توجه : تمامی مطالب این سایت از سایت های دیگر جمع آوری شده است. در صورت مشاهده مطالب مغایر قوانین جمهوری اسلامی ایران یا عدم رضایت مدیر سایت مطالب کپی شده توسط ایدی موجود در بخش تماس با ما بالای سایت یا ساماندهی به ما اطلاع داده تا مطلب و سایت شما کاملا از لیست و سایت حذف شود. به امید ظهور مهدی (ع).

    ترجمه کلیله و دمنه اثر کیست

    1 بازدید

    ترجمه کلیله و دمنه اثر کیست را از سایت پست روزانه دریافت کنید.

    دانلود دانلود کتاب کلیله و دمنه | اثر ابوالمعالی نصرالله منشی اثر ابوالمعالی نصرالله منشی - فیدیبو

    دانلود دانلود کتاب کلیله و دمنه | اثر ابوالمعالی نصرالله منشی اثر ابوالمعالی نصرالله منشی - فیدیبو

    حتما شما هم با شنیدن نام کتاب کلیله و دمنه، به یاد کتاب فارسی دبستان خود می افتید و برخی داستان های کلیله و دمنه را به خاطر می آوردید. در این مقاله قرار است در مورد این کتاب جذاب که اسرار نگفته زیادی دارد بیشتر صحبت کنیم. پس اگر دوست دارید در مورد این اثر نفیس بیشتر اطلاعات داشته باشید، با ما همراه شوید.

    کلیله و دمنه اثر کیست ؟

    کلیله و دمنه یکی از شاهکارهای ادبی جهان به شمار می رود که قدمت آن به بیش از 2000 سال گذشته می رسد. این اثر از ابتدا نگارش ایرانی نداشته و توسط فیلسوفی اهل هند، به نام «بدیا» نوشته شده و بعد از نگارش به شاه هند یعنی «دبشلیم» تقدیم شده است.

    جالب است بدانید این کتاب داستانی در اصل به زبان سانسکریت نوشته شده است و در زمان ساسانیان به دست نصرالله منشی به زبان فارسی میانه ترجمه شد.

    مجتبی مینوی یکی از بزرگان درعرصه نویسندگی و ترجمه و همچنین ویراستاری، درباره کتاب کلیله و دمنه این چنین نظر داده که: «کتاب کلیله و دمنه مجموعه‌ ای از دانش و حکمت است که مردمان خردمند قدیم آن را گرد آوردند و به زبان های مختلف آن را ترجمه کرده اند و برای نسل های آینده به ارث گذاشته اند تا توسط مردم خوانده شود و از حکمت و پندهای آن بیاموزند.»

    کلیله و دمنه به زبان ساده و با ترجمه روان

    ابوالمعالی نصرالله منشی این رمان پند آموز را به زبانی ساده تر و با استفاده از روش ترجمه آزاد به فارسی میانه ترجمه کرد. در خصوص نوع ترجمه و نگارش این اثر باید در نظر داشته باشیم که نویسنده با حفظ فهوای کلام کتاب اصلی، اثری نو و متناسب با زبان پارسی را به مخاطبان خود ارائه کرده است. شاید همین باعث شده تا اگر از مخاطبی در مورد نویسنده این رمان بپرسید نامی به غیر از نصرالله منشی به گوشتان نخورد.

    نکته جالبی که در مورد ترجمه این اثر ارزشمند باید بدانیم این است که، تا سال ها پیش مردم تنها ترجمه روان کلیله ودمنه را ترجمه نصرالله منشی می دانستند. این در حالی است که سالیان دور در کتابخانه سرای استانبول ترجمه فارسی دست نویسی توسط «محمدابن عبدالله بخاری» به جا مانده که موجب شده نظر مردم در مورد ترجمه آزاد نصرالله منشی تغییر کند؛ چرا که بهترین نکته ای که در مورد آن می توان یافت این است که محمدابن بخاری بدون دست بردن بر اصل داستان تمام نوشته های زبان اصلی کتاب را به فارسی برگردانده که این نکته نظر بسیاری از صاحب نظران ادبی را در مورد کلیله و دمنه برانگیخت.

