در حال پالایش مطالب میباشیم تا اطلاع ثانوی مطلب قرار نخواهد گرفت.
    توجه : تمامی مطالب این سایت از سایت های دیگر جمع آوری شده است. در صورت مشاهده مطالب مغایر قوانین جمهوری اسلامی ایران یا عدم رضایت مدیر سایت مطالب کپی شده توسط ایدی موجود در بخش تماس با ما بالای سایت یا ساماندهی به ما اطلاع داده تا مطلب و سایت شما کاملا از لیست و سایت حذف شود. به امید ظهور مهدی (ع).

    انچه در تکرار اهمیت دارد چیست

    1 بازدید

    انچه در تکرار اهمیت دارد چیست را از سایت پست روزانه دریافت کنید.

    سعید جعفری

    در این درس درباره بخشی از موسیقی کلام؛ گفت وگو خواهیم کرد که موضوع علم بدیع است. بدیع دو نمود لفظی و معنوی دارد. عواملی که موسیقی لفظی را پدید می آورند، بدیع لفظی می خوانیم. بدیع معنوی را در سال های آینده بررسی خواهیم کرد.

    بدیع بر چند گونه است؟ نام ببرید. – بدیع لفظی و بدیع معنوی

    بدیع لفظی چیست؟ – عواملی که موسیقی لفظی را پدید می آورد.

    تفاوت بدیع لفظی و معنوی در چیست؟ – در بدیع لفظی اگر واژه را برداریم و مترادف آن را بگذاریم آرایه بدیع از میان می رود؛ ولی در بدیع معنوی با گذاشتن مترادف واژه بدیع از میان نمی رود. مانند: برادر که نه در بند خویش است نه برادر نه خویش است. در این عبارت «خویش» آرایه جناس پدید می آورد. اگر به جای «خویش» «خویشاوند» بگذاریم جناس از بین می رود. پس جناس جزء بدیع لفظی است. یا در مثال زیر:

    ابر و باد و مه خورشید و فلک در کارند / تا تو نانی به کف آری و به غفلت نخوری

    «ابر و باد و مه خورشید و فلک» مراعات نظیر دارند. اگر به جای «ابر» «سحاب» بگذرایم، باز هم آرایه مراعات نظیر وجود دارد. پس مراعات نظیر جزء بدیع معنوی است.

    تکرار واج و واژه در زبان عادی، پسندیده نیست. امّا در زبان ادبی تکرار بر جاذبه، کشش و گوشنوازی سخن می افزاید.

    شاعران و نویسندگان متون ادبی یا از تکرار واژه سود می برند و یا از تکرار واج یا آوا بهره می گیرند؛ گاهی کلّ عبارت یا جمله را هم تکرار می کنند.

    واج آرایی: تکرار یک واج (صامت یا مصوّت) در سخن است؛ به گونه ای که بر موسیقی و تأثیر آن بیفزاید.

    واج: کوچکترین آوای بی معنای زبان که معناساز است؛ مانند: «ب» و «خ» در «بار» و «خار».

    صامت: ء (= ع) ، ب، پ، ت (= ط) ، ج، چ، خ، د، ر، ز(= ذ، ظ، ض)، ژ، س (= ث، ص)، ش، غ (= ق)، ف، ک، گ، ل، م، ن، و، هـ (= ح)، ی. (۲۳ بی‌صدا، همخوان)

    مصوّت کوتاه: ﹷ / ﹻ / ﹹ  / مصوّت بلند: / ا / او/ ای/ (۶ صدادار، واکه)

    گوشزد: «و» و «ی» می توانند صامت یا مصوّت باشند؛ بسته به اینکه در کجای هجا بنشینند. اگر واج دوم هجا باشند، مصوّت و در غیر این صورت صامت اند.

    خیزید و خز آرید که هنگام خزان است / باد خنک از جانب خوارزم وزان است (منوچهری)

    در این بیت، تکرار کدام واج ها بر موسیقی و آهنگ کلام افزوده است؟

    مصوّت بلند «ا» در بیت، هفت بار تکرار شده است. اگر به موسیقی و آهنگی که از بیت برمی خیزد، دقّت کنیم درمی یابیم که تکرار آگاهانه یک مصوّت تا چه اندازه در غنای موسیقی این بیت مؤثّر بوده و به گوش‌نوازی آن کمک کرده است. در همین بیت، تکرار صامتهای «خ» و«ز» در مصراع اوّل نیز به عنوان یک عامل ایجاد کننده موسیقی لفظی درخور توجّه است.

    پیش از اینت بیش از این، اندیشه عشّاق بود / مهرورزی تو با ما شهره آفاق بود (حافظ)

    عشّاق: عاشقان / مهرورزی: عشقبازی/ شهره: شناخته / آفاق: افق ها

    در مثال دوم، شاعر صامت «ش» را در پنج واژه آورده است؛ یعنی، «ش» بیش از هر صامت دیگری تکرار شده و همین امر بر موسیقی بیت و زیبایی آن افزوده است. این تکرار را «واج آرایی» گفته اند؛ زیرا آرایه ای است که از تکرار یک «واج» حاصل می شود.

    خواب نوشینِ بامداد رحیل / باز دارد پیاده را ز سبیل (سعدی)

    نوشین: شیرین؛ دلپسند / رحیل: کوچیدن؛ کوچ / سبیل: راه /

    در نمونه بالا، تمامی کلمات مصراع اوّل با مصوّت کوتاه « ﹻ » به هم پیوسته اند. تکرار این مصوّت، بر موسیقی بیت افزوده است.

    توجّه: واج آرایی صامت ها از مصوّت ها محسوس تر است.

    واج آرایی صامت ها محسوس تر است یا مصوّت ها؟ – صامت ها

    گوشزد۱: این آرایه نسبی است و با نگرش به سه نکته ارزیابی می‌شود:

    الف) گونه واج:‌ برای نمونه «گ» و «چ» به سادگی شناسایی می‌شوند و به گوش می‌آیند ولی «د» اینگونه نیست.

    ب) تعداد واج: بازآورد بیشتر یک واج سبب می‌شود که بیشتر به گوش بیاید.

    پ) فاصله واج: اگر فاصله دو واج همسان کم باشد به گوش می‌رسید. برای نمونه اگر سه بار «ش» پشت سر هم بیاید تکرار حس می‌شود؛ ولی اگر فاصله آنها زیاد باشد با سه بار بازآورد «ش» واج آرایی پدید نمی‌آید.

    شور شراب عشق تو آن نفسم رود ز سر / کاین سر پرهوس شود خاک در سرای تو

    به بیت های زیر توجّه کنید. در این نمونه ها، تکرار واژه بر تأثیر آهنگین بیت، افزوده است.

    پس هستی من ز هستی اوست / تا هستم و هست، دارمش دوست (ایرج میرزا)

    واژه آرایی: هستی  / واج آرایی: س، هـ ، ت

    ای دریغا، ای دریغا، ای دریغ / کانچنان ماهی نهان شد زیر میغ (مولوی)

    واژه آرایی: ای دریغا، دریغ / واج آرایی: غ (دریغ: افسوس / میغ:‌ ابر)

    با من بودی، منَت نمی دانستم / تا من بودی، منت نمی دانستم

    واژه آرایی: من، بودی، منت، نمی دانستم / واج آرایی: ن، ی ، ت (منت: من تو را / نمی دانستم:‌ نمی شناختم)

    رفتم چه من ار میان، تو را دانستم / با من بودی، منت نمی دانستم (فیض کاشانی)

    واژه آرایی: من  / واج آرایی: س، هـ ، ت (منت: من تو را)

    ما را سری است با تو، که گر خلق روزگار / دشمن شوند و سر برود، هم بر آن سریم (سعدی)

    واژه آرایی: سر / واج آرایی: س، ر

    توجّه: آنچه در تکرار اهمّیت دارد، جنبه موسیقایی و آوایی سخن است نه شکل نوشتاری واژگان.

    تفاوت واژه آرایی و جناس همسان: در واژه آرایی، دو واژه لفظ و معنای یکسانی دارند؛ ولی در جناس لفظ دو واژه یکسان است و معنا نایکسان.

    بتی دارم که چین ابروانش / حکایت می کند بتخانه چین

    گوشزد۲: اگر تکواژی به واژه افزوده شود و معنا را تغییر دهد واژه آرایی از میان می رود؛ ولی اگر معنا تغییر نکند واژه آرایی از بین نمی رود؛ مانند:

    مردی نبود گریختن سوی وصال / هنگام فراق مرد باید بودن

    گوشزد۳: حرفهایی مانند: به، در، از … با یکدیگر واژه آرایی پدید نمی آورند؛ ولی حرف و اسم و فعل می توانند واژه آرایی پدید آورند.

