توجه : تمامی مطالب این سایت از سایت های دیگر جمع آوری شده است. در صورت مشاهده مطالب مغایر قوانین جمهوری اسلامی ایران یا عدم رضایت مدیر سایت مطالب کپی شده توسط ایدی موجود در بخش تماس با ما بالای سایت یا ساماندهی به ما اطلاع داده تا مطلب و سایت شما کاملا از لیست و سایت حذف شود. به امید ظهور مهدی (ع).

    باشگاه خریداران دالاس

    1 بازدید

    باشگاه خریداران دالاس را از سایت پست روزانه دریافت کنید.

    باشگاه خریداران دالاس

    باشگاه خریداران دالاس

    باشگاه خریداران دالاس (به انگلیسی: Dallas Buyers Club) محصول ۲۰۱۳ آمریکا، فیلمی‌ست در گونه درام زندگینامه‌ای، با بازی متیو مک‌کانهی، جنیفر گارنر، جرد لتو و استیو زان و به کارگردانی ژان-مارک ولی. این فیلم براساس زندگی واقعی ران وودروف ساخته شده‌است؛ بیمار مبتلا به ایدز که بعد از استفاده از یک داروی تأیید نشده و احساس بهبودی، تصمیم گرفت آن دارو را به تگزاس قاچاق کند. این فیلم تحسین‌های زیادی از طرف منتقدان به همراه داشت و نامزدی‌ها و جوایز بسیاری را دریافت کرد که از آن جمله‌اند: بُرد دو جایزه گلدن گلوب برای متیو مک‌کانهی و جرد لتو و نامزدی شش جایزه اسکار در بخش‌هایی مانند بهترین فیلم، بهترین بازیگر نقش اول مرد برای مک‌کانهی و بهترین بازیگر نقش مکمل مرد برای لتو. ژان-مارک ولی و مارتین پِنسا هم نامزد بهترین تدوین شدند؛ نام ولی در تیتراژ فیلم با اسم مستعار "John Mac McMurphy" آمده‌است.

    مک کانهی و جرد لتو برای بازی در این فیلم به ترتیب ۴۷ پوند (حدود ۲۳ کیلوگرم) و ۳۰ پوند (۱۴ کیلوگرم) وزن کم کردند.[۵][۶]

    خلاصه داستان[ویرایش]

    در سال ۱۹۸۵ در شهر دالاس یک تکنسین برق کار ران وودروف (متیو مک‌کانهی) گاوچرانی که مبتلا به تخیلات هوموفوبیایی است در می‌یابد که به بیماری ایدز مبتلا است و تنها ۳۰ روز تا پایان زندگی فرصت دارد. او در ابتدا از پذیرش واقعیت ابتلا به بیماری سر باز می‌زند، اما با به یاد آوردن رابطه جنسی با یک معتاد به مواد مخدر سر انجام تسلیم واقعیت می‌شود. او به سرعت از طرف خانواده و دوستانش طرد می‌شود. در بیمارستان او در می‌یابد که تنها داروی مؤثر بر روی ایدز زیدوودین (ای زی تی) می‌باشد که برای آزمایش بر روی انسان از سازمان غذا و دارو مجوز دارد. او توسط یکی از دکترهای بیمارستان بنام دکتر ایو سک، جنیفر گارنر، مطلع می‌شود که برای بررسی اثرگذاری این دارو تنها برای نیمی از بیماران تجویز شده‌است.

    ران با رشوه دادن به یکی از کارکنان بیمارستان موفق می‌شود مقداری ای زی تی بدست آورد. با شروع استعمال دارو وضعیت سلامتی ران بدتر و بدتر می‌شود. در مراجعه به بیمارستان با رایان جرد یک بیمار اچ آی وی دیگر که ران با وی مشکل دارد مواجه می‌شود. با بدتر شدن وضع سلامتی ران او برای دریافت ای زی تی به بیمارستانی مکزیکی مراجعه می‌کند. دکتر وس که لیسانس پزشکی خود را در آمریکا ملغی کرده‌است به ران می‌گوید که ای زی تی در واقع سمی است که به تمامی سلول‌های بدن حمله می‌کند و اصرار می‌کند تا ران از دارو دی دی سی و پروتئین تی اس استفاده کند که این داروها در آمریکا تأیید نشده‌اند. بعد از سه ماه وضعیت سلامتی ران به‌طور ملموسی بهبود می‌یابد. او به این فکر می‌افتد تا با واردات و فروش داروی جدید به مبتلایان اچ آی وی می‌تواند پول قابل توجهی به جیب بزند. هم‌زمان دکتر ساک به اثرات منفی ای زی تی پی می‌برد ولی سرپرست وی دکتر سوارد بر ادامه تجویز ای زی تی اصرار می‌ورزد.

