توجه : تمامی مطالب این سایت از سایت های دیگر جمع آوری شده است. در صورت مشاهده مطالب مغایر قوانین جمهوری اسلامی ایران یا عدم رضایت مدیر سایت مطالب کپی شده توسط ایدی موجود در بخش تماس با ما بالای سایت یا ساماندهی به ما اطلاع داده تا مطلب و سایت شما کاملا از لیست و سایت حذف شود. به امید ظهور مهدی (ع).

    ایرج میرزا در چه قرنی می زیست

    1 بازدید

    ایرج میرزا در چه قرنی می زیست را از سایت پست روزانه دریافت کنید.

    ایرج میرزا

    ایرج میرزا

    ایرج میرزا (پاییز ۱۲۵۲ یا ۱۲۵۳ خورشیدی در تبریز[۱][۲] -‏ ۲۲ اسفند ۱۳۰۴ خورشیدی در تهران)[۳] ملقب به «جلال‌الممالک» و «فخرالشعرا»، از جمله شاعران برجستهٔ ایرانی در عصر مشروطیت (اواخر دوره قاجار و اوایل دوره پهلوی)[۴] و از پیشگامان تجدد در ادبیات فارسی بود.[۵] ایرج میرزا در قالب‌های گوناگون شعر سروده و ارزشمندترین اشعارش مضامین انتقادی، اجتماعی، احساسی و تربیتی دارند. شعر ایرج ساده و روان و گاهی دربرگیرندهٔ واژه‌ها و گفتارهای عامیانه است و اشعار او از جمله اشعار اثرگذار بر شعر دوره مشروطیت بود.

    زندگی‌نامه[ویرایش]

    او فرزند صدرالشعرا غلامحسین‌میرزا، نوهٔ ایرج پسر فتحعلی‌شاه و نتیجهٔ فتحعلی شاه قاجار بود. تحصیلاتش در مدرسه دارالفنون تبریز صورت گرفت و در همان مدرسه مقدمات عربی و فرانسه را آموخت. وقتی امیرنظام گروسی مدرسه مظفری را در تبریز تأسیس کرد، ایرج میرزا سمت معاونت آن مدرسه را یافت و در این سمت مدیریت ماهنامه ورقه (نخستین نشریه دانشجویی تبریز) را برعهده گرفت. در نوزده سالگی لقب «ایرج بن صدرالشعرا» یافت. لیکن بزودی از شاعری دربار کناره گرفت و به مشاغل دولتی مختلفی از جمله کار در وزارت فرهنگ (معارف آن‌زمان) پرداخت. سپس به استخدام اداره گمرک درآمد و پس از مشروطیت هم در مشاغل مختلف دولتی از جمله وزارت کشور در سمت فرماندار آباده و معاونت استانداری اصفهان خدمت کرد. ایرج میرزا در پی یک سکته قلبی در منزلی در تهران درگذشت. ایرج میرزا به زبان‌های فارسی، ترکی آذربایجانی، عربی و فرانسه تسلط داشت و روسی نیز می‌دانست و خط نستعلیق را خوب می‌نوشت. آرامگاه ظهیرالدوله خانه ابدی ایرج میرزا شد.[۶][۷][۸][۹][۱۰][۱۱]

    شخصیت[ویرایش]

    ایرج به گروهی از شاهزادگان قاجار تعلق داشت که در حکمرانی بر کشور سهم مؤثری نداشتند ولی با این وجود، تعلق خاطر خود را به نسب و اشرافیت خود حفظ کرده بودند. ایرج نیز مانند پدرش صدرالشعرا، گاه دچار فقر و تنگدستی می‌شد و از همین رو همفکری و همدردی با تهیدستان و روح اعتراض به نابرابری‌های اجتماعی در وی زنده بود. او به سبب خصلت ولخرجی، سفرهای مداوم و تغییر مکرر شغل، برخلاف میل باطنی خود گاه مجبور به مدیحه‌سرایی اعیان و اشراف می‌شد ولی به نحو ملایم اما مؤثر از این کار ابراز دلتنگی و بیزاری می‌کرد.[۱۲][۱۳]