    کدام شاعر کلیله و دمنه را به نظم درآورده است؟

    داستان کلیله و دمنه در زمان ساسانیان در ایران سر و صدای زیادی کرد و با توجه به ترجمه این اثر به زبان پهلوی به درخواست شاه، رودکی شاعر پر آوازه آن زمان ماموریت به نظم درآوردن این اثر را پذیرفت.

    کلیله و دمنه رودکی، دوازده هزار بیت منظوم

    نکته قابل توجه در مورد ابیات رودکی این است که او در بیشتر ابیات خود نکاتی را اضافه و کم کرده و چندان به متن اصلی داستان پایبند نبوده است. اما با این حال این اثر منظوم یکی از ارزشمند ترین آثار رودکی به حساب می آید.

    متاسفانه در حال حاضر از مجموع دوازده هزار بیت رودکی تنها 129 بیت موجود است که آن هم با تلاش استاد نفیسی از منابع مختلف و کتاب های متوع قدیمی جمع آوری شده است.

    داستان های کلیله و دمنه، دوشغال دوست داشتنی معروف!

    حتما شما هم تا اینجای مقاله کنجکاو داستان حیوانات این کتاب شده اید. همانطور که از نام کتاب مشخص است قسمت عمده قصه های پندآموز گذری بر اتفاقات و پیشامدهای دو شغال به نام های کلیله و دمنه است.

    بزرگترین ویژگی کتاب کلیله و دمنه حکایت های به هم پیوسته بین حیواناتی است که در یک جامعه در کنار هم ظاهر می شوند، حرف می زنند، گاهی دعوا می کنند، گاهی به هم کمک می کنند و حتی علیه هم توطئه می چینند. در قسمت هایی از داستان شاهد برپایی دادگاهی هستیم که حیوانات برای پیدا کردن حق در آن جمع شده اند. به طور کلی تمام آنچه در یک جامعه انسانی وجود دارد در کلیه و دمنه وجود دارد اما با ظاهری دیگر و جامعه ای متفاوت تر!

    البته این را در نظر داشته باشید که، تمام باب های نثر کلیله و دمنه از زبان حیوانات نیست بلکه در بسیاری از حکایت ها تنها آموزنده بودن بودن داستان مدنظر نویسنده بوده است و نویسنده گاهی با استعاره ها و ایجاد نمادهای مختلف داستان را به انتها می رساند.

    کتاب کلیله و دمنه چند باب دارد؟

    حکایت های پندآموز کلیله و دمنه با توجه به ترجمه ای که از متن پهلوی آن صورت گرفته است، شامل 10 باب است که در هر کدام داستان های جذاب و هیجان انگیزی حول رویدادهای مختلف پیش می آید.

    - باب شیر و گاو

    - باب کبوتر طوق‌ دار

    - باب بوزینه و سنگ‌ پشت

    - باب بی‌ تدبیری

    - باب موش و گربه

    - باب بوم و زاغ

    - باب شاه و پنزوه

    - باب تورگ-شغال

    - باب بلاد و برهمنان

    - باب شاه موشان و وزیرانش

    حکایتی از کلیله و دمنه به نثر قدیم

    رمان کلیله و دمنه داستان های جذاب فراوانی دارد. خوبی داستان های این رمان کوتاه بودن و روان بودن آن است؛ چرا که مخاطب با یکبار خواندن آن فهوای کلام نویسنده را در ک می کند. در ادامه یکی از معروف ترین حکایت های کتاب کلیله و دمنه را با هم مرور می کنیم.

    آورده‌اند؛ بازرگانی بود اندک مایه که قصد سفر کردن داشت. بازرگان صد من آهن داشت که در خانه دوستی تمام آن را به رسم امانت گذاشت و رفت؛ اما دوست این امانت را فروخت و پولش را خرج کرد. بازرگان، روزی به طلب آهن امانتی اش نزد وی رفت. مرد گفت: آهن تو را در انبار خانه نهادم و مراقبت تمام کرده بودم، اما آنجا موشی زندگی می‌کرد که تا من آگاه شوم همه را بخورد چیزی ازآن باقی مگذاشت.