    ران شروع به فروش داروی جدید در خیابان می‌کند. او هم‌زمان با رایان تماس برقرار می‌کند تا توسط وی مبتلایان بیشتر پیدا کند. آن‌ها با هم کلوپی به نام باشگاه خریداران دالاس راه‌اندازی می‌کنند که برای اعضای خود پروتئین تی و دی دی سی تهیه می‌کند. آن‌ها بابت داروها پولی از اعضا دریافت نمی‌کنند ولی اعضا باشگاه می‌بایست ماهانه ۴۰۰ دلار حق عضویت پرداخت کنند. این باشگاه به سرعت طرفداران زیادی در بین بیماران مبتلا به ایدز پیدا می‌کند. ران کم‌کم به رایان به عنوان یک دوست احترام می‌گذارد. وقتی ران دچار حمله قلبی می‌شود دکتر سوارد از وجود باشگاه آگاهی می‌یابد و از اینکه پروسه تجویز و مصرف ای زی تی قطع شده به شدت عصبانی می‌شود. او توسط سازمان دارو و غذا ترتیب دستگیری ران را می‌دهد. دکتر ساک با وجود اینکه به بهبود وضعیت باشگاه خریداران بهتر شده ولی خود را ناتوان از انجام تغییر در شرایط می‌یابد. مأموران سازمان غذا و دارو به محل باشگاه حمله می‌کنند ولی تنها به جریمه ران بسنده می‌کنند. به مرور پیدا کردن راهی برای قانونی کردن پپتاید تی و پروتئین به عنوان دغدغه اصلی ران در می‌آید و او دیگر تنها به جنبه مادی ماجرا فکر نمی‌کند. داروی جدید به مرور کمیاب و کمیاب تر می‌شود تا اینکه ران از اینکه با وجود اثبات بی‌ضرر بودن پپتاید تی و پروتئین هنوز ممنوع می‌باشد از سازمان دارو و غذا شکایت می‌کند. هر چند وی در دادگاه پیروز می‌شود ولی به خاطر عدم وجود ساز و کارهای مناسب نمی‌تواند بطور رسمی دارو تهیه کند. در نهایت سازمان نظارت بر غذا و دارو به ران اجازه می‌دهد تا ران بتواند به‌طور رسمی پپتاید تی و پروتئین برای مصارف شخصی خودش تهیه کند. او در سال ۱۹۹۲ هفت سال پس از مهلتی که به وی گفته شده بود می‌میرد. داستان با ادامه مبارزه او برای بدست آوردن دارو ادامه می‌یابد.

    پانویس[ویرایش]

    منابع[ویرایش]

    پیوند به بیرون[ویرایش]

    دانلود فیلم باشگاه خریداران دالاس Dallas Buyers Club 2013

    دانلود فیلم باشگاه خریداران دالاس Dallas Buyers Club 2013

    BluRay 1080p

    لینک مستقیم

    دانلود زیرنویس فارسی

    – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – –

    BluRay 720p

    لينک مستقيم

    دانلود زیرنویس فارسی

    – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – –

    BluRay 480p

    لينک مستقيم

    دانلود زیرنویس فارسی

    هنگام تماشای فیلم باشگاه خریداران دالاس Dallas Buyers Club 2013 ساخته کارگردان اهل کبک، والی (سازنده ی فیلم های «C.R.A.Z.Y» و «ویکتوریای جوان»)، یاد و خاطره استیون سودربرگ، سازنده «مایک جادویی»، فیلم قبلی ای که متیو مک کانهی در آن بازی کرد به ذهن خطور می کند. سبک بصری فارغ از هر قید و بند، حال و هوای شن آلود محیط، سهولت روابط متقابل شخصیت و نگاه به دور از هیاهویی که تقریباً تصادفی به دنبال جزئیات می گردد همگی یادآور بی قیدی و انرژی و سرزندگی بهترین اثر سودربرگ، «مایک جادویی» هستند.