    کسانی که از نزدیک با ایرج ارتباط داشته‌اند، گفته‌اند که او در زندگی روزمره مردی متین و موقر بوده و در جمع به لفظ قلم سخن می‌گفته اما هنگام حضور در محافل خصوصی و در میان دوستان، این حریم به یکباره از میان می‌رفت و به بذله‌گویی مبدل می‌شد.[۱۴] یک پروفسور خاورشناس روسی که در زمان حیات ایرج او را ملاقات کرده دربارهٔ او می‌گوید:[۴]

    دیدگاه سیاسی[ویرایش]

    ایرج به همراه ملک‌الشعرا بهار، بلندترین صدای شعر دورهٔ مشروطه بود. او بر خلاف بهار که از زاویه میهن‌پرستی به مشروطه می‌نگریست، بیشتر از دیدگاه یک بورژوای اشرافی، منتقد روابط اجتماعی بود.[۱۵] و ضمن آنکه توده مردم را فاقد شعور سیاسی و درک اجتماعی می‌دانست، دوری از خطر درافتادن با قدرتمندان و پیروی از مصلحت را برای دوستان تجویز می‌کرد.[۱۶]

    باوجود آنکه ایرج به شاهزادگی خود مباهات می‌کرد، ولی ابیاتی نیز در نقد و بدگویی دربارهٔ محمدعلی شاه و احمد شاه از وی باقی‌مانده‌است؛ بنابراین او فارغ از حب و بغض و تعصب بی‌جا، منش روشنفکری و آزاداندیشی را پیشه خود ساخته بود. تا جایی که در قیام کلنل محمدتقی‌خان پسیان، از مشاورین او به‌شمار می‌رفت.[۱۷] او محافظه‌کارانه، دخالت در سیاست را تا جایی تجویز می‌کرد که به منافع شخصی لطمه نخورد؛ ولی در عین حال عقاید وطن‌پرستانه‌ای نیز از خود بروز می‌داد.[۱۶]

    ایرج اسکندری که فضای آن زمان را به چشم دیده بود. بعدها در خاطرات خویش توضیح داد ترانه‌های عارف این شاعر ملی و آزادیخواه ایرانی، تأثیری شگرف در شنوندگان داشت و آن‌ها را به نفع جمهوری به حرکت درمی‌آورد.[۱۸]

    دیدگاه مذهبی[ویرایش]

    ایرج موضع مخالفی در برابر حجاب داشته‌است. این موضع را می‌توان به راحتی در قطعه «کاروانسرا» مشاهده کرد. در جای‌جای دیوان ایرج از این مقوله سخن رفته و همین موضع باعث مخالفت دو گروه متفاوت، با ایرج و افکار او شده‌است: گروهی که به دلیل تمایلات مذهبی با ایرج مخالفت اصولی و عقیدتی داشتند و گروهی که به لحاظ سیاسی به دنبال فرصتی برای ضربه زدن به او بودند. به هرحال با روی کار آمدن حکومت غیر مذهبی رضا شاه، گروه دوم از جمع مخالفان جدا شده و طرفدار او شدند.[۱۹]

    این شاعر همچنین برخی از عقب‌ماندگی کشور را به سبب عمل گروهی از روحانیون و روضه‌خوانان می‌دانست. او قصیده‌ای در هجو شیخ فضل‌الله نوری دارد.[۲۰] و علی‌رغم اینکه به عنوان یک شاعر سیاسی شناخته نمی‌شود، در برابر او موضع‌گیری نموده‌است.[۲۱]

    ایرج در هجونامه مشهور خود به روحانیون قشری و ریاکار به شدت می‌تازد ولی در عین حال علمای حقیقی را نیز مستثنی می‌کند:

    به رغم این ایرج در لابه‌لای اشعار خود تمایلات و عقاید مذهبی‌اش را نیز آشکار می‌کند. از آن جمله در قصیده‌ای که در نعت پیامبر اسلام سروده:

    یا مراثی با مطلع «رسم است هر که داغ جوان دید دوستان» و «سرگشته بانوان وسط آتش خیام» که در مورد حوادث عاشورا سروده یا اشعار متعددی مانند «اندر خبر بود که نبی شاه حق‌پرست» و «گفتم رهین مهر تو شد این دل حزین» و همچنین «خوش آن که او را در دل بود ولای علی» که در وصف علی بن ابیطالب سروده‌است. به عنوان نمونه دیگر از ابیاتی که عقاید مذهبی او را نمایان می‌کند می‌توان به خاتمه شعر مشهور «نصیحت به فرزند» که خطاب به کودک خردسالش خسرو میرزا سروده اشاره کرد:

    دیدگاه اجتماعی[ویرایش]

    ایرج منتقد اوضاع جامعه سنتی زمان خویش بود. او به راحتی با زبان مطایبه و طنز، از برخی از رسوم ایرانیان (مانند بلند شدن جلوی پای اشخاص هنگام ورود به مجلس) انتقاد می‌کرد.[۲۲]

    او اگرچه در خصوص روابط کارگر و کارفرما با دیگر شعرای معاصر خویش همچون فرخی یزدی، میرزاده عشقی و عارف قزوینی همصدا می‌شد، ولی در این خصوص از چارچوب رفع تکلیف فراتر نرفته و تنها به کبر و غرور کارفرما ایراد می‌گرفت و به عمق روابط بی‌رحمانه استثماری بی‌توجه می‌ماند.[۲۳]

    ایرج همراه با سید اشرف الدین حسینی (معروف به گیلانی)، مدیر روزنامه نسیم شمال، و مخبرالسلطنه هدایت از اولین شاعرانی است که شعرهایی را به‌طور خاص برای کودکان سروده‌اند. شعرهایی چون شوق درس خواندن، مهر مادر، کلاغ و روباه، خرس و صیادان، دو نفر دزد خری دزدیدند، نصیحت به فرزند، ما که اطفال این دبستانیم از نمونه‌های اینگونه اشعار هستند که مضمون دلنشینی و جذابی را با زبان بسیار ساده و روانی مطرح می‌کنند. برخی از این اشعار ترجمهٔ منظوم ایرج میرزا از قصه‌های ژان دو لا فونتن هستند که مستقیماً از زبان فرانسه توسط او به فارسی برگردانده شده‌است.[۲۴]

    اما آثار تربیتی اینگونه ادبیات کودک، توسط پروین اعتصامی و بعدها توسط صمد بهرنگی به‌طور جدی به چالش کشیده شد.[۲۵] آثار ایرج از اولین دوره یکسان شدن کتاب‌های درسی در ایران، در کتاب‌های درسی چاپ شده‌است.[۲۶]

    ایرج همچنین ازجمله نخستین مردانی در ایران شناخته می‌شود که از جنبش‌های حامی حقوق زنان حمایت کرده‌است.[۲۷]

    احترام به مادر[ویرایش]

    وی چندین شعر در احترام به مادر دارد. شعرهایی چون «قلب مادر» و «مهر مادر» از معروفترین اشعار فارسی در مورد احترام به مادر هستند.

    مهر مادر:

    قلب مادر:

    یادواره[ویرایش]

    برخی از دوستان و شاعران هم‌دوره با ایرج میرزا مانند محمدحسین شهریار و وحید دستگردی، در سوگ او اشعاری سروده‌اند. قطعه زیر یکی از دو قطعه‌ای است که ملک‌الشعرا بهار به یاد ایرج سروده‌است.[۲۹]

    همچنین قمرالملوک وزیری در رثای ایرج میرزا ترانه «امان از این دل» را در دستگاه سه‌گاه خوانده‌است.[۳۰][۳۱] به گفته مرتضی نی‌داوود، ایرج میرزا چندی در جوانی واله قمر بود.[۳۲] بولواری در شهر مشهد به نام ایرج میرزا نام‌گذاری شده بود که در سال ۱۳۸۸ به دلیل آنچه «ادبیات مستهجن» ایرج خوانده شد، به جلال آل احمد تغییر نام یافت.[۳۳][۳۴]

    نقد ایرج[ویرایش]

    ایرج با وجود آشنایی به فرهنگ و ادبیات فرانسه و با آنکه به میزان مجاز بودن ورود هزل به حوزه عفت عمومی در آن زبان آشنا بود، ولی به وفور از معانی زشت، الفاظ رکیک و مضامین مستهجن در اشعار خود استفاده کرده‌است. اینگونه واژه‌ها چنان زیاد در اشعار او استفاده شده‌اند که به اعتقاد برخی کارشناسان، نمی‌توان دیوان ایرج را در دسترس کودکان قرار داد.[۳۵]