     بازرگان در جواب آن مرد چنین پاسخ داد: راست می‌گویی! موش خیلی آهن دوست دارد و دندان او برخوردن آن قادر است. دوستش خوشحال شد و پنداشت که بازرگان قانع گشته و دل از آهن برداشته و داستانش را باور کرده است. پس گفت: امروز به خانه من مهمان باش. بازرگان گفت: فردا باز آیم. بازرگان ازخانه آن مرد رفت و چون به سر کوی رسید، پسر مرد را با خود برد و پنهان کرد. چون بجستند از پسر اثری نشد. پس ندا در شهر دادند تا پی از آن پسر گیرند.

     بازرگان گفت: من عقابی دیدم که کودکی می‌ برد. مرد فریاد برداشت که دروغ و محال است، چگونه می‌گویی عقاب کودکی را ببرد؟ بازرگان خندید و گفت: در شهری که موش صد من آهن بتواند بخورد، عقابی کودکی بیست کیلویی را نتواند گرفت؟ مرد دانست که قصه چیست و در پاسخ بازرگان گفت: آری موش نخورده است! پسر باز ده و آهن بستان. به راستی که هیچ چیز بدتر از آن نیست که در سخن کریم و بخشنده باشی ودر هنگام عمل سرافکنده و خجل!

    داستانهایی از کلیله و دمنه برای کودکان

    داستان های کلیله و دمنه تنها برای بزرگسالان جذاب نیست. چرا که تک تک داستان های پند آموز این رمان می تواند برای کودکان و نوجوانان بسیاری مفید باشد.

     البته امروزه و با توجه به اینکه کتاب های صوتی جذاب و انیمیشن های زیادی با اقتباس از داستان های اصلی کلیله و دمنه مخصوص کودکان ساخته شده است؛ انتظار می رود کودکان و نوجوانان نسبت به قصه های این رمان معروف آَشنایی بیشتری داشته باشند. البته در نظر داشته باشید داستان های کلیله و دمنه برای کودکان به صورت خلاصه تر از داستان های اصلی و با جملات روان تر و ساده تری ارائه می شود. برای مثال داستانی که در بالا در مورد حکایت بازرگان و دوست زرنگش نوشته شده برای کودکان به این شکل باز نویسی خواهد شد تا بتوانند درک بهتری از داستان داشته باشند:

    روزی روزگاری در گوشه ای از شهر بازرگان فقیری زندگی می کرد. بازرگان قصه ما روزی قصد سفر کرد تا بتواند شرایط زندگی اش را تغییردهد اما چون تنها سرمایه اش در زندگی 100 من آهن بود قرار شد تا آهن ها را پیش دوستش به امانت بگذارد و با خیال راحت به سفر برود. اما پس از اینکه بازرگان از شهر خارج شد دوستش تمام آهن ها را فروخت و پولش را برای خود نگه داشت.

    روزها گذشت و بالاخره بازرگان از سفر برگشت و برای اینکه امانتی های خودش را تحویل بگیرد به منزل دوستش رفت. دوست بی معرفت در جواب بازرگان برای پس گرفتن آهن ها گفت: دوست من فردای روزی که تو از خانه من رفتی و من آهن های امانتی را در انباری قایم کردم متوجه شدم موشی که در انباری من زندگی می کرد تمام آهن ها را خورده است.

    بازرگان پس از شنیدن حرف های دوستش گفت: راست می گویی موش ها عاشق آهن هستند. مدت ها گذشت و دوست بازرگان حس کرد بازگان داستان خورده شدن آهن توسط موش ها را باور کرده است تا اینکه یک روز پسر آن مرد مفقود شد.

    مرد به دنبال پسرش شهر را گشت تا ابنکه به بازرگان رسید واز او درباره پسر گمشده اش خبر گرفت. بازرگان در جواب دوستش گفت: من عقابی را دیدم که پسر بچه ای را با خود برد! فکر می کنم آن پسر تو باشد. مرد در جواب بازرگان شاکی شد که چطور ممکن است عقاب پسری را با خود ببرد! بازرگان خندید و گفت در شهری که موش ها آهن می خورند عقاب ها هم پسر بچه ها را با خود می برند پس جای تعجب نیست!