    صحنه های شروع و پایانِ فیلم، به شکلی نمادین، تحول ران در زندگی اش را به نمایش می گذارد. در آغاز، ران در حالیکه از لای نرده های چوبی، شاهد رام کردنِ گاوِ خشمگین به دست گاوبازی ماهر است، همزمان با دو شخص مشغول است. او به گاوِ وحشیِ در حال بالا پایین جهیدن می نگرد و غریزه اش را، این وحشی ترین عنصر وجودی اش را، به دیوانه وارترین شکل ممکن رفع می کند. و همین روابطِ به شدت افسارگسیخته و کنترل نشده است که این کابوی لاغرمردنی را به ایدز مبتلا می کند.

    فیلمنامه از یک سو به زندگی شخصی ران، رابطه اش با ریون، رانده شدن از سوی دوستان و جامعه ای که هنوز شناختی نسبت به این بیماری مهلک ندارد و ترسِ ران از پایان یافتنِ احتمالی زندگی اش می پردازد و از سوی دیگر، تقابل ران با سیستم دارویی آمریکا را به تصویر می کشد و در این باره می گوید که سردمدارانِ پول پرست، چطور برای حفظ منافع خود، انسان های مبتلا به ایدز را با دارویی بی تأثیر و خطرناک، به مرگ نزدیک تر می کنند در حالیکه خیلی راحت می توانند داروهایی به بیماران تجویز کنند که لااقل مرگِ آن ها را به تعویق بیندازد؛ یعنی همان اتفاقی که برای ران می افتد. او وقتی بعد از سی روز، مدت زمانی که دکترها به او گفتند خواهد مُرد، همچنان زنده می ماند، به خاطر حس انسان دوستی و طبیعتاً به اضافه ی کمی هم منفعت طلبی (!)، تلاش می کند تا مردم بیچاره را آگاه کند. او با انواع و اقسامِ کلک ها، داروهای به زعم دولت، قاچاق را وارد کشور می کند و به بیماران می فروشد اما این طبیعی ست که قدعلم کردن جلوی دولت و سردمداران منفعت طلب، کار غیرممکنی ست. همیشه بوده. ران در مسیرِ روبرویش، تلاش می کند آن عیاشی ها و آن بی بند و باری ها را کناری بگذارد و نه تنها خودش زنده بماند، بلکه دیگران را هم، حتی شده برای چند روز بیشتر، زنده نگاه دارد. حالا صحنه ی پایانی، در حالیکه دو هزار و پانصد و پنجاه و هفت روز از زمانِ مقرر شده توسط دکترها برای مرگ ران می گذرد، او وارد میدانِ گاوبازی می شود و تلاش می کند تا گاو خشمگین را به زانو دربیاورد. فیلم با تصویرِ ثابتِ ران که روی گاو نشسته به اتمام می رسد. با رجعت به صحنه ی اول، معنای این صحنه بیشتر آشکار خواهد شد، اینکه ران توانسته آن عنصرِ وحشیِ وجودش و در معنایی گسترده تر، خودش و زندگی اش را تحت کنترل در آورد تا آدم بهتری، هم برای خودش و هم برای دیگران بشود.