    ایرج از نوزده سالگی به عنوان شاعر در دستگاه ولیعهد منصوب شده بود و برای عیدها و مراسم رسمی شعر می‌سرود. اما از آنجا که از سرودن مدایح درباری بیزار بود از این شغل خارج شد و پیشه منشی‌گری و دبیری را بر عهده گرفت. بیزاری از شعر که مربوط به این دوران سرودن مدایح بی‌معنی و بی‌روح است باعث شده بود تا حتی در روزگاری که شعر را به خواهش دل خود می‌سرود نیز این کار را جدی نگیرد و به جای اینکه از شعر برای مطرح کردن مباحث اخلاقی و اجتماعی و سیاسی استفاده کند بدان به چشم وسیله‌ای برای تفنن و تصفیه حساب‌های شخصی استفاده می‌کرد و اگر هم مسائل سیاسی و اجتماعی و اخلاقی در شعر او مطرح شده به عنوان یک مسئله فرعی جلوه کرده‌است. اسدالله طلعت تبریزی منظومه‌ای ۲۳۴ بیتی در انتقاد از عارف‌نامه ایرج میرزا سروده و در آن به این نکته اشاره کرده بود:

    این مسئله را طرفداران ایرج نیز قبول دارند که او قدر ذوق و قریحه شعری خود را ندانسته و بر میزان نفوذ و تأثیر کلام خود واقف نبود.

    افزون بر اینگونه اشعار و کلمات رکیک، شعر ایرج با همه پختگی از نظر فن شعر نیز خالی از اشکال نیست. برخی از این نواقص چنین است:[۳۶]

    آثار[ویرایش]

    آثار ایرج را می‌توان به دو بخش پیش و پس از مشروطه تقسیم کرد. اشعار دوره پیش از مشروطه او که محصول دوران جوانی اوست، بیشتر قصایدی در ستایش رجال زمان و بزرگان قاجار است. بخش بزرگی از این دسته اشعار ایرج امروزه در دست نیست. اشعار دوره پس از مشروطه ایرج که بیشتر به انتقادهای اجتماعی در قالب مضامین بکر اختصاص دارد، دارای اعتبار ادبی بیشتری هستند.[۸][۹][۳۷] بخشی از آثار منظوم وی، در پاسخ به مسابقات ادبی (مطروحه) انجمنهای شعرا یا نشریات معتبر ادبی بوده‌است. قطعات «دل مادر» و «هدیه عاشق» در پاسخ به مطروحه‌های مجلات «ایرانشهر» و «اقدام» سروده شده‌اند.[۳۸]

    استفاده تقریباً بی‌نظیر ایرج از زبان ساده و خروج او از چارچوب‌ها و قالب‌های رایج در شعر فارسی، باعث شده تا شعر او، جایگاه ویژه‌ای نسبت به شاعران هم دوره خود در ادبیات فارسی بیابد. او علاوه بر اینکه پا را از هنجارهای پذیرفته شده و رایج شعر دوره خود فراتر گذاشته، معانی و مضامین جدید و فلسفه واقع گرایانه‌ای را به شعر فارسی داخل می‌کند که باعث ایجاد فضای جدید ادبی پس از خود می‌شود. پرهیز از اغراق‌های غیرضروری رایج در شعر معاصرین و نزدیکی هرچه بیشتر به واقعیات روزمره، از خصوصیات شعر او است.[۳۹] آثار و اشعار ایرج میرزا مشتمل بر غزلیات، قصاید، قطعات و چندین مثنوی ازجمله مثنوی زهره و منوچهر و مثنوی عارف‌نامه است.

    مثنوی عارف‌نامه[ویرایش]

    عارف‌نامه معروفترین شعر ایرج میرزا و از مشهورترین منظومه‌های ادبیات فارسی است. شعری در قالب مثنوی در ۵۱۵ بیت که در اصل در هجو عارف قزوینی سروده شده ولی شاعر در ضمن آن به بیان مسائل سیاسی و اجتماعی با نگاه انتقادی نیز می‌پردازد. نکوهش حجاب و مخالفت با خانه‌نشینی زنان، انتقاد از سیاست‌مداران و فضای سیاسی کشور و اعتراض به رواج بچه‌بازی و رابطه با همجنس از مضامین دیگر این شعر است که با بیانی طنزآمیز و هزلی مطرح شده‌اند.

