توجه : تمامی مطالب این سایت از سایت های دیگر جمع آوری شده است. در صورت مشاهده مطالب مغایر قوانین جمهوری اسلامی ایران یا عدم رضایت مدیر سایت مطالب کپی شده توسط ایدی موجود در بخش تماس با ما بالای سایت یا ساماندهی به ما اطلاع داده تا مطلب و سایت شما کاملا از لیست و سایت حذف شود. به امید ظهور مهدی (ع).

    برداشت از کتاب سلام بر ابراهیم

    1 بازدید

    برداشت از کتاب سلام بر ابراهیم را از سایت پست روزانه دریافت کنید.

    سلام بر ابراهیم

    سلام بر ابراهیم

    ابراهیم و دوستانش جزء نخبگان و اولین کسانی بودند که به جبهه های حق علیه باطل رهسپار شدند. برادر و دو همرزم شهید می گویند ابراهیم که زمان دبیرستان در مسابقات کشتی (آموزش و پرورش) شرکت می کرد و در میان آموزشگاه های کشور به قهرمانی رسید، هیچ گاه دیده نشد به دنبال نقطه ضعف حریف خود باشد. او در میدان نبرد کشتی گذشت می کرد. اغلب کشتی گیرها برای آنکه پشت حریف خود را به خاک برسانند فیلم حریف را می گذارند و نقطه ضعف های حریف را پیدا می کنند و از همان نقطه ضعف برای ضربه کردن حریف استفاده می کنند.

    اما ابراهیم به نقطه ضعف حریف خود توجهی نداشت و مردانه کشتی می گرفت. او در کمیته الفتح، عملیات محافظت های شهری انجام می داد و هنگامی که جنگ شروع شد برای اعزام سر از پا نمی شناخت. یکی از رزمندگان از طرف سپاه ماموریت می گیرد که از جبهه گزارش تهیه کند. بعد از آنکه ماموریت او به اتمام رسید به تهران بازگشت و طی جلسه ای گفت: جنگ شروع شده و قصرشیرین سقوط کرده و رزمندگان اسلام تا پاسگاه برار عزیز عقب نشینی کرده اند. سه روز از جنگ گذشته بود که ابراهیم و دوستانش در خیابان 17 شهریور یک جلسه ای سرپایی تشکیل دادند تا برای رفتن به جبهه آماده شوند او در این جلسه گفت: باید کمیته الفتح را جمع آوری کرده و نیروها را آماده نگه داشت تا زمانی که تشکیلات دستور دهند و با یک تجهیزات کامل به جبهه های حق علیه باطل رهسپار شویم. در کمیته الفتح اکثر نیروها تحت امر ابراهیم هادی بودند. هنگامی که دشت ذهاب دست نیروهای عراقی بود تعدادی از رزمندگان به دلیل عدم تجربه به اسارت عراقی ها درآمدند اما ابراهیم با یک نقشه طراحی شده و اصولی تر وارد نبرد با دشمن شد. ابراهیم با تعدادی از نیروهای رزمنده که حدودا ده الی پانزده نفر بودند برای شناسایی و آماده کردن نقشه به خاک دشمن نفوذ کرد و حدودا سه روز طول کشید که شناسایی به اتمام رسید.

    در واقع نفوذ به خاک دشمن و شناسایی مناطق دشمن یکی از کارهای ابراهیم بود و به این کار علاقه زیادی داشت. در ادامه آنها بعد از سه روز با نوشته های زیاد و نقشه دقیق آمدند و نیروها را طبق نقشه تقسیم کردند.

    آنها بدون آنکه تزلزلی داشته باشند با قدرت و یقین شروع به کار کردند زیرا شهادت را پذیرفته و می دانستند در این راه شهادت وجود دارد به همین دلیل به هیچ چیز فکر نمی کردند. آنها در سرپل ذهاب که تیپ 3 ابوذر هم بود مستقر شدند. منطقه شناسایی شد و آنها یکی یکی به سوی ارتفاعاتی که گرفته بودند رفتند و در آنجا مستقر شدند تا به راحتی بتوانند در آنجا دیده بانی کنند.

    او خانواده اش را بسیار دوست می داشت، با مرام و با معرفت بود. هرکسی که برای اولین بار با ایشان برخورد داشت از وزیر گرفته تا کارگر، از انسانیت و اخلاق حسنه او تعریف و تمجید می کردند.

