دست و حسابی درست کنید

    مندیگک نمیام توی این سایت

    3
    ناشناس 1 سال قبل

    مودبانه رفتار کن دوست عزیز .از سایت ناراضی هستید برو😑

    ناشناس 1 سال قبل
    1

    خوب نبود چون جواب پرسش های قصه نبود

    1
    جیگول 1 سال قبل

    شرمنده .من به شما دوست عزیز سایت ماگرتا را پیشنهاد میکنم 😁

    پوخ 1 سال قبل
    -1

    سکم سنی کوس

    -1
    💌 1 سال قبل

    🤨😐

    -1
    ناشناس 1 سال قبل

    خواهش مند هستم در سایت درست حرف بزنید 🙏🏻🙏🏻

    ناشناس 1 سال قبل
    -1

    االا

    خر 1 سال قبل
    -1

    خر

    0
    ناشناس 1 سال قبل

    🙎‍♀️🙎‍♀️مودب رفتار کن

    خر 1 سال قبل
    -1

    خاک بر سر تون

    1
    ناشناس 1 سال قبل

    😡

    ناشناس 1 سال قبل
    0

    سلام من فاطمه هستم نمیدونم چیزی کاش دوستان جواب هارو بفرستن ممنون میشم❤

    -1
    ناشناس 1 سال قبل

    جواب سوال ۷ : چون مهماندار آن را از هواپیما بیرون کرد

    عاطفه 1 سال قبل
    0

    خوب داستان رو خوندم بعد جواب دادم درست بود؟ 😍😍❤❤❤❤❤❤💜🧡💛💙💚💗

    0
    کیمیا 1 سال قبل

    خوشحالم 😉

    0
    هر هر مرکز 1 سال قبل

    به من چه که جواب دادی درست بود

    یا به تمام بچه های( گوگل)❤️

    ولی ممنون

    عاطفه 1 سال قبل
    0

    و جواب سوال ۴ میشه کبوتر با کبوتر، باز با باز، کند همجنس با همجنس شوخی! / شکمی از عزا در آورد

    عاطفه 1 سال قبل
    0

    جواب سوال ۹ میشه آنجا که گفت در اینجا پرنده ها احترام زیادی دارند 2) اگر پرواز بلد نیستی، در هواپیما مثل بچه ی آدم بنشین.

    اسرا 1 سال قبل
    0

    چرا دو سوالات رو ننوشتن

    0
    اسرا 1 سال قبل

    نمی دونستیم اگه شما میدانید لطفا بگید😚

    طاها 1 سال قبل
    1

    باسلام و درود

    خسته نباشید

    اگه میشه خلاصه درس نهم یعنی :(( نام آوران دیروز ، امروز ، فردا را هم ارسال کنید و

    شعر سرای امید را هم یادتون رفته

    لطفا خلاصه شعر و خوانش و فهم را هم ارسال کنید

    با تشکر

    مهدی 2 سال قبل
    0

    نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    برای ارسال نظر کلیک کنید