    عارف‌نامه به رغم محبوبیت و شهرت فراوان خود مورد انتقادات و مخالفت‌های فراوان نیز قرار گرفته و شاعران معاصر ایرج نیز چندین منظومه مفصل در انتقاد از آن سرودند و ایرج میرزا نیز چندین شعر در پاسخ به ایشان سروده‌است. انگیزه برخی مخالفت‌ها دفاع از عارف قزوینی و برخی دیگر دفاع از حجاب و برخی نیز انتقاد از عبارات بی‌ادبانه در این شعر بوده‌است.

    مثنوی زهره و منوچهر[ویرایش]

    زهره و منوچهر مثنوی عاشقانه‌ای از ایرج میرزا است که برگرفته از اسطوره «ونوس و آدونیس» از اساطیر یونانی است. در طول تاریخ شاعران و نویسندگان بزرگی آثار مهمی را در مورد این عشق نافرجام و تلخ خلق کرده‌اند از جمله منظومه ونوس و آدونیس اثر ویلیام شکسپیر که شعر ایرج میرزا نیز برداشت آزادی از شکسپیر است. هرچند ایرج تغییرات زیادی در داستان داده و با ذکر مسائل فرهنگی ایران آن را بومی‌کرده‌است. برای مثال آدونیس شکارچی به یک نظامی جوان ایرانی تبدیل شده و زهره نیز وقتی از جامه افلاکی درآمده و جامه خاکیان را بر تن می‌کند به رسم زنان ایران مقنعه بر سر دارد و وقتی از شاهکارهای خود سخن می‌گوید از خلق هنرمندانی چون کمال‌الملک و پروردن قمرالملوک و دادن قلم در کف دشتی و ساز به دست درویش خان سخن می‌گوید. زهره و منوچهر محصول سال‌های پایانی عمر ایرج است و به همین جهت ناتمام مانده و بعدها احتمالاً توسط سید عبدالحسین حسابی تکمیل شده‌است.[۴۰]

    پانویس[ویرایش]

    جستارهای وابسته[ویرایش]

    منابع[ویرایش]

    پیوند به بیرون[ویرایش]

    منبع مطلب : fa.wikipedia.org

    مدیر محترم سایت fa.wikipedia.org لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

    زندگینامه ایرج میرزا

    زندگینامه ایرج میرزا

    ایرج میرزا پاییز ۱۲۵۲ یا ۱۲۵۳ خورشیدی در تبریز بدنیا آمد و در ۲۲ اسفند ۱۳۰۴ خورشیدی در تهران در گذشت. ایرج میرزا ملقب به «جلال الممالک» و «فخرالشعرا»، از جمله شاعران برجستهٔ ایرانی در عصر مشروطیت (اواخر دوره قاجار و اوایل دوره پهلوی) و از پیشگامان تجدد در ادبیات فارسی بود. ایرج میرزا در قالب‌های گوناگون شعر سروده و ارزشمندترین اشعارش مضامین انتقادی، اجتماعی، احساسی و تربیتی دارند. شعر ایرج ساده و روان و گاهی دربرگیرندهٔ واژه ها و گفتارهای عامیانه است و اشعار او از جمله اشعار اثرگذار بر شعر دوره مشروطیت بود.

    آثار ایرج میرزا

    ایرج میرزا، شاعرِ صریح الهجه مشروطه

    در مقدمه کتاب «سیری در زندگی و آثار ایرج میرزا» از قول «پروفسور مار»، ایران شناس نام‌دار روس، ایرج میرزا را چنین توصیف کرده است: «مردی بود سیاه سوخته و لاغر اندام و متوسط القامه و در رفتار و گفتار شکیبا و بردبار. اشعار ایرج وقتی خودش آن ها را می خواند جان می گرفت… ایرج میرزا را از زمره‌ی شاعران برجسته‌ی عصر مشروطیت می دانند. شاید بتوان وی را از شاعران مطرح دوران تجدد در ادبیات ایران نیز به شمار آورد.»

    ایرج میرزا فرزند صدرالشعرا غلامحسین میرزا و نوه ی ایرج پسر فتحعلی شاه قاجار بود. پدر با تخلص «بهجت» شعر می‌سرود. او در سال ۱۲۵۱ شمسی در تبریز دیده به جهان گشود. ایرج تحصیلاتش را در مدرسه‌ی دارالفنون تبریز یا همان «مدرسه‌ی مظفریه» گذراند و در همان‌جا بود که مقدمات عربی و فرانسه را آموخت. مدرسه‌ی مظفریه دومین مدرسه‌ی آموزش عالی در تاریخ معاصر به حساب می‌آید که در دوران ولایت‌عهدی ِ مظفرالدین میرزا به سبک دارالفنون تهران تاسیس شد.