    مرد که از رفتار خودش پشیمان و سرافکنده شده بود به بازرگان گفت: درست می گویی حق با توست پسر من را تحویل بده و من تمام 100 من آهن را به تو بر می گردانم! راست می گویند که؛ هیچ چیز سخت تر از آن نیست که هنگام صحبت کردن به راحتی در مورد کرامت و بزرگی صحبت کنی اما پای عمل که پیش می آید خجالت زده و سرافکنده باشی!

    داستان های پند آموز کلیله و دمنه

    حکایت های عبرت آموز کلیله و دمنه، داستان روزمره گی های است که هیچ گاه قدیمی نمی شود و مردم با خواندن هر باب از صفحات این کتاب می توانند تجربیات جدیدی برای زندگی خود به دست بیاورند. پس تا دیر نشده مخاطب این کتاب شوید و از حکایت های کوتاه آن بزرگنرین درس های زندگی را به ارمغان ببرید.

    منبع مطلب : fidibo.com

    مدیر محترم سایت fidibo.com لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

    کلیله و دمنه

    کلیله و دمنه

    کَلیله و دمنه کتابی است از اصل هندی که در دوران ساسانی به فارسی میانه ترجمه شد. کلیله و دمنه کتابی پندآمیز است که در آن حکایت‌های گوناگون (بیشتر از زبان حیوانات) نقل شده‌است. نام آن از نام دو شغال با نام‌های کلیله و دمنه گرفته شده‌است. بخش بزرگی از کتاب اختصاص به داستان این دو شغال دارد. اصل داستان‌های آن در هند و در حدود سال‌های ۱۰۰ تا ۵۰۰ پیش از میلاد به‌وقوع می‌پیوندند.[۱]

    مجتبی مینوی دربارهٔ این کتاب می‌گوید: کتاب کلیله و دمنه از جمله آن مجموعه‌های دانش و حکمت است که مردمان خردمند قدیم گرد آوردند و «به هرگونه زبان» نوشتند و از برای فرزندان خویش به میراث گذاشتند و در اعصار و قرون متمادی گرامی می‌داشتند، می‌خواندند و از آن حکمت عملی و آداب زندگی و زبان می‌آموختند.[۲]

    اصل و تاریخچهٔ کتاب[ویرایش]

    کلیله و دمنه در واقع تألیفی است مبتنی بر چند اثر هندی که مهم‌ترین آن‌ها پنجه تنتره (به سانسکریت पञ्चतन्त्र؛ Panchatantra) به معنی پنج فصل و به زبان سانسکریت است که توسط فیلسوف بیدبا و بدستور پادشاه هندی دبشلیم نوشته شده‌است. در روایات سنتی برزویه «مهتر اطبّای پارس» در زمان خسرو انوشیروان را مؤلف این اثر می‌دانند. نام پهلوی اثر کلیلگ و دمنگ بود. صورت پهلوی این اثر هم‌اکنون در دست نیست و در طول سالیان از بین رفته‌است؛ اما ترجمه‌ای از آن به زبان سریانی امروز در دست است. این ترجمه نزدیک‌ترین ترجمه از لحاظ زمانی به تألیف برزویه است.

    ترجمه از پهلوی به عربی[ویرایش]

    .

    پس از اسلام روزبه پوردادویه (ابن مقفع) آن را به عربی ترجمه کرد ترجمهٔ ابن مُقَفّع بسیار مقبول افتاد و مظهری از فصاحت در زبان عربی تلقی شد. ترجمهٔ ابن مقفع امروز موجود است اما میان نسخ مختلف آن گاه تفاوت‌های زیادی دیده می‌شود.

    ابن ندیم در الفهرست کلیله و دمنه را در شمار «کتاب‌های هند در افسانه و اَسمار و احادیث» آورده‌است و دربارهٔ آن گوید:

    ترجمهٔ عربی ابن مقفع پایهٔ ترجمه‌های دیگر قرار گرفت و کتاب از عربی به فارسی، یونانی، ترکی، اسپانیایی، روسی، آلمانی ترجمه شد.