    جام در دست و یار در پهلو / عشق در جان و شور در سر بود

    گوشزد۴: ردیف گونه ای واژه آرایی به شمار می رود.

    نشاید که خوبان به صحرا روند / همه کس شناسند و هر جا روند

    خودارزیابی

    ۱ـ در بیتهای زیر، نمونه های واج آرایی را بیابید.

    سرو را بین بر سماع بلبلان صبح خیز / همچو سرمستان به بستان، پای کوب و دست زن (خواجوی کرمانی)

    واج آرایی: س، ن، ا / (سماع: پایکوبی؛ دست‌افشانی / سرمست: سرخوش / بستان: بوستان / پای کوب: رقصیدن)

    گو بهار دل و جان باش و خزان باش، ار نه / ای بسا باغ و بهاران که خزان من و توست (هوشنگ ابتهاج)

    واژه آرایی: باش، خزان / واج آرایی: ن، ب، ا / (ار: اگر)

    سر ارادت ما و آستان حضرت دوست / که هر چه بر سر ما می رود، ارادت اوست (حافظ)

    واژه آرایی: سر / واج آرایی: س، ر، ت، ا / (آستان: آستانه)

    ای تکیه گاه و پناهِ / زیباترین لحظه های/ پر عصمت و پر شکوه تنهایی و / خلوت من! / ای شطّ شیرین پر شوکت من! (مهدی اخوان ثالث)

    واژه آرایی: پر / واج آرایی: « ﹻ »، ت، ش، ن

    ۲ـ در اشعار زیر، آرایه تکرار (واژه آرایی) را بیابید.

    عمر ما را مهلت امروز و فردای تو نیست / من که یک امروز مهمان توام، فردا چرا؟ (شهریار)

    واژه آرایی: امروز، فردا / واج آرایی: م، ر (مهلت: فرصت)

    دل اگر خدا شناسی همه در رخ علی بین / به علی شناختم من، به خدا قسم، خدا را (شهریار)

    واژه آرایی: علی، خدا / واج آرایی: خ (رخ: چهره)

    زمانه قرعه نو می زند به نام شما / خوشا شما که جهان می رود به کام شما (هوشنگ ابتهاج)

    واژه آرایی: شما / واج آرایی: ش، ن (قرعه: پشک)

    گر تو گرفتارم کنی، من با گرفتاری خوشم / ور خوار چون خارم کنی، ای گُل! بدان خواری خوشم (ابوالقاسم حالت)

    واژه آرایی: خوشم / واج آرایی: گ، ر، خ (گر: اگر) [گرفتار و گرفتاری همچنین خوار و خواری واژه آرایی نیستند.]

    گَرَم بازآمدی محبوب سیم اندام سنگین دل / گُل از خارم برآوردی و خار از پای و پای از گِل (سعدی)

    واژه آرایی: خار، پای / واج آرایی: س، ا / (بازآمدن: برگشتن / سیم اندام: روشن و سفید پوست / سنگین دل: سنگدل)

    بی عمر زنده ام من و این بس عجب مدار / روز فراق را که نهد در شمار عمر (حافظ)

    واژه آرایی: عمر / واج آرایی: ر

    پای استدلالیان چوبین بود / پای چوبین سخت بی تمکین بود (مولوی)

    واژه آرایی: پای، چوبین، بود / (تمکین: پابرجا کردن / بود: می باشد)

    از ننگ چه پرسی که مرا نام ز ننگ است / وز نام چه پرسی که مرا ننگ ز نام است (حافظ)

    واژه آرایی: ننگ، پرسی، نام، مرا، است / واج آرایی: ن (ننگ: آبرو)

    گر اظهار پشیمانی کند گردون مشو ایمن / که بد عهد از پشیمانی، پشیمان زود می گردد (صائب)

    واژه آرایی: پشیمانی / واج آرایی: ش، ن (اظهار: آشکار کردن / گردون: فلک)

    یک عمر پریشانی دل، بسته به مویی است / تنها سر مویی ز سر موی تو دورم (قیصر امین پور)

    واژه آرایی: سر، موی / واج آرایی: م (پریشانی: آشفتگی)

    هر کجا دردی است درمانیش هست / درد عشق است آنکه درمانیش نیست (سلمان ساوجی)

    واژه آرایی: درد،‌‌‌ است، درمانیش / واج آرایی: د، ر

    ۳- غزلی از دیوان حافظ بیابید که نمونه مناسبی برای کاربرد واج آرایی و واژه آرایی باشد؛ سپس مشخّص کنید، کدام واج ها و واژه ها در ایجاد این آرایه ها، مؤثّرند.

    منبع مطلب : www.jafarisaeed.ir

    مدیر محترم سایت www.jafarisaeed.ir لطفا اعلامیه بالای سایت را مطالعه کنید.

    تکرار، یکی از عوامل مهم زیبایی کلام و تشخص شعر حسین منزوی

    تکرار، یکی از عوامل مهم زیبایی کلام و

    تشخص شعر حسین منزوی

    سهراب برگ‌بیدوندی*

                       دکتر حسین خسروی**

    چکیده

    آیا تکرار از دیدگاه‌های بدیعی، بیانی، معانی، نحوی و سبک‌شناسی می‌تواند بیانگر زیبایی کلام و تشخص شعر حسین منزوی باشد؟ با توجه به بررسی غزل‌های منزوی می‌توان گفت که استفاده از اقسام تکرار، اصلی‌ترین خصیصه‌ شعر حسین منزوی و یکی از دلایل زیبایی کلام وی است به طوری که این خصیصه باعث تمایز و تشخّص وی از دیگر شاعران معاصر شده است. با وجود این اگر قائل به سبک شخصی برای منزوی باشیم که در آن شکی نیست، باید اولین ویژگی سبک سخصی او را تکرار فراوان دانست که در سطوح مختلف (واک، هجا، واژه، جمله، عبارت)، در شعر حسین منزوی دیده می‌شود: وی چه برای توسعه معانی و حسن تأثیر و چه برای ایجاد موسیقی و زیبایی شعر از تکرار بهره برده است. منزوی با تکرار موجی از هیجان و غم و شادی را در خواننده­اش می‌آفریند.

    واژه­های کلیدی

    شعر حسین منزوی، زیباشناسی، انواع تکرار، غزلیات، تصدیر، جناس، خصیصه سبکی

    مقدمه

    حسین منزوی در مهرماه 1325 در شهر زنجان به دنیا آمد. او پس از تحصیلات ابتدایی و اخذ دیپلم ادبی از دبیرستان صدر جهان (منتظری فعلی) به دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران رفت و در رشته‌ زبان و ادبیات فارسی به تحصیل ادامه داد و به سرودن شعر پرداخت. وی که مدت‌ها به بیماری ریوی مبتلا بود، صبح روز چهارشنبه شانزدهم اردیبهشت در سن 58 سالگی در بیمارستان شهید رجایی تهران با زندگی وداع گفت. منزوی از غزل­سرایان معاصر ایران بود و اگرچه در قالب‌های دیگر نیز فعالیت داشت اما مهم‌ترین بخش فعالیت او در حوزه‌ غزل است. آثار وی عبارتند از:

    1- خنجر زخمی تغزل (1350خورشیدی) 2- صفرخان (1358) 3- ترجمة منظومة حیدربابا (1369) 4- با عشق در حوالی فاجعه (1370) 5- این ترک پارسی­گوی (1372) 6- از شوکران و شکر (1373) 7- با سیاوش از آتش (1374) 8- از کهربا و کافور (1377) 9- با عشق تاب می­آورم (1379) 10- به همین سادگی (1379) 11- از ترمه وتغزل (1379) 12- از خاموشی‌ها و فراموشی‌ها (1381)

    تکرار واژه و جابه‌جایی آن در ساختار متن، یکی از عواملی است که موجب غرابت بخشیدن به زبان شعری می­شود و از سوی دیگر تکرار آگاهانه توسط شاعر، باعث افزایش موسیقی کلام و القای معنی مورد نظر شاعر به خواننده می‌گردد. منزوی با استفاده از این فن توانسته پیوندی ناگسستنی میان الفاظ و معانی ایجاد نماید. هم­چنین هدف منزوی از تکرار کلمه بزرگ‌تر نشان دادن زمینه تصویر است و از آن به عنوان نیرویی برای بیان مفهومی استفاده می‌کند که زبان از بیان آن به ستوه آمده است.