    زمانی که حسنعلی خان گروسی ملقب به «امیرنظام گروسی» مدرسه‌ی مظفری را در تبریز ساخت، ایرج میرزا معاونت آن مدرسه را برعهده گرفت. امیر نظام گروسی سیاست‌مدار و وزیر و ادیب و خوشنویس دوره‌ی قاجار بود. او علاوه بر مناصب سیاسی ادیبی توانمند بود که دو اثر ادبی به نام‌های منشآت و پندنامه یحیویه نیز به جا مانده است.

    ایرج میرزا علاوه بر معاونت این مدرسه، مدیریت ماهنامه‌ی «ورقه» یا «ارگان دارالفنون تبریز»، که نخستین نشریه‌ی دانشجویی ِ شهر تبریز بود را نیز عهده‌دار بود. او در نوزده سالگی لقب «ایرج‌بن صدرالشعرا» یافت اما شاعر دربار بودن را کنار گذاشت و به شغل‌های دولتی از جمله کار در وزارت فرهنگ که در آن زمان «معارف» نام داشت و پس از آن  به استخدام اداره‌ی گمرک در آمد و پس از مشروطه نیز در مشاغل مختلف دولتی از جمله وزارت کشور و در سمت فرماندار آباده و معاونت استان‌داری اصفهان به کار مشغول شد. ایرج میرزا به زبان‌های فارسی، ترکی، عربی و فرانسه تسلط  داشت و تا حدودی نیز زبان روسی می‌دانست.

    ایرج میرزا در سن شانزده سالگی ازدواج کرد و سه سال از ازدواجش نگذشته بود که پدر و همسر هر دو را از دست داد. دوران اقامت ۵ ساله‌ی ایرج میرزا در خراسان را شاید بتوان بهترین دوره‌ی کوشش ادبی ایرج میرزا دانست. اشعار پیش از دوره مشروطیت ایرج اشعاری است که بیشتر در ستایش رجال زمان و بزرگان قاجار است اما پس از مشروطه اشعار ایرج میرزا بیشتر رنگ و بوی مضامینی با انتقادهای اجتماعی به خود می گیرد.

    مجسمه ایرج میرزا

    سفر ایرج میرزا به اروپا و قفقاز و آشنایی او با آداب و فرهنگ و ادبیات دیگران در رشد و بالندگی ایرج میرزا تاثیر به‌سزایی داشت. بسیاری از اشعار ایرج میرزا را جمع کثیری از مردم شنیده‌اند و یا خوانده‌اند. شاید بتوان از معروف‌ترین اشعار او شعری را دانست که عنوان «مادر» گرفته است. بسیاری از مردم خصوصا بزرگ‌ترها با این شعر ایرج میرزا آشنایی دارند و لااقل برخی از ابیات آن را از حافظه می‌خوانند:

    گویند مرا چو زاد مادر / پستان به دهن گرفتن آموخت

    شب ها سر گاه واره‌ی من / بیدار نشست و خفتن آموخت

    دستم بگرفت و پا به پا برد/ تا شیوه ی راه رفتن آموخت

    یک حرف و دو حرف بر زبانم / الفاظ نهاد و گفتن آموخت

    لبخند نهاد بر لب من / بر غنچه گل شکفتن آموخت

    پس هستی من ز هستی اوست / تا هستم و هست دارمش دوست

    سعید نفیسی در مقاله‌ای با عنوان «ستایش مادر» که در کتاب «سیری در آثار ایرج میرزا» و به کوشش علی دهباشی گرد آمده است می نویسد: آن جاذبه‌ی خاص که این شعر و برخی از دیگر اشعار ایرج میرزا جلال الممالک را از سادگی و روانی، باب فهم کودکان کرده است و نیز در بعضی از معروف ترین آثار او متجلی است چیست؟

    بنده تصور می کنم، علاوه بر دیگر مزایا، بارزترین خصیصه شعر ایرج زبان چالاک و بیان گرم و زنده و پوینده‌ی او است و برخورداری هنرمندانه وی از گفتار ساده روزانه مردم و تعبیرات آن که خود دارای بلاغتی خاص است.» وجود الفاظ رکیک در اشعار ایرج میرزا موجب شد که برخی از منتقدان، آثار تربیتی منفی ای بر اشعار او مترتب بدانند.