    در گردان کسانی بودند که روسای قبیله و یا منطقه خود به حساب می آمدند و هنگامی که ابراهیم به همراه دوستانش نزد آنها می رفت و سوالاتی از آنها می کرد در عرض بیست دقیقه بزرگان منطقه که اغلب از کسانی بودند که مردم برای دستبوسی نزدشان می آ مدند مرید ابراهیم می شدند.

    و با چندین تن به طور مسلح ابراهیم را محافظت می کردند و او را فرمانده می نامیدند. در واقع صداقت، رفاقت، صفا و صمیمیت وی باعث می شد که آنها مرید او شوند.

    ابراهیم با یک دمپایی و یک شلوار کردی و سر تراشیده در جبهه و شهر تهران رفت و آمد می کرد و در عین سادگی و ساده زیستی کارهای بزرگی انجام می داد.

    “روزگاری است که در میخانه خدمت می کنم

    در لباس فقر کار اهل دولت می کنم”‌

    اوکار یک دولت را می کرد. حقوقش را در اختیار دوستانش قرار می داد و به آنها می گفت آن را در راه خدا برای مستضعفین خرج کنید. هیچ گاه دیده نشد که ایشان همراه خود پول داشته باشد. در واقع با پول قهر بود. تمام اموالش را در اختیار دیگران قرار می داد. دوستان وی هنگامی که سخاوتمندی و مردانگی او را می دیدند عاشق و شیفته اش می شدند و خصوصیات ابراهیم در روحشان رسوخ می کرد.

    او نیروهایی همچون شهید علی خرم دل، اصغر وصالی و … را تربیت کرد. برای مثال، علی خرم دل هنگامی که می خواست به منطقه برود موتورش را به دوستانش داد و به آنها گفت: این آخرین تعلقی بود که من داشتم و می خواهم دل از آن بکنم تا دیگر در این دنیای فانی چیزی نداشته باشم و با خیال راحت و فکر آسوده این دنیا را ترک کنم… .

     مفقود شدن شهید هادی

    یک ماه از مفقود شدن ابراهیم می گذشت. بچّه هایی که با ابراهیم رفیق بودند هیچکدام حال و روز خوبی نداشتند. هر جا جمع می شدیم از ابراهیم می گفتیم و اشک می ریختیم.

    برای دیدن یکی از بچّه ها به بیمارستان رفتیم، رضا گودینی هم اونجا بود. وقتی که رضا رو دیدم انگار که داغش تازه شده باشه بلند گریه می کرد. بعد گفت: "بچّه ها دنیا بدون ابراهیم برا من جای زندگی نیست. مطمئن باشید من تو اولّین عملیات شهید می شم".

    یکی دیگه از بچّه ها گفت: "ما نفهمیدیم ابراهیم کی بود. اون بنده خالص خدا بود که اومد بین ما و مدّتی باهاش زندگی کردیم تا بفهمیم معنی بنده خالص خدا بودن چیه" یکی دیگه گفت: "ابراهیم به تمام معنا یه پهلوان بود یه عارف پهلوان"

    ***

    پنج ماه از شهادت ابراهیم گذشت. هر چه مادر از ما پرسید: " چرا ابراهیم مرخصی نمی آد؟" با بهانه های مختلف بحث رو عوض می کردیم و می گفتیم: "الآن عملیاته، فعلاً نمی تونه بیاد تهران و... خلاصه هر روز چیزی می گفتیم."

    تا اینکه یکبار دیدم مادر اومده داخل اتاق و روبروی عکس ابراهیم نشسته و اشک می ریزه. اومدم جلو و گفتم: "مادر چی شده؟"

    گفت: من بوی ابراهیم رو حس می کنم. ابراهیم الآن توی این اتاقه، همینجا و... "

    وقتی گریه اش کمتر  شد گفت: "من مطمئن هستم که ابراهیم شهید شده".

    مادر ادامه داد: "ابراهیم دفعه آخر خیلی با دفعات دیگه فرق کرده بود، هر چی بهش گفتم: بیا بریم، برات خواستگاری، می گفت: نه مادر، من مطمئنم که بر نمی گردم. نمی خوام چشم گریانی گوشه خونه منتظر من باشه"

    چند روز بعد مادر دوباره جلوی عکس ابراهیم ایستاده بود و گریه می کرد. ما هم بالاخره مجبور شدیم به دایی بگیم به مادر حقیقت رو بگه. آن روز حال مادر به هم خورد و ناراحتی قلبی او شدید شد و در  سی سی یو بیمارستان بستری شد.