    تاریخچة تکرار

    در شعر و نثر قرن چهارم همچون زبان پهلوی، تکرار قسمتی از یک جمله در جمله یا جملات بعد معمول و متداول است و امری عادی به شمار می‌رود. این ویژگی از قرن پنجم به سرعت رو به کاهش می‌گذارد و در قرن ششم کاملاً از بین می‌رود و نویسندگان و شاعران به شدت از آن پرهیز دارند و سعی می‌کنند با استفاده از مترادفات یا کاربردهای مجازی مرتکب تکرار نشوند. (خسروی، 1389، 88) رودکی در دو بیت نخست قصیدة «پیری» هفت بار فعل «بود» را به کار برده است:

     (رودکی،1382: 69)

    تمامی آنچه که آرایه‌های لفظی خوانده می‌شود، در حقیقت گونه‌ای از تکرارهای هنری یا واج‌آرایی است، زیرا وجه مشترک همه‌ آنها چیزی جز آرایة تکرار نیست که منزوی با شگردهای خاصی آنها را در گونه‌های متنوع به کار برده است.

    هدف تحقیق

    هدف از انجام این پژوهش پاسخ به این پرسش اساسی است که آیا بسامد بالای کلمات می‌‎تواند باعت تشخّص و تمایز سبک شخصی حسین منزوی شود؟ در واقع دست یافتن به این پرسش بدین معنا است که بسامد بالای کلمات می‌تواند بیانگر سبک شخصی باشد. به گونه‌ای که بسامد برخی کلمات خاص در شعر برخی شاعران چنان چشم­گیر است که خواننده یا شنونده بی­آن که گوینده آن را بشناسد، می‌تواند حدس بزند که شعر از کیست. در واقع این کلمه­های کلیدی شاعر به شمار می­آید که به طور نسبی در شعر او بیشتر جلوه می‌کند تا در شعر دیگر شاعران. این حالت علاوه بر بسامد واژه، می‌تواند در بارة موضوع و مفهومی خاص ـ که شاعران بر آن تأکید یا نسبت به آن تعلق دارند ـ نیز دلالت کند.

    روش تحقیق

    روش تحقیق تحلیلی ـ آماری است. در این جستار برای پاسخ به پرسش فوق (هدف تحقیق) کوشش شده است غزلیات حسین منزوی، که از نمایندگان غزل معاصر است، بازشناسی و اشعاری که در آنها پدیده‌ تکرار هست، استخراج شود. آنگاه با عنایت به موضوع اصلی پژوهش، به بررسی و تحلیل ابیات مستخرج پرداخته شود و هر بخش (بدیع، بیان، نحو و سبک­شناسی) به صورت جداگانه و دقیق با وجود شواهد شعری در قالب نمودار طبقه‌بندی گردد و با بهره‌گیری از منابع موجود و دریافت‌های شخصی به تحلیل این پژوهش پرداخته شود. اما قبل از هر چیز یادآوری این مطلب ضروری است که به عمد، جهت رعایت اختصار از آوردن نمونه­های شعری زیاد یا شماره صفحات ابیات مورد نظر، پرهیز کرده­ایم. این کم بودن نمونه­ها را نباید به حساب کم بودن کاربرد آنها در شعر منزوی گذاشت.

    بحث و بررسی

    هر خواننده­ای که با دقت و تیزبینی، بخشی از اشعار منزوی را از نظر بگذراند، فوری متوجه می‌شود که در شعرهای او، پیوسته با صورت‌های مکرری روبه­رو می‌شود. صورت­های مختلفی که از سطح کلمه شروع می‌شود و تا سطح کلام ادامه می‌یابد. تکرار در شعرهای وی دلایل مختلفی دارد. از بین این دلایل می‌توان به این موارد اشاره کرد:

    1- ثابت بودن قسمت‌های عمدة موتیوهای شعر او مانند عشق، عاشق، بوسه، بهار، خزان، چشم و ...

    2- رابطه‌ عاطفی شاعر با برخی از کلمات مانند دریا، مست، زلف، گل و ...

    3 - حجم بالای غزل‌ها. (436 غزل)

    البته با شگردهایی که منزوی در آستین دارد، پیوسته در تلاش است تا دنیای مکرر شعرهای خود را در چشم­بینندگانش، تازه و تر گرداند و شکل جدیدی به آنها ببخشد.

    اما به صورت کلی شکل‌های مختلف تکرار در شعر منزوی، در این موارد خلاصه می‌شود:

    الف) تکرار یک کلمه یا ترکیب خاص

    ب) تکرار جمله

    ج) تکرار یک مصراع کامل

    د) تکرار جفت‌های گردان

    این نکته نیازی به اثبات ندارد که دایره‌ کلمات در شعر منزوی زیاد است و مرزی بین کلمات ادبی و عامیانه وجود ندارد و ایشان هر وقت احساس کند که نیازی به کلمه­ای هست، بی­پروا آن را در شعر خود به کار می‌برد.

    کلمه مهم­ترین ابزار شعر است و گرچه کلمات از پیش ساخته و مهیا هستند، گزینش و تألیف آنها بر عهده شاعر است و اتفاقأ یکی از عواملی که شعر را به منزله‌ هنر زیبا و دلنشین عرضه می‌کند، به گزینش و تألیف کلمات وابسته است. (عمران­پور، 1388: 67)

    نام دیگر این آرایه توزیع است و در «دره‌ نجفی» در باره‌ آن چنین آمده است: «این صنعت چنان است که متکلم وزع نماید حرفی از حروف تهجی را در هر کلمه، یعنی ملزم شود که حرف معینی را در کلمه بیاورد. (میرزا آقا سردار، بی‌تا: 134)

    در ابتدا این مقوله از دید بدیعی و زیبا­شناسی بررسی شده است. در حوزه‌ صناعات لفظی، تکرار کلمه مبتنی بر آرایه­هایی است چون تصدیر و انواع آن، تکرار پراکنده واژه‌ها، جناس، موازنه، طرد و عکس، تسمیط، سؤال و جواب، ردالقافیه و... که عمومأ می‌توان آن را صنعت «تکرار» خواند.

    1 ـ انواع تصدیر

    1 ـهم‌آغازی 2 ـ تصدیر مصراعی 3 ـ تشابه‌الاطراف 4 ـ ردالعجز الی‌الصدر 5 ـ ردالصدر علی‌العجز

    1 ـ 1ـ هم‌آغازی

    در شعر منزوی نوعی از تکرار دیده می‌شود که شاعر کلمه یا کلماتی یا عبارت یا جمله‌ای را در آغاز مصراع‌ها، بیت یا ابیات تکرار کند که می‌توان بدان هم‌آغازی گفت. شاعر به جای آنکه واژه یا عبارتی را جایگزین کند از همان واژه یا عبارت قبلی استفاده می‌کند و این خود نشان ساده و بی‌تکلف بودن متن است. منزوی به تکرار کلمات در آغاز مصراع‌ها یا بیت‌ها توجه خاصی دارد که گاه مانند واژه‌ «دوباره» سویه‌ عاطفی دارد. هم‌آغازی یکی از پربسامدترین آرایه‌های منزوی است. شاعر این نوع تکرار را برای ایحاد وحدت بین ابیات خود استفاده می‌کند:

     (منزوی، 1387: 30)

    گاهی هم‌آغازی با روشی خاص در بیتی تکرار می‌شود که تکراری بسیار اثرگذار است مانند «فصل» در بیت زیر که عشق و شور شادی را نمایان می‌سازد. علاوه بر این، تکرار واژه می‌تواند باعث ایجاد معانی و مضامین تازه در شعر شود، زمانی که واژه یا جمله‌ای در یک یا چند بیت به صورت متوالی تکرار می‌شود، مضامین و مفاهیم جدید متناسب با آن در ذهن شاعر یا نویسنده به وجود می‌آید. مثلأ شاعر با تکرار واژة «فصل» به کلمات و معانی جدیدی دست یافته است: مانند: عطر، سبزه، گل‌های بوسه، جوانه، خیابان‌های شوخ مهربانی و تماشای قشنگ شاعرانه.

    (همان:31)

    1ـ 2ـ تصدیر مصراعی

    نوع دیگر تصدیر آن است که واژه­ای در ابتدا و انتهای مصراع تکرار شود:

     (همان:62)

    1 ـ 3 ـ تشابه‌الاطراف

    نوع دیگر تصدیر آن است که در انتهای مصراع اول و ابتدای مصراع دوم تکرار شود.