    اما طعنه ی تلخی ست که ران آنطور بی محابا و حیوانی غرایزش را سیراب کند و آنوقت متهم بشود به انحراف آنهم در حالیکه یک هموفوبی است! هر چند هموفوبی بودنِ ران، بخشی به خاطر واقعی بودنِ این شخصیت و تمایلاتش در زندگی واقعی ست و بخشی دیگر به خاطر وجه تماتیک داستان ( همان طعنه ی تلخ سرنوشت به رانِ بیچاره که با وجود چنین هراسی، در نهایت شروع می کند به فروش داروها و حتی دوست مهربانی مثل ریون، پیدا می کند که باعثِ ثابت قدم تر شدنش در راهی که در پیش گرفته می شود ) اما تأکید بیش از اندازه ی فیلم نامه نویسان روی این جنبه از شخصیتِ ران، کاملاً غیرضروری به نظر می رسد. همچنانکه شخصیتی مثل خانم دکتر که ارتباط نیم بندِ عاطفی با ران برقرار می کند نیز عملاً در داستان هیچ کاره است.

    نمی شود از فیلم باشگاه خریداران دالاس Dallas Buyers Club 2013 گفت و از بازی فوق العاده و اسکاریِ متیو مک کانهی نگفت که در لحظات اول، با آن هیکلِ بیش از حد لاغرِ ترسناک، قابل شناختن نیست. فرمی که ما را یاد لاغری ترسناک کریستین بیل در «ماشین چی» می اندازد. مک کانهی که همانند بیل، برای ایفای این نقش، چندین کیلو وزن کم کرده و به معنای واقعی کلمه به پوست و استخوان تبدیل شده است، بی شک، یکی از بهترین بازی هایش را ارائه داده است.

    Dallas Buyers Club (باشگاه خریداران دالاس)

    Dallas Buyers Club (باشگاه خریداران دالاس)

    نقد و بررسی فیلم به قلم David Rooney (دیوید رونِی)

    نشریه هالیوود ریپورتر

    نمره 9 از 10

    موضوع فیلم که بالقوه غمگین و افسرده کننده است با شور و شوقی نیرومند و نگاه روشن مطمئنی پرداخت شده است اما این فیلم که توسط شرکت فوکوس فیچرز اکران می شود، بیشترین حمایت و توجه نسبت به خود را مدیون جذابیت فوق العاده ی بازی متیو مک کونای در نقش اول فیلم است. در حالیکه بیشتر توجه ها به وزن کم کردن متحیر کننده ی این بازیگر برای ایفای این نقش جلب می شود – اقدامی که طی آن برای موفقیت در نقش خود را به دو پاره استخوان تبدیل کرده است – باید گفت که این نقش آفرینی یک شخصیت پردازی تمام عیار است که موقعیت حرفه ای مک کونای را که همین حالا هم از جایگاه مؤثری برخوردار است، چندین رتبه بالاتر می برد.

    هنگام تماشای این فیلم موفق ساخته ی کارگردان اهل کبک، والی (سازنده ی فیلم های «C.R.A.Z.Y» و «ویکتوریای جوان»)، یاد و خاطره ی استیون سودربرگ، سازنده ی «مایک جادویی»، فیلم قبلی ای که مک کونای در آن بازی کرد به ذهن خطور می کند. سبک بصری فارغ از هر قید و بند، حال و هوای شن آلود محیط، سهولت روابط متقابل شخصیت و نگاه به دور از هیاهویی که تقریباً تصادفی به دنبال جزئیات می گردد همگی یادآور بی قیدی و انرژی و سرزندگی بهترین اثر سودربرگ، «مایک جادویی» هستند.

    والی و نویسندگان فیلمنامه، کریگ بورتن و ملیسا والاک، برای روشن کردن اینکه رون چطور مردی ست کوچکترین وقتی تلف نمی کنند. آنها او را در حالی به بیننده معرفی می کنند که همراه دو زن بدکاره در یک آغل نگهداری حیوانات مشغول اعمال شنیعی هستند. رون که از نظر حرفه ای یک برقکار دالاسی و ذاتاً یک گاوچران بی ملاحظه است، در سال 1985 بعد از یک حادثه ی جزئی که در کارش برایش اتفاق می افتد به بیمارستان مرسی می رود. آزمایش خون نشان می دهد که او مبتلا به ویروس اچ.آی.وی است و تعداد سلول های T در خون اش به شکلی هشداردهنده و خطرناک پایین آمده است. اما او نسبت به دکتر سوارد (دنیس اوهیر) و دکتر ایو ساکس (جنیفر گارنر) عکس العمل خصمانه ای نشان می دهد و تشخیص آنها را به عنوان تهمتی به مردانگی پیوسته و بدون شک علاقه مند به جنس مخالف خود تعبیر می کند.