    ترجمه از عربی به فارسی[ویرایش]

    کلیله و دمنه چندین بار از عربی به فارسی دری برگردانده شده‌است. از جمله به دستور نصر بن احمد سامانی، ابوالفضل بلعمی آن را به نثر فارسی برگرداند و سپس رودکی (در سال ۳۲۰ ق.[۳]) آن را به نظم درآورد.[۴] اما امروز ترجمهٔ بلعمی از بین رفته و از اثر رودکی جز چند بیت پراکنده باقی نمانده‌است.

    در قرن ششم هجری یکی از دبیرهای دربار غزنوی، به نام نصرالله منشی (منشی بهرام‌شاه غزنوی) کلیله و دمنه را به فارسی برگردان کرد.[۵] این ترجمه ترجمه‌ای آزاد است و نصرالله هرجا لازم دانسته‌است ابیات و امثال بسیار از خود و دیگران آورده‌است. ترجمهٔ نصرالله منشی همان ترجمه‌ای است که از آن به عنوان کلیله و دمنه در زبان فارسی یاد می‌شود. گاه نیز آن را کلیله و دمنهٔ بهرامشاهی خوانند.

    تا چند سال پیش گمان می‌رفت که برگردان نصرالله منشی، یگانه برگردان فارسی است که از کلیله و دمنه در دست است و کسی از برگردان دیگر این کتاب آگاهی نداشت. تا آن‌که در سال ۱۹۶۱ در کتابخانهٔ توپقاپوسرای استانبول، برگردان فارسی دیگری از کلیله و دمنه پیدا شد. این برگردان از سوی کسی به نام محمد بن عبدالله بخاری انجام شده‌است و از زندگی او هیچ آگاهی در دست نیست. تنها از دیباچه کتابش چنین برمی‌آید که از وابستگان دستگاه اتابکان حلب سوریه بوده‌است. شگفت است که بخاری برگردان خود را هم‌زمان با نصراله منشی انجام داده‌است، بی‌آن‌که آن دو از کار یکدیگر باخبر باشند. اما از آن باارزش‌تر آن است که برگردان محمد بخاری، وارون نثر دشوار و سنگین نصراله منشی، بسیار روان و ساده است.[۵] برخلاف نصرالله منشی محمد بخاری به عبارت‌پردازی نپرداخته و کاملاً به متن اصلی وفادار مانده‌است. خود این موضوع را تصریح کرده‌است*[۱]

    البته پس از رودکی و پیش از این دو تن نیز ترجمه‌های زیادی از این اثر صورت گرفته بود ولی هیچ‌یک به دست ما نرسیده‌است. نصرالله منشی خود در دیباچهٔ ترجمه‌اش به این موضوع اشاره کرده‌است.*[۲]

    آخرین تحریر کلیله و دمنه متعلق است به ابوالفضل علّامی ادیب پارسی‌گوی هندی. نثر این اثر روان و صحیح است. علامی به این ترجمه نام عیار دانش داده‌است.

    ترجمه از سانسکریت به فارسی[ویرایش]

    این نکته نیز جالب توجه است که یک بار نیز به فرمان پادشاه ادب‌دوست هند اکبرشاه همایون کتاب پنچه تنتره مستقیماً از سنسکریت به فارسی ترجمه شده‌است. مسئول این ترجمه شخصی بود به نام مصطفی خالقداد عباسی. به گفتهٔ او «حکم شد که هرچه خشک و تر در آن کتاب باشد به همان ترتیب رقم نماید تا قدر تفاوت اصل سخن و ترتیب آن و زیادتی و نقصان ظاهر گردد.»

    بازنویسی از فارسی به فارسی[ویرایش]

    ملا حسین کاشفی در قرن دهم هجری تصنیفی (بازنویسی‌ای) از روی کلیلهٔ بهرامشاهی ترتیب داد و نام اثر را انوار سهیلی گذاشت. بعدها شیخ عبدالکریم سودایی دستگردی این کتاب را به صورت منظوم درآورد که این کتاب به همین نام در سال ۱۳۷۰ منتشر شد.[۶]

    ترجمه از فارسی به کردی[ویرایش]