    ایرج میرزا در هجو شاهان قاجار از جمله احمدشاه و محمدعلی شاه نیز اشعاری سروده است. با همه‌ی این توصیفات نمی توان او را کاملا فردی بریده از مذهب دانست و یا لااقل در برهه های زمانی ای از زندگی خود ایرج میرزا به قطع باورهای مذهبی داشته است و اشعاری نیز در نعت محمد، پیامبر مسلمانان و همین طور ائمه‌ی شیعه سروده است. شعر «قلب مادر» از دیگر اشعار معروف ایرج میرزا است که در میان مخاطبان عام جای خود را باز کرده است و بسیاری از مردم آن را شنیده‌اند.

    بیوگرافی ایرج میرزا

    منظومه‌ی «زهره و منوچهر» که از یک داستان یونانی است و شکسپیر آن را به شعر درآورده است را ایرج میرزا به شعر درآورده است که از اشعاری است که در میان دیوان ایرج میرزا بیشتر شناخته شده است. خلاف آن‌چه به دلیل استفاده از الفاظ رکیک از منش و شخصیت ایرج میرزا استنباط می‌شود باید گفت که ایرج میرزا فردی متین و موقر و مبادی آداب بوده و در جمع بسیار لفط قلم سخن می‌گفته اما در جمع خصوصی و دوستانه گاهی بذله‌گو بوده است.

    به راستی که ایرج میرزا و ملک‌الشعرای بهار را می‌توان صدای شعر دوره‌ی مشروطه دانست. ایرج میرزا منتقد زمانه‌ی خود بود؛ منتقدی بی‌پروا که گاهی این بی‌پروایی به مذاق بسیاری خوش نمی‌آمد. ایرج میرزا در ۲۲ اسفندماه ۱۳۰۴ در تهران به دلیل سکته قلبی درگذشت و او را در گورستان ظهیرالدوله به خاک سپردند.

    ملک‌الشعرای بهار در رثای ایرج میرزا سروده است که:

    سکته کرد و مرد ایرج میرزا

    قلب ما افسرد ایرج میرزا

    بود مانند می صاف ِ طهور

    خالی از هر دُرد ایرج میرزا

    سعدی ای نو بود و چون سعدی به دهر

    شعر نو آورد ایرج میرزا

    از دل یارن به اشعار لطیف

    رنگ غم بسترد ایرج میرزا

    دائما در شادی یاران خویش

    پای می‌افشرد ایرج میرزا

    برخلافْ آخر ز مرگ خویشتن

    خلق را آزرد ایرج میرزا

    ای دریغا کان چه را آورده بود

    رفت و با خود برد ایرج میرزا

    گورکن فضل و ادب را گل گرفت

    چون به گل بسپرد ایرج میرزا

    سکته کرد و از پس پنجاه و پنج

    لحظه‌ای نشمرد ایرج میرزا

    مرد آسان لیک مشکل کرد کار

    بر بزرگ و خرد ایرج میرزا

    گفت بهر سال تاریخش بهار:

    وه چه راحت مرد ایرج میرزا

    منبع : bartarinha.ir

    منبع مطلب : www.beytoote.com

    مدیر محترم سایت www.beytoote.com لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

    زندگی نامه شاهزاده ایرج میرزا

    زندگی نامه شاهزاده ایرج میرزا

    زندگی نامه ایرج میرزا,بیوگرافی ایرج میرزا,زندگینامه ایرج میرزا

    زندگی نامه شاهزاده ایرج میرزا

    زندگی نامه ایرج میرزا

    شاهزاده ایرج میرزا - جلال الممالک - در سال 1253 در تبریز به دنیا آمد پدر و پدربزرگش  هر دو شاعر بودند و ایرج طبع شعری خویش را از آنها به ارث برد .

    ایرج میرزا فارسی ، عربی و فرانسوی را در تبریز آموخت و در محضر استادانی چون آقا محمد تقی عارف اصفهانی و میرزا نصر الله بهار شیروانی کسب فیض نمود. ایرج میرزا در سن شانزده سالگی  ازدواج کرد و سه سال از ازدواجش نگذشته بود که پدر و همسرش را از دست داد .به دربار رفت و در سال 1303 سمت بازرس کل امور مالیه خراسان را رها کرد و به تهران آمد.