    بعد از چند مجلس عیاشی و نمایانگر حس انکار او، واقعیت خشن و بی رحم رو به وخامت رفتن احوال جسمی رون او را تحریک می کند تا شروع به تحقیق درباره ی این ویروس کند. او که تمایلی ندارد شانس خود را در آزمایش های بیمارستانی که روی میزان پاسخ دهی داروی جدید ای.زد.تی (آزیدو تیمیدین) کار می کنند، از طریق یک خدمه ی نابکار بیمارستان دارو ها را تهیه می کند. اما وقتی این منبع از دست می رود، رون از مرز می گذرد و به مکزیک می رود، جایی که یک دکتر آمریکایی که پروانه طبابتش باطل شده (گریفین دون) در حال نتیجه گرفتن از درمانهایی جایگزین است.

    رون نیاز فوری خودش به داروها را به فرصتی کارگشا تبدیل می کند و به قاچاق مقادیری داروهای ضد ویروس غنی از ویتامین و پروتئین به تکزاس دست می زند. او برای اینکه میان گروه همجنس گرای شهر که بت تو هیچ آشنایی ندارند مشتریانی پیدا کند، با رایون (جرد لتو)، جوانی تغییر جنسیت داده که در بیمارستان با او آشنا شده و از دشمنی متعصبانه ی رون با همجنسگرا ها نیز پروایی ندارد، شریک می شود.

    آنها برای اجتناب از درگیری های قانونی باشگاهی تشکیل می دهند که در آن در ازای حق عضویت ماهانه داروهای یک دوره ی درمانی کامل در اختیار اعضا قرار می گیرد. علاوه بر این رون شروع به سفر به ژاپن، چین و هلند می کند تا به داروهای ایدزی که در خارج از کشور در حال تهیه هستند دست پیدا کند اما اف.دی.ای (اداره مواد غذایی و دارویی ایالات متحده آمریکا)، دی.ای.اِی (اداره ی مبارزه با مواد مخدر) و آی.آر.اس (اداره ی کل مالیاتهای درون مرزی) تمام تلاش خود را می کنند تا او را از ادامه ی جستجو هایش دلسرد و منصرف کنند.

    این فیلم تفکر برانگیز از خود درمانی طرفداری نمی کند و در عین حال نبرد طاقت فرسا، تعیین کننده و زمان بر برای دستیابی به درمانی مؤثر برای ویروس اچ.آی.وی در آمریکا (مستند فوق العاده ی «چطور هنگام شیوع یک بیماری مهلک زنده بمانیم» را که پارسال ساخته شد ببینید) به وسیله ی بالا بردن جایگاه تلاش های نامتعارف یک فرد غیر همجنسگرا را بی اهمیت نشان نمی دهد. فیلم داستانی مشخص درباره ی یکی از بیماران مبتلا به ایدز تعریف می کند که حاضر نمی شود جایی مخفی شود و در سکوت و بی خبری بمیرد، آن هم در حالیکه حرفه ی پزشکی و غول های داروسازی دارند دست دست می کنند و تعلل به خرج می دهند و به شکلی تقریباً انحصاری روی داروی ای.زد.تی که آنقدر گران است که تهیه اش غیرممکن می نماید تمرکز کرده اند و عوارض جانبی سمی آن را نادیده گرفته اند.

    در حالیکه آن بخش شرم آور شکست نظام مند آمریکا برای نظارت بر یک بیماری همه گیر، اینجا تنها به اندازه ای که اقتضای داستان بوده پرداخته شده است، فیلم نمایی غنی از پیش زمینه ی این اتفاقات پیش روی مخاطب قرار می دهد. مانند بی اعتنایی از سر همجنس بازی هراسی که رفقای میخواره گی سابق رون نسبت به او نشان می دهند و طعم تلخ و گزنده ی تعصب پیشین خودش را به او می چشانند.