    سین محمدی از روی نسخه فارسی کلیله و دمنه ترجمه‌ای به زبان کرمانجی خراسان ترتیب داده‌است. این ترجمه از روی کتاب کلیله و دمنه بهرامشاهی اثر فاخر نصرالله منشی انجام یافته‌است که به دست مجتبی مینوی تهرانی[۲] تصحیح و با دقت مطابقه شده‌است. ترجمه سین محمدی در سال ۱۳۹۱ه‍.ش معادل ۱۴۳۳ه‍.ق و۲۰۱۲ میلادی به همت انتشارات جهانی در شهر بجنورد به چاپ رسیده‌است این کتاب از نظر ویژگی‌های ادبی و لغوی و سبک نگارش و اشتمال آن بر واژه‌های نو و کمیاب و ضرب‌المثل‌ها و اشعار کرمانجی و فارسی کم‌نظیر است. از دیگر امتیازات ترجمه سین محمدی نسبت به کارهای مشابهی که تاکنون بر کتاب کلیله و دمنه فارسی انجام شده‌است این است که اشعار و مثل‌ها و کنایات متن نصرالله منشی به صورت اصل حفظ شده و چیزی از اصل کتاب کم نشده‌است.

    علاوه بر این تاکنون ۹ ترجمه دیگر در زبان‌های کردی و کرمانجی از کلیله و دمنه صورت پذیرفته‌است. اولین ترجمه کردی کلیله و دمنه به سال ۱۹۳۴ میلادی به همت ملا کریم زنگنهانجام گرفته‌است. این اثر به گویش کردی/ سورانی شهر سلیمانیه کردستان عراق است.

    دومین ترجمه کلیله و دمنه به زبان کردی از سوی ماموستا «عمر توفیق الخطاط» به ثمر نشسته‌است. عمر توفیق الخطاط کلیله دمنه خود را در سال ۱۹۷۰ میلادی به کردی سورانی کردستان عراق است برگردانده است. او اهل شهر حلبچه است.

    سومین ترجمه کلیله دمنه به زبان کردی به شخصی به نام «دلاور» میرسد. دلاور در سال ۲۰۰۱ میلادی قطعاتی از کلیله و دمنه را از عربی به کردی سورانی برگردانده و در شهر سلیمانیه به چاپ رسانده‌است.

    چهارمین ترجمه کلیله و دمنه به زبان کردی توسط «محمد امین دوسکی» در سال ۲۰۰۴ میلادی در شهر دهوک کردستان عراق و با لهجه کردی کورمانجی حاصل شده‌است.

    پنجمین ترجمه کلیله و دمنه به زبان کردی در سال ۲۰۱۱ میلادی در کردستان ترکیه از جانب «علی کارادنیز» به ثمر رسیده و توسط نشر نوبهار طبع گردیده‌است. ترجمه کارادنیز دومین ترجمه کلیله و دمنه به زبان کردی کورمانجی نیز بحساب می‌آید. علی کارادنیز نویسنده، مترجم و روزنامه‌نگار کرد کردستان ترکیه است.

    ترجمه ششم از کتاب کلیله و دمنه به زبان کردی را استاد احمد قاضی در سال ۲۰۱۳ میلادی در شهر مهاباد ایران انجام داده‌است. احمد قاضی کار خود را از روی ترجمه فارسی «ابوالمعانی نصرالله بن عبدالحمید منشی» کلیله و دمنه را به زبان کردی برگردانده است. ترجمه کلیله و دمنه احمد قاضی دارای ویژگی‌های منحصر به فرد در ترجمه و تاریخ نثر کردی سورانی است.

    هفتمین ترجمه کردی کتاب کلیله و دمنه در سال ۲۰۱۵ میلادی توسط فردی به نام «محمد چیا» در شهر سلیمانیه عراق انجام گرفته‌است. .

    هشتمین ترجمه کردی کلیله و دمنه را در سال ۲۰۱۷ میلادی «دکتر محمد عبدو علی» در عفرین کردستان سوریه انجام داده‌است. متن مرجع وی نیز ترجمه عربی کلیله و دمنه ابن المقفع است. این اثر به زبان کردی کرمانجی است و نویسنده آن، محمد عبدو علی، در حال حاضر از پیشگامان ادبیات و زبان کردی کرمانجی در کردستان سوریه قلمداد می‌شود.