    سال های بعد وقتی مادر را به بهشت زهرا می بردیم بیشتر دوست داشت به قطعه چهل و چهار بره و به یاد ابراهیم کنار قبر شهدای گمنام بشینه، هر چند گریه برای او بد بود. امّا عقده دلش رو اونجا باز می کرد و حرف دلش رو با شهدای گمنام می گفت.  

    منبع مطلب : article.tebyan.net

    مدیر محترم سایت article.tebyan.net لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

    قدس آنلاین

    قدس آنلاین

    جواد شیخ الاسلامی/

    امسال نام شهید ابراهیم هادی را زیادتر از هر سال شنیدیم. چه در نمایشگاه کتاب تهران که کتاب «سلام بر ابراهیم» درباره خاطرات این شهید، جشن یک میلیون و 100هزار تایی شدنش را گرفت و چه در همین جلسه اخیر رهبر انقلاب با شاعران که رهبری یادی از این شهید کردند. همین اتفاقات شاید بهانه خوبی باشد برای اینکه برویم سراغ «علیرضا خراسانی»؛ نوجوان گرگانی که یکی از عاشقان کتاب شهید ابراهیم هادی است و به قول خودش دوست دارد همه مردم ایران حداقل یک بار کتاب «سلام بر ابراهیم» را بخوانند. او به همین خاطر پول توجیبی‌هایش را جمع می‌کند، کتاب «سلام بر ابراهیم» را می‌خرد و به دوستان، معلمان و اقوامش هدیه می‌کند. با علیرضا خراسانی درباره علاقه‌اش به شهید ابراهیم هادی، کتاب «سلام بر ابراهیم» و کارهایی که می‌کند، صحبت کردیم:

    • ما با علیرضا خراسانی به عنوان یکی از نوجوان‌هایی که عاشق شهداست، گفت‌وگو می‌کنیم. کلیشه‌های مرسوم درباره این نسل چیزهای دیگری می‌گویند. خودت ماجرا را چطوری می‌بینی؟

    خب من در یک خانواده مذهبی رشد کرده‌ام. عموی من هم یکی از شهدای دفاع مقدس است. علاوه بر این مدارسی که رفته‌ام، خیلی روی من تأثیر گذاشته است. این مدارس برنامهها و طرح‌های قرآنی مختلفی داشت که روی تربیت معنوی بچه‌ها خیلی تأثیر داشتند. فکر می‌کنم این سه عامل در رشد شخصیتم خیلی مؤثر بودند و کمک کردند با این عقبه وارد جامعه بشوم.

    • پس خانواده خودتان از خانواده‌های شهید بودند؟

    بله. از کوچکی عکسی از عموی شهیدم در خانه ما بود و من با چهره ایشان مأنوس بودم. یادواره‌هایی هم برای ایشان می‌گرفتند که سبب می‌شد بیشتر با ایشان آشنا شوم و محبتم به عمو بیشتر شود. خیلی از همرزمان عمویم هم برایم از خصوصیت‌های اخلاقی‌اش، مثل شجاعت و کمک کردن به مردم می‌گفتند و این‌ها موجب شد شخصیت کاریزماتیک و جذابی از این شهید برای من شکل بگیرد.

    • اوضاع درس و مدرسه چطور است؟

    الآن دبیرستان تیزهوشان می‌روم و علوم انسانی می‌خوانم. معدلم هم در سال آخر دبیرستان 57/19 شده است. برای انتخاب رشته هم انتخاب نخستم رشته انسانی بود. علوم انسانی را خیلی دوست داشتم. به نظرم بیشتر نخبه‌های ما به سمت رشته‌های تجربی و ریاضی می‌روند و تمایل به رشته انسانی کم است. برای همین علاقه‌مند شدم رشته علوم انسانی را انتخاب کنم تا بتوانم به جامعه‌ام کمکی بکنم. برنامه‌ام این است که به دانشگاه علوم قضایی تهران بروم.