    اما چیزی که فیلمنامه ی بورتن و والاک را برجسته و متمایز می کند، این است که آنها از احساساتی کردن داستان با خلق تغییرات متعالی نگرانه ی دم دستی و بی ارزش برای هدایت رون به راه راست و سعی در کسب حس همدلی برای او، خودداری می کنند. کسب و کار غیر قانونی او هنوز هم از منفعت طلبی شخصی اش نشأت می گیرد اما با اینحال به شکلی تقریباً غیرآگاهانه، مبارزه ای که برای حق کنترل روش درمان خودش به راه انداخته، حالتی نوع دوستانه می گیرد و رفتارش نسبت به آدم هایی که زمانی آنها را تحقیر و مسخره می کرد، به تدریج ملایم می شود.

    مک کونای این تغییرات لطیف را به زیبایی در رویه ای تند و خشن بازی می کند که پر از انرژی است اما در عین حال احساساتی غیرقابل پیش بینی دارد. رون در ابتدا به عنوان چنان شخصیت مزخرف و غیرقابل اصلاحی به نمایش در آمده که به بازیگری نیاز است که بتواند شرارت ها و بی شخصیتی ها را نشان دهد اما علاوه بر این مهارت واقعاً شیفته کننده ای در قرار گرفتن در قالب نقش داشته باشد تا حس همدردی ما را هم جلب کند. مک کونای به بهترین نحو از پس این موازنه ی حساس بر می آید. او لحظات تأثیرگذاری، هم در کنار گارنر و هم لتو دارد اما نکته ی غافلگیر کننده در این است که او داستان زندگی مردی را که در حال به عقب راندن مرگ است، اینقدر خنده دار می کند.

    نقش گارنر اهمیت کمتری دارد اما او زمانی که دکتر ایو به رون سر می زند و کاردانی او را تحسین می کند و او را شایسته ی کاری که انجام می دهد می داند، گارنر گرما و صمیمیت بسیاری به این لحظه ها می بخشد. لتو، در نقش فرعی درخشان تر فیلم، واقعاً فوق العاده است. او که کاملاً در قالب شخصیت رایون جای گرفته، وجود بلند و باریک خود را به هیچ وجه مصنوعی جلوه نمی دهد و شوخی های تند و تیز و از سر لاس زدن او به وسیله ی حس خود ویرانگری ناگریزش تأکید بیشتری پیدا می کنند.

    اختصاصی نقد فارسی

    مترجم: الهام بای

    نقد و بررسی فیلم به قلم James Berardinelli (جیمز براردینِلی)

    نشریه 7.5

    همچون بسیاری از بیوگرافی‌های “براساس واقعیت”، بار قابل توجهی بر روی شیوه روایت وودروف، که در اینجا با یک بازی حیرت انگیز از متیو مک‌کانهی اجرا شده است، قرار دارد. گیراترین جنبه باشگاه خریداران دالاس در تماشای این است که چطور این فرد از زن بازی جاهل تبدیل می‌شود به فردی نگران برای احوال مردها و زنهای همجنس گرایی که روزانه به آنها برمی‌خورد.

    مورد دیگری که باشگاه خریداران دالاس در انجامش موفق عمل کرده است، بازسازی جو آن زمان اواسط تا اواخر دهه ۱۹۸۰ است. زمانی که کژپنداری‌ها و اطلاعات غلط در مورد این بیماری وافر اما داروهای قانونی برای تسکین بخشیدن عوارضش کمیاب و اغلب بی‌اثر بود. زمانی که این باور غلط رایج بود که تنها همجنس‌بازان در معرض این بیماری قرار دارند (از همین رو عبارت “ایدز بلای خدا برای همجنس‌بازان است” به گوش می‌رسید). این باور در فیلم آنگاه که زنباره‌ای همچون وودروف پس از پخش خبر ابتلایش به بیماری با دوستانش روبرو می‌شود، و مورد آماج خصومت‌ها، ترس، و رفتار همجنس‌گرا ستیزانه ایشان قرار می‌گیرد نشان داده می‌شود.