    در صفحات 141 تا 149 «دره‌ نجفی» آمده است که «تشابه‌الاطراف» آن است که سجع یا قافیه‌ای که در پایان جمله یا شعر آمده، همان را در آغاز جمله یا مصراع بعد بیاورند. (میرزا آقا سردار، بی‌تا: 149-141)

         (مجموعه اشعار، منزوی: 157)

    اگر نـمونه­های یـاد شده از غزلیـات منزوی را با نمونه­های زیر که در «دره‌ نجفی» برای تشابه­الاطراف آورده مقایسه کنیم، به تفاوت فراوان این نمونه­ها از نظر هنری و روانی کلام پی خواهیم برد و توانمندی و چیرگی منزوی بر زبان، بیشتر روشن خواهد شد:

                 (میرزا آقا سردار، بی‌تا: 149-141)

    1 ـ 4 ـ ردالعجز الی­الصدر

    دکتر میرجلاالدین کزازی این نوع از تصدیر را «بن‌سری» خوانده است. (کزازی، 1389: 273) از صفت‌های پسندیده‌ بلاغت «ردالصدر الی­العجز» است. (وطواط، 1362: 17) «آن است که لفظی در اول بیت و جملة نثر آمده است، همان را به عینه با کلمه متجانس آن در آخر بیت و جمله نثر بازآرند». (همایی،1371: 67). مانند:

           (منزوی، 1387: 37)

    می‌‎توان گفت با کارکردهای مختلفی قابل بررسی است یا نشان­دهندة تکیه و تأکید است یا توجه شاعر بر موضوع و معنی مکرر و یا به ایجاد نوعی ریتم و انسجام ساخت شعر کمک می‌کند.

    1 ـ 5 ـ ردالصدر الی‌العجز

    نوع دیگر تصدیر این است که واژه­ای در انتهای بیت اول و ابتدای بیت دوم تکرار شود که بدان «ردالصدر الی‌العجز» گویند:

     (منزوی،1387: 57)

    گاهی اوقات دیده می‌شود که مصراع یا عبارت تکرار شونده در سطح شعر، در پایان شعر هم دیده می‌شود که این نوع علاوه بر تأکید و برجسته‌سازی آن، خواننده را با نوعی رهاشدگی در معنا روبه رو می‌سازد و ذهن او را به تفکر بیشتر در مورد آن عبارت وامی‌دارد. این تکرار باعث حرکتی دورانی در شعر نیز می‌شود و مخاطب را به صورت غیرمستقیم به آغاز شعر ارجاع می‌دهد و از او می‌خواهد تا برای درک عمیق‌تر شعر، آن را دوباره بخواند. (نیکبخت و بیرانوندی،1383: 138)

     (منزوی، 1387: 61)

    2 ـ نوع دوم: نمونه‌های دیگر تکرار در واژه

    2 ـ 1 ـ تکرار سه باره‌ کلمات:

    گاهی اوقات در یک بیت، کلمه، سه بار تکرار می‌شود. تکرار سه باره‌ واژه در یک بیت بیشتر برای پرکردن وزن و ایجاد آهنگ می‌آید. مانند کلمة «دست» در بیت زیر:

    (همان: 22)

    2 ـ 2 ـ تکرار واژه با حرف عطف یا اضافه

    گاهی اوقات شاعر کلمات را پشت سر هم با «حرف اضافه یا عطف» تکرار می‌کند:

     (همان: 68)

    تکرار واژه‌ «بازو» و کلماتی از این دست، بار عاطفی شعر را دو چندان می‌کند و سخن را نیز آهنگین ساخته است.

    2 ـ 3 ـ تکرار دوباره‌ کلمات

    گاهی اوقات کلمات تکراری در قالب آرایة تصدیر به کار نمی‌روند یا در پی یکدیگر نمی‌آیند، بلکه یک واژه در یک بیت دو بار به صورت پراکنده به کار می‌رود و هدف شاعر تأکید معنایی نیست. این نوع تکرار در بسیاری از ابیات منزوی مشهود است. گاهی تأکید ورزیدن بر انتقال یک احساس، موجب ایجاد تکرار می‌گردد، بدین‌گونه که شاعر برای القای ذهنیات خود به مخاطب، دست به تکرار واژه یا عبارت می‌زند، آن‌چه مسلم است این است که تلقین و تکرار، عواطف زودگذر، بلکه اعتقادات دیرپای مقاوم را در ذهن­ها رسوخ می‌دهد و تثبیت می‌کند. (متحدین، 1354: 509) تکرار از قوی‌ترین عوامل تأثیر است و بهترین وسیله‌ای است که عقیده یا فکری را به کسی القا می­کند. (علی‌پور، 1378: 89)

     (منزوی، 1387: 27)

    2 ـ 4 ـ قرار گرفتن واژة مکرر درون واژة مرکب

    از صورت‌های گوناگون تکرار در غزل منزوی قرار گرفتن واژه‌ تکراری درون کلمات ترکیبی است. نظیر واژه‌ «بار» در درون واژه‌ مرکب سبک­بار در بیت زیر:

     ( منزوی، 1387: 85)

    2 ـ 5 ـ تکرار کلمات مشابه در دو بیت

    گاهی اوقات کلمات مشابه در دو بیت تکرار می‌شود:

     (همان: 22)

    چنان­که می‌بینیم واژه‌ «دریا» در مصراع اول، دوم و پایان مصراع چهارم تکرار شده است و نیز واژة «چشم» دو بار تکرار شده است. «دریا» در یک بیت به شکل بسیط و در بیت دیگر درون ترکیب کنایی جای می‌گیرد. تکرار واژه‌ «دریا» در ترکیب کنایی «دل به دریا زدن» هم­چنین آفریدن تصویرهای زیبایی مانند: «طلوع آبی چشم و صبح خیال­انگیز دریا» شاعر با این تصاویر به صورت تشبیه مضمر چشم آبی معشوق را به دریای آبی تشبیه کرده است.

    در انواع تکرار که یکی از انواع بنیادین در شعریت شعر است  (وحیدیان‌کامیار، 1383، 18) به طور کلی می‌توان گفت تکرار در سطح واژه، باعث انتقال سریع مفهوم آنها می‌گردد.

    3 ـ انواع جناس

    یکی دیگر از روش­های افزودن موسیقی ‌کلام در غزل‌های منزوی، تکرار واژه به صورت جناس است. جناس‌هایی به کار رفته در غزل‌های منزوی هیچ‌گونه تکلّف و تصّنعی در شعر به وجود نمی­آورد. در اینجا تمام جناس‌های غزل‌های منزوی به صورت آماری مطالعه شده است. نتایج نشان می‌دهد نزدیک به سه چهارم جناس‌های منزوی، جناس زاید، مضارع و مکرر است و ایشان به ندرت از جناس تام، ناقص، خط و مرکب استفاده نموده است. گفتنی است در میان جناس‌های غزل منزوی به جناس‌های کلیشه‌ای غزل سبک عراقی برمی‌خوریم. مانند: کمین و کمان، آستین و آستان، مستان و میستان، زمین و زمان. یا جناس‌های نو و مبتکرانه خلق نموده است مانند: مدیر و مدار، تُنگ و تنگ. یکی دیگر از شگردهای ایشان ترکیب جناس با آرایة تکرار و واج‌آرایی است. مانند: «جان و جانا». جان در بیت زیر چند بار تکرار شده و باعث زیبایی دوچندان کلام شده است:

     (منزوی، 1387: 86)

    در این تحقیق جهت ارایه آمار دقیق، کلیه‌ غزلیات حسین منزوی بازخوانی شد و نزدیک به 288 بیت که دارای جناس‌های مشهود و مشخصی بودند، یافت شد.

    3 ـ 1 ـ جناس تام

    (منزوی، 1387: 269)

    3 ـ 2 ـ جناس ناقص

     (همان: 431)

    3 ـ 3 ـ جناس زاید

    آن است که متجانس از دیگری به حرفی زیادت باشد: (رازی، 1360: 340)

    در سروده­های منزوی جناس زاید است که با کلمات متجانس مفاهیم زیبایی نیز آفریده است و خود انواعی دارد:

    الف) واک افزوده در آغاز:

     (منزوی، 1387: 144)

    ب) واک افزوده در میان قرینه‌ها:

     (همان: 95)

    ج) واک­های افزوده در پایان:

    (همان: 23)

    شاعر در بیت فوق به زیبایی هم جناس بدیعی میان دو واژه پدید آورده، و هم تصویری که با کمک کلمات ساخته، تأثیرگذار است. کلمات «گیسوان، آبشاران، چشمان، چشمه، صاف و صفا» با تناسب زیادی که با تصویر دارند، تجسم واقعه را عینی و ملموس‌تر ساخته‌اند:

    (همان: 78)

    در بیت فوق، علاوه بر جناس زاید، واج‌آرایی در حرف «جیم» و «الف» هم به کار رفته است که باعث افزایش موسیقی درونی شعر شده است.

