توجه : تمامی مطالب این سایت از سایت های دیگر جمع آوری شده است. در صورت مشاهده مطالب مغایر قوانین جمهوری اسلامی ایران یا عدم رضایت مدیر سایت مطالب کپی شده توسط ایدی موجود در بخش تماس با ما بالای سایت یا ساماندهی به ما اطلاع داده تا مطلب و سایت شما کاملا از لیست و سایت حذف شود. به امید ظهور مهدی (ع).

    تیغ بران گر به دستت داد چرخ روزگار

    1 بازدید

    تیغ بران گر به دستت داد چرخ روزگار را از سایت پست روزانه دریافت کنید.

    تیغ بران گر بدستت داد چرخ روزگار هرچه میخواهی ببر اما مبر نان کسی

    مردی نبود فتاده را پای زدن

    گر دست فتاده‌ای بگیری مردی

    در این دنیا که مردانش عصا از کور می‌دزدند

    من از خوش‌باوری آنجا محبت جست ‌و جو کردم

    من از روییدن خار سر دیوار دانستم

    که ناکس ،‌ کس نمی‌گردد بدین بالانشستنها

    تیغ بران گر بدستت داد چرخ روزگار

    هرچه می خواهی ببر اما نبر نان کسی

    ------------------

    اما بزرگان چه خوش گفته اند که :

    یکروز رسید غمی به اندازه کوه

    یکروز رسید نشاط اندازه دشت

    افسانه زندگی چنین است عزیز

    در سایه کوه باید از دشت گذشت

    منبع مطلب : extragift.blogfa.com

    مدیر محترم سایت extragift.blogfa.com لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

    تیغ بران گر به دستت داد روزی روزگار/ سعدی شیرازی/ حکایت

    حکایت

    تیغ بُرّان گر به دستت داد روزی روزگار

    هرچه می‌خواهی ببُر اما نَبُر نان کسی..!

    ***

    گروهی روبهی را دیدند

    که گریزان و بی‌ خویشتن،

    افتان و خیزان می‌دوید.

    کسی گفتش:

    چه چیزی است که تو را این‌گونه خفت داده؟

    گفت: شنیده‌ام که شتر را به سُخره می‌گیرند.

    گفت: ای نادان !

    شتر را با تو چه مناسبت است و تو را به او چه مشابهت؟

    گفت: خاموش !

    که اگر حسودان به غرض گویند:

    روباه شتر است و من بواسطه این بدگویی گرفتار شوم

    چه کسی غم رهایی من دارد؟ تا حال مرا بپرسد

    و تا پادزهر از عراق آورده شود مارگزیده مرده باشد.

    سعدی/گلستان

    *****

    ترسم نرسی به کعبه‌ای اعرابی

    این ره که تو می‌روی به ترکستان است..!

    سعدی شیرازی

     ***

    دیدی که خون ناحق پروانه شمع را

    چندان امان نداد که شب را سحر کند..!

    شفایی اصفهانی

    ***

     اگر نوش نبوده‌ایم، نیش نباشیم

    و یا اگر«باری » از دوش کسی برنداشته‌ایم،

    «سربار» کسی هم نباشیم.

    و آزارمان به کسی نرسد.

     ***

    تو که نوشم نه ای نیشم چرایی

    تو که یارم نه ای پیشم چرایی

    تو که مرهم نه‌ای ریش دلم را

    نمک پاش دل ریشم چرایی

    باباطاهر عریان

    ***

    فلک در قصد آزارم چرایی

    گلم گر نیستی خارم چرایی

    تو که باری ز دوشم بر نداری

    میون بار سربارم چرایی

    باباطاهر عریان

    ***

    من از بازوی خود دارم بسی شکر

    که زور مردم آزاری ندارم..!

    حافظ شیرازی

    ***

    « پدیده زیرآب‌ زنی، بدگویی و بد اخلاقی »

    ***

    دست به دست هم دهیم به مهر

    میهن خویش را کنیم آباد..!

    عباس یمینی شریف

    http://persianpoetry.blogfa.com

    منبع مطلب : persianpoetry.blogfa.com

    مدیر محترم سایت persianpoetry.blogfa.com لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

    جواب کاربران در نظرات پایین سایت

    مهدی : نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    ناشناس 1 ماه قبل
    0

    من میخوام در خصوص این جهاد مقام معظم رهبری صحبت کنم کسی هست جواب گو باشه منو به ایشان برسونه؟

    مهدی 2 سال قبل
    1

    نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    برای ارسال نظر کلیک کنید