    دیگر عنصر داستانی در باشگاه خریداران دالاس برمی‌گردد به درگیری بین مبتلایان به ایدز و مأموران FDA، که مکرّرا تاکید بر این نکته دارد که هر جا نوبت به تایید دارو می‌رسد، دولت دست در گردن شرکت‌های بزرگ داروسازی دارد. فیلم با تاکید بر اینکه جنبه‌های مالی به اندازه جنبه‌های سلامتی بیماران در انتخاب دارو برای تایید شدن مهم است، بسیار دردآور می‌شود. در نهایت ماموران عرصه را بر وودروف بخاطر انبار داروهایش (ویتامین و پروتئین)، هرچند هیچ کدام از آنها خطرناک نیستند، تنگ می‌کنند، تنها با این دلیل که برای معالجه ایدز در ایالات متحده تایید نشده‌اند.

    از بسیاری از جهات، فیلم تنها در مورد متیو مک‌کانهی است، و ژان-مارک والی کارگردان کانادایی آنقدر هوشیار هست که تمام توجهش را بر روی او متمرکز کند. مک‌کانهی که اینجا به نسخه‌ای لاغر از هری ریمز بازیگر فیلم‌های هرزه‌نگاری می‌ماند، با غرق شدن در نقشش یکی از بهترین بازیهای دوران بازیگری‌اش را به اجرا می‌گذارد. مک‌کانهی با تلاش فراوانش، که از فیلم وکیل لینکلن آغاز شد و تا فیلم ماد در همین امسال ادامه داشت، در صدد خلق تصویری جدید از خود برآمد، و اگر شبهه‌ای هم در مورد قابلیت‌هایش باقی مانده بود، باشگاه خریداران دالاس به همه آنها پایان داد. اجرای او آنقدر قابل تحسین است، نیاز به اشاره به ظاهر مشابهش به کریستین بیل (در فیلم ماشین‌کار) نیست، که او را مستحق نامزدی برای اسکار نماید (هرچند این زمینه امسال آنقدر شلوغ است که هیچ معلوم نیست او موفق به این امر خواهد شد یا خیر).

    پشتیبانی مک‌کانهی در این فیلم بر عهده جرد لتو است، که تصویرسازی‌اش از یک تراپوش (لباس جنس مخالف پوش) به نام رایان، هر چند بسیار مبتنی بر طرح داستان، به خوبی قابل لمس است. وجود رایان آینه میزان تغییر و تحول و رشد وودروف است. وجود این شخصیت هر چند سه-بعدی نباشد مهم است. جنیفر گارنر به نظر می‌رسد نقش آن دکتری که الزاما باید برای مقابله با بنگاه دارویی وجود داشته باشد را پر کرده است. مشکلی در اجرای گارنر نیست، اما این شخصیت به شدت زائد است.

    وقتی نوبت به یافتن مخاطب می‌رسد، باشگاه خریداران دالاس به مشکلی مشابه با فیلم میلک بر می‌خورد: هر چه قدر هم که داستان فیلم گیرا باشد، فیلم‌های جدی که “همجنسگرا” پنداشته شوند به ندرت در گیشه به توفیقی دست می‌یابند. شاید با تمرکز بر یک نقش اول ناهمجنس خواه مقاومت کمتری از سوی عموم مخاطبان شاهد بود (هرچند ممکن است با فیلمهای در مورد نژاد پرستی با ناجیان سفید پوست مقایسه شود). بدون توجه به این که باشگاه خریداران دالاس را که خواهد دید و که نخواهد دید، این فیلم با به زیبایی به تصویر در آوردن شخصیتی چشمگیر و یاد دادن درسی تاریخی به آنان که سنّشان به یادآوردن دوران سیاه دهه ۱۹۸۰ برای مبتلایان به ایدز نمی‌رسد، به آنچه که می‌خواسته رسیده است.

    اختصاصی نقد فارسی

    مترجم: سید مجتبی حسینی

    جواب کاربران در نظرات پایین سایت

    مهدی : نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    مهدی 1 سال قبل
    0

    نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    برای ارسال نظر کلیک کنید