    3 ـ 4 ـ جناس مضارع و لاحق

    هرگاه دو لفظ در یکی از حروف مختلف باشد، در این صورت چنان‌چه دو حرف مختلف­فیها قریب­المخرج باشند، جناس را مضارع نامند و هرگاه قریب‌المخرج نباشند، جناس لاحق گویند. (رجایی، 1359: 401) واکی که در دو سوی جناس متفاوت است ممکن است در آغاز باشد یا میان یا واک پایانی که آن را جناس مطرف خوانده­اند.

    الف) تفاوت در واک نخستین

     (منزوی، 1387: 65)

    ب) تفاوت در واک میانی

    (همان: 61)

    بیت بالا که بیتی از غزلیات اثرگذار و عاطفی منزوی به شمار می‌رود نمونه­ای از توانایی او در سرودن سروده­های فوق‌العاده و تأثربرانگیز است. ابیاتی که به نظر می‌رسد منزوی هنگام سرایش آنها در بی‌خودی و دردی شگرف به سر می‌برده است و به بازی زبانی توجهی نداشته است. با وجود این، حتی به گونه‌ای ناخوداگاه، باز هم در این موارد، زیبایی‌های ویژه‌ای را می‌توان در کلام این شاعر دریافت. برای نمونه در همین بیت میان «سوز و ساز» جناس شبه اشتقاق هست. افزون بر این تصویر ساخته شده در این بیت محسوس، عینی و نمایشی است.

    ج) تفاوت در واک پایانی یا مطرف

      (همان: 25)

     3 ـ 5 ـ جناس مکرر

    جناس مکرر گونه خاصی از جناس نیست، بلکه زمانی که قرینه­ها کنار یک دیگر قرار گیرند، آن را مکرر خوانند. پس جناس‌هایی که پشت سر هم قرار گرفته‌اند می‌توانند جناس مکرر نیز به حساب آیند و اتفاقاً این شیوه مختص منزوی است.

    در بیت زیر با دو ترفند جداگانه، چهار واژه به صورت جداگانه در پی هم تکرار شده است:

    (همان: 31)

    خانه خانه یعنی همه‌ خانه‌ها یا کوچه کوچه یعنی همه کوچه‌ها، امّا شاعر این نوع کاربرد را جایگزین ساخته تا از تکرار واژه‌ کوچه و خانه برای آهنگین ساختن شعر خود استفاده کند. هدف شاعر از این نوع تکرار دیداری کردن تصویر است. تصاویر ساخته شده در شعر و تخیل شاعر، به مدد تکرار در ساختار زبانی شعر، به نمایش درمی‌آیند. عمده‌ این تصاویر، آنهایی هستند که ملازم حرکت و پویایی هستند، از این رو برای این که تصویر جنبه‌ دیداری پیدا کند، با برش‌هایی که بین اجزای جمله ایجاد گردیده، آن اجزا را به صورت مکرر می‌نویسند. (روحانی، 1390: 164)

    3 ـ 6 ـ اشتقاق و شبه اشتقاق

    آن‌چه در کتاب‌های بدیع اشتقاق خوانده‌اند، عبارت است از آوردن الفاظی که هم­ریشه‌اند یا واک مشابه آنها چندان زیاد است که گمان می‌رود هم­ریشه باشند. با اندکی درنگ روشن می‌شود که این آرایه به جز آرایه‌ واج‌آرایی و تکرار چیزی نیست، چون شاعران با تکرار، واج‌های خود شعر را می‌آرایند:

     (منزوی، 1387: 95)

    3 ـ 7 ـ جناس لفظ

     (همان: 393)

    3 ـ 8 ـ جناس خط

           از (همان: 163)

    3 ـ 9 ـ جناس قلب

    بی‌گمان بازی با شکل نوشتاری کلمات را می‌توان از شگردهای شگرف منزوی در اشعارش به شمار آورد:    

     (همان: 165)

    نمودار کلی انواع جناس

    4 ـ طرد و عکس

    این آرایه مانند قلب است با این اختلاف که در آرایه‌ قلب، واک یک واژه جابه‌جا می‌شود، حال آن که در طرد و عکس کلمات یک جمله و عبارت، جابه‌جا می‌شوند که می‌توان این آرایه را گونه‌ای از تکرار نامید:

    (همان: 184)   

    گاه شاعر در کنار استفاده از مختصات مخصوص به خود که منجر به ایجاد سبک شخصی می‌شود، چند مختصه را با یک­دیگر ترکیب کرده و بدین ترتیب ضمن ساختن بیت خود، مختصه‌ای به نام تلفیق به وجود آورده است. در شعرهای ایشان می‌توان تلفیق (استفاده از چند صنعت بدیعی) چند مختصه‌ مشخص را مشاهده کرد. (محمدی، 1394: 335) به عنوان نمونه با اندکی درنگ در بیت یاد شده می‌توان گوشه‌ای از این هنر را دید: تناسب در گونه، لب و بوسه. تصدیر در واژة خوش‌تر، طرد و عکس در مصراع دوم، تجاهل‌العارف در مصراع اول، تکرار کلمات آن و این و از.

    آرایه‌ طرد و عکس در 23 بیت به کار رفته است.

    5 ـ واج‌آرایی: (هم‌حروفی و هم‌صدایی)

    تکرار حرف، این نوع تکرار را در بدیع «واج‌آرایی یا نغمة حروف» می‌نامند. شاعر با این شیوه، آگاهانه موسیقی می‌آفریند و بر حسن تأثیر، تصویرآفرینی و القای حس و حال می‌افزاید. البته موسیقی برخاسته از واج‌آرایی «صامت­ها» محسوس‌تر است و مثال‌های بیشتری برای آن می‌توان یافت:

    تکرار «ش» هفت بار، تکرار «س» سه بار

      (منزوی، 1387: 311)

    تکرار زیاد حرف «شین» و «س» و قرار گرفتن مکرر آنها در کنار هم موسیقی دوری بیت را پرورانده و پیوندهای هنری و معنایی کلمات صورت و معنای آن را در هم تنیده است و هم­چنین می‌تواند روشنایی، تاریکی و سیاهی شب را به ذهن متبادر کند و نیز با شور و غوغا و آشوب درونی گوینده هم‌خوان است.

    تکرار «س و ص» چهار بار و « الف» هفت بار

    (همان: ص29)

    مصوت «ا» شکوه، عظمت، هیبت و آزادگی را می‌رساند و برای کشش کلام و ایجاد آهنگی باوقار و با طمأنینه به کار می‌رود. هشت بار تکرار مصوت بلند «ا» صدای پای اسب پادشاهان را به صورت بسیار مستحکم به ذهن متبادر می‌کند.

    تکرار «د» پنج بار و «ق» چهار بار و «الف» نه بار

    (همان: 64)

    با عنایت به این که حرف «د» از حروفی است که تلفظ آن قدری با سکون همراه است و تکرار این حرف به خواننده هنگام خواندن شعر کمک می‌کند تا در مضمون و مفهوم شعر درنگ بیشتری کند که با مقصود شاعر هم‌خوان است.

    تکرار «س» پنج بار، تکرار «ه» ، «ز»، «ت»، «ن»، و «و»چهار بار

      (همان: 64)

    با تکرار پنج حرف «سین» که شباهت زیادی با دندان دارد و حرف «ز» شوری شگرف در بیت ایجاد کرده و بدین منوال عشق و علاقه خود را به معشوق ابراز نموده است. 

    در بیت زیر تکرار واکه‌ «آ» که با توصیف اندیشه­ها و احساساتی در تناسب است که در زمان تجلی آن صدا اوج می‌گیرد. (قویمی،1383 :33) می‌تواند گویای حسرت برآمده از نهاد شاعر باشد و حال و هوای حسرت­بار شاعر را در زمینة ساختاری و محتوایی تداعی­ ‌کند.

     (همان: 336)

    (همان: 336)

    حرف «ن» که اصوات ناشی از ناخشنودی و عدم رضایت را تداعی می‌کند. (قویمی، 1383: 49) در ابیات زیر تکرار شده است، تکراری که چون در زمینه‌ متناسب از کلمات حسرت­بار نمود یافته است می‌تواند القاگر شاعر از نارضایتی‌های حسرتبار جامعه‌اش باشد.