    • بیاییم سراغ موضوع کتاب. از چه زمانی به کتاب علاقه پیدا کردی؟

    از همان بچگی که مادرم برایم کتاب می‌خواند. خیلی که کوچک بودم مادرم برایم قصه‌های پیامبران و امامان را می‌خواند. وقتی بزرگ شدم، کلاس هفتم یا هشتم از طریق یکی از دوستان با کتابی آشنا شدم که فوق‌العاده بود؛ کتاب «خاک‌های نرم کوشک» که خاطرات زندگی شهید عبدالحسین برونسی است. پس از خواندن وصیتنامه عموی خودم و بعضی از سرداران، این نخستین کتابی بود که می‌خواندم. از بس این کتاب برایم جذاب بود، دو سه بار دیگر هم آن را خواندم.

    • با اینکه سن زیادی نداشتی، کتاب را خوب می‌فهمیدی!

    «خاک‌های نرم کوشک» خیلی روان است و چون پیش از آن رابطه خوبی با مطالعه داشتم، راحت‌تر توانستم آن را بخوانم. پس از «خاک‌های نرم کوشک» چند کتاب دیگر را شروع کردم؛ مثل کتاب «من زنده‌ام» و «آن بیست و سه نفر». پس از این‌ها هم با کتاب شهید ابراهیم هادی آشنا شدم. واقعاً می‌توانم بگویم با این کتاب زندگی من به دو بخش تقسیم شد؛ پیش از مطالعه و پس از مطالعه این کتاب. کتاب را دو سه روزه تمام کردم و سریع جلد دومش را خواندم. با جلد دوم بود که با شهید مصطفی صدرزاده آشنا شدم. جالب اینکه من پس از خواندن جلد دوم کماکان جلد اول سلام بر ابراهیم را رها نمی‌کردم. جلد یک را بیشتر از جلد دوم دوست دارم و تا حالا شاید 10، 11 بار آن را خوانده‌ام. هر بار کتاب را می‌خوانم به نکات جدیدتری می‌رسم. همیشه همراه با مطالعه کتاب، خودکار دستم می‌گیرم و یادداشت برداری می‌کنم.

    • پس می‌شود گفت که عاشق شهید هادی و کتابش شده‌ای؟

    بله، خیلی زیاد. البته در کنارش کتاب‌های دیگر هم مطالعه کرده‌ام. اما هنوز که هنوز است کتاب شهید ابراهیم هادی روی میز مطالعه من است و مدام به آن رجوع و دوباره‌خوانی می‌کنم.

    • یعنی ممکن است باز هم آن را بخوانی؟

    همین الآن هم دارم آن را می‌خوانم! این کتاب فوقالعاده است. می‌خواهم با بازخوانی‌های مختلف شهید هادی را فراموش نکنم. دوست دارم مدام با او مأنوس باشم. ضمن اینکه چون کتاب را به دیگران هدیه می‌دهم، دوست دارم به کتاب مسلط باشم و بتوانم خاطراتی از شهید هادی را برایشان تعریف کنم.

    • اوضاع کتابخوانی خانواده هم به خوبی شماست؟

    کتاب‌هایی را که من می‌خوانم، خانواده هم می‌خوانند. حتی آن‌ها خیلی بیشتر از من کتاب می‌خوانند. یکی از دلایل کتابخوانی من خانواده و بیشتر هم مادرم است. مادرم چون خانه‌دار هستند، وقت بیشتری برای مطالعه دارد و بیشتر با هم درباره کتاب صحبت می‌کنیم. ضمن اینکه زیاد به کتاب‌فروشی‌ها می‌رویم. وقتی هم که بچه بودم، با مادرم توی تندتر خواندن کتاب‌ها رقابت داشتیم!

    • خیلی از همسن‌های تو پولشان را خرج چیزهای دیگر می‌کنند. خیلی هنر کنند خرج کافی‌شاپ و سینما و این‌ها. چه شد که تو تصمیم گرفتی پول توجیبی‌ات را کتاب بخری و به دیگران هدیه بدهی؟