    اقامت ایرج میرزا در خراسان که پنج سال به طول انجامید  بارزترین دوران کوشش ادبی وی بود . ایرج میرزا نمیتوانست نسبت به جنبشهای آزادیخواهی که در همه جای کشور پدید آمده بود بی اعتنا باشد و در اشعاری که در این زمان سرود سادگی و صمیمیت ، عمق اندیشه و لحن افشا و اعتراض به طور کاملا آشکار به چشم میخورد و در این سالهاست که او را به عنوان یک شاعر بزرگ ملی میشناسند و در هنگام ورود به تهران با استقبال گرم و پرشور ادبا و شعرا و مردم عادی که اندیشه های خود را در شعر او دیده بودند روبرو میشود.

    ایرج میرزا نزدیک دوسال در تهران ماند و تمام وقت خود را صرف فعالیت های ادبی نمود . تا آنکه در سال 1305 در اثر سکته قلبی در گذشت و در مقبره ظهیر الدوله به خاک سپرده شد.

    ایرج میرزا شاعری را شغل و حرفه خود قرار نداده و جز به حکم تفنن و فرمان طبع شعر نمیسرود ،حتی در ابتدا از لقب فخر الشعرائی که امیر نظام به او داده بود استفاده نکرد.

    ایرج میرزا تا اواسط عمر کمتر شعر گفته و اشعار او منحصر به همان قصاید و اعیاد واشعاری بود که جنبه تفنن و شوخی دوستانه  داشته است.

    زندگی نامه ایرج میرزا,بیوگرافی ایرج میرزا,زندگینامه ایرج میرزا

    زندگی نامه شاهزاده ایرج میرزا

    آثار ایرج میرزا
    آثار ایرج میرزا را می‌توان به دو بخش پیش و پس از مشروطه تقسیم کرد. اشعار دوره پیش از مشروطه ایرج میرزا که محصول دوران جوانی اوست، بیشتر قصایدی در ستایش رجال زمان و بزرگان قاجار است. بخش بزرگی از این دسته اشعار ایرج میرزا امروزه در دست نیست.

    اشعار دوره پس از مشروطه ایرج میرزا که بیشتر به انتقادهای اجتماعی در قالب مضامین بکر اختصاص دارد، دارای اعتبار ادبی بیشتری هستند.بخشی از آثار منظوم ایرج میرزا، در پاسخ به مسابقات ادبی (مطروحه) انجمن‌های شعرا و یا نشریات معتبر ادبی بوده‌ است.

    استفاده تقریباً بی‌نظیر ایرج میرزا از زبان ساده و خروج او از چارچوب‌ها و قالب‌های رایج در شعر فارسی، باعث شده‌ تا شعر او، جایگاه ویژه‌ای نسبت به شاعران هم دوره خود در ادبیات فارسی بیابد. ایرج میرزا علاوه بر اینکه پا را از هنجارهای پذبرفته شده و رایج شعر دوره خود فراتر گذاشته‌، معانی و مضامین جدید و فلسفه واقع گرایانه‌ای را به شعر فارسی داخل می‌کند که باعث ایجاد فضای جدید ادبی پس از خود می‌شود. پرهیز از اغراق‌های غیر ضروری رایج در شعر معاصرین و نزدیکی هرچه بیشتر به واقعیات روزمره، از خصوصیات شعر او است.آثار و اشعار ایرج میرزا مشتمل بر غزلیات، قصاید، قطعات و چندین مثنوی ازجمله مثنوی زهره و منوچهر و مثنوی عارف‌نامه‌است.

    منبع:تلخیص از ویکی پدیا،persian-man

    منبع مطلب : www.beytoote.com

    مدیر محترم سایت www.beytoote.com لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

    جواب کاربران در نظرات پایین سایت

    مهدی : نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    گل 17 روز قبل
    1

    من حساب کردم طبق تاریخ ادبیات قرن ۱۳ تا ۱۴ بوده

    قرنش چنده 8 ماه قبل
    0

    قرنش چمده

    مهدی 2 سال قبل
    0

    نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    برای ارسال نظر کلیک کنید