    (منزوی، 1387: 344)

    گفتنی است بهره‌گیری شاعر از این آرایه، هنگامی مطلوب خواهد شد که این کاربرد با فضا و ساختار بیت و سروده هماهنگ باشد و شاعر به قدری طبیعی از آن بهره گرفته باشد که خواننده را تحت تأثیر زیبایی سروده خود قرار دهد، نه این که او را دل­زده کند. در شعر فارسی نمونه‌های دلکشی یافت می‌شود که در یک بیت، یک حرف بیش از حروف دیگر تکرار شده و البته این تکرار با بافت کلی شعر هماهنگ است. برای نمونه یک بیت از حافظ در این‌جا ذکر می‌شود:

     (حافظ: 205)

    تکرار زیاد حرف «سین» و قرار گرفتن مکرر آنها در کنار هم می‌تواند رشته تسبیحی را به یاد آورد و همچنین تکرار، نه حرف «سین» و «ز» صدای سوتک فرهاد را به هنگام تسبیح گویی به گوش می‌رساند. (محبی،1380 :147)

    از واج‌آرایی در 31 بیت استفاده شده است.

    6 ـ مناظره

    صیغه‌های اول شخص، دوم شخص و سوم شخص مفرد از مصدر «گفتن» در ابتدای مصراع‌هاست. به عبارت دیگر مناظره که از انواع ادبی به شمار می‌آید، خود جلوه‌ای از تکرار واژه است. اوج تکرار در سؤال و جواب است. (شمیسا، 1381: 87)

      (منزوی، 3187: 27)

    مناظره در 5 بیت کاربرد داشته است. 

    7 ـ تسمیط

    گروه‌گروه کردن بود، بدین جایگه معنی وی چنان بود که شاعر بیتی گوید و هر بیتی را از وی چهار قسم کند یا بیشتر و همه‌ قسم‌ها بر یک وزن تا آخر و همه به سجع مگر بخش قافیه که برابر بود و رَوی مختلف. (رادویانی، 1362: 104)

    یا بدان قافیه‌ میانی گویند و در میان مصراع‌های یک شعر می‌آید، یعنی شاعر به جر قافیه پایانی قافیة دیگری را در میان مصراع‌ها به کار می‌برد. آنچه که باعث ایجاد موسیقی و گوش‌نوازی می‌گردد این است تا زنگ و طنین خاص قافیه درونی از ذهن خواننده محو نگشته، صوت دیگری با زنگ قافیه‌ اصلی به صدا در می‌آید: کلمات جاری و رگباری قافیه درونی بیت زیر را تشکیل داده‌اند.

     (منزوی، 1387: 105)

    نکته دلکشی که در این هنر، توجه خواننده را بیشتر به خود جلب می‌کند، یک نوع جوشش و غلیان و بی‌خودی است که گویی در شاعر وجود داشته و آن را به خواننده سرایت می‌دهد و او را با خود همراه می‌کند. از ویژگی‌های دیگر این اشعار سیلان طبیعی مفاهیم است. به طوری که گویی شاعر بدون تأمل و تفکر با حالتی ناخوداگاه این اشعار را سروده است.

    منزوی غزل را در وزنی سنگین سروده است و با استفاده از آرایه‌ تسمیط در برخی ابیات آن، امکان تنفس در میان خواندن مصراع‌ها به خواننده داده است. منزوی 68 بار از آرایه‌ تسمیط استفاده کرده است.

    8 ـ موازنه

    یکی دیگر از عناصر موسیقی‌ساز موازنه است. موازنه که مماثله خوانده شده است آن است که کلمات در دو پاره‌ بیت، دو به دو هم‌سنگ باشند. (کزازی، 1389: 43)

    در بیت زیر تکرار کلماتی که زیر آنها خط کشیده شده است با کاربرد آرایه‌ موازنه همراه شده:

      (منزوی، 1387: 33)

    نکته‌ قابل توجه این است که در بیت بالا شاعر به چند شیوه از روش تکرار استفاده کرده است. چنان که می‌بینیم موازنه با تکرار واژه در آغاز یا پایان مصراع‌ها (عاشقانه، عاشقانه و جاودانه جاودانه) همراه شده است.

    شاعر از این آرایه در 18 بیت استفاده کرده است.

    9- ردالقافیه

    آن است که قافیه‌ مصراع اول مطلع قصیده یا غزل را در آخر بیت دوم تکرار کند، به طوری که موجب حسن کلام شود. (همایی،1391 :72) منزوی در60/1 درصد از ابیات خود از ردالقافیه و قافیه‌ای که در مصراع اول آورده است در مصراع چهارم هم به سراغ آن قافیه رفته است یا قافیه را در مصراع اول و آخر قافیه کرده است. منزوی معمولاً وزن و قافیه و سایر ملزومات شعر را فدای زیبایی می‌کند. (شریفی،1391 :61)

      (منزوی، 1387: 102)

    ردالقافیه 57 بار کاربرد داشته است.

    10 ـ جفت­های گردان

    قبل از طرح این بحث لازم است برای مقدمه در باره‌ اصطلاح «جفت‌های­گردان» که برای یکی از ویژگی‌های شعر منزوی انتخاب شده است، توضیح کوتاهی بدهم. جفت‌های گردان عبارتند از عناصری که همیشه به صورت دوتایی در یک بیت حضور پیدا می‌کند و نوعی ارتباط منطقی (چه معنایی و چه لفظی) بین آنها برقرار است و از طریقی دایم در بیت‌های مختلف تکرار می‌شوند. گاهی اوقات این جفت‌ها به صورت متضاد ظاهر می‌شوند و در غزل‌های منزوی فراوان به کار رفته است و منجر به ایجاد نوعی نظم در غزل و به وجود آمدن پیوندهای مستحکم در بافت شعر می‌شود. در واقع این شگرد موجب ایجاد موسیقی و آهنگ در شعر می‌شود و زیبایی شعر را دوچندان می‌کند. پس گمان می‌کنم دلیل این نام‌گذاری مشخص شده باشد «جفت» به این علت گفته شده که این عناصر دوتا دوتا در بیت‌ها دیده می‌شود و «گردان» به این علت گفته‌ایم که آنها مرتب در جاهای مختلف تکرار می‌شوند. برای روشن‌تر شدن بحث مثالی می‌زنیم. یکی از جفت‌های گردان در شعر منزوی که اتفاقاً بسامد فراوانی هم دارد جفت متضاد «بهار و خزان» است. یعنی در بیشتر ابیات منزوی هر جا که بهار حضور داشته باشد، می‌توان «خزان» را هم دید و برعکس. اگر خوانندگان شعر منزوی یک اشراف کلی به سنت‌های ادبی شعر او داشته باشند، بر مبنای آنها می‌توانند روابط حاکم بر اجزای بیت‌های او را بهتر درک کنند و در نتیجه می‌توانند سریع‌تر و راحت‌تر به معنای آن بیت‌ها پی‌ ببرند.

    در این بخش جفت­های گردان متضاد به ترتیب حروف الفبا مطرح می‌شود:

    بسامد جفت‌های گردان متضاد

    آب و آتش (6 مورد) ابتدا و انتها (13مورد)، ازل و ابد (2مورد)، بالا و پایین (7مورد)، بیم و امید  (4مورد)، بهار و خزان: (30مورد)، بیدار و خواب: (13مورد)، پیدا و پنهان (4مورد)، پیر و جوان (7مورد)، شادی و غم (16مورد)، شب و روز (16مورد)، مرده و زنده (10مورد).

    جفت­های گردانی که متضاد نیستند

    آیینه و خشت، جام و گل، سنگ و آینه، شنگ و شیطان، غنچه و گل، لیلی و ابن­السلام، یوسف و یعقوب، اناالحق و منصور، دریا و دل، سنگ و قدح، شوکران و شکر، فرهاد و شیرین، لیلی و مجنونٍ، اسب و اصل، چراغ و دزد، سیمرغ و اسفندیار، صبح و شب، فرهاد و بیستون، ماه و آینه، پرنده و فقس، رستم و سهراب، عاشق و معشوق، فرهاد و تیشه، منصور و دار، سقراط و شوکران، ساحل و دریا، شیشه و سنگ، غروب و طلوع، کلید و قفل، یوسف و پیراهن.

    جدول کلی جفت‌های گردان

    11 ـ تکرار واژه از نظر نحوی

    دشوارترین آشنایی‌زدایی آن است که در نحو زبان رخ دهد، زیرا امکانات نحوی هر زبان و حوزه‌ اختیار و انتخاب نحوی به یک حساب محدودترین امکانات است. (شفیعی­کدکنی، 1381: 30)

    یکی از عوامل برجسته‌سازی جابه‌جایی کلمات است. جابجایی نقش عناصر سازنده‌ زبان در مبحت «جانشین‌سازی نحوی» می‌گنجد. در بیت زیر دریا و چشم در مصراع اول نهاد و در مصراع دوم متمم می‌باشد. منزوی با استفاده از این جابه‌جایی‌ها متن را برجسته می‌کند.

    (منزوی، 1387: 22)

     (همان: 322)

    یا در این بیت، چشم در مصراع اول نقش مضاف­الیه و در مصراع دوم نقش متممی دارد.