    البته من کافی‌شاپ و سینما هم می‌روم، ولی طوری برنامه‌ریزی می‌کنم که بتوانم کارهای دیگر هم انجام بدهم. کتاب هدیه دادن من وقتی شروع شد که با فعالیت‌های شهید صدرزاده آشنا شدم. برایم خیلی عجیب بود که شهید صدرزاده در هر ماه چند کتاب می‌خریده و به دیگران هدیه می‌داده است. من هم از شهید صدرزاده یاد گرفتم و گفتم همین کار را می‌کنم. به یاد شهید صدرزاده و مثل خود او ابتدای همه کتاب‌های می‌نویسم: «به یاد شهید مصطفی صدرزاده، وقف در گردش». من به کارهایی مثل وقف در گردش و نذر فرهنگی خیلی اعتقاد دارم. با خودم می‌گویم، اگر در ماه 30 تا کتاب هدیه بدهم و از آن30 نفر فقط دو نفر از شهید هادی الگو بگیرند و به دیگران کمک کنند، فقر در کشورمان کمتر می‌شود. در چرخه «وقف در گردش» کتاب، ممکن است چندین ابراهیم هادی تربیت شوند. کسانی که وقتی خاطرات شهید هادی را می‌خوانند، مثل او به مردم نیازمند کمک کنند و دستشان را بگیرند.

    • به معلم‌هایت هم کتاب را هدیه داده‌ای؟

    یک بار معلم انشا گفت درباره «کتاب» انشا بنویسید. من هم درباره کتاب شهید ابراهیم هادی نوشتم. وقتی انشا را شنیدند، جذب کتاب سلام بر ابراهیم شدند، آن را از من گرفتند و خواندند. یک کتاب هم به معلم ریاضی‌ام هدیه دادم. ایشان هم قبول کردند و خواندند. حالا هم کتاب دارد بین معلم‌ها دست به دست می‌شود.

    • تا حالا چند کتاب خریده‌ و هدیه داده‌ای؟

    تاکنون حدود 130، 140 تا بوده.

    • چطور هزینه‌ها را مدیریت می‌کنی تا بتوانی این‌همه کتاب بخری؟

    مثلاً هزینه ماهیانه سرویس مدرسه من به صورت رفت و برگشت می‌شود 120 هزار تومان که از پدرم خواستم آن را به خودم بدهند تا رفت‌وآمد مدرسه را مدیریت کنم. الآن برای رفتن با پدرم می‌روم و برای برگشت هم با چند تا از بچه‌ها تاکسی اینترنتی می‌گیریم و برمی‌گردیم تا در هزینه‌ها صرفه‌جویی کنیم. با این شیوه در هر ماه 90 هزارتومان صرفه‌جویی می‌کنم. در کنار این، مقداری پول توجیبی روزانه دارم. گاه جایزه‌هایی هم می‌گیرم. تمام این‌ها را کنار هم می‌گذارم و صرف خرید کتاب می‌کنم. خود شهید به من کمک می‌کند تا بتوانم در این مسیر حرکت کنم و آدم‌های بیشتری را با شهید هادی آشنا کنم.

    • پشیمان که نیستی پولت را خرج دیگران می‌کنی؟

    اصلاً. پشیمانی‌ام از این است که چرا این‌قدر دیر کار را شروع کردم. اگر زودتر شروع می‌کردم، به دوستان بیشتری کتاب را هدیه می‌دادم و با این کار به خیلی‌ها کمک می‌کردم. مثلاً یکی از دوستان داشت به انحراف‌های خاصی کشیده می‌شد. این کتاب را به او هدیه دادم تا مطالعه کند. نمی‌گویم 180 درجه عوض شد، ولی تغییرات زیادی در او دیدم. امیدوارم وقتی این کتاب در چرخه «وقف در گردش» به دست دیگران می‌رسد، تأثیراتش ادامه داشته باشد.

    • حرفی با همسن‌هایت داری؟

    من معتقدم خود نوجوان‌ها و جوان‌ها شاید تا 15 درصد در وضعیتی که امروز داریم، مقصر باشند. بقیه تقصیرها برعهده جامعه، خانواده، آموزش و پرورش و سایر نهادهای مسئول است. شاید خود من اگر در یک خانواد دیگر به دنیا می‌آمدم یا اگر با کتاب شهید ابراهیم هادی آشنا نمی‌شدم، فرد دیگری ‌بودم. باید به نوجوان‌ها و جوان‌ها کمک کنیم تا شرایط بهتری داشته باشند. به نظرم باید کتاب خوب بگیریم و بخوانیم. خود من سعی می‌کنم در تولد دوستان و اقوام، جدا از هدیه‌ای که خانواده می‌دهند، متناسب با شخصیت و نیاز فرد یک کتاب به او هدیه بدهم. خوبی کتاب این است که اگر الآن خوانده نشود ممکن است 10 سال بعد که این فرد ازدواج کرد، توسط بچه‌اش خوانده شود. دوست دارم هر ایرانی دست‌کم یک بار کتاب «سلام بر ابراهیم» را بخواند.