    نهمین ترجمه از کلیله و دمنه به زبان کردی متعلق به «محمد صلاح گلالی» است که اطلاع از آن در دست نیست.

    باب‌های کلیله و دمنه[ویرایش]

    پیشتر گفتار ابن ندیم پیرامون باب‌های کلیله و دمنه ذکر شد. در ترجمهٔ سریانی‌ای که از روی متن پهلوی صورت گرفته‌است کلیله و دمنه ده باب است:

    در کلیله و دمنهٔ نصرالله منشی، در فصل مقدمهٔ ابن مقفع آمده‌است که کلیله و دمنه پانزده باب است و در اصل کتاب که متعلق به هندیان بوده‌است ۱۰ باب بوده‌است و پارسیان پنج باب دیگر به آن افزوده‌اند. باب‌های با اصل هندی به صورت زیر ذکر شده‌است:

    باب‌های الحاقی پارسیان از قرار زیر است:

    عبدالحسین زرین‌کوب در کتاب دو قرن سکوت از ابوریحان بیرونی نقل می‌کند که:

    در ترجمهٔ بخاری

    باب‌های تحریرهای مختلف در جدول زیر نشان داده شده‌اند.

    نسخه‌شناسی[ویرایش]

    کلیله و دمنه در پاریس به سال ۱۸۱۶ م توسط دانشمند دی‌ساسی همراه با معلقه لبید بن ربیعة المخضرم به طبع رسید.

    ولف ترجمه کلیله و دمنه به آلمانی را در اشتوتکارت در سال ۱۸۳۷ م منتشر ساخت. این ترجمه مجدداً در سال ۱۸۳۹ منتشر شد.

    این کتاب در استراسبورگ آلمان به سال ۱۹۱۲ با مقدمه برزویه و ترجمه نوار او که به طبع رسید.

    چاپ‌های دیگری از این کتاب در بولاق ۱۲۴۸، ۱۲۵۱، ۱۲۸۵ ه، قاهره ۱۲۹۷، ۱۳۰۵، ۱۳۲۳، ۱۳۴۳ ه، توسط نشر حلمی طباره و مصطفی المنفوطی به سال ۱۹۲۶ م، و توسط نشر محمد حسن المرصفی به سال ۱۹۲۷ م، در بیروت در سال‌های ۱۸۷۸، ۱۸۸۲، ۱۸۹۰ ۱۸۹۲، و غیره صورت گرفته‌است.

    ترجمهٔ انگلیسی این اثر در آکسفورد به سال ۱۸۱۹ منتشر شده‌است. فاندیک این ترجمه را بار دیگر در قاهره به سال ۱۹۰۵ م منتشر کرده‌است. همچنین ترجمهٔ ایتالیایی درسان ریمو به سال ۱۹۱۰ م و ترجمه‌ای روسی در مسکو ـ لنینگراد در سال ۱۹۳۴ م، ترجمه‌ای فرانسوی به سال ۱۹۳۶ م از این کتاب منتشر شده‌است.

    چاپ منقح کلیله و دمنه با تصحیح و توضیح مجتبی مینوی تهرانی توسط انتشارات امیرکبیر در ۱۳۴۳ به‌طبع رسیده‌است.

    جستارهای وابسته[ویرایش]

    پانویس[ویرایش]

    پیوند به بیرون[ویرایش]

    منبع مطلب : fa.wikipedia.org

    مدیر محترم سایت fa.wikipedia.org لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

    جواب کاربران در نظرات پایین سایت

    مهدی : نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    ناشناس : رودکی

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    ناشناس 1 ماه قبل
    0

    کلیله ودمنه اثرمنظوم این شاعرایرانیست

    ستاره سهیل 2 ماه قبل
    1

    رودکی

    امیر 4 ماه قبل
    2

    اثر کی هست؟

    ناشناس 6 ماه قبل
    2

    کلیله ودمنه اثرکیست

    ناشناس 7 ماه قبل
    0

    کلیله دمنه اثر

    ناشناس 8 ماه قبل
    -1

    کلیله و دمنه اثر کیست

    ناشناس 8 ماه قبل
    4

    رودکی

    برای ارسال نظر کلیک کنید