    (همان: 35)

    یا این دو واژه ـ که پشت سر هم تکرار شده‌اند ـ در نقش متممی به کار رفته‌اند:

      (همان: 23)

    11ـ 1ـ ردیف

    تکرار در شعر کلاسیک بیشتر به صورت استفاده از قافیه و ردیف نمود یافته است و به خصوص ردیف نماد کامل تکرار در شعر کلاسیک است. ردیف، تکرار یک یا چند کلمه هم‌معنی بعد از قافیه است. (وحیدیان کامیار، 1383: 116) ردیف گونه‌ای از تکرار است که بسیاری از شاعران از آن بهره برده‌اند و در ادب هیچ زبانی، به وسعت شعر فارسی نیست. (شفیعی کدکنی، 1381: 221) تکرار ردیف‌ها از لحاظ زیبایی به منزلة حاشیه‎های قالی عمل می‌کنند. معمولاً ردیف‌ها هم‌معنی هستند. مخصوصاً اگر اسم یا صفت باشند. ولی وقتی فعل شدند ممکن است در دو معنی ظاهر شوند. مانند: «است» در غزل 344.

    (منزوی، 1387: 120)

    «است» در مصراع اول به معنی «آمد و وجود دارد» و جمله‌ فعلیه است اما «است» در مصراع دوم فعل ربطی است و جمله‌ اسنادی است و به معنی «می‌باشد» آمده است. این از عیوب کار نیست.

    تکرار ردیف در ادبیات عرب و غرب کاربرد ندارد. ردیف از مختصات ادب فارسی است و شاعرانی چون حافظ (98%) و مولوی (90%) و سعدی (85%) درصد شعرشان ردیف دارند. (شریفی، 1391: 60-59)

    ردیف از زیرمجموعه‌های غزل­های فارسی و موسیقی کناری است که در تکمیل موسیقی قافیه و وزن اهمیت فراوانی دارد. در حدائق‌السحر در تعریف ردیف آمده است: «کلمه‌ای باشد یا بیشتر که بعد از حرف «رَوی» آید در شعر پارسی». (وطواط، 1362: 79) تأمل در غرلیات منزوی نشان می‌دهد که از مجموع 436 غزل وی، 252 غزل دارای ردیف است یعنی دقیقأ 56/57 درصد از مجموع غزلیات ایشان. از این تعداد 160 غزل دارای ردیف فعلی،37 غزل ردیف ضمیری، 33 غزل ردیف اسمی، 15 غزل ردیف جمله­ای، 1 غزل ردیف صفتی، و 1 غزل دارای ردیف مصدری می‌باشد.

    الف) ردیف فعلی (ربطی و تام)

    از میان غزلیات منزوی بیش از نیمی از اشعار دارای ردیف هستند. این الزام ردیف خود تکمیل­کننده موسیقی شعر است. تعداد ردیف­های فعلی که با افعال ربط ساخته می‌شود، بیشتر از بقیه است و نشان می‌دهد که منزوی سادگی و سهولت زبان شعری قرن­های نخستین را در نظر داشته است. اکثر این ردیف‌ها با افعالی از مصادر «استن، بودن، آمدن و شدن» ساخته شده است.

    در بررسی ردیف‌های فعلی، مشخص شد که در غزلیات منزوی افعال تام (93 مورد) تقریبأ یک و نیم برابر افعال ربطی (63) هستند. لذا می‌توان گفت که افعال تام حرکت و پویایی بیشتری دارد. جهت اختصار از آوردن ردیف­های فعلی صرف­نظر کرده‌ایم.

    ب) ردیف جمله‌ای

    هدف اصلی منزوی از آوردن این گونه ردیف‌ها، علاوه بر ادعای شاعری و مفاخره می‌تواند گویای انگیزه یا پرورش و تکرار اندیشه‌ای باشد. نقش این گونه ردیف‌ها در رساندن و القای آن حس و حالی که وجود شاعر را تصرف کرده است و بر او سایه افکنده، بسیار مؤثر واقع می‌شود و خواننده را قدمی به درون و احساس شاعر نزدیک‌تر می‌کند، ضمن این که ممکن است این حس و حال وجود خواننده را سرشار سازد.

      (منزوی، 1387: 133)

    تکرار «با تو خواهد آمد» نشانه رضایت و خشنودی او از جهات گوناگون است

    این بار که می‌آیم (193) کسی نشناخت (197) دلم گرفته برایت (200) می‌شودامشب(211) سلام ای عشق (219) سخن مگو (259) از تو پر شد: (262)، به چند است: (266)، گریه می‌کند (291) که گفته‌اند این است: (383) فرود آمد (432) چه می‌بینی (484) ببخش مرا (539)

    پ) ردیف اسمی

    ردیف‌های اسمی در غزل‌های منزوی بسیار اندک است. اکثر این ردیف‌ها با کلمة «دوست» ساخته شده است که این خود نشان­گر اهمیت و ارزش والای «دوست» نزد منزوی است. هم­چنین با کلمه‌های رفیق، سلام، امشب و مادر ردیف ساخته است.

    (همان: 98)

    دوست: (232، 239 و 506)، غزل: (391)، رفیق: (493) سلام: (514)، امشب: (522)، مادر: (548)،

    منزوی از ترکیب حرف ندا با اسم ردیف ساخته است: ای عشق: (107، 306) ای یار: (201) ای یار: (231) ای زن (358) ای دل: (497)، ای دوست: (500)، ای دل: (497)، این زمان: (136)

    ث) ردیف ضمیری

     (همان: 31)

    من: (19مورد)، تو: (25 مورد).

    ح) ردیف صفتی

     (همان: 325)

    خ) ردیف حرفی

    (همان: 28)

    چ) ردیف مصدری

      (همان: 330)

    گاهی منزوی کلمه‌ به کار رفته در آغاز بیت را به عنوان ردیف می‌آورد و با تکرار آن بر اندوه نشسته بر روح خویش تأکید می‌کند. تکرار لفظ، می‌تواند نشان­دهنده‌ طبیعی عواطف از قبیل تعدد، کثرت یا شدت باشد. اهمیت و زیبایی این نوع تکرار در رابطه‌ طبیعی میان لفظ و معنای آن است. (وحیدیان کامیار،، 1383: 18)

    علاوه بر مطلبی که در بالا ذکر شد یکی از کارکردهای این نوع تکرار می‌تواند بیان دوام عمل یا حالتی باشد که شاعر از آن حرف می‌زند، شاعر از طریق تکرار است که می‌تواند تداوم و استمرار امری را به مخاطب القا کند. این تداوم با تکرار فعل، بیشتر نمود یک ساختار کلامی، این فعل است که بار اصلی معنا و احساس را بر دوش دارد. (علی­پور، 1378: 89) بنابراین تکرار فعل در شعر علاوه بر زیبایی‌آفرینی، تأکید بر تداوم استمرار عمل یا حالتی را نیز القا می‌کند. (روحانی، 1390، 162)

    جدول کلی انواع ردیف‌ها

    11ـ 2ـ ضمیر

    در شعر منزوی تکرار ضمیر به ویژه ضمیر شخصی منفصل، فراوان دیده می‌شود. از میان این ضمایر، ضمیر «تو» و «من» بیش از بقیة ضمایر تکرار شده است که با فضای عاشقانه و توصیف زیبایی معشوق و احوال عاشق متناسب است:

    (همان: 45)

    11ـ 3ـ تکرار حرف اضافه

    تکرار انواع حرف اضافه (از، با، در، به، بر، چون و تا) نیز با بسامد بالا در شعر وی دیده می‌شود:

     (همان: 38)

    11ـ 4ـ تکرار حرف ربط

    تکرار حرف ربط (و و که) و با بسامد کمتر «اگر، نه، را، یا» در تکرارهای نحوی منزوی جایگاه خاصی دارند:

     (همان: 38)

    11ـ 5ـ تکرار صفت

    در ابیات مورد بررسی تکرار صفت پیشین (این، چنان، چنین) و صفت پرسشی (چه) صفت مبهم (هیچ و همه) و تعجبی (چه) را می‌توان دید. این صفت بیان­گر حیرت شاعر در برابر زیبایی معشوق است

     (همان: 43)

    11ـ 6ـ تکرار قید

     (همان: 61)

    11ـ 7ـ تکرار حرف ندا

     (همان: 51)

    11ـ 8ـ تکرار ادات جمع

     (همان: 55)

    12- تکرار واژه از نظر علم معانی

    12ـ 1 ـ تکرار مسند

     (همان: 152)

    این نوع تکرار در 26 بیت یعنی 70/0 درصد به کار رفته است.