    منبع مطلب : qudsonline.ir

    مدیر محترم سایت qudsonline.ir لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

    جواب کاربران در نظرات پایین سایت

    مهدی : نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    Sahar : چرا برداشت نیست؟! 😳

    بهار : کو برداشت؟؟⁦☹️⁩من بع امید یه جمع بندی کلی اومدم

    نمیگم اسممو : بچه ها هرکی ی سایت پیدا ک برداشته کامل رو بزاره برام بفرسته

    نیکا : کو خلاصش

    Maryam : برداشت کو ؟😐

    سحد : منم

    علی : برداشت نیست

    ناشناس : برداشت نیست

    ایدین : برداشت از این کتاب

    فاطیما : پس برداشت از کتاب کو؟

    مبینا : برداشت میخام نه خود کتاب😐💔

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    ... 2 روز قبل
    0

    لطفا هرکی داره بفرسته

    ناشناس 8 روز قبل
    0

    پرسپولیس و استقلال

    Vcjcjcj 21 روز قبل
    -1

    Buguhihug

    الم 6 ماه قبل
    -2

    داوکددا

    نازیلا 10 ماه قبل
    -1

    کسی برداشت رو نداره من نیاز. دارم 🙏🏻

    نمیگم 11 ماه قبل
    -2

    کوش

    زهرا 11 ماه قبل
    -1

    من امروز برداشت میخوام

    مهردا 11 ماه قبل
    -2

    من یه ده خط برداشت از کتابو میخواستم شما اومدین کتابو خلاصه کردین خو این چه فایده ای داره😰😰😰

    خلاصه سلام بر ابراهیم 11 ماه قبل
    -1

    ایا واقعن خلاصه سلام بر ابراهیم 1 همین است .........

    ناشناس 12 ماه قبل
    -1

    Myچکیده ای ازهمین کتاب

    my 12 ماه قبل
    -1

    سلام ممنون

    ناشناس 12 ماه قبل
    -1

    برداشت نداشت که 😔لطفا اگر کسی برداشت رو داره بفرسته ممنون

    M 12 ماه قبل
    -1

    دوستان من برداشت جلد یک و دوش رو دارم هرکس خواست خبر بده می دم بهش

    0
    ... 2 روز قبل

    منم میخوامممم

    0
    یه‌بدبخت‌ 14 روز قبل

    منممم میخوام

    -1
    Ioam 26 روز قبل

    سلام میشه برداشت هر دو جلدش رو بدین؟

    -1
    Z 11 ماه قبل

    سلام میشه برداشت ۱و۲ رو بدین

    -1
    محمد جواد 11 ماه قبل

    من میخوام

    -1
    ناشناس 11 ماه قبل

    امکانش هست بفرستید؟

    -1
    .. 11 ماه قبل

    لطفاً برداشت 1 رو برام بفرست

    0
    سارا 11 ماه قبل

    ميشه برداشت جلد يك اش رو بدي

    1
    امیر 11 ماه قبل

    سلام من برداشت ۲ بخش رو می خوام

    1
    فاطمه 11 ماه قبل

    میشه برادشت یکش رو بدین

    0
    هانا 11 ماه قبل

    کاش بگذارید ما نیاز داریم 😍

    0
    مهرا 11 ماه قبل

    سلام من میخوام لازممه واقعا میشه لطفا برداشت جلد یکو دو رو بدین🙏🙏🙏🙏🙏🙏

    1
    امین 12 ماه قبل

    لطفا جواب دهید 🙏 🙏 🙏 بدین لطفا جواب دهید 🙏

    1
    مریم 12 ماه قبل

    سلام میشه برداشت جلد1 بدین

    -1
    ابوالفضل 12 ماه قبل

    میشه بدیش

    0
    نرجس 12 ماه قبل

    سلام،،من برداشت ازجلد۲سلام برابراهیم میخواستم،،ممنونم

    1
    منم میخام 12 ماه قبل

    منم میخام

    0
    سلام من برداشت رو میخوام 12 ماه قبل

    سلام من برداشت رو میخوام

    0
    بیتا 12 ماه قبل

    ببخشید خیلی ممنون میشم اگه برداشت رو بهم بدید خیلی لازم دارم ضروری💖

    0
    mona 12 ماه قبل

    میشه لطفا ب من بدید ممنون میشم لطفا؟:::::>......

    0
    پویا تیرم 12 ماه قبل

    من میخام

    -1
    مم 12 ماه قبل

    میخامش

    باااببب 12 ماه قبل
    -1

    ادد

    Masihi 12 ماه قبل
    2

    من برداشت میخاستم... 😐💔

    2
    M.g.n 12 ماه قبل

    منم برداشت میخواستم

    تو رو خدا خلاصه رو بگید 12 ماه قبل
    3

    من خسته شدم از پس گشتم من اگه پیدا کردم برای همه می فرستم

    -1
    دیبا 12 ماه قبل

    پیدا کردی؟

    نادیا 12 ماه قبل
    -1

    من برداشت می خوام واسه امشب پس کو برداشت؟ کسی نداره؟

    مهدی شبانی پور 12 ماه قبل
    -1

    برداشت از مستند خاطرات موتور سیکلت

    Maryam 12 ماه قبل
    6

    برداشت کو ؟😐

    علی 12 ماه قبل
    2

    پس برداشت این کجاست؟

    عسل 12 ماه قبل
    3

    برداشت از این کتاب کو پس😠

    0
    ارمان شکرانه 12 ماه قبل

    برداش را لطف کنید بدهید

    ناشناس 12 ماه قبل
    5

    برداشت نیست

    علی 12 ماه قبل
    5

    برداشت نیست

    نیکا 12 ماه قبل
    6

    کو خلاصش

    ناشناس 12 ماه قبل
    3

    پس کو برداشت

    رها 12 ماه قبل
    1

    کو برداشت

    طناز 12 ماه قبل
    3

    منن نذرر کردم اگه پیداا کنم برا همه میفرسم 😐😐💔💔معلممون گفته تا فردا صبح بیشتر وقت نداریم😶کمک😶💔

    -2
    الهه 12 ماه قبل

    میشه اگه نوشتی بفرستی

    0
    رزا 12 ماه قبل

    اگه نوشتی میشه بفرستی لطفا 🙏🏻🙏🏻

    3
    A_T_F 12 ماه قبل

    منم امروز میخوااااااام😞

    2
    تیارا 12 ماه قبل

    پیدا کردی ؟؟ 😐😶

    سارا 12 ماه قبل
    -1

    چرا برداشت نداره من برداشت یا مفهوم که از خواندن کتاب میگیریم میخوام

    یا زهرا 12 ماه قبل
    1

    هر کی کتاب رو خونده میشه برداشتتون رو بگین

    1
    اشکان 12 ماه قبل

    لطفا یکی لینک یا جوابش رو بفرسته

    1
    نمیخوام اسممو بگم 12 ماه قبل

    من خودم دنبال برداشت از کتابم

    مبینا 12 ماه قبل
    4

    برداشت میخام نه خود کتاب😐💔

    نمیگم اسممو 1 سال قبل
    6

    بچه ها هرکی ی سایت پیدا ک برداشته کامل رو بزاره برام بفرسته

    ناشناس 1 سال قبل
    1

    برداشت از جلد ۱کجاست

    ناشناس 1 سال قبل
    1

    اصلا این که خود کتاب بود و مقل اینکه من برداشت میخاستم

    فاطیما 1 سال قبل
    4

    پس برداشت از کتاب کو؟

    م. ح. ک 1 سال قبل
    0

    مگه ننوشتین برداشت از کتاب پس کو!؟

    بهار 1 سال قبل
    7

    کو برداشت؟؟⁦☹️⁩من بع امید یه جمع بندی کلی اومدم

    0
    nadyaw 12 ماه قبل

    کووو برداشت

    3
    ⚠︎ 1 سال قبل

    همچنین ☹︎

    5
    سحد 1 سال قبل

    منم

    Sahar 1 سال قبل
    8

    چرا برداشت نیست؟! 😳

    ایدین 1 سال قبل
    1

    برا داشت از این کتاب

    -1
    سارینا 12 ماه قبل

    اگه نوشتید میشه بفرستید🙏🏻🙏🏻

    ایدین 1 سال قبل
    4

    برداشت از این کتاب

    مهدی 1 سال قبل
    0

    نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    برای ارسال نظر کلیک کنید