    12ـ 2 ـ تکرار مسندالیه

     (همان: 72)

    این نوع تکرار در 24 بیت یعنی65/0 درصد به کار رفته است.

    در این بخش تکرار جنبه توضیحی و تعریفی پیدا کرده است به گونه‌ای که قصد شاعر تنها توضیح و تبیین مطلبی است که قصد دارد با این نوع تکرار به هدف خود دست یابد. منزوی با تکرار، به خوبی به تفسیر و توضیح کلمات «چاه» «سوار» و «زن» پرداخته است و در این خصوص به صورتی عجیب نظریه‌پردازی می‌کند و تمام زوایای آن را توضیح می‌دهد.

    13ـ تکرار واژه از نظر علم بیان

    13ـ 1ـ کلمات مکرر در قالب کنایه‌

    ترکیب کنایی دل سپردن

      (همان: 101)

    نمونه‌های دیگر: پرده برانداختن (232) لب تر کردن(292) داغ داشتن(301) دل پرزدن (302)، آب بر آتش زدن (341) راه نفس بستن (414) دل آزرده شدن (425).

    13ـ2ـ واژه‌های مکرر در قالب انواع استعاره

    (همان: 22)

    دل به دریا زدن (204:2) (205:2) (374:2)

    (همان: 55)

    گل استعاره مصرحه مجرده از معشوق

    13ـ 3ـ تشخیص

    تشخیص عبارت است از جان بخشیدن به اشیا و طبیعت. به این‌ صورت که برای آنها خصوصیات انسانی در نظر گرفته شود. تشخیص یکی از روش‌های مهم ارائة تصاویر زیبا زنده و پویاست. البته جان‌بخشی به تصاویر و اشیا تنها از طریق انتساب آنها به خصوصیات انسانی شکل نمی‌گیرد، گاه تکرار و خلق مضامین گوناگون گرد محور یک کلمه و تصویر، چنان برجستگی به آن می‌بخشد که آن تصویر یا کلمات، به تدریج جان می‌گیرد و تشخّص می‌یابد. تکرار در پیرامون کلمه یا عبارت مکرر، طیف‌های مختلف ایجاد می‌کند که به تدریج بر هم منطبق می‌شود و در کانون خود کلمه‌ای مکرر را شخصیتی زنده و پرتحرک می‌نمایاند. (روحانی، 1390: 159)

     (منزوی، 1387: 55)

    تکرار تشخیص در 38 بیت یعنی034/1 درصد به کار رفته است.

    13_4 _ کلمات مکرر در قالب انواع تشبیه

    (همان: 44)

    این نوع تکرار در 46 بیت یعنی25/1 درصد به کار رفته است.

    14- تکرار واژه از دید سبک‌شناسی

    از دیدگاه سبک‌شناسی تکرار کلمه می‌تواند بیان­گر سبک شخصی باشد. برای نمونه در شعر حافظ کلمات رند، قلندر، پیرمغان مغ، مغ‌بچگان، و... یا مفاهیم زهد ستیزی، طنز، انتقاد، مبارزه با متصوفان، عشق‌گرایی، عرفان، تقابل عقل با عشق، از شاخصه‌ سبکی اوست. از میان صناعات ادبی «ایهام» را شاخص شعری او برآورده‌اند. همچنین تکرار کلمة «آینه» در شعر بیدل دهلوی سبب شده است تا او را «شاعر آینه‌ها» بخوانند. منزوی با تکرار پربسامد، برخی از کلمات را به نام خود ثبت کرده است. از جمله این کلمه‌ها «عشق، چشم، عاشق و بوسه» می‌باشد.

    عشق، عاشق، چشم و بوسه خمیرمایة غزلیات منزوی و مایة تشخص او شاعر برای برجسته کردن یک کلمه یا مضمون با تکرار آن در ابیات مختلف شعر، آن را مهم‌تر جلوه می‌دهد. تکرار باعث تمرکز بیشتر روی یک موضوع خاص می‌گردد و به نوعی به برجسته‌سازی آن کمک می‌کند. البته باید توجه کرد که موقعیت قرار گرفتن کلمه یا عبارت تکرار شونده نیز از اهمیتی خاص برخوردار است، به عبارت دیگر میزان برجسته‌سازی به محل قرار گرفتن آن واژه و عبارت بستگی دارد و قرار گرفتن آن در وسط، ابتدا یا انتهای کلام در میزان برجستگی کلام مؤثر است. (روحانی، 1390: 57)

    در شعر منزوی کلماتی هستند که همواره برجسته هستند. برای نمونه کلمه‌هایی چون «عشق، عاشق، بوسه و چشم» و این کلمه‌ها در شعر او کاربرد چشم­گیری دارند.

    حسین منزوی در اشعارش 489 بار از واژه‌ «عشق» یعنی 31/13 درصد و 152، بار از «چشم» یعنی13/4 درصد و 55 بار از واژة عاشق یعنی 49/1 درصد و 61 بار از کلمه‎‌ «بوسه» یعنی 66/1 درصد استفاده کرده است. وی زندگی بدون عشق را با مرگ یکی می‌داند و عشق را اساس و بنیان حیات می‌داند. هم­چنین عشق را جاودان و ازلی می‌داند. به همین علت بسامد واژه‌ «عشق و عاشق» در شعرش بسیار زیاد است.

    او عشق را چون گل جادویی می‌پندارد که هیچ­گاه پژمرده نمی‌شود:

      (منزوی، 1387: ص61)

    15 _ کاربرد کلمات پر بسامد به صورت متقابل

    تقابل سنگ و آینه

      (همان: 173)

    نمونه‌های دیگر: سنگ و آینه (451:1) (481:1) سنگ و سبو (11: 218) سنگ و شیشه (1: 321) (1: 475)

    در بیت فوق شیشه و سنگ در مصراع اول و دوم تکرار شده است. دل، شیشه است و اندوه، سنگ. تقابل دل و اندوه مانند تقابل سنگ و شیشه حالت شکنندگی دارد. همان‌طور که سنگ می‌تواند شیشه را بشکند، اندوه متقابلأ می‌تواند دل را بشکند و شخص را افسرده نماید. جالب‌تر آن که در مصراع دوم با آرایه‌ عکس گفته که سنگ معشوق به جنگ شیشه بی‌طاقت عاشق ـ که هر لحظه در حال شکستن است ـ آمده است.

    16_ استفاده از اعداد

    عدد یک (37 مورد) عدد دو (34 مورد)  عدد سه (3 مورد) عدد چهار (6 مورد) عدد پنج (1 مورد) عدد شش (1 مورد) عدد هفت (4 مورد) عدد چهل (3 مورد) عدد هفتاد (3 مورد) عدد سی (1 مورد) عدد صد (27 مورد) عدد هزار (28مورد)


    نتیجه

    چنان­که دیدیم شاعران هر قدر در حوزه زبان و واژگان تسلط بیشتری داشته باشند، ابزار آفرینش‌های هنری بیشتری در اختیار دارند. منزوی از این تسلط خود به شیوه‌ای بسیار هنرمندانه بهره برده است و بیشتر آرایه‌هایی که می‌توانسته‌اند مضمونی بیافرینند یا سخن را بیارایند، به فراوانی در اشعار خود به کار گرفته است و مشخص شد که عنصر سازنده‌ همة آرایه‌های لفظی تکرار واک‌هاست که بسیاری از آنها با توجه به ویژگی‌های کاربردی، نام‌هایی چون جناس، تکریر، اشتقاق، قلب، تصدیر، تسمیط، موازنه، ترصیع و... یافته‌اند و گروهی از آنها هم­چنین بی‌نام باقی مانده‌اند، در حالی نقش اساسی آنها در آرایش سخن، انکارناشدنی است. نهایت این که تکرار فراوان هر کدام از واج‌های صامت و مصوت در ابیات، همراه با پسوند شگفت­انگیز و در هم بافته مضامین و مفاهیم، چهره‌ منزوی را به عنوان شاعری توانا و چیره بر زبان، نوشتار و مفاهیم متنوع آنها به نمایش می‌گذارد.

    می‌توان بدین نتیجه رسید که بسامد بالای کلمات در غزلیات منزوی یعنی 98/75 درصد باعت تشخص ایشان گردیده و او را به عنوان یک شاعر صاحب سبک معرفی نموده است.

    .

    منبع مطلب : za.iau-arak.ac.ir

    مدیر محترم سایت za.iau-arak.ac.ir لطفا اعلامیه بالای سایت را مطالعه کنید.

    جواب کاربران در نظرات پایین سایت

    مهدی : نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    مهدی 10 روز قبل
    0

    نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    برای ارسال نظر کلیک کنید